|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از سوى پليس مشهد صورت گرفت
|
|
|
|
|
|
|
مرگ دلخراش ۲ دانشجو در جاده قزوين
گروه حوادث: دو دانشجوى دانشگاه آزاد تاكستان در يك سانحه دلخراش رانندگى جان باختند.اين حادثه بعد از ظهر روز شنبه در جاده تاكستان به قزوين رخ داد و يكى ديگر از دانشجويان نيز به شدت مجروح شد. يكى از دانشجويان اين دانشگاه درباره اين حادثه گفت: اين چندمين حادثه اى است كه در اين جاده اتفاق مى افتد و به دليل باريك بودن جاده و نداشتن روشنايى و همچنين نداشتن علائم هشدار دهنده هر سال ماشاهد جان باختن تعدادى از همكلاسى هايمان در اين جاده هستيم.وى ادامه داد: عصر روز شنبه سه تن از دانشجويان رشته گياهان دارويى زمانى كه سوار بر يك دستگاه تاكسى به قزوين باز مى گشتند به شدت با خودرو نيسانى برخورد كردند كه در اين حادثه دو نفر از آنها به نام هاى شيرين آذربايجانى و امير فريدون رجب تهرانى در دم كشته شدند و مريم قلى زاده نيز براثر شدت جراحت در كما به سر مى برد. به گزارش خبرنگار ما، روز گذشته دانشجويان دانشگاه آزاد تاكستان در اعتراض به نا امن بودن جاده و كشته شدن همكلاسى هايشان جاده را مسدود كردند و خواهان حضور و پاسخگويى مسؤولان در اين زمينه شدند.
|
|
|
|
|
مرگ دختر دانشجو در سانحه رانندگى بزرگراه صدر
گروه حوادث: يك دختر دانشجو در جريان تصادف با خودرويى دچار مرگ مغزى شده و جان خود را از دست داد. اين حادثه ساعت ۱۵ عصر روز چهارشنبه ۷ ارديبهشت ماه سال جارى در حوالى ميدان نوبنياد تهران رخ داد.درحالى كه اين دختر دانشجوى ۲۲ ساله به نام «سارا ملكى» به همراه يكى از دوستانش منتظر تاكسى ايستاده بودند، ناگهان يك خودروى پژو به شدت با آنان برخورد كرد.در جريان اين حادثه، «سارا» بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد و دوست او دچار جراحات شديد از ناحيه دست و پا شد.به گفته والدين اين دختر دانشجو، وى به تمامى اعضاى خانواده وصيت كرده بود پس از مرگش، اعضاى بدنش را به بيماران نيازمند اهدا كنند.به گزارش خبرنگار ما، پرونده اين حادثه از سوى مأموران كلانترى ۱۴۴ جواديه تهرانپارس در حال رسيدگى است.
|
|
|
|
|
دستگيرى بزرگترين سارق لوبيا در تگزاس
گروه بين الملل : بزرگترين سارق لوبيا و دستورالعملهاى آشپزى در تگزاس به گناه خود اعتراف كرد. اين مرد كه «ديويد آدامز» نام دارد، پس از دستگيرى گفت: به گناه خود اعتراف مى كنم، من عاشق آشپزى هستم و شايد بهتر است بگويم، خلافكارى كه حوزه تبهكارى او آشپزخانه است. طى ۳۰سال زندگى جهانگردى خود، از بيش از ۷ ايالت و كشور خارجى سرقت كرده ام. البته فقط دستورالعمل پخت غذاها و كمى هم لوبيا از مزارع آنها دزديده ام. ناگفته نماند كه تمامى قربانيان من مثل خودم آشپز و عاشق آشپزى بودند. از آلمان تا مايوركا، ايتاليا و تگزاس من با حيله و نيرنگ وارد آشپزخانه رستورانها مى شوم و نحوه پخت غذاها را مى نوشتم و يكبار در تگزاس نيز براى اينكه بتوانم غذاهاى دلخواه خود را درست كنم با كاميون يكى از دوستانم به يك مزرعه لوبيا رفتم و مقدارى لوبيا و حبوبات از آنجا سرقت كردم. راستى يكبار كه در «كاريزو اسپيرينگ» جايى بين سن آنتونيو و مرز مكزيك بودم، ساكنان اين منطقه مردمى آرام و دوست داشتنى بودند و غذاهاى آنجا بسيار خوشمزه بود. وقتى در خيابانها راه مى رفتم براحتى مى توانستم با همه ارتباط برقرار كنم و راجع به همه چيز صحبت كنم، مطالب روز آنها مربوط به غذاهاى موجود در ميهمانى ها و جشن هاى عروسى بود و من هم به عنوان يك شنونده كنجكاو سعى كردم به حرفهاى آنها گوش دهم و دستورالعمل هاى آشپزى آنها را ياد بگيرم. وى افزود: ۱۰ سال پيش در يك روز گرم و آفتابى در يكى از اين شهرها مشغول تعمير ماشينم بودم كه متوجه صداى صحبت دو خانم مسن شدم كه روى يك نيمكت نشسته بودند و در مورد نحوه پخت يك غذا كه پسر يكى از آنها در انگليس ياد گرفته بود، با هم صحبت مى كردند. بلافاصله متوجه شدم كه نحوه پخت غذا پيچيده نيست و قلم و كاغذى برداشتم و آرام نزديك آنها رفتم و پنهانى پشت سرآنها ايستادم و نحوه پخت غذا را يادداشت كردم. چند روز بعد به «دالاس» برگشتيم و من به آشپزخانه رفتم و آن غذا را كه شامل موادى مثل لوبيا، گوشت و ادويه جات مختلف بود درست كردم. چون اسم پسر آن پيرزن «جين» بود، از آن به بعد اسم اين غذا را «خوراك لوبياى جين» گذاشتم و اين اسم بين تمام دوستان و اقوام من معروف شد. «ديويد آدامز» در حال حاضر يك مهندس بازنشسته است كه در آتلانتا زندگى مى كند. او عاشق ماهيگيرى، آشپزى، هنر، ورزش و نگهدارى از نوه هايش است. وى در خاتمه گفت: از اين سرقتهاى خود اصلاً احساس ندامت و پشيمانى نمى كنم و مطمئن هستم كه كار من از نظر آشپزها نيز خيلى بد نبوده است.
|
|
|
|
|
مرگ تلخ كودك ۱۲ ساله در آسانسور
آسانسور درمانگاه «امام سجاد » كازرون ديروز در حالى كه يك پسربچه ۱۲ ساله در آن بازى مى كرد، سوراخ شد و اين كودك به پايين سقوط كرد و جان باخت. به گزارش ايسنا مسؤولان درمانگاه امام «سجاد » كازرون در استان فارس با تماس با مأموران ۱۱۰ از فوت يك پسربچه ۱۲ ساله در داخل آسانسور خبر دادند . آنها سپس به همراه مأموران آتش نشانى بلافاصله در محل حاضر شدند و با سعى و تلاش بسيار جسد بى جان «مسعود» را كه به شدت آسيب ديده بود، از محفظه اى كه ميان كف آسانسور با قسمت زيرين آن به وجود آمده بود به سختى خارج كردند. مأموران با بررسى صحنه حادثه متوجه شدند كه سوراخى در كف آسانسور وجود داشته كه به علت بالا و پايين پريدن اين پسر بچه ۱۲ ساله ناگهان بزرگتر و باعث سقوط «مسعود» به پايين آسانسور شده است. در اين حالت، كودك ميان كف آسانسور و قسمت زيرين آن قرار گرفت و با حركت آسانسور، در دم جان باخت.
|
|
|
|
|
توطئه مادر و دختر براى پولدار شدن
|
|
|
گروه حوادث: چهار پسر و يك دختر جوان وقتى در ماجراى حمله به خانه مرد ثروتمندى بازداشت شدند، پرده از نقش هولناك مادر و دخترى برداشتند كه آنان را براى انتقامگيرى اجير كرده بودند.ماجراى اين حمله مرموز زمانى تحت تجسس پليس قرار گرفت كه دخترى جوان از خانه شان در بلوار فرحزاد شهرك غرب به پليس ۱۱۰ زنگ زد.اين دختر ۲۲ ساله پس از اينكه پدرش نيمه جان به بيمارستان انتقال يافت، ساعت ۸ صبح روز ۱۹ ديماه سال ۸۳ در برابر افسر پرونده ايستاد و گفت: «ساعت ۳ بامداد بود، همه خوابيده بوديم، ناگهان چند جوان را بالاى سرم ديدم، آنان ۱۶ تا ۲۰ ساله بودند، فضاى خانه تاريك بود، وحشتزده به سمت برادرم دويدم، مهاجمان كه چاقو در دست داشتند، دهان همگى ما را بستند و به جان پدرم افتادند. بعد از اينكه پدرم نيمه جان كف اتاق افتاد، سراغ مادرم آمدند، النگوها و دستبند طلاى او را با قيچى بريدند و با سرقت خودروى پژوى پدرم كه در حياط خانه پارك بود، گريختند. وى افزود: «پدرم با وجود علاقه بسيار به مادرم در دام زنى افتاده است و با او ازدواج كرده است، به نظرم مهاجمان از سوى هووى مادرم اجير شده اند.» پليس توانست با رديابى اموال مسروقه اى كه از خانه مرد ثروتمند به سرقت رفته بود، به چهار پسر جوان برسد كه مى توانستند مهاجمان شبانه باشند.با اين سرنخ، كارآگاهان به رابطه اى دست يافتند كه نشان مى داد چهار پسر جوان از طريق دخترعمه سردسته اين گروه با دختر مرد ثروتمند آشنا شده اند. اين چهار دوست جوان بازداشت شدند و زمانى كه در برابر بازپرس ويژه قتل قرار گرفتند، پرده از كينه مادر و دخترى برداشتند كه از آنان خواسته بودند پدر خانواده را با ضربات چاقو فلج كنند. سردسته گروه مهاجمان به بازپرس توكلى گفت: «من و دخترعمه ام اغفال شده ايم، يك هفته قبل از حمله به خانه اين مرد - اشاره به پدر خانواده - من در خانه عمه ام ميهمان بودم. وقتى به اتاق دخترعمه ام رفتم، ديدم او هراسان با تلفن حرف مى زند و به كسى دلدارى مى دهد، مرتب كسى را به آرامش دعوت مى كرد تا اينكه گوشى را به سمت من گرفت و خواست با يكى از دوستانش حرف بزنم. صداى دخترى را شنيدم كه گريه مى كرد. او از دست پدرش گله مند بود. مرتب تكرار مى كرد پدرم من و مادرم را كتك مى زند، همه پولهايمان را بالا كشيده است، سر مادرم هوو آورده است، من را به زور كتك در ۱۷ سالگى شوهر داده است، الآن كه طلاق گرفته ام و به خانه اش برگشته ام، شكنجه ام مى دهد. خيلى متأثر شدم و پرسيدم چه مى توانم براى او انجام دهم؟! شنيدم كه مى خواهد پدرش را كتك بزنيم و او را ادب كنيم، با وجود ترسى كه در وجودم بود، پذيرفتم خواسته اش را انجام دهم.» ماجرا را با سه تن از دوستانم در ميان گذاشتم، مادر و دختر وعده داده بودند ۵ ميليون تومان به ما پول خواهند داد. اين وعده نيز ما را بيشتر تحريك كرد، همه ماجرا را به دوستانم گفتم، وقتى پذيرفتند همراهم باشند، با دوست دخترعمه ام قرار ملاقات گذاشتم و او كليد خانه شان را به ما داد و قرار شد وقتى آنان در خواب هستند، به خانه شان حمله كنيم.شب حادثه به راحتى با چرخاندن كليد، قفل در را باز كرديم و وارد خانه مادر و دختر شديم. وقتى خود را به بالاى سر پدر خانواده رسانديم، براى صحنه سازى دستان و دهان اعضاى ديگر خانواده را بستيم و به جان پيرمرد افتاديم. ابتدا او را مشت و لگد مى زديم كه مادر و دختر با اشاره و صدايى آرام اصرار كردند با ضربات چاقو اين مرد را فلج كنيم. من چاقو در دست داشتم، دو ضربه به صورت و شكم پيرمرد زدم و يكى ديگر از دوستانم ضربه اى به پاى او زد تا به اصطلاح پيرمرد فلج شود.» وى درحالى كه اصرار داشت پشيمان است، ادامه داد: «وقتى پيرمرد نيمه جان روى زمين افتاد، مادر و دختر طلاهايشان را به ما دادند، مقدارى نيز پول نقد در اختيارمان قرار دادند. زمانى كه خواستيم خانه ويلايى را ترك كنيم، مادر و دختر خواستند پژو را نيز همراه خود ببريم و در گوشه اى رها كنيم تا تصور شود انگيزه مان در حمله به آن خانه، سرقت بوده است.» مرد پولدار كه با انتقال به بيمارستان از مرگ حتمى نجات پيدا كرده است، وقتى مشخص شد همسر و دخترش دادسرا را ترك كرده اند و حاضر به آمدن در جلسه تحقيق نيستند، به بازپرس توكلى گفت: «من يك همسر صيغه اى دارم و به زن و بچه هايم قول داده بودم او را طلاق بدهم، اما آنان مى خواستند من از زندگى شان حذف شوم، آن شب وقتى به من حمله شد، مطمئن بودم همسر دومم دخالتى نداشته است، همسرم نيز مى خواسته عقده هايش خاموش شود، اما دخترم مى خواست من كشته شوم و ثروت و دارايى ام را بالا بكشد.»
|
|
|
|
|
عامل جنايت قيطريه درليست اعدامى ها
|
|
|
گروه حوادث: عامل جنايت خاموش قيطريه تهران كه در آن اعضاى خانواده كارخانه دار سرشناسى قتل عام شده اند در ليست اعدامى ها قرار گرفت. بنا به اين گزارش؛ ساعت ۲۲ شامگاه شنبه ۶ ارديبهشت ماه سال ۸۲ ماجراى جنايتى در ويلاى شماره هفت كوى مزرعه قيطريه فاش شد كه در آن دو مرد و سه زن با اصابت گلوله از پاى در آمده بودند و ۴۸ ساعت بعد عامل جنايت دستگير شد. تيرانداز قيطريه پس از محاكمه در شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جزايى عمومى به رياست قاضى اسماعيلى به ۵ بار قصاص نفس - اعدام - در ملأ عام محكوم شد كه اين حكم باوجود اعتراض عامل جنايت در ديوانعالى كشور مورد تأييد قرار گرفت. «عليرضا» پس از تنفيذ رأى از سوى رئيس قوه قضاييه بهمن ماه سال ۸۳ با صلاحديد مسؤولان اجراى حكم دادسراى امور جنايى تهران در محوطه زندان اوين پاى چوبه دار رفت و براى نخستين بار ادعاهاى وى كه در نامه اى از زندان در اختيار قاضى اسماعيلى قرار گرفته بود اورا از پاى چوبه دار و در حاليكه طناب مرگ دور گلويش افتاده بود به زندان بازگرداند.پرونده جنايت خاموش قيطريه بارديگر در پيچ و خم هاى قضايى گرفتار شد تا اينكه در آخرين ايستگاه آيت الله شاهرودى، رئيس قوه قضاييه حكم مرگ عامل قتل عام را قابل اجرا دانست.در نامه رئيس قوه قضاييه كه در اختيار قاضى قريشى مسؤول اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران قرار گرفته است براى اعدام عامل قتل عام قيطريه ضرب الاجل تعيين شده است. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما مسؤولان اجراى احكام نيز اجراى حكم «عليرضا هژبرى» و اعدام وى را در ليست سياه اعدامى هاى ماه ارديبهشت قرار دادند و اين مرد قاتل بزودى به دار مجازات آويخته خواهد شد.
|
|
|
|
|
از سوى پليس مشهد صورت گرفت
دستگيرى شيطان خانه متروكه
|
|
|
گروه حوادث:مشهد ـ خبرنگار «ايران»: رباينده دوپسر خردسال كه با كشاندن آنان به خانه متروكه اى به اذيت و آزارشان پرداخته بود از سوى پليس مشهد دستگير شد. اين پسر جوان كه ۲۴ساله است از روز ۱۷فروردين ماه سال جارى وقتى دودانش آموز ۹ساله را اغفال كرد تحت تعقيب مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعى معاونت اطلاعات مشهد قرار گرفت. بنا به اين گزارش، وقتى با طرح شكايتى از سوى خانواده هاى دوپسربچه، پليس پى برد كه جوانى در خيابان بخارايى مشهد براى كودكان پسر دام پهن كرده است خانه متروكه را شناسايى كرد. در تحقيقات مشخص شد خانه متروكه اى كه پسر بچه ها ادعا كرده بودند جوان متجاوز آنان را به بهانه بردن ميز به داخل آن، دوپسر خردسال را به قربانگاه كشانده است تا چندى پيش به عنوان انبار مورد استفاده قرار مى گرفت و متعلق به زنى جوان است كه از مدتها پيش آنجا را رها كرده است. پليس خانه متروكه را تحت نظر قرار داد و با وجود بازداشت مردى كه سوار با وانت بار به آنجا مراجعه كرده بود رابطه اى بين زن صاحبخانه كه همسر مرد جوان بود با جوان متجاوز پيدا نكردند تا اينكه ساعت ۱۷ و ۳۰دقيقه روز ۲۱فروردين ماه سال جارى جوانى را ديدند كه در برابر خانه متروكه با احساس خطر قصد فرار دارد. اين پسر كه مشخصاتش با چهره نگارى رايانه اى مطابقت داشت وقتى دستگير شد در بازجويى ها اعتراف كرد سالها پيش وقتى در زندان بود از سوى همسلولى هايش مورد تعرض قرار گرفته و با اثرات روانى خاصى دست به اذيت و آزار پسران خردسال مى زند.
|
|
|
|
|
مرگ كوهنورد ۶۰ ساله آذرى
گروه حوادث: يك كوهنورد ۶۰ ساله هنگام بازگشت از قله سه هزار مترى «اَوِرسى» اروميه با سقوط به دره جان سپرد.اين حادثه جمعه گذشته در منطقه «مرگه ور اروميه» رخ داد و كوهنورد با تجربه با سقوط به دره ۱۰۰ مترى «زيمى» دچار ضربه مغزى شده و جان سپرد. قربانى حادثه «محمد آقازاده» نام داشت واز كوهنوردان باسابقه استان آذربايجان غربى بود كه به عنوان سرپرست گروه كوهنوردى «خورشيد اروميه» فعاليت مى كرد. وى داراى مدرك مربيگرى كوهنوردى بود و در دوران طولانى كوهنوردى خود قله هاى مرتفع زيادى را فتح كرده بود.
|
|
|
|