شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, May 7, 2005
حوادث
۳۱۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
ناگفته  هاى سياه
از زندگى هانيه كوچولو
210474.jpg
گروه حوادث: هانيه كوچولو با چشمانى پر از ترس خودش را پشت چادر مادر پنهان كرده است. پاهايش به سختى مى لرزد و تاب ايستادن ندارد. تنها ۴ سال دارد ولى به كودكى ۲ ساله مى ماند، رنج و اندوهى كه در چهره اش بر جاى مانده نشان از زخمى عميق و غربتى بزرگ دارد.
زن از روز تاسوعا وقتى فهميد دختركش همخانه كبوتران شده بى تاب شد. او با مراجعه به دادگسترى ملارد از شوهر و مادرشوهرش به خاطر كودك آزارى شكايت كرد.
اين زن در برابر قاضى بابايى - رئيس شعبه سوم - ايستاد و گفت: ۵ سال قبل بود كه با مردى آشنا شدم كه پرنده مى فروخت. در اين آشنايى بود كه متوجه شدم او چند سال قبل از همسر اولش جدا شده است و صاحب يك دختر و پسر كوچك است. او به من گفت در كنار فرزندانش با مادرش زندگى مى كند. وى ادامه داد: ۵ سال پيش بود كه با وجود مخالفت خانواده ام با او ازدواج كردم. چند ماه اول زندگى مان بد نبود ولى شوهرم اكثراً عصبى بود و به اين علت مرا كتك مى زد. به خاطر اينكه خودم اصرار به ازدواج كرده بودم با تمام سختى ها مى ساختم. شوهرم براى من زيرزمينى اجاره كرده بود و من در كنارش زندگى مى كردم. مدتى بعد بود كه باردار شدم ولى شوهرم يك روز بعد از عصبانيت مرا از خانه بيرون كرد و من ناچار شدم كه به خانه پدرم پناه ببرم. در اين مدت او به سراغ من نيامد و نخواست كه به خانه اش برگردم تا اينكه دخترم به دنيا آمد و شوهرم به ديدنم آمد، از من خواست كه به خانه اش برگردم و از پدرم به خاطر رفتارش در آن مدت عذرخواهى كرد.
اين زن اضافه كرد: به خانه ام برگشتم ولى پس از چند روز متوجه شدم در او هيچ تغييرى ايجاد نشده است او ديگر هر روز مرا كتك مى زد با قهر خانه اش را ترك كردم ولى دوباره وساطت بستگان و شوراى محل باعث شد كه برگردم. تا اينكه يك سال پيش مشاجره سختى ميان ما شد و اين بار شوهرم مرا از خانه بيرون كرد و «هانيه» را نزد مادرش و دو فرزند ديگرش برد. هر چه از او خواستم اجازه بدهد دخترم را ببينم، نگذاشت و برايم پيغام مى فرستاد كه بالاخره بچه ات را مى كشم.اين زن در حالى كه اشك مى ريخت گفت: از گوشه و كنار و همسايه ها شنيده بودم كه مادرشوهرم هانيه را شكنجه مى دهد با اين حال تنها كارى كه از دستم برآمد شكايت ازشوهرم به دادگاه خانواده بود، ولى او نه مى خواست مرا طلاق بدهد و نه مى گذاشت كه بچه ام را حتى براى ساعتى ببينم.وى اضافه كرد: شب تاسوعا بود كه همسر برادرم وقتى پريشان احوالى مرا ديد تصميم گرفت براى وساطت كردن به خانه مادرشوهرم برود. ولى او در آنجا وقتى «هانيه» را ديده بود، نشناخته بود. وقتى گريان به خانه آمد تا ساعتى نمى توانست ازشدت ناراحتى حرف بزند و بعد گفت: «هانيه» آنقدر ضعيف و لاغر شده كه نشناختمش. روى بدنش جاى شكنجه است و دخترك بيچاره نيمه هوشيار است و اصلاً نمى تواند روى پاهايش راه برود.با شكايت اين زن مأموران كلانترى ۱۷ مارليك با دستور قاضى بابايى تحقيقات خود را آغاز كردند. پدر «هانيه» پس از ديدن مأموران سعى در فريب آنان داشت ولى ضد و نقيض گويى هاى او وقتى بيشتر روشن شد كه مأموران لحظه اى موفق به ديدن دخترك شدند. آثار سوختگى در چهره و دستان او حكايت ازفرياد خاموش اش داشت.
پدر سنگدل بازداشت شد و دخترك با دستور قاضى براى انجام معاينات پزشكى به سازمان پزشكى قانونى معرفى شد.دخترك ۴ ساله در پزشكى قانونى وقتى تحت معاينه قرار گرفت، متخصصان را به شدت تحت تأثير قرار داد.
كارشناسان پزشكى قانونى در نظريه تخصصى شان اعلام كردند: كتف چپ كودك داراى شكستگى است و آثار ضرب و جرح روى بدن وى وجود دارد. به علت صدماتى كه به سر كودك وارد شده، مغز از ناحيه چپ دچار آسيب شديد شده و نيمى از مغز از فعاليت افتاده است.كودك به علت سوءتغذيه شديد ضعيف شده و وزن او به ۸ كيلوگرم رسيده است.قاضى بابايى در حالى كه دخترك را كنار خود نشانده بود، با مهربانى دستى بر سر او كشيد. دخترك با بى قرارى لحظات تلخ و پرالتهابى را كه در مدت يك سال بر او گذشته بود، با زبان كودكانه شروع به گفتن كرد.هر شب مرا به پشت بام مى بردند. دست و پاهايم را مى بستند. من بايد پيش كبوترها مى خوابيدم. مامان بزرگ و بابا هر روز وقتى از خواب بلند مى شدم مرا كتك مى زدند شب كه پيش كبوترها بودم ازترس خودم را خيس مى كردم و بعدش ...دخترك از ترس شكنجه هايى كه بر بدن نحيف اش وارد مى شده، بى اختيار چشمانش را مى بندد. به مادرش نگاه مى كند و مى گويد: بابا گفته بود، ننه ام مرده است.زن با دلواپسى چشمان پراشكش را مى بندد، دخترش را در آغوش مى گيرد و مى گويد: به هانيه غذا نمى داده اند. او از شدت گرسنگى در طول اين چند ماه تا اين اندازه لاغر و ضعيف شده است. آنها دخترم را مجبور مى كردند كه مدفوعش را بخورد و حالا او به اين حال و روز افتاده است.قاضى بابايى پدر را به جرم كودك آزارى با قرار بازداشت روانه زندان كرد و گفت: اين كودك آزارى متأسفانه توسط پدر و يكى ديگر از بستگان صورت گرفته و باعث شده است كه به اين كودك لطمه هاى شديد روحى و جسمى وارد شود. اين كودك دچار سوءتغذيه شديد شده است. قاضى بابايى در دستورى قضايى پدر هانيه را براى بررسى هاى روانپزشكى به پزشكى قانونى معرفى كرد. همچنين دستور بررسى صلاحيت پدر و مادربزرگ را براى دو كودك ديگر اين مرد كه ۶ و ۸ ساله اند، صادر كرد و «هانيه» به مادرش سپرده شد.به گزارش خبرنگار ما با تكميل تحقيقات پدر كودك آزار محاكمه خواهد شد.
قاتل با گذشت اولياى دم به ۱۰سال زندان محكوم شد
گروه حوادث: عاملان جنايت باغ فاتح جهانشهر كرج با اعلام رضايت اولياى دم قربانى حادثه از مجازات قصاص گريختند.
راز اين جنايت ساعت ۱۵ و ۳۰دقيقه روز ۵ارديبهشت ماه سال ۸۲ هنگامى فاش شد كه يك كارگر افغانى در حال كندن زمين تكه هايى از استخوان انسانى را پيدا كرده بود.مأموران كلانترى ۱۳كرج با اطلاع از اين ماجرا، تحقيق درباره آن را در دستور كار خود قراردادند. در بررسى محل كشف استخوان ها آثارى از يك زير پيراهن سفيدرنگ پيداشد. در حالى كه تحقيقات پليس در اين باره ادامه داشت، زن جوانى با مراجعه به آگاهى ادعا كرد ممكن است جسد متعلق به برادر او كه از ۶سال قبل ناپديد شده، باشد.تحقيقات پليسى روى همسر مرد ناپديد شده آغاز شد. در جريان اين بررسى ها مشخص شد او پس از اعلام فقدان شوهرش، بدون آنكه مرگ او ثبت شده باشد به عقد موقت مردى درآمده و با خواهرزاده شوهرش زندگى مى كند.
وقتى خواهرزاده مرد۳۰ساله بازداشت و تحت بازجويى قرارگرفت، ضمن به گردن گرفتن قتل دايى اش گفت: «دايى ام به رفت و آمدهاى من به خانه اش مشكوك شده بود، زن دايى ام باتوجه به اين وضعيت پيشنهاد قتل او را داد. ساعت ۱۳ظهر ۷بهمن ماه سال ۷۴ بود كه طبق نقشه به خانه او رفتم و او را به قتل رساندم. سپس جسد را نيمه شب در صندوق عقب  خودرويى گذاشته به باغ فاتح جهانشهر برده و دفن كردم.قاضى حاجعلى - رئيس شعبه ۱۱۹ جزايى كرج عامل قتل را به قصاص و ۱۰۰ضربه شلاق و زن جوان را به اتهام معاونت در قتل به ۵سال حبس و بخاطر زناى محصنه به مرگ و سنگسار و به اتهام كلاهبردارى با سند جعلى به ۳سال حبس محكوم كرد.به گزارش خبرنگار ما، حكم سنگسار زن جوان در شعبه ۵ديوان عالى كشور نقض شد.با گذشت ۲سال از صدور حكم و تأييد حكم قصاص در ديوان عالى كشور، مادر قربانى حادثه و فرزندان او از اجراى حكم قصاص گذشته و نسبت به متهم اعلام رضايت كردند.بدين ترتيب پرونده اين جنايت براى تصميم گيرى نسبت به جنبه عمومى جرم به شعبه ۱۱۹ دادگسترى كرج ارجاع شد.قاضى دادگاه پس از بررسى مجدد پرونده، متهم به قتل را به جهت اخلال در نظم عمومى جامعه به ۱۰سال حبس محكوم كرد.
نقشه زن شياد هنگام طلاق از شوهر چهارم لو رفت
گروه حوادث: مرد وقتى پاى سفره عقد با خوشحالى منتظر شنيدن كلمه «بله» از عروسش بود نمى دانست چند روز ديگر دادخواست طلاق به دستش خواهد رسيد.قاضى دادگاه خانواده وقتى پرونده طلاق اين زن و شوهر را بررسى كرد پى برد مرد چهارمين شوهر اين زن است كه در دام نقشه هاى او گرفتار شده است.چندى قبل زن جوانى با مراجعه به مجتمع قضايى خانواده با ارائه دادخواست طلاق به قاضى شعبه ۲۷۰ گفت:وى افزود: از آنجايى كه شوهرم به خواسته ام هيچ اهميتى نمى دهد تصميم گرفتم تا از او جدا شوم و مهريه ام را نيز از او بگيرم.پس از دادخواست اين زن قاضى دادگاه همسر او را احضار كرد. وى با اعلام اين كه در ابتداى شروع زندگى از رفتارهاى همسرش متعجب شده است، گفت: رفتارهاى او خيلى عجيب بود او دائم به دنبال فرصت و بهانه بود تا از من طلاق بگيرد. با اين كه چند هفته از زندگى مشتركمان مى گذرد ولى او به بهانه اين كه نمى تواند از پله هاى آپارتمانى كه در شهرك غرب خريده ام بالا برود مى خواهد از من طلاق بگيرد.با اظهارات همسر اين زن، قاضى شعبه ۲۷۰ دادگاه خانواده دستور داد تا پرونده هاى مشابه اى كه اين زن در شعبات ديگر دادگاه خانواده براى گرفتن مهريه و طلاق تشكيل داده بود، تحت بررسى قرار گيرد.
با بررسى پرونده هاى اين زن مشخص شد وى در طول ۲ سال گذشته سه پرونده طلاق و درخواست مهريه تشكيل داده و پس از گرفتن مهريه خود كه اغلب آنها مبالغ بسيار سنگينى بوده از سه همسر قبلى خود طلاق گرفته است.
قاضى شريعتمدارى رئيس شعبه ۲۷۰ دادگاه خانواده وقتى پى برد اين زن با طراحى نقشه اى پس از به عقد درآمدن اقدام به گرفتن مهريه و بعد از آن طلاق مى كند با توجه به اصرار زن به جدايى و شرط مرد به اينكه وى بايد بخش اعظمى از مهريه اش را ببخشد و اينكه معلوم شد زن با اين روش فريبكارى مى كند زن سرانجام از بخش بزرگى از مهريه اش گذشت و قاضى حكم طلاق را صادر كرد.
ناپديد شدن پسر جوان در تصادف رانندگى
210471.jpg
گروه حوادث: جست وجوهاى پليس براى رديابى پسر جوانى كه در جريان يك سانحه رانندگى به طور مرموزى ناپديد شده، آغاز شده است. جوان ناپديد شده ۲۲ ساله بوده و «حامد بختيارى» نام دارد كه سوار بر يك خودروى سمند مسافركش از تهران به رودبار مى رفت.حادثه رانندگى ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه بعد از ظهر روز سه شنبه در جاده لوشان به منجيل رخ داد كه در جريان آن تعدادى از سرنشينان ۵ خودرويى كه دچار سانحه رانندگى شده بودند، كشته و مجروح شدند.به گفته شاهدان عينى حادثه، جوان ناپديد شده در جريان اين حادثه از ناحيه پيشانى مجروح شده بود وحتى به تعدادى از مجروحان حادثه كمك كرده تا از خودروها خارج شوند.در جريان جست وجوهاى خانواده حامد ، تنها كيف او كه حاوى مدارك شناسايى اش بودند داخل خودروى سمند مسافركش پيدا شد.خانواده او احتمال مى دهند كه اين پسر جوان يا به عنوان ناشناس در بيمارستان بسترى شده باشد يا اينكه به دليل شدت ضربه به پيشانى اش دچار اختلال حواس شده و مسيرش را گم كرده است.كسانى كه از اين پسر جوان اطلاعى دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ گروه حوادث روزنامه ايران تماس حاصل نمايند.
راننده فرارى را شناسايى كنيد
210468.jpg
گروه حوادث: تجسس هاى پليسى براى بدست آوردن ردى از يك راننده كه پس از برخورد با پسر خردسالى متوارى شده، آغاز شده است.اين حادثه ساعت ۱۳ و ۲۰ دقيقه روز ۳۰ اسفندماه سال ۸۳ هنگامى رخ داد كه قربانى حادثه به همراه برادر بزرگترش براى خريد تنگ ماهى قرمز به خيابان نبرد جنوبى رفته بود.اين پسر بچه ۴ ساله كه عليرضا سياوشانى نام داشت، وقتى به همراه برادرش تنگ و سبزه خريده و در حال بازگشت به خانه شان بود دچار حادثه شد و جان سپرد.به گفته برادر قربانى حادثه يك زن جوان وقتى مشاهده كرد راننده در حال فرار است شماره خودروى او را كه پيكان سفيدرنگ بود، برداشته و به كلانترى ۱۳۲ نبرد داده بود. از طريق همين شماره خودرو، راننده هم پيدا شد ولى او منكر همه چيز است.وى وقتى در برابر بازپرس شعبه پنجم دادسراى شهيد محلاتى قرار گرفت در اين باره افزود: وقتى خودرو با برادرم برخورد كرد او به ۱۰ متر آن طرف تر پرتاب شد. پزشكان مى گفتند در همان لحظه نخست جان سپرده بود.اعضاى خانواده قربانى حادثه در شكايت خود تنها خواستار شناسايى راننده فرارى شده اند و مى خواهند بدانند كه چرا او براى كمك توقف نكرده بود.بر اساس اظهارات شاهدان عينى حادثه راننده خودرو پيكان سفيد رنگ فرارى مردى ميانسال بود كه به دليل خلوت بودن خيابان با سرعت بالا در حركت بود.بازپرس پرونده از كسانى كه اطلاعى در اين باره دارند خواست تا مراتب را به كلانترى ۱۲۲ يا شعبه پنجم بازپرسى شهيد محلاتى اطلاع دهند.
حادثه ها
عشق مادر انگليسى به فرزند
يك زن انگليسى كه ديروز براى يك سفر علمى به آمريكا رفته بود، براى شيردادن كودك بى قرار يك ساله اش، سه هزار و ۵۰۰ مايل مسير را طى كرد. يك زن ۳۲ ساله انگليسى به نام«دوزى استمپ» ديروز پس از آن كه براى يك مصاحبه علمى راهى« نيويورك» آمريكا شد، براى شيردادن كودك بى قرار يك ساله اش « بتسى»، مجبور شد سه هزار و ۵۰۰ مايل با هواپيما به سوى خانه پرواز كند.
طى دو روز گذشته ،دومين حادثه قطار در سرخس رخ داد
به گزارش ايسنا، اين حادثه هنگامى رخ داد كه يك دستگاه لوكوموتيو با يك واگن برخورد كرد. محمد على وحيدى رئيس ايستگاه بين المللى سرخس با تأييد اين خبر در گفت و گو با خبرنگار ايسنا، علت حادثه را در دست بررسى خواند. وى علت برخورد قطار درزين با يك لوكوموتيو بارى متوقف كه منجر به مجروح شدن ۱۳ نفر از كارگران راه آهن شد را اشتباه سوزنبان اعلام كرد.
مرگ براى مستأجر به خاطر نپرداختن اجاره
يك مرد آمريكايى مستأجر سالخورده اش را به علت تأخير در پرداخت اجاره خانه با ضربات چاقو از پاى درآورد.يك مرد آمريكايى ۵۷ ساله به نام « دونل هوول» در يك درگيرى، « روبرت ايوانز» مستأجر ۶۲ ساله اش را به علت تأخيردر پرداخت ۴۰۰ دلار اجاره خانه با ضربات پى در پى چاقو از پاى درآورد.
۵ ميليون دلار خسارت به خاطر اشتباه پليس
پليس آمريكا بيش از پنج ميليون دلار به خانواده دانشجوى بيگناهى كه در يك در گيرى كشته شده بود خسارت پرداخت كرد.به دنبال درگيرى كه دراكتبر سال گذشته دردانشكده «امرسون»رخ داد وموجب مرگ دانشجوى ۲۱ ساله اى به نام « ويكتوريا اسنل گرو» شد، خانواده اين دختر مراتب اعتراض خود رابيان كردند.خانواده ويكتوريا براين باور بودند كه فرزندشان به هيچ گروه خاصى تعلق نداشته و در هيچيك ازدر گيرى ها شركت نكرده است. اين در حالى است كه با پرتاب گاز اشك آور به سوى دانشجويان مخالف او نيز در اين ميان كشته شد.خانواده « اسنل گرو» عملكرد پليس را در اين رابطه محكوم كرد و آن را فعاليتى غيرقانونى خواندند. آنها موفق شدند بيش از پنج ميليون دلار خسارت دريافت كنند.
جسد ۳ نوزاد در انبارى يك پيرزن
با كشف اجساد متعلق به سه نوزاد در يك منزل مسكونى در انگليس، پليس به صاحبخانه قبلى اين خانه كه يك پيرزن سالخورده است مظنون شد و او را بازداشت كرد. با كشف جسد سومين نوزاد در انبارى يك خانه مسكونى واقع در شهرك « گورنوز» در« گلامورگان» ديشب، صاحبخانه كه يك پيرزن ۶۴ ساله انگليسى است،براى بازجويى روانه بازداشتگاه شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |