شنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sat, May 7, 2005
مهرگان
۳۱۲۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
درباره عنايت الله رضا
درراه وطن
- عنايت الله رضا ايران شناس تاريخ پژوه و جغرافيدان متولد سال ۱۲۹۹ اصفهان
- اخذ دكتراى فلسفه در دانشكده حزبى شوروى سابق
- تأسيس بخش فارسى راديو پكن
- همكارى با راديو مسكو، تا سال ۱۹۶۷
- مدير كنگره جهانى ايران شناسى كتابخانه ملى
- مدير بخش جغرافى و تاريخ دايرة المعارف بزرگ اسلامى از سال ۱۳۶۵ تاكنون
- برخى از آثار او عبارتند از: تمدن ايران ساسانى (ترجمه)، طبقه جديد ماركسيسم و ماجراى بيگانگى انسان (ترجمه)، كمونيسم و دموكراسى، زمامداران شوروى (ترجمه)، اسرار مرگ استالين (ترجمه)، آذربايجان واران، گفت وگو با استالين (ترجمه)، تاريخچه سرى جنايات استالين (ترجمه) و ...
210360.jpg
جعفر مجردقمى: با مرور ايام سپرى شده عنايت الله رضا، بيش ازهر چيز پى به صلابت و صداقت روشنفكرى مى بريم كه راه مبارزه كردن با قلم را به نسلهاى بعد آموخته و هنوز على رغم گذشت ۸۵ سال ازعمر گرانبارش، سلاح بر زمين نگذاشته و در خلوتى آرام، به پى ريزى بنايى عظيم كه تمام عمر را صرف آن كرده است مى پردازد.
اين روزها البته عنايت الله رضا را مى توان دردايرة المعارف اسلامى يافت. گوشه اى دنج و ساكت. بالاى كاخى كه روزگارى با آن سر عناد داشت. من سالها پيش ازاين با او و قلم جاودانه اش آشنا شدم. عنايت الله رضا مثابه محققى ژرف را برايم داشت كه تمام سطحيات را شكافته و اعماق واقعيات تاريخ را پيش روى چشم نسل نوجوى ايرانى گذاشت.
دفاع جانانه اش از واقعيت آذربايجان مثالى براى اثبات اين مدعاست. «اكنون، كمتر كسى مى داندكه سرزمين تركى زبانان قفقاز در گذشته نامى جز آذربايجان داشته و هرگز به اين نام، ناميده نمى شده است.» و اين چنين بود كه عنايت الله رضا را به قلم شناختم و سالها بعد كه به تلاش براى يافتن و نوشتن از او شدم كمتر دستگيرم شد و حسرت بود و حيرت كه چرا از او كم نوشته اند و بسيار گفته اند. با كمك دهباشى بود كه فهميدم او در مركز دايرة المعارف اسلامى مشغول تحقيق و تتبع است. با هيجان تمام به سراغ بزرگ تاريخدان رفتم و او را ديدم كه همچنان با صلابت در ميان انبوهى ازكاغذها نشسته است و مى نويسد. انگار نوشته هايش در ذهنم ريتم گرفته بودند؛ با گذاردن نام «آذربايجان» بر بخشى از قفقاز، انديشه اى تازه نيز عنوان شد مبنى بر اينكه گويا « آذربايجان سرزمينى است دو نيم گشته كه بخشى در شمال و بخشى در جنوب رود ارس نهاده شده است.»
با اين همه و على رغم روى باز و چهره بشاش، پاسخ عنايت الله رضا در خصوص گفتن درباره خودش چون آب سردى بود بر آتشى داغ: « نه ! بهتر است با آنهايى مصاحبه كنى كه دنبال شهرتند نه من! كه از من گذشته! من كار خود را كرده و مى كنم! برو سراغ آنها كه جوانند...»
عنايت الله رضا اما همچنان در رزم خويش عزمى راسخ و گسست ناپذير دارد. هنوز مى نويسد و نوشته هايش جوانان را ميخكوب مى كند و نژادپرستان را مغلوب. او با اثبات اين موضوع كه آذربايجان تنها به سرزمين هاى جنوبى رود ارس اطلاق مى شود و نام كشورى كه اين روزها « آذربايجان» ناميده مى شود تا قبل از سال۱۹۱۸ «آران» بوده است خدمتى عظيم و شايان در حق اجداد و نياكان و سرزمين مادرى ما كرد. او مى گويد: «سرزمينى كه هشتاد واندى سال پيش «جمهورى آذربايجان» و سپس «جمهورى شوروى سوسياليستى آذربايجان» نام گرفت و در روزگار باستان «آلبانيا» نام داشت. مورخان و جغرافى نگاران باستان، پيرامون اين نكته مطالبى نگاشته و سرزمين آلبانيا را جز از آذربايجان «آتروپاتن» دانسته اند.»
اين ادعاى علمى و مستند عنايت الله رضا، چون تيرى زهرآگين و پاسخى كوبنده در مقابل «پان تركيست»هايى قرار گرفت كه هواى تجزيه بر سرشان بود و قصدشان ايجاد تفرقه و جدايى ميان آذرى زبانهاى ايرانى و ايرانيان فارسى زبان بود. فى الواقع عنايت الله رضا با كار تحقيقاتى غيرقابل ترديدش اهميت و ارزش واقعى كار پژوهش را براى جلوگيرى از انحراف و تحريف تاريخ به ما نماياند. او در همان مقاله معروف خود مى نويسد: «سرزمينى كه در شمال رود ارس نهاده شده است و اكنون «جمهورى آذربايجان» ناميده مى شود، در گذشته نام ديگرى جز آذربايجان داشته است. اين سرزمين را در روزگار باستان «آلبانيا» مى ناميدند. مورخان و جغرافى نگاران باستان در اين باره مطالب بسيار نوشته اند و سرزمين «آلبانيا» را جز از آذربايجان «آتروپاتن» دانسته اند.»
عنايت الله رضا در سال۱۲۹۹ در خانواده اى روحانى، در رشت به دنيا آمد. پس از گذراندن دوران كودكى به تهران منتقل شد و دوران تحصيل متوسطه را در اين شهر به پايان رساند. سپس به خدمت نظام وظيفه رفته و در نيروى هوايى به عنوان خلبان مشغول گرديد. در سال۱۳۲۴ به سبب فعاليتهاى سياسى به كرمان تبعيد شد. در جريان مسائل پيشه ورى يا به اصطلاح جنبش آذربايجان به عنوان فرمانده نيروى هوايى حكومت آذربايجان مشغول گرديد. او مدتى از عمر خود را در شوروى، چين و فرانسه گذراند و سرانجام در سال ۱۳۴۷ به ايران بازگشت و در زمينه كتابهاى روسى در كتابخانه پهلوى سابق، بخش كنگره جهانى ايرانشناسى به كار پرداخت. بعد از مدتى به سمت معاونت علمى و پژوهشى اين كتابخانه منصوب گرديد و بعداز پيروزى انقلاب اسلامى نيز مسؤوليت كتابخانه را عهده دار شد.
عنايت الله رضا از سال۱۳۶۵ در مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى به عنوان عضو هيأت علمى مشغول به كار شد و همچنين آثار زيادى را ترجمه و تأليف نمود.
همان طور كه پيش از اين آمد اجداد عنايت الله رضا همه از روحانيون و برخى از مراجع بزرگ زمان خود بوده اند. پدرش از شاگردان آخوند خراسانى بوده و نزد آن روحانى بزرگ به تحصيل اشتغال داشته است.
عنايت الله رضا پس از گذراندن دوران كودكى در رشت به تهران منتقل شد و دوران تحصيل متوسطه را در اين شهر به پايان رساند. او در ۲۱ آذر ماه ،۱۳۲۵ پس از شكست به اصطلاح جنبش آذربايجان به شوروى پناهنده و در آنجا مشغول به تحصيل مى شود. پس از اتمام رشته علوم حزبى در دانشكده حزبى به ادامه تحصيل در رشته فلسفه پرداخته و به اخذ درجه دكترا در اين رشته نايل مى آيد و در كنار آن به سبب علاقه به مطالعه در زمينه ايران شناسى مطالعه و تحقيق در اين زمينه را پى مى گيرد.
عنايت الله رضا در خصوص ماجراى ملى شدن صنعت نفت كه يكى ازمهمترين ورقهاى تاريخ معاصر ايران است، مى گويد:« بنده معتقدم كه موضوع نفت از همان آغاز رنگ سياسى به خود گرفت. رقابت ديرينه ميان روسيه و انگلستان در ايران مردم را بر آن داشت كه به نفت هم به عنوان يك مسأله سياسى بنگرند. جريانهاى بعدى هم سياسى بودن مسأله را تشديد كرد. در سال۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ و موضوع تمديد قرارداد نفت و همچنين در دوران جنگ جهانى دوم و سالهاى پس از آن باز مسأله نفت به يك پديده سياسى بدل شد. در وقايع مربوط به آذربايجان موضوع نفت نزديك بود موجب تجزيه ايران بشود. بنابراين تفكيك مسأله نفت به اينكه پديده اقتصادى بوده يا سياسى درست نيست بلكه اين دو با هم ممزوج بودند. طرح دوفوريتى دكتر مصدق در مجلس چهاردهم در مورد ممنوعيت واگذارى امتيازات نفت به خارجيان و همچنين طرح ماده واحده غلامحسين رحيميان مبنى بر لغو يك طرفه قرارداد نفت جنوب باز يك پديده سياسى بود.»
210381.jpg
او معتقد است در دوران جنگ جهانى دوم نقش آمريكا در پيروزى متفقين بسيار عمده بود. زيرا براى مقابله با آلمان به كشورهاى اروپايى كمك كرد تا جبهه دومى ايجاد كنند. با گشايش اين جبهه كه شوروى بود، موقعيت آمريكا روز به روز ارتقا يافت. بگذريم از اينكه در دوران جنگ نيروى اتم ايجاد شد و بمباران اتمى هيروشيما و ناكازاكى يك وضع خاصى به وجود آورد. اما پس از جنگ ملاحظه كنيد كه با پلان مارشال اصلاً موقعيت به گونه اى ديگر شد. يكى اينكه فشار افكار عمومى در جهان و تلاش آمريكا سبب شد كه انگلستان مجبور به عقب نشينى از مستعمرات خود مانند هندوستان شود. به اين ترتيب كه بسيارى از كشورها به نحوى آزاد شدند و استقلال يافتند كه قصد ندارم وارد اين بحث شوم. مسأله ديگر نجات اروپا از ويرانى هاى جنگ بود و پلان مارشال و كمك هاى آمريكا سبب شد كه كشورهاى اروپايى احيا شوند و چون انگلستان هم مستثنى نبود و به كمك هاى آمريكا نياز داشت، مجبور شد علاوه بر از دست دادن مستعمرات خود به آمريكا نزديك شود. به اعتقاد بنده نزديك شدن انگلستان به آمريكا يك برخورد عقلايى براى بقاى خويش بود.
عنايت الله رضا پس از پايان تحصيلات مدتى در نيروى هوايى ارتش به سمت افسر خلبان و ديده بان خدمت نمود. با شكست جنبش آذربايجان در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ به شوروى پناهنده شد. او بعد از آن بر سر برخى اختلافات سياسى به چين رفت و به اتفاق چندتن ديگر بخش فارسى راديو پكن را تأسيس نمود. بعد از دوسال به دليل برخى تغييرات در شوروى سابق و بركنارى سران حكومت آذربايجان به سبب دشوارى تحصيل فرزندانش در چين و آشنايى آنها به زبان روسى دعوت به بازگشت شوروى را پذيرفته و در اواخر ۱۹۵۹ به مسكو بازگشته و در بخش فارسى راديو مسكو تا سال ۱۹۶۷ به فعاليت خود ادامه داد.
در سال ۱۹۶۷ او به ايران بازگشت و پس از ورود به ايران ابتدا به سمت متصدى كتابهاى روسى در كتابخانه پهلوى سابق و بعد به عنوان معاون علمى و پژوهشى آن كتابخانه مشغول شدند. پس از انقلاب او مدتى نيز مسؤوليت كتابخانه را برعهده داشت. اما به سبب بيمارى و عزيمت شش ماهه به خارج از كشور به منظور معالجه ادامه كارش ميسر نگرديد. او از سال ۱۳۶۵ تاكنون در مركز دايرة المعارف بزرگ اسلامى به عنوان عضو هيأت علمى مشغول به كار شد.
از ماجراهاى پرتلاطم زندگى عنايت الله رضا وقايع مربوط به پس از شهريور ۱۳۲۰ است. او در آن ايام پرالتهاب و پرتب و تاب سياسى همچون بسيارى از جوانان آن روزگار كه سرآمد عرصه علم و ادب شدند، به حزب توده پيوست. در همين ارتباط بود كه بالاخره در سال ۱۳۲۴ بازداشت و سپس به كرمان تبعيد و زندانى شد.
در اوايل سال ۱۳۲۵ عنايت الله رضا پس از آزادى از زندان به دستور كميته مركزى حزب عازم آذربايجان شده و در آنجا به عنوان فرمانده نيروى هوايى حكومت آذربايجان مشغول گرديد. از آن پس به سبب بروز اختلاف با سران فرقه دموكرات آذربايجان در مورد تأسيس فرقه درايران و اعلام رسمى او در كنفرانس باكو مبنى بر انجام اين امر به مثابه يك خيانت، از سوى سران دستگاه حاكمه آذربايجان شوروى سابق از جمله رئيس جمهور وقت و همچنين دبيراول كميته مركزى حزب كمونيست آذربايجان به اتفاق چند نفر ديگر از فرقه اخراج و از كار نيز بركنار مى شوند. كميته مركزى حزب نيز مأموريت او را پايان يافته تلقى كرده، در نتيجه مجبور به عزيمت از شوروى به كشور چين شد.
عنايت الله رضا در خصوص سياست شوروى سابق و حزب توده در قبال دولت مصدق مى گويد:« دولت شوروى پس از شكستى كه در قضيه آذربايجان از قوام السلطنه خورد، نهايت دشمنى را با دولت مصدق نشان داد. آن زمان حزب توده براى اعضاى كادر خود دستورالعمل صادر مى كرد. در يكى از دستورالعمل ها به صراحت نوشته بودند كه لبه تيز حمله را بايد متوجه مصدق كرد، بايد سر بزنگاه او را گير انداخت. براى من اين سؤال پيش مى آيد كه علت چيست و چرا حزب توده چنين مى كند؟ عده اى مثل كيانورى بودند كه دقيقاً مى دانستند چه كار مى كنند. عده اى ديگر هم شايد چون اطلاعى نداشتند مخالفت مى كردند ولى بعدها كه بيشتر با سياست شوروى آشنا شدم مسأله برايم روشن شد. اگر دقت كرده باشيد در كنگره نوزدهم حزب كمونيست، اتحاد جماهير شوروى، استالين خط مشى كلى جهانى خود را اعلام كرد. او به صراحت گفت: زمانى بود كه بورژوازى پرچم مبارزه ملى را در دست داشت. اكنون اين پرچم به زمين افتاده و تنها طبقه كارگر مى تواند اين پرچم را از زمين بردارد. بعد از اين ماجرا كه به يك سال قبل از سقوط مصدق و درواقع به قبل از مرگ استالين مربوط مى شود، احزاب كمونيست در كشورهاى هندوستان، اندونزى و ايران در مسيرى قرار گرفتند كه استالين خواست. در نتيجه احزاب كمونيست در اين كشورها عليه نهرو، سوكارنو و دكتر مصدق اقدامات خود را شروع كردند.»
زندگى پرفراز و نشيب عنايت الله رضا هرچه كه بوده و هر چه كه هست اثبات كننده يك واقعيت برجسته از ساير واقعيات شخصيت خستگى ناپذير اوست. عنايت الله  رضا به معناى واقعى كلمه عاشق ايران است؛ ايرانى آزاد و رها از هر بند و استبدادى. گرچه اين عريضه ناتوان از بيان تمام تلاش و سختكوشى عنايت الله رضا است، اما يادآورى او و مجاهدتهاى كم نظيرش بر نسل امروز، بهترين بهانه براى نوشتن از اوست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |