دوشنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Mon, May 2, 2005
ديپلماتيك
۳۱۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
رئيس مجلس شورا و دبيركل حزب دموكراتيك ملى مصر:
رئيس مجلس شورا و دبيركل حزب دموكراتيك ملى مصر:
فضاى مناسب براى مشاركت مردم بايد فراهم شود
«صفوت شريف» رئيس مجلس شورا و دبيركل حزب دموكراتيك مصر در گفت وگو با روزنامه «الحيات» به سؤالات پيرامون نيروهاى سياسى مخالف و انتقادها از حزب دموكراتيك ملى شايستگى آن براى حضور در انتخابات رياست جمهورى و انتخابات پارلمانى و انتقاد مخالفان از تنگ شدن فضاى سياسى پاسخ داد.
وى درخواست مخالفين مبنى بر ضرورت تعديل قانون اساسى كشور را رد و هرگونه اختلاف ميان نسلها در حزب حاكم را نفى كرد.
در ذيل، گفت وگوى الحيات با صفوت شريف از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.
سال جارى را از نظر شايستگى حضور در انتخابات رياست جمهورى و انتخابات پارلمانى مهم توصيف كرديد، در حالى كه صداى مخالفان با شدت بيشترى شنيده مى شود اما در عين حال، آرامش ملى را بر هم نزده است، با اين اوصاف، در حال حاضر، در چه مرحله اى قرار داريد؟
بايد ميان همه پرسى براى رياست جمهورى و انتخابات پارلمانى براى انتخاب نمايندگان ملت تفاوت قايل شد. مى توان در برنامه هاى حزب براى انتخابات پارلمانى كه هر پنج سال يك بار برگزار مى شود، با حفظ اكثريت نمايندگان از حزب ملى، نوگرايى ايجادكرد و در آن زمان، حكومت را براساس حزب تشكيل داد. هر حزبى در كشور حق تلاش براى كسب حداكثر نمايندگان در پارلمان را دارد، اين يك حق مشروع است كه قانون اساسى به تمام احزاب داده است و ما با حفظ حقوق مساوى با آنها رقابت مى كنيم.
اما احزاب از خفقان فضاى سياسى شكايت دارند و روند شكل گيرى دموكراسى در اين كشور را ناقص مى دانند؟
ما به همراه احزاب ديگر در رقابت انتخابات داراى حق مساوى هستيم و معتقديم كه اصلاحات سياسى بايد همگام با تغيير قوانين احزاب و حقوق سياسى انجام گيرد. تغيير قوانين فعاليتهاى انتخاباتى، قوانين فعاليت اتحاديه هاى شغلى، آزادى مطبوعات از جمله اولويت هاى اصلاحات در مرحله كنونى است.
اين اولويت ها را مشخص كرديد، اما مخالفين اولويتهاى ديگرى را خواستارند؟
ما تصويب اين طرحها را به مجلس شورا و ملت واگذار نكرده ايم، ما آنها را براى مذاكره به احزاب واگذار كرديم و بر ضرورت ايجاد فضاى سياسى مناسب براى احزاب اعتقاد داريم تا با ايجاد فضاى جديد، مشاركت گسترده سياسى را محقق سازيم كه اين امر تنها از راه ايجاد اطمينان در ميان هموطنان براى ضرورت مشاركت سياسى امكانپذير است.
ضرورت مذاكره ميان احزاب از مدتها پيش مطرح شده است، اما تاكنون به شكل مؤثرى اتفاق نيفتاده است چرا؟
ما برنامه هايى را براى ماههاى آينده داريم كه از آن جمله، ديدارهاى دوجانبه ميان احزاب است و هدف از برگزارى آن، تعيين جدول فعاليتها است.
آيا به احزاب اجازه طرح تمام پيشنهادهايشان را مى دهيد يا در اينجا خط قرمزهايى وجود دارد؟
تمام گروهها اعم از حزب ملى يا احزاب مخالف بايد پيرامون منافع بلندمدت كشور حركت كنند. حزب دموكراتيك ملى پيرامون هيچ مسأله اى با ساير حزبها اختلاف ندارد، اما اولويتها را در نظر مى گيرد. «حسنى مبارك» معتقد است كه قانون اساسى سرمنزل مقصود نيست، زيرا به وسيله انسانها نوشته شده و بيانگر ارزش و سنت ملتهاست. اصلاحات يك عمليات مستمر و بدون توقف است. بنابراين اصلاحات، اولويت حزب دموكراتيك ملى در مرحله كنونى و مهمتر از تغيير قوانين است. بايد فضاى مناسب براى مشاركت سياسى مردم را ايجاد كرد و به هموطنان اطمينان داد كه رأى آنها در انتخابات مؤثر خواهد بود.
آيادر مرحله بعدى تغيير قانون اساسى را شاهد خواهيم بود؟
رئيس جمهور مرحله اصلاحات را با تغييرات سياسى يا قانون اساسى متصل مى داند اما تحقق اين امر به انجام اولويتهايى بستگى دارد، زيرا مسأله تنها تغيير قانون اساسى نيست، بلكه ما بايد زمينه را براى وحدت ملى فراهم كنيم ودستهاى مخفى تفرقه افكن ميان مردم را كوتاه نماييم.
آيا مخالفان براى تغيير قانون اساسى و يا انجام اصلاحات فشار مى آورند؟
آنها اصلاحات را در سايه تغيير يك ماده از قانون اساسى مرتبط با انتخابات رئيس جمهور مطالبه مى كنند. يعنى برپايى انتخابات آزاد با حضور نامزدهاى متعدد، هرچند قانون اساسى كنونى شيوه انتخاب رئيس جمهور را به وضوح مشخص كرده، اما مهمتر از آن احترام به نظر هموطنان براى برگزارى همه پرسى درباره رئيس جمهور است. در حقيقت، همه پرسى يكى از روشهاى اجراى دموكراسى است. حمايت حزب دموكراتيك ملى از رياست جمهورى حسنى مبارك، امرى طبيعى است ، اما نمى توانيم اراده ملت را براى تحقق اين امر به خود نسبت دهيم. ميان نمايندگان اختلافاتى پيرامون تفكر حاكم بر حزب، حكومت و اقداماتشان وجود دارد، اما آنها در مورد دورانديشى، ديدگاه و حسن نيت پرزيدنت مبارك شك ندارند.
آيا به عنوان يك حزب، برنامه اى براى ايجاد مانع در برابر نامزدها داريد؟
ما به هر شخصى كه بتواند يك سوم رأى نمايندگان پارلمانى را به دست آورد، خوش آمد مى گوييم، ما قانون را اجرا مى كنيم، بنابراين طبق قانون، هر مصرى مى تواند در انتخابات حضور يابد.
در حال حاضر، تقاضاى مخالفان براى برگزارى همه پرسى بيشتر شده است، همان گونه كه به نامزدهاى رياست جمهورى آزادى شركت در انتخابات براى رقابت با مبارك داده شد. شما چه روشى را در پيش خواهيد گرفت؟
اين آزادى، يك حق قانونى است. نظام كنونى براساس چندحزبى، دموكراسى و قانون اساسى پيشرفته است. ما به عقيده ديگران براساس يك نظام دموكراتيك احترام مى گذاريم. اگر روزى، مخالفان از روش كنونى خارج شوند، ما بايد با بلندنظرى رفتار كنيم، زيرا جامعه آن را خواستار است.
اما لحن مخالفان تندتر شده است.
اين مسأله را مى دانم، اما اين افراد به كشور ما صادر نشده اند، بلكه بخشى از حكومت هستند. مبارك تمام گروهها را به مذاكره دعوت كرده، با وجود اينكه رئيس حزب دموكراتيك ملى است، انگيزه هاى حزبى را با هدف تأمين منافع ملى كنار گذاشته است.
آيا مسأله شكل گيرى احزاب جديد همچنان مطرح است؟
در كنفرانس دوم حزب دموكراتيك ملى، اولويتهاى اصلاحات در اين مرحله تعيين شد. به همين دليل، امروز محدوده فعاليتهاى حزبى گسترش يافته است. كميسيون احزاب باجديت به فعاليتهاى حزبى مطابق با قانون اساسى را پيگيرى مى كند تا احزاب وارد صحنه سياسى شوند.
سخنانى مبنى بر امضاى قرارداد براى عدم انتقاد روزنامه ها از حكومت يا حزب وجود دارد؟
هيچ سندى ميان احزاب با روزنامه ها وجود ندارد، بلكه روزنامه ها به گفت وگوى ملى فراخوانده شده اند. اكنون به شكايات آنها رسيدگى مى شود و براى برداشتن تمام موانع در چارچوب قانون تلاش مى كنيم.
پيرامون اختلاف نظر ميان نسلها در داخل حزب توضيح دهيد.
اختلاف چندانى در داخل حزب وجود ندارد، اما پافشارى بر برخى نظريه ها تنشهايى را به وجود مى آورد كه اين امر طبيعى است. ما داراى روح و فكر اصلاحى جديد هستيم. در حقيقت، پيش از فشار افكار اصلاحى ازخارج، در داخل حزب مقدمات اين اصلاحات را فراهم كرديم. زيرا نياز به انتخاب افراد توسط مردم و اتخاذ سياستهاى جديد احساس مى شد. با آغاز تحرك فكرى جديد تغييرات كم كم آغاز شده است و همگى براى انجام تغيير و ارائه ديدگاههاى جديد متعهد شده ايم.
آيا به انتخابات پارلمانى آينده خوشبين هستيد؟
مشكل اصلى حزب ما، تعدد رهبرى است. در حالى كه اين تعدد در احزاب ديگر وجود ندارد. مشكل ديگر، عدم پايبندى حزبى برخى افراد است كه به صورت مستقل در انتخابات شركت مى كنند. من از اين افراد پايبندى به برنامه هاى حزب را خواستارم، زيرا آنها براساس انتخاب خودبه عضويت حزب درآمده اند. البته اين به معناى عدم رسميت آنها در حزب دموكراتيك ملى نيست، من به دستيابى اكثريت آرا توسط حزب در انتخابات آينده اميدوارم. پيروزى حزب در سال۲۰۰۲ در سطح اصلاحات سياسى و اقتصادى بسيار مهم بود و تغيير در افكار و ديدگاهها را به همراه داشت.
مصر در مبارزه با تندرويهاى اسلامى تجربه فراوانى دارد. اما حزب همچنان از وجود تندروى در مصر سخن مى گويدو اصلاحات سياسى، اجتماعى و اقتصادى را در اين كشور مطالبه مى كند.
مصر تروريست يا افراطى به خارج صادر نمى كند. اين يك پديده غلط است. در عين حال، از خارج به مصر تروريست صادر مى شود. تعدادى از مصريها كه با رهبرى دولتهاى بزرگ براى جنگ با اتحاد شوروى به افغانستان رفته بودند، با پايان آن جنگ به ترور دست زدند. نقش مقاومت ملت و شخصيتهاى مصر در جلوگيرى از فعاليتهاى تندرو بسيار برجسته است.
ترجمه: حميدرضا رسولى
اردوغان و ادامه سياست اتحاد با اسرائيل
209571.jpg
نفيسه كوهنورد
نخست وزير تركيه ظهر ديروز وارد تل آويو شد. اين سفر ۳ سال پس از به پيروزى رسيدن حزب اسلامگراى عدالت و توسعه به رهبرى «رجب طيب اردوغان» در تركيه انجام مى گيرد؛ ۳ سالى كه مى توان آن ر ا فصل يخبندان در روابط آنكارا با متحد استراتژيك خاورميانه اى اش، يعنى اسرائيل خواند. در اين مدت، مقامات اسرائيلى بارها و بارها از اردوغان دعوت كردند تا از تل آويو ديدار كند، اما تحولات خاورميانه از يكسو و تفكرات برجسته دينى حزب مقتدر تركيه از سوى ديگر، مانع از آن شد كه چنين سفرى صورت گيرد.شايد از همين روست كه سيلوان شالوم وزير خارجه اسرائيل سفر اردوغان را سفرى تاريخى خواند.
تنش در روابط اسرائيل و تركيه زمانى اوج گرفت كه اردوغان پس از شهادت شيخ «احمد ياسين» رهبرى معنوى حماس، تل آويو را حامى تروريسم دولتى خواند. هر چند نخست وزير تركيه در سفرش به ايران در مصاحبه اى در پاسخ به اين سؤال كه «آيا برخورد سرد آنكارا با اسرائيل ادامه خواهد داشت يا نه؟» در حالى كه سعى مى كرد لبخند بر لب داشته باشد، يك ضرب المثل تركى را به كمك خواند و گفت كه روابط تركيه و اسرائيل هرگز سرد نشده و تنها آنكارا مانند هر دولتى گاهى نيز واقعيت هاى تلخ را به دوستش گوشزد مى كند. اما به نظر مى رسيد به كار بردن واژه تروريست دولتى بيش از آنكه برخاسته از يك طعنه دوستانه باشد، حاصل غلبه ديدگاه هاى ايدئولوژيك بر معامله  هاى سياسى بود.
نگاهى به پيشينه اردوغان مى تواند دليل اين موضوع را توجيه كند. بسيارى از ناظران سياسى كه تحولات تركيه را دنبال مى كنند، تصاويرى را به ياد دارند كه نخست وزير كنونى در مقام شهردارى استانبول و حتى پيشتر از آن، زمانى كه به قول «نجم الدين اربكان» رهبر احزاب رفاه و فضيلت،اردوغان فرزند خلف مكتب وى بود و همواره بر پاى منبر استادش، شعارهاى ضداسرائيلى سر مى داد و در سخنرانى هاى آتشين روابط دولت وقت با تل آويو را ظلمى بزرگ به مسلمانان جهان مى خواند. از اين رو، پس از به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه در انتخابات ۲۰۰۱ تركيه، برخى تحليلگران پيش  بينى مى كردند كه روابط آنكارا و تل آويو دچار وقفه خواهد شد. حتى در شب اعلام نتايج انتخابات «مراد مرجان» مشاور اردوغان در مصاحبه با روزنامه «ايران» با بى ميلى تمام از دادن پاسخ صريح به اينكه آيا دولت جديد با اسرائيل رابطه  اى گرم خواهد داشت يا نه، اظهار داشت كه روابط ادامه مى يابد، ولى گرمى و سردى اش را نمى توان اكنون بازگو كرد.
تحولات سه سال اخير نيز به نوعى بى ميلى و اندكى تقيد سياسى رهبران جديد تركيه را نسبت به روابط با اسرائيل آشكار كرد و اين در حالى است كه اردوغان و اطرافيانش از ابتداى به قدرت رسيدن، سعى كردند روابط خارجى خود را باز تعريف كنند و با گرايشى به سوى كشورهاى اسلامى منطقه، چشم انداز خود را از نگاه اين كشورها تغيير دهند ومهر همراهى با اسرائيل را از روى پيشانى خود پاك كنند.
با اين حال سران حزب عدالت و توسعه هرگز در طول اين مدت از ياد نبردند كه بر هم زدن روابط با اسرائيل به سادگى نيست و عملاً نظام سياسى تركيه به نوعى شكل گرفته است كه هر حزبى با هر ديدگاه ايدئولوژيك خاص به راحتى نمى تواند تعريف هاى جديد در روابط سياسى اش به همراه آورد. پيمان امنيتى ميان آنكارا و تل آويو در سال ،۱۹۹۶ روابط تجارى گسترده و نفوذ بى حد لابى هاى يهودى در آمريكا و تركيه، مسائلى نيستند كه با يك قلم سياه شده و فراموش شوند. از اين روست كه اردوغان با وجود آنكه هواپيماى «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل را از فراز آنكارا بازگرداند و حاضر به ميزبانى وى نشد، در سفرش به واشنگتن، پس از ديدارى با «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا بلافاصله راهى جمع يهوديان آمريكا شد و براى شام بر سر ميز ايشان نشست. از ايشان مدال جسارت گرفت، يهوديان را دوست تركيه خواند و به ميزبانانش اطمينان داد كه روابط آنكارا با تل آويو در وضعيت خوبى است و نيازى به نگرانى وجود ندارد.
با اين وجود، هم آمريكا و هم اسرائيل چندان از سطح روابط جديد آنكارا و تل آويو خشنود نبودند. از سوى ديگر، نزديكى روابط سوريه، تركيه و ايران هم بر اين ناخشنودى افزود.
تا آنكه سرانجام هيأت بند پايه اى  چندى پيش از سوى تركيه به اسرائيل فرستاده شد و عبدالله گل نيز از تل آويو ديدار كرد تا بار ديگر، سردى مناسبات دو متحد از بين برود و زمينه براى سفر اردوغان فراهم شود.
حال، نخست وزير تركيه با هيأتى بزرگ از سران وتجار ترك راهى تل آويو شده است تا بار ديگر، بر پيمان آنكارا با اسرائيل تأكيد كند. به نوشته روزنامه هاى تركيه، در حالى كه سطح تجارت تركيه و اسرائيل در سال ۲۰۰۴ با افزايش ۳ درصدى به ۲ ميليارد دلار رسيده است، اردوغان مژدگانى انعقاد قرارداد ۲۰۰ ميليون دلارى تجهيز سيستمهاى امنيتى و اطلاعاتى تركيه توسط اسرائيل را نيز توشه راه خود كرده و قرار است اين قرارداد در اين سفر به امضا برسد. اين در حالى است كه لغو قرارداد ۱۰ ميليارد دلارى مدرنيزه كردن هواپيماهاى جنگى تركيه توسط اسرائيل از سوى آنكارا، شادى خاصى در برخى كشورهاى اسلامى به دنبال داشت. هرچند، مقامات تركيه در اين باره نيز اعلام كردند كه علت لغو قراردادها زيان ده بودن آن و تغيير شرايط و نيازهاى استراتژيك تركيه پس از جنگ سرد بوده است، نه مشكلى در روابط اسرائيل و تركيه. اما همين امر نيز نشان دهنده تاجر پيشه بودن سياستگذاران تركيه است كه حال، منفعت را بر تفكرات ايدئولوژيك ترجيح مى دهند.
اما جداى اين مسائل، چند نكته مهم ديگر نيز در سفر اردوغان به اسرائيل نهفته است: يكى اينكه به نظر مى رسد مقامات ترك دريافته اند كه راهشان به سوى كاخ سفيد ازتل آويو مى گذرد . به نوشته برخى مطبوعات ترك اردوغان خود را آماده مى كند كه براى بار سوم اواخر ماه جارى ميلادى ميهمان كاخ سفيد شود اما اين سفر تا زمانى كه آنكارا دل تل آويو را به دست نياورد شايد دستاورد چندانى نداشته باشد. به ويژه اينكه تركيه به شدت از سياستهاى آمريكا و اسراييل درشمال عراق نگران است وسعى دارد ازهر راهى مطمئن شود كه متعهدانش درفكر تأسيس كردستان مستقلى درعراق نيستند. شايد به همين دليل باشد كه وزير خارجه اسراييل براى خوش آمد گويى به مهمان تركشان قبل از سفر اردوغان اعلام كرد كه تمام ادعاها درباره انتقال يهوديان كرد به شمال عراق ودخالت تل آويو دراين منطقه دروغى بيش نيست. تركيه يكى از كشورهايى است كه همواره بر طرح نقشه راه براى برقرارى صلح ميان اسرائيل و فلسطين تأكيد داشته است. «عبدالله گل» وزير خارجه تركيه در همان ابتداى طرح اين نقشه در اجلاس وزيران خارجه كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى كه دو سال پيش در تهران برگزار شد، با وزيران خارجه مصر، سوريه و فرستاده دولت خودگردان فلسطين به مذاكره نشست و در سخنرانى اش در اجلاس نيز بر اهميت اين طرح تأكيد كرد.نخست وزير ترك قبل از سفر نيز به خبرنگاران گفت اگر اسراييل و فلسطين بپذيرند تركيه حاضر به ميانجيگرى براى صلح است .
اردوغان پس از ديدار با مقامات اسرائيل امروز راهى «رام الله» شده ، پس از دعا در «حرم الشريف»، بار ديگر، درباره راهكارهاى برقرارى صلح ميان اسرائيل و فلسطين به مذاكره خواهد نشست. به گزارش رسانه هاى تركيه، امكان سرمايه گذارى تجار ترك در نوار غزه پس از عقب نشينى اسرائيل هم بررسى شد.
روابط جديد تركيه و سوريه نيز كه پس از سفر اردوغان و «احمد نجدت سزر» رئيس جمهورى تركيه به دمشق وارد فصل شكوفايى شده  يكى از مسائلى است كه اسرائيل را به گونه اى، هم نگران و هم خوشنود، كرده است؛ نگران از آن جهت كه متحدش با دشمن رابطه دارد و خشنود از اينكه شايد اين روابط دمشق را از سياستهاى ضد اسرائيلى بازدارد. همانطور كه «بشار اسد» در ديدار با سزر پيغام داد كه حاضر به گفت وگو با تل آويو است.
حال بايد ديد ديدار اردوغان از تل آويو چه تأثيرى بر روابط اين كشور با كشورهاى اسلامى منطقه خواهد داشت و آيا واقعاً تركيه خواهد توانست روابط خود را از يك سو با آمريكا و اسرائيل و از سوى ديگر با اعراب در توازن نگه دارد وبه گفته شالوم تركيه پلى ميان اعراب واسراييل خواهد شديا نه؟ و يا اينكه دوباره آنكارا به خانه اول بازگشته و تصويرى كه از خود در اين مدت به عنوان دوست اعراب نشان داده بود دچار خدشه خواهد شد؟ نخست وزير ترك پيش از سفر اعلام كرد كه خواهان بازسازى مسجد الاقصى توسط معماران و سرمايه گذاران ترك خواهد بود و طى سفر نيز دعايش را در رام الله به جاى خواهد آورد اما از موزه قتل عام يهوديان نيز ديدار خواهد كرد. شايد تمام اينها خود نشانه اى از تلاش نخست وزير تركيه براى برقرارى اين تعادل باشد!
واژه نامه سياسى - ۱۱
طبقه Class
تقسيم بندى يا نظام اجتماعى براساس موقعيت افراد يا مقام و رتبه اى كه در آن قرار دارند است. اما اين تعريف تا حدودى ابهام آلود است. «ماركس » يا «وبر» اين تعريف را نمى پذيرند و طبقه را از موقعيت اجتماعى جدا مى دانند. خصوصاً «وبر» بين طبقه وموقعيت اجتماعى خط تمايز مشخصى ترسيم مى كند.
ماركس «طبقه» را حاصل از ارتباط افراد با ابزار توليد مى داند.يا يك انسان بر يك عنصر توليدى مسلط است ويا نيست. در صورت نخست، وى به طبقه صاحبان زمين يا مالكان و يا سرمايه داران تعلق دارد و در صورت دوم در صورتى كه چيزى براى ارائه دادن به جز نيروى كار خود نداشته باشد، به طبقه «پرولتاريا» تعلق دارد. ماركس و انگلس معتقدند كه جامعه به طور كلى در روند رو به رشد خويش با شكاف روزافزونى در طبقات مواجه مى شود كه به طور مستقيم رودرروى يكديگر قرار مى گيرند: بورژوازى و پرولتاريا و وظيفه يك دولت مدرن چيزى به جز مديريت و تنظيم امور طبقه بورژوازى نيست («مانيفست كمونيست» ۱۸۴۸) بورژوازى و پرولتاريا داراى منافع طبقاتى به شدت متضاد هستند.
ماركس تأكيد دارد كه يك طبقه به خودى خود ضرورتاً طبقه اى به نفع خود و براى خود نيست. تنها هنگامى كه پرولتاريا از منافع وتضادهاى مشتركش با بورژوازى آگاه شود، مى توان انتظار داشت كه به يك طبقه انقلابى تبديل شود. ممكن است مردم از ناآگاهى رنج بكشند و در فهم اين نكته كه منافع واقعى شان در كجا قراردارد، دچار اشتباه شوند.
آگاهى طبقاتى Class conscidusness
آگاهى از تقسيمات اجتماعى در يك جامعه و تعلق به يك طبقه خاص ، آگاهى طبقاتى نام دارد. «هگل» ميان وجود يك طبقه و آگاهى از تعلق به طبقه خاص تمايز قايل است. اما ماركس مى گويد: طبقه اى كه اعضاى آن از ارتباط مشترك شان با ابزار توليد بى خبر هستند اصولاً يك طبقه مؤثر نيستند. براى مثال دهقانان تحت سلطه فئوداليسم گروهى هستند كه درباره آنها «جامعه» ، «پيوندهاى ملى» يا ساختارهاى سياسى صدق نمى كند و نمى توان آنها را يك طبقه ناميد. از نظر ماركس ، نمونه يك طبقه آگاه، همان پرولتارياى مدرن است كه داراى منافع مشترك هستند و از اين منافع آگاهى دارند و در شهرها متمركز شده اند كه توانايى تشكيل سازمان هاى سياسى خاص خود را دارند. ماركس معتقد بود كه طبقه كارگر هميشه با وحدت عمل آگاهانه رفتار نمى كند و برخى از پيروان او بعدها با استفاده از تئورى هاى ماركس متقاعد شدند كه طبقه كارگر بدون دريافت كمك از خارج از اين طبقه قادر به نيل به نقطه آگاهى از منافع مشترك كه لازمه يك سازمان سياسى است ، نيست.
«لنين» يكى از پيروان ماركس بود كه بر اين تئورى صحه گذاشت، اما «رزا لوكزامبورگ» آن را رد كرد. لنين در همين ارتباط بر ضرورت ايجاد يك حزب پيشرو كه بتواند به گسترش سوسياليسم در روسيه و مناطق اطراف بپردازد، تصريح داشت. اساس تئورى «مقصد مشترك» مارسك بر اين پايه استوار بود كه منافع طبقه كارگر مشابهت دارند، زيرا به علت تمركز اين طبقه در كارخانه ها و شهرها در ارتباط مداوم با يكديگر هستند و در معرض ناپديد شدن تفاوت هاى درون طبقه اى قرار دارند و بخش رو به تزايدى از جامعه را تشكيل مى دهند.
اما با پيشرفت فناورى ، برخى از مفاهيمى كه ماركس بر آن تصريح داشت، تغيير كرد. منافع طبقه كارگر از مشابهت كمترى برخوردار شد و در عمل، تفاوت هاى ماهوى پديد آمد. طبقه كارگر چنانچه ماركس تعريف كرده اكثريت خود را در جامعه امروزى از دست داده است و طبقه كارگر كمتر خود را به عنوان طبقه محروم جامعه مى پذيرد.
ترجمه: محمدرضا خداقلى پور
منبع: Oxford Dictionary of Politics


|   شناسنامه   |   آرشيو   |