تظاهر به انصراف
«در اين موقع براى اينكه اين طور وانمود شود كه پادشاه ايران از پيوند با خانواده سلطنتى مصر صرفنظر نموده است در تهران اشاعاتى مختلف از ناحيه دربار راجع به مواصلت وليعهد با خانواده هاى مختلف ايرانى مى دادند و از طرف ملكه مادر و شهدخت ها ميهمانى ها و دعوت هاى به چاى و امثال آن از خانواده هاى محترمين تهران و دخترهاى آنها به عمل مى آمد و در تهران شهرت مى يافت كه شاه جداً مصمم بر آن است كه از يكى از خانواده هاى ايرانى همسرى براى وليعهد مملكت انتخاب كند، ولى در باطن رضاشاه منتظر فرصت مناسبى بود.
به طورى كه گفته شد: «رشدى ارس» وزير خارجه وقت تركيه در اين امر اهتمام زيادى داشت و خيلى كوشيد كه اراجيف جرايد مصرى راجع به ايران بى تأثير بماند و محترمين و رجال مصر را به محاسن و فوايد اين مواصلت متذكر ساخت. ضمناً وزير مختار ايران در مصر كه با منابع مختلف تماس پيدا كرد و با خانواده هاى مرتبط به دربار حشر و صميميت برقرار كرد، اندك اندك يقين حاصل كرد كه منابع خارجى تأثيرى در اين موضوع نداشته و ترديد خانواده سلطنتى مصر مرتبط با اوضاع و احوال داخلى مملكت بوده است و حاصل اطلاعات خود را به رضاشاه اطلاع داد و با قرائن و دلايلى كه دردست داشت به عرض رسانيد كه تأمل و ترديد مصريان به واسطه علت هاى داخلى و نظر مخالف بعضى از رجال مصرى است و موانع فوق العاده سختى در راه تحقق امر وجود ندارد.
شاه پس از اطلاع به حقيقت اوضاع دستور داد به وزيرمختار ايران در مصر اطلاع داده شود كه دربار ايران در اصل موضوع تغيير عقيده نداده و بى ميل نيست كه اين كار انجام شود، اما نمى خواهند كه مطلب جنبه سياسى پيدا كند. در ضمن از وزير مختار ايران خواسته شد كه تحقيق كند و ببيند كه وزير امورخارجه تركيه (رشدى ارس) چگونه از اين مسأله باخبر شده است.
در پاسخ تلگراف شكوه الملك، رئيس دفتر شاه، مرحوم سينكى، وزيرمختار ايران در قاهره، اين تلگرام را براى رئيس دفتر مخصوص شاه فرستاد:
«جناب آقاى شكوه، شخصاً كشف فرماييد.»
عطف به تلگراف شماره ۶۴ به عرض مى رساند وزيرمختار تركيه و وزير طرق و شوارع از دربار و شيخ الازهر، مطلب را شنيده بودند. امروز در پايان عصرانه كه وليعهد مصر به افتخار «رشدى ارس» داده بود بنده را كنار كشيده گفت: «اين صحبت در تابستان به ميان آمده بود و يك ماه پيش من و رئيس الوزرا و رئيس كابينه سلطنتى با پادشاه مذاكره و محسنات وصلت را ذكر كرديم و او را بى ميل نمى بينم.»
جواب دادم: «هرچند مأموريت انجام اين امر مهم را ندارم، ولى هروقت شما كه رئيس خانواده هستيد رسماً در اين باب پيشنهاد فرموديد با نهايت افتخار فوراً به عرض خواهد رسيد.»
بعد از آن مرحوم سينكى و خانمش با كمال حزم و احتياط مواظب كار بودند و به تدريج خود را به محيط اندرون دربار مصر و ملكه نازلى نزديك ساختند.
حاصل آنكه، «شريف صبرى پاشا» برادر ملكه نازلى و «على ماهرپاشا»، كه در آن موقع نزديك ترين اشخاص به ملك فاروق بودند، رسماً موافقت دربار مصر را به اين مواصلت به وزيرمختار ايران اعلام داشتند.
اعلام موافقت دربار مصر
وزير مختار ايران در مصر موافقت خاندان سلطنتى مصر را بدين شرح به تهران مخابره كرد:
۲۸ ارديبهشت ۱۳۱۷ (۱۸مه ۱۹۳۸)
جناب آقاى شكوه ،تهران
پريروز شريف صبرى پاشا ، دايى پادشاه، موافقت ملكه مادر و امروز على ماهرپاشا موافقت پادشاه را اعلام وقرار شد فردا ترتيب خواستگارى را بگويند.
شكوه الملك تلگراف وزير مختار ايران درمصر را به شاه نشان داد و شاه گفت: « معلوم مى شود موانعى كه تصور مى كرديم دراين امر موجود است يا نبوده و يا اگر بوده است مرتفع گرديده است.»
ترتيبات خواستگارى
دراين موقع از طرف درباره مصر اعلام شد كه ميل دربار مصر براين است كه آقاى « محمود جم» نخست وزير ايران با يكى از رؤساى دربار براى خواستگارى به مصر بيايند.
وزير مختار ايران درقاهره تلگرافى به اين شرح براى محمود جم، نخست وزير فرستاد:
«جناب آقاى جم ـ تهران ـ شخصاً كشف فرماييد.
با تقديم تبريكات صميمانه مستدعى است به عرض برسانيد اگر تصويب فرمايند ضمن تلگراف محبت آميز به پادشاه ]مصر[ مأموريت جنابعالى را اعلام فرمايند كه از تلون زنانه و تحريكات جلوگيرى شود وبجا خواهد بود اگر حامل نشان براى پادشاه باشيد .
تاريخ حركت وخط سيرخودتان را تلگرافاً اطلاع دهيد كه به دربار اعلام گردد ـ سينكى»
حساسيت دربار ايران درمورد مطالب نشريات مصر
دراين موقع از آنجا كه درنشريات مصر پيرامون مسأله خواستگارى شايعات مختلف انتشار يافته بود به دستور شاه به وزير مختار ايران درقاهره تذكر داده شد كه وليعهد خواستگار فوزيه است نه خواهران ديگر فاروق.
بدين ترتيب به شايعات مختلف پايان داده شد وشاه مستقيماً طى تلگرامى مراتب خواستگارى را به اطلاع ملك فاروق رسانيد وملك فاروق هم جواب مساعد را به تهران مخابره كرد.»
بعد از اين مقدمات يك هيأت رسمى ايرانى عازم مصر شد . اعضاى اين هيأت عبارت بودند از : محمود جم نخست وزير، دكتر قاسم غنى ( نماينده مجلس و نويسنده ومحقق معروف) ، دكتر مؤدب نفيسى ، مرحوم « ابراهيم داد» رئيس دفتر نخست وزيرى وشادروان « رشيد ياسمى» استاد دانشگاه وعضو دفتر مخصوص.
محمود جم علاوه برداشتن مقام نخست وزيرى از محارم رضاشاه بود واز نخستين روزهاى كودتاى ۱۲۹۹ با وى همكارى كرده بود. مؤدب الدوله نفيسى هم پسر ناظم الاطبا، يكى از پزشكان معروف و محترم دوره قاجار بود كه در دوران تحصيل وليعهد در سوئيس سمت پيشكارى او را برعهده داشت واو نيز درنخستين كابينه كودتا با رضا خان همكار وهمراه بود.
هيأت ايرانى درتاريخ شنبه ۱۴ خرداد ماه ۱۳۱۷ ازتهران (ازطريق عراق، سوريه، لبنان) عازم مصر شدند و درتاريخ ۲۱ خرداد ماه ۱۳۱۷ بعد از ظهر وارد اسكندريه شدند، فرداى آن روز در قصر سلطنتى به حضور ملك فاروق بار يافتند و ناهار را در حضور ملك صرف كردند.
دراين موقع مسأله تابعيت شاهزاده فوزيه و موقعيت فرزند آينده او از نظر حقوقى مطرح شد وبراى اينكه وى بتواند مادرشاه آينده باشد، نمايندگان مجلس شوراى ملى اصل سى وهفتم متمم قانون اساسى را به اين ترتيب تفسير كردند:
تفسير اصل سى وهفتم متمم قانون اساسى ، موضوع كلمه ايرانى الاصل مصوب ۱۴ آبان ماه ۱۳۱۷.
ماده واحد ـ منظور از مادر ايرانى الاصل مذكور دراصل ۳۷ متمم قانون اساسى اعم است از مادرى كه مطابق شق دوم از ماده ۹۷۶ قانون مدنى داراى نسب ايرانى باشد، يا مادرى كه قبل از عقد ازدواج با پادشاه يا وليعهد ايران به اقتضاى مصالح عاليه كشور، به پيشنهاد دولت وتصويب مجلس شوراى ملى به موجب فرمان پادشاه عصر صفت ايرانى به او اعطا شده باشد.
اين قانون كه مشتمل بر يك ماده است، درجلسه چهاردهم آبان ماه يك هزار و سيصد و هفده به تصويب مجلس شوراى ملى رسيد.
رئيس مجلس شوراى ملى ـ حسن اسفنديارى
اين عروسى سرگرفت وجشن هاى گسترده و باشكوه بسياردر تهران وقاهره، برپاشد.
بعد از آن وليعهد به قاهره رفت و فوزيه به تهران آمد .اما اين ازدواج خوش عاقبت نبود.
سه سال بعد وقايع شهريور ۱۳۲۰ پيش آمد و با تغيير سلطنت فوزيه ملكه ايران شد، اما هميشه محزون وگرفته بود . چند سفر به مصر رفت و بازگشت و آخرين سفرش سفرى بى بازگشت بود.
اصرار شاه دربازگرداندن فوزيه بى نتيجه بود و از خاطرات دكتر غنى اين طور استنباط مى شود كه او بيم جان داشت ومعتقد بود كه اگر به ايران بازگردد ، زنده نخواهد ماند.
ادامه دارد