يكشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, May 8, 2005
ماجرا
۳۱۲۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درخواست يك پسر جوان از دادگاه
صندلى خالى
حوادث طبيعى
درخواست يك پسر جوان از دادگاه
برايم ثابت كنيد پدر و مادرم واقعى هستند
گروه حوادث: پسر جوانى كه موفق به كسب رتبه دو رقمى در كنكور سراسرى شده است با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست اثبات نسب داد.
به گزارش خبرنگار ما اين پسر جوان در آخرين روزهاى پايانى سال گذشته با مراجعه به دادگاه خانواده (۲) گفت: من از چند سال پيش متوجه تفاوت هايى كه ميان خودم و والدين و ديگر خواهر و برادرانم بود، شدم و در اين مورد حساسيت بيشترى در من بوجود آمد. همين مسأله باعث شد كه پى ببرم نگاه و رفتار اقوام و فاميل و همسايگان به من نسبت به خواهران و برادرانم متفاوت است. پدر و مادرم هم ديگر فرزندانشان را با من فرق مى گذاشتند.
وى افزود: هر چه زمان مى گذشت و من از درك و شعور بيشترى بهره مى بردم مى فهميدم كه كمترين شباهتى با والدينم و اعضاى خانواده ام ندارم. پدر و مادرم با من مثل يك غريبه رفتار مى كردند و من بالاخره با وجود اينكه برايم خيلى سخت بود ولى بالاخره باور كردم كه شايد فرزند آنها نيستم و آنها تنها مرا به فرزندى پذيرفته اند و حاضر به نگهدارى از من شده اند اين بود كه در اين مورد چند بار از آنها سؤال كردم ولى هر بار با جواب هاى سربالا و يا سكوت روبرو شدم. ديگر از اين وضعيت خسته شده بودم براى همين بود كه از آنها جدا شدم اتاقى براى خودم كرايه كردم و در آن به تنهايى زندگى جديدى را آغاز كردم. فكر مى كردم با اين كار به آرامش مى رسم و اگر واقعاً فرزندشان باشم از دورى ام نگران مى شوند و بالاخره براى بازگرداندنم به خانه كارى خواهند كرد.
اين پسر جوان با ناراحتى افزود: ولى آنها هيچ عكس العملى نشان ندادند. در تنهايى خودم ناچار شدم براى تأمين مخارج زندگى ام شروع به كار كنم و خودم زندگى ام را تأمين كنم از طرف ديگر چون از كودكى از استعداد خوبى برخوردار بودم به درس علاقه زيادى داشتم در اين مدت با تلاش و جديت در وقت اضافه اى كه داشتم درس مى خواندم تنها اميد من اين بود كه به دانشگاه راه پيدا كنم و براى سؤالاتى كه دارم پاسخ درستى پيدا كنم. در آزمون دانشگاه شركت كردم و وقتى نتايج اعلام شد متوجه شدم رتبه دو رقمى كسب كرده ام و مى توانم در هر رشته اى كه علاقه دارم به دانشگاه راه پيدا كنم.
وى ادامه داد: اين موفقيت باعث شده كه من بيشتر احساس كنم كه فرزند خانواده ام نيستم چون پدر و مادرم سواد درست و حسابى ندارند ولى من از استعداد و توان ذهنى بالايى برخوردار هستم و از طرفى گروه خونى من با آنها و فرزندان ديگرشان متفاوت است. وى گفت: همين فكر باعث شده كه از نظر روحى احساس عجيبى در من به وجود بيايد. فكر مى كنم كه به شدت تنها هستم و هيچ چيز نمى تواند مرا خوشحال كند مگر اينكه متوجه حقيقت شوم از هر كسى كه مى شناختم در اين مورد سؤال كرده ام ولى پاسخ درست و مناسبى براى آن به دست نياورده ام و حالا هم به دادگاه مراجعه كرده ام و از شما مى خواهم با احضار آنها به دادگاه و انجام آزمايش DNA و خون براى من روشن كنيد كه آيا فرزند واقعى والدينم هستم يا خير.
و اگر فرزند آنها نيستم برايم روشن شود كه والدين واقعى من چه كسانى هستند و سرنوشت نخستين من چه بوده و چگونه به ميان اين خانواده آمده ام.
به گزارش خبرنگار ما قاضى دادگاه خانواده با توجه به صحبت هاى اين پسر جوان دستور داد تا پدر و مادر وى به دادگاه احضار شوند و در مورد صحت و سقم حرف ها و ادعاهاى اين جوان تحقيقات لازم به عمل آيد و در صورت لزوم آزمايش DNA و خون براى اثبات نسب وى انجام شود.
صندلى خالى
زندگى با
شوهر مجنون
210546.jpg
سرش را از روى لباسى كه پايين آن را پس دوزى مى كرد، بلند كرد و نگاهى به ساعت انداخت. تا نيم ساعت ديگر مشترى مى آمد تا لباسش را بگيرد. مادر در حال درست كردن ناهار بود. بوى كتلت مادر فضاى خانه را پر كرده بود. نرگس احساس دل ضعفه كرد. براى خوردن يك كتلت به آشپزخانه رفت.
- مادر لباس حاج خانم را آماده كردى؟
- بله!
- مى خواستى خيلى دقت كنى، چون از آن خانواده هاى حسابى هستند و سرشان به تنشان مى ارزد، اگر كار تو را بپسندد، حتماً كلى مشترى برايت مى آورد.
نرگس سرش را تكان داد و به طرف اتاق رفت.
حاج خانم زنى ۶۰ ساله بود كه از چند محله بالاتر براى دوختن يك چادر و پيراهن پارچه پيش نرگس آورده بود. نرگس تمام دقت اش را كرده بود كه تميزترين و بهترين كار را براى حاج خانم انجام بدهد.
حاج خانم لباسش را گرفت، نگاهى به آن كرد و گفت:
- معلوم است كه از هر پنجه ات يك هنر مى ريزد دختر! كار تو حرف ندارد. خيلى خوش دوخت است.
نرگس از اينكه حاج خانم دوخت او را پسند كرده بود، خوشحال بود.
چند هفته بعد دوباره سر و كله حاج خانم پيدا شد. اين بار او با يك دختر جوان و زنى به سن و سال خودش آمده بود. يك پارچه دامنى آورده بودند تا نرگس بدوزد. نرگس اندازه هاى زن جوان را گرفت و در دفتر نوشت. از وقتى كه توانسته بود كار چند مشترى مثل حاج خانم را راه بيندازد، از شادى در پوست خودش نمى گنجيد و از صبح تا شب از پاى چرخ خياطى بلند نمى شد.
- نرگس! بلند شو! قراره كه امروز عصر حاج خانم بياد.
- ولى من كه لباسش را آماده نكردم. قرار بود سه روز ديگر براى پرو بيايند.
نرگس تند  تند الگوى دامن را بريد و آن را روى پارچه انداخت. عصر بود كه چند زن به همراه حاج خانم به خانه پدر نرگس آمدند.
- دامن تان را آماده كرده ام.
- ما براى كار مهمترى آمده ايم.
لبخند روى لب حاج خانم، نرگس را متعجب كرد.
حاج خانم بدون مقدمه حرفش را ادامه داده بود.
- راستش اين خواهرشوهر من از وقتى كه اينجا آمد و كارهاى نرگس خانم را ديد، به من گفت دوست دارد اين دختر هنرمند و خوش ذوق عروس اش باشد.
چهره نرگس پر از خون شد. از شرم سرش را زير انداخت، ولى دلش پر از شادى شد. اگر عروس اين خانواده مى شد، ديگر لازم نبود از صبح تا شب سر از روى پارچه هاى جورواجور برندارد و سوزن به لباس بزند و دست آخر دستمزدش را براى دادن اجاره خانه به مادر پير و تنهايش بدهد.
مقدمات عقدكنان خيلى زود سر گرفت. همه از اين وصلت راضى بودند. نرگس از همه خوشحالتر بود. اين ازدواج به گمان او پايان تمام سياهى ها و تاريكى هاى زندگى اش بود.
فرهاد جوانى لاغراندام و ساكت بود. سكوت او نرگس را كه دخترى پر جنب و جوش بود، آزار مى داد. ولى با اين حال فكر مى كرد فرهاد كم كم با ديدن اخلاق نرگس رفتارش عوض مى شود و خودش را از نظر روحى به او نزديك مى كند. او وقتى كه پاى در خانه شوهر گذاشته بود، متوجه رفتارهاى متفاوت پدر و مادر شوهرش با فرهاد شده بود. اين كه آنها فرزندان ديگرشان را با فرهاد فرق مى گذاشتند، فرهاد را آزار مى داد. دو سالى از زندگى نرگس و فرهاد مى گذشت، ديگر نرگس متوجه شده بود كه براى انجام هر كارى به جاى اينكه از فرهاد اجازه بگيرد يا اينكه پول بخواهد، بايد با پدر و مادر او حرف بزند. اين مسأله او را خيلى آزار مى داد.
- آخر چرا تو خودت نمى توانى در زندگى تصميم بگيرى و اجازه مى دهى تا ديگران برايت تصميم بگيرند.
فرهاد از اين حرف نرگس عصبى شده و براى اولين بار زنش را زير مشت و لگد گرفته بود.
نرگس روز به روز در خانه پدرشوهر بيشتر احساس تنهايى مى كرد. گاهى كه براى ديدن مادرش به خانه شان مى رفت، با مادرش درد دل مى كرد، ولى مادر هم انگار هيچ راهى جز سوختن و ساختن براى نرگس نمى شناخت.
* * *
آن روز صبح وقتى نرگس از خواب بيدار شد، متوجه شد كه فرهاد در اتاق نيست. آرام و بدون اينكه سر و صدايى راه بيفتد، از اتاق بيرون آمد و خودش را به پايين پله ها رساند.
- فرهاد جان فردا وقت دكترت است. نمى خواهد به زنت حرفى بزنى و به او چيزى بگويى به عنوان اينكه پدرت جايى كار دارد، با پدرت دكتر مى روى. به دكتر بگو داروهايت را اين بار بيشتر بنويسد، من خودم هم فردا مى آيم.
نرگس تعجب كرد. فرهاد چه بيمارى داشت كه از او پنهان مى كردند. روز بعد مادر فرهاد از صبح به بهانه اينكه تا شب خانه يكى از دوستان قديمى اش دعوت است، از خانه بيرون رفت. فرهاد هم گفته بود كه با پدرش تا شب بايد جايى برود. در خانه هيچ كس جز نرگس نبود. نمى دانست چه اتفاقى افتاده كه از او پنهان مى كنند. صداى دق الباب در خانه نرگس را از فكر بيرون آورد. به طرف در رفت. كبرى خانم از دوستان قديمى مادرشوهرش بود. كبرى خانم كه از خستگى نفس اش بالا نمى آمد، روى پله هاى ايوان نشست و ليوان شربت را از دست نرگس گرفت.
كم كم سر صحبت ميان نرگس و كبرى خانم باز شد. كبرى خانم وقتى ديد نرگس چقدر ناراحت است، گفت:
- ببين مادر، مثل اينكه تو از همه جا بى خبرى. اگر قول بدهى كه از زبان من به كسى حرفى نزنى و هرچه مى گويم بين خودمان دو تا بماند، حقيقتى را به تو مى گويم و بعد هم ادامه داد:
- من زمانى كه فرهاد به دنيا آمد را خوب يادم هست. بچه وقتى كم كم بزرگ شد، معلوم شد كه از نظر مغزى بيمار است. چند دكتر جورواجور بردند تا اينكه دكتر گفت يك نوع جنون دارد. تو نمى دانى كه چقدر اين پدر و مادر براى خوب شدن فرهاد زحمت كشيدند تا به اينجا او را رساندند. چقدر اين مادرشوهر تو غصه خورد و گريه كرد و نذر كرد. الآن هم مادرجان با هزار جور قرص آرام است. اگر داروهايش يك لحظه دير شود، به كله اش مى زند. به همين خاطر از سربازى اش هم معاف شد و سربازى نرفت به خاطر جنون، به خاطر ديوانگى اش، پس فكر مى كنى چرا اين خانواده با اين وضع شان آمدند و دختر ساده اى را مثل تو گرفتند. به عروس و دامادهاى ديگرش توجه نكردى؟ اى دختر بيچاره، تو فكر مى كردى شانس آورده اى...
نرگس ديگر بقيه حرفهاى كبرى خانم را نمى شنيد. خون در تمام چهره اش دويده بود و بى اختيار و از سر عجز و بى پناهى گريه مى كرد. زندگى كنار يك مرد مجنون چه عاقبتى را براى او رقم مى زد؟ نرگس چه آينده اى داشت اگر پدر و مادر شوهرش مى مردند، او چطور مى توانست در كنار فرهاد زندگى كند؟ اگر بيمارى شوهرش ارثى بود و خدا به او بچه اى مثل فرهاد مى داد، چه بايد مى كرد؟
هزار سؤال مختلف به ذهن خسته نرگس هجوم آورده بود. با رفتن كبرى خانم غم عالم روى شانه هايش نشسته بود. تا شب كه ساكنان خانه بيايند، هنوز چند ساعت مانده بود. نرگس از اينكه خانواده شوهرش با دروغ و نيرنگ حقيقت و بيمارى فرهاد را از او پنهان كرده بودند، ناراحت بود. به تنها چيزى كه فكر مى كرد، خلاص شدن از اين وضعيت بود. تنها پشتوانه اش از اين زندگى، مهريه اش بود، ۳۵۰ سكه شايد مى توانست او را كمك كند تا پس از جدايى و طلاق از فرهاد سقفى بالاى سر خودش درست كند. نرگس نمى دانست آيا مى تواند مهريه اش را از پدر فرهاد به عنوان ولى محجور بگيرد يا خير و نمى دانست آيا تمام مهريه اش به او تعلق مى گيرد يا نه؟

پاسخ حقوقى به نامه نرگس از شيراز
مجيد يوسفى- معاون مجتمع قضايى خانواده(۱):


لازم است قبل از ورود به بحث پيرامون استحقاق يا عدم استحقاق زن به دريافت مهريه در صورت اثبات جنون شوهر را كنيد مسؤول پرداخت مهريه در اين فرض چه كسى خواهد بود.
و در فرض مذكور چه ميزان از مهريه به زوجه تعلق خواهد گرفت، مقدمه اى راجع به اينكه اصولاً جنون چيست و حدوث آن قبل يا بعد از عقد نكاح چه آثارى مى تواند برانحلال نكاح و مهريه زوجه داشته باشد بيان كرد. در ادامه بحث نيز آثارى كه جنون مى تواند احياناً در طلاق زوجين و نهايتاً بر مهريه زوجه داشته باشد مورد بررسى قرار مى گيرد. قبل از بيان موضوع روى مقررات قانونى در اين باب به درك بهتر موضوع كمك خواهد كرد.
ماده ۱۱۲۰ قانون مدنى: «عقد نكاح به فسخ يا به طلاق يا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل مى شود»
ماده ۱۱۲۱ قانون مدنى: در جنون هر يك از زوجين به شرط استقرار اعم از اينكه مستمر يا ادوارى باشد براى طرف مقابل موجب حق فسخ خواهد بود.
ماده ۱۱۲۵ قانون مدنى: «جنون در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ براى زن خواهد بود.»
ماده ۱۱۲۶ قانون مدنى: «هر يك از زوجين كه قبل از عقد عالم به امراض مذكوره در طرف ديگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.
ماده ۱۱۳۱ قانون مدنى: خيار فسخ فورى است و اگر طرفى كه حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ، نكاح را فسخ نكند خيار او ساقط مى شود به شرط اينكه علم به حق فسخ و فوريت آن داشته باشد تشخيص مدتى كه براى امكان استفاده از خيار لازم است به نظر طرف عرف و عادت مى باشد»
ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى: « به مجرد قفه، زن مالك مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى كه بخواهد در آن بنمايد.
ماده ۱۰۹۸ قانون مدنى : «در صورتى كه عقد نكاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده و زن دوشيزه مانده باشد زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر مى تواند آن را استرداد نمايد»
ماده ۱۰۹۹ قانون مدنى: در صورت جهل زن به فساد نكاح و دوشيزه نماندن وى زن مستحق مهر المثل است.
ماده ۱۱۰۱ قانون مدنى: «هرگاه عقد نكاح به جهتى فسخ شود زن دوشيزه باشد حق مهر ندارد مگر در صورتى كه موجب فسخ باشد كه در اين صورت باوجود فسخ نكاح زن مستحق نصف مهر است.»
بنابراين بايدگفت همين كه نكاح واقع مى گردد زن مالك كل مهريه مى گردد و هرگونه تصرفى را كه بخواهد مى تواند بر آن بنمايد به عبارت ديگر زمان استقرار مهر بر ذمه مرد و وقوع نكاح است و زوجه حق دارد در همان ابتداى عقد مهريه خود را كلاً مطالبه نمايد لكن عواملى وجود دارد كه ممكن است بر مهريه زوجه تأثير گذار باشد براى روشن شدن موضوع ابتدائاً عللى را كه يك نكاح ممكن است به واسطه آن منحل گردد، برسى مى نماييم. عقد نكاح در سه حالت ممكن است منحل شود ۱- فسخ (در مواردى انفساخ كه موضوع بحث نيست)۲- طلاق ۳- بذل مدت در عقد انقطاع.
جهت فسخ نكاح عوامل زيادى وجود دارد يكى از آن عوامل جنون هر يك از زوجين است به شرط آنكه اين جنون استقرار داشته باشد- خواه اينكه جنون از نوع مستمرو دائم يا به صورت ادوارى باشد.
جنون حالتى است كه عقل مختل است بنابراين زوال عقد چه به صورت دائم و چه به صورت ادوارى را جنون گويند. وجود جنون علاوه بر اينكه مى تواند حق فسخ نكاح را براى طرف مقابل ايجاد كند، در مواردى نيز كه زن از جهت جنون مرد درخواست فسخ نكرده و اين حق خود را به عللى مثلاً به جهت اينكه فوراً از اين حق استفاده نكرده است، از دست داده است، مى تواند از جهت عسر و حرج زن عامل و دليلى براى طلاق او مطرح گردد.
با توجه به اين مقدمه موضوع بحث را به اين صورت مطرح مى نماييم كه زمانى كه زوجه مطالبه مهريه خود را مى نمايد و جنون زوج هم به طريقى به اثبات رسيده است چه حالتى ممكن است متصور باشد.
اول: زوجه مطالبه مهريه خود را كرده و موضوع انحلال نكاح (فسخ به جهت جنون) مطرح نگرديده است.
دوم: زوجه مطالبه مهريه خود راكرده و لكن موضوع انحلال نكاح (فسخ به جهت جنون) هم مطرح گرديده است.
در قسمت اول دو حالت متصور است:
الف- جنون حين عقد موجود بوده است
ب- جنون پس از عقد حادث گرديده است
در قسمت الف نيز دو حالت متصور مى باشد
۱- زوجه علم به جنون زوج داشته است.
۲- زوجه عالم به جنون زوج نبوده است.
قسمت دوم نيز به دو قسمت قابل تصور است.
الف - عقد نكاح در دوران عقد و دوشيزگى به جهت جنون فسخ گردد.
ب - عقد نكاح بعد از عروسى به جهت جنون فسخ گردد.
قسمت ب نيز به دو صورت قابل تقسيم است.
۱- زن عالم به جنون زوج باشد.
۲ - زن عالم به جنون زوج نباشد.
علاوه بر تقسيمات فوق بايد گفت در تمامى حالات يادشده چنانچه نماينده قانونى زوج عقد را منعقد كرده است اشكالى برعقد نكاح مترتب نيست اما چنانچه زوج مجنون خود عقد را منعقد كرده است به جهت فقدان قصد نكاح اصولاً باطل است كه وضعيت بطلان نكاح را متعاقباً بيان خواهيم كرد.
همانطور كه گذشت به مجرد وقوع عقد زن مالك كل مهر مى شود و در صورتى كه زن مطالبه مهريه خود را در حالى كه زوج مجنون است بنمايد اگر موضوع انحلال نكاح مطرح نباشد، در تمام صور مذكوره در قسمت اول يعنى چه جنون حين عقد موجود باشد و يا پس از عقد حادث گرديده باشد و چه برجنون زوج زن عالم بوده باشد يا جاهل، تأثيرى بر مهريه زوجه نخواهدداشت و زوجه مى تواند تمام مهريه خود را مطالبه و دريافت نمايد.
در قسمت دوم يعنى حالتى كه درخواست فسخ و انحلال نكاح از حيث جنون زوج مطرح باشد دوقسمت الف يعنى زمانى كه عقد نكاح هنگام دوشيزگى به جهت جنونى فسخ گردد، زن حق مهر ندارد لكن در حالتى كه عقد نكاح پس از عروسى به جهت جنون فسخ گردد (قسمت ب) در هر دو صورت آن يعنى چه عالم به جنون زوج بوده باشد يا نباشد زن مستحق مهريه خواهدبود.
مهرالمثل متفاوت از مهريه (مهرالمسمى) است به عبارت ديگر مهريه، مهرالمسمى مهرى است كه بين زوجين مشخص شده است در حالى كه مهرالمثل بايد بعداً تعيين شود و براى تعيين آن حال زن از حيث شرافت خانوادگى و ديگر صفات و وضعيت او نسبت به اقران و اقارب و همچنين معمول على و غيره در نظرگرفته مى شود.
به هر صورت بايد گفت در هريك از صورى كه زن مستحق دريافت مهر و مهرالمثل مى باشد اگر زوج مجنون خوداموالى داشته باشد از محل اموال مجنون و توسط نماينده قانونى وى (پدر، جدپدرى و قيم) قابل پرداخت خواهدبود و در صورتى كه زوج فاقد اموال باشد نماينده قانونى چنانچه تعهد به پرداخت مهريه كرده باشد، مسؤول پرداخت خواهدبود.
و اما راجع به اينكه جنون چه اثرى در طلاق زوجين و نهايتاً بر مهريه زوجه مى تواند داشته باشد بايد گفت در موارد جنون زوج علاوه براينكه زوجه در مواردى حق فسخ نكاح را خواهدداشت كه فوقاً مورد توضيح قرارگرفت، تحت شرايط خاصى مى تواند انحلال نكاح را از طريق طلاق بخواهد چرا كه به موجب ماده ۱۱۳۲ قانون مدنى در فسخ نكاح رعايت ترتيباتى كه براى طلاق متصور است شرط نيست، بنابراين ماهيت حقوقى فسخ نكاح با طلاق موافق است.
چنانچه به هر دليل زوجه نتواند از حق فسخ نكاح استفاده نمايد و از جهت جنون زوج در عسر و حرج باشد مى تواند درخواست طلاق را از محكمه بنمايد.
ماده ۱۱۳۰قانون مدنى بيان نموده در مورد زير زن مى تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاى طلاق نمايد در صورتى كه براى محكمه ثابت شود كه دوام زوجيت موجب عسر و حرج است، مى تواند براى جلوگيرى از ضرر و حرج، زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورت ميسر نشدن به اذن حاكم شرع طلاق داده مى شود.
شرط استفاده زن از اين حق عدم اطلاع زن به جنون مرد مى باشد در اين صورت و در صورت اجراى صيغه طلاق چنانچه در دوران عقد باشد زن مستحق نصف مهر است در غيراين صورت مى تواند تمام مهريه را دريافت نمايد.
حوادث طبيعى
كولاك
وزش بادهاى سرد با سرعت حدود ۵۰ يا ۶۰ كيلومتر در ساعت همراه با ريزش برف و كاهش درجه حرارت به كم تر از ۱۲ درجه زير صفر از جمله حوادثى است كه در اكثر جاده ها و نواحى كوهستانى شمال كشور به وقوع مى پيوندد و خسارت هاى جانى و مالى فراوان به بار مى آورد.
لبه هاى خارجى كولاك داراى بادهاى شديد با سرعت ۳۰ كيلومتر در ساعت است كه تا ميزان ۱۲۰ كيلومتر در ساعت و حتى بيشتر نيز افزايش مى يابد. اين نيروى بالا باعث حركت كولاك از مركز آرام آن مى شود.
وقتى كولاك فرا مى رسد باران شديد و سيلاب رخ مى دهد كه معمولاً خطرهاى بيشترى نسبت به توفان هاى جوى ايجاد مى كند. بادهاى شديد و باران هاى مناطق سيلابى موجب خسارت هاى گسترده و سيلاب مى شود. در مناطق دريايى كولاك ها امواج عظيمى ايجاد مى كنند كه به صورت موج هاى جزر و مددار بزرگ به ساحل مى رسد. بيشتر كسانى كه در كولاك جان خود را از دست مى دهند در اين سيلاب ها گرفتار مى شوند. كولاك ها آرام حركت مى كنند. افراد گرفتار شده ممكن است چندين ساعت در معرض كولاك باشند. مركز كولاك به آرامى حركت مى كند و عبور آن از هر منطقه چند دقيقه تا نيم ساعت يا بيشتر به طول مى انجامد.
رعايت نكات ايمنى قبل از وقوع كولاك
* هميشه كيف امداد و نجات هلال احمر را در منزل آماده داشته باشيد.
* همواره به گزارش هاى هواشناسى راديو و تلويزيون توجه كنيد.
* وسايل يدكى خودرو و بنزين كافى در اتومبيل داشته باشيد.
* نزديك ترين مراكز امدادرسانى مانند جمعيت هلال احمر، راهدارى، درمانگاه ها، آتش نشانى و قرارگاه هاى نيروى انتظامى را، كه در هنگام حادثه مى توانند به شما كمك كنند، شناسايى كنيد.
* هنگام مسافرت در جاده هاى اصلى و مسيرهايى كه امكان رسيدن امدادگران وجود دارد رانندگى كنيد.
* اگر در مناطقى زندگى مى كنيد كه همواره و بخصوص در فصول سرد سال در معرض كولاك هستيد از ايمن بودن محل سكونت خود مطمئن شويد.
رعايت نكات ايمنى هنگام وقوع كولاك
* هنگام وقوع كولاك در مكان امن و مطمئن بمانيد. تنها در صورت لزوم تغييرات اضطرارى را انجام دهيد. به خاطر بسپاريد كه احتمالاً باد به سرعت از جهت مخالف و با نيروى بيشتر باز مى گردد.
* هنگام كولاك و بوران، تا حد امكان از رانندگى در نواحى كوهستانى پرهيز كنيد.
* در صورت ضرورت مسافرت در شرايط نامساعد جوى زمان خروج و مقصد مسافرت را به اطرافيان اعلام كنيد.
* در صورت ضرورت مسافرت از وسايل و تجهيزات ايمنى استفاده كنيد.
* مراقب سقوط درختان، تيرها و دكل هاى برق باشيد.
* در صورتى كه وسيله نقليه خراب شود پس از تماس با مراكز امدادى تا رسيدن كمك هاى لازم در داخل اتومبيل بمانيد تا از خطر سرمازدگى و عوارض ناشى از آن و حمله حيوانات درنده درامان بمانيد.
رعايت نكات ايمنى بعد از وقوع كولاك
* از انجام فعاليت هاى خسته كننده و بى نتيجه مانند برف روبى و هل دادن اتومبيل، كه احتمال وقوع حوادث ثانوى را افزايش مى دهند، خوددارى كنيد.
* اشخاص حادثه ديده را در پتو و لباس گرم پيچيده، ضمن مراقبت از نقاط آسيب ديده بدن، با دقت افراد آسيب ديده را به محل امن و يا مراكز درمانى منتقل كنيد.
جاده
چگونه توقف كنيم؟


براى استراحت و خواب بايد مكانى بدون خطر را انتخاب كنيد. بهترين مكانها، پاركينگ ها يا جلوى پاسگاههاى انتظامى است. بعضى از رانندگان در بين جاده و سرپيچ هاى خطرناك و كنار خيابان و يا در پاركينگ هاى خلوت استراحت مى كنند كه اين كارخطرناك است و ممكن است مورد دستبرد قرار گيرند و يا راننده ديگرى به علت عدم توجه به جلو و يا به خواب رفتن با آنها تصادف كند. هنگام توقف در كنار خودروهاى ديگر در پاركينگ ها بايد فاصله را حفظ كنيد و فوراً كاميون يا تريلرتان را خاموش كنيد. بعضى از رانندگان موقع توقف نه تنها كاميون ياتريلر خود را خاموش نمى كنند بلكه ابتدا به موتورها گاز داده و بعد آن را خاموش مى كنند و با اين كار خود باعث اذيت و از بين بردن خواب و استراحت ديگران مى شوند و يا به گونه اى توقف مى كنند كه لوله اگزوز آنها درست روبروى اتاق و كابين راننده ديگر قرار مى گيرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |