|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ساده وكم خرج
|
|
|
آشپزى و به عبارتى تلاش براى تهيه غذايى براى خوردن، فعاليتى ديرين است كه قدمتى در ازاى حيات بشر دارد. هر قوم و قبيله اى نيز تحت آداب و رسوم خود، خوراك ويژه اى داشته است. به همين جهت يكى از مسائلى كه در شناخت هر قومى بايد مورد توجه قرار گيرد، نوع خوراك آن قوم است. آشپزى در فرهنگ مردم كازرون نيز با همين نيت تهيه شده است. مرحوم محمد مهدى مظلوم زاده در مقدمه كتاب خود متذكر شده است در قديم بيشتر غذاها و خوراكى هاى سنتى مردم كازرون ساده و كم خرج بود كه اين نشان از فقر مردم اين سامان به علت بروز قحطى ها، خشكسالى ها، امراض طاعون، وبا و هجوم غارتگران به اين شهر بوده است. محمد مهدى مظلوم زاده دربخش نخست كتاب خود به آداب آشپزى در كازرون اشاره كرده و مثل هايى را كه دراين باب در كازرون وجود دارد، بيان و شرح كرده است. در اين بخش مى توانيم با وسايل آشپزى كه در اين شهر به كار مى رود نيز آشنا شويم. اين وسايل طبقه بندى شده اند. وسايل نان پزى، وسايل چايخورى، وسايلى كه به طور عمومى در آشپزى به كارمى روند و.... يكى ديگر از وسايلى كه درباره آشپزى كازرونى ها گفته شده، آشپزى آنان هنگام مهمان دارى است. هر مراسمى دركازرون همراه با اغذيه خاص خود است. فصول بعدى اين كتاب شامل فهرستى از انواع خوراكى ها و نوشيدنى هاى كازرون و طريقه پخت آنها است. شناسنامه كتاب نام: آشپزى در فرهنگ مردم كازرون نويسنده: محمد مهدى مظلوم زاده ناشر: نشر كازرونيه قيمت:۲۵۰۰ تومان
|
|
|
|
|
رباعى از نيما تاامروز
|
|
|
رباعى يكى از كهن ترين قالب هاى شعر فارسى است و در طول تاريخ ادب ايران شاعران ايرانى به آن توجهى وافر نشان داده اند. سيد على مير افضلى شاعر و پژوهشگر جوانى كه تا كنون چهار كتاب از او منتشر شده است، در پنجمين اثر و جديد ترين كار خود به قالب رباعى در ادبيات فارسى توجه كرده و با بررسى كامل رباعى در دوره معاصر يعنى از شعر نيما تا امروز كتابى در خور توجه منتشر كرده است. سيد على مير افضلى براى بررسى رباعى امروز ابتدا به بيان تاريخچه اى از رباعى پرداخته و از منشأ آن سخن گفته است كه نمى توان به طور مشخص تعيين كرد چه كسى نخستين سراينده قالب رباعى بوده است و اگر گفته مى شود شاعران دربار يعقوب ليث صفارى و يا رودكى نخستين گويندگان شعر قالب رباعى بوده اند، سخنى است كه نمى توان اعتمادى راسخ به آن داشت. تنها مسأله كه مى توان با اطمينان درباره رباعى از آن سخن گفت اين است كه رباعى در كنار قالب مثنوى از اصيل ترين قالبهاى شعر فارسى بوده اند. شايد يكى از دلايل وجود رباعيات سرگردان كه به چند شاعر منتسب مى شوند، همين پيشينه اشعار باشد كه در آن زمان امكانات مناسبى براى ثبت اشعار و شاعران آنها وجود نداشته است. رباعى در گذر زمان اصالت خود را به خوبى حفظ كرد تا اينكه نوبت به شاعرى پرمايه از ديار يوش رسيد تا آب در خوابگه مورچگان ريزد. نيما اگر چه همه قالب هاى شعرى را در هم ريخت و طرحى نو در انداخت امايك اصل را هرگز فراموش نكرد و آن تكيه به شعر سنتى به عنوان مادر شعر فارسى بود. شاهد آنكه اشعارش بسيارى درقالبهاى مختلف شعرى از او به جامانده كه يكى از آنها رباعيات اوست. رباعيات نيما يك سال پس ازمرگ او منتشر شد و آن طور كه جلال آل احمد گفته است، نيما اين رباعيات را به تشويق جلال در سالهاى آخر زندگى خود جمع آورى كرده است. سيد على مير افضلى معتقد است در رباعيات نيما به ندرت مى توان رباعى جاندار و پرشورى كه پايان بندى محكم و كوبنده اى داشته باشد، پيدا كرد. يكى از ويژگى هاى بارز رباعيات نيما، استفاده او از تكنيك گفت وگو است. نيما در رباعياتش به عمد به قافيه هاى بسيط و ساده گرايش دارد. توجه به مفاهيم خيامى، ديگر ويژگى بارز رباعيات نيما يوشيج است. بعد از نيما رباعى به مسير خود همچنان ادامه داد. با اين تفاوت كه در دوره جديد ديگر به عنوان يك امر حاشيه اى كه از حد تفنن و ترنم فراتر نمى رود، مطرح است. شاعران پس از نيما دو گروه بودند: يك دسته سنتگرايان جديد يا شاعران نوقدمايى و دسته ديگر شاگردان مستعد نيما كه در شعر نو طبع آزمايى كردند. اما هيچكدام از دو گروه نتوانستند تحول خاصى در قالب رباعى پديد آورند. سنتگرايان به تكرار همان رباعيات قديم، با همان فضاها، مفاهيم و طرز بيان و حداكثر با تغييرات جزئى در واژگان و اصطلاحات پرداخته اند كه از جمله آنها مى توان به بهار، دهخدا، شهريار، جلال همايى، رشيد ياسمى، ذبيح الله صفا و.... اشاره كرد. با ورود به دهه ۶۰ رباعى جان تازه گرفت. نصرالله مردانى، حسن حسينى و قيصر امين پور از جمله كسانى بودند كه روحى تازه دركالبد رباعى دميدند اما در اواخر دهه ۶۰ رباعى ديگر بار در ورطه تكرار و تقليد افتاد. سيد على مير افضلى در كتاب خود، گوشه تماشا ضمن بيان مفصل تاريخچه رباعى به ذكر گزيده هايى از رباعيات دوره معاصر (نيما به بعد) نيز پرداخته است. كتاب گوشه تماشا در نشر كازرونيه با بهاى ۲۷۰۰ تومان منتشر شده است. شناسنامه كتاب نام: گوشه تماشا نويسنده: سيد على مير افضلى ناشر: نشر كازرونيه قيمت:۲۷۰۰ تومان
|
|
|
|
|
تاريخ جنوب
|
|
|
خواجه عبدالله كازرونى كه بعدها به ناصر ديوان و ناصر لشكر ملقب شد، در حدود سال ۱۲۵۳ ش به دنيا آمد. دوران كودكى او در خا نواده اى گذشت كه طى چند سال كلانترى كازرون را بر عهده داشتند. در اين دوره كه مصادف با واپسين سال هاى سلطنت ناصرالدين شاه بود، فقر اجتماعى، نابسامانى هاى اقتصادى و انحطاط سياسى كه از زمان فتحعلى شاه روند روبه رشدى داشت، بيداد مى كرد. واگذارى امتيازات به بيگانگان ديگر مسأله اى بود كه موجب رنجش توده هاى آگاه مردم مى شد. اندك اندك اين نارضايتى عمومى تا جايى پيش رفت كه مردم با بستن مغازه ها اعتراض خودرا به حكام خود رأى نشان دادند و به بست نشينى پرداختند. يكى ديگر از مسائل موجود در اين ايام كشمكش هاى منطقه اى در جنوب ايران بود. در اين دوره، بويژه پس از مشروطيت حكام محلى به خود واگذاشته شدند و فقدان اقتدار حكومت مركزى آنها را به حاكمانى نيمه مستقل مبدل ساخت. به اين ترتيب مناقشات بين منطقه اى برسر كسب درآمد، زمين، حكومت و يا ديگر عناوين و مقام ها افزايش يافت. اين منازعات تا سال ۱۹۰۷ ادامه يافت و پس از آن منجر به بوجود آمدن دو گروه حاميان و مخالفان انگليسى ها شد. پس از تشكيل پليس جنوب ايران، فرمانفرما با تلاش انگليسى ها به سمت حكمرانى فارس انتخاب شد تا شهر بطور كامل در اخيار نيروهاى بريتانيا قرار گيرد. امايكى از مشكلات بزرگ فرمانفرما و به عبارتى انگليس ناصر ديوان بود. زيرا در صورت سازش ناصر ديوان، كلانتر كازرون مشكل راه بوشهر به شيراز نيز حل مى شد. كازرونى ها كه حاضر به پذيرش حضور نيروهاى بيگانه در سرزمين خود نبودند به مقابله با انگليسى ها برآمدند كه در رأس آنها ناصر ديوان تلاش وافرى داشت. انگليسى ها براى آرام كردن اوضاع به ناصر ديوان وعده دادند در صورت دست كشيدن از مقاومت و اعاده انتظام راه بوشهر- شيراز براى عبور و مرور قشون پليس جنوب،پنجاه هزار تومان پول نقد و هزار فشنگ و حكومت دائمى كازرون را با حقوق كافى به او تحويل داده و واگذار كنند. ولى ناصر ديوان كه متوجه حيله انگليسى ها شده بود، خود را نوكر دولت و ملت ايران ناميد و گفت تا جان در بدن دارد در راه استقلال ايران خواهد جنگيد. موسى مطهرى زاده كه تهيه و تدوين كتاب «ناصر ديوان كازرونى به روايت اسناد» را بر عهده داشته است، پس از بيان تاريخچه كاملى از آنچه نوشتيم، به شرح ويژگى هاى شخصيتى ناصر ديوان پرداخته است. شناسنامه كتاب نام: ناصر ديوان كازرونى به روايت اسناد پژوهشگر: موسى مطهرى زاده ناشر: نشر كازرونيه قيمت:۲۳۸۰ تومان
|
|
|
|
|
شعرى براى دين
|
|
|
حيدر شيرازى از شاعران گمنام طبقه پيشروان بوده كه شعرش بخت روايى و رواج نداشته است. در كتابهاى تاريخ ادبيات هم ذكرى از احوال و اشعار او به ميان نيامده است. البته با توجه به قراين موجود در ديوان وى مى توان حدس زد، او پيش از مرگ نصرت الدين يحيى در سال ۷۹۵ هجرى يا در همان ايام درگذشته است. زيرا تاريخ گردآورى بخش باقى مانده ديوان او كه به مونس الارواح موسوم است در سال ۷۹۰ صورت گرفته است. بنابر اين حيدر شيرازى بايد تا اين زمان در قيد حيات باشد و از آنجا كه از وقايع مربوط به بعد از اين تاريخ چيزى در ديوان او ديده نمى شود، احتمال آنكه وى پس از اين تاريخ درگذشته باشد، بسيار است. مذهب حيدر از آنجا كه وى در جاى جاى اشعارش ارادات خود را به اهل بيت نشان داده و نام و تخلص او نيز نشانه اى از تمايل او به مذهب شيعه دارد، احتمال آنكه وى شيعه بوده و يا اهل سنت بوده اما تمايل وافرى به اهل بيت و مذهب شيعه داشته، بسيار است. حيدر شيرازى بيشتر در دو قالب قصيده و غزل طبع آزمايى كرده است. سيد على مير افضلى با توجه به اينكه حيدر شيرازى خود شاعرى خوش قريحه بوده است اما با قرار گرفتن در كنار شاعرانى همچون حافظ، سعدى و خواجو ناشناخته مانده است، به سراغ او رفته و ديوان او را كه موسوم به مونس الارواح است، تصحيح و به چاپ رسانده است. اين كتاب در نشر كازرونيه به چاپ رسيده و در اختيار علاقه مندان است. شناسنامه كتاب نام: ديوان حيدر شيرازى پژوهش: سيد على مير افضلى ناشر: نشر كازرونيه قيمت: ۱۹۰۰ تومان
|
|
|
|
|
سرنوشت حاجى عمر
|
|
|
حاجى ناصر الدين عمر مرشدى(متولد ۷۱۳ و به روايتى ۷۲۳ و متوفى ۸۲۶ ق) از مشايخ لرستان مقيم فارس است كه كتاب حاضر، معدن الدررفى سيره الشيخ حاجى عمر درباره نقش عرفانى و سياسى او در فارس است. اين كتاب تنها منبع باقى مانده درباره سرگذشت حاجى عمر است. حاجى ناصر الدين عمر زمانى كه در كازرون، داخل فقراى تحت اسراج بود، قرآن مجيد و حديث را خواند و سپس براى طلب مرشد قصد ترك وطن كرد اما پس از مشورت با بزرگان به محضر شيخ شهاب الدين عمر رفت و تا مرگ او در محضرش باقى ماند. او پس از سفر حج عزلت نشينى گزيد و به مدت ۹ سال بر سركوهى در نيم فرسخى نشست به عبادت مشغول شد. پس از آن نيز دركوه چشمه كبكان كه در پايين شيراز واقع است، عزلت گزيد. او دوازدهم ربيع الاول ۸۲۶ ق جان به جان آفرين تسليم كرد. حاجى عمر پيرو مذهب شافعى بود. مهمترين واقعه زندگى حاجى عمر، معراج او يعنى رفتن او از زمين به سير آسمان ها بود اين واقعه زمانى براى او پيش آمد كه در كازرون تحت السراج به خدمت فقرا مشغول بود. گفته مى شود حاجى عمر در معراج خود بارى تعالى را رؤيت كرده و از خداوند تضمين آمرزش بندگان را گرفته است. دكتر عارف نوشاهى و دكتر معين نظامى با توجه به ناشناخته ماندن اين شخصيت برجسته عرفانى كتاب معدن الدرر فى سيره الشيخ حاجى عمر را كه از كتب دور از چشم مانده بود، تصحيح كرد و با نگارش مقدمه اى بر آن در نشر كازرونيه به چاپ رسانده اند. اين كتاب با بهاى ۲۱۷۰ تومان در اختيار علاقه مندان است. شناسنامه كتاب نام: معدن الدرر(سيرت ناصر حاجى ناصر الدين عمرمرشدى) نويسنده : شمس الدين عمر بن سليمان عمرى پژوهشگران: دكتر عارف نوشاهى، دكتر معين نظامى ناشر: نشر كازرونيه قيمت: ۲۱۷۰ تومان
|
|
|
|