شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, Apr 30, 2005
فرهنگ و هنر
۳۱۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گزارشى از نمايشگاه گروه«رنگ پنجم»
تايپوگرافى شرق و غرب در كنار هم
209295.jpg
چنگيز محمودزاده
اعضاى گروه رنگ پنجم بعد از چهار سال فعاليت، اولين برنامه خود در سال۱۳۸۴ را به نمايشگاهى با عنوان «هم دست» اختصاص دادند كه تا پنجم ارديبهشت در نگارخانه مميزخانه هنرمندان برپا بود.
در اين نمايشگاه علاوه بر ۲۸پوستر اعضاى گروه (ساعد مشكى، بيژن صيفورى، مجيد عباسى و عليرضا مصطفى زاده) ۲۰پوستر از آثار لئوناردوسونولى، گرافيست ايتاليايى و مدرس دانشگاه نيز به نمايش گذاشته شد.
گروه رنگ پنجم پيش از اين يك نمايشگاه ديگر از آثار اعضاى گروه برپا كرده بود و به غير از آن، برگزارى نمايشگاههاى بوف كور و مولوى كه به طور اختصاصى به تايپوگرافى مربوط مى شدند و هنرمندان بسيارى نيز در آنها حضور داشتند در كارنامه اين گروه به چشم مى خورد. نمايشگاههاى فرانس شرايفبوگل، ۴۰+۴۰ (درترانى) و پنجاه پنجاه (در پالرمو) نيز از فعاليتهاى گروه در خارج از ايران است.
اما اين نمايشگاه به آثارى از اين گرافيست ها اختصاص داشت كه ويژه اين نمايشگاه نبود و در گذشته براى مناسبت هاى گوناگون خلق شده بودند. برخى از آنها نيز پيش از اين در نمايشگاههاى ديگر گروه مانند بوف كور مولوى به نمايش درآمده بودند.
با ديدن آثار به نمايش درآمده در هم دست، پنجمين بند از مانيفست گروه به خوبى مشخص مى شود كه در آن تأكيد شده است: «رنگ پنجم، يك گروه است اما هر يك از اعضاى آن ، شيوه و ديدگاه خود را دنبال مى كند.»
براى مثال در هفت پوسترى كه از مجيد عباسى به نمايش درآمده بود، شيوه خاص او در برخورد با حروف در تايپوگرافى، استفاده از فضاهاى خالى در پوسترهاى «بم ميراث پايدار» و «شاهكارهاى نگارگرى ايران» از يك سو و رفتن تا مرز آثارى با حال و هواى انقلابى در اثرى به يادبود كاوه گلستان به چشم مى آيد. اماهمين تأكيد بر استفاده از حروف در آثار ساعد مشكى به شكلى ديگر نمود پيدا مى كند. همان تجربياتى كه اين هنرمند در خلق طرح روى جلد كتابها و آثار فراوان ديگرى داشت در پوسترهاى او نيز مشخص است.
استفاده از فضاهاى خالى نيز در آثار مشكى وجود دارد. اما اين فضاهاى خالى در كارهاى اين هنرمند به شيوه خود او نمود پيدا مى كند و همان خطوط منحنى خاص خود را در بخشهايى از اين فضاها به چشم مى خورد.
مصطفى زاده نيز با شيوه ديگرى به اين فضاها مى پردازد و معمولاً با استفاده از رنگهاى يكدست براى پر كردن آنها استفاده مى كند.
صيفورى، عضو ديگر رنگ پنجم نيز شيوه اى ديگر براى خلق پوستر دارد و فضاهاى خالى در آثارى كه اين بار به نمايش گذاشته است به چشم نمى خورد.
صيفورى درباره برپايى اين نمايشگاه مى گويد: «رنگ پنجم تاكنون نمايشگاههاى بسيارى در ايران و كشورهاى ديگر داشت كه در بيشتر آنها، ما فقط برگزاركننده بوديم و هنرمندان ديگرى نيز حضور داشتند. اين بارتصميم گرفتيم يك بار ديگر آثار اعضاى گروه را به نمايش بگذاريم كه در كنار آن از يك هنرمند شناخته شده ايتاليايى نيز دعوت كرديم.»
لئوناردو سونولى پيش از اين در نمايشگاه «سلف پرتره» كه از سوى رنگ پنجم در نگارخانه الهه برگزار شد نيز با يك اثر حضور داشت.
صيفورى دلايل دعوت از اين هنرمند به ايران را اينطور بيان مى كند: «ايجاد ارتباط بين طراح هاى هم نسل، يكى ديگر از اهداف گروه رنگ پنجم است. سونولى نيز يكى از شاخص ترين طراحان هم عصر ما محسوب مى شود. معرفى آثار و سبك كار اين هنرمند براى دانشجويان وهنرمند جوان مى تواند بسيار مفيد باشد. به همين دليل يك سخنرانى در دانشگاه تهران براى او ترتيب داديم. ديدن يك كار از زواياى گوناگون مى تواندبسيار مفيد باشد و شيوه كار اين هنرمند در تايپوگرافى بسيار متفاوت است. سبك او بسيار مى نيمال است و به همين دليل مى تواند مبحث خوبى براى بررسى محسوب شود.»
او در ادامه مى گويد: «اگر يك هنرمند به شكل ايزوله كار كند، حتى اگر بخواهد شيوه او كاملاً ايرانى باشد، نمى تواند ازنتيجه و رشد كار خود آگاه شود. تمايزى كه در اين نمايشگاه بين آثار ايرانى و هنرمند ايتاليايى ديده مى شود، نكته اى است كه با توجه به آن مى توان به مسائل بسيارى پى برد و نگاه يك هنرمند غربى به بحث تايپوگرافى را در آن ديد.»
اين هنرمند و مدرس دانشگاه كار هنرمندان در قالب يك گروه را بسيار مؤثر مى داند: «هر كدام ازاعضاى رنگ پنجم در آتليه هاى خود مشغول كارهاى شخصى خود هستيم اما توانستيم در قالب يك گروه، نمايشگاههاى موفقى در ايران و خارج از كشور داشته باشيم. در داخل كشور نيز توانستيم با دو نمايشگاه سراسرى و ملى تايپوگرافى به اين بحث، تمركز تازه اى بدهيم. تمام اين اقدامات در راستاى همان هدفى كه در مانيفست خود براى ايجادتحرك در فضاى گرافيك كشور تعريف كرده ايم انجام مى شود. ما بازتاب اين روند را به شكلى بارز در نمايشگاههاى خارج از كشور ديديم.»
ساعد مشكى نيز در باره نتايج فعاليتهاى گروه رنگ پنجم با توجه به اهدافى كه براى خود تعيين كرده اند، مى گويد: « نمى توان پس از چهار سال كار ، به نتايجى قطعى در اين رابطه رسيد و مدت زمان بيشترى احتياج است. اما فكر مى كنم بحث ايجاد تحرك در فضاى گرافيك كشور با دو نمايشگاه تايپوگرافى كه برگزار شد تاحدودى به نتيجه رسيده است. از سوى ديگر ، شايد ما نخستين گروهى باشيم كه در كشور به شكل اختصاصى به گرافيك مى پردازيم ، چهار سال دوام آورده ايم و نمايشگاههاى موفقى نيز در كارنامه خود داريم.»
مشكى نيز هدف اصلى از برپايى نمايشگاه هم دست را آشناكردن دانشجويان با ديدگاه هنرمندان كشورهاى ديگر عنوان مى كند: «هركدام از اعضاى گروه فقط هفت پوستر براى نمايشگاه انتخاب كردند. در واقع مى خواستيم فضاى بيشترى براى نمايش آثار سونولى فراهم شود تا دانشجويان با كارهاى او آشنا شوند. البته در ابتدا چند گرافيست را براى دعوت به ايران در نظر گرفته بوديم اما درنهايت به اين نتيجه رسيديم كه اين هنرمند ايتاليايى به دليل به روز بودن، مطرح بودن در عرصه جهانى و كار تخصصى بر روى تايپ مى تواند بهترين گزينه باشد.»
لئوناردو سونولى در سال ۱۹۶۲ در تريست ايتاليا متولد شد. او پس از دريافت مدرك هنرى از مركز Superiore Industrie Artistiche di urbino به كار در استوديوى تاسينارى وتا پرداخت . يكى از افتخارات اين هنرمند برعهده گرفتن مديريت هنرى پنجاهمين دوسالانه ونيز در سال ۲۰۰۲ است.
پوسترهاى اين هنرمند گرافيست هم اكنون در مجموعه هاى موزه لوور، كتابخانه ملى فرانسه، موزه هنرهاى دكوراتيو زوريخ، موزه هنر مدرن سانفرانسيسكو و دانشگاه ايالتى كولورادو نگهدارى مى شوند. آثارى كه ازاين هنرمند در ايران به نمايش در آمدند، بيشتر بر تايپوگرافى تأكيد داشتند. درواقع دغدغه اصلى او ، حروف الفبا هستندكه در سخنرانى خود در دانشگاه تهران نيز براين نكته تأكيد شد.
سونولى در آثار خود، هر بلايى بر سر حروف الفبا مى آورد؛ آنها را به شكل قطعات فلزى، سنگ نگاره، حروف پانچ تصوير مى كند. يا اينكه با طراحى هريك از حروف به شكل سه بعدى، آنها را در يك جدول تناوبى كه يادآور جدول «مندليوف» است جاى مى دهد.
اين هنرمند، پوسترى براى يك برنامه دركشور چين طراحى كرده بود كه در آن با بريدن بخش هايى از پوستر ، دست به خلق حروف الفبا زد و اين كار را در اعتراض به تايپوگرافى هاى بدون مفهوم انجام داد. حتى براى خلق پوسترهايى در يادبود تايپوگراف ها و گرافيست هاى موردعلاقه خود نيز بيش از هرچيز بر روى حروف اسم آنها مانور مى دهد و با نوشتن نام آنها و بازى با حروف، دست به خلق آثار خود مى زند.
يكى از آثار جالب سونولى دراين نمايشگاه، پوسترى بود كه براى تولد دومين فرزند خود دست به خلق آن زد. جذابيت اين سوژه باتوجه به شيوه كار هنرمند نشان دهنده نگاه طنز هنرمند است. سونولى با به كاربردن نام خود، همسر و دو فرزندش و نشان دادن ساعت و دقيقه تولد فرزند دوم خود و قد و وزن او در هنگام تولد با عقربه هايى مانند نمايشگر ترازوها دست به خلق پوسترى زده است كه بسيار متفاوت از ديگر آثار او به نظر مى رسد.
اما در مجموعه آثار او مى توان به ذهنيت هندسى و رياضى وار هنرمند در برخورد با حروف الفبا پى برد. حتى در برخى موارد در كار بر روى حروف تا آنجا پيش مى رود كه آنها را به شكل پيچ و مهره ها تصوير مى كند. ديدگاههاى مينى ماليستى اين گرافيست نيز در آثارى كه به سوى تبديل حروف به اشكال هندسى پيش مى رود به خوبى قابل مشاهده است.
صيفورى در باره تفاوت آثار سونولى باتايپوگرافى هاى ايرانى معتقد است: «تايپوگرافى ايرانى و غربى از دو آبشخور مجزا سرچشمه مى گيرند. تايپوگرافى ايرانى، فرهنگ و سابقه طولانى خوشنويسى را در پشت سر دارد. خط و خوشنويسى در ايران و نوع نوشتار، اتصالات و نقشى كه نوشتار داشت ، بسيار متفاوت از نقش آن در كشورهاى غربى است. خوشنويسى در ايران حتى گاهى اوقات نقش قدسى و معنوى نيز پيدا مى كند كه در نگارش كتاب مقدس و متون مذهبى كاملاً نمود پيدا مى كند.»
اين گرافيست در ادامه مى گويد: «از سوى ديگر آنچه درهنر نقاشى يامجسمه سازى غربى تحت عنوان تجريد معنى پيدا مى كند در ايران در همان قالب خوشنويسى و خط مفهوم مى يابد. به همين دليل تايپوگرافى ايرانى از منبعى تغذيه مى شود كه مشابه آن در غرب وجودندارد. تايپوگرافى دركشورهاى غربى ، بسيار هندسى است اما در اينجا براساس تلفيقى از قواعد و حس و حال شكل مى گيرد.»
ساعد مشكى نيز دراين باره اعتقاد دارد: «تفاوت اصلى در نمايشگاه هم دست اين بود كه سونولى با تايپ لاتين كار مى كند و آثار ما براساس مكتب شرقى است. اين تفاوت باتوجه به حضور اين هنرمند در شمال ايتاليا و گرايشى كه به مكتب سويس دارد، كاملاً طبيعى است. شيوه تايپ حروف، دغدغه اصلى اين هنرمندان محسوب مى شود و با توجه به امكانات بيشترى كه در استفاده از حروف لاتين دارند و برخوردارى از نگرش و سابقه اى طولانى ، حداقل تاكنون از ما جلوتر هستند. اما درهمين نمايشگاه نيز اگر دقت مى كرديد ، مشخص بود كه كار تصويرسازى هنرمندان ما بسيار شاخص است.
هربرت لخبر در باره همين تفاوت ها ، زمانى كه نمايشگاه تايپوگرافى بوف كور درخارج از كشور برگزار مى شد، نوشت: «متأسفانه الفباى غيرلاتين در دنياى تايپوگرافى معاصر ناديده گرفته مى شود. طراحى گرافيك در غرب براساس الفباى لاتين شكل گرفته است كه جزيى از فرهنگ غرب محسوب مى شود و بيانگر حس و حال آن است. در يافتن تفاوت حروف چينى ، ژاپنى و كره اى براى چشمان ما مردمان مغرب زمين دشوار است و همين دشوارى در تمايز الفباى عربى نيز وجود دارد.
تايپوگرافى فارسى به تايپوگرافى عربى نزديك است اما روند رشد و توسعه اى كاملاً متفاوت دارد. شيوه همنشينى كلمات، نوع نگارش آنها و تاريخ و سنت هنر خوشنويسى در ايران به شكل چشمگيرى متفاوت و مجزا است. نوشته هاى فارسى بر روى ظروف چينى و دست ساخته ها نمونه خوبى براى اين تمايز محسوب مى شوند . اما نوشته هايى كه بر روى ديوار ساختمانهاى ايران مشاهده مى شوند، عموميت فراگير آن را نشان مى دهند. پايه هاى قدسى اين هنر به خلق فرم هاى زيباشناختى يگانه اى كمك مى كند كه از پس گذر قرنها به بازيابى زيبايى چشمگيرى منتهى مى شود. اما اين فرم هنرى پرسش هاى مهمى را نيز در باره خود مطرح مى كند: آيا مى توان اين نوع سنت را معادل با تايپوگرافى دانست؟ آيا حروفى كه در ماشين هاى تايپ و كامپيوترها استفاده مى شوند،شكل صحيحى از تايپوگرافى محسوب مى شوند؟ آيا مى توان تايپوگرافى ايرانى را با آنچه در غرب وجود داردمقايسه كرد؟ پاسخ اين سؤالات هرچه باشد ، آنچه باقى مى ماند، شكلى از ارتباط نوشتارى سحرانگيز است كه با وجود ناآشنابودن آن براى ما با استفاده از هماهنگى و بى نقصى در تصاوير بصرى، چشم انداز تازه اى را به روى ما باز مى كند.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |