شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, May 7, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۱۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
با هنرمندان دفاع مقدس
نگاهى به پنجاه و سومين جلسه نقد
ادبيات پايدارى در طلاييه
با هنرمندان دفاع مقدس
ميان ماندن و رفتن
«ميان ماندن و رفتن» ، «گزيده ادبيات معاصر» و ... از آثار منتشره «محسن احمدى» است وى سالهاست علاوه بر شعر در كارهاى تحقيقاتى و پژوهشى و همچنين فعاليتهاى مطبوعاتى و فرهنگى فعال است و همچنان مى نويسد. بامحسن احمدى در باره شعر دفاع مقدس، چالشهاو مسائل آن گپى كوتاه و صميمانه داشتيم كه اين هفته از نظرتان مى گذرد.
اين روزها چه كار مى كنيد؟
در حال حاضر دو مجموعه در دست چاپ دارم يكى تحت عنوان «دنيا به رنگى كه من ديدم» كه مجموعه سفرنامه هايى است به ۱۵ كشور كه در سه جلد چاپ خواهد شد . اين مجموعه توصيف فرهنگى - سياسى كشورها را در بر مى گيرد كه جلد اول آن كشورهاى تركيه - اسپانيا - فرانسه - چين و لبنان را در برمى گيرد اما كتاب دوم درمورد بايدها و نبايدهاى گردشگرى است كه تجربيات شخصى خودم است در سالهايى كه در سازمان ايرانگردى و جهانگردى بودم و به اميد خدا بزودى منتشر خواهندشد.
آخرين شعرى كه با موضوع دفاع مقدس سروده ايد چه زمانى بوده است؟
تقريباً دو سال پيش ، كه شعرى بود براى يك مفقودالاثر به نام شهيد علمدار احمدى .
علت اين همه فاصله زمانى چه بوده است؟
من به اين اعتقاد ندارم كه بنشينم و بدون اينكه حس سرودن در من ايجاد نشود شعر بگويم چرا كه به قولى بايد شعر «آمدنى» باشد نه ساختنى ! طى اين مدت هم فضايى براى من به وجودنيامده است.
آيا شرايط جامعه براى سرودن شعر با مضمون دفاع مقدس هنوز مهيا است يا اينكه نه . ديگر آن حس و حال و فضا وجودندارد كه بشود شعر جنگ گفت؟
ببينيد شعر دفاع مقدس درميدان جنگ متولد شد و پا به پاى رزمنده ها جلو آمد و شاهد حالات و حماسه هاى رزمندگان در سنگرها بود «از شعر مى روم مادر كه اينك كربلا مى خواندم تا سبكبالان خراميدند و رفتند» و اينك به اوج خودش رسيده است حالا با همه ضعف ها و قوتهايش كه البته نقاط قوتش بسيار بيشتر بوده است اكنون اين كلام و زبان در آن دوره خاص شكل گرفته و حالا نوبت اين است كه بياييم آن گفته ها را نقد كنيم و از شاعران آن دوره تجليل كنيم در حال حاضر نقد و بررسى آثار خلق شده در آن دوران به نظر مى رسد بيشتر منطقى و عاقلانه باشد تا اينكه دست به سرودن شعر بزنيم.
نظرتان در باره كنگره هاى شعر دفاع مقدس چيست ضمن اينكه خود شما امسال در كنگره سيزدهم حضور داشتيد؟
حقيقت، شعر جنگ تبليغاتى نيست. كنگره ها پاتوقهايى هستند كه دوستان شاعر دور هم جمع شوندو آثار همديگر رانقد كنند اما به نظر مى رسد الآن آنگونه نيست. اين كنگره ها بايد شكل تازه اى به خود بگيرند، ديگر نبايد دنبال توليد شعر بود. الآن زمان تجليل و نقد آثار خلق شده است. اعتقادم اين است كه بايد كنگره به سمت كارهاى پژوهشى و تحقيقاتى برود.
سيزدهمين كنگره شعر دفاع مقدس را چطور ديديد؟
انتخاب فضا و مكان بسيار خوب بود و حس و حال تازه اى داشت ، اما در كل قابل توجه نبود. آن قسمتى كه از دوستان شاعر تجليل به عمل آمد خوب بود، جوانترها حضور چشمگيرترى داشتندكه اين هم براى خودش سياستى بود اما در كل كنگره سيزدهم را در حد متوسط ارزيابى مى كنم.
نكته خاصى براى گفتن باقى مانده؟
من تصورم اين است كه شعر امروز جنگ بايد علاوه بر فضايل و ارزشهاى دفاع مقدس بتواند سرنوشت اصلى انسان را يادآور شود و راه گشايش را به ما بياموزد.
نگاهى به پنجاه و سومين جلسه نقد
ادبيات پايدارى در طلاييه
سفربه جنوب
210390.jpg
«سفر جنوب» اثر شهيد حبيب غنى پور با حضور عده اى از نويسندگان و منتقدان عرصه ادبيات در طلاييه مورد بررسى قرار گرفت.
طى سفرى كه جمعى از خبرنگاران و نويسندگان با حمايت بنياد شهيدو بنياد حفظ آثار وارزشهاى دفاع مقدس به شهرهاى جنوبى كشور داشتند، مجموعه يادداشتهاى حبيب غنى پور كه حاصل حضور وى در مناطق جنگى جنوب بوده است نيز نقد و بررسى شد.
احمد دهقان مدير جلسه در آغاز صحبت هاى خودگفت: «يادداشت نويسى چارچوب خاص خود را دارد اما بسيارى از افراد هنگام نگارش آن به حادثه نمى پردازند بلكه شرح درونيات خود از واقعه را مى نويسند. وى افزود: خواننده در دست نوشته ها به دنبال كشف حقيقت است و قصد دارد به جزئيات يك حادثه يا چگونگى يك دوره تاريخى واقف شود.»
احمد دهقان در ادامه اضافه كرد: « ما در اين اثر به لايه هاى پايين تر يك حادثه رسوخ مى كنيم. حبيب براى تهيه مصاحبه و خبر به منطقه رفته و به همين دليل تصور واقعى از جبهه و جنگ ندارد. وى به روابط بين آدمها آرمانى نگاه مى كند. اما به مرور اين وضعيت عادى مى شود و نگاه غنى پور به منطقه واقع گرا مى شود و اطلاعات مفيدى از جبهه جنوب را به خواننده مى دهد.»
محسن مطلق نويسنده «چشم شيشه اى » به انتخاب اثر غنى پور اعتراض كرد و افزود: «قبل از شروع جلسه با دوستان صحبت مى كرديم و اغلب ، هم نظر بودند كه آثارى برتر و در خور نقد و بررسى وجود دارد كه بهتراست زمان و انرژى منتقدان و نويسنده ها صرف آن آثار شود.»
سرهنگ رفيعى (از رزمنده هاى هشت سال دفاع مقدس) كه زندگينامه خود را نيز به نگارش درآورده است ، به اشكالات موجود در اثر اشاره كرده و گفت: «در سومار ماعمليات مسلم بن عقيل داشتيم ولى در جنوب ، چنين عملياتى انجام نشده است. ولى در اثر از عمليات مسلم در منطقه جنوب، سخن به ميان مى آيد.»
وى افزود: كسانى كه در رابطه با دفاع مقدس كار مى كنند بايدنظامى باشند و از جنگ خبر داشته باشند تا موقع نوشتن ، دچار اشتباهات فاحشى از اين دست نشوند و تاريخ را تحريف نكنند.
جميله جان قربان داستان نويس به وجودمطالبى از فرهنگ جبهه در اثر اشاره كرد و افزود: « غنى پور از عقايد شخصى و فرهنگ خاص خود به راحتى سخن گفته و مصداق  هاى بارزى از فرهنگ جبهه را در كار بيان كرده است.»
فاطمه حاجى بنده داستان نويس نيز فضاسازى خوب اثر را نكته مثبت آن دانست و گفت : «غنى پور شماى واقعى زندگى در منطقه را به تصوير كشيده و با ذكر هنرمندانه جزئيات، حس باورپذيرى را در مخاطب ايجاد مى كند. اما گاهى ، از برخى مسائل شتابزده عبور مى كند و گاهى به تكرارگويى مى افتد. گرچه از يادداشت نويسى انتظار نداريم مثل داستان، كامل و بى نقص باشد ولى يادداشت بدون شرح هم نمى تواند جذابيت داشته باشد. در جايى به درد پاى شهيد اشاره مى شود اما دليل آن را نمى دانيم و چندصفحه بعد علت دردپاى او بيان مى شود. وى در ادامه افزود: لحظه تحويل سال درمنطقه بسيار جالب بوده اما در اين اثر به مراسم و اتفاقات حواشى عيد نوروز هيچ اشاره اى نشده است . يكى از اشكالات اساسى كار اين است كه پانويس ندارد و خواننده گاهى دچار ابهام مى شود.»
محسن مؤمنى قائم مقام مديريت واحد ادبيات حوزه هنرى و نويسنده آثار متعدد داستانى نيز به توانايى هاى شهيد غنى پور اشاره كرد و افزود: وى مطالبى در كيهان بچه ها و رشد مى نوشت و داستانهاى وى از راديو پخش مى شد. اما كارى كردند كه امروز نام آن را «ايثار» مى گذاريم.
مؤمنى اظهار داشت: وى با حضور در منطقه از رزمنده ها مصاحبه و اخبار و گزارش هايى را جمع آورى كرده و در مطبوعات به چاپ مى رساندو درضمن يادداشت هاى حضورش در جبهه را نيز به صورت روزنوشت در دفترچه خاطراتش مى نگاشت كه حاصل آن كتاب «سفر جنوب» است. اين كتاب جايگاه والايى دارد و در آن از اشخاص مختلفى نام برده شده كه برخى از آنان شهيد شده اند با اين همه نداشتن پانويس در اثر، ضعف آن محسوب مى شود.
محمدرضا بايرامى نويسنده رمان «پل معلق» كه سال گذشته جوايز متعددى را به خود اختصاص داد، در اين زمينه گفت: «شهيد غنى پور براى ويرايش كتاب ، فرصتى نداشته و البته كار در جاهايى بايد حذف و اضافه مى شد. با اين همه همين مقدار يادداشت را نيز مغتنم مى شماريم. چون آثارى از اين دست، محل مراجعه براى كسانى است كه مى خواهند داستان بنويسند.»
شمس خسروى گزارشگر به صداقت بيان نويسنده اشاره كرد و افزود: «غنى پور آنچه را كه مى بيند، بى هيچ كم و كاستى بيان مى كند و مدال افتخار را بى جهت به گردن كسى نمى آويزد. نگاه او به رزمنده هايى كه براى آرمان خود به منطقه آمده اند، كاملاً واقع گراست. او پرخورى بعضى از رزمنده ها و عدم رعايت حقوق ديگران يا دعوا سر غذا را بيان مى كند و همين مسأله ، كار را از آثار ديگر دفاع مقدسى كه تاكنون خوانده ايم متمايز مى سازد.»
خسروى در ادامه افزود: «اين اثر مملو از حوادث و اتفاقات بسيارى است كه مى تواند دستمايه داستان و فيلم جنگ شود و به همين جهت، كارى ارزشمند محسوب مى شود. اطلاعات غنى و خوبى در كار وجود دارد كه تصاويرى از مناطق، سنگرها و ارتباطات رزمنده ها با يكديگر را به مخاطب القا مى كند.»
رضوان كريمى (داستان نويس) به اشكالات متعدد ويرايشى و نگارشى در كار اشاره كرده و افزود: «جمله بندى ضعيف و اشكال هاى دستورى باعث كمرنگ شدن محاسن كتاب مى شودكه اميد است در چاپ بعدى ويراستارى شود.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |