شنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, Apr 30, 2005
مهرگان
۳۱۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره بهرام مبشر
تصوير
ژرف كهكشان
بهرام مبشر كيهان شناس مشاهداتى، متولد تهران ۱۳۳۷
-  اخذ كارشناسى ارشد و دكتراى كيهان شناسى رصدى در دانشگاه دورهام انگلستان
-  اخذ ليسانس مهندسى اپتوالكترونيك كالج سلطنتى لندن
-  ديپلم مهندسى ميكروويو از دانشگاه لندن
-  هشت سال تدريس در كالج سلطنتى لندن به عنوان استاد
-  عضو عالى مؤسسه علوم تلسكوپ فضايى وابسته به سازمان ناسا (تلسكوپ هابل)
-  نماينده سازمان فضايى اروپا (ESA) در سازمان تلسكوپ فضايى
- مسؤول آشكارساز nikmouse تلسكوپ فضايى هابل
-  عضو اصلى تيمى كه توسط تلسكوپ فضايى هابل توانست تصوير فراژرف كهكشان را براى نخستين بار به تصوير بكشد
-  عضويت در تيمى كه موفق به تصوير كشيدن موقعيت تغيير كهكشان هاى كوچك شده است۲
209304.jpg
كيوان آرام: نام بهرام مبشر و شهرت او با شهرت و معروفيت تلسكوپ فضايى «هابل» پيونده خورده است. چندى پيش كه تلسكوپ فضايى «هابل» عميق ترين نما را از جهان پيرامون زمين به تصوير كشيد، نام «بهرام مبشر» هم در محافل علمى بر سر زبان ها افتاد. اين تلسكوپ توانسته بود تصوير «فراژرف»ى را براى نخستين بار جهت مطالعه نخستين كهكشان ها به دانشمندان علم نجوم تقديم كند. اين تصوير فرضيه هاى تكامل كيهان را با چالشى اساسى مواجه كرد. به طورى كه دانشمندانى كه اين تصوير را مطالعه مى كنند آن را سؤال برانگيز و يك معماى واقعى توصيف كرده اند.
اما براى بيشتر شناختن «بهرام مبشر» بايد به مرور مشاهدات او بپردازيم. چه بر اساس اين مشاهدات جديد، نوارى از ستارگان به طول ۵۰۰ هزار سال نورى كشف شد كه طولانى ترين نوار ستاره اى حاصل از برخورد ۲ كهكشان تاكنون به شمار مى رود. اين نماى منحصر به فرد كه توسط يك تيم بين المللى از اخترشناسان و توسط رصدخانه «سوبارو» به ثبت رسيده است، گام مهمى در درك تحول كهكشان ها به حساب مى آيد. اين تصوير بى سابقه كه ژرف ترين نگاه بشر به جهان و سرآغاز پيدايش آن است، با مشاركت يك دانشمند ايرانى تهيه شده كه بخش عمده طراحى و تهيه اين تصوير را بر عهده داشته است. اين دانشمند ايرانى كه نماينده سازمان فضايى اروپا (ESA) درناسا و مسؤول آشكارساز nikmouse تلسكوپ فضايى هابل نيز هست كسى نيست جز «بهرام مبشر».
بهرام مبشر در سال ۱۳۳۷ در تهران متولد شد، ديپلم رياضى اش را از دبيرستان البرز و ليسانس فيزيك اش را از مدرسه عالى پاريس دريافت كرد و پس از آن به انگلستان رفت و كارشناسى ارشد و دكتراى كيهان شناسى رصدى را در انگلستان خواند. او در حين دوره فوق ليسانس مهندسى اپتوالكترونيك را نيز گذرانده است. همچنين در همين دوران ديپلم مهندسى «ميكروويو» را از دانشگاه لندن اخذ و پس از آن مدت ۸سال در اين دانشگاه (كالج سلطنتى) به تدريس و تحقيق اشتغال داشت و از چند سال قبل در انستيتو تلسكوپ فضايى هابل درناسا فعاليت دارد. او در حال حاضر نماينده سازمان فضايى اروپا (ESA) درناسا و مسؤول آشكارساز nikmouse تلسكوپ فضايى هابل است. تلسكوپ فضايى هابل كه در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۰) به فضا پرتاب شده طبق برنامه ريزى اوليه بايد تا سال آينده بازنشسته شود اما نقش بى بديل اين تلسكوپ در پيشبرد اكتشافات نجومى و جايگاه منحصر به فرد آن كه فراتر از يك تلسكوپ به عنوان موهبتى همگانى و استثنايى علمى و آموزشى براى پيشبرد دانش بشرى ايفاى نقش كرده، در كنار توانايى هاى منحصر به فرد آن در اخترشناسى فرابنفش و نورمرئى و نبود جايگزينى براى آن حداقل تا سال ،۲۰۱۱ تصميم گيرى درباره ادامه كار تا پايان فعاليت اين ابزار كارآمد كاوش هاى كيهانى را در كانون توجه اخترشناسان و مسؤولان فضايى آمريكا قرار داده است.
بهرام مبشر از روزگار كودكى اش مى گويد و اينكه از كودكى هواپيماها را در آسمان جست وجو مى كرد به اميد اينكه روزى سوار بر يكى از آنها آنقدر بالا برود كه به ستاره ها برسد. وقتى از او درباره پروژه هاى مدنظرش سؤال مى شود پاسخ مى دهد: «چندين پروژه تحقيقاتى به موازات هم در حال انجام دارم. يكى از آنها طرح «گودز» يا goods: (great abservatory origin deep survey)) است.
در اين طرح با استفاده از تلسكوپ هاى بزرگ زمينى و فضايى انواع داده ها در طول موج هاى متفاوت جمع آورى شده اند، از هر طول موج اطلاعات خاصى استخراج مى شود كه پس از تركيب همه آنها يك تصوير چند بعدى از كهكشان ها يا جهان به دست مى آيد. از روى اين تصوير ها مى توان پارامترهاى كيهان شناسى از جمله بازيابسته بودن جهان، آينده جهان، چگونگى شكل گيرى كهكشان ها و غيره را اندازه گيرى كرد. پروژه بعدى او، بزرگترين طرح اوست كه با استفاده از تلسكوپ  هابل انجام مى شود. اين طرح درباره خوشه هاى كهكشانى است و به سؤال «چگونه خوشه هاى كهكشانى در مقاطع مختلف زمانى در طول عمر جهان به وجود آمده اند؟» جواب مى گويد. طرح ديگرش مشاهدات فراژرف هابل يا (UDF: Ultra Deep Field) است. عميق ترين تصويرى كه تا به حال بشر از جهان گرفته است. او مى گويد: «در اين پروژه مى توان دورترين نقاط جهان را مشاهده كرد و آن قدر دور رفت كه به ابتداى جهان رسيد. زيرا هر چه در آسمان به دور دست ها برويد در حقيقت به زمان عقب رفته ايد. با استفاده از طرح فراژرف به كهكشان هايى رسيده ايم كه نور ساطع شده از آنها به ما بر مى گردد كه جهان تنها ۱۰ درصد عمر فعلى اش را داشته! يعنى به كهكشان هايى رسيده ايم كه بسيار جوان هستند؛ دور ترين كهكشان هايى كه تا به امروز بشريافته است و با استفاده از آنها مى توان سير تحول كهكشان ها را مطالعه كند. من زمانى را مطالعه مى كنم كهكشان ها در آن زمان بسيار جوان بوده اند.»
از كارهاى جالب بهرام مبشر و تيم او تخمين سن جهان است. آيا او توانسته سن جهان را حدس بزند؟ مى گويد: بله! طبق اندازه گيرى ها طول سن عالم بر حدود ۱۴ ميليارد سال مى رسد و با توجه به «ابرنواخترها» پارامترهاى كيهانى را نيز مى توان اندازه گرفت و متوجه شد كه جهان باز است يا بسته.
بهرام مبشر على رغم آنكه در زمينه شكل گرفتن كهكشان ها وتحولات آنها در طول عمر جهان و بررسى علمى گذشته و آينده جهان مشغول تحقيق بوده است و بيش از ۲۰ سال را در اروپا و آمريكا گذرانده است، اما هنوز هويت ايرانى خود را حفظ كرده است و از اين كه بسيارى از ايرانيان هنگام مهاجرت در فرهنگ غربى تحليل مى روند، يا رنگ مى بازند بسيار متأثر است. او كه در مؤسسه علوم فضايى از موقعيت بسيار شايسته اى برخوردار است مى گويد: «من هيچ گاه خود را دور از وطن ندانسته ام و آرزوى برگشتن به ايران را هميشه داشته و دارم.»
او كه نامش با «هابل» پيوند خورده است درباره اين ابرتلسكوپ مى گويد: «هابل نياز به تعميراتى دارد و همچنين دستگاه هاى موسوم به «جايروسكوپ» كه جهت تلسكوپ را در فضا مشخص مى كند و به وسيله آنها مى توانند تلسكوپ را به جهات مختلف بچرخانند و همچنين باترى هايى را كه عمرشان به پايان رسيده، بايد تعويض شوند و علاوه بر آن بايد دو دستگاه جديد روى هابل گذاشته شود كه قدرت ديد آن را چند برابر مى كند و اطلاعات بيشترى از آن قابل دريافت خواهد بود. تا پيش از سانحه انفجار شاتل فضايى كلمبيا قرار بود كه شاتل با پرواز به هابل تعميرات مختصرى را در حد تعويض برخى ابزارهاى فرسوده كه عمر مفيد آنها به پايان رسيده، انجام بدهد كه بعد از حادثه كلمبيا قرار شد تعمير هابل به وسيله يك سيستم روباتيك كه در حال حاضر مراحل آخر ساخت را طى مى كند، انجام شود؛ ولى به هر حال هنوز تصميم قطعى در اين زمينه گرفته نشده و احتمال دارد پرواز شاتل و اعزام فضا نوردان صورت بگيرد و تحقيق درباره استفاده از هر دوروش ادامه دارد.»
چرا تحقيق در رشته نجوم در ايران با مشكل مواجه مى شود؟ چه اقداماتى مى توان در اين باره انجام داد؟ پاسخ بهرام مبشر خواندنى است. او مى گويد: «كمبود امكانات و راه هاى انتقال علوم جديد به كشور از عمده ترين دلايل بروز اين مشكلات هستند. آخرين علوم انتقال يافته مربوط به دهه هاى ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰ ميلادى است كه افرادى در رشته هاى مختلف نجوم مانند اختر شناسى و كيهان شناسى تحصيل كرده اند و اين دانش ها را به ايران انتقال داده اند.
209307.jpg
در حالى كه امروزه علوم جديد تغيير يافته اند و قابل مقايسه با علوم قديمى نيست. افراد محدودى در مقاطع و رشته هاى مختلف در ايران هستند كه مى توانند ايده هاى جديد را به  دانشجويان ما انتقال دهند كه به نظرمن محدود بودن رابطه ميان افراد متخصص داخلى و خارجى اين مشكل را تشديد كرده است. در حالى كه مى توان با ارسال دانشجويان به كنفرانس هاى بين المللى و ورود محققان خارجى به دانشگاه ها دانشجويان را با شيوه هاى جديد كيهان شناسى و... آشنا كرد و اقدام مؤثرى در حل اين مشكل انجام داد.»
او اطلاع رسانى از طريق سايت هاى اينترنتى، برگزارى سمينارها و مطبوعات را عامل مهمى براى ترويج و اشاعه اطلاعات در سطح عمومى جامعه ايران مى داند و مى گويد: «اين كه حداقل در هفته يك يا چند مرتبه يك مطلب علمى هرچند كوچك به زبان ساده و قابل فهم براى غيرمتخصصان نگارش شود بسيار تأثيرگذار است. برگزارى سخنرانى هاى عمومى براى مردم درباره مسائل عمومى مختلف در فرهنگسراها سبب ارتقاى سطح علمى مردم مى شود. شايد نقش راديو و تلويزيون در اين ميان از همه مهمتر باشد. زيرا افراد علاقه مند به دانستن مسائل علمى مختلف مى توانند هنگام رفتن به سركارشان در اتومبيل يا هنگام كار در خانه به راحتى به راديو گوش دهند. درحالى كه همين افراد شايد هرگز نتوانند به فرهنگسراها بيايند و يا روزنامه بخوانند. صحبت در اين باره بسيار حائز اهميت است. چرا كه انتقال علم به درون جامعه سبب درك بهتر و ايجاد تفكر علمى در ميان مردم عامى است.»
همانطور كه نوشتم يكى از دغدغه هاى اصلى بهرام مبشر ايران است و وضعيت علمى آن. او در اين باره مى گويد: «حساسيت من در ترويج علم در كشور خودم بسيار بيشتر است. به همين دليل سعى مى كنم مرتب به ايران سفر كنم تا با دانشجويان و علاقه مندان به نجوم ديدار كنم و با حضور در سمينارهاى دانشگاه ها با دانشجويان كه به اين رشته علاقه مندند ملاقات و صحبت مى كنم. البته در سخنرانى ها سعى دارم تا صحبت هايم را با اشعار شعرا و فلاسفه ايرانى مثل مولانا، سعدى و ... تطبيق دهم تا از خشك بودن علم بكاهم. در سفر به كشورهاى اروپايى نيز مسائل علمى را به زبان ساده و منطبق با طرز فكر فلاسفه قديمى آنها مطرح مى كنم تا جالب و قابل فهم براى همه باشد. اما نكته اى كه در اين گونه موارد بايد بسيار دقت كرد، تغيير ندادن مفهوم مطالب علمى است تا مبادا مردم از مسائل علمى برداشت هاى غلطى نداشته باشند و به خرافه كشيده نشوند! اين بخش كار بسيار مشكل است زيرا فكر تك تك مردم را نمى توان كنترل كرد.» گرچه بهرام مبشر معتقد است كه خرافه در علم جايى ندارد، اما مى گويد: معضل ما مربوط به سوءتفاهم هاى علمى است كه سبب مى شوند مردم مسائل علمى را اشتباه بفهمند. براى نمونه آنچه مردم از يوفو (Ufo= Unknown flying object) به غلط مى دانند، خرافه نيست بلكه مفهوم نادرست اين تكنولوژى است. مدت ها پيش يك راننده تاكسى در ايران به محض آن كه متوجه شد من منجم هستم از من پرسيد، معنى هفت آسمان چيست؟ در حقيقت هفت آسمان وجود ندارد. ذهنيت او از هفت آسمان همان اصطلاحاتى است كه در تاريخ و ادبيات ما وجود دارد و نمى توان اسمش را خرافه گذاشت. اما مهم است بدانيم مبارزه نكردن با همين سوءتفاهم ها سطح علمى جامعه را پايين مى آورد.
بهرام مبشر معتقد است سطح علمى مردم ايران و كشورهاى طراز اول علمى دنيا مثل آمريكا، انگليس و ... يكسان است. تنها تفاوت موجود، تفاوت فرهنگى است. او مى گويد: «حتى مى توانم بگويم سطح علمى مردم ايران بالاتر از سطح علمى مردم آمريكاست. البته بدون درنظر گرفتن بعضى از ايالت ها، اگر مقايسه در سطح جهان در محدوده سنى ۲۰ تا ۳۰ سال باشد، حدود بيش از ۸۰ درصد ستاره شناسان آماتور ايرانى جوان هاى زير ۳۰ سال هستند درحالى كه حدود ۸۰ درصد اين منجمان بالاى ۶۰ سال، سن دارند. با داشتن چنين استعدادهايى در ايران بايد سعى كنيم آنها را درست تربيت كنيم تا به آنها كمك شود در اين راه به اشتباهات علمى و خرافه نرسند. آنها را به سمتى سوق دهيم كه در مورد مسائل علمى جديد فكر كنند نه در مورد مطالبى كه سالها پيش كه در كتاب هاى قديمى نوشته شده اند.»
او ضعف اصلى عقب ماندگى علوم در ايران را عدم مديريت علمى در كشورمان مى داند و مى گويد: «مشكل اصلى ما بى سوادى با سوادهاى ماست. در ايران افرادى كه خود را باسواد مى دانند درحقيقت بى سواد هستند و مديران، مديريت علمى را نمى شناسند. چكيده كلام آنكه كار دست كاردان نيست. همه خودشان را متخصص مى دانند در حالى كه يك شبه نمى توان متخصص تمامى علوم شد. درحال حاضر مى خواهيم رصد خانه ملى بسازيم كه در شرايط خوب ۵ سال ديگر آماده مى شود. اما بايد دانست هدفمان از برپايى اين رصدخانه چيست؟»
افتخار كردن به ايرانى بودن اصلى ترين عضو مجموعه فضايى هابل اگرچه شيرين اما غمناك است كه مه و خورشيد و فلك در كارند تا او و امثال او از ايران بگريزند و به دامان ديگران پناه برند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |