چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, May 4, 2005
چشم انداز
۳۱۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
بهار در سيستان
فصل ترسالى است، يا سيلابى؟
209883.jpg
ندا دهقانى
از سيستان - سرزمين رستم دستان - كمتر ياد مى كنيم. چرا؟ خيلى دور است؟ در جهان كوچك شده امروز كه سرعتها بر مسافتها چيره شده اند، دورى مسافتها براى توجيه غفلتها بهانه خوبى نيست. راست اين است كه سيستان عزيز چندان هم دور نيست، ما از سيستان باستان دورى گزيده ايم... و با اين همه، چند ماهى است كه در محافل علمى ايران - به ويژه در ميان كارشناسان محيط زيست و اقليم شناسى - از سيستان بسيار سخن مى رود. انگيزه اين يادآورى نيز داستانهاى شاهنامه نيست، بلكه مطالعات و بررسى هاى علمى و اقليم شناختى است كه براى سيستان - احتمالاً در ارديبهشت ماه - دو سرنوشت متفاوت را پيش بينى مى كنند:
۱- گروهى مى گويند: در بهار ،۱۳۸۴ سرزمين سيستان، بعد از هفت سال خشكسالى، از آب فراوانى كه هماره در حسرت و انتظار آن به سر برده است، سيراب خواهد شد. خوشا به حال خاك تفته و تشنه، خوشا به حال گندمزارهاى آينده!
۲- و گروهى ديگر مى گويند: وقتى از آب سخن مى گوييد، احتمال سيلاب را هم فراموش نكنيد. سيستان تشنه، از لحاظ جغرافيايى و خاكشناسى در وضع و موقعيتى قرار دارد كه هميشه ممكن است فراوانى بيش از حد و ناگهانى آب، موجب پديد آمدن سيل و سيلابهاى عظيم بشود.
به راستى سيستان در ارديبهشت ماه چه سيمايى خواهد داشت؟
هيچ كس نمى تواند پاسخ دقيق و قاطعى بدين پرسش بدهد. دانشهايى چون هواشناسى، اقليم شناسى، آب شناسى و... هنوز دقت رياضى ندارند، اما ضرورت حياتى پيش بينى هاى اقليم شناختى - نه تنها در مورد خاص سيستان، بلكه در موارد ديگر نيز - نشان مى دهد كه ما اين شاخه هاى نسبتاً جديد دانشها را تا چه حد مى بايد جدى بگيريم.
ببينيم كارشناسان چه مى گويند.
مسأله احتمال وقوع سيل عظيمى در سيستان از هنگامى مطرح شد كه كارشناسان محيط زيست بعد از بررسى و مطالعه تازه ترين تصاوير ماهواره اى به اين نتيجه رسيده اند كه در زمستان سال گذشته برف سنگين سراسر رشته كوههاى «هندوكش» (به طول تقريبى ۸۰۰ كيلومتر - واقع در افغانستان) را پوشانده است و پيش بينى مى شود كه با گرم شدن زمين در فصل بهار، اين برفها به سرعت آب خواهند شد و از طريق رودخانه «هيرمند» به سوى ايران (درياچه هامون) سرازير خواهند گشت. البته پرآب و پربار شدن رودخانه هيرمند و درياچه هامون آرزوى هميشگى مردم سيستان بوده است، زيرا سيستان از لحاظ اقليمى در منطقه اى خشك و بيابانى قرار گرفته و به دليل كم بودن ميزان بارندگى در آن (۶۰-۵۰ ميليمتر در سال) آبهاى حاصل از بارش باران در اين منطقه زياد نيست و در واقع تأمين آب و در نتيجه، كشاورزى سيستان بستگى كامل به رود هيرمند (= هلمند) دارد كه كنترل آن در دست ايران نيست. پس براى درك عميق تر مسأله مى بايد اشاره كوتاهى به وضع هيرمند بكنيم كه براى ايران - و سيستان - همواره يك «مسأله» بوده است.
هيرمند: از هندوكش تا ايران
هيرمند از رودخانه هاى پرآب آسياست و سالانه ميلياردها متر مكعب آب در آن جريان دارد. اين رود از سلسله كوههاى هندوكش و دره هاى «كوه بابا» (= بابايغما) واقع در ۴۰ كيلومترى غرب كابل سرچشمه مى گيرد و پس از طى ۱۴۰۰ كيلومتر از چندين دهانه وارد آبگيرهاى سيستان ايران مى شود. (شاخه عمده آن «ارغنداب» است و انشعابهاى ديگرى مانند هريرود، فراه رود و... نيز دارد.) حوضه آبخيز هيرمند وسعتى بيش از ۳۰۰ هزار كيلومتر مربع دارد كه ۸۱ هزار و ۱۰۰ كيلومتر مربع آن در داخل ايران و بقيه در داخل افغانستان قرار دارد. عرض هيرمند ۱۰۰ تا ۱۳۰ متر و عمقش گاهى نزديك به ۴ متر است.
از سيماهاى عمومى اين منطقه از آسيا (يعنى سيستان) يكى اين است كه هيچ يك از رودهاى آن به دريا نمى رسند، بلكه در فرورفتگى هاى عظيم درونبومى تخليه مى شوند كه معمولاً «هامون» نام دارند.
هامون در واقع درياچه هميشگى و پرآب به معنى رايج آن نيست، بلكه واژه اى است كه در ايران شرقى و افغانستان و بلوچستان به باتلاقهايى اطلاق مى شود كه قسمتهاى فرو افتاده كل فلات ايران را اشغال مى كنند و البته گاهى - در سالهاى پرآبى - به درياچه هاى عظيمى تبديل مى شود. چندين هامون در سيستان ايران و افغانستان (= نيمروز) و بلوچستان (هامون جزموريان) داريم.
هامون سيستان و هامونهاى ديگر
آنچه معمولاً درياچه «هامون» [يا هامون سيستان = درياچه سيستان] مى خوانيم، اساساً مشتمل است بر دو مرداب كه يكى را در محل «هامون صابرى» مى خوانند و ديگرى كه در شمال آن است، «هامون پوزك» (Puze) نام دارد. اين دو مرداب از آبهاى «هاروت رود» و «فراه رود» (كه هر دو از شمال افغانستان مى آيند) و «خالش رود» (از شرق افغانستان) و «هيرمند» (از جنوب افغانستان) تشكيل مى شوند. هامون يا درياچه ديگرى هم در جنوب غربى افغانستان قرار دارد به نام «گودزره» كه به وسيله نهرى موسوم به «شيله» [يا «شلاق» و «شيلغ»] به عرض ۳۵۰ متر با «هامون صابرى» و «هامون پوزك» مرتبط است. به هنگام طغيان رودها، اين دو هامون به صورت درياچه عظيمى در مى آيند كه آب آن از طريق نهر «شيله» وارد هامون «گودزره» مى شود. اگر مقدار آب زياد باشد، «گودزره» هم به صورت درياچه در مى آيد، اما در سالهاى كم آبى، باتلاقى بيش نيست و سطح آن تا يك دهم كاهش مى يابد.
رود هيرمند وقتى به سيستان مى رسد، «هامون هيرمند» را تشكيل مى دهد كه باتلاق نيزارى است و عرض آن گاهى به ۴۰ و طولش به ۱۶۰ كيلومتر مى رسد. هيرمند در بخش پايانى خود مرز ميان ايران و افغانستان را تشكيل مى دهد و وقتى آب درياچه هامون زياد باشد، مازاد آن - همچنان كه گفتيم - به درياچه «گودزره» واقع در مرز ايران و افغانستان و پاكستان مى ريزد. معمولاً هر ده سال يك بار آب درياچه هامون به حدى مى رسد كه بتواند خود را به «گودزره» برساند. با وجود مقدار آبى كه درياچه هامون از رودهاى مختلف دريافت مى كند، عمق آن هرگز از ۴‎/۵ متر تجاوز نمى كند و اغلب حدود ۱‎/۵ تا ۲‎/۵ متر است.
در جنوب دو مرداب «هامون صابرى» و «هامون پوزك» پهنه اى موسوم به «نيزار» قرار دارد كه پوشيده از نى است. در مواقع طغيان هيرمند، دو مرداب به هم مى پيوندند و همه نيزار را آب فرا مى گيرد و درياچه عظيمى تشكيل مى شود كه كوه «خواجه» را هم در بر مى گيرد.
روزگارى سيستان «انبار گندم آسيا» بود
خشكسالى و ترسالى دو پديده اى است كه به طور متناوب، اما با فاصله هاى زمانى متفاوت، در سيستان اتفاق مى افتد و مردم هميشه انتظار آن را دارند. چهل سال پيش چنان خشكسالى گسترده اى منطقه سيستان را فرا گرفت كه بسيارى از مردم آن سامان به شمال كشور كوچ كردند. هفت سال گذشته نيز از دوره هاى كم آبى در سيستان بوده است. هم اكنون «هامون پوزك» كمى آب دارد، اما هامون هاى داخل ايران (موسوم به صابرى و هيرمند) خشك هستند. سالهاست كه كسى درياچه هامون را پر آب نديده است. در سالهاى خشكسالى اين درياچه چنان خشك مى شود كه خودروهاى رهگذرى كه مى خواهند از كوتاهترين فاصله خود را به مقصد برسانند و به اصطلاح راه را ميانبر بزنند، از بستر خشك درياچه عبور مى كنند. همچنان كه گفتيم تأمين آب سيستان بستگى كامل به رود هيرمند دارد. به همين جهت از قديم الايام براى توزيع آب اين رود بندها و كانالهاى متعددى بر آن ساخته بودند. روش آبيارى در سيستان قديم بسيار عالى بوده، به طورى كه سيستان را «انبار گندم آسيا» مى خواندند. امير تيمور در حمله به سيستان، بندها (از جمله بند رستم) و سدها و كانالها را ويران نمود. بعدها هم رود هيرمند بارها مسير خود را تغيير داد و نرسيدن آن به سيستان موجب ويرانى شهرها و آبادى هاى اين منطقه شد. افزون بر اين، ايران و افغانستان گاهى بر سر سيستان و تقسيم آب هيرمند اختلافاتى داشته اند. كشمكشهاى افغانستان با ايران بر سر ادعاهاى آن كشور نسبت به سيستان منجر به مداخله انگلستان به عنوان حكميت گرديد. مرزهاى فعلى ايران و افغانستان در منطقه سيستان نتيجه همان مداخلات در سالهاى ۱۸۷۲‎/۱۲۵۱ و ۱۹۰۳‎/۱۲۸۱ تا ۱۹۰۵‎/۱۲۸۴ است. براى تقسيم آب هيرمند نيز ايران و افغانستان بارها با هم به مذاكره پرداخته اند و قراردادهايى را امضا كردند.
به گفته ايرج شاهسوار، معاون دفتر تثبيت شن و بيابان زدايى سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزدارى، در حال حاضر بر اساس قرارداد «حقابه» يا حق برداشت ايران از آبهايى كه به سمت ايران جارى است، ۲۶ متر مكعب در ثانيه است، اما اين قرارداد در سالهاى اخير از طرف دولت افغانستان چندان مراعات نشده است. در واقع جريان آب هيرمند - به ويژه در فصل كم آبى و كشت محصولات زراعى قطع شده است. در دوره هاى كم آبى سد «كجكى» - كه در خاك افغانستان بر روى هيرمند ساخته شده است - مانع رسيدن آب اين رودخانه به هامون هاى واقع در ايران مى شود، اما در سالهاى پر آبى و به هنگام سيلابها، جريان آب از كنترل افغانستان خارج مى شود و سرريز آب از سدهاى واقع در افغانستان به سوى ايران جارى مى شود و مشكلاتى را پديد مى آورد. پيش بينى مى شود كه امسال از سالهاى پرآبى و ترسالى است و بنابراين وقوع سيل در سيستان دور از انتظار نيست. گفته مى شود كه در بهار امسال درياچه هامون نه تنها پر خواهد شد، بلكه طغيان خواهد كرد و ممكن است براى مزارع سيستان و حتى خانه هاى مردم خطراتى دربر داشته باشد، گرچه برخى از كشاورزان سيستان بعد از گذراندن هفت سال خشكسالى، به تحمل برخى پيامدهاى احتمالى سيل نيز راضى هستند.
لكه هاى خورشيدى و نوسانات اقليمى
درباره ترسالى و خشكسالى برخى از مناطق كره زمين و دوره تناوبى تقريباً يازده ساله آن، توضيحات و توجيهات مختلفى وجود دارد. برخى از دانشمندان اين تغييرات و نوسانات را با پديد آمدن «لكه هاى خورشيدى» [يا كلف هاى خورشيدى] مرتبط مى دانند. دكتر «محمد مهدوى» استاد رشته آب شناسى (هيدرولوژى) در دانشكده منابع طبيعى دانشگاه تهران مى گويد: «لكه هاى خورشيدى» (sunspot) لكه هاى تاريكى هستند كه گاهى بر سطح خورشيدى ديده مى شوند. به عقيده دانشمندان، اين لكه ها در واقع توفانهاى خورشيدهستند كه به توفانهاى پيچيده زمين شباهت دارند. از اواسط قرن نوزدهم اين امر معلوم شده است كه دوره فعاليت لكه هاى خورشيدى حالت تناوبى دارد و دوره اين تناوب تقريباً يازده سال است. در دوره فعاليت لكه هاى خورشيدى اختلالاتى هم در كره زمين حادث مى شود كه از آن جمله است توفان هاى مغناطيسى، اختلال در گيرنده هاى راديويى، بى نظمى در حركات قطب نماها و احتمالاً تغييرات و نوساناتى در اقليم برخى از مناطق زمين. تعداد و وسعت اين لكه هاى خورشيدى در دوره هاى زمانى مختلف متفاوت است. وسعت برخى از آنها گاهى به چندين برابر مساحت زمين مى رسد. گفته مى شود كه در دوره فعاليت لكه هاى خورشيدى، اثر حرارتى خورشيد افزايش مى يابد، تبخير آبهاى زمين تشديد مى شود و احتمالاً بارندگى نيز كاهش مى يابد... بعضى از دانشمندان لكه هاى خورشيدى را حتى موجب اختلالات ديگرى در كره زمين مى دانند و مثلاً مى گويند كه انقلابهاى اجتماعى - مثل انقلابهاى آمريكا، فرانسه، روسيه و غيره - همزمان با افزايش فعاليت لكه هاى خورشيدى رخ داده اند.
عوامل احتمالى وقوع سيل
مهندس «فرهاد سردارى»، رئيس گروه مطالعات دفتر تثبيت شن نيز از كارشناسانى است كه وقوع سيل در بهار امسال را حتمى مى داند، اما به نظر او، شايد پيامدهاى مثبت سيل - مثل رونق كشاورزى و صيد ماهى و... بيشتر از عواقب منفى آن باشد.
مهندس «محمد فياض» سه عامل را موجب تشديد حركت سيلاب احتمالى در سيستان مى داند:
۱- حجم زياد آبى كه در بهار به سوى هيرمند و درياچه هامون سرازير خواهد شد: هيرمند به اصطلاح رودخانه اى وحشى است، يعنى ميزان حجم آب در آن در زمانهاى مختلف نوسان زيادى دارد. در بهار امسال ممكن است ميزان «آورد» [دبى: debit] هيرمند به بيش از هفت هزار متر مكعب در ثانيه برسد و حال آنكه آورد متوسط آن در شرايط معمولى ۱۶۶ متر مكعب در ثانيه است. بنابراين، حجم بيش از حد متعارف آب و محدود بودن ظرفيت هيرمند باعث طغيان آن خواهد شد، يعنى سيل هم در اطراف هيرمند و زمينهاى كشاورزى محدوده آن اتفاق مى افتد و هم در اطراف درياچه ها يا هامون ها.
۲- شيب كم دشت سيستان: كه موجب حركت كند آب در دشت و هامون و ماندگار شدن آب و توسعه سيل در زمينها مى شود.
۳- باد: كه آبهاى جمع شده را به صورت امواج بزرگ به كناره هاى بستر رودخانه و هامون ها خواهد زد.
همچنين رسوبات جابه جا شده توسط باد، به عنوان يك مانع براى جريان آب است كه فضاى عبور آب را در مجراها كاهش مى دهد.
دستكارى در طبيعت هميشه مفيد نيست
دستكارى هاى انسانها نيز ممكن است بر شدت سيل بيفزايد. دكتر مهدوى به برخى از تغييرات كه به دست انسانها در هامون هيرمند - كنار شهر زابل - پديد آمده، اشاره مى كند:
در سالهاى اخير، در نزديكى محل خروج آب از هامون هيرمند (يعنى در «شيله» يا «شيلغ») براى جلوگيرى از انتقال اجناس قاچاق «تراشه» ها (يا شيارهاى عميقى به صورت خندق) كنده اند تا رفت و آمدهاى مرزى غير قانونى را كنترل كنند. اين دستكارى شايد ضرورى بوده، اما در عين حال تغييراتى هم در محيط زيست منطقه و نيزارها به وجود آورده است. نى ها نه تنها منبع تغذيه دام هاست، بلكه باعث تثبيت خاك نيز مى شود. از بين رفتن نيزار، خاك را كه مستعد فرسايش است، در معرض فرسايش بيشترى قرار داده است. در نتيجه، در دهانه خروجى و سطح هامون - كه بسيار كم شيب است - شيارها و بريدگى هايى بر اثر خروج آب ايجاد مى شود. اين شيارها كه «سرپنجه» (Headcut) ناميده مى شوند، به تدريج بر اثر شدت گرفتن جريان آب و نبودن پوشش گياهى محافظ (يعنى همان نيزار) كم كم عميق تر مى شوند و توسعه مى يابند. اينها مانند منافذى هستند كه آب هامون را بيشتر از گذشته به اطراف پراكنده مى كنند. عمق درياچه هامون كم است، در نتيجه مثل بشقاب مسطحى است كه اگر در لبه هاى آن منفذى ايجاد شود، آبهاى درون آن به طرف بيرون سرازير خواهد شد.
در حال حاضر، از طرف وزارت نيرو، سدى به طول حدود سه كيلومتر در ميانه هامون - قبل از دهانه خروجى آن - ساخته شده است تا از خروج آب آن به سمت دهانه «شيلغ» جلوگيرى كند و آب در هامون ذخيره شود. اما با افزايش آب در فصل بهار و طغيان هيرمند اين سد ديگر قدرت پذيرش آب سرازير شده به هامون را نخواهد داشت و در نتيجه، جارى شدن آب به سوى «شيلغ»، «سرپنجه» ها را توسعه خواهد داد و حتى ممكن است خطرى براى سد باشد كه با هزينه زيادى ساخته شده است.
چه بايد كرد؟
دكتر مهدوى مى گويد: «بايد تا دير نشده براى تخمين حجم آبى كه در بهار وارد هامون و سيستان خواهد شد، مطالعه سريع و دقيقى صورت گيرد تا بتوانيم براى پيشگيرى از خسارت هاى احتمالى چاره اى بينديشيم. هرچند خود مردم براى جلوگيرى از نفوذ آب «گوره» هايى به صورت ديواره ها در اطراف هامون ايجاد كرده اند كه در اصطلاح فنى «دايك» (DYKE=dike) خوانده مى شوند، اما اين گوره ها - كه با كمك بانك جهانى تقويت هم شده اند - به علت دستكارى هاى سالهاى اخير، شايد نتوانند در برابر سيل احتمالى دوام بياورند.
خطر سيل تنها ناشى از ذوب شدن برف هاى هندوكش در بهار نيست، بارندگى هاى بهارى هم ممكن است باعث افزايش آب پشت سد هامون و گسترش آن به ساير مناطق بشود. بارندگى در منطقه خشك و گرمى مثل سيستان از نوع بارش هاى موسوم به «كنوكسيون» (convection) است، يعنى بارندگى با شدت زياد در زمانى كوتاه. اين نوع بارش «زمان تمركز» آب را كوتاه تر مى كند، يعنى آب در مدتى كوتاه خود را از دورترين حوضه آبخيز به نقطه خروج مى رساند. چون خاك منطقه سيستان هم از ذرات بسيار ريز گرد و شن به هم چسبيده است (و به اصطلاح «ساختمان» Structure ندارد)، نفوذپذيرى اش بسيار كم است و بنابراين قدرت جذب آب زيادى را ندارد. از سوى ديگر زمين اطراف هامون هم شيب زيادى ندارد، پس آب در زمين ماندگار خواهد شد و سيل احتمالى منطقه وسيع ترى را در بر خواهد گرفت.
بعد از سيل، توفان شن؟
شنيدينى است كه مشكل رايج در سيستان سيل نيست، بلكه توفان هاى شن و روان شدن شن ها است، به همين جهت در سالهاى اخير براى مقابله با توفان هاى شن و بيان زدايى فعاليت زيادى در سيستان به عمل آمده است. خشكسالى هاى چند دهه اخير موجب شده كه كف درياچه خشك هامون و رودخانه هاى اطراف آن و اراضى كشاورزى رها شده، به صورت كانون و بسترى براى برداشت شن و ماسه درآيد. رسوبات به جا مانده در كف هامون، پس از خشك شدن آن، بر اثر بادهاى ۱۲۰ روزه سيستان، در مسافت هاى دور پخش مى شود و گاهى تا زاهدان و خاش هم مى رسد. گاهى هم مردم بر اثر همين توفانها دچار بيمارى هاى ريوى و چشمى مى شوند. حالا كارشناسان محيط زيست هشدار مى دهند كه بعد از پر شدن درياچه هامون مبادا مسأله بيابان زدايى، احيا و توسعه پوشش هاى گياهى براى جلوگيرى از حركت ماسه هاى روان فراموش شود، چون هامون آب هميشگى و ثابتى ندارد و بعد از چند سال احتمالاً باز هم خشك خواهد شد و آنگاه به جاى سيلاب، با توفان شن مواجه خواهيم شد كه رسوبات هامون را تا مسافتهاى دور با خود خواهد برد. سيستان به هرحال بايد با هيرمند و هامون كنار بيايد: هم با لطف هايش و هم با خشم هايش.
• بر گرفته از شماره جديد ماهنامه دانشگر


|   شناسنامه   |   آرشيو   |