چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, May 4, 2005
سياسى
۳۱۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
سخنگوى دولت خطاب به برخى كانديداهاى منتقد دولت:
مقام معظم رهبرى در جمع مسؤولان شهر و ستاد بازسازى بم:
سلسله گفت وگوهاى «ايران»
با نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى ـ۵
• در صورتى كه پنج كانديداى اصولگرايان روى يك نفر توافق كنند به نفع آن فرد كنار خواهم رفت
• من در راديو و تلويزيون چيز پنهان نداشتم
• در اين انتخابات نظاميان، سياسيون و فرهنگى ها فعال هستند. اما اين مسأله برمى گردد به اين كه چقدر در اداره كشور توفيق داشته و مديريت آنها چقدر دقيق باشد
• من خودم اعتقاد دارم كه در جريان اصولگرا هستم و به يك مبانى و ارزش هاى خاصى قائل هستم. در اين زمينه حتماً تفاوت هايى با دوستان دوم خرداد دارم. اين تفاوت ها هم معلوم است و برخى از آنها را مى شود برشمرد كه در كجاهاست ولى اين به معناى جنگ و ستيز نيست
• به هر حال هيچ كدام از ما انسان كامل نيستيم. ما افراد معمولى هستيم كه در درون كشور رشد كرديم و تجربياتى كسب كرديم كه از درون اين تجربيات مى توانيم خدماتى ارائه كنيم. آنچه كه من فكر مى كنم و صادقانه آن را عرض مى كنم اين است كه كشور ما احتياج به يك تحول دارد
رئيس جمهور در همايش سراسرى فرمانداران كشور:
هاشمى رفسنجانى:
تحليلى بر نامه ر ئيس جمهورى به ملت
درسالگردانتشار «نامه اى براى فردا»
سخنگوى دولت خطاب به برخى كانديداهاى منتقد دولت:
همين امروز عاملان قتل هاى زنجيره اى و كوى دانشگاه را معرفى كنيد
گروه سياسى: سخنگوى دولت در پاسخ به اظهارات برخى كانديداها مبنى بر معرفى عوامل اصلى حادثه كوى دانشگاه و قتل هاى زنجيره اى از سوى دولت آينده، از آنها خواست معرفى اين عوامل را به آينده موكول نكنند.
به گزارش ايسنا، چند روز پيش در خبرها آمده بود كه يكى از كانديداهاى احتمالى انتخابات رياست جمهورى، طى سخنانى، دولت ايران را اسب زين كرده اى توصيف كرده بود كه آماده سوارى دادن است و حتى برادرى از گوشه كتابخانه هم مى تواند از آن سوارى بگيرد كه البته نتايج سوءيى مثل قتل هاى زنجيره اى و كوى دانشگاه را در پى خواهد داشت. اين كانديداى احتمالى گفته بود: دولت آينده بايد عوامل اصلى اين حوادث را معرفى كند.
سخنگوى دولت درباره اين اظهارات گفت: اين روزها رسم شده كه هر كس برنامه اى براى اداره كشور ندارد به انتقاد يا گوشه زنى به آقاى خاتمى مى پردازد.
گزيده اخبار
مذاكره مقامات قضايى ايران و كانادا در باره پرونده زهرا كاظمى

بررسى پرونده  زهرا كاظمى در مسيرى خارج از مسائل سياسى مورد تأييد دادستان كل كشور ايران و وزير دادگسترى كانادا قرار گرفت. به گزارش ايسنا، حجت الاسلام درى نجف آبادى در نشست مطبوعاتى ظهر ديروز، با بيان اين مطلب، اظهار داشت: در حاشيه همايش «پيش گيرى از جرم و عدالت اجتماعى» سازمان ملل متحد ديدارهايى با مسؤولان قضايى كشورهاى مختلف حاضر در اين نشست از جمله دادستان كل كانادا داشتيم كه در آن جا با اظهار تأسف از اين مسأله (پرونده  زهرا كاظمى) عنوان كرديم با اين قضيه نبايد در شكل سياسى برخورد كنيد و تنها مى توانيد از ايران توقع اجراى عدالت را داشته باشيد. درى نجف آبادى هم چنين با بيان اين كه موضع دولت كانادا در برابر اظهارات فردى كه با هدف دريافت مجوز پناهندگى مطالبى را درباره  اين پرونده عليه ايران مطرح كرده بود، گفت: در اين قضيه دادستان و وزير دادگسترى ايران و كانادا نسبت به اعمال نظارت در پرونده اظهار آمادگى كردند.

به برخى كانديداها تذكراتى داده شده است

دادستان كل كشور، با اشاره به تذكرات داده شده به برخى كانديداها و طرفداران آنها ، گفت: از همه كانديداهاى رياست جمهورى مى خواهيم كه در چارچوب معيارهاى شرعى، قانونى و اخلاقى عمل كنند و از تبليغات خلاف و ناروا خوددارى كنند.به گزارش ايسنا حجت الاسلام قربانعلى درى نجف آبادى در حاشيه همايش تخصصى معاونين مبارزه با مواد مخدر، در جمع خبرنگاران در خصوص برخورد با متخلفان، تصريح كرد: دادستانى قطعاً با كانديداهايى كه خارج از ضوابط ، اقدام به تبليغات ناروا مى كنند، با قاطعيت برخورد خواهد كرد و تاكنون به چند نمونه تخلف رسيدگى شده است.

بررسى عملكرد رسانه ها در انتخابات

سخنگوى وزارت كشور با بيان اينكه اين وزارتخانه عملكرد رسانه ها را در موضوع انتخابات بررسى مى كند، گفت: روزنامه هايى كه از اموال دولتى استفاده مى كنند و يا منسوب به دولت يا نهادى هستند ، حق ندارند به نفع كانديدا يا گروه و جناحى مگر براساس آيين نامه كميسيون ماده ۶۲ قانون انتخابات تبليغ كنند. وى افزود: مواردى از تخلفات به مراجع ذيربط گزارش شده است. خانجانى همچنين با تشريح عملكرد رسانه ملى (صدا و سيما) در انتخابات، تصريح كرد: براساس آمارى تغيير رفتار در برنامه هاى اخير صداو سيما مشاهده مى شود.

نيروهاى مسلح مردمى و شكست ناپذيرند

فرمانده كل سپاه گفت: نيروهاى مسلح مؤمنى كه در قلب مردم جا داشته و از حمايت توده هاى مردم برخوردار باشند به ظرفيت شكست ناپذيرى مى رسند. به گزارش ايسنا، سردار سرلشكر سيديحيى صفوى در مراسم مشترك نيروهاى مسلح استان كرمان با اعلام اين مطلب، افزود: پيوستگى نيروهاى مسلح با مردم و مردم دارى و مردم يارى آنها از ويژگى هاى خاص نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران است. ارتش، سپاه، نيروى انتظامى و بسيج از دل مردم برخاسته اند و آماده فداكارى در راه انقلاب اسلامى و ملت مسلمان ايران هستند.

پرونده آرش سيگارچى در دادگاه تجديدنظر

پرونده آرش سيگارچى، ۱۹ خردادماه در دادگاه تجديدنظر استان گيلان رسيدگى مى شود. آرش سيگارچى ديروز با تأييد اين خبر به ايسنا گفت: دفتر دادگاه به من اعلام كرده كه تعيين وقت دادگاه براى وكلاى من نيز ارسال شده كه گويا هنوز به دست آنها نرسيده است.
مذاكره و چالش
برسرپرونده هسته اى ايران
در نيويورك
گروه سياسى ـ جلال برزگر: خانه هاى جدول مذاكرات ايران و اروپا در حال پر شدن است، اين تعبير يك سخنگوى رسمى در تهران ديروز به خيل اخبار هسته اى موجود اضافه شد اما به نظر ناظران و كارشناسان تعيين تكليف آنچه در نهايت در خانه هاى جدول مذاكره ايران و اروپا مى آيد به شدت متأثر از اجلاس چهارهفته اى بازنگرى NPT در نيويورك خواهد بود. به واقع مذاكرات مهم هسته اى در ميانه راه با اتفاقى بزرگتر از خود يعنى مذاكره جهانى هسته اى و تصميم گيرى درباره اتم در جهان برخورد كرده است. على رغم اينكه رسانه هاى غربى از تحت الشعاع قرار گرفتن كنفرانس NPT توسط تهديد تهران سخن گفته اند (تهديدى كه در آن اعلام شد ايران آماده از سرگيرى غنى سازى است. )اما به نظر مى آيد فرا رسيدن زمان كنفرانس نيويورك در نهايى نشدن مذاكرات اخير ايران و اروپا بيشتر تأثير داشته است. اين همه در حالى است كه فرا رسيدن موسم دو انتخابات يكى در ايران و ديگرى در انگليس باز به نوعى موجب كندى روند مذاكرات حداقل از طرف اروپاست. در هر صورت مقامات ايران از طولانى شدن مدت مذاكره با اروپا راضى نيستند و على رغم وقوف بر نتايج مذاكره درصورت مثبت بودن نارضايتى خود از طولانى شدن مذاكره با اعلام آمادگى براى راه اندازى كارخانه تبديل اورانيوم (ucf) در اصفهان اعلام كرده اند. در همين حال ايرنا از نيويورك خبر داد كه ايران به عنوان عضو هيأت رئيسه كنفرانس يك ماهه بازنگرى NPT انتخاب شده است. به اين ترتيب كشورهاى در حال توسعه يك نماينده چانه زن در هيأت رئيسه كنفرانس خواهند داشت و شايد آنها هم راضى نباشند موقعيت اين نماينده به خاطر تصميمى كه در مقطع ديگرى هم مى تواند اتخاذ شود از دست برود، شايد هم اعطاى كرسى هيأت رئيسه به ايران در كنفرانس بازنگرى همان حكايت مبصر كردن شاگرد شيطان در مدرسه بوده و نتيجه يك طراحى باشد، اما در هر حال حالا ايران شانه به شانه قدرت هاى بزرگ در هدايت و اداره كنفرانس بزرگ سهم دارد و به عنوان كشورى بازيگر و برخوردار از ابزار و امكانات كافى مطرح است و از همين روست كه اگر برخى پيشنهادهاى البرادعى مثل توقف فعاليت غنى سازى در شمارى از كشورها مورد تأييد و قبول ايران نيست، اما پيشنهاد ديگر وى مثل ضرورت خلع سلاح هسته اى اسرائيل مورد حمايت ايران است.ديروز از نيويورك و اجلاس بازنگرى  NPT خبر رسيد كه «محمد البرادعى» ايران  و اتحاديه اروپا را به ادامه مذاكرات فراخواند و از دولت تهران خواست كه  بطور يكطرفه غنى سازى اورانيوم را نيز از سرنگيرد.  به گزارش خبرگزارى فرانسه از نيويورك، البرادعى در حاشيه كنفرانس  سازمان ملل متحد درباره پيمان منع تكثير سلاحهاى هسته اى در جمع خبرنگاران  گفت: من اميدوارم كه دو طرف به مذاكرات و گفت وگوها ادامه دهند.  وى افزود: اميدوارم كه ايرانيان براى از سرگيرى فعاليت هاى هسته اى كه  اكنون درحال تعليق است، بطور يكطرفه تصميم گيرى نكنند. من فكر مى كنم كه  هرگونه حركتى بايد با موافقت طرفين صورت گيرد.
< ديدار خرازى با البرادعى
كمال خرازى كه در رأس هيأت ايرانى در نيويورك به سر مى برد، ديروز با محمد البرادعى ديدار و بر همكارى ايران با آژانس بين المللى انرژى اتمى تأكيد كرد. در اين ديدار كه ديروز و در حاشيه اجلاس بازنگرى پيمان عدم اشاعه سلاح هسته يى در مجمع عمومى سازمان ملل برگزار شد، خرازى گفت: جمهورى اسلامى ايران مصمم است به همكارى هاى خود با آژانس ادامه دهد، تا برخى از ابهامات موجود رفع شود.
وى تصريح كرد: كنفرانس بازنگرى معاهده عدم اشاعه سلاح هسته اى حائز اهميت فراوانى است و ما اميدواريم اين كنفرانس در حفظ و رعايت حقوق مشروع و مسلم كليه كشورهاى عضو پيمان معاهده  عدم اشاعه و خلع سلاح جهان گام هايى اساسى و بدون تبعيض بردارد .
<  ابراز نگرانى از روند بدون نتيجه مذاكرات هسته اى
همچنين سيد كمال خرازى ديروز در ديدارهاى جداگانه خود با مقامهاى  اروپايى تأكيد كرد: افكار عمومى ايران نگران روند كند و بدون نتيجه عملى  مذاكرات هسته اى است و ما بايد در اين مذاكرات پيشرفت محسوسى را ببينيم.  وزير خارجه ايران اين سخنان را در ديدار با «يوشكا فيشر» وزير امور  خارجه آلمان، «الكساندر دونر» وزيرامور خارجه استراليا و «نيكلاس اشميت»  وزيرامور اروپايى اتحاديه اروپا ايراد كرد.  خرازى در اين گفت و گوها، روند  همكارى ايران با آژانس بين المللى انرژى اتمى را مثبت و سازنده ارزيابى  كرد و افزود: اكنون روشن شده است ايران از انرژى هسته اى براى اهداف و  برنامه هاى غيرصلح آميز استفاده اى نكرده و ايران با شفافيت در مسير اعتماد  سازى گامهاى جدى برداشته است.
< پيامى به مذاكره كنندگان
ايالات متحده آمريكا كه به پليس مذاكرات اتمى معروف است و به ظاهر خود را از مذاكرات دور نشان مى دهد، ديروز بلافاصله پس از استماع ابراز نارضايتى تهران از طريق سخنگوى وزارت امور خارجه خويش پيام داده و از ايران خواست به مذاكرات جارى با اتحاديه اروپا ادامه دهد و فعاليتهاى مربوط به غنى سازى اورانيوم را از سر نگيرد.«ريچارد بوچر» در نشست خبرى روزانه خود در واشنگتن گفت: «توجه به اين نكته براى ايران حائز اهميت است كه راه خروج از دشوارى ها توافق با اروپايى ها مى باشد.»
«وى افزود: اگر ايران بخواهد به وعده تعليق توقف غنى سازى عمل نكند، شرايط متفاوتى پيش خواهد آمد، ولى ما همچنان از تلاشهاى اروپايى ها پشتيبانى مى كنيم و از ايران مى خواهيم با حسن نيت مذاكره كند.كاندوليزا رايس نيز پس از مذاكره با همتاى فرانسوى خود به خبرنگاران گفت: «ما حمايت خود را از مذاكرات سه كشور اروپايى با ايران مورد تأكيد قرار داديم. هدف از آن مذاكرات، وادار كردن ايران براى دادن اطمينان به جامعه جهانى است كه با عمل به تعهدات بين المللى خود در پوشش برنامه هسته اى غير نظامى به دنبال برنامه تسليحات اتمى نيست.»همچنين وزير خارجه فرانسه در نشست خبرى مشترك با رايس، گفت و گوهاى جارى سه كشور اروپايى با ايران را «مذاكراتى دشوار و ضرورى» خواند.
< دور تازه مواجهه ايران و آمريكا
رايزنى و فعاليت هيأت ايرانى در نيويورك البته از سوى آمريكا نيز با واكنش مواجه است، به طورى كه ديروز  آمريكا در تلاشى جديد از طريق نماينده خود در هفتمين همايش بازنگرى پيمان منع گسترش سلاح هاى هسته اى بار ديگر خواستار از ميان برداشتن  تمامى تأسيسات مربوط به غنى سازى اورانيوم و بازفرآورى پلوتونيوم در ايران  شد.«استيون ريدميكر» دستيار وزير خارجه آمريكا در امور كنترل تسليحات در اولين روز نشست ۱۸۸ عضو اين پيمان در مقر سازمان ملل متحد در نيويورك گفت: «هر راه حل براى موضوع برنامه هسته اى ايران بايد شامل توقف دائمى تلاشهاى غنى سازى و بازفرآورى و همچنين ازميان برداشتن تأسيسات مربوط به اين نوع فعاليتها در ايران باشد.»ريدميكر كه سرپرستى هيأت آمريكايى شركت كننده در هفتمين همايش بازنگرى ان.پى.تى را به عهده دارد در سخنان خود ۱۰ بار از ايران و ۵ بار از كره شمالى نام برد و اصرار داشت كه جامعه بين المللى بايد با محروم كردن جمهورى اسلامى از فناورى هسته اى از خود واكنش نشان دهد.مقام هاى دولتى آمريكا اظهار داشته اند كه يكى از اهداف اصلى واشنگتن در همايش بازنگرى ان.پى.تى، برجسته كردن «تهديدات» ناشى از برنامه هاى هسته اى ايران و «تخلفات» اين كشور از مقررات پيمان منع اشاعه هسته اى است.ولى بنا به گزارش و تفسير ايرنا، سخنرانى نماينده آمريكا در مراسم افتتاحيه اين همايش پيش از هر  نكته نشان دهنده وجود تفاوت بين خط مشى آمريكا و متحدان واشنگتن در قبال برنامه هسته اى جمهورى اسلامى ايران بود.
اكثر سخنرانان روز اول اين همايش، پشتيبانى دولتهاى خود را از مذاكره به عنوان راه حل منطقى براى جلب موافقت ايران با دنبال نكردن برخى فعاليت  هاى هسته اى نگران كننده مورد اشاره قرار دادند.
محسن رضايى: اگر ائتلاف بر هم بريزد، مستقل مى آيم
210000.jpg
گروه سياسى - جواد دليرى:

اگر چه محافل و تريبون اصولگرايان دو روز گذشته نام محسن رضايى را در ليست نامزدان انصرافى گذاشتند اما او ديروز نشان داد كه همچنان نظاره گر ناراضى بازى دوستان خود در ائتلاف چهارنفره است و براحتى كنار نمى رود. محسن رضايى ديروز تهديد كرد: «اگر عده اى بخواهند ميثاق چهارنفره را بر هم زنند، به صورت مستقل در انتخابات حضور مى يابد.»
رضايى كه نخستين نامزد اصولگرا بود كه به استعفاى احمد توكلى واكنش نشان داد، ديروز به گونه اى سخن گفت كه قرار نيست براحتى صحنه را به نفع بازيگران جناح راست خالى كند.
محسن رضايى در گرگان - در شمال ايران - به خبرگزارى دولتى ايرنا گفت: «دست هايى دوباره در كشور به راه افتاده كه در پى بر هم زدن ميثاق چهارنفره است. اين عده مى خواهند همان اوضاعى كه در شوراى هماهنگى ايجاد كردند، در ميثاق چهار نفره نيز به وجود آورند.»
بنابراين، اگرچه احمد توكلى در بيانيه كناره گيرى خود از انتخابات دليل اقدام خويش را هموار كردن مسير اصولگرايان براى رسيدن به اجماع عنوان كرد اما محسن رضايى با هشدار نسبت به جلوگيرى از مصادره اين انصراف به نفع افراد،  تلاشى را براى گرفتن نبض بازى انتخاباتى اصولگرايان جوان را در دست گرفت.
محسن رضايى گفت: حضورش در انتخابات جدى است و به نفع هيچ كس كنار نمى رود.
هر چند كه «رضايى» نامى از كسى نبرده است اما سايت بازتاب - سايت نزديك به محسن رضايى - ديروز نوشت: سايت  هاى وابسته به فرمانده سابق نيروى انتظامى كانديداى رياست جمهورى با هدف تبليغ او اخبار فوق را منتشر كرده اند در حالى كه هيچ تحول جديدى در ائتلاف چهار كه اكنون با انصراف آقاى توكلى به ائتلاف سه تبديل شده،  شكل نگرفته است.
به اين ترتيب محسن رضايى ديروز بازى جديدى را طراحى كرد كه قطعاً در اردوگاه اصولگرايان نشان از آبستن چالش  هاى جديد خواهد بود. سايت بازتاب غيرمستقيم شرط محسن رضايى براى كناره گيرى را مطابق با ميثاق ائتلاف چهار اينگونه تشريح كرد كه «اين بنا بر ميثاق كتبى «ائتلاف ۴» كه به امضاى احمدى نژاد، توكلى، رضايى و قاليباف رسيده است، كانديداى مذكور فعاليت هاى انتخاباتى خود را تا زمان مورد توافق براى نظرسنجى ادامه داده و در صورت برترى چشمگير يكى از اين كانديداها ديگر كانديداها از عرصه رقابت كنار بروند و در صورت نزديك بودن آراى كارآمدى و توانايى، ملاك انتخاب كانديدا در «ائتلاف ۴» قرار گيرد.» محسن رضايى خود نيز گفت: برخى از روزنامه ها از سه ماه قبل اعلام كردند كه از حضور در انتخابات كناره گيرى مى كنم كه هدف آنها جلوگيرى از شكل گيرى يك نظرسنجى صحيح است.
علاوه بر اين محسن رضايى از ديروز به فعاليت هاى انتخاباتى خود تحرك تازه اى بخشيد. او «على احمدى» نماينده مجلس را به عنوان سخنگوى ستاد انتخاباتى خود منصوب كرد. رضا طلايى نيك به عنوان مسؤول كميته رسانه هاى ستاد او فعاليت خود را آغاز كرد. طلايى نيك ديروز گفت: در صورت عدم حضور هاشمى در عرصه، اكثر آراى متمايل به وى به صندوق آراى رضايى و ولايتى ريخته خواهد شد. اين در حالى است كه در صورت حضور قطعى هاشمى، يكى از سه نامزد ائتلاف ۴ نفره (رضايى، قاليباف يا احمدى نژاد) كانديداى اصلى اصولگرايان خواهد بود. (البته با توجه به اينكه در صورت حضور هاشمى، ولايتى به نفع او كنار خواهد كشيد.)
بدين ترتيب اكنون در زمين بازى خانگى اصولگرايان، تمام بازيگران شانه به شانه هم با توپ تهديد بازى مى كنند تا هر يك رقيب خود را به كنار بزند. تيم هاى دو نفره يا سه نفره (لاريجانى ‎/ ولايتى)، (محسن رضايى و قاليباف ‎/ لاريجانى)، (قاليباف ‎/ احمدى نژاد) و (محسن رضايى ‎/ قاليباف) تيم هاى اين ليگ هستند.
هر چند در روزهاى نخست اين رقابت ها، على لاريجانى هموزن على اكبر ولايتى ظاهر شد اما اكنون على لاريجانى را بايد بداقبال ترين كانديداى اصولگرايان ناميد، چرا كه نه تنها هم ولايتى را روبروى خود دارد و هم ائتلاف محسن رضايى، احمدى نژاد و قاليباف، بلكه برخى اعضاى شوراى هماهنگى نيز علامت سؤالى را در مقابل نام لاريجانى قرار داده اند. در آن سوى اين زمين، در ائتلاف سه نفره (چهار نفره قديم) بازى بين محمد باقرقاليباف، محمود احمدى نژاد و محسن رضايى است. هر چند تا ديروز اين قاليباف بود كه با خيالى آسوده در زمين ائتلاف قدم مى زد اما با بازيگرى تهديد خروج از ائتلاف از سوى محسن رضايى، چيدمان اين بازى خانگى را بر هم زد.
اكنون اين على اكبر ولايتى است كه تنها رقيب مشخص چهار تن ديگر است و البته در صورت عدم حضور هاشمى رفسنجانى باز هم على اكبر ولايتى از حمايت رئيس سابق برخوردار مى شود. اين چنين است كه اگر قاليباف از ائتلاف سه نفره پيروز بيرون بيايد و لاريجانى نيز موقعيتش تضعيف تر گردد و حاميانش هواداران بيشترى براى او جمع نكنند، اين ولايتى ‎/ قاليباف اند كه رقابت اصلى را در زمين بازى اصولگرايان رقم مى زنند.
مقام معظم رهبرى در جمع مسؤولان شهر و ستاد بازسازى بم:
باز سازى بم را با نظارت كامل پيش ببريد
گروه سياسى: حضرت آيت الله خامنه اى در جمع مسؤولان شهر بم و مسؤولان بازسازى اين شهر با تشكر از تلاشهاى همه دست اندركاران بازسازى بم از جمله آقاى سعيدى كيا رئيس ستاد بازسازى بم و حجت الاسلام عسگرى امام جمعه اين شهر افزودند: بازسازى را با نظارت كامل بر فعاليتهاى همه دستگاههاى ذيربط پيش ببريد تا هيچ ضعف و خللى مجموعه تلاشهاى انجام شده را در ذهن مردم كمرنگ نسازد. به گزارش ايسنا، مقام معظم رهبرى رسيدگى سريع و صحيح به نيازهاى روحى مردم را ضرورى خواندند و خاطرنشان كردند: اين كار بايد با توجه كامل به مبانى دينى و ايمان عميق مردم بم انجام شود.
حضرت آيت الله خامنه اى همچنين تلاش بيشتر براى حل مشكلات معيشتى مردم بم و رونق گرفتن كسب و كار در اين شهر را خواستار شدند. رهبر معظم انقلاب ديروز همچنين از نمايشگاه ويژه بازسازى شهر بم بازديد كردند. در اين بازديد مسؤولان بازسازى اين شهر توضيحات لازم را به اطلاع ايشان رساندند.
سلسله گفت وگوهاى «ايران»
با نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى ـ۵
لاريجانى:
مى توان هم ايدئولوژيك بود هم عملگرا
• در صورتى كه پنج كانديداى اصولگرايان روى يك نفر توافق كنند به نفع آن فرد كنار خواهم رفت
• من در راديو و تلويزيون چيز پنهان نداشتم
• در اين انتخابات نظاميان، سياسيون و فرهنگى ها فعال هستند. اما اين مسأله برمى گردد به اين كه چقدر در اداره كشور توفيق داشته و مديريت آنها چقدر دقيق باشد
• من خودم اعتقاد دارم كه در جريان اصولگرا هستم و به يك مبانى و ارزش هاى خاصى قائل هستم. در اين زمينه حتماً تفاوت هايى با دوستان دوم خرداد دارم. اين تفاوت ها هم معلوم است و برخى از آنها را مى شود برشمرد كه در كجاهاست ولى اين به معناى جنگ و ستيز نيست
• به هر حال هيچ كدام از ما انسان كامل نيستيم. ما افراد معمولى هستيم كه در درون كشور رشد كرديم و تجربياتى كسب كرديم كه از درون اين تجربيات مى توانيم خدماتى ارائه كنيم. آنچه كه من فكر مى كنم و صادقانه آن را عرض مى كنم اين است كه كشور ما احتياج به يك تحول دارد
209988.jpg
كسرى نورى ـ محمد نورى ـ جواد دليرى

بى گمان على لاريجانى چهره اى متمايز در ميان كانديداهاى شش گانه اصولگرايان است. شايد شهرت او همسنگ و همطراز افرادى چون ولايتى و محسن رضايى باشد، اما در پهنه سياست ايران او خاستگاهى متفاوت و نظرگاهى متمايزتر دارد. لاريجانى به تيره اى از خانواده رجال جمهورى اسلامى تعلق دارد كه هنوز پژوهندگان سياست طالب يافتن آگاهى افزونترى درباره آنان هستند.
برادران لاريجانى كه به تأسى از سلوك پدر، ايام جوانى را در وادى تحصيل و كلاس فلسفه گذراندند اكنون در دوره ميانسالى، جملگى در كانونهاى تصميم گير نظام نقشى فراگير دارند. در دو دهه آمد و رفت احزاب و اشخاص به خانه قدرت نه تنها، از نقش برادران لاريجانى كاسته نشد، بلكه مسؤوليت هاى آنان دامنه اى وسيعتر يافت. اما از ميان اعضاى ذكور اين خاندان؛ على لاريجانى اقبالى درخشانتر از سايرين داشت كه در كابينه هاشمى به كرسى وزارت رسيد و اكنون نيز خود را براى موقعيتى مهمتر مهيا كرده است.
از اين منظر مأموريت جديد على لاريجانى در ميدان انتخابات مى تواند نقطه اوج يا سرآغاز افولى براين دو دهه سياست ورزى باشد. كارزار رياست جمهورى جايى است كه در آن نه تنها وزن سياسى لاريجانى در ترازوى رقابت جناحها مشخص خواهدشد بلكه تكليف بسيارى از ابهام ها و پرسشها درباره جهت گيرى و مواضع او و دوستانش روشن خواهد كرد.
لاريجانى كه در دو دهه مديريت در سپاه، وزارت ارشاد و صدا و سيما، در خط فاصل نيروهاى اصول گرا گام برداشته بود اكنون ناگزير از يك انتخاب است. اين منتخب اصول گرايان تاكنون دو فراز متفاوت را در زمامدارى تجربه كرده است. فراز اول كه در ايام دولت سازندگى گذشت و لاريجانى در حلقه مدافعان انديشه خصوصى سازى و سياست درهاى باز قرارگرفت و فراز دوم در روزگار دولت اصلاحات كه لاريجانى در رسانه ملى در نقش حلقه اجتماع گرايشهاى پراكنده اصول گرايان عمل كرد. اما اكنون او نه تنها بايد جايگاه خود را در صف بندى نخبگان درون حكومت مشخص كند بلكه در درون جناح اصول گرايان نيز قرارگاه خويش را روشن سازد. چرا كه نزاع انتخابات چنان است كه دو نحله درونى راديكالها و مصلحت انديشان اين جناح را كه لاريجانى در ۱۰سال مديريت خود در صدا و سيما متحد كرده بود، رودرروى هم قرارداده است.


> برخى دوستان بر اين نظرند كه مصلحت نظام در اين مقطع اين است كه يك چهره سياسى _ نظامى رياست «دولت آينده» در ايران را در دست بگيرد. ممكن است كه اين چهره سياسى _ نظامى شما باشيد؟
مسأله مهم در اداره كشور كارآمدى افراد است و حل مسائل بنيادين كه جزو مطالبات مردم است كه بايد مورد توجه قرار گيرد و براى حل آنها تلاش شود. من فكر مى كنم اين مهم ترين مسأله اى است كه براى كشور اهميت دارد. الان در كانديداها همه گونه تنوعى وجود دارد. از نظامى ها، سياسيون، فرهنگى ها. حالا شما يك نگاه خاصى به اين مسأله داريد. برخى من را به عنوان يك عنصر فرهنگى مى شناسند در اين ترديدى نيست كه همه چيز به پسند مردم مربوط است. من تعريضى به كانديداها ندارم در اين قضيه (انتخابات) نظاميان، سياسيون و فرهنگى ها فعال هستند. اما اين مسأله برمى گردد به اين كه چقدر در اداره كشور توفيق داشته و مديريت آنها چقدر دقيق باشد.
> يك مسأله اى وجود دارد و آن هم اين كه يك نوع اراده و اجماعى در حاكميت وجود دارد كه در موقعيت فعلى دكتر لاريجانى بيايد و در حوزه رياست جمهورى بنشيند.
من چنين اجماعى را حس نمى كنم و واقع بينانه هم نيست. اين سؤال خدشه دارد و اراده مردم را در انتخابات زير سؤال مى برد. مردم در انتخابات  سال هاى اخير همواره با حضور خود در تعيين سرنوشت كشور مؤثر بودند. القاى اين كه كسى از پيش تعيين شده است خدمت به كشور و مردم محسوب نمى شود. در صحنه انتخابات و در جرگه اصولگرايان تنوع وجود دارد و اين تنوع تصنعى هم نيست. همان گونه كه در جبهه دوم خرداد چنين است. طبيعت امور سياسى تنوع و تكثر را ايجاب مى كند. من نمى دانم كه شما چرا همچنين چيزى را تصور كرديد.
> اين مطلب خيلى دور از ذهن نيست حالا من به عنوان خبرنگار و بعضى از دوستان به عنوان فعال سياسى، از يك سال پيش زمانى كه شما از كرسى رياست صدا و سيما برخاستيد، حدس و گمان ها به اين سمت رفت كه ...
فكر نمى كنم خيلى واقعى باشد. چون شرايط سياسى ما خيلى فراگير شده است. هم در دوم خرداد تنوع هست و هم در جريان اصولگراها و اين تنوع همان طور كه گفتم تصنعى نيست. من ده سال در صدا و سيما خدمت كردم و در دو دوره مديريت پنج ساله براى ده سال مقام معظم رهبرى بنده را منصوب كردند من در صدا و سيما مدير مادام العمر نبودم كه به قصد رياست جمهورى صدا و سيما را ترك كنم. مدت خدمت من در آنجا تمام شد. فكر مى كنم اگر اين چنين القايى هم بشود انگيزه صحيحى ندارد.
> بيشتر از جانب دوم خرداد و براى آنها بايد باشد، چون به هر حال دولت در دست دوم خرداد است و مثلاً القائاتى شود كه از آنها كسى سكان دار شود.
ولى من باتوجه به سليقه اى كه در آقاى خاتمى مى شناسم در اين زمينه ها خيلى آزادانديش هستند. بعيد مى دانم در هيچ طرفى اين واقعيت داشته باشد و بر اين نظر صحه نمى گذارم.
> آقاى لاريجانى داراى چه ويژگى ها و توانايى ها خاصى بود كه شوراى هماهنگى از اول به صورت غيررسمى و بعد هم به طور رسمى ايشان را بر كانديداهاى ديگر ترجيح دادند؟
فكر مى كنم شما اين سؤال را بايد از شوراى هماهنگى بپرسيد نه از من زيرا كه من موضوع اين انتخاب هستم كه مطرح هستم. اين كه يك تشكيلات داراى سابقه و باتجربه و گسترده پشت سر اين قضيه قرار مى گيرد، بخودى خود قابل توجه است.  قائدتاً چنين تشكيلاتى براى خودشان معيارهايى دارند كه قبلا هم توضيحاتى داده اند. آقايان شوراى هماهنگى پيش از اين هم گفته اند كه بر روى چند معيار اصرار داشته و بر اساس آن تصميم به معرفى نامزد منتخب خود گرفته اند ۱- برروى صلاحيت هاى فردى ۲- كارآمدى فرد و سابقه اجرايى در حل مسائل ۳- نكته سوم نظرسنجى هايى كه انجام شده است. اين منطق آنها بوده است. طبق گفته هاى دوستان ۵۰ مورد نظرسنجى را مورد بررسى قرار دادند كه از درون اين سه مقوله به اين جمع بندى رسيدند.
> پس اگر اين ملاك ها در ميان بود واكنش بقيه كانديداهاى اصولگرا چه دليلى داشت؟
هر كدام يك دليلى مطرح و اظهار نظرهايى كردند. البته همه نبودند ولى بعضى ها اظهار نظر كردند. جريان اصولگرايى برروى يك مولفه هايى حركت مى كند، اصل براين است كه جريان اصولگرا يك نگاه دقيقى به مبانى حركتى براى رسيدن جامعه به سعادت دارد. نكته دوم اين است كه جريان اصولگرايان يك نگاه عملگرايانه به حل مسائل دارد نه غوغاسالارى. نكته سوم براساس يك نوع نوانديشى به حل مسائل كشور توجه دارد. البته هر چند كه اصولى براى حركت وجود دارد، اما در بستر زمان بايد روش هاى جديدى داشته باشيم. بنابراين براساس يك خرد جمعى كه بر اين جريان حاكم بود به اين جمع بندى رسيدند. جريان اصولگرايى به عنوان يك تشكيلات در جامعه حضور دارد و يك سرى مبانى براى خودش قائل است. اين چيز خيلى غير متعارفى نبود. به هر حال افرادى هستند كه اين نظم را نپذيرفتند و مختار هستند،هرگونه  مى خواهند تصميم بگيرند. من نمى خواهم در مورد ذهنيت افراد قضاوت شود. چون هر كدام از اين افراد، محترم هستند. لذا بايد از خودشان پرسيد كه چرا چنين نظرى دارند. به نظر من اگر از قبل به اظهارات نامزدها در شش ماه گذشته نگاه كنيد، همه ما مى گفتيم كه شوراى هماهنگى به هر تصميمى برسد ما آن را قبول داريم.به نظر من نظم تشكيلاتى بسيار چيز مفيدى است.
> قبل از اعلام نام شما به عنوان كانديداى نهايى جبهه اصولگرا، يك بحثى در گرفت كه احتمال دارد اين تصميم تغيير بكند. مثلا به نفع آقاى قاليباف. اگر اين اتفاق بيافتد موضع شما چيست؟
من چيزى فراتر از اين عرض كردم. چون معتقدم در شرايط فعلى نگرانى و اضطراب براى دوستان بوجود مى آيد، هر چند كه شوراى هماهنگى به من نظر داشت و آن را اعلام كرد كه آن هم براساس يك متدولوژى بود كه براى خودشان قائل بودند. حالا به هر دليل كسى اين نظم را نخواهد و نپذيرد و نقدهايى بر آن داشته باشد. خيلى مسأله اى سختى نخواهد بود. من آمادگى دارم اگر ۵ كانديداى ديگر بر روى يك نفر وفاق كنند من از آن حمايت  كنم و مشكلى وجود ندارد. اگر طرحى دارند، طرح خود را ارائه دهند به هر حال يك متدولوژى داشتند، اگر آنها يك متدولوژى ديگر دارند آن را ارائه دهند و يا بر روى يك فردى وفاق كند. به نظر من هيچ مشكلى نيست و من تلاش مى كنم كه شوراى هماهنگى را هم متقاعد كنم.
> يعنى شما به نفع آن فرد كنار مى رويد؟
بله در صورتى كه پنج كانديداى اصولگرايان روى يك نفر توافق كنند به نفع آن فرد كنار خواهم رفت.
> آيا خود شما ايده اى داريد كه اين ابهامات را قبل از انتخابات رياست جمهورى پايان بخشد؟
راه كارهاى متنوعى وجود دارد. فكر مى كنم انسدادى وجود ندارد. يا اصل را بر تكثر مى گذارند و اين انتخاب را قبول مى كنند و يا مى خواهند بگويند كه به وحدت برسيم. هم در جريان اصولگراها و هم در جريان دوم خرداد. در نظام هاى حزبى از يك تكثرى به سمت وحدت مى روند كه اين منطقى ترين راه است. در كشورهاى ديگر هم همين طور است، اگر چه يك سرى حواشى وجود دارد. درهر صورت حركت منطقى درهمه احزاب دنيا پذيرش تكثر گزينه ها در ابتدا مقدمه رسيدن به وحدت پيرامون گزينه مقبول در انتها است .من از اين چنين فرآيند منطقى در ميان اصولگرايان حمايت مى كنم. در هر حال يا بايد مبنا را بر نظر شوراى هماهنگى بگذارند و يا يك روش ديگرى را پيشنهاد دهند كه مى تواند نظرسنجى باشد و يا يك عده اى حكميت كنند و يا خودشان به وحدت برسند. روش هاى مختلفى وجود دارد. بحث انتخابات پارامترهاى مختلف دارد. هيچ وقت يك عامل نمى تواند تأثيرگذار باشد. به هر حال براى اداره كشور اگر يك جريان حاكم باشد بايد بتواند فردى را انتخاب كند كه براى اداره كشور توانمند باشد و طرح و برنامه و همچنين يك تيم مجرب براى اداره كشور داشته باشد. عقل حكم مى كند اين روش حاكم باشد. آنقدر كه من از ارزيابى هاى آنها اطلاع دارم روشمند عمل كرده اند.
> اگر موافق باشيد به نقش و موقعيت شما در جبهه اصولگرايان بپردازيم . تصور ما اين است كه دكترلاريجانى با نقشى كه در صداو سيما براى حفظ صداى جناح راست ايفا كر د نبايد در تصميم گيرى شوراى هماهنگى، نام فرد ديگرى غير از او در مى آمد . بعد از دوم خرداد كه جناح راست و محافظه كاران منزوى شده بودند، به خاطر كار دكتر لاريجانى در رسانه ملى بود كه صداى اين جريان در آنتن صداوسيما زنده نگه داشت؟
بدليل آنكه خودم رسانه اى هستم براى اينكه بحث شيواتر شود توصيه اى به جنابعالى دارم چون روزنامه ايران سخنگو و وابسته به دولت است بهتر است سؤالات شما شائبه القاء و قضاوت يكطرفه نداشته باشد اين هم به نفع شما و هم به نفع دولت است .چراكه دولت بايد در امر تبليغات بر عليه يا له نامزدهاى انتخاباتى بى طرف باشد. چون خود من روزنامه وزين ايران را در دوران تصدى وزارت ارشاد پايه گذارى كرده ام حيف ام مى آيد كه اين وجهه روزنامه ايران را بگونه اى ديگر القا كنيد.
> اگر بخواهيد سؤالات را اينگونه جواب دهيد مسير مصاحبه عوض مى شود و ما هم سؤ الات ديگرى پيش مى كشيم كه مثلا ارتباطات آقاى لاريجانى با مثلاً نهادهاى بلند پايه نظام چه ميزان در انتخاب اخير او از سوى اصولگرايان تعيين كننده بوده است؟ واقعاً اين سؤال كه نقش لاريجانى در جريان اصولگرايان در اين ده سالى كه اين جناح راست دوره شكست و انزوا را سپرى مى كرد، چه بوده است، به نظر شما القايى است؟
نه من به عبارات و تعابير و القائات شما مانند اينكه اصولگرايان همان جناح راست منزوى و شكست خورده است، اشكال گرفتم . به هر حال من يك توصيه خيرخواهانه مى كنم كه القايى نپرسيد. اما در پاسخ به سؤال شما تصريح مى كنم كه اگر در گذشته و بعد از دوم خرداد، من نظرات متفاوتى با جناح دوم خرداد داشته ام در آن ترديدى نيست. ضمن اين كه من آقاى خاتمى را از ۳۵ سال پيش مى شناختم. ايشان را فردى بسيارفاضل مى دانم و معتقدم دولت ايشان زحمت بسيار زيادى كشيدند و بايد منصفانه به كارنامه ايشان نگاه كنيم. و قضاوت كنيم. به هر حال من در دولت فراز و نشيب ها را مى ديدم. البته من نگاه متفاوتى براى حل بعضى از مسائل داشتم ولى اين به آن معنا نيست كه ستيزى در كار بوده است بلكه در عالم سياست و در جايى كه مبانى دينى وجود دارد وراى رقابت ها يك نوع برادرى و اخوت هم وجود دارد.
من اگر نماينده رهبرى در شوراى عالى امنيت ملى هستم قائدتا مصالح و امنيت ملى كشورم را در نظر مى گيرم. اين طور نيست كه در لاك رقابت هاى سياسى همه چيز خلاصه شود. فكر مى كنم بايد در اين قضيه يك نگاه واقع بينانه داشته باشيم. بله من خودم اعتقاد دارم كه در جريان اصولگرا هستم و به يك مبانى و ارزش هاى خاصى قائل هستم. در اين زمينه حتما تفاوت هايى با دوستان دوم خرداد دارم. اين تفاوت ها هم معلوم است و برخى از آنها را مى شود برشمرد كه در كجاهاست ولى اين به معناى جنگ و ستيز نيست. به هر حال ما نظرات متفاوتى داريم. اين مسأله درفرهنگ و در سياست و در اقتصاد است و فكر مى كنم اين تعامل در كشورى كه در آن دموكراسى نهالى نو پاست بسيار سازنده است و اشكالى ندارد. در كشور يك صدا كه نمى شود وجود داشته باشد. در هر انتخاباتى مردم يك گزينه اى دارند. ديگران نمى توانند از عقيده شان دست بردارند. اگر جريانى معتقد به اين است كه كشور در شرايط مورد نظر آنها بهتر مى تواند كار كند، نمى تواند كه دست از عقيده شان بردارند، ضمن اين كه مى گويند عقيده ما اين است ولى به نظر مردم احترام مى گذاريم.
> سؤال من اين نبود كه لاريجانى در مقابل جبهه دوم خرداد چه نقشى ايفاء كرد سؤال من به طور مشخص اين بود كه ۱۰ سال دوره مديريت لاريجانى در صدا و سيما يك مدير رسانه اى فرهنگى بود در عين حال هم يكى از استوانه هاى جريان اصولگراها بود. سؤال من اين بود كه سهم و نقش شما در جريان سياسى تان چه بود؟
به هر حال هر كسى از عناصر سياسى كشور يك شناسنامه اى دارد. سابقه من از ابتداى انقلاب كه اوايل فروردين ۵۸ بود كه من به صدا و سيما رفتم و تا اواسط سال ۶۰ هم آنجا بودم. كار رسانه اى من از آنجا شروع شد. ابتدا مدير دفتر مركزى خبر بعد مدير برون مرزى و بالاخره مدير عامل صدا و سيما شدم . بعد از آن چند ماهى در وزارتخانه هاى مختلف بودم (وزارت كار و وزارت پست و تلگراف و تلفن) و بعد هم در زمان جنگ رفتم در سپاه پاسداران و تا آخر جنگ هم در آنجا بودم. شايد به اين دليل بود كه مسأله نظامى بودن را مطرح كرديد. من افتخار مى كنم كه در دوره دفاع مقدس مدت زيادى در سپاه بودم . بعد از آن كه جنگ تمام شد، آقاى خاتمى از وزرات فرهنگ كنار رفتند و از من خواستند كه وزير فرهنگ شوم. فكر مى كنم دو سال هم وزيرفرهنگ بودم .بعد هم مقام معظم رهبرى فرمودند كه به صدا و سيما بيايم و ده سال هم كه در آنجا بودم. چيز ناپيدايى ندارم. در واقع اين مجموعه تجربيات است. طبعاً دركنار كارهاى علمى كه مى كردم هميشه به يك سرى مسائل بنيادين در كشور هم فكر مى كردم.
اين تجربيات مى تواند نگاه متفاوتى براى اداره كشور بسازد. به همين دليل است كه فكر مى كنم الان بعضى از مشكلاتى كه در كشور هست با شرايط موجود جواب درستى نمى دهد و برخى از آن را احساس كردم و برخى از آن را احصاء كردم .صدو ده مسأله اى كه فكر مى كنم براى كشور ضرورى است و بايد به آنها پاسخ روشن داد. اين مى تواند يك نگاه متفاوت به اداره كشور باشد. طبعاً تصميم گيرى با مردم است و بايد بدانند و بپسندند طرحها را و احساس كنند كه مى شود به برخى از مطالباتشان پاسخ داده شود
> چه مقدار نام و نفوذ خانوادگى شما در پيشبرد پايگاه سياسيتان مؤثر بوده است؟
البته اصولاً در دنيا هم اصالت داشتن را محترم مى شمارند و شايد در كشور ما هم به اين موضوع توجه بشود. زمانى كه من در راديو و تلويزيون بودم اگر مقصودتان اين است كه نسبتى كه با شهيدمطهرى داشتم در اين قضيه نقش داشته، سفارش ايشان بود كه من در راديو وتلويزيون نقش داشته باشم اما از كار پائين شروع كردم اولين كار من سخنرانى هايى بود كه در راديو وتلويزيون پخش شد. من هرروز اين سخنرانيها را مى ديدم و ضبط مى كردم و آن را پخش مى كردم . بعد از يك مدتى مدير برون مرزى و دفتر مركزى خبر شدم و در آن زمان سن و سال من زياد نبود ولى شرايطى نبود كه مديران زياد وجود داشته باشند . در اين همه مجموعه هايى كه دوستان ما هم بودند، آقاى محمد بهشتى، كرباسچى و شوراى سرپرستى را آنها انتخاب مى كردند . ممكن است يك مقدارى از اعتماد آنها به دليل اصالتهاى خانوادگى باشد.
> غير از بحث نسبت شما با آيت الله مطهرى منظور من نام خاندان لاريجانى در صحنه سياست است. كه در اين مقطع نام آشنايى است كه چه محمد جواد، چه على و چه مرحوم پدرتان. حتى مى توانم نتيجه بگيرم كه بخشى از اعتماد جامعه مدرسين حوزه علميه و مهر تأييد آنها بر كانديداتورى لاريجانى برمى گردد به شناخت و ارتباطشان با خانواده لاريجانى.
نمى توانم خيلى اين را تأييد بكنم . به هر حال افراد مختلف در جامعه هستند كه از نسبتهاى خانوادگى معتبرى برخوردار هستند ولى هيچ وقت براى كار هاى مهم انتخاب نمى شوند .ولى اينكه اعتبار خانوادگى مى تواند اعتماد بيشترى هم ايجاد كند را نفى نمى كنم.مانند اعتبار خاندان محترم خاتمى . مرحوم آيت ا... روح ا.. خاتمى و نيز پسران ايشان چه جناب آقاى سيد محمد خاتمى و چه آقايا ن سيد محمد رضا و سيد على. ولى در مجموع، زمان اينكه تصميم گيرى ها بر اساس روابط خانوادگى انجام گيرد گذشته است الان چيزهاى مهمترى در ميان است.
> يك وجه اين بحث به موضوع شايسته سالارى برمى گردد. گروهى از منتقدان از مجموع رفتار مديريتى شما تعريف بدبينانه اى دارند، آنها تأكيد مى كنند كه لاريجانى فقط معتمدان خودش را به كار مى گمارد و به زبان صريح تر برخى معتقدند منش مديريت شما يك مقدار امنيتى است.
من رفتارى كه بعد از دوم خرداد اتفاق افتاد و اتوبوسى افراد را گذاشتند قبول ندارم. اين نوع جابجايى ها توانمندى هاى وزارتخانه ها را كاهش مى دهد و شما مى توانيد در شناسنامه كارى من نگاه گنيد و تحقيق كنيد . آن چيزى كه من به آن اصالت مى دهم آن است كه رده هاى پائين آهسته رشد كنند و بالا بيايند . مثلاً آقاى مهاجرانى معاون سيما،  ايشان مدير پايين بودند، بعد معاون راديو شد و بعد هم معاون سيما. آقاى خجسته الان معاون صدا هستند قبلا مديريت پايين داشتند. يا آقاى كهزادى كه الان معاون فنى است مدير كل بود، الان معاون هستند. شايسته سالارى سيستم ادارى كشور يك مقدار به اين مكانيزم برمى گردد.
بنابراين رفتار شايسته سالارى متد دارد. يعنى شما بايد فضايى را ايجاد كنيد كه رده هاى پايين احساس تنفس كنند و بتوانند به رده هاى بالاتر بيايند. ضمنا نبايد دريچه ها را بست. حتما بايد نسل تحصيل كرده را از بيرون بياوريم كه اينها افراد نخبه و شجاعى هستند كه بتوانند كه در سيستم ادارى كشور و شرايط را متحول كنند. طبعاً هر چه مديريت ها بالاتر مى رود و به سمت مديريت  هاى استراتژيك مى رسد بايد ازافراد بايد تجربيات لازم نيز برخوردار باشند. من در راديو و تلويزيون بيشتر تلاشم اين بود. برخى از كارشناسان فنى را تلاش داشتم كه به آنها مديريت بدهم كه همين  طور هم شد. برخى از مديران راديو و تلويزيون مهندس الكترونيك بودند. اما در مورد نگاه امنيتى، من در زندگى ام كار امنيتى نكردم. چرا بايد اين تصور بشود. بعضى از افراد سرشناس دوم خرداد امنيتى بودند و در كارنامه هايشان بود.
> اين جواب شما القايى است!
(خنده لاريجانى ) اصولاً برخى ها بودند كه چنين سوابقى در كارنامه هايشان وجود داشت، ولى من چنين سابقه اى نداشتم. لذا من نگاه امنيتى به فرهنگ را مثبت نمى بينم. بارها گفتم اين دور سياست زدگى كه در كشور ما بعد از دوم خرداد زياد شد براى فرهنگ مفيد نمى دانم. سايه اى كه بر ساحت فرهنگ افتاده است، فضاى تنفس فرهنگى را مى گيرد. اما اين كه مديران داراى يك ضوابطى باشندو اين ضوابط خيلى پنهان نيست و من مى توانم اين ضوابط را براى شما بازكنم. من معتقدم كسى كه در حوزه فرهنگ كارمى كند نمى تواند در حوزه فرهنگ و معرفت اسلامى كم سواد باشد. يعنى مديران استراتژيك ما بايد همه معرفت اسلامى داشته باشند و برخى از اشتباهاتى را هم كه رخ مى دهد برداشتم اين است كه رسوخ معرفت اسلامى در آنها كم است.
نكته دوم اين كه تجربه لازم را داشته باشند. وقتى كه به سطوح بالا مى آيند بى تجربه نباشند. نكته سوم اين كه دانش مربوط را داشته باشند. اين كه شجاع باشند. مديرى كه شجاعت نداشته باشد نمى تواند كار كند. بعضى ها هر كارى كه مى خواهند بكنند بايد اجازه بگيرند. مدير بايد قدرت ريسك داشته باشد. اين معيارهاى ما بود. سلايق مديرانى كه از لحاظ سياسى متفاوت بودند، كم نبود اينها يك جريان نبودند. ما بنا را بر يك رفتار معقول گذاشته بوديم. به هر حال راديو و تلويزيون يك مانيفستى براى خودش دارد و افرادى كه هم مى آيند برطبق آن بايد كار كنند. در قسمت هاى سياسى كه دايم بايد تصميم گيرى بشود.به كارآمدى _ صداقت و عرضه ايى كه داشتند توجه مى كرديم.
> من اين را كتمان نمى كنم كه بعد از دوم خرداد يك جابجايى صورت گرفت و شايد برخى از آنها قابل نقد باشد ولى واقعا اين معضل (جابه جايى هاى گسترده مديريتى) زاييده دوم خرداد نبود واقعيتى است كه در حاكميت ۲۵ سال گذشته حاكم بود. مثلا ًدر شهردارى تهران، مديران جديد اتوبوسى آمدند. شايد ريشه كار (تسويه هاى سياسى) به انتخابات مجلس چهارم برمى گردد كه چهره هاى شناخته شده حذف شدند. كه پيامدهاى زيادى هم داشت، اما سؤال اين است كه كدامين منطق را در تغييرات مديريتى پى مى گيريد؟
من رفتار راديكالى را صدمه مى دانم. من در دوران آقاى هاشمى نديدم افراد را فله اى عوض كنند. يكى از انتقادهايم به جريان دوم خرداد همين بود. البته شايد معتقد باشيد كه انتقاد كردن عرف شده باشد ولى من اين را عرف نمى بينم. من دوران آقاى هاشمى اين جور حالت فله اى كه آدم ها عوض بشوند را نديديم. من اين را براى دولت مناسب نمى دانم و فكر مى كنم زمانه   آن رسيده است كه مناصب را تقسيم كنيم. يعنى بگويم يك سرى مناسب سياسى است و يك سرى مناصب تخصصى است. من هم در دولت آقاى هاشمى بودم و هم در دولت آقاى خاتمى. واقعاً افراد صادق و پركار و خوب ديدم كه از يك سلامت خوب در زندگى برخوردار بودند، حالا نمى خواهم بگويم فقط در هيأت دولت وجود داشت در رده هاى مختلف هستند . اما هيچ اشكالى ندارد كشور در مديريت پوست اندازى داشته باشد و نسل جوان ترى بالا بيايد. افرادى هستند كه شايسته هستند و تجربه خوبى هم دارند و يك سلامت زندگى دارند هم از نظر اخلاقى و هم از نظر رفتار اقتصادى كه آن را براى شرايط فعلى جامعه لازم مى دانم. پس بايد از آنها استفاده كرد. به هر حال مديران آينده كشور كه نمى شود از كره مريخ بيايند. من هم عرض كردم كه «دولت آينده» بايد سنتزى از دولتهاى قبل باشد. اما معتقدم افراد نسبت به معرفت اسلامى صاحب فكر، صادق،  باعرضه و تجربه لازم را داشته باشند اينها را اصل مى دانم. چون اگر اين را اصل ندانيم صدمه به خدمات دولتى مى زنيم.
> من اين برداشت را مى كنم آقاى لاريجانى شخصى است كه تئورى و انديشه هاى جامعه مدرن را تا حدى مى شناسد يا تلاش مى كند بشناسد، ادبيات مدرنى دارد ولى سابقه مديريتى وى نشان مى دهد كه او براساس واقعيت ها كه همان سنت هاى اجتماعى و سياسى ايران است، عمل مى كند، آيا اين ارزيابى درست است؟
به هر حال هيچ كدام از ما انسان كامل نيستيم. ما افراد معمولى هستيم كه در درون كشور رشد كرديم و تجربياتى كسب كرديم كه از درون اين تجربيات مى توانيم خدماتى ارائه كنيم. آنچه كه من فكر مى كنم و صادقانه آن را عرض مى كنم اين است كه كشور ما احتياج به يك تحول دارد. هم از نظر جهش علمى و صنعتى و هم از نظر مديريت. من براساس شرايط بيرونى كشور كه نگاه مى كنم احساس مى كنم ما به يك همبستگى ملى نياز داريم.
هيچ يك از گروههاى سياسى نبايد خودشان را مطلق بدانند. مثلا در حوزه سياست خارجى برداشت من اين است كه تهديدات آمريكا در اين قضيه براساس يك استراتژى است. يعنى اينها مى خواهند مجدداً ايران را به نحوى مهار كنند. اين مهار برتحليل استوار است. آنها بر روى چند عنصر ايران تمركز كرده اند. يكى الهام بخش بودن ايران است و معتقدند اين انقلاب يك بطنى دارد كه بر حركت نوين اسلامى تاثير مى گذارد. اين نكته بخشى از توان ملى ما است. آنها روى چند عنصر ايران تمركز كرده اند يكى الهام بخش بودن ايران است كه امروزه اين مقوله (الهام بخش بودن ايران) بخشى از توان ملى ما است. اينكه برخى در سال هاى اخير گفتند ما يا بايد ايدئولوژيك فكر كنيم يا عملگرا باشيم اين تمايز را واقعى نمى دانم. چون ايدئولوژيك بودن به معناى اين نيست كه عملگرا نباشيم. به قول شهيد مطهرى يك فرد بصير مسلمان كسى است كه هر چند رويش او اصول است ولى زايشش در زمانى متناسب با مقتضيات زمان است. تئورى اجتهاد در واقع ناظر به همين است. كسى نمى تواند جدا از زمان تصميم بگيرد. بنابراين اين دو با هم تقابل ندارند. اگر كسى فكر كند، عملگرايى به معناى يله بودن است در تعريف حركت اجتماعى دچار اشتباه شده است از زمان ارسطو تاكنون كسى حركتى را تعريف نكرده كه بدون هدف باشد. اگر حركتى خاستگاه نداشته باشد اين هم باز هويت ندارد. به نظر من اين يك نكته مهم است و بايد قبول كنيم كه در جامعه براساس يك مبانى و اصولى بايد حركت كنيم. نكته ديگر، موقعيت ژئوپوليتيك ايران است. موقعيت جغرافيايى ايران موقعيت حساسى است. نكته سوم، نيروى متخصصى است كه ايران تربيت كرده است. اين خود ظرفيت بزرگى است. ايران در آستانه يك تحول بنيادين قرار دارد و اگر معقولانه به آن فكر نكنيم به ضد خودش تبديل مى شود.
209973.jpg
اگر از همه استعدادهاى كشور استفاده كنيم، تهديدها عليه ما كاهش پيدا مى كند و به يك قدرت ژئواستراتژيك مى رسيم كه ما را بايد به عنوان يك امر واقع بپذيرند. اگر اين اتفاق رخ بدهد بايد استراتژى ما يعنى هم سياست داخلى و هم سياست خارجى تغيير كند. يعنى آن موقع در داخل بايد رويكردمان به دست توليد داخلى درون زا و برون نگر باشد. استراتژى ما اين شود كه دولت ما دولت متوازنى باشد. رشوه خوارى هم معلول همين است كه ما يك مقررات زايدى براى توليد ايجاد كرده ايم. در سياست خارجى هم به نظر من بايد يك نگاه صلح آميز داشت، يعنى ديپلماسى ما بايد اين هدف را داشته باشد. در پناه نگاه صلح آميز بايد از عنصر الهام بخش و بستر باز براى توسعه داخلى صيانت كند.
در توسعه ما بايد سه چيز را اصل بدانيم ۱- به عنوان بخشى از توان ملى عنصر الهام بخش را بايد اصل بدانيم ۲- از لحاظ فن آورى پيشرفت كنيم مخصوصا روى يك سرى از فن آورى ها كه علم روز هستند مثل فن آورى اتمى مثل نانوتكنولوژى؛ ديگر ذوب آهن فن آورى روز نيست كه بخواهيم آن را شاخص كنيم. اگر يك نگاه به ده سال يا پانزده سال گذشته بكنيم مى بينيم كه بازارهاى منطقه ايى را چين و هند و مالزى با IT گرفته اند و يك جهش جدى داشتند. بويژه در صادرات. پس اينها فن آورى پيشرفته هستند. به علاوه در ساير فن آورى ها نيز معتقدم كه ما بايد از لحاظ سطح فعلى بالاتر برويم. ۳- نكته سوم بالا بردن توان اقتصادى است يعنى ما نمى توانيم بادرآمد سرانه ۲هزار دلار( يا به قولى ۱۶۰۰دلار) بگوييم كشور پيشرفته هستيم.
شما الان توليد صادرات غيرنفتى را مى بينيد كه جهش نداشته است. در ۱۵ سال پيش ۴ ميليارد دلار صادرات داشتيد امروز ۵‎/۵ تا ۶ ميليارد دلار است. در همين فاصله ديگران رشدهاى ۱۲% داشته اند. در دهه دوم انقلاب پول نفت را به عنوان صادرات در نظر بگيريد منفى ۶درصد رشد داشته . در همين زمان مالزى ۱۲% رشد داشته است. دولت ما بايد دولت متوازنى باشد. شما اگر بخواهيد مشكل معيشت كاركنان را حل كنيد با عائله مندى وسيع نمى توانيد به كارمندان برسيد و مسأله رشوه  خوارى معلول همين است.
> فكر مى كنم يك مقدار از سؤال فاصله گرفتيم برمى گردم آن شبهه اى كه شما به آن اشاره كرديد يعنى اينكه فكر مى كنم بخشى از پرسش خبرنگاران يا فعالان سياسى درباره كاراكتر لاريجانى از اين ناشى مى شود كه او هنوز مشخص نكرده كه يك عملگرا است يا ايدئولوژيك. برداشت من اين است كه اقتضاى سياستمدارى در پهنه سياست ايران در سايه زيستن است يعنى مديران ما آرزوى قلبى شان اين است ايدئولوژيك باشند اما در عين حال در عالم واقع عملگرا برخورد مى كنند.
نمى دانم چرا شما از بيان من چنين استنباطى داريد، اصولا ايدئولوژيك بودن متضاد عملگرا نيست.
> ولى فكر مى كنم اين دو با هم تضاد دارند. وقتى مى گوييم عملگرا است اولين كار او اين است كه پوسته ايدئولوژيك را مى شكند و اولين شرط لباس ايدئولوژيك پوشيدن اين است كه عملگرايى را طرد كرده باشد.
مگر ممكن است يك انسان بدون اعتقاد به ارزش هاى معتبرى براى خود، عمل ورفتار فردى و اجتماعى و اصولا هويت داشته باشد. دولت آمريكا كه از نظر روشنفكرهاى جهان سومى مظهر عملگرايى است، داراى ارزش هاى ثابتى است كه به آن اصول ايدئولوژى آمريكايى مى گويند. وزارت خارجه آمريكا در استراتژى خود كه منتشر مى سازد تمام تلاش هاى روابط خارجى ايالات متحده را در راستاى حفظ و گسترش ارزش هاى آمريكايى يا همان ايدئولوژى آمريكايى تعريف مى نمايد .
> اتقاقا سخن بر سر اين ايده شما است كه گفتيد دور كنيم تصورى را كه عملگرايى يعنى بى چارچوبى و بى قيدى، اما آقاى لاريجانى همه عملگراها براى خودشان چارچوب دارند و به طور جدى از اين چارچوب و مبانى رفتار و عقيده شان دفاع مى كنند.
اگر چارچوب داشته باشند كه ما با هم وفاق داريم. چارچوب هاى فكرى بايد براساس مقتضيات بومى و منابع مادى و معنوى معنا پيدا كند. ما كه براى سوئيس عملگرايى را تعريف نمى كنيم براى ايران تعريف مى كنيم. اگر بپذيريم كه عملگرا ها چارچوب دارند پس ايدئولوژيك بودن مخالف عملگرايى نيست. يك انسان مسلمان در زيست فردى و يا اجتماعى بدون اصول نيست. يك انسان مسلمان هميشه غايت گراست. يك انسان مسلمان يك مبانى براى خودش و خانواده اش دارد. اين اصول برخى ثابت و برخى متغير است. من تعجب مى كنم اين را يك مشكل مى دانيم اين بحثى است كه شهيد مطهرى ۴۰ سال پيش مطرح كرد. جامعه اسلامى حتماً يك چارچوبى دارد. اين چارچوب متناسب با ارزش هاى معتبر جامعه است. طبعاً افرادى كه براى اداره جامعه مى آيند متناسب با مقتضيات زمان تصميم  مى گيرند. يعنى حاكمان بايد متناسب شرايط تصميم بگيرند و با جزئيات و مصاديق كار مى كنند.
> نكته سؤال من اين است كه سياستمداران ما در اثر اين تناقض ها شفافيت و صراحت لازم را پيدا نمى كنند و موضع سياسى شان نامشخص مى ماند يعنى اگر دنبال عملگرايى مى روند انتظار تصميم هاى عملگرايانه از آنان داشته باشيم. اگر ايدئولوژيك هستند ما منتظر باشيم اينها همچون اصوليون پاى يك سلسله اصول بايستند.
فكر مى كنم، تصور شما از عملگرايى و ايدئولوژيك بودن كمى با من متفاوت است. فكر مى كنم ايدئولوژيك بودن به معناى آن نيست كه متناسب با مقتضيات زمان تصميم نگيريد. يعنى شما ضمن آن كه ارزش هايى را به عنوان اصول در زندگى داريد، ولى در زيست اجتماعى متناسب با شرايط تصميم مى گيريد. فكر مى كنم همين رويه هم در رفتار امام(ره) هم در رفتار رهبرى انقلاب جارى است، ممكن است تصور شما از عملگرايى اين باشد كه اصلا از مختصات ثابت اسلامى استفاده نكند، پس از چه اصولى استفاده مى كنيد در عملگرايى، اگر كسى بگويد هيچ اصولى ندارد، پس عملگرايى را خوب تعريف نمى كند يا اگر داراى اصول است پس اين (اصول) را از كجا گرفته است. لاجرم از مختصات بومى كشور بايد بگيرد. از اين نظر ايدئولوژيك بودن و عملگرايى مكمل هستند.
> حالا با اين تعاريف لاريجانى سياستمدار صريح و شفافى است يا نه؟
مسؤولين بايد سخنانشان را به مردم بى پرده بگويند يعنى به توانمند سازى مردم از لحاظ اجتماعى و سياسى كمك كنند. من در راديو و تلويزيون چيز پنهان نداشتم راديو و تلويزيون جنساً طورى است كه همه چيز را عريان نشان مى دهد يعنى چيزى ندارد كه پنهان كند ولى فرمايش شما را قبول دارم كه مديران كشور هر چه بتوانند به شفافيت امور كمك كنند براى جامعه مفيد است.
> شما براى «دولت آينده» مجموعه اى از ايده ها را مطرح كرديد در اين مجموعه ايده هايى كه مطرح كرديد اگر لاريجانى براى آزادى و توسعه سياسى تا اين حد تلاش مى كند چرا در مدت هفت و هشت سال مديريت در صدا و سيما اين ايده ها ترويج نشد و حتى وقتى اين شعارها و ايده ها مطرح مى شد آقاى لاريجانى درمقام منتقد آن انديشه ها حاضر شد.
من ده سال مدير صدا و سيما بودم و شما فقط به دوره هفت و هشت ساله دوم خردادى ها توجه مى كنيد. از طرف ديگر آزادى و توسعه سياسى به قول معروف پروسه است نه پروژه. آنچه در صدا و سيما در مدت ده سال خدمت انجام دادم تماماً در خدمت پروسه توسعه سياسى و تعميق آن بود. اعتراض و انتقاد به برخى اظهارات و عملكردها هرگز به معنى مقابله با توسعه سياسى نبوده است. نكته اين بود كه ميان اظهارات سياسى و ظرفيت كشور بايد تناسبى وجود داشته باشد. بالا بردن انتظارات مردم بدون پاسخگو بودن نتيجه اى جز حرمان مردم ندارد و اين شرايطى است كه ما در آن بسرمى بريم. وقتى ۴۵ شبكه راديو و تلويزيونى در ايران براى ايرانيان داخل و خارج تأسيس شد طبعاً قدم هاى بسيار مهمى در راه شفاف سازى امور و پاسخگويى مسؤولان برداشته شده است. امروزه مسؤولان حداقل در رده هاى پايين محاكمه مى شوند ممكن است من و شما از رأى دادگاه خوشنود نباشيم ولى نمى توانيم منكر شويم كه تا ۱۰ سال پيش حتى به يك مأمور ساده دولتى نمى شد گفت بالاى چشمت ابروست. قبول دارم كه تا ژاپن كه مسؤولانش از شدت احساس مسؤوليت مى كنند فاصله داريم ولى نمى توانيم منكر شويم كه قدم هاى بسيار بلندى در كشورمان در مدت كوتاه براى پاسخگويى مسؤولان برداشته شده است و راديو و تلويزيون به وظيفه خود در اين مهم عمل كرده است.
نمى دانم چه وجهى از مطالب من باعث شد در ذهن شما اين سؤال مطرح شود. چون استراتژى ما در راديو و تلويزيون و وزارت فرهنگ در واقع نوعى توسعه رسانه اى بود كه براساس مختصات عصرى تصميم گرفتيم يعنى در وزارت فرهنگ همين روزنامه ايران و همشهرى را راه انداختيم و ويدئو در زمان آقاى خاتمى ممنوع بود و همين دوستان خودمان معتقد بودند كه ويدئو يك چيز مضرى است و نبايد باشد من بسيار بحث كردم كه يك وسيله است ممكن است مفيد و يا مضر باشد و در هر حال ويدئو آزاد شد و مقام معظم رهبرى نيز حمايت كردند. در صدا و سيما من يك مطالعه ۲ الى ۳ ماهه كردم و به نتيجه رسيدم كه تنوع سلايق در كشور ما خيلى متعدد است و در شرايطى زندگى مى كنيم كه اصلاً با اين رفتار رسانه اى پاسخگو نيستيم لذا بايد سليقه مردم را محترم بشماريم. اكنون نيز بر اين نظرم كه جوهره حركت ما از هنرى مى تواند حقيقت گرا و دينى باشد ولى سليقه ها بايد متكثر باشد.
امام خمينى (ره) و انتخابات
خود مردم نگذارند قلدرها دخالت كنند، افراد نالايق دخالت كنند، اگر عده اى جمع شدند و افراد نالايق را انتخاب كردند مردم به آنها رأى ندهند.
صحيفه نور ج۱۸ ص۱۸۰ و ۱۷۹
رئيس جمهور در همايش سراسرى فرمانداران كشور:
قوه قضاييه با تشنج آفرينى و سلب امنيت نامزدهاى انتخاباتى برخورد كند
گروه سياسى: سيدمحمد خاتمى، رئيس جمهورى اواخر فروردين ماه در جمع فرمانداران سراسر كشور حضور يافت و در سخنانى ضمن تحليل شرايط سياسى حساس كشور به تبيين اهميت انتخابات آتى پرداخت.
بخش پايانى سخنان رئيس جمهورى در پى مى آيد:
... چرا نمى گوييم در بسيارى ازامور به خودكفايى رسيديم و بقيه اش را هم داريم طى مى كنيم. چرا نمى گوييم كه تحقيقات علمى و پيشرفت هاى علمى ما در اين هشت سال چندين برابر گذشته شده است. چرا نمى گوييم كه همين دولت و كارآيى همين دولت سبب شده است كه به اين ايثارگران ما كه در سال ۷۵ ، ۱۳ميليارد تومان بودجه داده شد در سال گذشته ۹۰۰ميلياردتومان فقط در اختيار جانبازان، شهدا و ايثارگران قرارداده شد، چرا گفته نمى شود كه كمكى كه اين دولت به حوزه هاى علميه و فقط كارهاى دينى كرده بين ۴ تا ۱۲ برابر افزايش داشته، چرا همه اش جامعه را سياه مى كنيم. چرا يكجا كه نقطه مثبت هست كنارش يك چيز سياهى مى آوريم كه دل مردم را بلرزانيم و مردم را مأيوس مى كنيم. خيلى كمبود وجوددارد كيست كه دلش از وجود بيكارى نلرزد ولى چرا نمى گوييم همين دولت با همه امكانات كمى كه داشته و با همه هجوم جمعيتى كه داشته بيكارى را تا سقف ۱۰‎/۵ درصد پايين آورد.
خوب ۱۰ درصد بيكارى هم زياد است و ما نمى گوييم كم است. چرا نمى گوييم يكبار كه يكسان سازى نرخ ارز شد تا ۵۰ درصد تورم جامعه بالارفت و اين دولت با همه فشارهايى كه داشت با اينكه قيمت ارز را ثابت نگه داشته بود و از يك سوم درآمدهاى خودش صرفنظركرده بود براى اينكه ارز ثابت بماند و يا در يك طيف معقولى رشد خود را داشته باشد، ارز را تك نرخى كرد و بهاى تك نرخى ارز را با ۳درصد تورم پرداخت.
ما كار بزرگى كه درتك نرخى كردن ارز كرديم، جلوى فسادها را گرفت. زمينه توسعه و رشد را درجامعه فراهم آورد، اينها را به مردم بگوييم، به قول يكى از بزرگان مى گفت در هر كشورى بوديم اين عسلويه، اين كارون ،۳ اين كرخه به صورت حماسه ملى مطرح مى شد اينها را بايد بگوييم تا مردم دلگرم شوند. اينكه به نفع يك حكومت، يك دولت تمام نمى شود، مردم احساس مى كنند دراين مملكت كار مى شود. آن طرف هم بگوييم بله وضع طبقات متوسط به پايين بد است اما قبول داريم اين را اما اين را هم بگوييم كه در اين دولت به طور متوسط حقوق معلمان كشور ۶ برابر شده است. يعنى از سال ۷۵ تا ۸۴ ، ۶ برابر حقوق معلمان اضافه شده است. البته معلمان ما هنوز كمبود دارند. دراين ترديد نداريم واقعاً هم بنده نگران و ناراحتم اين شريف ترين بخش جامعه ما با انبوه و تعداد زياد كه خوب يك واحد به حقوق اينها زياد مى شود يك دفعه بودجه جارى مملكت بالا مى رود و بايد اين كار را بكنيم و اين كار را هم كرده ايم. يا حقوق بگيران كشور چه بالا بردن سقف معافيت حقوق و چه بالابردن پايه حقوق، البته كمبود هست. البته من باز به ضرس قاطع و يقين مى گويم كه امروز اصلاً وضع بهداشت، آموزش، برق و آب آشاميدنى روستاهاى ما قابل مقايسه با گذشته نيست ولى هنوز هم روستاهايى داريم كه برق ندارد، آب آشاميدنى درست و خوب ندارد و هنوز در خوزستان عزيز ما كه قلب اقتصاد ما است با اين مردم شريف و بزرگوار كه هميشه هم به اصطلاح سپر رويارويى با دشمنان بودند و در جنگ هشت ساله عظمت خود را نشان دادند و امواج خروشان رودهاى بى  نظير ما در كنار چشم اينها دارد عبور مى كند. هنوز خيلى از شهرهاى خوزستان آب درست آشاميدنى ندارند اين را مى دانيم، مى دانيم چقدر براى يك خانواده مشكل است كه جوان تحصيلكرده اش كه آمده دنبال كار مى گردد كار پيدا نمى كند اما ما امكانات را در نظر بگيريم و دستاوردها را ببينيم و انتقاد منصفانه هم بكنيم و بعد هم راه حل نشان بدهيم. بگوييم اين كارها شده است، بسيار خوب، اين نقص ها هم وجود دارد ما براى رفع اين نقص ها برنامه واقعى علمى داشته باشيم. آن وقت هست كه ما مشاركت و اعتماد عمومى را مى توانيم جلب كنيم. نقش صداو سيما به عنوان فراگيرترين رسانه اى كه هست حالا مى گوييم در فلان روزنامه چيز بدى نوشته خوب نبايد مى نوشتند ولى روزنامه اى با ۱۲ هزار تيراژ با صدا وسيماى با ۴۰ ميليون تيراژ حالا به طور متوسط بگوييم هر بخش خبرى يا بخش هاى ديگرش روى هم رفته هميشه ۱۲-۱۰ ميليون جمعيت دارند آن را مى بينند اين قابل مقايسه است؟ تريبون هاى مقدس اينها به جاى سياه نمايى بايد واقع بينى كنند و بيش از اين هم نيست. نمى گوييم به به و چه چه بشود، چرا نمى گوييم با سياستهاى درستى كه اتخاذ شده تهديدهاى بزرگى از اين كشور رفع شده است. چرا نمى گوييم كه حيثيت نظام جمهورى اسلامى و نام ايران به خاطر اتخاذ سياست هاى درست و حضور مقتدرانه در عرصه هاى گوناگون سياسى - فرهنگى جهان بالا رفته است و چرا به جاى شكر خدا گفتن گاهى درمقابل همين جريان و همين حركت كه باعث عزت ملت است كارى مى كنيم كه چهره كشور، جامعه و هم اسلام را بد جلوه بدهيم. اينهاست مسائلى كه مى تواند انتخابات را پرشور بكند و ان شاءالله پرشور خواهد كرد.
ما بايد علاوه بر اينكه اجازه مى دهيم نمايندگان سليقه ها و گرايش هاى مختلف با امنيت حضور داشته باشند زمينه ارائه آزاد نظرات، آرا و برنامه هاى آنها را بايد فراهم بياوريم.
من همين جا مى  خواهم تشكر كنم از حضرت آيت الله هاشمى شاهرودى به خاطر مواضع درست و ارزنده اى كه لااقل در اين يكى دو سال گذشته داريم مى بينيم و واقعاً هم من مى دانم كه ايشان قصدشان تحول در قوه قضاييه بود تحولاتى هم ايجاد كردند. البته بنده خيلى انتقاد به برخى روشها و برخوردهاى نادرست داشتم، كه گفته ايم، حالا هم نمى خواهم به اصطلاح مذاق جامعه را تلخ كنم و مصداق هايش را بگوييم اين را هم شما مى دانيد، جامعه هم مى داند، خود آيت الله هاشمى شاهرودى هم مى دانند، مقام معظم رهبرى هم مى دانند كه خوب بالاخره در بعضى جاها گله داريم. همانجور كه در بعضى جاهاى دولت خودمان گله داريم اما روند و روال، روند درستى است و من مطمئنم و مى دانم و با ايشان صحبت كردم منظور ايشان ايجاد تحول اساسى در قوه قضاييه است و به هر حال اين بخشنامه اى كه دادند اين مواضعى كه گرفتند و من در اين موقعيت با تقدير از زحمات شخص ايشان و دوستان و ياران خيرخواه و روشن بين ايشان عرض مى كنم دولت و قوه قضاييه يك وظيفه در دوره انتخابات دارد و آن تأمين آزادى و امنيت مجامعى است كه براى انتخابات تعيين مى شود. هيچ كس حق ندارد تشنج آفرينى بكند. اين ضد مصالح نظام است خوب شما قبول نداريد بيا حرفت را بزن. جاى ديگر اجتماع تشكيل بده، بگو غلط است. مناظره بكنيد بگو غلط است. به شدت بايد قوه مجريه و قوه قضاييه با تشنج آفرينى ها و سلب امنيت براى آزادى ارائه نظرات نامزدهاى انتخاباتى و طرفداران آنها برخورد كند. اين هم يكى از شرط هايى است كه مى تواند انتخابات را سالم و پرشورتر بكند و فرمانداران نقش بسيار مهمى دارند من اولاً از همه همكارانم تشكر مى كنم ديروز هم در عسلويه گفتم و يك روز هم در دولت، اينجا هم بگويم واقعاً از يك سال و نيم پيش از بزرگان، اطراف هشدار مى دادند كه سال آخر دولت، سال بسيار مشكلى است. خب به هر حال اعضاى دولت احساس مى كنند سال آخر است و سستى هايى ايجاد مى شود. گاهى به اصطلاح گسست هايى ايجاد مى شود و در حالى كه سال آخر بايد كارهاى بزرگى شود. ممكن است يك رخوت، سستى و ركودى دركارها ايجاد شود من خدا را شاهد مى گيرم آنچه مى گويم احساساتى نيست نه تنها هيچگونه احساس سستى در دولت خودم نسبت به گذشته نمى بينم بلكه شور و نشاط همكارانم و پاى كاربودنشان درست مثل اين است كه آمدند ۸ سال ديگر خدمت بكنند و شما نمونه كارها را داريد مى بينيد. فرمانداران و استانداران عزيز ما كه در خط مقدم مشكلات هستند و مى دانم چقدر فشارها رويشان است وقتى من مى نشينم پهلوى آنها خود من روحيه مى گيرم و اين هم تجربه تازه اى است در اين دولت. يعنى سال آخر اين دولت هيچگونه ضعف و سستى در همكارانم براى خدمت رساندن و براى آماده و پركار بودن احساس نمى كنم. خدا به شما جزاى خير بدهد و ان شاءالله تا آخرين روز با همين نشاط براى خدمت به مردم كار را ادامه بدهيد. طبعاً برگزارى انتخابات سالم در درجه اول دست شما فرمانداران و كسانى است كه در حوزه  هاى مختلف دارند كار مى كنند. پرهيز از جانبدارى متعصبانه، حزبى و گروهى از افراد و جريانات مختلف. حالا هر كس هر نظرى دارد بايد بى طرف بى طرف نسبت به همه رفتار كرد و همه احساس كنند كه در پناه، دولت، وزارت كشور، استانداريها، فرمانداريها و بخشداريها مى توانند با هر نظرى كه هستند و مورد قبول چارچوب هاست كار را انجام دهند، اين هم مسأله مهمى است. فراهم ساختن زمينه تفاهم. شما نبايد وابسته گروهى يا حزبى داشته باشيد يعنى در عمل نبايد آنها را دخالت بدهيد اما مى توانيد از گروهها، احزاب جريانات براى برگزارى جلسات، نشست، ايجاد تفاهم هاى بيشتر در عين حالى كه اختلاف دارند دعوت كنيد ما آنها را به سوى يك نوع تفاهم و يك نوع اعمال اخلاق اسلامى در مبارزات انتخابى پيش ببريم. يعنى ريش سفيدى كردن و يك نوع فضاى سالم اخلاقى را براى مبارزات فراهم آوردن. اهتمام به آموزش عوامل برگزارى انتخابات كه محوريت كار با خود وزارت كشور، استاندارى و فرماندارى است. اين بسيار مهم است. تأمين امكانات برگزارى انتخابات. دوستان ما گله دارند امكاناتى كه براى برگزارى انتخابات در سال جارى برايشان در نظر گرفته شده كافى نيست، دولت بايد تلاش كند اين دغدغه را از ذهن مجريان انتخابات بيرون ببرد و به هرحال تلاش براى اداى دين به اسلام، به خون شهيدان و به اين مردم بزرگوار براى برگزارى انتخاباتى سالم و با شكوه و ارزنده كه ان شاءالله به عنوان سندى پرافتخار در كارنامه ملت و دولت و اين دولت ثبت شود.
اميدوارم كه خداوند همه ما رابه آنچه مورد رضايت اوست موفق بدارد و ما را خدمتگزار صميمى مردم قرار بدهد. ما را اهل نفاق و ريا قرار ندهد و با صداقت بتوانيم كارى را كه شروع كرديم به انجام برسانيم البته ان شاءالله شما در هر كجايى كه هستيد منشأ خير وبركت باشيد. هيچكس از تجربيات و دانش شما نمى تواند بى نياز باشد و اميدوارم كه هميشه سالم و سربلند باشيد. پيروز، سرافراز، خوش و خرم باشيد.
كروبى : كارى مى كنم كه مخالفانم قوى ترين مدافعانم شوند
209904.jpg
گروه سياسى : كانديداى نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى در مصاحبه اختصاصى باخبرنگار وفاق اظهار داشت: من كارى مى كنم كه حتى مخالفان من هم بهترين مدافعانم گردند و در كابينه ام هم همين امر مدنظرم است.
مهدى كروبى در ادامه به خصوصيات همكاران خود اشاره كرد و افزود: همكاران من بايد طورى باشندكه على رغم داشتن نظرات متفاوت، از من دفاع كنندو شاهد باشند كه هرچه در توان داشتم انجام داده ام. وى ضمن تبيين نحوه عملكرد دولت مقتدر تصريح نمود: من براى هركارى برنامه دارم و جلساتى با حضور نمايندگان هر قشر و كارشناسان تشكيل مى دهم.
كروبى گره مشكلات را در عدم مشاركت مردم در كارها دانست كه به دليل نداشتن نقطه نظرات آنان، تعاملات و گفت وگوهاى مؤثرى صورت نگرفته است. وى در پايان تأكيد كرد: رنج ملت ما از نبودها نيست بلكه آنان از تبعيض رنج مى برند.
> كروبى مى تواند اصلاحات را وارد مرحله جديدى كند
دبيركل مجمع روزنامه نگاران جوان ايران، گفت : مهدى كروبى فصل مشترك احزاب و گروههاى اصلاح طلب و به عنوان يك چهره مورد وثوق نيروهاى دلسوز انقلاب و يار ديرين حضرت امام (ره) شايسته ترين فرد براى تداوم جنبش اصلاحات است.
به گزارش ايسنا وحيد آبيده كه درجلسه شوراى مركزى مجمع روزنامه نگاران جوان ايران سخن مى گفت تصريح كرد: كروبى به عنوان يك شخصيت فراجناحى و دلسوز و نيز به عنوان نزديك ترين فرد به محمدخاتمى در صورت پيروزى در انتخابات آينده با تشكيل يك دولت كارآمد مى تواند اصلاحات را وارد مرحله جديدى از حيات سياسى خود كند.
وى ادامه داد: گروههاى دوم خردادى بايد تلاش كنند فضاى انتخابات را به سوى اجماع و معرفى كانديداى واحد در جبهه اصلاحات سوق دهند و مهدى كروبى به عنوان ريش سفيد جريان اصلاحات مى تواند محور اجماع اصلاح طلبان باشد.
آبيده اظهار داشت : امروز كشور در شرايط حساس و مخاطره آميزى قرار دارد و كليه گروههاى معتقد به نظام و انقلاب بايد تلاش كنند به دور از هرگونه جناح بندى سياسى زمينه هاى حضور حداكثرى مردم در انتخابات  آينده فراهم شود چرا كه سرنوشت نظام با اين انتخابات گره خورده است.
وى افزود: دولت مقتدر و كارآمد براى توسعه پايدار شعار محورى كروبى در عرصه انتخابات است و با صداقت و صراحتى كه در شخصيت كروبى سراغ دارم وى با پافشارى برآرمانهاى جنبش اصلاحات و تكيه واقعى برحمايت آحاد جامعه به ويژه جوانان تمام تلاش خود را براى تحقق اين امر به كار خواهد بست.
ولايتى: دولت بايد حامى حقوق همه ايرانيها در سراسر دنيا باشد
209901.jpg
گروه سياسى: على اكبر ولايتى يكى از كانديداهاى اصولگرايان در انتخاب رياست جمهورى گفت: حمايت از حقوق و اصالت ايرانيها در همه جاى دنيا حتى براى ايرانيهايى كه فرزندانشان در خارج از كشور متولد شده و هرگز در ايران نبوده اند از وظايف هر دولتى است كه بر سركار مى آيد .
ولايتى در جمع دانشجويان دانشگاه آزاد اسلام شهر با بيان اين مطلب افزود: البته كسانى كه در داخل كشور زندگى مى كنند نياز به خدمات و حمايتهاى بيشترى دارند اما در خصوص اصل حمايت هيچ تبعيضى وجود ندارد.
كانديداى رياست جمهورى با اشاره به حوادث خوزستان گفت : مردم خوزستان وفادارى خود به نظام را بارها عملاً نشان داده اند و در دوران جنگ اوج اثبات وفادارى مردم خوزستان به نظام و ايران بود. بيشترين مقاومت و شهيد در دوران جنگ مربوط به خوزستان بوده است .
عضو شوراى عالى انقلاب فرهنگى با اشاره به نقش و اهميت هويت ايرانى گفت : هويت ايرانى و حقوق شهروندى اصل اساسى و مهمى در حكومت است كه كمتر مورد بحث قرار گرفته و بعضاً نيز در بيان و تأكيد برآن كوتاهى شده است.
وى افزود: هويت ايرانى مفهوم اصلى ملت است و مهمترين رشته اتصالى است كه همه ما را به عنوان شهروند ايرانى بدون تبعيض در قوميت به هم متصل كرده است و اين سرمايه بزرگى است كه دشمنان براى از بين بردن آن تلاش مى كنند .
رضايى: مسابقه شديدى بر سر رسيدن به ميز قدرت در گرفته است
210024.jpg
گروه سياسى: «محسن رضايى» نامزد احتمالى نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى گفت:   دولتى كارآمد است كه در اداره حكومت، اداره جامعه و نيز برقرارى روابط خارجى موفق عمل نمايد.
رضايى دوشنبه شب درجمع حدود ۳۰۰ نفر ازمردم گنبدكاووس درمسجد «قائميه»  اين شهر اظهار داشت: تمامى دولت هايى كه پس از انقلاب اسلامى روى كار آمده اند، در اداره جامعه ناتوان بوده اند. وى اضافه كرد: دولت هاى گذشته بيشتر در اداره حكومت و تا حدودى در برقرارى روابط خارجى موفق بوده اند.
اين نامزد احتمالى انتخابات رياست جمهورى با بيان اين كه فلسفه ايجاد حكومت اداره جامعه است، گفت: اداره جامعه يعنى، كنترل گرانى وتورم، بهبود وضع زندگى مردم، رفع معضل بيكارى جوانان و مبارزه با تبعيض و فساد، كه متأسفانه دولت هاى گذشته در رفع اين امور ناتوان بوده اند.
رضايى افزود: اكنون تمام دشمنان انقلاب، چشم به اين انتخابات دارند تا ميزان حمايت مردم از نظام را ببينند و قطعاً اگر حضور مردم درانتخابات كمرنگ باشد، تهديدات خود را نسبت به كشور عملى خواهند كرد. وى اضافه كرد: اينكه چه كسى با چه ميزان رأى رئيس جمهور شود مهم نيست، اما حضور حداكثرى مردم در انتخابات بسيار مهم است زيرا علاوه بر تقويت پايه هاى نظام، تهديدات خارجى را نيز خنثى خواهد كرد.
وى در پاسخ به سؤالى مبنى بر اينكه آيا شما در صورت پيروزى درانتخابات در تشكيل كابينه خود جناحى عمل خواهيد كرد، گفت: متأسفانه مسابقه شديدى بين جناح هاى كشور بر سر رسيدن به ميز قدرت درگرفته است، اما دولت من يك دولت كاملاً مردمى خواهد بود و با باند بازى مبارزه خواهد كرد.
اعلمى: تبعيض و بى عدالتى فرياد مردم را درآورده است
209889.jpg
گروه سياسى: اكبر اعلمى نامزد انتخابات رياست جمهورى ديروز گفت: از معلمى كه قادر به تأمين معاش خود و خانواده اش نيست و پيوسته نظاره گر عدالت در پشت ويترين دولتمردان است، چگونه مى توان انتظار انجام رسالت خطير انبيا را از او داشت؟
اكبر اعلمى نماينده مردم تبريز در مجلس شوراى اسلامى در جمع گروهى از فرهنگيان و بازنشستگان كشورى و لشگرى، با برشمردن بخشى از مشكلات اقشار مختلف جامعه به ويژه فرهنگيان، بازنشستگان و نيروهاى مسلح گفت: امام على(ع) يكى از علل انحطاط جوامع و سقوط دولت ها را ناشى از بى توجهى به افاضل و عدم واگذارى مشاغل و مناصب به آنها و همچنين فروگذارى اصول و چسبيدن به فروع، بيان مى كنند.
با اين وصف در كشور ما بخشى از افراد و جريانات سياسى براى بيرون ماندن چند تار موى يك دختر خانم و يا گفت وگوى يك پسر و دختر فرياد وااسلاما سر مى دهند اما در برابر بى عدالتى و تبعيض ها، فساد ادارى و اقتصادى و رانت خوارى برخى از آقازاده ها سكوت اختيار مى كنند.
وى افزود: مردم نجيب و قناعت پيشه ما، كمبودها را به هر نحو ممكن تحمل مى كنند اما تبعيض ها ست كه فرياد آنان را درآورده است، به اين اعتبار رئيس جمهور آينده لازم نيست معجزه كند بلكه كافى است با برنامه ريزى دقيق و اعمال نظارت مطلوب از اتلاف منابع عظيم كشور، رانت خوارى ها، اسراف و تبذيرها و خاصه خرجى ها جلوگيرى كرده و نظام هماهنگ پرداخت حقوق را متناسب با نيازهاى اوليه كارمندان به اجرا درآورد و در درازمدت با اعمال سياست هاى مناسب منابع جديد را ايجاد و زمينه اشتغال و رفاه نسبى مردم را فراهم نمايد.
احمدى نژاد: توافقات پشت پرده يك جمع خاص تأثيرى در رأى مردم ندارد
209898.jpg
گروه سياسى: محمود احمدى نژاد يكى از كانديداهاى احتمالى اصولگرايان درانتخابات رياست جمهورى گفت: مذاكرات و توافقات پشت پرده يك جمع خاص هيچ تأثيرى در تصميم مردم و آراى آنان ندارد و انتخابات متعلق به مردم است.
احمدى نژاد شهردار تهران در تبريز افزود : تمركز بيش از اندازه دستگاهها و شركتهاى دولتى و مراكز تصميم گيرى در تهران ، دهها هزار ميليارد تومان ازسرمايه هاى كشور را در ساختمانهاى گران قيمت دولتى بلوكه كرده است و گرانترين ساختمانها را شركتها و سازمانهاى دولتى با پرداخت دهها ميليارد تومان از بودجه كشور در اختيار گرفته اند.
وى تصريح كرد: برخى از مديران كشور با زير پا گذاشتن داشته هاى خود و محروم كردن تشكلهاى ديرپاى مردمى از حضور در عرصه اداره كشور ، سازمانهاى غيردولتى را از غربى ها كپى گرفته اند و مى خواهند آنها را در ايران سازماندهى كنند.
شهردار تهران افزود : ملت ايران قصد دارد كشور خود را درست ، عادلانه ، پيشرفته و اسلامى بسازد و از اين مدرنيته اى كه شما مى خواهيد براى كشور به ارمغان بياوريد بيزار است .
هاشمى رفسنجانى:
در جلسه اى كه به دولت
و مجلس هتاكى مى شود شركت نمى كنم
209895.jpg
گروه سياسى: حجت الاسلام هاشمى رفسنجانى درباره دليل عدم شركتش در مراسم روز كارگر در ورزشگاه آزادى گفت: در آن جلسه برخى افراد نفوذى عليه دولت، مجلس و ديگر قواى نظام شعار مى دادند، بنابراين مناسب بود در جلسه اى كه اينطور به دولت و مجلس هتاكى مى شود و برخى قصد سوءاستفاده از آن را دارند، شركت نكنم.
به گزارش ايسنا، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از ديدار با واليباليست ها و مسؤولان فدراسيون واليبال در پاسخ به اين سؤال كه نظرش در خصوص توهين به دولت و قواى ديگر در مراسم روز كارگر چيست؟ گفت: من به هيچ وجه موافق توهين و هتاكى به قواى نظام نيستم و به همين دليل هم در آن مراسم حضور پيدا نكردم، البته اين توهين ها از سوى عوامل نفوذى كه در ميان جمعيت نشسته بودند انجام شد، زيرا همه مى دانند كه كارگران جزو وفادارترين قشرها به نظام و قواى سه گانه هستند.
وى ادامه داد: من طبق معمول هر سال در روز كارگر در ميان كارگران سخنرانى مى كردم، ولى امسال نمى خواستم روال معمول سخنرانى در خصوص روز كارگر بهم بخورد، علاوه بر اين نمى خواستم اين جلسه به يك مراسم تبليغاتى و انتخاباتى تبديل شود. از اين رو به برگزاركنندگان مراسم هم تذكر داده بودم كه اين جلسه را تبليغاتى و انتخاباتى نكنند.
خبرنگارى نظر هاشمى را در خصوص كناره گيرى يكى از كانديداهاى اصولگرا پرسيد كه وى پاسخ داد: اين مسأله به خود اين افراد مربوط است. منظور من از اجماع اين است كه هر دو جناح مطرح در مورد افرادى به اجماع برسند تا مانند انتخابات سال ،۷۶ مردم با مشاركت وسيع خود در انتخابات حضور يابند و با آراى قاطعشان فردى را به عنوان رئيس جمهور انتخاب كنند كه مقتدرانه كشور را اداره كند. وى گفت: بعضى  سخنان مرا اين طور تفسير كردند كه مى خواهم جناح راست را متحد كنم ولى اين طور نيست و سخنان من شامل همه گروههاى راست و چپ و مستقل مى شود. هاشمى رفسنجانى تأكيد كرد: هنوز هم منتظرم شخص ديگرى وارد عرصه شود و براى اين كار، پنج شش روز ديگر فرصت دارم.
خبرنگار ديگرى نظر هاشمى را در خصوص سخنان توكلى مبنى بر اينكه هاشمى در انتخابات حضور نمى يابد، جويا شد، كه وى پاسخ داد: هركس نظر خود را مى دهد و ايشان هم نظر خود را داده است.
خبرنگار ديگرى پرسيد: شايعه شده كه در هفته هاى اخير جلساتى با شما برگزار شده كه از حضور در انتخابات انصراف دهيد، علاوه بر اين برخى معتقدند انصراف نامزدهاى اصولگرا به منظور جلوگيرى از ورود شما به انتخابات است. آيا چنين مطلبى صحت دارد؟ هاشمى پاسخ داد: همه اين حرفها شايعه است.
مصطفى معين: تنوع قوميتها و مذاهب يك فرصت است
209886.jpg
گروه سياسى: دكتر مصطفى معين، دوشنبه شب در جمع خبرنگاران استان اردبيل با اعلام اينكه تنوع قوميتها و مذاهب نه تنها تهديد نيست بلكه فرصت است، تأكيد كرد: تمامى اصول قانون اساسى در ارتباط با اقوام بايد به اجرا دربيايد، زيرا باعث توسعه كشور خواهد بود.
به گزارش ايسنا، معين يكى از قوى ترين كميسيونهاى برنامه ريزى دولت خود در آينده را كميسيون اقتصاد عنوان كرد. وى تمركززدايى از دولت را به سمت بخش خصوصى يكى ديگر از برنامه هاى دولت آينده اش عنوان كرد. معين در پايان گفت: اگر مردم به صورت حداكثرى در انتخابات حضور داشته باشند حماسه اى بزرگتر از دوم خرداد روى خواهد داد. معين همچنين در جمع دانشجويان دانشگاه هاى اردبيل گفت: شعار كليدى اصلاحات در اين زمان توسعه دانايى محور،  شهروند توانمند و دولت كارآمد است و روش من، صداقت،  صميميت، صراحت، صبورى و صلابت در دفاع از حقوق مردم است.
>مى آيم تا ديگر كسى را حتى با زور نخواهند راهى بهشت كنند...
مصطفى معين نامزد انتخابات رياست جمهورى گفت:«اينجا ايران است. جايى كه ۲۶۰۰ سال پيش نخستين منشور حقوق بشر از سوى نياكان ما به جامعه بشرى ارائه گرديد. ما چه با نگاه تاريخى و چه با نگاه مذهبى از مدافعين اصلى حقوق مردم هستيم. من با همين نگرش دولتم را بنا مى كنم و مى آيم تا ديگر كسى را حتى با زور نخواهند كه راهى بهشت كنند.»
به گزارش كميته خبرى دفتر مركزى دكتر مصطفى معين، اين جمله را دكتر مصطفى معين كانديداى اصلاح طلبان پيشرو براى انتخابات رياست جمهورى، گفت. او به مناسبت بزرگداشت روز معلم در ميان اعضاى هيأت علمى دانشگاه مقدس اردبيلى حضور يافت و گفت:«در اين دو ماه گذشته بارها گفته و باز هم مى گويم كه اگر در انتخابات پيروز شوم با تمام توان در مقابل نقض حقوق شهروندان مى ايستم چون شايسته ملت و كشور ايران نيست كه جهان آنها را به مخالفت با حقوق اساسى بشر متهم كند.»
مصطفى معين همچنين در گفت وگو با ايلنا، گفت: شكاف ميان كانديداهاى اصولگرا در نظر نهايى شوراى هماهنگى جبهه اصلاحات تفاوتى ايجاد نمى كند، به اين دليل كه مواضع ما بيشتر از اين كه متأثر از وضعيت گروه مقابل باشد، بيشتر به ديدگاه ها و اجماع ميان خودمان بستگى دارد.
وى افزود: خيلى خوشايند نيست كه شاهد اختلاف عميق ميان دوستان خود در جناح محافظه كار باشيم و از طرفى اميدواريم در راستاى دفاع از حقوق مردم، اصلاح طلبان نيز به اجماع برسند.
شكورى راد: «اصلاح طلبان پيشرو» به آراى افراد مردد چشم دوخته اند
گروه سياسى:«على شكورى راد»،از حاميان «مصطفى معين» نامزد احتمالى انتخابات رياست  جمهورى به عنوان «اصلاح طلبان پيشرو» ياد كرد و گفت : چشم اميد اين طيف  عمدتاً به سوى كسانى دوخته شده كه هنوز در حالت ترديد شركت يا عدم شركت در  انتخابات هستند.
رئيس ستاد انتخاباتى معين ديروز به ايرنا گفت:  وضعيت اين طيف از اصلاح طلبان ، وضعيت «خوف و رجاء» است، خوف از بابت عدم  شركت مردم درانتخابات زيرا درآن صورت،رأى دهندگانشان را در پاى صندوق هاى  رأى غايب خواهند ديد. وى اظهارداشت: هر مقدار كه مردم متقاعد شوند در انتخابات، بيشتر شركت   كنند، آراى اصلاح طلبان پيشرو افزايش خواهد يافت، لذا اگر بتوانند اين بخش  از جامعه را متقاعد به شركت درانتخابات كنند،به پيروزى خود بسيار اميدوار  خواهند بود.
در پاسخ به سؤالى درباره متهم ساختن معين به قوم گرايى، شكورى راد پاسخ داد:شعار اصلى ما «ايران براى همه ايرانيان »است و  مفهوم آن اين است كه تبعيض هاى ميان اقشار مختلف جامعه بايد از بين برود. طبيعى است كه اين شعار مورد پسند قوميت هايى قرار مى گيرد كه به نوعى به  برخى تبعيض ها معترض هستند. آنهاعمل به اين شعار راموجب تحقق خواسته هايشان مى دانند و به پايبندى مجموعه  حاميان معين به اين شعار هم ايمان دارند.
لاريجانى:
مى توان هم ايدئولوژيك بود هم عملگرا
بقيه از صفحه ۸
سؤال من به طور مشخص اين است كه دكتر لاريجانى در ورود به وزارت ارشاد مديرى با نگاه باز بود چنانكه مجموعه اى از چهره ها را كه هر كدام نماينده يك جريان فكرى بودند، در كلكسيون مديريتى خود جمع كرد اما وقتى در مديريت صدا و سيما قدم مى گذارد شايد تحت تأثير هجمه اى كه متوجه او مى شود در اداره صدا و سيما آقاى لاريجانى تن به ملاحظات تلخى مى دهد، در نتيجه همان مديرى كه ويدئو را آزاد كرده بود مى آيد شديداً جلوى آزادى ماهواره مى ايستد. فردى كه پورنجاتى يعنى يك چهره هوادار رسانه را معاون مطبوعاتى خودش گذاشته بود، اين بار مديريت صدا وسيما نه تنها رقيب مطبوعات مى شود بلكه حتى يك پاى محدودسازى مطبوعات مى شود.
اين يك سؤال نيست يك قضاوت است و اين قضاوت خدشه دارد بايد بپذيريم تفاوت ديدگاه در اداره امور در كشور ما وجود دارد. همه به دنبال بهبود امور هستند اما روش هاى يكديگر را قبول ندارند. اختلاف نخبگان در كشور ما يك واقعيت است و مدير يك مجموعه كه بايد در لحظه تصميم بگيرد با موقعيتى بسيار دشوار روبرو است. اگر خبرنگارى جزو مشاغل زيانبار معرفى شده است بى شك مديريت در صدا و سيما نسبت به ساير مديريت ها، مديريتى كشنده است. اما اين كه مى گوييد كه من در صدا و سيما دكترلاريجانى ارشاد نبودم بحث دقيقى نيست من كسى نيستم تحت فشار كسى قرار بگيرم من در كار خودم روى عقيده ام مى ايستم ممكن است برخى هم از دست من ناراحت شوند اصولگرايان و دوم خردادى ها مى دانند كه مشى من همين است.
كسانى كه در وزارت فرهنگ و ارشاد بودند در صدا و سيما نيز با ما همكارى مى كردند. برنامه بررسى مطبوعات در سيما وجود نداشت من راه انداختم چون احساس مى كردم رشد مطبوعات مهم است قدم هاى بعد اين بود كه در حمايت از سينما براى تيزر فيلم هاى سينمايى ۷۰% تخفيف دادم ولى ممكنه خيلى ها چيز ديگه اى تصور كنند.
يك مثال و مورد مى توان تضاد سياست خبرى شما با سياست خارجى خاتمى را ذكر كرد
من خودم عضو شوراى امنيت ملى بودم. وقتى درباره سياستى خاص به نتيجه مى رسيديم همان سياست به راديو و تلويزيون منتقل مى شد و در همان مسير عمل مى كرديم.
مثلاً سياست خبرى در صدا وسيما و شبكه العالم در مورد عراق در راستاى سياست هاى دولت بود ؟
فكر مى كنم برخى از عناصر دولت ها اين حرف را مى زدند چون خط مشى تبليغى مربوط به بحران عراق در شوراى عالى امنيت ملى تصويب مى شد اما ممكن است برخى افراد از اين قضيه مطلع نباشند. اتفاقاً مشى شبكه العالم نيز در عراق جواب داد.
ولى در ارزيابى عملكرد مديريتى شما من دوست دارم واقعاً بخشى كه آقاى لاريجانى بر اساس تصميمات و سياست هاى خودش مديريت كرده را روشن كند و آن، بخشى هم كه مجرى سياست هاى نظام بوده بگويد به تعداد مثال هايى كه شما ذكر مى كنيد كه به رونق مطبوعات و توسعه حوزه فرهنگى كمك كرديد شواهد و مثال هاى فراوانى در دست است كه نشان مى دهد در اين ده سال چوب رقابت صدا و سيما بر سر مطبوعات خورد؟
مثال بزنيد.
يك مورد مشخص اين است كه تمام چهره هايى كه از مطبوعات به صدا و سيما آمدند و به عنوان كارشناس يا تحليلگر اسم و رسانه شان روى آنتن رفت بدون استثنا نمايندگان يك جناح خاص بودند.
به اين سفتى نفرماييد اگر ليست افراد (كارشناس و تحليلگر) را بگيريد عكس آن ثابت مى شود.
ما مناظرات مختلف داشتيم با كسانى كه واگرايى هايى سنگينى داشتند. مى آمدند در مناظرات شركت مى كردند. در رسانه اى كه روزى ۱۵۰۰ ساعت برنامه مى سازد بيش از ۴۰۰۰ نفربا ديدگاه هاى مختلف با راديو و تلويزيون همكارى مى كردند. اين ادعا كه همه اين ۴۰۰۰ نفر بدون استثنا متعلق به يك جناح بوده اند، شايد براى آن جناح قوت محسوب شود، ليكن بدون ترديد عمده اين افراد و تعداد قابل توجهى از آنان نه تنها انتساب خود را به يك جناح خاص برنمى تابند، بلكه آن را قضاوتى نادرست پيرامون بخشى از نخبگان كشور تلقى مى كنند .
البته موضوعات ديگرى، خارج از حيطه مطبوعات هم هست. مثلاً همين برنامه چراغ كه از يك طيف خاص استفاده كرديد تا سند اتهام براى دولت بسازيد.
مگر ما نمى گوييم دانايى حق مردم است و اين شعار زيبايى است. شما كه رسانه اى هستيد يكى از كارهايى كه ما در تلويزيون كرديم اين بود كه تلويزيون ۹۹% برنامه هايش ضبطى بود من برداشتم اين بود كه جنس برنامه ها روزانه نبود لذا برنامه زنده را زياد كرديم در مورد قتل هاى زنجيره اى كه مايه تأسف است كه در كشور رخ داده يك نفر اومد گفت من ردپاى دوم خردادى ها را مى بينم. چرا بايد اين همه غوغا درست كنيم. راهش اين است كه يك نفر بگويد ما اين حرف را قبول نداريم. هميشه اين مسائل ممكن است در رسانه رخ دهد.
توقيف گسترده مطبوعات و برخورد با چهره هاى خوبى كه از طرف صدا و سيما جانبدارى مى شده است
هر كسى در حيطه كارى خود بايد مسؤوليت بپذيرد من رئيس صدا و سيما بودم الان به شما شاخص هاى توسعه را عرض مى كنم. ما بايد چيزى را كه منعكس كنيم منعكس كرديم ماشبكه ها را از ۲ شبكه به ۴۰ شبكه افزايش داديم. راديو را از ۲ شبكه به ۴۵ شبكه متناسب با سلايق مختلف رسانه اى افزايش داديم. شبكه هاى استانى براى تقويت فرهنگ بومى تاسيس و راه اندازى شد. در سال ۷۲ ما ۲۳۰ ساعت سريال مى ساختيم در سال ۸۲ به حدود ۴۰۰۰ ساعت رسيد شما در صدا و سيما چيزى به نام سيماى خانواده نداشتيد در حالى كه خانواده يك ركنى است براى جامعه، ما در روز ۳۰ ساعت برنامه خانواده داريم. برنامه طنز براى راديو و تلويزيون تهيه كرديم. شما سريال هاى فاخر اندك داشتيد. ولى حالا بيش از ۴۰ سريال فاخر در صدا و سيما توليد شده كه قابل توجه بود و در بخش خبر آمارها قابل قياس با گذشته نيست ما خبر را زياد كرديم و شبكه هاى خبرى را زياد كرديم.
خيلى از خبرها سانسور مى شد و خيلى ها خوانده نمى شد و خيلى از اتفاقات سياسى داخلى را طورى پخش كرديد كه براى ما كه در صحنه بوديم خلاف واقع بود.
يكى از خبرنگارهاى ما از يك خبرنگار خارجى پرسيده بود چرا شما فقط اخبار منفى كشور ايران را منعكس مى كنيد. او گفته بود خبر يعنى رويداد منفى. مثال معروفى در عالم خبرنگارى وجود دارد كه مى گويد اين كه سگى انسانى را گاز بگيرد خبر نيست اگر انسانى سگى را گاز بگيرد خبر است. كار خبر ملى را نبايد شما با خبر رسانه هاى خارجى مقايسه كنيد رسانه هاى خارجى تعهدى نسبت به كشور شما و منافع ملى شما ندارند. دولت هاى آنها هزينه مى كنند تا اهداف خودشان را پيش ببرند شما به عنوان يك خبرنگار آيا هر آنچه كه در خيابان مى بينيد به درون خانواده هم منتقل مى كنيد اگر نمى كنيد، آيا سانسور چى هستيد؟ سؤال شما خيلى عجيب است در اين دنيا كه عصر اطلاعات خوانده مى شود مگر مى شود خبر را سانسور كرد وقتى برف آمده است شما نمى توانيد بگوييد نيامده منتهى بى بى سى مى گويد برف آمده چون محافظه كاران چنين اند و چنان اند فلان آقا مى گويد برف آمده چون دوم خرداد چنين است و چنان است و يكى هم مى گويد برف آمده چون زمستان است. مناقشه اصلى در مورد تحليل حوادث و رويدادها است رسانه ملى نمى تواند غيرمسؤولانه عمل كند. كما اين كه روزنامه ها هم نمى توانند غيرمسؤولانه عمل كنند. البته قبول دارم همان طور كه هنوز توافق روشنى در مورد سياست اقتصادى وجود ندارد در مورد مسؤوليت رسانه اى نيز اختلاف نظر وجود دارد. ترديد نداشته باشيد فضاى باز خبرى ايجاد شد. اما اين را قبول دارم كه راديو و تلويزيون با يك فرمتى كار مى كرد. من هميشه مخالف اين بودم كه خبرها را به صورتى تنظيم كنيم كه مطابق ميل و در خدمت سليقه شخصى مقامات قوه قضاييه و دولت و مجلس باشد. ما پوسته اين كار را شكستيم.
ولى شما از آن برخوردهاى سياسى دفاع مى كرديد.
قبول كنيد در كار رسانه اى، رئيس رسانه نمى تواند در تنظيم هر خبرى شخصا دخالت كند. من هم اعتقاد داشتم كه برخى اوقات سليقه درستى در تنظيم خبرها اعمال نمى شد. سر دبيران و دبيران دستشان در تنظيم خبر بازبود ولى نبايد همه چيز را از دريچه سياست ديد.
تحليلى بر نامه ر ئيس جمهورى به ملت
درسالگردانتشار «نامه اى براى فردا»
مانيفست اصلاحات در قامت يك نامه
209997.jpg
\ فرداى يك نامه
امروز شايد همان فردايى باشد كه سال پيش، مخاطبان اصلاحات هفته ها و ماهها چشم به راهش داشتند تا خاتمى سخن بگويد. ازميانه فروردين ۸۳ و شايد از اواسط زمستان۸۲ بر زبانها افتاده بود كه رئيس جمهور به زودى با خموشى وداع خواهد گفت و تراكم گفته ها و ناگفته هاى ۷-۶ ساله را تخليه خواهد كرد. در گوشها نشسته بود كه خاتمى قرار است تلخى هاى روزگار سپرى شده را قصه كند تا در خاطر مردم و در سينه تاريخ بماند. در دلها سبزينه تقاضا و تمنايى جوانه زده بود كه خوش مى داشت لحن سخن دولتمرد ميانه رو اصلاحات از جنس صراحت باشد. در كشاكش هلهله اين زبانها و تشنگى اين گوشها و تقاضاى اين دلها بود كه دست خاتمى به نگارش نامه اى گشوده شد كه مضامين آن گواهى مى داد وى در مسيرى كه از آغاز برگزيده پاى سست نكرده است. «نامه اى براى فردا» تقريباً براى همه ثابت كرد كه خاتمى ،۸۳ در قياس با خاتمى ۷۶ تفاوت معنادارى پيدا نكرده است. نه صخره سخت رقيبان سرسخت، او را به دامان تندى و خشونت كلامى انداخته است، نه سيل خواستهاى توفانى پاره اى از همفكرانش، او را به وادى سرعت در اصلاحات هدايت كرده است و نه پاره اى كژى هاى ناخواسته، عقيده وى را به حقانيت و ضرورت اصلاحات مخدوش كرده است. براين قرار خاتمى۸۳ به روايت نامه اى كه به فردا نوشت كمابيش همان خاتمى ۷۶ است كه ايده ها و انديشه هايش را در قالب نطق ها و نقدهايش عرضه مى كرد. شايد اما حلقه هايى از همفكران خاتمى خوشتر مى داشتند كه او متناسب با حجم نامهربانى هايى كه از رقيب ديده است لحن و طعم سخن اش را تندتر و تلخ تر مى كرد. متقابلاً شايد جماعتى از مخالفان خاتمى هم بهتر مى دانستند كه او در پاسخ به آنچه تندروى اصحاب اصلاحات خوانده مى شود، كلام شفاف ترى در مذمت و سرزنش راديكال هاى دوم خرداد بر زبان بياورد. خاتمى اما نه به مذاق گروه نخست گردن گذاشت و نه به انتظار و آرزوى گروه دوم تن داد. راز غربت اين نامه را شايدبتوان در همين نكته ديد. نه در زمان انتشارنامه خاتمى و نه در مدت يك سالى كه از نگارش آن مى گذرد، اشتياق ويژه اى به بازخوانى سخن خاتمى ديده نشد. حلقه همفكران خاتمى سعى ويژه اى به خرج نداد تا سپيدى هاى متن و سطرهاى نانوشته نامه را تأويل كند و حلقه منكران او خود را به زحمت نينداخت تا از خلال سخنان خاتمى، ميزان پايبندى و سرسپارى او به اصول نظام را دريابد. با اين همه، اينك پس از عبور يكسال از آن اتفاق مى توان در صورت و معناى آن نامه، دوباره نظر كرد و شأن و مرتبت آن را در فضاى فكرى - سياسى امروز ايران به نظاره گرفت. اگر رهبر فقيد انقلاب در سال،۶۸ اصول و منشور حاكميت جمهورى اسلامى را در وصيتنامه سياسى - الهى خود عرضه كرد، خاتمى هم اصول و منشور انديشه هاى اصلاحى خود را در قالب نامه اى براى فردا صورتبندى كرد. كمترين سود اين نامه آن بود كه اين اتهام كهنه مخالفان را زايل مى كرد كه «اركان برنامه اصلاحى خاتمى روشن نيست». سخنى كه مخالفان و منتقدان خاتمى از آغاز عصر حكمرانى او بر زبان مى راندند در «نامه اى براى فردا» پاسخ گرفت. پاسخ خاتمى هم در قواره صورى و ادبى جذابى نشست و هم در قامت معنايى موزونى جا گرفت.
\ صورت و ساختار يك نامه
گواينكه يكى از منتقدان سرسخت اصلاحات، «نامه اى براى فردا» را متنى اديبانه و غيرمحققانه ناميد و آن را «انشاى زيبايى دانست كه باز هم مثل هميشه در پايان آن معلوم نشد كه علم بهتر است يا ثروت» (حسين شريعتمدارى - انتخاب - ۸۳‎/۲‎/۲۲) اما متن آن نوشتار بيش از آنكه از جنس انشا باشد از نوع مكتوباتى است كه تاريخ فرهنگ ايران با آنها آشنايى دارد. نزديك ترين نمونه اين مكتوبات، «كويريات» دكتر على شريعتى است. از تعلق خاطر خاتمى به شريعتى بسيار شنيده ايم. «نامه اى براى فردا» نه فقط از حيث مضمونى بلكه به لحاظ ساختار هم كوشيده قرابت هاى خود را به كويريات شريعتى حفظ كند. خاتمى خود برتبار كويرى اش به كرات استناد كرد و نقش و نفوذ زادگاه كويرى خود را بر انديشه هايش متذكر شد. وى در همين نامه گفت: «از كوير آمده ام با همان اميد و شكيبايى و ايمان. دل انسان كويرى، آسمانى است و به همين جهت به خدا نزديك تر است. ايمان ناب را نه عبوس و ظاهربين كه ژرف و عرفانى در متن جان خود جاداده است.» (نامه اى براى فردا- مؤسسه خانه فرهنگ خاتمى- تهران ۱۳۸۳-ص۸) طعم سخن خاتمى در اين نامه، يادآور لحن كلام كويريات است، كلامى كه آميزه اى از احساس و استدلال در آن موج مى زند. رقيبان اصلاحات بسيار كوشيدند تا در سايه سبك نگارش اين نامه، آن را در سبك متون عاطفى محض جاى دهند و نقش و نشان استدلالى را در آن كمرنگ ببينند. اين نگاه سرزنش آلود تا آنجا بود كه يك فعال سياسى از اردوى رقيب حكم كرد كه «مخاطب اين نامه، قاطبه ملت نيستند و تنها مى تواند در نخبگان سياسى اثر كند» (حبيب الله عسگر اولادى- ايران- ۸۳‎/۲‎/۱۶). يكى ديگر از اين منتقدان هم با اشاره به اين كه نامه خاتمى انتظارات مردم را بيان نمى كند از «ابهام» در سخنان خاتمى خبرداد. (اسدالله بادامچيان- ايران- ۸۳‎/۲‎/۱۶).
دامنه جدى نگرفتن اين نامه به واسطه لحن و ادبيات آن تا آنجا پيش رفت كه يك نماينده راستگراى مجلس هفتم اظهار داشت: «بهترين موضوع در قبال نامه اى به فردا، خواندن و گذشتن از آن است» (محمدرضا فاكر- ايرنا- ۸۳‎/۲‎/۲۰). به هر روى به رغم انتقاداتى كه از حيث صورت و ساختار به اين نامه وارد شد، بيراه نيست آن را در عداد مكتوباتى نشاند كه در تاريخ فرهنگ ايران، حجم قابل توجهى از آثار بزرگان را به خود اختصاص داده است. شاخص ترين نمونه از اين آثار، كويريات شريعتى است. به اين اعتبار در قرابت «نامه اى براى فردا» با آثار كويرى اين روشنفكر برجسته دينى كمتر ترديدى رواست.
نامه اى كه بيانيه شد
مدت ها بود كه اصحاب اصلاحات به صد زبان مى گفتند كه جنبش دوم خرداد، از فقدان يك «اعتقادنامه» در رنج است. به گمان ايشان تدوين يك منشور جامع كه بتواند اركان و اصول اصلاح گرى در عرصه حكمرانى را شرح كند يك ضرورت تخلف ناپذير است. افزون بر حاميان اصلاحات، منكران و منتقدان آن هم بارها جنبش دوم خرداد را به دليل فقدان يك برنامه جامع و تفصيلى محل نقد قرار دادند. شايد قصد و نيت خاتمى در نگارش و عرضه «نامه اى براى فردا»، اولاً و بالذات تدوين آن منشور نبود اما حاصل كارش بى گمان آن شد كه نامه به «بيانيه» و مانيفست اصلاحات بدل شد. اين نكته حتى به تصديق پاره اى از اهل اصلاحات هم رسيد چندانكه يك روزنامه متمايل به اصلاحات آن را «مانيفست اصلاح طلبى دين مدار» (ابتكار- ۸۴‎/۲‎/۱۶) خواند. به اين ترتيب نقصى كه مدت ها بود بدنه جنبش اصلاحى را آزار مى داد در سايه اين نامه -كه اينك به بيانيه بدل شده بود- رفع و رجوع شد. درست است كه مضامين نامه بارها بر زبان خاتمى جارى شده بود اما تدوين آن در قالب يك متن مكتوب، شأن مانيفست گونه به آن داد. به اين اعتبار، اصلاحات صاحب يك «سند چشم انداز» شد كه مى توانست مرزهاى اصلاح گرى - لااقل به روايت خاتمى - را آشكار كند و اصول و مؤلفه هاى آن را به همراه روشها و شيوه هاى تحقق و نيز آسيبها و موانع و همچنين پيشينه و تبارشناسى ، تبيين كند.
\ تجديد پيمان با پيشينه ها
از حجم و حرارت انتقاداتى كه بر نامه خاتمى وارد شد ، كمابيش مى توان به مهم ترين محورهاى آن دست پيدا كرد. برخى از مهم ترين انتقادات منتقدان درست به همان بخش هايى از نامه وارد شد كه خاتمى پيشينه و پشتوانه انديشه اصلاح گرى را برشمرده بود. خاتمى با گلايه از بيمارى مزمن استبداد در جامعه ايران، بر اين واقعيت انگشت گذاشت كه به رغم مبارزات صدوپنجاه ساله ملت ايران عليه استبداد هنوز هم خوى سلطه در پاره اى از اهل قدرت و سياست هويداست. به گمان او «گذشته ما گذشته اى استبداد زده است و استبدادزدگى درد مزمن و مشترك جامعه ماست» (نامه - ص ۱۰) و نيز «طبع جامعه استبداد زده حتى مبارزان را نيز به اين پندار مى رساند كه زور را جز با زور نبايد يانمى توان پاسخ داد » (نامه - ص ۱۱) . با اين همه به رغم آنكه قرنها محكوم خودكامگى بوده ايم و حتى گاه با دين و فلسفه نيز خودكامگى را توجيه كرده ايم و «هر جبار خونخوارى را ظل الله» نام داده ايم، ملت از تكاپو براى رهايى از چرخه شوم تغلب و سلطه دست نكشيده است. تحول طلبى به گمان خاتمى ويژگى جامعه ايرانى است و «سنت پرستان استبداد زده جامعه ما تحول جوامع را نمى ديدند» (نامه - ص ۱۲) برحسب همين روحيه تحول خواهى بود كه خاتمى ميان جنبش اصلاحى دوم خرداد با گفتمان انقلاب اسلامى ، جنبش ملى شدن صنعت نفت و نهضت مشروطه پيوندى وثيق و استوار برقرار مى كند.دفاع خاتمى از مصدق به عنوان پيشواى نهضت ملى نفت آنقدر در كام مخالفان تلخ آمد كه بسيارى از رقيبان اصلاحات ، اين فراز از نامه را ناشايست ترين و ناموجه ترين پاره آن لقب دادند.
209874.jpg
سرمقاله نويس رسالت دراين زمينه يادداشت بلندبالايى نوشت و طى آن گفت: «بخشى از نامه (دفاع ازمصدق) نه به فردا و نه به امروز و ديروز كشور مربوط است . اين يك بحث كهنه و پريروزى است و بايد از آن بگذريم» (كاظم انبارلويى - رسالت - ۸۳‎/۲‎/۱۹) يكى ديگر از وابستگان به اردوى منتقدين اصلاحات هم دفاع خاتمى از مصدق را «تخريب جبهه امام و نظام و علاقه رئيس جمهور به جذب جريان ملى نمايى و رهبرى براين جنبش سياسى » به شمار آورد. (امام جمعه شميرانات - ۸۳‎/۲‎/۲۷) . افزون براين ، دفاع خاتمى از دكتر هاشم آقاجرى و انتقاد به حكم ارتداد براى او ، بازهم اعتراض اردويى را برانگيخت. يك هفته نامه راستگرا اين فرازهاى نامه را طليعه ظهور استبداد تازه دانست و سخنان خاتمى را «هتك حرمت رضاخانى » ناميد . (يالثارات - ۸۳‎/۲‎/۲۳) . به هرروى از مهم ترين ويژگى هاى نامه اى براى فردا تأكيد بر پيشينه و تبار تاريخى اصلاحات بود. او اين تبارشناسى را در تاريخ كهن و تاريخ متأخر ايران جست وجو كرد. نزديك ترين نياى اصلاحات به روايت خاتمى ، انقلاب اسلامى بود. او در نامه آورده كه : «دوم خرداد از دل انقلاب اسلامى و با وفادارى به آرمانهاى اصيل آن به ويژه با تكيه بر جنبه مردمسالارانه نظام و تأكيد بر تن دادن به لوازم آن و نگاهداشت حق و حرمت مردم و راهگشايى به سوى آزاديهاى اساسى و اصلاحات در همه عرصه ها و ساختارهاى اقتصادى ، علمى ، اجتماعى و روابط خارجى برآمد. » (نامه - ص ۲۲ ) .
\ منحنى اميد
سطرهاى آغازين نامه در مقدمه، حاوى اين تذكار خاتمى است كه «اين نامه نه دربرگيرنده همه گفتنى هاى من است. نه درصدد پاسخ گفتن به همه پرسش ها و نقدها.» اما درهمان چيزى و همان مقدارى كه خاتمى گفته، از صعود و نزول منحنى اميد درحركت هاى تحول خواهانه ملت يادكرده است.
او اين تغييرات را در منحنى اميد ملت، تا حدى طبيعى مى داند اما «بخش عمده آن را ناشى از عواملى مى شمارد كه مى توانست نباشد و متأسفانه بود.»
ازجمله اين عوامل خاتمى به تنگ نظرى مخالفان اصلاحات و به شتاب زدگى موافقان آن اشارت دارد. به گمان خاتمى «ميان آن اميد و آغاز يا آنچه در فضاى سياسى كشور رخ داد فاصله ها افتاد. برخى سرخوردگى ها در روند پيشبرد اصلاحات رخ داد و برخى واقعيت ها باز در دايره ابهام آميز انگاره هاى تيره محبوس و مغشوش ماند.»(نامه - ص ۲۹). او به نخبگان وفرهيختگان در باب نزول اين منحنى اميد هشدار مى دهد و از ايشان مى خواهد كه در بامداد استقرار مردم سالارى وقتى آزادى به سرقت مى رود بى تفاوت ننشينند.
درعين حال سخن خاتمى براى محافظت از ضريب بالاى اميد به اصلاحات آن است كه «نياز جدى امروز ما تأمل و بازانديشى همگان در احوال خويش براى عبور از كليشه ها و قالب هاى استبداد زده ناكارآمد و گشودن راه گفت وگوى همدلانه انتقادى در همه سطوح و لايه هاى اجتماعى است. ايمان خدا، اميد به آينده و اعتماد به خويش هم مبنا و حاصل اين كار است.» (نامه ص۴۶).
گفت و گوى انتقادى كه دراين نامه بارها به كار رفته است به گفته يكى از چهره هاى مؤثر جنبش اصلاحات، «فتح بابى براى پرداختن به كاستى هاى تاريخى، فرهنگى و سياسى ايران است». (هادى خانيكى - ايران - ۸۳‎/۲‎/۱۷).
\ راه و بن بست
سخن اصلاحات از آغاز براين استوار بود كه راز رهايى از كمند عقب افتادگى ها در ايران، تلفيق ديندارى با آزادى خواهى، استقلال طلبى و پيشرفت جويى است. اين آرمان ها همگى بر مدار عدالت مى چرخند. تحول سليم درگرو اين تلفيق است.
خاتمى خود گوشزد مى كند كه «گفتمان اصلاحات توانست با طرح شعار استقرار جامعه مدنى، تكيه بر رأى مردم و انتخابات آزاد، توأم بودن اسلاميت و جمهوريت درنظام سياسى و ملازم بودن حق و تكليف شهروندان و حكومت، پيشاهنگ تحول درمنطقه باشد.» (نامه - ص۲۸) اين سرمايه جديد اجتماعى، فرصت ملى براى كشور مى توانست باشد. فرصتى كه بر سه اصل «آزادى در انديشه، منطق درگفتار و قانون درعمل» مبتنى است.
براى رسيدن از وضع موجود به وضع مطلوب به گمان خاتمى، «چاره اى جز تداوم راه اصلاحات با اعتدال و انعطاف و خردورزى و شكيبايى نيست» (نامه - ص۳۶). به اين اعتبار جنبش دوم خرداد آغاز راه نو اصلاحگرى است نه پايان آن. اما اگرچه چشم انداز و افق اين «راه آزادى» روشن است ولى عارى از مانع و آسيب نيست. درست است كه اصلاحات در بسيارى از صحنه ها با توفيق قرين بوده است و به جايى رسيده كه حتى مخالفان و منكران آن هم از ادبيات اصلاحى بهره مى گيرند اما راه چندان هموار و بى بن بست نيست. خاتمى خود در اين نامه از تغيير گفتمان مخالفان اصلاحات سخن گفته است: «از شعار ذوب در ولايت كه شعار محورى رقباى دوم خرداد در درون حكومت بود تا شعار ايران آزاد، آباد و شاد و تأكيد بر دموكراسى، آزادى و حقوق بشر راه درازى طى شده است.» (نامه -ص۳۳)
اين تغيير گفتمان در اردوى رقيب اگر دليل صحت اصلاحات نباشد لااقل نشانه درستى آن است. قطعاً اين جنبش فارغ از ضعف ها نبوده است اما «جريان اصيل دوم خرداد با توجه به ضعف ها و ناكامى هاى گذشته همچنان بر شعارهاى اصلى خود پافشرده و مى فشارد و مردم را به پيمودن اين راه به عنوان تنها راهى كه به سر منزل امن و مطمئن منتهى خواهد شد فرا مى خواند.» (نامه - ص ۲۹). آنچه اين راه را با بن بست مواجه مى كند مقاومت در برابر خواست تاريخى ملت يعنى آزادى، استقلال و پيشرفت است. ذكر اين سه مفهوم به عنوان آرزوها و مطالبات دامنه دار ملى، البته مخالفت منتقدان اصلاحات را برانگيخت تا جايى كه يكى از نويسندگان جبهه مقابل به شدت بر اين نظر تاخت و آن را نوعى عقبگرد و ارتجاع دانست. (على مطهرى - كيهان - ۸۳‎/۲‎/۲۰). پرهيز از شتاب زدگى از حديث يا گفتمان دوم خرداد ضامن رفع بن بست هاست. تصور رفع سريع و ناگهانى همه موانع نتيجه اى جز صلب و سخت شدن موانع ندارد. (نامه - ص۲۳). افزون بر تنگ چشمى و خشونت ورزى صاحبان قدرت كه با هرگونه تحول خواهى برخورد خصمانه مى كنند، خاتمى به حلقه روشنفكران نيز تذكر مى دهد. او مى گويد: «روشنفكرى بى حوصله و ناآشنا به بنياد دينى و سير تاريخى جامعه ما با ارائه تصويرى مخدوش از شعار آزادى و حركت به سوى سكولار كردن حكومت و جامعه» مى تواند به بن بست هاى اين راه روشن بيفزايد.
\ سر بر آستان عدالت، ايمان و آزادى
نامه يا بيانيه خاتمى سرنوشتى شگفت يافت. نه موافقان بر شأن ارجاعى و محورى آن تأمل كردند و نه مخالفان به «اصولگرا» بودن مضامين آن دقت نمودند. خاتمى با نگارش اين نامه، روايت خاص خود را از جنبش اصلاحات، به يك مكتب تبديل كرد. از اين پس ساده تر مى توان با معمار اصلاحات ايرانى تعيين تكليف كرد. اما سقف پرواز خاتمى و افق نگاه او هر قدر باشد و سطح پرواز او در آسمان بلند تحول، تا هر ميزان باشد در اين نكته ترديد نيست كه «اين نامه اى است از انسانى كه اگر فاقد هر فضيلتى باشد فضيلت دوستدارى عدالت وايمان و آزادى را دارد.» (نامه - ص۹)
خاتمى بهره بردن از اين فضيلت را بر قهرمان شدن در تاريخ معاصر ايران ترجيح داد.« بايد اين پندار غلط را كه حاصل يك بيمارى تاريخى است از ذهن خود بزداييم كه براى رهايى بايد منتظر قهرمان بود. قهرمان شماييد ومسؤولانى شايسته شمايند كه خواست شما را درك و در جهت آن حركت كنند.» (نامه - ص۴۶).
خاتمى در پايان نامه خود وعده داد كه باز هم سخن خواهد گفت: جامعه و جوانان همچنان در انتظار پاره ديگرى از سخن خاتمى است. نامه نخست خاتمى اگر به دست جوانان - مخاطبان اصلى اش - هم رسيده باشد بعيد است به دست اصحاب قدرت هم رسيده باشد. شايد نامه دوم و سخن دوم او در كف ايشان قرار گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |