يكشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, May 8, 2005
گزارش
۳۱۲۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
تا امروز هزاران نفر از
نمايشگاه كتاب بازديد كرده اند
تا امروز هزاران نفر از
نمايشگاه كتاب بازديد كرده اند
لمس رنج هاى نويسنده
در كهكشان گوتنبرگ
210516.jpg
داود پنهانى
كالاى فرهنگى در راهيابى به سبد مصرف خانوار ايرانى با دشوارى هاى بسيارى رو به روست. اين دشوارى ها در فاصله ميان نويسنده تا مخاطب اثر به اشكال مختلف خودنمايى مى كند. كار از ساعاتى آغاز مى شود كه يك نويسنده با نيت توليد اثر دست به قلم مى برد. در ادامه راه با حضور ناشر و تأييد اثر از سوى وى همراه مى شود. بعد از آن گذر از هفت خوان آغاز مى شود.
مميزى، دريافت مجوز، چاپخانه، كاغذ، تيراژهاى پايين، توزيع، هزينه هاى مالى طاقت فرسا، كتابفروشى و آنگاه مخاطبان كم ميل و علاقه در كشور ما. اينها همه وهمه نشان دهنده واقعيت پيچيده اى است كه در توليد يك اثر خواسته و ناخواسته تأثير گذاشته و به عمد يا غير عمد ايجاد مشكل مى كنند.
اين داستان براى تمامى ۱۷۸۴ ناشرى كه امسال در نمايشگاه كتاب حضور يافته اند امرى طبيعى است. آنها با تمامى مشكلات پيش گفته توانسته اند در قالب ۱۰۵۷ مؤسسه خصوصى و ۷۲۷ نمايندگى، جديد ترين كتاب هاى خود را چاپ و روانه نمايشگاه امسال كنند. اين تعداد ناشر در گروه عمومى با ۵۱ هزار عنوان، در گروه كودك و نوجوان با ۱۰ هزار عنوان در گروه آموزش با ۱۱ هزار عنوان و در گروه دانشگاهى ۲۲ هزار عنوان كتاب را كه طى سه ساله اخير چاپ كرده اند، در نمايشگاه كتاب عرضه مى كنند.
با اين حال اين حضور پررنگ چندان ارتباطى به واقعيت نشر و داستان آن در ايران ندارد. واقعيتى كه در چاپ كتاب با تيراژهاى هزارتايى خودنمايى مى كند، چيزى فراتر از نمايش چند روزه هزاران ناشر خصوصى و دولتى در نمايشگاه كتاب است. آنانكه پيگير اين مسائل هستند به موضوعاتى اشاره مى كنند كه هر يك در جاى خود مى تواند مشكلاتى فرا راه صنعت نشر به وجود بياورد.
صحبت فتح الله بى نياز نويسنده و منتقد ادبى در اين زمينه از موضوع نمايشگاه شروع مى شود. وى مى گويد: «به نظر نمايشگاه كتاب در كشور ما به صورت يك امر انتزاعى مطرح شده است. يعنى مقوله اى جدا از ساختار جامعه شده و جاى تأسف بسيار دارد كه بيشتر نويسندگان و منتقدان فرهنگى و ادبى هم همين نظر را دارند.» به گفته اين منتقد نمايشگاه كتاب ما نيز يك وظيفه كوتاه مدت است و جزيى از روند كلى جامعه نيست. وى مى گويد: «در كشورهاى اروپايى وضع خيلى فرق مى كند.» اين تفاوت از نگاه وى در تمايل به مطالعه كتاب در سطح جامعه نيز مشخص است: «در كشورهاى اروپايى حدود ۵۰ درصد مردم كتاب هاى ساده و عامه پسند مى خوانند، ۲۰ درصد مردم كتاب هاى جدى مطالعه مى كنند و ۲ درصد آنها هم كتاب هاى خاص و تخصصى را مطالعه مى كنند. در صورتى كه در كشور ما اين طور نيست و حدود ۱۰ درصد مردم عامه پسند هستند و ۵ درصد آنها ادبيات جدى مانند روانشناسى، جامعه شناسى و كتاب هاى فلسفى مطالعه مى كنند كه جاى تأسف دارد.» وى همچنين خاطر نشان مى كند: «نمايشگاه تنها براى جذب مردم و مخاطب به كتاب است اما غناى يك اثر در جذب مخاطب، برعهده نويسنده كتاب است.»
آسيب شناسى بحث كتاب و نمايشگاه كتاب از زواياى ديگرى نيز قابل بررسى است. «هادى منورى» شاعر به يك نكته در اين زمينه اشاره كرده و مى گويد: «نمايشگاه كتاب، اگر چه كار خوبى است اما امروزه به شكل عادت درآمده و مخاطبان بيشتر براى تفريح و صرفاً گذراندن يك روز با خانواده نمايشگاه را انتخاب مى كنند.» به اعتقاد وى براى افزايش استقبال مردم از فرهنگ مكتوب بايد ابتدا به بازار كتاب توجه كرد: «خيلى از كتاب ها كه خوب نوشته مى شود، خوب تبليغ و توزيع نمى شود بنابراين مورد استقبال قرار نمى گيرد و فروش بالايى هم نخواهد داشت.»
البته «اسدالله امرايى» در نگاه به نمايشگاه كتاب و راه اندازى آن نگاهى متفاوت دارد. اين مترجم و نويسنده مى گويد: نمايشگاه فرصتى است كه ناشران، نويسندگان، مترجمان و همه اهل قلم همديگر را ببينند و از فعاليت ها و آثار جديد همديگر با خبر شوند.»
وى مى افزايد: «تصور من اين است كه مخاطبان حتى اگر براى تفريح هم به نمايشگاه آمده باشند كار ارزشمندى انجام داده اند. در نمايشگاه خريدهاى عمده را خريدارانى مانند كتابخانه هاى دانشگاه و كسانى كه در حجم زياد كتاب لازم دارند، انجام مى دهند. نسخه تك فروشى شايد به صرف ناشر نباشد، ولى در مجموع كار مفيدى است.» امرايى اضافه مى كند: «نمايشگاه براى خلق آثار بهتر به نويسنده كمك مى كند، مثلاً من نويسنده اگردر غرفه اى ساكن باشم و كتاب هايم را توزيع كنم، وقتى مى بينم مخاطبان كتاب هاى مرا ورق مى زنند و در نهايت سر جايش مى گذارد، قطعاً براى من پيامى دارد: اين كه تو نتوانستى اين مخاطب را جذب كنى... بنابراين مخاطب كتاب تو را خيلى راحت پس مى زند، يا اگر از نويسنده اى و كتابى استقبال شود مى فهمد كه حرفى براى گفتن به مخاطب داشته است.» وى ادامه مى دهد: «اين مسائل را با نسخه پيچيدن نمى توان به نويسنده ياد داد و هر نويسنده بايد كار خودش را انجام دهد. اگر نويسنده اى چندين كتاب چاپ كند واز آن استقبال نشود، مسلماً ناشران در چاپ هاى بعدى رويكردشان نسبت به اين نويسنده منفى خواهد بود و كم كم كنار مى رود.»
نمايشگاه از اين زاويه فرصت تلاقى نويسنده و مخاطب است. صنعت نشر به عنوان اقتصاد ماجرا، در اين رو در رويى مى تواند از سليقه مخاطب و نحوه برخورد او آگاهى ملموس ترى يابد. اينجاست كه مى توان نفس راه اندازى نمايشگاه را كارى مثبت ارزيابى كرد. با اين همه صنعتى كه در نمايشگاه طى چند روز مورد استقبال چند ميليون مخاطب آشنا و ناآشنا قرار مى گيرد در روزهاى عادى سال از مشكلات بسيارى رنج مى برد. تنها در يك مورد در آخرين ماه هاى سال ۸۳ بحران كاغذ به عنوان يكى از مشكلات اين صنعت را به حالت سقوط و ورشكستگى رساند. اين مشكلات گاه به حالت مقطعى كار نشر يك اثر را به تأخير مى اندازد. «شهلا لاهيجى» مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان در اشاره به يكى از اين مشكلات مقطعى با اعتراض به ناهماهنگى  هايى كه در آستانه نمايشگاه كتاب براى ناشران به وجود آمده بود، مى گويد: «البته نه تنها اعتراض من، بلكه اعتراض تعداد زيادى از ناشران به مسأله اى همچون تأخير كار ناشران در بخش فيپا و عدم همكارى در اين قسمت است. هميشه روال كار بر اين بوده كه نزديك به زمان برگزارى نمايشگاه و عجله اى كه ناشران براى ارائه كارهاى جديد دارند. سرعت فعاليت خود را بيشتر مى كردند تا ناشر بتواند آثار بيشترى را به نمايشگاه كتاب برساند.» به اعتقاد وى اين رويه امسال با اشكالاتى مواجه شد: «هميشه در بهمن  ماه ثبت نام ناشران انجام شده بود، اما امسال تا ششم فروردين اصلاً معلوم نبود كه كى و كجا برگزار مى شود. ديگر اينكه تا اسفندماه كاغذ به ناشران داده نشده بود. يعنى از اسفند سال ۸۲ تا اسفند سال ۸۳. بنابراين انبوهى از كارهاى بى كاغذ پيش ناشران مانده بود و چاپخانه ها هم كندپيش مى رفتند كه ناگهان در ماه اسفند فوجى از حواله هاى كاغذ داده شد و اين باعث افزايش تراكم در كار چاپ شد.»
البته «جاهد جهانشاهى» مترجم كه خود نيز به بخشى از مشكلات پيش آمده در حوزه نشر معترض است، اين ناهماهنگى در «فيپا» را مربوط به جابه جايى هاى پيش آمده در كتابخانه ملى داند. اما همين نكته نيز مانع از انتقاد وى نمى شود. «جهانشاهى» به حوزه صدور مجوز اعتراض مى كند و معتقد است اكثر ناشران براى دريافت يك مجوز حداقل بايد ۴۰ روز منتظر بمانند. وى اين نكته را در كنار مميزى هاى پيش آمده باعث تأخير در كار نشر مى داند و مى گويد: «بعد از چند ماه رفت و آمد به وزارت ارشاد خسته مى شويم و مسأله خود به خود منتفى مى شود، اما حل نمى شود.»
بازار نشردر آستانه نمايشگاه كتاب فقط تا ۱۰ روز تمامى مشكلات خود را به فراموشى مى سپارد. اين يك مرهم كاملاً مقطعى است و همه دردهاى بى شمار اين حوزه را درمان نمى  كند. اينكه بعد از ۱۰ روز دوباره در بر همان پاشنه خواهد چرخيد موضوعى است كه نمود آن را هر سال در جامعه مشاهده مى كنيم. البته چندى پيش «جعفر همايى» مدير نشر نى در گفت وگو با يكى از نشريات به نكاتى در اين رابطه اشاره كرده بود كه با ساير نظراتى كه در اين باره ارائه مى شود تفاوت داشت. «همايى» برخلاف بسيارى از همكاران خويش كه بحث «توزيع» را به عنوان يكى از جدى ترين مشكلات حوزه نشر اعلام مى كنند، چنين گفته بود: «به نظر من توزيع واقعاً مشكل نيست. اين تقاضا است كه توزيع را سامان مى دهد. ما كتاب هايى چاپ كرديم كه به چاپ دوازدهم و حتى بيست و چهارم رسيده اند، چگونه است كه آن كتاب ها در توزيع مشكلى ندارند.» وى افزوده بود: «واقعيت اين است كه ما با رشد ناموزون عنوان كتاب و تعداد ناشر مواجهيم. همچنين عدم تناسب اينها با تعداد كتابفروشى ها دليل ديگرى بر ناكارآمدى حوزه نشر است. من شنيده ام كه تعداد ناشران به هشت هزار رسيده است. به هر حال ما اين رشد نامتناسب و ناموزون را در حوزه توليد كتاب داريم. يعنى مى توان گفت اگر تعداد كتابفروشى ها به همين نسبت زياد بود. كتاب هاى مزبور خيلى راحت فروخته مى شد.»
بازار نشر، با تمامى تلاش خويش همچنان كالاى فرهنگى را در سبد مصرفى معدودى از خانواده هاى ايرانى نگاه داشته است. اين مقاومت تا كجا ادامه خواهد داشت؟
معرفى كتاب
انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك (كتاب پانزدهم)

كتاب حاضر شامل اسناد مربوط به روزهاى ۱۱ تا۲۰ آبان ۱۳۵۷ است.
يعنى زمانى كه بحران حاكم بر كشور گريبان حكومت پهلوى را گرفته و ويليام سوليوان، سفير آمريكا در ايران را واداشته بود، درگزارشى واقع بينانه به وزارت امور خارجه آمريكا اعلام خطر كند و از قول شاه بنويسد دو راه بيشتر پيش روى خود ندارد: يا استعفا يا تشكيل دولت نظامى. به دنبال اين گزارش جلسه اى اضطرارى در كاخ سفيد برپاشد و در نهايت برژينسكى به شاه توصيه كرد يك دولت نظامى تشكيل دهد. نتيجه اين توصيه ۱۳ آبان ماه و كشتارى كه درآن روز صورت گرفته بود. فيلم پخش شده حوادث اين روز، خون مردم را بيشتر به جوش آورد و انقلاب راسخ تر از قبل به راه خود ادامه داد.
كتاب پانزدهم انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك كه در مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات تهيه و تدوين شده با بهاى ۲۹۰۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.

جن ها همه جا هستند

جن، موجودى ناشناخته است كه همين ناشناختگى او باعث رعب و ترس انسان مى شود. اجانين گروهى از موجودات جهان آفرينش هستند كه از آتش خلق گشته و يكى از انواع بى شمار مخلوقات الهى هستند. راغب اصفهانى در مفردات مى نويسد:«جن بر دو وجه است. يكى آنكه جن موجودات روحانى هستند و از تمام حواس بشر مستور و پنهانند، در اين صورت جن مقابل انسان است و همه فرشتگان و شياطين را شامل مى  شود. پس هرملكى و فرشته اى جن است و هر ملكى جن نيست.» در قرآن كريم نيز در باب جنس جن گفته شده است: «والجان خلقناه من قبل من نار مسموم» (جن را پيشتر از آتش نافذ آفريديم) «و خلق الجان من مارج نار» (جن را از مخلوطى از آتش آفريد)
سيد محمد مهدى حسينى در كتاب خود پس از ذكر منابع موجودى كه به مسأله جن اشاره داشته اند، به پرسش و پاسخ هايى كه دراين ارتباط وجود دارد، مى پردازد مصاحبه با افرادى كه ادعاى ديدن اجانين را دارند، بخش ديگرى از كتاب خواندنى «جن ها همه جا هستند» را تشكيل مى دهد. اين كتاب كه در واقع شامل مجموعه اى از اين مبحث است كه نيمه اول سال ۸۳ در هفته نامه نداى ايران به چاپ مى رسيد، در انتشارات پيام را شده به چاپ رسيده و با بهاى ۱۳۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |