|
گزارشى از جلسه نقد و بررسى «دايرة المعارف دموكراسى»
جذابيت هاى عقلى و عاطفى دموكراسى
|
|
|
ليدا فخرى به قول «وارن پريس»، سر ويراستار دايرة المعارف بريتانيكاى جديد، دانشنامه كارى است فرهنگى، درون حلقه اى از تعليم كه كمابيش نزديك است به آنچه كه آموزش و پرورش آزاد خوانده مى شود. به اين اعتبار رسالت دايرة المعارف، يارى رساندن به پژوهشگر است به منظور سير در جاده تحقيق. « دايرة المعارف دموكراسى» ترجمه فارسى كتاب چهارجلدى« the encylopedie of Democracy» است كه تحرك تازه اى در عرصه كتابهاى مرجع تخصصى به وجود آورده است و به تحقيق يكى از ماندگارترين آثار قرن اخير است كه منبعى ارزشمند براى پژوهندگان رشته هاى علوم انسانى، اجتماعى و سياسى به شمار مى رود. اصل اين كتاب در سال ۱۹۹۵ توسط انتشارات معتبر و معروف راتلج چاپ و منتشر شد كه در آن ۴۱۷ مدخل توسط ۲۱۵ نويسنده و صاحبنظر مورد بحث قرار گرفته است. سرويراستار متن انگليسى، سيمور مارتين ليپست است كه خود از سرآمدن حوزه نظرى علوم سياسى در عصر حاضر است و در دوره رياست جمهورى كندى، مدتى معاون وزير امور خارجه آمريكا بود و به اين اعتبار كه سالها در سياست خارجى آمريكا مشغول به كار بوده و از اساتيد برجسته دانشگاههاى آمريكاست كه تأليفات بسيارى دارد و از آنجا كه در نظر و عمل صاحب تجربه است در همين دايرة المعارف مدخلى مستقل به او اختصاص يافته است. مارتين ليپست، اين ۴۱۷ مدخل را در ۱۶۰۰ صفحه در چهار گروه اشخاص، كشورها، مناطق و مفاهيم تنظيم و تدوين كرده است. اما اهميت اين مجموعه بيش از هر چيز به دليل مفاهيمى است كه به صورت مدخلهاى گاه مفصل آمده است. به ويژه در ترجمه فارسى آن بسيارى از اين مفاهيم براى نخستين بار است كه در ايران و به زبان فارسى به طور مبسوط مطرح مى شوند. مفاهيمى كه در اين دايرة المعارف آورده شده به تفصيل و به طرز سيستماتيك بيشتر به نهادها، فرآيندها و تعامل پيچيده ميان دموكراسى، ايدئولوژى هاى سياسى و جنبش هاى وسيع فلسفى مى پردازد. بخش زندگينامه ها به اشخاصى اختصاص پيدا كرده است كه به تصور هيأت دبيران اين مجموعه، نقشى در نظريه، عمل يا مفهوم دموكراسى داشته اند مانند نظريه پردازان سياسى، دانش پژوهان، فيلسوفان، فعالان سياسى، دگرانديشان و انقلابيون. بر اين كتاب مقدمه اى جامع نگاشته شده كه به شرح مفصلى از دموكراسى و سير تطور آن مى پردازد. در همين مقدمه آورده شده كه؛ «دموكراسى از پديده اى عمدتاً متعلق به اروپاى شمالى تا پديده اى جهانى در سده بيستم تحول كرده است. بسيارى از افراد، كم و بيش در همه جوامع، از همه طبقات اجتماعى و اقتصادى، همه مقاطع تحصيلى، سطوح شغلى و اديان مختلف، دموكراسى را نوع مطلوب حكومت مى دانند. با اين حال از نظر بسيارى از مردم، خصوصاً كسانى كه تجربه اى اندك در زمينه حكومت مبتنى بر نمايندگى دارند يا اصولاً هيچ تجربه اى در اين زمينه ندارند، يا از نظر كسانى كه مزاياى اين نوع حكومت را امرى مسلم مى دانند، جاذبه دموكراسى بيشتر عاطفى است تا عقلى.» انتهاى جلد چهارم متن انگليسى، ۱۹ سند پيوست شده است كه از مرثيه پريكلس بر مزار شهداى جنگ پلوپونزى در يونان باستان گرفته تا منشور كبير (ماگنا كارتا) در انگليس در ۱۲۱۵ ميلادى و تا به امروز كنفرانس سران كشورهاى آمريكايى صادركننده اعلاميه اصول در ۱۹۹۴ ميلادى را در بردارد كه همگى اشاره اى است بر آنچه كه در تطور دموكراسى رخ داده است و گواه آن است كه دموكراسى تاريخى بيش از ۲۵۰۰ سال دارد كه صد البته در اين بستر طولانى تغيير و تحول چشمگير يافته است. نمايه مفصل اين دايرةالمعارف در ۱۱۲ صفحه پژوهشگران را در دستيابى به هزاران مدخل فرعى راهنمايى مى كند. مجموعه چهارجلدى دايرة المعارف دموكراسى در بهار ۱۳۸۳ از انگليسى به فارسى ترجمه شد و در بهمن به چاپ دوم رسيد. اين دايرة المعارف در چاپ فارسى تنها به لحاظ قالب و فرم و نه محتوا در سه جلد توسط كتابخانه تخصصى وزارت امور خارجه منتشر شد كه كامران فانى استاد كتابدارى و دانشنامه نويسى به همراه نورالله مرادى كتابدار و متخصص مرجع شناسى سرپرستى ترجمه فارسى را برعهده داشتند و محبوبه مهاجر و فريبرز مجيدى اثر را پس از ترجمه ويراستارى كردند. كار سترگ ترجمه اين اثر به قلم بيش از ۳۰ تن از مترجمان فرهيخته انجام شد. *** با توجه به اهميت اين اثر، چندى پيش «مجموعه فرهنگى تهران» جلسه نقد و بررسى دايرة المعارف دموكراسى را با حضور جمعى از مترجمان، ويراستاران و ناظران اثر برگزار كرد كه به حق جلسه پربار و درخور تقديرى براى چنين اثرى بود. سرآغاز سخن به فريدون مجلسى سپرده شد كه هم از مترجمين اثر بود و هم در حوزه علوم سياسى و روابط بين الملل صاحب نظر است. او از مفهوم دموكراسى به طور عام سخن گفت و با اين طنز آغاز كرد كه «چرچيل به شوخى گفته بود اگر هيچ رژيم ديگرى در دنيا وجود نمى داشت، دموكراسى بدترين رژيم بود و اين نكته را پوپر به نوعى ديگر بيان كرده بود. به زعم پوپر دموكراسى معايب بسيارى دارد اما در مقايسه با ساير رژيم ها بهترين است.» به زعم مجلسى يكى از مؤلفه هاى اصلى دموكراسى آزادى است؛ «اصولاً دموكراسى بر پايه گزينش است و گزينش مستلزم آزادى انتخاب است و آزادى انتخاب مستلزم آزادى است، بنابراين دموكراسى بدون آزادى نه امكان دارد و نه مفهوم.» مجلسى در ادامه سخنان خود به نكته درخور تأملى اشاره كرد و بزرگترين دشمن دموكراسى را اين چنين معرفى نمود؛ «بزرگترين دشمن دموكراسى در دنياى ما «يك مادامى» است(!) و آن «مادام العمر» است. رياست جمهورى هاى مادام العمر ... كه اين تهديدى جدى براى دموكراسى است.» دربخش دوم جلسه نورالله مرادى كه هم سرپرست مجموعه و هم از مترجمان اثر است ومديريت جلسه را نيز برعهده داشت گزارشى درباره نحوه ترجمه و انتشار دايرةالمعارف دموكراسى ارائه كرد. در آغاز سخن او براى رونق بازار دايرة المعارف نويسى در سالهاى اخير اين چنين دليل آورد كه؛ «وقتى جامعه اى خيلى فكر مى كند يا اصلاً فكر نمى كند بازار دايره المعارف نويسى در آن رونق مى يابد. وقتى جامعه اى خيلى فكر مى كنداين مسأله الزام مى يابد كه آن فكر در چرخه كتابهاى مرجع قرار گيرد تا در اختيار همگان باشد.وقتى هم كه يك جامعه فكر نمى كند، شروع به تكرار گذشته اش مى كند و باز نگاشتن دايرة المعارف رواج پيدا مى كند». در مورد ۱۹ سندى كه در انتهاى دايرةالمعارف آمده مارتين ليپست نكته اى را ذكر مى كند كه دكتر مرادى به نقل از او مى گويد: « اين اسناد به اين دليل آورده شده است كه اولاً سير تاريخ دموكراسى را نشان دهيم و ثانياً اينكه ببينيد كه كشورى مى تواند قانون اساسى دموكراتيك داشته باشد ولى دموكراسى نداشته باشد». اشاره ليپست به قانون اساسى آرژانتين است كه با وجود داشتن قانون اساسى دموكراتيك، فاقد آزادى دموكراسى است. در بخش سوم جلسه از دكتر غلامرضا على بابايى كه از دست اندركاران اين مجموعه نبودند اما در حوزه علوم سياسى صاحب نظر هستند و چندين تأليف در حوزه كتابهاى مرجع دارند خواسته شد تا به نقد و بررسى و تحليل اثر بپردازند. «كارى شد كارستان! » اين جمله آغازين دكتر على بابايى خطاب به دكتر مرادى بود. سپس اولين نقد خود را با قولى از داريوش آشورى عنوان كرد:« اين دايرة المعارف به قول آقاى داريوش آشورى به نوعى بيمارى ژنتيكى گرفتار شده كه بعضى از مقالات آن در حد يك پاراگراف ۱۰ خطى است و برخى ديگر بيش از ۱۱ صفحه، كه بهتر اين بود كه تناسبى بين مقالات در نظر گرفته مى شد كه البته اين ايراد به هيچ وجه متوجه دست اندركاران فارسى اين مجموعه نيست». مسأله زبان بويژه در دايرة المعارفهايى كه حاصل ترجمه هستند مؤلفه محورى است. به اين اعتبار، على بابايى نيز به نقش زبان و مترجم اشاره كرد و اين چنين توضيح داد كه «اگر مترجم اسير و گرفتار لغت پردازى و لفاظى شود وفارسى نويسى بى رويه يا عربى مدارى از هم گسيخته بر اصل مطلب مسلط شود اين وضعيت موجب آشوب ذهنى خواننده خواهد شد. از سوى ديگر بايد يادآور شد كه فارسى اساساً زبان شعر وادب است و زبان مفاهيم بسيار دقيق نيست و اگر مترجم سعى داشته باشد كه به اين انديشه هاى سياسى، كمى رنگ و لعاب ادبى دهد و ترجمه اى ازمتن ارائه كند كه بيشتر جنبه ادبى دارد در نهايت پا در باتلاقى خواهد گذاشت كه خالى از انديشه اصلى متن است و از سويى ديگر زبان فارسى ، زبان تصويرهاى خيالى نيز هست، اگر مرز بين مفاهيم و تصويرها روشن نباشد درنتيجه تصوير بر مفاهيم غلبه مى كند و ادبيات بر انديشه و در نهايت بحث مفهومى بسيار سنگين به انشا نويسى بدل خواهد شد». از جمله نكاتى كه على بابايى در نقداين اثر ذكر كرد فهرست وار مى توان به اين موارداشاره كرد: «در دايرة المعارف دموكراسى مدخلى به آتاتورك اختصاص داده شده است. آتاتوركى كه به اذعان صريح نويسنده تركى اين مقاله كه مى نويسد تركيه به رهبرى كمال آتاتورك عملاً يك ديكتاتورى تك حزبى بود،با اين وجود مدخلى به آن اختصاص داده مى شود. در مورد محمدعلى جناح، فرماندار كل پاكستان، نيز چنين است علاوه بر اين كه مواردضد و نقيض نيز دراصل اين مقاله به چشم مى خورد. در حالى كه نويسندگان به يك بار ذكر نام دكتر مصدق كه رهبرى ملى شدن صنعت نفت ايران را در دهه ۵۰ به عهده داشت و موج ملى شدن را در منطقه خاورميانه به راه انداخت، اكتفا كرده اند. خانم شيرين طهماسبى كه نويسنده ايرانى اين مقاله است تنها در صفحه هاى ۳۴۸ - ۳۴۴ صرفاً به گفتن اين جمله بسنده مى كند كه كودتاى آمريكايى - انگليسى در ۲۸مرداد ۳۲ ، حكومت نخست وزيرى ملى و قانونى دكتر مصدق را ساكت كرد و كودتاى ۲۸ مرداد توسعه دموكراسى نوپاى ايران را در آنجا خفه كرد. در برخى مقالات جا افتادگى هايى است كه البته قابل اغماض است. در برخى موارد براى اصطلاحات معادل سازى انجام شده و در مواردى هم خير. مثلاً براى پوپوليزم، مردم گرايى ذكر شده اما براى پراگماتيزم معادلى آورده نشده و اين شايد به اين دليل باشد كه هر مترجم بخش مربوط به خود را ترجمه كرده و يك همسان سازى مى بايست در انتها صورت مى گرفت كه اين كار نشده است. عدم ذكر معادل هاى انگليسى در برابر مدخل هاى فارسى مورد ديگرى است كه بهتر بود انجام مى شد. نكته ديگر به اختلاف زمانى بين چاپ انگليسى و ترجمه فارسى آن بر مى گردد. اين اثر در سال ۱۹۹۵ به انگليسى منتشر شد و در سال ۲۰۰۴ به فارسى ترجمه شد و بسيارى از ارقام و آمار طى اين اختلاف زمانى ۹ سال تغيير كرده است كه بهتر بود در مواردى كه اين اختلاف نظر وجود داشت در پى نوشت اين مسأله ذكر و تصحيح مى شد و اين چنين بر غناى بيشتر مجموعه افزوده مى شد. در برخى موارد اشكال دراصل مقاله وجود داشته كه بهتر بود از سوى مترجمين و ويراستاران تصحيح مى شد.اما فهرست ارجاعى اى كه مترجمين تنظيم كرده اند بسيار خوب و كارآمد است». دكتر مرادى در پاسخ به برخى از نقدهاى دكتر على بابايى گفت: «هدف اصلى از انتشار اين كتاب اين بود كه حتماً اثر ترجمه شود و هيچ چيز به آن اضافه نشود و به بيان ديگر ما مى خواستيم نشان دهيم كه آنها (غربى ها) چه مى گويند نه اينكه آنها درست يا غلط مى گويند و سپس اگر مى توانيم خودمان نيز دايره المعارفى شبيه به اين براى ايران و اسلام تدوين وتأليف كنيم به همين علت وقتى پيشنهاد شد كه چند مدخل در حوزه ايران واسلام به اين كتاب اضافه شود مورد موافقت قرار نگرفت و قرار شد جلد چهارمى براى اين دايرة المعارف تأليف شود كه ويژه ايران و اسلام باشد. چون واقعيت اين است كه نويسندگان اين مجموعه ديدى غربى داشته اند».
|