چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, May 4, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۱۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
سياست درغياب اخلاق
بخش دوم و پايانى
سياست درغياب اخلاق
نيرنگ
راز توفيق شهريار
بخش دوم و پايانى
209862.jpg
عباسعلى طالبى
ماكياول آرمان استقلال فردى و اختيار دوران رنسانس را، در رابطه جديد ميان انسان و قدرت جست وجو مى كند. اين رابطه از پديد آمدن تصويرى نو از سياست (سياست به منزله اعمال قدرت) و به طور كلى از پديد آمدن نگرش نو از هستى، منبعث مى گردد. از زمان ماكياول به بعد قدرت سياسى فى نفسه طرح مى شود بدون آنكه ضرورت ملاحظه قدرت ديگرى مانند قدرت پاپ براى تأييد قدرت سياسى و پشتيبانى از آن لازم باشد. جدايى سياست از ديانت و اخلاق از آن تاريخ به بعد مطرح شد. اين تحول درونى و ماهوى سياست به اين شكل متجلى مى شود كه سياست مدار اعمال خود را فقط در رابطه با هدفى خاص توجيه مى كند. هدفى بنا بر ماهيت سياست و نه بر مبناى حقيقتى متعالى تعيين مى گردد. به اين معنا ما شاهد تولد دوباره سياست در انديشه ماكياول هستيم تفكر او بر اساس نياز به استقلال و خودمختارى فرد و سياست به منزله اعمال قدرت پاسخى است كه ماكياول به مطالبات انسان ها براى كسب امنيت (security) مى دهد.
ماكياول در رساله شهريار به چگونگى تسخير و حفظ قدرت مى پردازد و در آن، وضع پيچيده و در هم ايتالياى روزگار خود را باز مى تاباند كه سرزمينى است چند پاره و دستخوش بازى هاى سياسى و جنگ قدرت پادشاهان و جمهورى هاى كوچك محلى، بازى هاى سياسى وجنگ قدرت پاپ ها و پادشاهان كه در آن براى كسب قدرت به هر وسيله اى متوسل مى شوند.» به همين دليل رساله شهريار فن توفيق در سياست است تا فن چگونگى سياست.
از ديدگاه ماكياول هر گونه موفقيت در فن سياست و ايجاد دستگاه سياسى، نتيجه اقداماتى است كه براى به دست آوردن قدرت انجام مى گيرد. تحقق واقعيت دولت نمايانگر توفيق در ايجاد دستگاه سياسى است، پس ايجاد دولت نتيجه فعاليت سياسى است كه هدفش به دست آوردن قدرت و حفظ آن مى باشد. به كلام ديگر هدف سياست به دست آوردن و حفظ قدرت (دولت) است، زيرا سياست گذاران فقط با استفاده از اين نهاد مى توانند اعمال قدرت كنند و شرط ادامه اعمال قدرت از جانب سياست گذاران اين است كه دولت بتواند تعالى ميان خود و مردم به وجود آورد. شكوفايى دولت، مستلزم ايجاد امنيت و فراهم آوردن آسايش است. در انديشه سياسى ماكياول دو واژه كليدى تحت عنوان نيروى بخت (Fortuna) و فضيلت (Vitru) وجود دارد.
«اين دو نيرو بر حيات بشرى حكومت مى كند. بخت نيروى بالهوس، پيش بينى نشده و غالباً مقاومت ناپذيرى است كه از بيرون بر سرنوشت انسان ها تأثير مى بخشد.اما انسان بازيچه نيست كه تنها به ساز بخت بر قصد. هر موجودى به خاطر محدوديت هايش تا حدودى توانايى كسب زمام سرنوشت خود را دارد. هر چه فضيلت انسان بيشتر باشد توانايى دستيابى به سرنوشت خود و تنگ كردن زمام آن را دارد. ماكياول نيروى عظيم بخت را به رود خروشانى تشبيه مى كند كه وقتى خشم مى گيرد تمام درختان، بناها و همه چيز اطراف خود را سر تسليم فرود مى آورد.»
ماكياول نتيجه مى گيرد چون بخت تغييرپذير است تا هنگامى كه بخت و سياست هماهنگ هستند مردمان كامياب مى شوند و هنگام تضاد ميان آن دو آنان شكست مى خوردند. حتى ماكياول نيروى بخت را به زن تشبيه مى كند و براى مطيع كردن آن به كارگيرى خشونت و راه هاى اجبارآميز را تجويز مى كند. در فلسفه سياسى ماكياول بخت، زنى است كه براى مطيع شدن و تحت فرمان درآوردنش بايد او را زير شلاق گرفت. در انديشه ماكياول بخت همان نيروى اتفاق بود كه آن را در مقابل نيروى تقدير كه به عنوان غايت و سرنوشتى از پيش تعيين شده كه نظام عليت جهان در جهت تحقق آن عمل مى كند قرار مى دهد.
ديگر واژه كليدى كه در همه نوشته هاى ماكياول پديدار مى شود واژه كليدى (Virtu) است كه مترجمان و سخن سنجان را يكسان گرفتار كرده است. دانشورانى به تعريف «Virtu» در يك يا دو جمله دست يازيده اند، اما هيچ تعريفى به معناى گريز پاى آن دست نيافته است. بسيار از كارشناسان به اين بسنده كرده اند كه آن را خواست (Will) انسانى در عمل بنامند. بوركهات آن را يگانگى نيرو و توانايى و يا قدرت (Force) خلاصه كرد. با اين همه شايد بتوان Virtu را همان فضيلت ترجمه كرد اما با معنايى كه ماكياول خود از آن مراد مى كند.
در انديشه سياسى ماكياول مفهوم فضيلت بيشتر يك خصيصه ذاتى است كه در مورد شايستگى و لياقت بزرگان پيروز و يا در مورد تسخير قلمرو يك پادشاه با به كار بستن لياقت به كار مى رود. بنابراين در آثار ماكياول، مفهوم فضيلت به استعداد استفاده از شرايط موجود براى رسيدن به مقصود به كار برده مى شود. از ديدگاه او فضيلت عبارت از توانايى جسمى و فكرى انسان   و بخت نشان دهنده نيروى اتفاق است كه فرد داراى فضيلت بايد براى رسيدن به هدف از آن استفاده كند. بنابراين در انديشه ماكياول قدرت فرآيند برخورد ميان اين دو نيرو است.
فضيلت در انديشه او شجاعت، شرافت و اطاعت از قانون نيست بلكه آن است كه شهريار را در رسيدن به هدف هايش يارى رساند. نيرنگ، فريب، بى رحمى كه شهريار براى از كف ندادن قدرت بايد شيوه ناپرهيزكارى بيازمايد.
ماكياول به حكمران يادآور مى شود كه قدرت چيزى نيست بجز انحصار اقتدار. حكمرانى كه به حكم ضرورت كسى را از چيزى محروم كرده، بايد همواره هوشيار باشد زيرا كسى كه مى پندارد از چيزى كه طبيعتاً از آن محروم شده به جست وجوى انتقام بر مى آيد و دست به توطئه مى زند و جنگ بايد فعاليت اصلى شهريار باشد زيرا از طريق جنگ به هر چه نياز دارد مى رسد.
«نقطه عطف انديشه سياسى ماكياول ترسيم دولت مقتدر متمركز براى رسيدن به وحدت ملى است. بنابراين، دولت مجاز است از همه ابزارها و وسايل ممكن براى رسيدن به اين هدف استفاده كند.» يكى از بزرگترين وسايل، انسان است كه بايد به طرق مختلف تابع محض دولت باشد. دولت، سياست فريب را براى هميشه بايد مد نظر داشته باشد.
ماكياول در رساله شاهزاده خود مى گويد: «اى شاهزاده تاوقتى توفريبكار باشى، فريب خور نيز وجود دارد» و اضافه مى كند به ارزشهاى والاى انسانى و اخلاقى، مستقل از سياسى، احترام مى گذارم، ولى براى كنترل كردن انسانها هر حاكمى كه با صداقت عمل كرده، قدرت خود را از دست داده است.
ماكياول حكومت را به جمهورى و سلطنتى تقسيم مى كند و به سلطنت موروثى اعتقاد دارد، زيرا به اين نوع حكومت از انواع ديگه پايدار تر است. چرا كه هم پادشاه سعى مى كند سلطنت قدرتمند و سالمى را به وارث خود تحويل دهد و هم در نظام موروثى مردم بيشتر به انضباط طلبى و اطاعت پذيرى عادت مى كنند. ماكياول حكومت جمهورى را از آن ملتى مى داند كه فضيلت را به معناى سقراط و ارسطويى پذيرفته اند.
حاصل آنكه ماكياول بنيان گذار رئاليسم سياسى بود. او سياست را منازعه ميان قدرت، اراده، عمل، شجاعت و مردانگى (Virtu) از يك سو و نيروى خشن و غير قابل پيش بينى بخت و تصادف (Fortuna) از سوى ديگر مى دانست. ماكياولى برخلاف كليساى كاتوليك كه قدرت را ناشى از گناه و هبوط آدم مى شمرد، آن را لازمه زندگى سياسى مى دانست. به نظر او حاكم مى بايست قدرت خود را با كاربرد مهارتهاى سياسى بر رضايت مردم استوار كند. هرچه حيطه قدرت و اختيار شهريار گسترش يابد، حوزه بخت و تصادف محدودتر مى شود.
از منظر ماكياول در سياست به معناى حفظ قدرت، همه چيز وسيله تلقى مى شود و «هدف وسيله را توجيه مى كند». غايت سياست شايد بتواند بدون آزادى و رفاه زندگى اخلاقى وجود داشته باشد، ولى بدون نظم و امنيت قابل تحقق نيست.
او بر سياست مبتنى بر زور، رد اصول اخلاقى و دينى در سياست و بهره گيرى از هر وسيله (فريب، بدقولى، كشتار، بيرحمى) براى كسب يا حفظ قدرت تأكيد مى نمايد. به نظر او دولت مصلحت و منفعتى از آن خويش و جدا از هر مصلحت ديگر دارد و هر حاكم براى حفظ مصلحت دولت بايد ويژگى هاى شير منشى و روبه صفتى يعنى سركوبگرى و فريبكارى را در خود در آميزد.
منابع
۱.  پهلوان چنگيز، انديشه سياسى، تهران، نشر پاپيروس، ۱۳۶۶
۲.  ماكياول، نيكولو، گفتارها، محمدحسن لطفى، تهران، نشر خوارزمى، ۱۳۷۷
۳.  همان منبع
۴- جهاندى، عليرضا، سياست به مثابه اعمال قدرت، روزنامه مردم سالارى، تهران، شماره ۳۷۱ دوم ارديبهشت ماه ۱۳۸۲
۵.  اپتر، ديويد، اعتراض سياسى و تغييرات اجتماعى، محمدرضا سعيد آبادى، تهران، مطالعات راهبردى، ۱۳۸۰
۶.  ماكياول، نيكولو، شهريار، داريوش آشورى، تهران نشر مركز، ۱۳۷۵
۷. طاهرى، ابوالقاسم، تاريخ انديشه سياسى در غرب، نشر قومس، ۱۳۷۴
۸.  گرامشى، آنتونيو، شهريار جديد، قادى كلايى، تهران، نشر خوارزمى، ۱۳۷۷
كتاب انديشه
سوداگران فاجعه
209943.jpg
نورمن جى .فينكل شتاين
ترجمه علاءالدين طباطبايى
انتشارات هرمس

«سودگران فاجعه» به بحث پيرامون سوء استفاده از رنجهاى يهوديان مى پردازد، كه مؤلف فينكل شتاين، در اين اثر دو هدف اصلى را مدنظر داشته است؛ يكى كالبد شكافى اسطوره يهود كشى در مقام يك صفت، ديگرى اعلام جرم عليه آن.
به تعبير مؤلف،«اسطوره يهود كشى» بازنمايى ايدئولوژيك كشتار يهوديان به دست نازى هاست. و مانند غالب ايدئولوژى ها با واقعيت پيوند دارد. هر چند ممكن است اين پيوند بسيار ضعيف باشد. در اين اثر سعى بر آن است كه اين مطلب بازنمايانده شود كه اسطوره يهود كشى به نوعى سلاح ايدئولوژيك ضرورى و جايگزين ناپذير بدل شده است و با خلق و تكامل اين سلاح، يكى از مهيبترين قدرتهاى نظامى جهان كه در عرصه حقوق بشر سابقه اى بسيار تاريك و وحشتناك دارد، خود را در مقام دولتى مظلوم نشانده است.
كتاب حاضر در حقيقت شرح و بسط گفت و گو هاى نقادانه اى است كه فينكل شتاين (مؤلف اثر حاضر) با پيتر نوويك ، نويسنده كتاب«فاجعه يهود كشى در حيات آمريكا» درباره يهودكشى داشته است. از نظر فينكل شتاين، كتاب نوويك اثرى عميقاً نقادانه نيست بلكه مجموعه اى از بيانات احساس برانگيز است كه به سنت افشاگرى روش آمريكايى تعلق دارد يعنى فقط بر آشكارترين سوءاستفاده ها تأكيد مى كند اما معترض فرضيات بنيادين اسطوره يهودكشى، در مقام يك ايدئولوژى ، نمى شود. ليكن موضعى كه اختيار مى كند بسيار افراطى و بحث انگيز است كه در اين اثر فينكل شتاين به نقد و بررسى نظريات او مى پردازد.
209907.jpg
فلسفه و زبان روزمره

اسوالد هنفلينگ
ترجمه محمود رافع
انتشارات گام نو
به قول آستين؛ نمى توان زبان روزمره را متهم كنى بى آن كه بهاى اين اتهام را بپردازى.
«زبان روزمره» عبارتى است كه اكثر فيلسوفان با سوءظن به آن مى نگرند و آن را براى بيان فلسفى و مفاهيم دقيق فلسفى، مبهم، گنگ و نادقيق مى دانند. برتراند راسل نيز در اين باره مى گويد:« گفتار رايج ما پراز ابهام و بى دقتى است... همگان اذعان دارند كه فيزيك و شيمى و طب، هريك به زبانى نيازمند است كه متفاوت از زبان روزمره باشد. من نمى دانم چرا فلسفه بايد از اين موهبت محروم باشد.»
اسوالد هنفلينگ، مؤلف اثر حاضر، در اين اثر به دفاع از زبان روزمره مى پردازد و فيلسوفانى را كه اين زبان را براى فلسفه كافى و كارآمد نمى دانند به نقد مى كشد هنفلينگ كه به كفايت زبان روزمره اعتقادى تام دارد، هيچ فيلسوف زبانى را از نقد برنده خود مصون نگذاشته است و از همين حيث است كه راسل، ويتگنشتاين، فرگه، آستين، گرايس، پوپر، كارناپ، كريپكه و .... را با استناد به نوشته هاى خودشان، يكجا متهم به كج فهمى زبان روزمره مى  كند. او سعى دارد دراين اثر شأن زبان روزمره در فلسفه را به تصوير و تفسير بكشد. كتاب در دوبخش تدوين و تنظيم شده است: بخش اول با عنوان فلسفه «آنچه مى گوييم»:كاربست ها و توجيه ها و فصل دوم تحت عنوان فلسفه «آنچه مى گوييم »: نقدهاو چالش ها.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |