شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, May 7, 2005
ديپلماتيك
۳۱۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
نوام چامسكى:
احمد چلبى :
نوام چامسكى:
اين معجزه است كه تاكنون زنده مانده ايم
برگردان: پورانداخت مجلسى

اگر شاهدانى هوشمند را در سياره مريخ مجسم كنيم كه با دقت به نژاد شگفت انگيز انسان در كره زمين مى نگرند، من فكر نمى كنم كه آنها شانس زيادى را براى ادامه يك نسل يا دونسل ديگر براى آن متصور باشند. در واقع، اين نوعى معجزه است كه ما تاكنون زنده مانده ايم.
جهان در سالهاى اخير، بى نهايت به نابودى كامل - بر اثر جنگهاى هسته اى - نزديك شده است. موردهاى متعددى بوده كه تقريباً معجزه مانع جنگ هسته اى شده و اين خطرى است كه درنتيجه سياستهايى كه قوه مجريه آمريكا كاملاً آگاهانه دنبال مى كند، در حال افزايش است. دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريكا به خوبى آگاهى دارد كه اين سياستها، خطر نابودى را افزايش مى دهد. البته همانطور كه مى دانيد، چنين رويدادى از احتمال بسيار بالايى برخوردار نيست، ولى اگر يك احتمال ضعيف بارها و بارها تكرار شود، احتمال زيادى را به وجود مى آورد كه دير يا زود به وقوع بپيوندد.اگر بخواهيد مسائل را بر حسب اهميت آنها درجه بندى كنيد، بعضى مسائل هستند كه بى اغراق، موضوع بقا وعدم بقاى زندگى بر روى زمين هستند و قريب الوقوع. خطر جنگ هسته اى كه موضوع مرگ و زندگى است، از مدتها پيش بسيار جدى است. به مرحله اى رسيده ايم كه مى توانيم در تحليلهاى بيشتر روزنامه نگاران هوشيار و قابل احترام مان هشدارهايى را در مورد موقعيت ويژه كنونى آمريكا - تغييرات در حوزه نظامى - و چشم اندازى كه در آينده محتمل مى دانند و آن را «سرنوشت شوم غايى» مى نامند، بخوانيم؛ آينده اى كه خيلى هم دور نيست، زيرا چنين وضعى، منجر به چرخه كنش و واكنش هايى مى شود و واكنش ها ما را به مكانيسم هايى وابسته مى كند كه آغازگر يا ماشه شروع آن، به مويى بند است و در صورت وقوع بسيار گسترده ويرانگر.
اكنون پافشارى زيادى بر نظامى كردن فضا مى شود كه اين امر مى تواند بشر را به سرنوشتى شوم برساند. « نيو مكزيكو» يكى از مراكزى است كه در آن، نابودى ممكن و بالقوه بشر صورت مى گيرد و لازم است اكنون در اين مورد كار عظيمى صورت گيرد.
سندى به نام سياست جلوگيرى از جنگ به وسيله ترساندن دشمن از استفاده از جنگ افزارهاى قدرتمند، در سالهاى رياست جمهورى «بيل كلينتون» به وسيله فرماندهى راهبردى (استراتژيك) كه مسؤول سلاحهاى هسته اى است، منتشر شد. اين سند يكى از هولناكترين سندهايى است كه من خوانده ام. مردم در آن زمان توجه چندانى به آن نكردند. گزارش فرماندهى راهبردى مطرح مى كرد كه چگونه بايد نيروهاى هسته اى و ساير نيروهاى خود را براى دوران پس از جنگ سرد، بازسازى كنيم و اين طور نتيجه گيرى شده بود كه ما مجبوريم عمدتاً بر سلاح هاى هسته اى تكيه كنيم، زيرا برعكس ساير سلاحهاى كشتار دسته جمعى، براى مثال، سلاحهاى شيميايى و سلاحهاى بيولوژيكى، تأثير اين سلاحها، فورى، به شدت ويرانگر، قاطع و كوبنده است و نه تنها نابود كننده است، بلكه ترسى ايجاد مى كند كه خود مانع از جنگ مى شود. بنابراين، اين سلاحها بايد اساس سياست جلوگيرى از جنگ، قرار گيرند.
مفهوم چنين سياست هايى مخالف آن چيزى است كه ظاهر آنها نشان مى دهد. سياست جلوگيرى از جنگ به خاطر ترس از سلاح هاى اتمى! موضع تهاجمى بايد براساس سلاح هاى هسته اى باشد، زيرا آنها بسيار مخرب و وحشتناكند! وعلاوه بر آن، دارا بودن نيروهاى عظيم هسته اى بر برخوردها وتضادهاى جهانى تأثير مى گذارند. ما بايد يك نقاب شخصيتى جهانى غيرمنطقى نسبت به نيروهاى خارج از كنترل خود داشته باشيم تا همه را بترسانيم و آنگاه آنچه را كه مى خواهيم، به دست مى آوريم و علاوه بر آن، آنها حق دارند از ما بترسند، زيرا ما برآنيم كه داشتن سلاح هاى هسته اى را در دسترس داشته باشيم - كه در واقع اگر از كنترل خارج شود هم آنها را نابود خواهد كرد وهم ما را.
در تصوير سال ۲۰۰۰ كه سازمان فضا، آن را منتشر كرده نوشته شده كه مرزهاى جديد ما فضاست و ما بايد كنترل فضا را براى مقاصد نظامى در دست بگيريم و اطمينان يابيم كه رقيبى نداريم. با خواندن اين مطالب، به مفهوم وسايل كشتار جمعى ناگهانى و سريع مستقر در فضا مى رسيم.
در سال ۱۹۶۷ ، يك توافق نامه فضايى وجود داشت كه داراى قدرت اجرايى نبود، ولى بر حفظ فضا براى مقاصد صلح آميز تأكيد داشت. در كميته خلع سلاح مجمع عمومى سازمان ملل متحد نيز تلاش هايى شده بود كه اين امر راتقويت كنند، ولى آمريكا به طور يك جانبه آن را متوقف كرده است. تنها ايالات متحده از اينكه به راه حل مجمع عمومى رأى بدهد، استنكاف مى ورزد. به همين دليل، ازسال ۲۰۰۰ اين تلاش ها متوقف مانده است. چينى ها از جمله كسانى هستند كه به راه حل سازمان ملل متحد اصرار مى ورزند، ولى اين خبرها در ايالات متحده گزارش نشده است.در سال ۲۰۰۰ اين گزارش تنها در يك روزنامه منعكس شد، روزنامه كم اهميتى در ايالت «يوتا».
قرار است تمام جهان با تدبيرهاى نظارتى پيچيده پوشش داده شود - احتمالاً هم اكنون اين كار شده است - و سلاح هاى مخرب و كشنده با بردهاى متفاوتى طراحى شده اند كه از فضا به هر چيزى حمله ور شوند. اين امر به معنى سلاح هاى هسته اى در فضاست - يعنى منابع انرژى در فضا - كه مى تواند از كنترل خارج شده منفجر شود و كسى چه مى داند كه در اين صورت چه اتفاقى خواهدافتاد.
از وقتى دولت «جورج بوش» بر سر كار آمد، در اين باره، افراط و زياده روى بيشترى صورت گرفته است. َآنها از دكترين كلينتون براى كنترل فضا، به طرف فضايى حركت كردند كه آن را مالكيت فضا مى نامند، به مفهوم - به قول خودشان - «درگيرى فورى در هرنقطه » يا نابودى بدون اعلام هر نقطه اى از كره زمين.
*اين سخنرانى در مركز روابط بين المللى «آى آر سى » انجام شده است.
احمد چلبى :
ميهن پرستى يك تكه كاغذ نيست
210345.jpg
احمد چلبى چهره اى جنجالى و خبرساز است. پس از سرنگونى حكومت صدام، نام وى به كرات در رسانه ها به ويژه پس از اختلافاتش با آمريكايى ها در مورد عراق مطرح شد.
وى درمصاحبه اش با روزنامه «الاهرام» (چاپ قاهره) ديدگاههاى خود در مورد عراق را بيان كرده است كه متن آن در پى مى آيد.
وضعيت فعلى عراق را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
وضعيت فعلى عراق دردناك است.مردم عراق به خاطر ميراث رژيم سابق در چنين شرايطى قرار دارند و البته اقدامات آمريكايى ها نيز مناسب جامعه عراق نيست.
براى اين شايعات كه مى گويند افسر اطلاعاتى آمريكا مسؤول امنيت شما و هميشه در كنارتان است چه مى گوييد؟
اين شايعات كاملاً نادرستند.ما قبلاً هنگ «سيل» را در كنار خود داشتيم كه هم اكنون وابسته نظامى آمريكا در قاهره است.او از طرف وزير دفاع آمريكا براى هماهنگى با ما و ستاد مشترك آمريكا در زمان جنگ منصوب شد. او با ما به شمال عراق آمد و پنج ماه بعد آنجا را ترك كرد. موضع من به منافع عراق وابسته است. من متهم به افراطى گرى شده بودم و روابط من با آمريكايى ها دچار تغيير شد. من هرگاه چيزى منافع عراق را تهديد كند، آن را نمى پذيرم. هنگامى كه من «پل برمر» را مورد سؤال قرار دادم، خانه من مورد بازرسى قرار گرفت. من پافشارى كردم كه در مورد برنامه نفت براى غذا تحقيقاتى انجام شود و چيزى را افشا كردم كه در گزارش اخير در مورد سوءاستفاده از اين برنامه درسازمان ملل متحد مورد استفاده قرار گرفت.
آيا عراق و دولت جديدآن درصدد ادامه پرداخت غرامت ها به اشخاص ، سازمانها وكشورهايى هستند كه درجنگ خليج فارس زيان ديدند؟
حدود ۱۷ ميليارد دلار تاكنون به صندوق غرامت واريز شده است.
بسيارى از افراد پولى را دريافت كردند كه سزاوار آن نبودند. مردم عراق يك بار توسط عراق و بار ديگر توسط جامعه بين المللى مورد تعرض قرار گرفتند. با زندگى آنها ،ثروت و نيازهاى زندگانى شان بدرفتارى شد. وضعيت در زمان برمر و «ايادعلاوى» بدون تغيير ماند، فساد ادارى به مشكل بدترى از بحران امنيتى تبديل شده است.من از جامعه بين المللى مى خواهم كه نسبت به مردم عراق منصفانه رفتار كنند.من به قطعنامه هاى بين المللى احترام مى گذارم ، اما خواهان عدالت و حسابرسى براى كسانى هستم كه پول عراق را به جيب زدند.
بسيارى ، از پيشنهاد شما براى گفت وگو با گروه مقاومت شگفت زده شدند شما كلمه مقاومت را به كار برده و بسيارى گفتند كه اين يك مانور ديگر از طرف شما است...
چيز غافل گيركننده اى در اينجا وجود ندارد. درعراق، افرادى هستند كه اين باور را دارند كه آمريكايى ها هيچ دليل خوبى براى اشغال عراق ندارند و بايد آنقدر مقاومت كنند كه آنها از عراق خارج شوند. آنها عراقى ها را نمى كشند و مساجد ، مدارس و كليساها را منفجر نمى كنند. آنها عقايد و نظرات خود را دارند و بايد با آنها واردگفت وگو شد. پس از بحران در نجف، ما همين رويه را در برابر جنبش مقتدى صدر در پيش گرفتيم و گفت وگوى ما موفقيت آميز بود و طرفداران صدر وارد روند سياسى شدند و هم اكنون ۲۳ نماينده در مجمع ملى دارند. ما هم اكنون با ديگران وارد مذاكره شده ايم و مى خواهيم آنهارا متقاعد كنيم كه مقاومت تنها با به كارگيرى سلاح نيست و روش هاى ديگرى مانند سياسى وجود دارند.
برخى مى گويند كميته بعثى زدايى كه شما آن را تشكيل داده ايد، اشتباهى بزرگ در زمانى است كه عراق به صلح و آشتى نياز دارد.
تعداد افرادى از اين دست بيشتر از ۱۰ هزار نفر نيست. اين كميته هيچ بعثى را بازداشت نكرده است و چنين اختيارى هم ندارد ودر مقاطعى ،جان آنهارا هم از خشم عمومى نجات داده است. حزب بعث، جنايات بسيارى را انجام داده و بايد به آن رسيدگى شود. هم اكنون اين مشكل اعراب سنى و ساير عراقى ها است.
آيا شما با شركت حزب بعث در روند سياسى عراق نوين مخالفيد؟
حزب بعث، يك حزب نژادپرست و ملى گراى افراطى است. درست مانند فاشيست ها و نازى ها. در مورد دموكراسى و روند سياسى در عراق، مگر در آلمان دموكراسى برقرار نيست؟ آيا آنجا حزب نازى اجازه فعاليت دارد؟
حضور نيروهاى خارجى را در عراق چگونه ارزيابى مى كنيد؟
مطابق قطعنامه ۱۵۴۶ شوراى امنيت سازمان ملل متحد، عراق يك كشور مستقل است. هم اكنون نيروهاى چند مليتى در عراق حضور دارند ومن خواهان آن هستم كه اين نيروها به يارى دولت بشتابند. نقش اين نيروها بايد تعريف شود و در چارچوب يك توافق باشد. من عليه اين موضوع هستم كه اين نيروها، هزاران عراقى را دستگير كنند و هر كارى كه مى خواهند، انجام دهند. وضعيت فعلى اشغالگرى نيست، بلكه دولت عراق اعمال و اقدامات نيروهاى خارجى را مى پذيرد كه اين براى بسيارى معناى اشغالگرى مى دهد. اشغالگرى به پايان رسيده است.
نيروهاى خارجى چه زمانى بايد عراق را ترك كنند؟
پيش از پرسش اين سؤال بايد درباره نيروهاى امنيتى عراق سؤال شود. آمريكا مسؤول بازسازى نيروهاى امنيتى است و من خواهان آن هستم كه دولت عراق در اين مسأله نقش مهمترى ايفا كند. دولت بايد مسؤول نيروهاى امنيتى، ارتش و سرويس اطلاعاتى و مسؤول جذب يا آموزش و تجهيز اين نيروها باشد. من از سفارت آمريكا خواسته ام تا كاخ رياست جمهورى عراق را تخليه كند، چون اين كاخ نماد ما است. من همچنين خواهان پايان يافتن حضور مأموران امنيتى خارجى در عراق شده ام.
خود شما از اين خدمات استفاده نمى كنيد؟
خير. تمام محافظان من عراقى هستند.
برخى بر اين باورند كه ائتلاف يكپارچه عراق كه شما هم در آن حضور داريد، كوتاه مدت است و فرو مى پاشد. در اين باره چه نظرى داريد؟
ائتلاف يكپارچه شامل احزاب و گروههايى است كه با يكديگر شايد رقابت هم داشته باشند، اما اين ائتلاف تاكنون پا بر جا مانده است. البته در ميان آنها، تفاوتهاى ايدئولوژيكى و روشنفكرى وجود دارد، اما مى توان آن را كماكان نگه داشت و ما همه خواهان آن هستيم كه اين ائتلاف را زنده و پويا نگه داريم.
بسيارى در عراق بر اين باورند كه رهبران جديد عراق، از جمله شما مسؤول گسترش فرقه گرايى در كشور هستيد. در مورد گفت وگوى خود با مجمع العلماى عراق توضيح دهيد.
گفت وگوى ما با آنها ادامه دارد. اعراب سنى كه به ائتلاف يكپارچه عراق پيوستند، در نتيجه مذاكرات شوراى سياسى شيعيان با آنها بود. همه ما عراقى هستيم و به مذاكرات ادامه مى دهيم. ما خواهان فرقه گرايى در عراق نيستيم، چون عراق جديد نبايد بر اين پايه باشد.
محاكمه صدام چه زمانى شروع مى شود؟
نمى توانم تاريخ قطعى را به شما بگويم، اما به نظر من، اين پرونده بيش از اندازه به تأخير افتاده است. محاكمه بايد انجام شود، چون اين موضوع، مردم عراق را متحد مى كند من از مجمع ملى عراق مى خواهم قانونى را تصويب كند تا محاكمه صدام سريعتر و قانونى تر عملى شود. اين قانون بايد مهر مجمع ملى را داشته باشد، چون ساير قوانين مربوط به دوره اشغال است. در ضمن من خودم شخصاً درگير اين محاكمه نيستم.
شما گفتيد كه با صدام در زندان ملاقات كرديد.
من چنين چيزى نگفتم. تنها روزى كه او بازداشت شد، من او را ديدم كه با او حرف نزدم و تنها به او نگريستم. من تنها نيم متر با او فاصله داشتم، ولى با او حرف نزدم.
بسيارى از رهبران جديد عراق از جمله خود شما، گذرنامه خارجى داريد. در اين باره چه مى گوييد؟
هنگامى كه رژيم قبلى ما را از استفاده از گذرنامه هاى عراق محروم كرد، ما از گذرنامه ساير كشورها براى سفر به ديگر كشورها استفاده كرديم و اين هيچ دليل ديگرى نداشت. ميهن پرستى يك تكه كاغذ نيست. اگر ما مى خواستيم در كشور ديگرى زندگى كنيم، در آنجا مى مانديم، اما به عراق بازگشتيم.
ترجمه: آرمن نرسسيان
واژه نامه سياسى - ۱۲
آزاديهاى مدنى
Civil Liberties
آزاديهايى كه بايد براى اشخاص تضمين شود تا از تداخل اختيارات خصوصاً مقامات قانونى يا صاحبان قدرت جلوگيرى شود. آزاديهاى مدنى اصولاً به هدف جلوگيرى از اعمال قدرت فائقه به وسيله صاحبان قدرت اعطا مى شود. به عنوان مثال، آزادى در برابر بازداشتهاى غيرقانونى، آزادى بيان، آزادى گردهمايى هاى قانونى، آزادى تحركات سياسى و آزادى برابرى وعدالت اجتماعى از جمله آزاديهاى مدنى هستند. اهميت آزادى هاى مدنى در تلاش براى انعكاس اين آزاديها در قانونهاى اساسى كشورها نهفته است.
جامعه مدنى
Civil Society
اجتماعات و اتحاديه هاى ميانى و متوسط كه نه دولتى اند و نه خانوادگى بنابراين جامعه مدنى مشتمل بر گردهمايى هاى داوطلبانه و شركتها و جمعيت هاى مشاركتى است. اين اصطلاح از سوى تئوريسين هاى مختلف از قرن ۱۸ بدينسو مورد استفاده قرار گرفته، اما تعريف بالا كه از زبان «هگل» بيان شده، مورد توجه بيشترى قرار گرفته است. از سال۱۹۹۱ بدين سو، نياز به بازسازى جامعه مدنى پس از فروپاشى كمونيسم در اروپاى شرقى، شعار اصلى اصلاح طلبانه و تحليلگران سياسى بوده است. رژيم هاى كمونيستى خود را بى نياز از مظاهر جامعه مدنى مى دانستند. بنابراين به جز مورد كليساى كاتوليك در لهستان، ساير مظاهر جامعه مدنى در اين كشور در حالت تعليق به سر مى بردند.
جنبش خلع سلاح هسته اى
CND (Campaign For Nuclear Disarmament) 
اين سازمان در سال ۱۹۵۸ در زمانى كه نگرانى ها از بابت پيگيرى سياست مستقل سلاحهاى هسته اى از سوى دولت انگلستان بالا گرفته بود، شكل گرفت.
اگرچه بخش عمده حمايت از جنبش خلع سلاح هاى هسته اى از سوى طبقات غيرمتعهد متوسط اجتماعى ابراز مى شد، حزب چپ گراى كارگر و اتحاديه هاى كارگرى از حاميان اصلى سياسى آن به شمار مى رفتند.
خيزش دوباره جنبش خلع سلاح هسته اى با افزايش تنش هاى هسته اى بين ابرقدرت ها در پايان دهه ۷۰ آغاز شد. با تصميم جديد ايالات متحده مبنى بر جايگزينى موشك هاى قديمى «پولاريس» با شبكه جديد موشك هاى هسته اى «ترايدنت» عضويت در جنبش خلع سلاح هسته اى تحرك تازه اى يافت. با نزديك شدن آمريكا و اتحاد شوروى و كاهش خطر ناشى از تنش هاى هسته اى و روى كار آمدن «ميخائيل گورباچف» در اتحاد شوروى سازمان CND به تدريج حمايت عمومى را از دست داد.
منبع: Oxford Dictionary of Politics
ترجمه: محمدرضا خداقلى پور


|   شناسنامه   |   آرشيو   |