دوشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Mon, May 2, 2005
فرهنگ و هنر
۳۱۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
نگاهى به فيلم مترجم آخرين ساخته سيدنى پولاك
نگاهى به موج تازه فيلم هاى سياسى در آمريكا
نگاهى به فيلم مترجم آخرين ساخته سيدنى پولاك
تجربه سينمايى تازه
در سازمان ملل متحد
209568.jpg
ترجمه: اميررضا نورى زاده باكس آفيس ،آوريل ۲۰۰۵

فيلمهاى تريلر جنايى از جمله مهمترين ژانرها در جريان اصلى سينماى امروز محسوب مى شوند و فيلمسازان به دنبال داستانهايى هستند كه بتوانند تماشاگران را تا قبل از حل معما در پايان فيلم دو ساعت در صندلى هاى سينما بنشانند. فيلم مترجم ساخته سيدنى پولاك با بازى نيكول كيدمن و شون پن از اين دسته فيلمهاست كه البته وجه مشخصه ديكرى را نيز در بين فيلمهاى مشابه دارد. بخش اعظم داستان اين فيلم در داخل ساختمان سازمان ملل مى گذرد، مكانى كه تا به حال هيچ فيلمسازى اجازه فيلمبردارى در آن را نيافته بود و حتى آلفرد هيچكاك زمانى كه قصد داشت سكانس هايى از فيلم شمال از شمال غربى با بازى كرى گرانت و اوامارى سنت را در ساختمان سازمان ملل فيلمبردارى كند، با پاسخ منفى مقامات سازمان ملل مواجه شد. گرچه ساختمان سازمان ملل در شرق مانهاتان در نيويورك واقع شده ولى محوطه و زمين آن در سال ۱۹۴۶ رسماً به عنوان يك محدوده بين المللى معرفى شد و به همين دليل حضور تيم فنى و بازيگران فيلم مترجم در آن ساختمان به منزله سفر به يك كشور خارجى محسوب مى شود.
از بين ۱۹فيلمى كه تا به حال سيدنى پولاك كارگردانى كرده است، ۴۶ نامزدى اسكار نصيب او و ساير عوامل فيلم شده كه از بين آنها فيلم خارج از آفريقا جايزه بهترين فيلم اسكار را دريافت كرد و پولاك براى فيلمهاى توتسى و آنها به اسبها شليك مى كنند نامزد دريافت اسكار بهترين كارگردانى بود. او با ژانر تريلر جنايى غريبه نيست و فيلمهاى موفقى در اين ژانر از جمله شركت و سه روز كندر را داشته است. پولاك در اشاره به فيلمنامه مترجم يادآور مى شود كه دو سال قبل اولين نسخه فيلمنامه نوشته چارلز راندولف را خوانده است و آن را فيلمى متفاوت از آثار مشابه يافته است. وى ادامه مى دهد، من به سراغ مسؤولان شركت وركينگ تاتيل رفتم و با كوين شير مدير اين شركت صحبت كردم. در آن زمان چارلز راندولف قصد داشت سراغ فيلمنامه ديكرى برود و به همين دليل وقت محدودى داشت و من ناچار شدم ظرف يك ماه با او فيلمنامه را بازنويسى كنيم و بعد به سراغ اسكات فرانك رفتم و او پنج ماهى مشغول بازنويسى فيلمنامه بود ولى نسخه او نيز مرا راضى نكرد و من به ناچار به سراغ استيوزيليان رفتم. من در اولين فيلم او به نام يك اقدام مدنى بازى كرده بودم و او را خوب مى شناختم. او در آستانه شروع فيلمبردارى كار جديدش همه مردان شاه (با بازى شون پن و كيت وينسلت) بود و به من گفت كه فقط چهار هفته فرصت دارد اما در نهايت با من همكارى كرد. اما من در خلال اين مدت اقدام به انتخاب بازيگرانم كردم و در واقع فيلمنامه اى براى ارائه به آنها نداشتم و فقط ايده فيلمنامه اصلى را با آنها مطرح مى كردم. من سابقه چنين كارى را داشتم ولى اكثر آنها با رابرت ردفورد بود و من با او به مشكل برنمى خوردم چون سابقه همكارى زيادى داشتيم. من به شون پن گفتم كه فيلمنامه اى ندارم ولى مى توانم فضاى داستان و افكارم در مورد شخصيتها و... را به او منتقل كنم و فيلمنامه اوليه را در اختيارش بگذارم كه البته بخشهايى از آن عوض شده است.نيكول كيدمن نيز از همان ابتدا موافقت خود را براى بازى در فيلم اعلام كرد بدون اينكه حتى سؤالى در مورد فيلمنامه داشته باشد.
در فيلم مترجم ساختمان سازمان ملل خود يكى از شخصيتهاى اصلى محسوب مى شود و دنياى كريدورهاى آن براى اولين بار به رخ تماشاگر كشيده مى شود. در فيلم شمال از شمال غربى هيچكاك پس از عدم موفقيت در راهيابى به داخل ساختمان، در چند نماى خارجى ساختمان را به تصوير كشيد و از يك دوربين مخفى براى ضبط تصاوير بالا رفتن كرى گرانت از پله ها براى ورود به ساختمان استفاده كرد و صحنه قتل يك ديپلمات كه كرى گرانت منتظر او بود نيز در استوديو تهيه شد. پولاك در مورد نحوه اعطاى اجازه به او براى فيلمبردارى از سازمان ملل مى گويد: من بيشتر به دنبال راهى بودم تا بتوانم با كوفى عنان دبيركل سازمان ملل متحد ديدارى داشته باشم. به ما هم گفته شده بود كه حق فيلمبردارى از آنجا را نداريم و براى مدت طولانى همه ما اين مسائل را پذيرفته بوديم و حتى من به كانادا سفركردم و مقدمات ايجاد نماهاى داخلى سازمان ملل با استفاده از جلوه هاى ويژه را آماده كردم ولى اين نماها مرا به هيچ عنوان راضى نمى كردو از طرفى هم احساس مى كردم كه همه به شكل بوروكراتيك و اتوماتيك دراين مورد به ما پاسخ منفى مى دهند و اين اصلاً براى من قابل درك نبود. ولى ما دليل خاصى براى ورود به آنجا نداشتيم تااينكه سرانجام موفق شدم براى ۳۰دقيقه ملاقات با كوفى عنان وقت بگيرم. من به او گفتم كه قصد ساخت فيلم هنرى درباره سازمان ملل ندارم و اين يك فيلم تريلر پرخرج هاليوودى است كه موضوع اصلى آن رودررويى ديپلماسى در برابر خشونت است و يك شخصيت اصلى داستان به دليل باور ديپلماسى خشونت را كنار مى گذارد و اين مى تواند در راستاى سياست هاى سازمان ملل باشد.
عنان به من گفت كه موضوع را بررسى مى كند و چون از كمبود وقت من مطلع است هرچه زودتر به من پاسخ خواهد داد ولى بعد از سه هفته پاسخ مثبت داد و حاضر شد تا برخى لوكيشن ها را در روزهاى عدم فعاليت دراختيار ما قراردهد.
سازمان ملل نمى توانست پولى از اين بابت از ما دريافت كند چون يك مؤسسه تجارى نيست ولى چون ما فقط در تعطيلات آخر هفته اجازه كار در آنجا را پيداكرده بوديم، بايستى هزينه تمامى پرسنل و امكانات دراين روزها را پرداخت مى كرديم كه تقريباً معادل هزينه ساخت دكورهاى سازمان ملل بود ولى ما اين مسأله را پذيرفتيم و كار را پيش برديم. پولاك درمورد كار در داخل ساختمان سازمان ملل متحد مى گويد: اين ساختمان بسيار زيباست و زمينه هاى خلاقيت زيادى براى فيلمبردار و سينماگر در آن وجوددارد و مملو از زوايا و نماهاى اتاقهاى گوناگون است و برخى از اين اتاقها واقعاً تكان دهنده هستند چرا كه طراحى منحصر به فردى دارند. كار در اين ساختمان همچون ديدار از يك كليساى باشكوه بود. براى مثال يك اتاق امن براى ديپلمات ها وجوددارد كه چندقدمى با محل برگزارى مجمع عمومى سازمان ملل فاصله دارد و ما يكى از صحنه هاى كليدى فيلم را در آنجا فيلمبردارى كرديم.
اين اتاق دقيقاً به همان شكلى است كه شما در فيلم مشاهده مى كنيد و ما فقط مقدارى از وسايل داخل آن را تغييرداديم و كليه نماها مربوط به ورود و خروج افراد درمحل فيلمبردارى شده است.
اما پولاك در فيلم خود نقش كوتاهى را به عنوان رئيس بخش محافظت ديپلمات هاى خارجى ايفامى كند.
او يكى از دلايل اين امر را صرفه جويى در صرف بودجه عنوان مى كند و تأكيد مى كند كه اگر قصدداشت هنرپيشه اى را براى اين نقش داشته باشد بايستى حداقل نيم ميليون دلار دستمزد به او پرداخت مى كرد. درحالى كه از برنامه فيلمبردارى عقب افتاده بود و از لحاظ بودجه هم تحت فشار قرارداشت.
اين نخستين بار نيست كه پولاك در نقش فرعى در فيلمى حضور مى يابد. او پيش از اين درچند فيلم مطرح ازجمله زنان و شوهران از وودى آلن، چشمان كاملاً بسته از استنلى كوبريك (درنقش تاجر راهنماى شخصيت تام كروز و نيكول كيدمن) و فيلم كلاسيك خودش توتسى (درنقش مدير برنامه هاى شخصيت داستين هافمن) حضور داشته است.
نگاهى به موج تازه فيلم هاى سياسى در آمريكا
سياست هنوزهم پرطرفداراست
209598.jpg
شون پن در فيلم ترور ريچارد نيكسون نقش ساموئل بيكد را ايفا مى كند كه تصميم گرفت تا يك هواپيماى مسافربرى را ربوده و آن را به كاخ سفيد بكوبد. همانگونه كه پن در كنفرانس مطبوعاتى در تورنتو به حاضران يادآورى كرد، اين فيلمنامه قبل از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نوشته شده و براساس حوادث واقعى بود، كه در سال ۱۹۷۴ رخ داد. وى در آن كنفرانس عنوان كرد: وقتى از اين داستان اطلاع داشته باشيد گفته هاى كاندوليزا رايس برايتان بامزه مى شود كه گفته بود: چه كسى فكر مى كرد حادثه ۱۱ سپتامبر اتفاق بيفتد؟ آن هم در شرايطى كه اف بى آى و سيا دهها بار اين پرونده را بررسى كرده بودند. شون پن كه همراه با توليد اين فيلم دو سفر جنجالى به بغداد داشت، چندان با كاخ سفيد سرسازش ندارد. اما همين سوژه انتقادى باعث شد تا فيلم فقط در يك صدسالن تنها در آمريكا به اكران درآيد و البته فيلم توزيع كننده  اى در آمريكا نيافت. ترور ريچارد نيكسون يادآور فيلم هاى سياسى جنجالى است كه درفاصله سالهاى ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۶ ساخته شد و به نظر مى رسد كه پس از ۳۰ سال سياست بار ديگر بايستى در فيلم هاى آمريكايى مطرح شود و موفقيت فيلم فارنهايت ۹‎/۱۱ در گيشه هم نشان داد كه بازارى براى اين گونه فيلمها وجود دارد و از طرفى جريان اصلى رسانه هاى آمريكا نيز از اين فيلمها حمايت مى كند. در جريان مبارزات انتخاباتى در ماه نوامبر گذشته، كارگردانان ليبرال تلاش كردند تا از دموكرات ها حمايت كنند و البته فيلمى هم داشته باشند كه بتواند در گيشه موفق باشند.
از اين رو اسپايك لى فيلم درام او از من متنفر است را ساخت و رابرت آلتمن هم دنباله اى براى فيلم تانر۸۸ خود ساخت. جان سليز به شكل تلويحى در فيلم شهر نقره  اى از دولت بوش انتقاد كرد و جاناتان رمى نيز نسخه اى امروزى از فيلم كانديداى منچورى عرضه كرد. رمى در مورد اين رويكرد خود گفت: رسانه هاى آزاد به رسالت خود عمل نمى كنند و شايد مردم با تماشاى اين فيلم ها به اطلاعاتى دست پيدا كنند كه درحالت عادى به آنها دسترسى ندارند. آلفونسو كوئارون تهيه كننده فيلم ترور ريچارد نيكسون نيز با اين نظر رمى موافق است: چندماه قبل كه در مراسم اهداى جوايز انجمن فيلمنامه نويسان آمريكا حضور داشتم گفتم: هاليوود در حال حاضر دوران سختى را مى  گذراند چون بايستى با موج انتقادات سياسى مبارزه كند. كوئارون زمانى كه نيلز مولر، كارگردان فيلم ترور ريچارد نيكسون در مهيا كردن منابع مالى به دردسر خورد، به كمك او آمد. تهيه كنندگان آمريكايى به مولر گفته بودند كه عليرغم تمام احترامى كه براى شون پن به عنوان هنرپيشه اصلى فيلم قائل هستند، پايان فيلم بايستى تغيير كند و برخى جملات ادا شده، از زبان قهرمان فيلم نيز بايستى عوض شود چون به گيشه لطمه مى زند. حتى خود كوئارون هم مطمئن نبود كه بتواند فيلم را به نتيجه برساند تا اينكه لئوناردو دى كاپريو نيز قول همكارى داد و الكساندر پاين - نويسنده و كارگردان فيلم راههاى فرعى به عنوان تهيه كننده اجرايى در پروژه شركت كرد. كوئارون تأكيد مى كند كه مشكلاتى كه در خلال ساخت اين فيلم باآن مواجه شد، او را بر آن داشته تا براى فيلم بعدى اش سوژه اى كاملاً سياسى انتخاب كند. داستان اولين پروژه اى كه او مدنظر دارد در ۳۰ سال بعد مى گذرد زمانى كه تونى بلر انگلستان را به يك كشور پليسى بدل كرده است و پروژه بعدى پيرامون قتل دانشجويان مكزيكى درسال ۱۹۶۸ است.
كوئارون مى افزايد: ايده ال من براى فيلم هاى سياسى - بدون در نظر گرفتن شيوه كارى مايكل مور - سينمايى بودن سوژه است. آنچه در دهه ۱۹۷۰ در آمريكا رخ داد، اكنون به گونه اى ديگر تكرار مى شود و به عقيده من بزودى فيلم هاى سياسى متعددى در هاليوود ساخته خواهد شد. مولر نيز ضمن هم عقيده بودن با كوئارون اميدوار است كه فيلم هاى سياسى خارج از هاليوود و در اروپا نيز طرفدارانى داشته باشد. او در مورد فيلم خودش مى گويد: وقتى شون پن را در لندن ملاقات كردم آخرين نسخه فيلمنامه ساموئل بيكد را در اختيارش گذاشتم و او هم با پيشنهاد من موافقت كرد ولى پس از اينكه حادثه ۱۱ سپتامبر رخ داد با خودم گفتم كه ادامه كار غيرممكن است و يادداشتى براى شون پن نوشتم ولى او پس از چند هفته با من تماس گرفت و گفت كه در ابتدا احساس شبيه من داشته ولى حالا معتقد است كه اين فيلم نبايد ناديده گرفته شود و واقعيت پنهان در آن بيش از هر زمان ديگرى آشكار شده است. او تأكيد داشت كه رسانه ها ديگر به وظيفه خود عمل نمى كنند و رسانه  ليبرال به معناى واقعى وجود ندارد بلكه بنگاههاى خبرى براى كسب درآمد بيشتر و دلارهاى تبليغاتى تلاش مى كنند تا نشر اخبار و اطلاعات. در دهه ۱۹۷۰ مقالات سياسى عمق و تأثيرات به مراتب بيشترى داشتند و ويتنام كاملاً محكوم شده بود و هيچ قراردادى براى عدم نمايش ورود تابوت سربازان آمريكايى به كشور امضا نشده بود.
مولر تأكيد داردكه در ساخت فيلم خود از فيلمهاى مشهور سياسى دهه ۱۹۷۰ همچون شس(از رابرت آلتمن ۱۹۷۰) مكالمه (فرانسيس فورد كاپولا، ۱۹۷۴) و همه مردان رئيس جمهور (آلن جى پاكولا ۱۹۷۶) الهام گرفته است و دوره زمامدارى بوش و نيكسون را مشابه مى داند.
مولر مى افزايد: شباهت هاى زيادى بين نيكسون و بوش وجود دارد هر دو آنها به اعمال محدوديت در رسانه ها معتقد بودند ولى فكر نمى كنم حتى حادثه اى همچون واترگيت بتواند در شرايط فعلى به دولت بوش ضربه بزند. پدر شون پن يكى از سربازان برجسته در جنگ جهانى دوم بود و او به خوبى درك مى كند كه چرا كشورش در گذشته وارد جنگ شده و او اكنون نمى خواهد شاهد اين باشد كه كشورش بر سر مردم بى گناه بمب بريزد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |