• امروز بودجه ورزش نسبت به سال ۸۰ ، ۴۰برابر اضافه شده، اين اتفاق چگونه افتاده، اين ضرورت را من توانستم به دولت و
مجلس منتقل كنم. مسأله ورزش را ضرورت اول كشور كردم
• بنده يكى از تفاوتهاى خودم با كانديداهاى ديگر را در اين مى بينم كه چون درتمام زندگى ، تجربه مديريتى داشتم ، باتئورى هاى مديريتى كلان دنيا آشنايى دارم
• چون مردم را فهيم و قدرشناس مى دانم معتقدم روز انتخاب، خوب تجزيه و تحليل خواهند كرد و براساس آنچه تاكنون در جامعه ديده ام، مردم بدون تبليغات و گفتن و به رخ كشيدن كارهاى انجام شده كار هر مدير را لمس مى كنند
محمد نورى ـ جواد دليرى
• بنده يكى از تفاوتهاى خودمبا كانديداهاى ديگر را در اين مى بينم كه چون درتمام زندگى ، تجربه مديريتى داشتم ،باتئورى هاى مديريتى كلان دنيا آشنايى دارم
مدير سازمان تربيت بدنى در تصميم انتخاباتى خود بسيار جدى تر از آن است كه تصور مى كنيد. تدارك او براى پيكار با رقيبان انتخاباتى بسيار وسيع است.
اساساً چرا از حضور يك مدير ورزشى در صف رقيبان سياسى بايد شگفت زده شويد در دوره اى كه تمايل به انجام وظيفه در جايگاه رياست جمهورى بسيارى از سران كشورى و لشگرى را بى قرار كرده چرا گردانندگان چرخ ورزش كشور در اين بازى سرنوشت و هنگامه اداى تكليف سكوت كنند.
مهرعليزاده اما ترجيح مى دهد در كارزار انتخابات پيش از وجهه ورزشى اش، به عنوان يكى از اعضاى تيم اجرايى دولت معرفى شود. شما در اين مصاحبه با عضوى از حلقه مديريتى خاتمى روبرو هستيد كه مى گويد، مراحل و مدارج مديريت را از ۲۴سالگى دست به آچار از كف كارخانه ها و پروژه ها تجربه كرده است و اضافه مى كند كه دامان او از بسيارى از افت هاى رقيبانش كه مديريت را به صوت رانتى، موهبتى يا شانسى كسب كرده اند مبراست. از اين رو است كه مهرعليزاده پروايى از روز محاسبه و اضطرابى از قضاوت مردم در روز ۲۷خرداد ندارد. زيرا كه سخت اعتقاد دارد اگر مردم يك بار به چشم حقيقت و انصاف در گذشته و سوابق او با رقيبان اش نظر افكنند و قدرى هم در پشت الفاظ زرق و برق گرفته كانديداها تأمل كنند تا سيه روى شود هر كه در او غش باشد. به لحاظ برنامه انتخاباتى هم دستان مدير ورزش در اين پيكار سياسى خالى نيست. او مانيفستى با نام دولت رفاه آماده كرده كه معتقد است اين برنامه پاسخى به بلاتكليفى و پريشانى هاى نظام مديريتى در برابر معضلات جامعه است.
آقاى مهرعليزاده آيا تصوير روشنى از موقعيت خودتان در انتخابات داريد؟ آيا هنوز فكر مى كنيد فضا به نفع شما پيش مى رود و خود را درصدر كانديداها مى بينيد.
هنوز براى ارزيابى نهايى زود است، ضمن آنكه كمتر از دو ماه به انتخابات بيشتر نمانده است اما بخش قابل توجهى از مردم هنوز تصميم خود را نگرفته اند.
هرچه به انتخابات نزديكتر شويم، توانمندى كانديداها در جهت رفع مشكلات موردنظر مردم بيشتر سنجيده مى شود، بعد از آن مردم مى توانند تصميم بگيرند، فكر مى كنم آنچه الآن مهم است اين است كه كانديدايى مورد نظر مردم خواهد بودكه براى اداره كشور برنامه داشته باشد. هم شناخت كافى از مسائل و مشكلات داشته باشد و هم بتواند در رفع آن توانمند باشد و از برنامه عملياتى براى اداره كشور برخوردار باشد.
ما هم در اين جهت حركت مى كنيم، برنامه دولت رفاه را تنظيم كرده ام كه شكلى از كار دولتهاى موجود در دنيا است كه به مسائل اقتصادى همزمان با مسائل اجتماعى مردم مى پردازد. با اين حال شرايط به گونه اى است كه الآن نمى توان روى يك كانديداى خاص ارزيابى داشت.
شما چند بار دليل و انگيزه آمدن تان به انتخابات را گفته ايد، دوست داريم به اين سؤال هم پاسخ دهيد كه چرا مديران و مردان ورزش بعد از مدتى وسوسه مى شوند به سمت سياست خيز بردارند. آمدن شما به انتخابات شباهت زيادى به ورود مديران قبلى ورزش يعنى غفورى فرد و هاشمى طبا به سياست دارد.
فكر مى كنم اين يك شبيه سازى نادرستى است. گرچه از بعد اينكه هر دو نفر آقايان مورد اشاره مسؤوليت ورزش را داشتند و وارد عرصه سياست شده اند، ظاهراً درست است. اما شبيه سازى نادرستى است. چون من فقط ۳سال و نيم مسؤول ورزش هستم، مسؤول ورزش شدن بنده هم به دليل سابقه مديريتى من در پست هاى ديگر است. من به خاطر داشتن نگاه برنامه اى به مسائل و مشكلات، مسؤول ورزش شدم در نتيجه مشابه سازى با دو رئيس سازمان گذشته، درست نيست. من به عنوان فردى كه علاقه مند به مردم خودم هستم، در هر جايگاهى كه بوده ام در حد توان كار كرده ام.از ۲۹سالگى به عنوان معاون وزير صنايع انتخاب شدم و روزانه بيش از ۱۸ساعت كار مى كردم. لذا بنا به سابقه طولانى در امر صنعت و اقتصاد و مديريت استاندارى و متكى به شناخت مشكلات اقتصادى و اجتماعى جوانان مى توانم در اين جايگاه (رياست جمهورى) خدمتگزار مردم باشم و مشكلات را حل كنم. بنابراين با اين دلايل آمدم و آمدنم ارتباطى با ورزش و مسائلى كه شما مى سازيد ندارد.
آقاى مهندس هر دو مدير ورزشى قبل از شما هم، اين ويژگى ها را داشتند. هم آقاى غفورى فرد و هم آقاى هاشمى طبا، دوره هايى در عرصه اقتصاد، مديريت اجرايى و برنامه ريزى صاحب منصب بودند، علاوه بر اين چگونه شبيه سازى را وارد نمى دانيد، در حالى كه رفتار عمومى شما را به عنوان مسؤول ورزش مى شناسند حتى خود شما در برنامه انتخاباتى تان به سمتى مى رويد كه از محبوبيت ورزش براى مبارزه انتخاباتى بهره ببريد.
اولاً جامعه ورزشى در هيچ حكومتى نبايد ناديده گرفته شود، ورزش امروز يكى از ضرورتها است. الآن در دنيا روى ورزش سرمايه گذارى مى كنند، به عنوان اينكه مى خواهند روى توسعه انسانى سرمايه گذارى كنند. امروز بودجه ورزش نسبت به سال ،۸۰ ۴۰برابر اضافه شده، اين اتفاق چگونه افتاده، اين ضرورت را من توانستم به دولت و مجلس منتقل كنم. مسأله ورزش را ضرورت اول كشور كردم.
چون من آرزويم اين است كه چهره مردم را خندان و بانشاط ببينم. در دل مردم غم ناشى از بيكارى فرزند نباشد، بخش قابل توجهى از مشكلات روحى با ورزش قابل رفع است. جامعه ايرانى به ورزش اهميت قائل است. طبيعتاً يكى از اميدهاى بنده، براى اينكه من را قابل بدانند و انتخاب كنند، همين درك مردم فهيمى است كه ورزش را به عنوان يك ضرورت احساس مى كنند.
اما يك فرقى بين زمان من و مديران سابق هست. آقاى غفورى فرد، زمانى كانديدا شدند كه هنوز انتخابات در جامعه ما طورى بود كه رئيس جمهور در ذهن جامعه از قبل انتخاب شده بود.
دوم خرداد بود كه اين ذهنيت عوض شد. آقاى هاشمى طبا، در دوره گذشته رقيب كسى شد (خاتمى) كه به هر حال آن فرد چهار سال كاركرده بود و مردم از كار او در آن مقطع عدم رضايت نداشتند و همچنان اقبال به طرف ايشان بود اما الآن فضا طور ديگرى است. دو ماه مانده به انتخابات اما هنوز هيچ چيزى مشخص نيست. بنابراين باز هم تشابه سازى درست نيست.
فكر مى كنيد اين مقدار سوابقى كه درباره خودتان شمرديد ، كافى است براى آن كه مردم به شما اعتماد كنند و پست حساس رياست جمهورى را به شما واگذار كنند؟
بله آن موقع كه مردم به ناچار به افرادى كه هيچ سابقه اجرايى نداشتند اعتماد مى كردند و صرفاً براساس اينكه اينها خير مردم را مى خواهند، رأى مى دادند الآن بايد به مديرى كه از سن ۲۴ و ۲۵ سالگى دست به آچار به عنوان يك مهندس جوان كار خودرا از كف كارخانه شروع كرده و بعد مدير پروژه شده، سمت هاى فنى و اجرايى داشته و معاون وزير و استاندار و مسؤول ورزش شده اعتماد كنند و مقايسه كنند افرادى كه براساس قواعد و مقررات روز مديريتى، حركت كرده اند را باكسان ديگر.
با همه اين اوصاف فكر مى كنم كانديداتورى شما را يك خطر جدى تهديد مى كند. چند دور انتخابات گذشته نشان داده كه جامعه و رفتار عمومى پاى صندوق رأى چندان روى خوشى به مديران ورزش نشان نمى دهند.
در سؤال قبلى جواب دادم ، من اين نگرانى را ندارم. معتقدم اگر به مردم به عنوان افراد فهيم و كسانى كه خوب تجزيه و تحليل مى كنند، احترام بگذاريم پس آنها كسانى را مى پذيرند كه كار دلسوزانه كنندو براى اين كارشان هم تجربه داشته باشند و هم برنامه.
يعنى شما تا الآن، رضايت و اعتماد عمومى را نسبت به خودتان حس كرده ايد كه به اين اطمينان و آرامش برسيد كه در ۲۷خرداد رأى مردم به نام شما نوشته خواهد شد؟
چون مردم را فهيم و قدرشناس مى دانم معتقدم روز انتخاب خوب تجزيه و تحليل خواهند كرد و براساس آنچه تاكنون در جامعه ديده ام، مردم بدون تبليغات و گفتن و به رخ كشيدن كارهاى انجام شده كار هر مدير را لمس مى كنند.
شما در صحبتهايتان دائماً از عملكرد خودتان در ورزش سخن مى گوييد. اگر ورزش پشتوانه شما در ورود به انتخابات نيست پس برگ برنده تان چيست؟
اول بايد به اميد كمك خداوند بود. دوم، آن سوابق اجرايى و ديد برنامه ريزى و داشتن برنامه من محملى خواهد بود براى جلب اعتماد و خواست مردم. هيچ كدام به تنهايى جوابگوى عرصه انتخابات نيست.
فكر نمى كنيد به پشتوانه حزبى هم نياز داشته باشيد؟
هيچ كانديدايى از پشتوانه حزبى بى نياز نيست. ولى الزاماً اينطورى نيست كه همه رأى ها براساس خواست حزب ها فراهم شود. خواست مردم بر خواست احزاب ارجحيت دارد.
براى اينكه حرف و برنامه خود را به دورافتاده ترين نقاط برسانيد، نياز به يك سازماندهى بزرگ داريد كه بيشتر از عهده احزاب برمى آيد.
احزاب مؤثر هستند، اما به نظر مى آيد. هنوز جامعه ما طورى است كه خودشان تصميم مى گيرند. فكر مى كنم در اين مقطع نقش احزاب در تعيين نظر و رأى مردم تأثير قابل توجهى ندارد. اين سخن كه احزاب از يك كانديدا حمايت نكند اثر كاهنده اى روى آرا ندارد.
احزابى هستندكه از شما حمايت كرده باشند؟
گروههاى اجتماعى بسيار زيادى هستند.
گروههاى سياسى چطور؟
هنوز با گروه سياسى خاصى وارد صحبت نشده ام كه از آنها جلب حمايت كنم.
علت خاصى داشته است؟
علت آن اين است كه نمى خواهم وامدار كسى باشم. ضمن آنكه من معتقدم كه در اين دوره تصميم گروههاى سياسى تعيين كننده نتيجه انتخابات نيست.
شما خود را اصلاح طلب مى دانيد يا اصولگرا؟
معاون رئيس جمهور دولت اصلاح طلب هستم.
براى معرفى هويت سياسى تان همين كافى است.
بله.
نظر شما راجع به كانديداهاى اصلاح طلب ديگر مثل معين و كروبى چيست؟
آنها دارند فعاليت شان را مى كنند.
شما در مواضع انتخاباتى تان نتيجه اصلاحات را مورد انتقاد قرار داده ايد و حتى گفته بوديد كه اصلاحات در بن بست مانده؟
نه من چنين سخنى نگفته ام، من عضو مجموعه خاتمى هستم.
يعنى مهرعليزاده، در نطق هاى انتخاباتى در نقش مدافع دولت اصلاحات ظاهر خواهد شد.
من همكارى با اين دولت را افتخار خود مى دانم.
برگرديم به بحث قبلى، اگر اصلاح طلبان به يك اجماع برسند شما حاضريد به نفع يكى از آنها كنار برويد.
در آن شرايط بايد فكر كرد ولى تصميم من اين است كه تا آخر بمانم.
اگر يك جريانى از شما بخواهد كه يك سهم بالايى در كابينه بگيريد و ازنامزدى كنار برويد چه پاسخى مى دهيد؟
براى معامله نيامده ام.
رقيب شما در انتخابات كيست؟
يكى از اين ۸-۷ نفر كه ثبت نام خواهند كرد.
كدامشان جدى تر است؟
تحليلم اين است كه انتخابات به مرحله دوم مى رسد.
يعنى شما يكى از دو نفر خواهيد بود كه به مرحله دوم راه پيدا مى كنيد؟
اميدوارم.
تصور من اين است كه شما دل به يك درياى متلاطم زده ايد، فكر نمى كنيد در اين صحنه در برابر رقيبانى كه با سازماندهى بزرگ آمده اند، كم بياوريد.
اگر تجزيه و تحليل دقيق از وضعيت جامعه داشته باشيد مردم از اين مناقشات سياسى خسته شده اند. يك چهره اى به نام خاتمى در دوم خرداد يكسرى انديشه هاى خوب در جهت اصلاحات ارائه كرد. بخشى از اين ايده ها را هم پياده كرد اما مناقشات بى حاصل سياسى و كوبيدن بر طبل درگيرى در جامعه باعث شد بخش عمده اى از ايده هاى اصلاحات عقيم بماند و از الآن مردم كسى رامى خواهند كه با دلسوزى و به دور از جبهه بندى هاى سياسى براى مردم كار كند. ما كشور خيلى قوى هستيم، نيروهاى جوان و ارزشمندى داريم، ما منابع زيرزمينى خوبى داريم، موقعيت استراتژيك و اقتصادى بسيار مناسبى داريم، كشور ما از لحاظ اقليم و خاك و آب داراى منابع سرشار است. اگر درگيرى ها كنار برود مردم واقعاً به آنچه مى خواهند مى رسند، فكر مى كنم آنهايى كم خواهند آورد كه بر طبل جنگ دركشور مى كوبيدند چه در فضاى داخلى چه در فضاى خارجى. كسى كه خود را دلسوز مردم بداند و آن فرد در عمل ثابت كرده كه مخلصانه براى مردم كار مى كند آن فرد كم نمى آورد. شما دلايل انتخاب آقاى خاتمى در سال ۷۶ رانگاه كنيد موقعيت آن روز خاتمى رادر اين مى بينيد كه يك آدمى است كه با مردم راست مى گويد و صادق است. مردم كسى را كه از خودشان باشد، خوب درك مى كنند. اين شناخت و انتخاب مردم، طبل و دهل گروههاى سياسى را لازم ندارد .
همين اميدها و نويدهايى كه شما در باره قضاوت مردم مى گوييد از كانديداهاى ديگر هم مى شنويم آنها هم مى گويند ما مى خواهيم براى مردم رفاه ، آرامش و نشاط بياوريم و جامعه از ما همين ها را مى خواهد .
مردم بايد دو نكته را درنظر بگيرند، يكى اينكه خاستگاه آن فرد و سوابق آن فرد چيست. آيا حرف و عمل او يكى است. دوم بدانند، فرد در عالم اجرا و عرصه توسعه حرفى براى گفتن دارد يا ندارد و آيا اين فرد يا كانديدا تاكنون چند برنامه مشخص اقتصادى، اجتماعى و مديريتى در جايگاهى كه بوده به منصه ظهور رسانده است ، يا نه فقط دارد حرف مى زند مردم اگر اين دو نكته را كنار هم بگذارند ، حتماً كانديداى خود را پيدا مى كنند.
كانديداها از اين دلخور مى شوندكه بگوييم آيا شما يك نامزد فرعى و يا رقيب دوره مقدماتى هستيد ولى آقاى مهرعليزاده از اين حرفها گذشته اگر واقعاً ببينيد موقعيت نامزدى از شما بهتر است يا اقبال مردم به كانديدايى بيشتر شده است، حاضريد به نفع او كنار برويد.
من به نفع هيچ كس كنار نمى روم.
چرا؟
به خاطر اينكه خودم را از همه براى قبول اين مسؤوليت مناسب تر مى دانم .
فرض كنيد ، دو مشاور به شما بگويندكه فاصله تان با رئيس جمهور شدن بسيار زياد است و نام كسى را ببرند كه عنقريب بر صندلى رياست جمهورى مى نشيند، آن موقع هم براين نظرتان مى مانيد؟
من يك مهندس هستم آن موقع محاسبات ديگرى مى كنم ، بعد تصميم مى گيرم.
در ادامه بحث، اگر موافق باشيد به برخى ديدگاههايى كه در انتخابات مطرح كرده ايد بپردازيم . در سخنرانى هاى شما واژه اى كه بيش از هرچيز تكرار مى شود دولت رفاه است ، مؤلفه ها و عناصر اين تئورى چى هست؟
اساس تفكر بنده اين است كه در اين كشور همه چيز داريم ، اما براى بهره بردارى از منابع عظيم كشور يك ابزار علمى و شناخته شده لازم داشته ايم كه درواقع به عنوان بستر كار قرار گيرد كه مغايرتى با قانون اساسى نداشته باشد لازمه اين اتفاق اين است كه بگرديم ببينيم تئورى هاى موفق اجرايى چه بوده است. امروزه روال اقتصادى دنيا اينطورى است كه رقابت در بازار سرمايه آزاد است. دولتها از لحاظ ابعاد و اندازه در حداقل هستند، رقابت در بازار كار كاملاً آزاد است . فضا باز است تا نخبگان رشدكنند اينها دردنيا يك امر مطلوب است ، علاوه بر اينها براى اينكه آن قشرى كه قشر ضعيف جامعه است، از رفاه برخوردار باشند، يك نظام هايى تحت عنوان تأمين اجتماعى ايجاد مى شودكه دولت در آنجا فقط حمايت گراست به نحوى كه بتواند هركسى را در هر سطحى از زندگى كه قرار دارد تحت پوشش قرار دهد تا از يك آينده خوب و مطمئن برخوردار باشد، مجموعه اين ايده ها دولت رفاه است .
چه تفاوتى بين دولت رفاه مورد علاقه شما با دولت رفاهى كه متفكران اقتصادى مثل جان كنت گالبرايت طراحى كردند وجود دارد؟
دولت رفاه چندين دهه دركشورهاى اروپايى جا افتاده است. من آن را به عنوان يك تئورى كه موفق بوده آن را برگزيده ام و معتقدم چون دولت رفاه را كه در ۲۶ سال گذشته نياورده ايم، اكنون به مشكل برخورده ايم، ساليانه بين ۱۵ تا ۲۰ ميليارد دلار به اقتصاد كشور تزريق شده است ولى روز به روز از نظر اقتصادى وضعيت بهترى پيدا نكرده ايم يا اينكه امروز با خيل انبوه فرار سرمايه و بيكارى مواجه شده ايم . اين دولت رفاه مى تواند درحال حاضر به عنوان يك راه حل عملى و اجرايى براى اين مشكلات باشد بنده يكى از تفاوتهاى خودم با كانديداهاى ديگر را در اين مى بينم كه چون درتمام زندگى ، تجربه مديريتى داشتم ، باتئورى هاى مديريتى كلان دنيا آشنايى دارم پس از ۲۶ سال اگر چنين محملى را ايجادكنيم خيلى زود به نتيجه مى رسيم.
اغلب رقيبان شما در اين انتخابات بر پرچم انتخاباتشان شعارهاى مهم اقتصادى را نوشته اند يكى شعارش را آبادانى قرار داده، يكى سازندگى . فكر نمى كنيد شعار دولت رفاه نيز به سرنوشت شعارهاى ديگر دچار شود .
يك وقتى كارهاى روبنايى راملاك قرار مى دهيد، مثلاً دولت سازندگى، بى توجه به اينكه اين برنامه سازندگى چقدر عمر دارد و آيا عرض ۲۰ سال آينده كشور را مى سازد يا ۳۰ سال وعده يك تحول را داد
درحالى كه معلوم بود دولت بعدى مى آيد، دولت سازندگى نيست و ساختارها را تغييرخواهدداد. لذا معتقدم دراين كشور بايد يك پايه اى گذاشته شود كه بتواند بعد از ۸ سال دوام داشته باشد.
شعارهايى مثل آبادگرى، سازندگى و... روبنايى است. مردم فردى را مى خواهند كه براى آينده برنامه بلندمدت داشته باشد و اين را درك كرده باشد نمى توان با برنامه ريزى دو سه ساله يا چهارساله كاركرد...
آيا اين تز دولت رفاه جوابگوى همه شرايط بحرانى دولت در ايران است مثلاً شما اگر يك برنامه دولت رفاه داشته باشيد ولى هنوز چندماه نگذشته شهردار شما را بگيرند، به دانشجو و دانشگاه تعرض كنند يا صبح بيدار شويد ببينيد ۲۰ روزنامه را بسته اند آن موقع چه كار مى كنيد؟
الآن دركشورهاى اروپايى كه برنامه دولت رفاه دارند مگر درباره معضلات اجتماعى برنامه ندارند. مگر آنجا تشكل هاى حزبى فعاليت نمى كنند. اداره كشور يك مسأله سياسى است. طبيعى است كه رئيس جمهورى با چالش سياسى مواجه خواهدشد.
سؤال من هم همين است كه وقتى با چالش روبه رو شد چه خواهدكرد؟
يك برنامه منظم و يك تدابير اجرايى قوى، اگر اينها به كار گرفته شوند، مى توان كشور را اداره كرد. اگر درمجموعه نظام با تدبير با مسائل برخورد شود، مى توان كشور را اداره كرد. مگر من ۴ سال خراسان را اداره نكردم، خراسان يكى از پيچيده ترين استانها است.
در زمان مديريت بنده اين استان دركنار رشد همه جانبه اقتصادى و فنى رشد سياسى هم داشته است. درگيرى هم نداشتيم. چطور اين اتفاق افتاده بود.
فكر مى كنيد اداره يك استان با اداره يك مملكت قابل مقايسه است. شما در استانى بوديد كه دو روزنامه داشت يا چند تا دفتر و نمايندگى حزب بيشتر در خراسان نبود. اما الآن مى خواهيد رئيس جمهور ۷۵ميليون نفر بشويد.
يك رئيس جمهورى با كمك استانداران خودش در ۲۸ استان، كشور را اداره مى كند.
اما آقاى مهندس پيدايش دولت رفاه در انديشه متفكران اروپايى محصول يك شرايط تاريخى بود، زمانى آنها به سمت دولت رفاه رفتند كه مراحلى از اصلاح ساختار را طى كرده بودند. لذا تسرى دادن دولت رفاه به ايران توسط شما تا حدى باعث تعجب كارشناسان اقتصاد شده است. لذا مى گويند سازمان دولت ما، ناكارآمد است و چطور مى شود،رئيس دولتى كه اجزاى مختلف آن مشكل ناكارآمدى دارند يكدفعه بيايد سخن از جهت گيرى رفاه محور تا عدالت محور بزند.
كاملاً درست است. دولت رفاه و اتخاذ اين سياست، اتخاذ يك راهبرد اساسى براى پيشبرد امور كشور است.
فكر كنيد آدم بسيار كارآمدى هستيدكه مى توانيد در يك ساعت۲۰،كيلومتر بدويد و خسته نشويد تا زمانى كه تعيين نكرده ايد كه دركدام مسير بوده ايد كارآمدى شما صفر است وقتى شما مسير را مشخص نكرده ايد، درواقع حركتى از شما سرنزده است، بنابراين كارآمدى شما صفر است وقتى استراتژى تان را طراحى كرده ايد. تازه اول كار است كه شما آدمهاى آن حركت را انتخاب مى كنيد، بنده چون كار را مى شناسم، مى آيم، آدمهاى توانمند را در جايگاه درست خودشان قرارمى دهم و كار را پيش مى بريم. كارآمدى دولت اين نيست كه بگوييم كه با اين شيوه عمل مى كنيم، نه ما دولت مناسبى را با اين شيوه انتخاب مى كنيم. بين اين دو فراوان اختلاف است. به نظر من جامعه اين دفعه گول كسانى را نمى خورد كه شعار روبنايى داشته باشد.
در پايان مصاحبه دوست داريم ببينيم محسن مهرعليزاده درباره مهمترين مشكلات روز كشور چگونه فكرمى كند. مثلاً: ماهواره؟
يك اشتباهى را مرتكب شده اند و متأسفانه ماهواره را به يك مسأله اى كه عده زيادى استفاده مى كنند تبديل كردند. قانون منع هم جواب نمى دهد. حل اين مسأله راه خود را دارد كه دولت و سيستم صدا و سيما بتواند از ميان هزار شبكه ماهواره اى، شبكه هاى مفيد را انتخاب و درجهت ارتقاى آگاهى از مسائل روز با رعايت شؤونات اخلاقى جامعه از آنها استفاده كند.
كنكور؟
در سيستم دولت رفاه، هرچيزى كه رانتى باشد ازبين مى رود ما بايد به طرفى برويم كه كنكور حذف شود.
توقيف مطبوعات؟
صددرصد بايد قانونى باشد و مسائل مطبوعات در مراجع قانونى و شايسته دنبال شود.
وجود يك مخالف، در دولت شما؟
اگر با روند كلى دولت رفاه، موافق باشد دست يارى به سوى او درازمى كنيم.
رابطه ايران و آمريكا؟
با اقتدار و تدبير مى توانم رابطه با آمريكا را حل كنم.
رابطه دختران و پسران درجامعه؟
جوانان درمسائل اجتماعى بايد درچارچوب قانون و بدون مزاحمت راحت باشند.
پارتى بازى؟
محكوم است.
انتخابات مجلس هفتم؟
مى توانست شرايط بهترى داشته باشد و اگر من بودم شرايطى پيش مى آوردم كه اين گونه ردصلاحيت ها نباشد.
دولت خاتمى.
من مدافع جريان اصلاحات در جامعه هستم و آنچه كه كمبود اقدامات خاتمى در ۸ سال بود را اعلام مى كنم.