|
|
|
يك پيشنهاد
|
|
|
|
|
|
درباره كف بينى
|
|
|
|
در حمايت از دندان هاى شما:
|
|
|
|
|
دنبال چه مى گردى؟
- سلام . من دنبال خانم دكتر پريسا نورمحمدى كه در دانشگاه پزشكى رفسنجان با ايشان هم كلاس بودم مى گردم. هما ايرانمنش Asdf-154@yahoo.com - من دنبال دو نفر از دوستانم در دوره سربازى مى گردم. به نام هاى آقايان سعيد بختيار منش اهل شيراز و محمدحسين مينايى اهل جهرم. از سال ۱۳۶۰ تاكنون از ايشان اطلاعى ندارم. اگر كسى از آنها اطلاعى دارد لطفاً به من اى ميل بزند. نعمت الله يزدان پناه Yazdanpanah-n2000@yahoo.com - من دنبال يك مترجم زبان انگليسى جهت همكارى و ترجمه به صورت مشترك نيازمندم. رضا بنامى Mrbkh2000@yahoo.com - من دنبال يك شماره از روزنامه ابرار ورزشى با مشخصات زير مى گردم. ابرار ورزشى، شماره ،۱۴۶۰ ۲۰ديماه ،۱۳۷۷ از افرادى كه اين نشريه را در اختيار دارند، خواهشمندم با من تماس بگيرند. روح الله جعفرى roohollaahjafari@yahoo.com - من از بچه هايى كه در سال ۱۳۶۳ در مدرسه شهيد فياض بخش شيراز با خانم قنواتى آمادگى بودند، خواهش مى كنم به من اى ميل بزنند. اسم هايتان را يادم رفته. از بچه هاى مدرسه فياض بخش كه با من بودند هم مى خواهم كه به من اى ميل بزنند. ممنونم.دلم براتون تنگ شده. فاطمه درخشان ffderakhshan@yahoo.com - من دنبال چند نفر دوست براى آموزش زبان در سطح المنترى هستم. مجيد اليز Maj5745@yahoo.com - منتظر يك دوست كتابخوان هستم. اگر به فلسفه و فرهنگ يونان علاقه داشته باشد كه عالى مى شود. آذين كريم زاده Ladan-pg@yahoo.com - من دنبال يكى از دوستان صميمى ام مى گردم به نام مريم جهان دارى كه در سال هاى ۷۷-۷۴ در مدرسه راهنمايى نمونه مردمى در بندرعباس درس مى خواند. بعد از پايان سال سوم به تهران رفت و من از وى خبرى ندارم. اميدوارم به يارى شما دوستم را پيدا كنم. شيرين نورسه Sh-nurse85183@yahoo.com - من دوستى داشتم در خدمت به نام محسن منظمى ثابت از همدان. يكى هم از آبادان به نام على منصورى زاده. اگر كسى خبرى دارد لطفاً به من اى ميل بزند. ابوطالب محتشم از كوار شيراز Btlb-mohtasham@yahoo.com - من محمدعلى علوى هستم و بيست سال است با مهران حميديان دوست هستم ولى مدتى است كه از او خبرى ندارم. لطفاً مهران يا هركسى از او خبرى دارد به من اى ميل بزند. محمدعلى علوى
|
|
|
|
|
يك پيشنهاد
توپ، تانك، فشفشه
|
|
|
هر هفته قرار است به شما پيشنهادى بدهيم. مثلاً كتابى بخوانيد، نمايشگاهى برويد، تئاتر يا فيلمى ببينيد و... البته خوب مى دانيم كه اين جور پيشنهادها بيشتر سليقه اى است. ولى خب، چه اشكالى دارد؟ يكبار هم شما از سليقه ما باخبر شويد. نمى دانم حوصله رفتن به تئاتر شهر و ديدن يك نمايش ۱۰۵دقيقه اى را داريد يا نه؟ اگر اهلش هستيد شما را به خانم سرگرد باربارا معرفى مى كنيم. نمايشى نوشته جرج برناردشاو فقيد، به كارگردانى مهرداد رايانى مخصوص. رايانى را شايد قبل از اين با نمايش هاى خشم و هياهو، هزاردستان، سه خانه كوچك و... شناخته باشيد. اما نكته قابل توجه اين است كه نمايش خانم سرگرد باربارا، اولين نمايشنامه غيرايرانى است كه رايانى آن را كارگردانى مى كند. پيش از اين، رايانى يا نمايشنامه هاى خودش را روى صحنه مى برد يا از نمايشنامه نويسان ايرانى. در اين نمايش، هوشنگ هيهاوند، سپيده نظرى پور، نسيم ادبى، فرزين صابونى، عباس حبيبى، على سليمانى و... بازى مى كنند. خانم سرگرد باربارا، موسيقى زنده دارد كه محمدفرشته نژاد سرپرست تيم موسيقى است. بعد از ديدن نمايش، ممكن است پيش خودتان فكر كنيد كه انشاى هميشگى مدرسه با موضوع علم بهتر است يا ثروت، در نظر جرج برناردشاو هم نتيجه اى غير از آنچه معلمان از ما مى خواهند، دارد. چون در اين نمايش بصورت خيلى ساده و خودمانى مى بينيد كه ثروت بهتر از علم است.
|
|
|
|
|
چيزى براى امروز
ديويد هيوم، فيلسوف پرآوازه قرن هجدهم، در فلسفه اخلاق خود مى گويد: هيچ وقت نمى توان از يك «واقعيت»، يك «بايد» ساخت؛ مثلاً اگر كسى بگويد: «مردم در بوروندى از گرسنگى مى ميرند»، نمى توان نتيجه اخلاقى گرفت كه «ما بايد براى آنها غذا بفرستيم.» البته منظور هيوم از اين مثال ساده اين بود كه نيكى تعريف ناپذير است و بهتر است هر انسان با بازگشت به وجدان و حس درونى خودش، خوبى را از بدى تشخيص دهد. با اين همه، اين مثال فلسفى بسيارى از هواداران حقوق انسانى را از هيوم دلخور كرد. راست هم مى گفتند . آيا واقعاً مثال بهترى وجود نداشت؟ عكس روبرو از كوين فلمينگ مادرى را نشان مى دهد كه به گرسنگى كودك نيمه جانش چشم دوخته و كارى نمى تواند براى او بكند . (سومالى ۱۹۸۱)
|
|
|
|
|
درباره كف بينى
دروغ نگو! دستاتو ديدم
|
|
|
پسر نا آرام و شيطانى بود، پرانرژى و خيلى وقت ها هم عجول. براى زندگى كردن شرط و شروطى نداشت، هرچه پيش مى آمد. خوش مى آمد! وقتى تصميم به ازدواج گرفت، به دخترى علاقه مند شد كه ۱۸۰ درجه از نظر شخصيتى با او فرق داشت. دخترى كه اهل فكر كردن بود و اصلاً در رفتارهايش نشانى از عجله و شتاب پيدا نمى شد و گاهى وقت ها آنقدر آرام بود كه به نظر بى خيال مى آمد. براى او زندگى براساس آيين نامه خاصى نوشته شده بود «همه چيز در وقت وجاى مناسب!» در شروع، آن روزهايى كه صداى كلاغ را چهچهه بلبل مى شنيدند و نان بربرى را گوشت بوقلمون مى ديدند وگرماى كشنده تابستان عين نسيم بهارى لذت بخش به نظر مى رسيد و... مى گفتند چقدر خوب كه ما تكميل كننده هم شديم و به شخصيت هم شكل مى دهيم و مطمئن بودند در و تخته اى هستند كه خوب به هم افتاده اند. اما چند ماه بعد، موضوع تغيير كرد. كم كم از دست هم عصبانى مى شدند مثلاً : هر دو عاشق سينما رفتن و فيلم ديدن بودند اما وقتى تصميم به رفتن مى گرفتند پسر جوان مجبور بود ۴۵ دقيقه در ماشين منتظر همسرش بماند و او با آرامش تمام مشغول مسواك زدن دندان هايش بود. به همين خاطر هميشه نيمى از فيلم را از دست مى دادند. وقتى دوست كف بين آنها وضعيت آنها را ديد، لبخندى زد و گفت: آخر چرا علاج واقعه را قبل از وقوع نديديد! چطور ممكن است زنى با انگشتان بلند و كشيده و شخصيتى آرام و مرموز و متفكر بتواند با مردى پر هيجان و شاد و بى خيال كه انگشتان كوتاه او گواه اين شخصيت است كنار بيايد! همانطور كه در مطالب قبلى در مورد كف بينى ذكر شد، معتقدين به اين هنر!! آن را وسيله اى براى بيان شخصيت و عواطف افراد مى دانند و بر اين باور هستند كه تغيير شرايط روحى و شخصيتى مى تواند تغييراتى در خط و خطوط كف دست ايجاد كند. كه حتى اين تظاهرات شخصيتى در كف دست را در كف بينى كودكان هم يافته اند. «كودكى ۹ ساله خود را به خاطر طلاق وجدايى والدينش سرزنش مى كرد و بسيار ناراحت بود خط (head) در كف دست او شكستگى واضحى را نشان مى داد كه پيش از آن به اين شكل نبود و به علت عدم توانايى او در درك اين از هم پاشيدگى خانوادگى چنين برشى در خط مزبور به وجود آمده بود. در ضمن او خط (heart) واضح و عميقى هم داشت كه بخوبى زخم درونى اش را نشان مى داد كه بعدها با بزرگتر شدن و جايگزين شدن افكار خوشايندتر و تغيير شخصيت اين شكستگى ترميم شد. در حقيقت كسانى كه به كف بينى معتقد هستند آن را مانند نقشه اى راهنما در مسير زندگى خود مى بينند و بر اساس آنچه در دستانشان ترسيم شده است بايد و نبايدهايى تعيين مى كنند. از جمله در ازدواج: تا دستت را نبينم«بله» نمى گويم! ازدواج مهمترين توافق اجتماعى است كه گاه تبديل به مشكل اجتماعى بزرگى هم مى شود. ازدواج تنها يك قرارداد براى عشق ورزيدن نيست. بلكه عشق و احساس است كه در آن قرار دادى وجود دارد، كه بايد در آن بسيار هوشيار بود. ازدواج زمانى منجر به خوشبختى مى شود كه طرفين با هم سازگارى داشته باشند و اگر بخواهيم اين سازگارى را در كف دست هايمان جست وجو كنيم، بايد از بافت پوست آغاز كنيم. براى اين كار كف دست شخص موردنظر را روى كف دست خود قرار دهيد و با انگشت شست پشت دست او را لمس كنيد. بافت پوست ممكن است (نرم، زبر يا معمولى باشد) بافت نرم مشخص كننده طبع ظريف و پوست زبر و خشن ظرافت طبع كمترى را نشان مى دهد. نكته مهم بعدى ضخامت و محكم و قوى بودن دست هاست. شخصى كه دست هاى درشتى دارد، عواطف بيشترى دارد و فردى احساساتى تر است و خيلى ساده بايد گفت: مردى با دستان درشت و به قولى مردانه! در ساخت يك زندگى موفق و سعادتمندانه بهتر از مردى با دستان باريك و ظريف عمل مى كند. مردانى با دست هاى ظريف از نظر عواطف و احساسات حد و مرزهايى دارند و ممكن است در امور عشقى زندگى محاسبه گرى داشته باشند. اما در مورد خانم ها موضوع كمى فرق دارد، زنانى با دست هاى كلفت و ضخيم احساساتى غير قابل كنترل دارند كه در برخى مواقع احساسات آنها بر عقل و منطق شان حاكم مى شود و گاهى كنار آمدن با احساسات وعواطف براى ايشان مشكل است. اما براى يافتن استحكام و سفتى دست ها بايد با انگشت شست ماهيچه هاى كف آن را فشار داد تا متوجه شويم شخص مورد نظر به كدام دسته تعلق دارد ( ماهيچه هاى سخت، ماهيچه هاى نرم و ماهيچه هاى انعطاف پذير) فقط اين را بدانيد كه ماهيچه هاى شل، نرم و بدون مقاومت نوعى راحت طلبى، فرار از مسؤوليت و كم بودن احساسات در زندگى زناشويى را نشان مى دهد و كسانى كه ماهيچه هاى دست انعطاف پذير و ارتجاعى دارند انتخاب خوبى در ازدواج به حساب مى آيند. (شايد اينكه مى گويند مثل موم توى دست نرم مى شود همين باشد!!) - شست دست هم مى تواند تا حدودى كيفيت روابط عاشقانه در زندگى آتى را مشخص كند. شستى با پوست خشن، درشت اما انعطاف پذير ( از روى بندها) شخصى است كه احساساتش متغير است. گرچه اين افراد در عشق ورزيدن سخاوتمند هستند اما هرگز در درازمدت اين عشق پر عطش آنها باقى نمى ماند. اما شست سخت و باقابليت انعطاف كمتر، ثبات و پايدارى فرد را در امور عشقى زندگى نشان مى دهد اگر بند اول انگشت و ناخن درشت و سخت باشد، فرد مورد نظر در ناراحتى هاى عاطفى و احساسى زندگى محكم و پر قدرت و با اعتماد به نفس بالا عمل مى كند. البته اگر با وجود چنين ظاهر انگشت، بند دوم لاغر و باريك باشد بايد گفت اين قدرت و صلابت شخص همراه با ادب و تواضع هم هست و او از نظر معيارهاى اخلاقى، رفتارى شريك خوبى محسوب مى شود. - اگر دست پر از خط و خطوطى باشد كه از هر جهت امتداد دارند فرد عصبى است، احساسات او خيلى راحت تحريك مى شود و غير قابل كنترل است. اگر خطوط اصلى باريك اما واضح باشند فردى صادق و خالص را نشان مى دهد. شخصى با خط (heart) صاف انگيزه هاى عقلانى را بر جسمانى ترجيح مى دهد. شكل گيرى خط (heart) بايد در ارتباط با خط (head) در نظر گرفته شود اگر head line بلند بوده و به سمت پايين خميدگى داشته باشد زن صاحب چنين دستى كشش ها و تصورات زنانه معقولى دارد و اگر (heart line) در زنى صاف باشد به سختى مى توان توجه او را از مسائل رمانتيك و احساسات زندگى به سوى مشكلات و مسائل جدى كشاند. ... و اما بشنويد از آقايانى كه فقط به دنبال زيبايى هستند! اگر (head line) در دست مردى نسبتاً صاف و كوتاه باشد او تنها و تنها به فكر زيبايى همسر آينده اش است و افراد را فقط در ظاهرشان خلاصه مى كند و به محض ديدن ملكه زيبائى، تسليم بى چون و چرا مى شود. (البته گاهى اوقات هم باگذشت چند ماه يا چند سال آنقدر براى اين انتخاب برسر خود مى كوبد كه اين خط شكل منفى به خود مى گيرد، اما ديگر دير شده است!!) البته آقايانى كه دست هاى خشن و چندان خوش تركيبى ندارند كمتر به زيبايى همسر توجه مى كنند و بيشتر به دنبال يافتن همراهى براى تمام جنبه هاى زندگى خود هستند اراده و تنها اراده حتماً افراد نابينايى را ديده ايد كه بسيار قدرتمند در كنار من و شما كار مى كنند. وضعيت ناشنوايان و بسيارى از معلولين جسمى ديگر هم همين طور است. آنها به خط و خطوط دست هايشان نگاه نمى كنند چرا كه برخى مواقع دستى براى خيره شدن به آن ندارند. آنچه بر آن تكيه دارند يك چراغ است، يك نقشه است و يك قدرت است و آن چيزى نيست مگر (اراده) و جالب است بدانيم كه در آموزشهاى كف بينى به آن هم اشاره مى شود و مى گويند مافوق تمام عوامل بيرونى و ظاهرى، اراده انسان حرف اول و آخر را مى زند. پس هيچ گاه به صرف آنچه داريم يا در حسرت آنچه نداريم نبايد خود را محدود و محكوم كرد، چرا كه خواستن، توانستن است، هرگاه از انديشه اى درست بهره گيرد.
|
|
|
|
|
در حمايت از دندان هاى شما:
مرگ بر سوهان عسلى
|
|
|
خب، حالا مى خواهيم درباره مشكلات جوانان بنويسيم. حدس بزنيد راجع به چى؟ ازدواج؟ نه، مسكن؟ نه، اعتياد؟ اصلاً... چرا تا صحبت مشكلات مى آيد، همه تصورمى كنند مشكلات جوانان اين چيزهاست. البته هست. دراين كه شكى نيست ولى بدنيست گاهى آدم از مشكلات پيش پاافتاده و كوچك هم بنويسد. مشكلاتى كه خيلى ها با آن دست به گريبان هستند. اما آنقدر درحاشيه مشكلات بزرگتر قرارمى گيرند كه همه فراموششان مى كنند. امروز مى خواهيم از يكى از اين دسته مشكلات بنويسيم. حالا اگر راست مى گوييد، حدس بزنيد. خيلى به ذهنتان فشار نياوريد چون قرار است درباره دندان و دندانپزشكى صحبت كنيم، حتماً همه شما تا به حال دندان درد گرفته ايد. آخ، آخ... آدم بايد درد دندان بكشد تا بفهمد چه مصيبتى است. اما واقعاً چرا جوان هاى ما اين قدر درد دندان مى گيرند؟ آمارى كه چند وقت پيش در روزنامه ها اعلام شد حكايت از پوسيدگى دندان هفتاد و شش درصد ايرانيان داشت. جالب اينجاست كه درصد اين پوسيدگى ها نزد جوانان امروز بيشتر است تا كسانى كه پابه سن گذاشته اند و جالب تر اينجاست، با اينكه سطح بهداشت عمومى بالاتر رفته اما ميزان پوسيدگى هاى دندان بيشتر شده است. يكى از دلايل عمده آن انواع غذاهاى مختلفى است كه اين روزها نزد جوانان طرفدار دارد. سس هاى تند و ترش، نوشابه هاى گازدار، انواع شيرينى و شكلات و... همه از عوامل پوسيدگى دندان هستند. (به چيزهايى كه در دو روزگذشته خورده ايد فكركنيد! چقدر عوامل پوسيدگى دندان بين آنها بوده؟) شايد اين پرسش شما هم باشدكه پس چرا اين درصد پوسيدگى بين جوانان غربى ديده نمى شود؟ مگر رژيم غذايى آنها چيزى غير از اين مواد است؟ سؤالتان درست است. اما اين سؤال يك جواب مشخص دارد: ما به دندان هايمان نمى رسيم. درجوامع پيشرفته با سطح بهداشت بالا، معمولاًهر شش ماه يا حداكثر هر يكسال، همه پيش دندانپزشك مى روند. اما شما همين الآن از ده نفر از همسن و سالان خود كه دور و برتان هستند اين سؤال را بپرسيد، - آخرين بار كى و براى چه به دندانپزشكى مراجعه كرده اند؟ بدون شك درصد عمده اى از آنها مى گويند چون فلان دندان مان دردمى كرد يا مثلاً رفتيم كه دندان مان را پركنيم و پاسخ هايى شبيه به اين. كمتر ممكن است به اين جواب برسيد كه يك جوان ايرانى فقط به خاطر معاينه دوره اى دندانهايش نزد دندانپزشك رفته باشد. مى دانم كه اگر الآن اينجا بوديد چه مى گفتيد. مى گفتيد: «دلت خوشه ها، با اين قيمت هاى دندانپزشكى...» حق با شماست، قيمت دندانپزشكى واقعاً سربه فلك مى زند اما يك نكته را فراموش نكنيد كه براى معاينه يا ترميم جزئى بايد مبلغ كمترى بپردازيد تا اينكه دندانتان اول ترك بردارد بعد مينايش بپرد، بعد به ريشه برسد و بعد مجبور باشيد براى به دست آوردن دوباره اش يك روت كانال سه كاناله انجام دهيد و پروتز بگذاريد. اين مى شود حداقل صدوپنجاه هزارتومان، درحالى كه مى شد با پيشگيرى با بيست - سى تومان قضيه را حل كرد. مهمترين مشكلى كه درايران در اين زمينه با آن مواجه هستيم، مسأله بيمه نبودن خدمات دندانپزشكى است. بيمه تأمين اجتماعى رغبت زيادى به دادن خدمات دراين زمينه ندارد و حداكثر كشيدن دندان، آن هم در بعضى مراكز با تعرفه هاى بيمه قابل پرداخت است. بيمه هاى خصوصى هم پدر طرف قرارداد را درمى آورند تا پولشان را پرداخت كنند. با اين حال و از آنجايى كه بزرگان گفته اند پيشگيرى بهتر از درمان است، به كليه كسانى كه درآمدشان مثل ما زيرخط فقر است، توصيه مى كنم براى نپرداختن پول دندانپزشكى دست كم مواظب دندان هايشان باشند و هرچيزى را نخورند. درست مثل من كه همين الآن همكارم ظرفى پر از سوهان عسلى آورد و با اصرار خواست كه يكى اش را بخورم اما من كه زخم خورده تعرفه هاى دندانپزشكان محترم هستم، ترجيح دادم دوستم دلخور شود تا اينكه بخواهم بخش بزرگى از حقوق ماهيانه ام را دو دستى تقديم آقاى دكتر دندانپزشكم كنم.
|
|
|
|