گروه فرهنگ و هنر - بهمن عبداللهى:
ساعتى به ظهر مانده، صداى ملكوتى اذان مى آيد. خودروى آژانس در خيابان هاى شلوغ تهران پيش مى رود و ما به نواى اذان برادران مؤذن زاده اردبيلى كه از پخش خودرو به گوش مى رسد، دل سپرده ايم. از راننده خواسته ايم تا رسيدن به بيمارستان مدائن اين نوار كاست را برايمان بگذارد.
استاد رحيم مؤذن زاده اردبيلى گوينده آن اذان مشهور چند روزى است روى تخت بيمارستان بسترى است. راننده حالا كه از قصد ما باخبر شده مى پرسد: «آيا كسى هست كه صداى اذان مؤذن زاده را نشنيده باشد؟»
ديدن گلدسته هاى مسجدى در خيابان، اين سؤال را به همراه مى آورد كه كدامين گلدسته است كه با اين نواى آسمانى بيگانه باشد.
خودرو پيش مى رود كه پشت چراغ قرمز باز از بلندگوى خودرو مى شنويم: «... مؤذنا توگو اذان و مناجات حضرت داوود / كه كائنات برانگيزى از براى نماز»، چند لحظه بعد هم گونه اى ديگر از اذان برادران مؤذن زاده.
اتاق ۷۰۴ خالى نيست. منصور پسر دوم حاج رحيم مؤذن زاده مشغول پذيرايى از افرادى است كه از بخش هاى ديگر براى ديدن استاد آمده اند. حاج رحيم اما در خواب است. سبدهاى گل نشان مى دهد مسؤولان چندان به سلامت مؤذن بى تفاوت نبوده اند. منصور مى گويد: وزير ارشاد، حاج آقا دعايى، مشاور رئيس سازمان صدا و سيما و ... به ديدن مؤذن زاده آمده اند. او مى گويد: از روز ۲۴ فروردين ماه پدر را به بيمارستان آورده اند و حالا وضعيت عمومى اش خوب است.
گروه تلويزيونى درشهر مشغول تهيه گزارشى است، در اين فاصله از گذشته اين مؤذن آذرى زبان در مرز ۸۰ سالگى مى پرسم. خانواده مؤذن براى اردبيلى ها بسيار آشنا هستند. شايد از فعاليت مذهبى اين خانواده بيش از يك قرن گذشته باشد. حاج شيخ عبدالكريم مؤذن اردبيلى تا سال ۱۳۲۲ در منطقه اردبيل به وعظ و اذان گويى مشغول بوده اما آنچه باعث شهرت او شده اذانى است كه شيخ عبدالكريم در اين سال و براى نخستين بار در راديو گفته است. تا سال ۱۳۲۶ كه برنامه سحرى را به صورت زنده اجرا مى كرده و در سال ۱۳۲۹ به دليل عارضه سكته درگذشته است.
استاد رحيم مؤذن پسر بزرگ شيخ پيش از اين گفته است كه در سال درگذشت پدر به جاى او به قرائت اذان مشغول مى شود و تا همين سالهاى اخير به اين كار ادامه داده است.
وقتى استاد مؤذن زاده به اصرار گروه تلويزيونى بيدار مى شود، از او درباره اذان مشهورش مى پرسم كه در پاسخ با صدايى ضعيف و بريده بريده مى گويد: «ما نه ثروت داريم و نه مكنت و همين يك اذان براى ما بهترين خير است» و ادامه مى دهد: «روزى تصميم گرفتم يك اذان يادگارى بگويم، در استوديوى راديو با هر گوشه رديف هاى آوازى موسيقى ايرانى خواندم نشد، تا اينكه آن را در آواز بيات اصفهان و گوشه روح الارواح خواندم كه ضبط شد و هنوز هم پخش مى شود.»
از او مى خواهم لبخندى براى «عكس» بزند، لحظه اى آرام مى شود و سپس مى گويد: «دلم مى خواست با دهان روزه آن اذان را بخوانم، الآن ما شش هزار اذان گو داريم اما چرا خيلى ها علاقه مند نيستند، اذانى كه نيتش «قربتاً الى الله» باشد، جاويدان مى شود.»
استاد معتقد است كه مؤذنان از اذان هاى عربستان تقليد مى كنند كه اين پسنديده نيست و خود ما بايد ابتكار داشته باشيم.
منصور مى گويد: عموهايم سليم و داوود هم اذان مى گويند. البته نعيم هم اذان مى گفته اما در سن ۲۵ سالگى فوت شده است، همچنين عموى ديگرم محمود هم نظامى است.
خانواده اين مؤذن به ما مى گويند نام شناسنامه اى شان مؤذن است اما گوينده هاى راديو براى معرفى پدر عنوان مؤذن زاده اردبيلى را انتخاب كرده بودند.
از مؤذن زاده مى پرسم در گوش چند نوزاد اذان و اقامه قرائت كرده است، به يادش نمى آيد اما اشاره مى كند، «بسيار زياد، شايد بچه هاى تمام فاميل و آشنايان».
همسر حاج رحيم كه در كنارى ايستاده در پاسخ به پرسش ما مى گويد: «الآن چند سالى است كه كمتر كسى براى اين كار به حاج آقا مراجعه مى كند، اما قبلاً بسيار زياد بودند.»
راست مى گويد، آن زمان در اردبيل زندگى مى كردند و حالا در مهرشهر كرج، اين هم از مسائل زندگى امروزى است.
از استاد مى پرسم آيا كسى در ايران هست كه صداى اذان شما را نشنيده باشد؟
«نمى دانم، اما حداقل ده پانزده هزار نوار آن به اروپا و خارج رفته است.»
پس از لحظه اى سكوت، مى گويد: «شكر نعمت نعمتت افزون كند، كفر نعمت...» باز هم مى پرسيم آيا غير مسلمانى را سراغ داريد كه به صداى روحانى شما گوش داده باشد و او مى گويد: «خيلى ها، گاهى شده براى ارمنى ها روضه حضرت عباس (ع) خوانده ام.»
مؤذن زاده از سفرش به خانه خدا مى گويد، مى خواهيم از بلال حبشى هم حرف بزند و او تأكيد مى كند در اين سفر صداى اذان مرا پخش كردند و اين براى من احساس خوبى به همراه داشت. خصوصاً وقتى در خانه خدا كه بلال اذان پيامبر را گفته بود.
خبرنگاران تلويزيونى مى خواهند در همان حال اذانى بگويد و او بريده و بريده مى خواند: «توكلت على الحى الذى لايموت و الحمدالله الذى...» نگاهمان به همسر مؤذن زاده مى افتد، زير چادر مشگى اشكهايش را پاك مى كند.
پرستارها مى گويند حال حاج آقا خوب است و مشكلى نيست. يكى از آنها مى خواهد برايش دعا كنيم و ما در حاليكه بخش ۷ را ترك مى كنيم براى سلامتى مؤذن دعا مى كنيم.