|
درباره مخترعانى كه از كار گروهى فاصله دارند
آنجا كه گروه كمرنگ مى شود
|
|
|
* ساناز اقتصادنيا اين گزارش را براى آنهايى مى نويسيم كه وقتى يك كار گروهى مى كنند، آنهايى را كه شبيه خودشان نيستند از دايره جمعشان خارج مى كنند. به اصطلاح خودمان، تحويل نمى گيرند. حتماً ديده ايد يا شايد هم در اين موقعيت قرار گرفته ايد. وقتى چند نفر دور هم جمع مى شوند و با يك نيت خاص با هم همكارى مى كنند، ديگر كسى را درون خودشان راه نمى دهند. خيلى وقت ها رفتارهاى مخرب هم مثل مسخره كردن، آزار رساندن، تحقير كردن و... از خود نشان مى دهند. در اين شرايط اگر تو فرد باشى و داخل جمع آنها نباشى يا آنقدر ضعيف النفسى كه زود از ميدان به در مى روى يا آنقدر ... آنقدر پر رويى كه مى خواهى روى آنها را كم كنى. درست مثل امير شركاء بغداد آبادى كه از روى لج و لجبازى باديگران، قدم در راه موفقيت گذاشت. البته خودش مى گويد: «همه اش لج و لجبازى نبود. ذوق ودل خودم هم در اين اختراعات دخيل بود.» امير شركاء، متولد سال ۱۳۶۳ و دانشجوى مقطع كاردانى رشته كامپيوتر دانشگاه آزاد (واحد اسلامشهر) هيچ ميانه اى با كارگروهى ندارد. مخترعى است كه اعتقاد دارد ايده يك اختراع مثل بچه آدم مى ماند و آنقدر عزيز است كه حاضر نيستى با هيچ كس ديگر در آن شريك شوى. خصوصاً وقتى كه جمع دوستان و گروه هاى دوره جوانى و نوجوانى، مخترع را به خاطر ايده هايش مسخره كنند. «همين الآن هم اينطور است. حتى در دانشگاه هم وقتى به قيافه و سن و سالم نگاه مى كنند، با يك حالت پوزخند به طرحم نگاهى مى اندازند و دائم مى پرسند كه چه كسى در به ثمر رسيدن اين ايده كمكم كرده است.» و همين چيزها او راتحريك مى كند تا از رقبايش كه عمدتاً يك جمع و گروه هستند، پيشى بگيرد. زمانى كه سوم دبيرستان بود يك روبات ساخت. روباتى كه در ساخت آن هيچ كس، كمكى به او نكرد. «خب معلوم است اين جورى هيچ گروهى شكل نمى گيرد. من هنگام ساخت اين روبات، حتى نمى دانستم، جلوبندى ماشين چه شكلى است كه بخواهم از آن الهام بگيرم. خودم همه چيز را به تجربه كشف كردم. در اين شرايط فكر نمى كنم كار گروهى نتيجه بدهد چون روحيه مشاركتى در كشورما رايج نيست. استادم در دانشگاه حرف جالبى مى زند. او مى گويد كه هر يك ايرانى به اندازه پنج نفر فرانسوى كارايى دارد، در حالى كه پنج نفر ايرانى به اندازه يك نفر فرانسوى توانايى ندارند.» معتقد است وقتى گروه، نتيجه برايش مهم باشد، زودپيروز مى شود اما در گروههاى مختر عين و مكتشفين، همه بر سر اين رقابت مى كنند كه عكس كدامشان بالاى عكس ديگرى باشد و اسم كدامشان زودتر نوشته شود. براى همين هم اكثر مخترعان، به تنهايى طرح هايشان را پيش مى برند و معمولاً هم كسى درباره ايده اش با بقيه صحبت نمى كند. چون ممكن است ديگران طرح را سرقت كنند و زودتر از خود طرف به مرحله اجرا برسانند. البته اين مخترع جوان، خودش جزيى از يك كل است. كلى در دانشگاه آزاد به نام باشگاه پژوهشگران جوان. اين باشگاه كه در بيشتر واحد هاى دانشگاه آزاد شعبه و نماينده دارد، وظيفه اصلى اش شناسايى استعدادهاى دانشجويى و دانش آموزى كشور و كمك مالى و علمى به آنها براى عملى ساختن طرح هايشان است. در زمينه كمك مالى كه اختصاص بودجه مشخصى به يك طرح تأييد شده دركميسيون پژوهشى دانشگاه است و پرداخت هزينه هاى مختلفى براى عملى شدن طرح از جمله پرداخت هزينه پرسنلى. در زمينه كمك علمى هم معمولاً معرفى دانشجوها به اساتيد مجرب به عنوان راهنماست. اما دانشجويانى مى توانند عضو اين باشگاه شوند كه يا معدل بالاى هجده و نوزده داشته باشند يا مقاله اى را در يك مجله علمى معتبر، تأليف يا ترجمه كرده باشند يا خودشان مستقيماً به باشگاه پژوهشگران جوان، طرحى ارائه دهند و يا نهايتاً اينكه در جشنواره هاى علمى مثل جشنواره خوارزمى رتبه بياورند. مثل امير شركاء كه اگر چه واحد هايش را نمى تواند پاس كند و (البته به كسى نگوييد) مشروط مى شود اما طرح روبات نمونه بردار او در جشنواره خوارزمى همان سال ها رتبه آورده است. يا طرح ديگر او كه خودش از آن به عنوان طرح ملى ياد مى كند، با عنوان سيستم هوشمند هشدار و كنترل سرعت كه مورد توجه اساتيد قرار گرفته است. اگر چه كه كلى درباره اين طرح با آب و تاب تعريف مى كند و توضيح مى دهد اما من فقط در همين حد متوجه مى شوم كه طرح او در باره دستگاهى است كه روى هر ماشينى مى تواند نصب شود و زمانى كه خودرو به پيچ نزديك مى شود بر حسب زاويه، شيب، طول و عرض پيچ، همان سيستم، چند كيلومتر جلوتر پيغامى براى كم كردن سرعت ماشين و رسيدن به سرعت مجاز پيچ مى دهد. اگر خودرو سرعت مجاز را رعايت نكند، سيتسم هشدار دهنده خودش سرعت را كنترل مى كند. باشگاه پژوهشگران جوان به اندازه اى ميان دانشجويان مخترع طرفدار دارد كه فقط واحد اسلامشهر دانشگاه آزاد بيش از هزار نفر عضو دارد و تا به حال طرح هاى جالبى از جمله كمربند ايمنى هوشمند، وسيله صخره نوردى، برانكارد يك نفره محل مجروح و ... به اين واحد ارائه شده است. تنها نكته باقى مانده عدم حمايت كارگروهى و تشويق به تشكيل گروه تحقيق و پژوهش از جانب مسؤولان باشگاه و ديگر دست اندركاران جشنواره هاى علمى و ... است. شايد اگر پايه هاى تشكيل گروه و تن دادن به سيستم گروهى از همان مدرسه و دانشگاه به درستى ريخته مى شد اين همه طرح و ايده اى كه از جانب دانشجويان ارائه مى شود، زودتر به نتيجه مى رسيد و همين طور اگر قانونى براى ثبت طرح ها در باشگاه يا جاى ديگرى وجود داشت، ايده پردازان نگران سرقت ايده هايشان نبودند.
|