• من فعاليت مى كنم اما سانسور مى شود. آقايى مى رود
تبريز و صداوسيما چندين روز خبر آنها را پخش مى كند.
من هم دو روز تبريز رفتم اما هيچگاه خبر آن منتشر نشد
• اگر رئيس جمهور شوم اول ساختار ادارى را اصلاح مى كنم
• درسال ۷۲ شايد چندروز پس از انتخابات رياست جمهورى
مرحوم حاج احمدآقا، با من تماس گرفت و گفتند پيشنهادى
دارم و رد نكن، چون مى دانست تا روى هركارى بررسى
نكنم، نمى پذيرم. گفت، خودت را براى انتخابات آماده كن
• من براى رسيدن به رياست جمهورى حاضر نيستم جهنم
بروم، فقط آدمهايى كه لايق و شايسته اند را در عرصه
مسؤوليت مى پذيرم. من روحيه ام با اين روش
سازگار نيست كه الآن در بحث تقسيم
قدرت روال است
محمد نورى ـ جواد دليرى
نماينده پرشور سه دوره مجلس شوراى اسلامى، اكنون به چهره اى ساكت و خاموش در گوشه اى از بازار شلوغ سياست تبديل شده است. همه دلايل و رموز اين سكوت او را نمى توان فهميد چنان كه يك ساعت گفت وگوى ما براى فهميدن اين معما به دريافت اشاراتى كوتاه انجاميد.
نتيجه دو دهه همنشينى با شوراى نگهبان و همكارى با دستگاه قضايى، از زواره اى فردى محتاط و مصلحت بين ساخته است او نه تنها احتياط كارى مديران پا به سن گذاشته جمهورى اسلامى را همراه دارد بلكه همه ملاحظات يك قاضى و اهل قضاوت را نيز رعايت مى كند. لذاست كه قبل از مصاحبه، حين گفت وگو و پس از آن تذكرات لازم را در خصوص رعايت جوانب امر منتقل مى كند.
اما همه اينها باعث نمى شود خبرنگاران مثل اصحاب سياست او را فراموش كنند. نام زواره اى هنوز در دفتر خبرنگاران و جزو ليست افراد طرف مصاحبه باقى است. با آنكه او از منصب قضا و كرسى شوراى نگهبان كنار رفته اما در هر حوادث حقوقى، خبرنگاران همچنان سراغ او را مى گيرند. پس اگر شنيدن خبر كانديداتورى زواره اى براى عده اى از مردم جالب توجه است ما خبرنگاران نيز پيشنهاد مصاحبه با او را با علاقه قلبى مى پذيريم حتى جواب هاى كوتاه و اختصار او به سؤالات چند لايه ما ارزشى كمتر از چالشها و گرد و خاك كردن هاى برخى كانديداها در اتاق هاى مصاحبه ندارد.
بالاخره اگر قرار باشد، اهالى مطبوعات حق و حقوق افراد را پاس دارند، چرا به سراغ يك عضو فراموش شده شوراى نگهبان و قوه قضاييه نروند كه روزگارى وقتى همه تماسهاى ما براى دريافت دو كلمه خبر يا دو خط توضيح از اين نهاد نافرجام مى ماند، اين خط تلفن زواره اى بود كه خيال ما را آسوده مى كرد.
به هر حال سيدرضا زواره اى براى سومين بار خبر ورود خود به عرصه انتخابات را با اعتراض و گلايه اعلام كرد، اعتراض به سانسور صدا و چهره اش در رسانه ملى و گلايه از بى مهرى دوستان و يارانش در اردوگاههاى سياسى. زواره اى آنچنان كه در اين مصاحبه روايت مى كند، در برهه اول انقلاب مشمول توجه ويژه سيداحمدخمينى و بنيانگذار انقلاب بوده اما در دوره جديد جاى آن مهر و محبت ها را نامهربانى گرفته است، او سينه اى پر از نقد و شكوه به كردار دوستانش دارد و مى گويد: در ايام انتخابات بخصوص زمان توزيع مسؤوليت اين بى مهرى ها به اوج مى رسد اوحرف معتمدانش را گواه مى گيرد كه در انتخابات خرداد ،۷۶ بخشى از آراى او را به نام فردديگر خوانده اند و در اين دور از انتخابات نيز سخن و صداى او را كاملاً بايكوت كرده اند. زواره اى دلايل زيادى براى توضيح علت اين بايكوت ها دارد كه يك مورد آن اين است كه سانسوركنندگان مى خواهند صداى آمدن او به انتخابات به گوش هوادارانش و مردم نرسد.
زواره اى از آنجا كه درمحفل اهل قضا زيسته است، هر چيز دنياى سياست را از دريچه قانونى و حقوق مى بيند و پاسخ او به پرسش هاى مكرر ما در باب راه اصلاح جامعه اين است كه روابط جاى ضابطه ها را گرفته است و كسى به فكر آخرت و روز حساب نيست.
آقاى زواره اى شما پاى ثابت انتخابات رياست جمهورى در سالهاى اخير بوديد، بسيارى از افراد پس از شنيدن خبر كانديداتورى شما اين سؤال را مطرح كردند كه انتخابات چه جذابيتى دارد كه آقاى زواره اى دوباره وارد شدند.
من يكبار در سال۱۳۶۰ كه نامزدى نبود شركت كردم اما در همان مصاحبه هاى تلويزيونى سال ۶۰ به صراحت گفتم حضرت آيت الله خامنه اى اصلح هستند و از خودم تبليغى نكردم و يكبار هم در سال۷۶ شركت كردم. در مصاحبه هاى سال۷۶ و بعد از آن هم گفتم، سال۷۲ يكبار مرحوم حاج سيد احمد خمينى از من خواستند خودم را براى انتخابات رياست جمهورى۷۶ آماده كنم.
درسال ۷۲ شايد چندروز پس از انتخابات رياست جمهورى، مرحوم حاج احمدآقا، با من تماس گرفت و گفتند پيشنهادى دارم و ردنكن، چون مى دانست تا روى هركارى بررسى نكنم، نمى پذيرم. گفت، خودت را براى انتخابات آماده كن.
من تعجب كردم كه كدام انتخابات، ايشان گفتند براى انتخابات رياست جمهورى سال ،۷۶ يك روز خدمت ايشان رفتم و ديدگاههايمان را مطرح كرديم. پس از بحث هاى طولانى ايشان گفتند خدا به شما توانى داده و بايد بيايى، من به ايشان وعده دادم، البته اين نظر حاج احمدآقا، نظر سال ۷۲ نبود. زمانى كه شهيد رجايى به عنوان رئيس جمهورى انتخاب شد، قرار بود افرادى از سوى حزب جمهورى اسلامى به عنوان نخست وزير انتخاب شوند، درآن موقع كه مرداد ۶۰ بود، آقاى هاشمى اسامى نامزدان نخست وزيرى را پيش امام بردند.
در آن جلسه، امام درخصوص افراد نظر دادند، تنها نامزدى كه ايشان نسبت به وى ابراز محبت كرده بودند، بنده بودم.
درباره بقيه گفته بودند بدنيست، بيايند ولى درمورد من ابراز محبت ويژه كرده بودند. بعد از اين ماجرا در يك جلسه، خدمت امام رسيديم، گفتم، وضع مملكت اين است، مشكلات فراوان كشور و غيره را گفتم، امام فرمودند، نخست وزيرى را انتخاب كنيد كه اين مشكلات را بفهمد، درآن جلسه آقاى بادامچيان هم حضور داشتند.
بعد از جلسه، خدمت حاج احمدآقا بوديم كه آقاى بادامچيان هم بودند.
درباره نخست وزيرى صحبت كردند و يك دفعه گفتند چرا آقايان از شما استفاده نمى كنند، بعد گفتند از ابتداى انقلاب هرگاه امام از جايى گلايه داشت و كم كارى مى ديدند، مى گفتند، زواره اى را آنجا بفرستيد، تا درست كنند. حاج احمدآقا گفتند پس چرا از شما در نخست وزيرى استفاده نمى كنند. بعد از اين ماجرا پنج شش ماه بعد كه آقاى ميرحسين نخست وزير شدند، پنج شش ماه در يك جلسه اى راجع به ضعف چندوزير صحبت شده بود، قرار شده بود كه درباره چهار وزير صحبت شود اما حاج سيد احمد فقط مفصلاً راجع به وزارت كشاورزى كه حيات زندگى مردم به آن وابسته است نظرات خود را بيان كردند. عين عبارت ايشان اين بود كه كشاورزى بولدوزر مى خواهد، اگر مى خواهيد تحولى شود از فلانى (زواره اى) استفاده كنيد و خطاب به آقاى هاشمى رفسنجانى نيز همين نكته را تذكر دادند. به هر صورت پيشنهاد حاج احمد آقا اين بود.
اما اين طرف هم هر كجا بوده ام كارهايم مشخص است. من در وزارت كشور، در ابتداى انقلاب ۲هزار نيرو تربيت كردم، از بستگان خود هيچ كس را به وزارت نبردم. عملكرد ما هم مشخص است. بعد در مجلس هم فقط براساس مصالح ملى حرف زدم و موضع گيرى كردم. اگر سؤال و تذكر داشتم، براساس ضعف هاى يك وزير و مسؤول بود و بعد از مجلس هم در ثبت اسناد بودم. همه مى دانند سازمان ثبت چه وضعى داشت و وقتى هم از اين سازمان بيرون آمدم چه اقداماتى صورت گرفته بود. در عرض ۹سال ۲ميليارد و ۲۳۰ميليون در سازمان ثبت ساختمان و اداره ساختيم. اين در حالى است كه درآمد ده سال اول انقلاب ۲۳ميليارد تومان بوده است. در ۹سال رياست بنده سازمان ثبت بيش از ۳۰۰ميليارددرآمد داشته است.
بعد از ثبت هم مدتى در شوراى نگهبان بودم و اكنون تصميم گرفته ام به دليل توان و گذشته اجرايى ام و نگاهى كه به مشكلات جامعه دارم در انتخابات شركت كنم.
فكر مى كنم شما مدتى است كه به يك نحوى از مناصب حكومتى كنار كشيده ايد در حالى كه شما سالها عضو ثابت تيم مديريتى شوراى نگهبان و قوه قضاييه وچهره شاخص جناح اصولگرايان بوده ايد، علت اين ماجرا بى مهرى دوستان بوده يا تحليل و تصميم خودتان، آيا احساس نمى كنيد دوستان شما را از صحنه حذف كرده اند؟
اينكه علت اين ماجرا كم لطفى يا لطف دوستان بوده، تصميم گيرندگان بايد بگويند. اما اينكه نخواستند، از توان من استفاده كنند خودشان بايد توضيح بدهند. من براى مسؤوليت دست و پايى نزده ام.
اگر شما حق خودتان را مطالبه نكنيد در بازار سياست كسى به فكر شما نمى افتد.
تصدى كار را حقوق خودم نمى دانم، چنين حقى براى من نيست كه توانمندترين آدمها را به كار ببرند. براى من تفاوت نمى كند كجا باشم. من اين سؤال را از دوستان دارم آيا به آن چيزى كه مى گوييم اعتقاد داريم يا نداريم. من در سال۷۶ در تبليغات انتخاباتى هم گفتم، به من رأى بدهيد، يك بار سنگين بر دوش من مى افتد، اگر رأى ندهيد هم به راهم ادامه مى دهم اگر چه معتقدم كه چه من چه ديگران، چنانچه توانى داشته باشند نبايد خودشان را كنار بكشند و من هم خودم را كنار نكشيده ام، اما اگر مسؤوليتى در اين برهه واگذار نشود بالطبع من مسؤوليتى ندارم. اگر جور و جفايى هم بشود به حقوق ملت شده است.
بالاخره آقاى زواره اى سؤال ما بى پاسخ ماند، آمدن شما به اين دوره از انتخابات، براساس احساس تكليف فردى بود يا از مقامات مسؤول حكومت هم توصيه شديد؟
حدود ده ماه پيش، يكى از بزرگان شوراى نگهبان به من گفت كه شما مى خواهيد در صحنه انتخابات شركت كنيد. گفتم، شرايط مملكت مى بينيد چگونه است هم اوضاع اقتصاد را مى بينيد به كجا رسيده است، معضل مواد مخدر و معتادان، رشوه، ارتشا، اختلاس و سوءاستفاده در نظام ادارى تا چه حد گسترش يافته است. احساس مى كنم بايد بيايم. بنابراين براساس تكليف فردى به صحنه آمده ام.
پس شوراى نگهبان ازآمدن يك عضو سابق خانواده اش به انتخابات حس رضايت دارد؟
نه! ايشان گفتند اگر شما بياييد، رأيها شكسته مى شود. پاسخ من اين بود كه شما نگوييد نياييد،آيا بهتر نيست دلسوزان نظام و مسؤولان نظام با توجه به سوابق ۲۶سال گذشته افراد ارزيابى دقيق از توان افراد داشته باشيد و تأكيد كنيد هركس توانايى دارد، به صحنه بيايد تااين مشكلات نظام حل شود.
ماهيت افراد و عمل آنان مهم است نه ظاهرشان. گفتم نگاه كنيد به جمع مديران ۲۶ سال و كسانى را كه احتمال مى دهيد بتوانند مشكلات كشور را حل كنند بخواهيد، بيايند نه اينكه الآن به من بگوييد ممكن است باآمدن شما آرا شكسته شود، و يادآورى كردم كه اگر فرد توانمند و صادقى بود من احتمالاً نمى آمدم.
پس از آمدن شما اين نتيجه را مى گيريم كه الآن در بين نامزدان فعلى افراد چندان توانمند يا صادقى نمى بينيد؟
ان شاء الله همه نامزدها سالمند.
بالاخره آيا وزن سياسى خودتان را با كانديداهاى جناحها سنجيده ايد؟
نه از سالها و ماهها قبل تصميم به حضور داشته ام و تصميم گيرى من پيش از آمدن كانديداها بوده است.
آقاى زواره اى واقعاً اميدى به پيروزى داريد يا فقط نقش خود را اداى تكليف مى دانيد.
اگر سانسورهاى رسانه اى برداشته شود و من مطرح بشوم و مردم بدانند من هم نامزد هستم ، وضعيت من فرق خواهد كرد.
چه كسى شما را سانسور كرده؟
صدا و سيما
فكر مى كنيد،چرا شما را سانسور كرده اند؟
اصولاً سانسور من براى اين است كه مردم ندانند نامزد هستم مردم نفهمند من براى اقتصاد ، اجتماع و سياست برنامه دارم. مردم ما، مردم ۱۰ سال پيش نيستند، الآن شايد ۷۰ درصد مردم به دليل عملى نشدن وعده هاى داده شده از انتخابات حرفى نمى زنند،نااميدند. باز مردم با نگاه به مشكلاتشان شناخت لازم را از توان آنهايى كه به صحنه آمده اند دارند. مى دانند چه كسى توانمند است چه كسى نيست . من تا سال ۷۸ سازمان ثبت اسناد بودم، مردم نتيجه كار مرا درآنجا ديده اند و با عملكرد بعد از من هم مقايسه مى كنند. لذا فكر مى كنم در ماجراى سانسور من مسأله اصلى اين است كه مبادا با مطرح شدن زواره اى در همان حدى كه ديگران را مطرح مى كنند، كانديداى موردنظرشان تحت الشعاع قرار بگيرد.
دليل اينكه به شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب دعوت نشديد همين بود؟
از خودشان بپرسيد.
بالاخره يك دليلى داشت افراد شوراى هماهنگى كه زمانى از دوستان يا برخى از آنها از همفكرانتان بودند شما را دعوت نكردند.
نمى دانم. البته خيلى چيزها را مى توان حدس زد يكى اين است كه زواره اى آدمى است كه زير بار سفارش و توجيه غيرمنطقى نمى رود يعنى فردا اگر گفتيم، فلانى وزير باشد مى گويد اگر توانش را داشته باشد مى پذيرم نداشته باشد نه.
من براى رسيدن به رياست جمهورى حاضر نيستم جهنم بروم، فقط آدمهايى كه لايق و شايسته اند را در عرصه مسؤوليت مى پذيرم. من روحيه ام با اين روش سازگار نيست كه الآن در بحث تقسيم قدرت روال است كه چند تا وزير از آن گروه، چند تا از اين گروه به صورت سهميه اى انتخاب مى شود مسؤولين خصوصيت من را مى دانند كه فرد معرفى شده من اگر آدم لايقى نباشد، در دولت من جايى ندارد لذا معتقدم آن چيزى كه مشكل اصلى امروز كشور است همين مغفول ماندن شايسته سالارى است و اينكه به شايستگى بها داده نشد.
فكر مى كنيد پس از بايكوت اصولگرايان كدام احزاب از شما حمايت مى كنند؟
چند تا حزب در كشور داريم كه بخواهند در انتخابات ايفاى نقش كنند.
در يك تقسيم بندى متعارف، شما را جزو اصولگرايان مى دانند. يعنى فردى هستيد كه باورها وانديشه هايتان بيشتر با همين طيف اصولگرا سازگار است.ما انتظار داشتيم وقتى ائتلاف اصولگرايان شكل گرفت، آقاى زواره اى در رديف نخست همين جريان نشسته باشد اما اين اتفاق نيفتاد.
از خودآنها توضيح بخواهيد من احتمال مى دهم كه مى دانند زواره اى توصيه ها و سفارشهاى آنها را نمى پذيرند.
فكر نمى كنيد همين دوستان اصولگرا با نگاه به نتيجه انتخابات قبلى و ميزان رأى شما در آن انتخابات دور اسم شما خط كشيدند.
درخصوص انتخابات قبلى آنچه كه مطرح شد با آنچه مردم به من رأى دادند فاصله داشت.
يعنى رأى مردم بيشتر از آنچه اعلام شد، بود.
پس از انتخابات ۷۶ يكى، دو نفر از خبرنگاران درهفته قوه قضاييه پيش من آمدند و گفتند كه درپاى صندوقهاى رأى بودند و ديده اند كه رأى هاى بنده، به نفع يكى ديگر ازنامزدان شمارش شده است.
سؤال آنها اين بود كه چرا اين اتفاق افتاده و چرا شما شكايت نكرديد.
به اين دليل شكايت نكردم چون شب دوم خرداد از مراكز بالاترى تماس گرفتند و گفتند به نتيجه انتخابات اعتراض نكنيد و تبريك بگوييد.
به غير اين دو خبرنگار افراد ديگرى هم از شهرهاى ديگر تماس گرفتند و گفتند رأى شما بيشتر بود و شمارش نشده است.
ولى هرچى بود ديگر گذشته بود و مصالح كشور مهمتر بود ضمن آنكه قبلاً هم تبريك گفته بوديم.
اين را هم بگويم كه آقاى خاتمى رأى زيادى آورده بود و شبهه من دراين ماجرا متوجه ايشان نيست.
به نظرمى آيد كه الآن همان نگرانى هاى قبلى را به نحوى داريد. هنوز به فضاى سياسى اطرافتان بدبين هستيد. فكرنمى كنيد همين چيزها كافى است كه قيد انتخابات را بزنيد.
نه من گفته ام اگر مناظره باشد حرفم را مى زنم و در صحنه خواهم ماند.
فكرمى كنم شما در مقايسه با مديران سياسى يا افرادى كه به صحنه مى آيند يك روش منحصربه فرد و متفاوتى داريد. آقاى زواره اى صحنه سياست كه از اول صحنه بازى، زد و بند است اما شما سياست را به فرم خيلى سالم و ساده اش دوست داريد، آيا اين دليلى نيست كه روحيه تان با عوالم سياست ناسازگار است.
حقيقتاً مردم دنبال يك راه نجات هستند ولى اين كه شما هم مى گوييد درست است سياست ميدان انواع بازى ها است كه نياز به تخصص دارد.
شما رشته حقوق خوانده ايد و درمراكز قضايى و حقوقى بوده ايد. اما جنس سياست از حقوق و قضاوت جداست. الآن كه با همين زمينه و نگاه ساده وارد ميدان شديد همان مشكلات انتخابات قبلى پيش مى آيد.
ولى اينها از نظر تاريخى محونمى شود. در خاطرات خود مى نويسم و آيندگان عبرتى برايشان مى شود. ما هم از گذشتگان عبرت گرفته ايم. ما به آنچه گفته ايم اعتقادداريم. اما آيا با اين شيوه اعمال، مى توانيم مدعى شويم كه حاكميت اسلام تحقق پيداكند.
اگر از روز اول همه براساس قانون حركت كنند بعد قانون مندى فرهنگ جامعه شود آيا اين اتفاقها مى افتد؟
آقاى زواره اى شما اگر از اول دغدغه اصلاح اوضاع سياسى داشتيد، چرا نرفتيد دنبال يك سازمان و يا يك روزنامه. چرا در اتاق قضا خود را محبوس كرديد.
اين را قبول دارم. دراين امر كوتاهى شده است.
زواره اى از زمانى كه از شوراى نگهبان كنار آمده به فردى خاموش تبديل شده و در مسائل حكومتى دخالت ندارد، انتقاد نمى كند، بحثى راه نمى اندازد چرا؟
من فعاليت مى كنم اما سانسور مى شود. آقايى مى رود تبريز و صداوسيما چندين روز خبر آنها را پخش مى كند. من هم دو روز تبريز رفتم اما هيچگاه خبر آن منتشرنشد.
درهفته پيش بعد از مصاحبه با روزنامه شما درانتقاد از سانسور صداوسيما،از تبريز به من خبردادند جلوى دانشگاه اين شهر وقتى يك نامزدى سخنرانى داشته پارچه اى نوشته اند كه «حياكن سانسور را رهاكن» و بعد يك پارچه نوشته ديگر كه از من تعريف و تمجيد كرده اند كدام روزنامه اين را منعكس كرده است. چطور است از كوچكترين خبر در دورافتاده ترين نقطه كشور باخبر مى شوند اما از اين ماجرا باخبر نمى شوند.
چنانكه شما رئيس جمهور شديد ابتدا عملكرد كدام نهادها را اصلاح خواهيدكرد.
اول بايد ساختارادارى را اصلاح كرد، براى اصلاح آن لازم است همكاران از لايق ترين و شايسته ترين افراد انتخاب شوند.
در اصلاح نهادهاى خارج از مجموعه دولت، فكرمى كنيد اصلاح كدام نهاد به آنچه نجات جامعه مى خوانيد كمك مى كند.
قسمت عمده اين ادعا را كه اگر دستگاههاى ديگر درست شود، دستگاههاى اجرايى هم اصلاح مى شود قبول دارم يعنى، تنها با اصلاح يك دستگاه نمى توان تمام مشكلات كشور را حل كرد.
شما برنامه اى هم داريد.
يقيناً
آقاى زواره اى شما خيلى از حرفهاى خود را مى خوريد، چرا؟
نه، به اقتضاى مصلحت حرف مى زنم
برنامه شما بيشتر به كدام عرصه اختصاص دارد.
اگر لازم باشد مقدارى از آن را در تبليغات مى گويم.
عنوان برنامه و شعار شما چيست؟
دفعه قبل حاكميت قانون و شايسته سالارى بود اما الآن درتمام زمينه ها يك شعار و برنامه دارم.
آقاى زواره اى با اين اطلاع رسانى قطره چكانى كه داريد فكرنمى كنيد بر سانسور ديگران يك خودسانسورى هم اضافه كرده ايد.
نه! اگر صداو سيما تريبون در اختيار كانديداها بگذارد حرفهايم را مى زنم.
ولى كم حرفى شما قدرى عجيب است چون اعضاى شوراى نگهبان مقابل خبرنگاران نطق شان بازمى شود.
به هر حال اين خصوصيت من است.
نظرتان راجع به كسانى كه مى گويند نسل اول كنار برود چيست؟
بيشتر شعار است.
وقتى اين حرف را مى شنويد ناراحت نمى شويد؟
نه. ما از ابتداى انقلاب ازاين شعارها خيلى زيادشنيده ايم. آنچه مهم است صداقت و لياقت افراد است. والله درهر نظامى در دنيا اگر افراد براساس شايسته سالارى انتخاب بشوند، مشكلات مردم حل مى شود؟ انسانهاى توانمند و لايق غالباً تنها بوده اند.
اگر رئيس جمهور شديد با سانسوركنندگانتان چه برخوردى مى كنيد؟براى برداشتن سانسور در صدا و سيما چه كارى مى كنيد؟
براساس امكانات دولت ، آزادى بيان را فراهم مى كنم.
به عنوان حقوقدان آيا اين مسأله را تجزيه و تحليل نكرده ايد كه چرا برخى رسانه ها هنگام درج يك مطلب در ترس و اضطراب تعطيلى و توقيف مى افتند اما رسانه اى ديگر به راحتى سانسور و حذف مى كند. دليل نبود اين عدالت رسانه اى چيست؟
يكى، دو چيز است. عدم حاكميت قانون. سياست كلى حاكم براى ميزان آزادى رسانه ها خيلى روشن نيست اگر مسؤول شوم بى عدالتى ها را رفع مى كنم.
دوست داريم در آخر، نظر زواره اى را پيرامون چند معضل عمده كشور بدانيم.
نظرتان راجع به توقيف مطبوعات چيست؟
فقط بايد طبق قانون با مطبوعات برخورد شود.
راجع به ماهواره؟
دراين باره قانون تصويب شده اما عملاً نتوانسته جلويش را بگيرند. بايد كارى كرد كه مردم براساس اعتقادات خودشان دنبال ماهواره نروند.
براى ترافيك برنامه اى داريد؟
بايد براى ايجاد و توزيع درست مراكز شغلى برنامه ريزى كرد چون همه افراد جمع شده اند در تهران يك دفعه جمعيت به ۱۲ميليون نفر رسيده اگر اشتغال ايجاد شد اقتصاد سامان گرفت، ترافيك هم درست مى شود.
قتل هاى زنجيره اى؟
دستگاه قضايى بگويد چرا رسيدگى نكرده است.
عملكرد آقاى خاتمى؟
شخص ايشان آدم متواضع، خوش برخورد، فرهنگى و مثل ماست اما توفيق چندانى نداشت.
و آيت الله جنتى؟
درباره افرادحرف نمى زنم.
ولى درباره خاتمى حرف زديد.
نه من راجع به عملكرد دولت او نظر دادم.
رفقا و دوستان شما در حكومت چه كسانى هستند؟
همه آنها به من اظهار علاقه و محبت مى كنند.
ولى هنگام توزيع قدرت شما را فراموش مى كنند.
بالاخره روزگار همين است.