چهارشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, May 11, 2005
ديپلماتيك
۳۱۲۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
عذرخواهى شاهانه!
عذرخواهى شاهانه!
ملك عبدالله دوم:
حرفهايم را بد تعبير كردند
چندى پيش، ملك «عبدالله دوم» پادشاه اردن، در ادعايى عجيب، ايران را به دخالت در امور عراق متهم كرد. اندكى بعد، دربار اين كشور درصدد تصحيح سخنان وى برآمد و حال، شاه جوان در گفت وگويى با روزنامه «دى ولت» آلمان ادعا مى كند كه حرفهايش مورد سوءتعبير قرار گرفته است. در اين مصاحبه، او در مورد طرح «نقشه راه» و شرايط لبنان و عراق نيز اظهارنظر كرده است.
متن اين گفت وگو در پى مى آيد:
* اعليحضرت! شما در اجلاس سران عرب در الجزيره شركت نكرديد. آيا تحريم شما علت سياسى داشت يا عقيده داريد كه برگزارى اين قبيل اجلاسها هيچ ثمرى ندارد؟
- خير، برگزارى اجلاس سران ارزشمند است. من از اينكه موضوع اصلاحات در اتحاديه عرب در بين سران به گونه اى بسيار موفقيت آميز مورد بحث و گفت وگو قرار گرفت، دلگرم شدم.
* آيا تصميم اسرائيل براى گسترش شهرك سازى شما را مردد نمى سازد؟ با توجه به اينكه جنابعالى در اجلاس الجزيره شركت نكرديد و به اسرائيلى ها نيز ابراز علاقه مى نماييد.
- ما به «نقشه راه» متعهد هستيم و يك روندى وجود دارد كه بايد تأييد شود. ما مى خواهيم مطمئن شويم كه «نقشه راه» ابزارى براى دستيابى به يك راهكار جهت حل مسأله فلسطين و اسرائيل است. در مورد شهرك سازى بايد بگويم كه پرزيدنت بوش طرح يك دولت فلسطينى واقعى و مستقل را ريخته است. از نظر من، واقعى بودن يك حكومت با وضعيت جغرافيايى آن ارتباط تنگاتنگ دارد. ما بايد اين طرح را روى زمين پياده كنيم، اما شهرك سازى به اين روند آسيب مى رساند. من از اين نگرانم كه همگى ما يكى دو سالى روى شانه هم بزنيم و خوشحال باشيم و نقشه راه را در مسير خوب و درست ببينيم، اما ناگهان متوجه شويم كه براى آينده فلسطينى ها هيچ كارى نكرده ايم.
* از بوش خواستيد كه در مقابل گسترش شهرك سازى توسط دولت اسرائيل چه اقدامى بكند؟
- من تكرار كردم كه تحقق يك كشور مستقل و واقعى به وضعيت جغرافيايى آن وابسته است. اين مهمترين مسأله است و هر چيزى كه آن را به مخاطره بيندازد، مى تواند همه چيز را نابود كند.
* در مقابل بوش چه قولى به شما داد؟
- من نگفتم كه او قولى داد. اما به مسأله واقعيت جغرافيايى پى برد و به مناسبت هاى مختلف از آن ياد كرد. البته او به جاى واژه واقعيت جغرافيايى از عبارت يك دولت فلسطينى «پيوسته» سخن به ميان آورد كه در معنى تفاوتى با هم ندارند.
* شما به تازگى همسايگان خود را به خشم آورديد. آيا اين يك اشتباه از جانب شما نبود؟
- فكر نمى كردم كه اينطور بشود. وقتى من درخصوص آينده عراق و ايران صحبت كردم، از جنبه سياسى به منطقه نگاه كردم نه از نقطه نظر مذهبى. به علاوه، من از آغاز مخالف يك «انتخاب هاشمى» براى عراق بودم. آينده عراق را خود عراقى ها تعيين مى كنند، نه هيچ كس ديگرى. وقتى من رفتارى اخلاقى داشتم از كشورهاى ديگر نيز رفتارى مشابه را انتظار دارم. البته در آن موقع، برخى عناصر در ايران بودند كه مى خواستند به طور گسترده ترى در عراق مداخله كنند. [!] من معتقد بودم كه همه ما مى بايستى به اين اصل (عدم مداخله در عراق) پايبند باشيم. اما اين جمله مفهومى مذهبى به خود گرفت و چيزى شبيه اين شد كه «عبدالله در مقابل شيعيان موضع گيرى مى كند».
* آيا از اينكه از واژه «هلال شيعى» براى ابراز نگرانى تان درباره عراق و ايران استفاده كرديد، متأسف هستيد؟
- من از اين متأسفم كه به مردم اجازه داده شد تا سخنان مرا به غلط تفسير و تعبير كنند.
* آيا مايليد حرفهايتان را پس بگيريد؟
- به واقع نه. مايلم تنها اين توضيح را بدهم كه سخنانم در رابطه با هلال شيعى در يك چارچوب سياسى بوده است. به عقيده من، شيعيان استحقاق اين را دارند كه در جامعه عراق نقشى مهم به عهده بگيرند. شيعيان در انتخابات ژانويه يك كار شگفت آور كردند. آنها در آينده عراق بسيار تأثيرگذار خواهند بود. من كار آنها را تحسين مى كنم. و به همين دليل، معتقد بودم كه اردن نبايد در عراق مداخله كند و اعتقاد دارم كه ديگران نيز بايد اينگونه رفتار كنند.
* وقتى شما ايران را مورد خطاب قرار داديد، عده  اى در عراق شعارهايى نظير «مرگ بر اردن»، «عربها بيرون برويد» و حتى عليه شخص شما سردادند.
- اگر آنها خود عرب هستند كه نبايستى شعار «عربها بيرون برويد» را سرمى دادند.
* آيا شما اتفاقات لبنان را به فال نيك مى گيريد يا آن را عاملى براى درگرفتن جنگهاى خونين مى دانيد؟ اين وقايع آيا روند تحول در جهان عرب را تسريع مى كند يا آن را در نطفه خفه خواهد كرد؟
- بدون شك، فقدان رفيق حريرى، ضربه اى سخت براى لبنان بود. او فقط از نبوغ سياسى و توانايى براى گردآوردن گروههاى مختلف لبنانى به دور هم برخوردار نبود. همه ما بيم آن داريم كه لبنان دچار هرج و مرجى شود كه فعلاً از آن جان به در برده است. كشورهاى عربى و جامعه بين الملل بايد از همه توان خود براى كمك به مردم لبنان استفاده كنند.
ترجمه اكبر حسينى كيا
بازگشت ناپلئون
211008.jpg
حسن هاشميان
با پرواز هواپيماى خطوط « الشرق الاوسط » لبنان از فرودگاه «رواسى - شارل دوگل» پاريس، «ميشل عون» ملقب به «ناپلئون»، همراه با خانواده خود و دو تن از وزراى سابق خود خاك فرانسه را ترك كرد و بعد از ۱۵ سال تبعيد به وطن خود بازگشت. در فرودگاه، هيچيك از اعضاى دولت به استقبال وى نيامده بودند، اما خبرگزاريها تعداد افراد تجمع كرده براى استقبال از وى در فرودگاه بيروت را هزاران نفر ذكر كردند. اين فرمانده نظامى و نخست وزير بركنار شده سابق كه هنوز سماجت و تندخويى خود را حفظ كرده است در اولين برخورد با خبرنگارانى كه در سالن انتظار تجمع كرده و مايل بودند با وى گفت وگو كنند، با تندخويى و عصبانيت گفت: «... آدمهاى متمدنى باشيد، وگرنه با شما صحبت نخواهم كرد».
ميشل عون آنگاه از وراى شيشه هاى ضد گلوله و در جايگاهى كه به منظور ايراد سخنرانى براى وى تعبيه شده بود، هواداران خود را مخاطب قرار داد و جمله معروف خود در زمان ترك لبنان را يك بار ديگر با صداى بلند و مصمم براى حاضرين تكرار كرد« ... اگر تمام جهانيان جمع شوند نخواهند توانست امضاى مرا براى تسليم لبنان بگيرند » (اشاره به قبول پيمان طائف و پذيرش نيروهاى سوريه در لبنان ).
اكنون با بازگشت عون به لبنان، از اين پس، شاهد يك صفحه جديد از موازنه قدرت در ميان نيروهاى داخلى اين كشور خواهيم بود؛ صفحه اى كه گمان مى رفت يكى از بازيگران آن در ۱۵ سال پيش، زمانى كه ميشل عون در منطقه «حازميه» بيروت مورد حمله نيروهاى سورى و تعدادى از نظاميان لبنانى به رهبرى «اميل لحود» (رئيس جمهور فعلى) قرار گرفت و سپس به سفارت فرانسه پناهنده شد، براى هميشه از صحنه سياسى لبنان حذف شده است. در آن زمان و در پى مخفى شدن ژنرال عون، «الياس هراوى» رئيس جمهور از مقر كوچك خود در منطقه «رمله البيضا» در ساحل غربى شهر بيروت به قصر «بعبدا» كه سابقاً در تصرف ميشل عون بود، نقل مكان كرد تا دوران جديدى را براى اين قصر به ارمغان آورد. در اين قصر بود كه سياست يكسان سازى فرماندهى ارتش و نيروهاى نظامى لبنان پى ريزى و فرآيند پاكسازى نيروهاى عون از آن آغاز شد و پس از آن نيز بسيارى از ياران عون به زندان افتادند يا مجبور شدند كشور را ترك كنند. اما على رغم اين تلاشها، هيأت حاكمه جديد نتوانست براى هميشه عناصر پراكنده وفادار به عون را بطور كامل ريشه كن نمايد. زيرا اين افراد سابقاً در رأس سازمان ارتش و نيروى نظامى كشور قرار گرفته بودند. در سال ،۱۹۸۸ امين جميل رئيس جمهور وقت و بعد از پايان دوره رياست جمهورى خويش طبق قانون اساسى كشور، يك دولت نظامى به رهبرى عون ايجاد كرد كه اگرچه اين دولت به دليل امتناع سه تن از ژنرالها و اعضاى مسلمان آن براى مشاركت در دولت شش نفره ، با شكست مواجه شد، اما نفوذ عون از اين دگرگونى در سازمان ارتش بيشتر شد. اگرچه براى عون، تنها دو وزير، يعنى سرلشكر «عصام ابوجمره» و «ادگار معلوف» باقى مانده بودند (همان دو نفرى كه در زمان تبعيد در پاريس همراه وى بودند و در هنگام بازگشت به بيروت در كنار ميشل عون قرار گرفته بودند) اما از طريق مطرح كردن شعارهاى استقلال، آزادى و مبارزه با نيروهاى اشغالگر سورى، توانست توده عظيمى از جوانان مسيحى را جذب خود كند.
چنين نفوذى در ميان گروه هاى سياسى مسيحى لبنان موجب شد كه نزاعهاى سياسى و به دنبال آن، كشمكشهاى نظامى و چريكى ميشل عون با ديگر احزاب، شكلى خونين به خود گيرد. نخستين درگيرى عون با گروه چريكى موسوم به «نيروهاى لبنانى» به رهبرى «سمير جعجع» بود. جعجع اكنون در زندان به سر مى برد و به دليل مشاركت در ترور «رشيد كرامى» نخست وزير وقت لبنان به حبس ابد محكوم شده است. اخيراً پيشنهادى به پارلمان لبنان ارائه شد كه خواستار آزادى سمير جعجع شد، اما نمايندگان از طرح اين موضوع در صحن مجلس خوددارى كردند. خانواده رشيد كرامى و به خصوص برادر وى «عمر كرامى» به شدت با آزادى جعجع مخالفت كرده اند. گفته مى شود پيشنهاد آزادى فرمانده سابق نيروهاى لبنانى از سوى اميل لحود ارائه شده است و اين موضوع حكايت از آن دارد كه بازى جديدى ميان ميشل عون و رئيس جمهورى فعلى لبنان در حال شكل گيرى است، به خصوص كه عون اظهار داشته است، اگر بتواند، با جعجع در زندان ديدار خواهد كرد.
از نزاعهاى خونين ديگر ميشل عون مى توان به درگيريهاى وى با حزب سوسياليستهاى پيشرو به رهبرى وليد جنبلاط اشاره كرد. اين درگيريها مدت زيادى ادامه داشت و فقط انتقال عون به منطقه «اليزره» و جايگزين شدن وى به جاى «ابراهيم طنوس» فرمانده ارتش بود كه تا حدودى از شدت اين درگيريها كاست. از آن پس، عون در مقام فرمانده ارتش، خشم خود را متوجه نيروهاى سورى كرد كه نبردهايى تحت عنوان «جنگهاى آزاديبخش» با آنها راه اندازى كرد و در اين ميان، به شدت از سوى حكومت بعث عراق پشتيبانى مى شد.
در اين ارتباط، پيمان طائف نيز نتوانست ميشل عون را راضى كند كه دست از اين نزاع ها بردارد و در فرآيند آرامش لبنان در سايه وجود نيروهاى سورى مشاركت كند. على رغم اينكه پيمان طائف از سوى سه كشور عربستان، الجزاير و مراكش به شدت پيگيرى مى شد و رهبران مارونى همچون نصرالله صفير در لبنان به همراه بيشتر كشورهاى مهم جهان و سازمان ملل متحد از آن حمايت كرده بودند. اما با اين وجود، عون ساز خود را مى نواخت و به شدت با اين پيمان و حضور سوريها در لبنان مخالفت مى كرد.
اما در آن سالها، آن چيزى كه عون و هوادارانش مايل بودند رخ ندهد، اتفاق افتاد و آن، حمله معروف صدام به كويت و رويارويى حكومت بعث عراق با آمريكا، اروپا و بخش مهمى از جهان عرب بود. با شكست صدام در جنگ آزادسازى كويت و مشاركت سوريه در اين جنگ، برگه هاى قوى بازى در دستان دمشق افتاد. آنها حذف عون از صحنه لبنان را امرى امكان پذير تلقى كردند، اما منتظر فرصت نشستند تا در يك زمان مناسب دست به اين كار بزنند. حافظ اسد رئيس جمهورى سابق سوريه روابط جديدى با آمريكا گشود و توافقهاى خاصى صورت گرفت كه عون يكى از بزرگترين قربانيهاى آنها بود. از آن به بعد، ميشل عون ستاره بخت خود را در افول ديد. او به آسانى مى توانست آنچه كه بر سر او خواهد آمد را پيش بينى كند. نفوذ سوريه رفته رفته در لبنان گسترش مى يافت و به همان ميزان حلقه محاصره بر عون و همدستان وى تنگ مى شد. در اين اثنا، او مجبور شد به سفارت فرانسه در بيروت پناهنده شود و مدت ۱۱ ماه در آن باقى بماند. بعد از اين مدت طولانى عون شبانه و در پوششى خاص سوار يك زيردريايى نظامى فرانسوى شد و خاك وطن را به مقصد پاريس ترك كرد. در مدت اقامت عون در سفارت فرانسه بنا به درخواست ديپلماتهاى فرانسوى ، او كمترين ارتباطات ممكن را با نيروهاى خود و احزاب سياسى لبنان داشت و اين دوره را مى توان غيبت كامل وى از صحنه سياسى لبنان تلقى كرد. او در پاريس به مدت ۵ سال از هرگونه مصاحبه و اظهار نظر سياسى منع شد و در واقع دوران انزواى سياسى خود را سپرى كرد. در آن زمان، هوادارانش در تشكلى تحت عنوان « دفتر مركزى هماهنگيها » كه اكنون به تشكل « ملى گرايان آزاد » تغيير نام داده است، فعاليت مى كردند.
در اين مدت، ميشل عون فقط از طريق تلفن با هوادارانش در ارتباط بود كه بعضاً صداى ضبط شده او را در جلساتشان براى ديگران پخش مى كردند. او به آنها گوشزد مى كرد كه نااميد نشوند و وعده مى داد كه روزى به لبنان بازخواهد گشت.
قبل از خروج نيروهاى سوريه از لبنان در انعطاف ناپذير بودن ديدگاه هاى عون، تغييراتى به وجود آمد. او رفته رفته مجبور شد با تغييرات ايجاد شده در دنيا و به خصوص بعد از سقوط صدام حسين واقع بينانه برخورد كند. در اين ميان، عقيده ميشل عون نسبت به پيمان طائف اندكى تغيير يافت. اين تغيير به اين شكل بود كه ژنرال پا به سن گذاشته، پذيرفت به شرط خروج نيروهاى سوريه از لبنان مى توان پيمان طائف را به عنوان اساس و پايه حل بحران سياسى لبنان قرار داد. همچنين ديدگاه هاى وى نسبت به آمريكا دچار دگرگونى شد. ايالات متحده سابقاً تمام راه هاى فعاليت سياسى را بر عون بسته و انجام هرگونه مذاكره با وى ولو محرمانه را رد كرده بود. اما در پيامدهاى جنگ عليه صدام حسين و ظهور پديده تروريسم در عراق با اين اعتقاد آمريكا كه سوريه يكى از مهمترين تغذيه كنندگان خرابكاران در عراق است، روابط دمشق و واشنگتن دچار بحران شد و در اين ميان، عون فرصت را غنميت شمرد تا «آب باريكه اى » براى خود به سوى كاخ سفيد حفر كند. در اين مدت وى تماس هاى خود را با « لابى لبنانيها » در كنگره آمريكا بيشتر كرد. اكنون او مدعى است تصويب قطعنامه ۱۵۵۹ در شوراى امنيت سازمان ملل بر ضد سوريه از دستاوردهاى وى بوده است. با اين وجود، آنچه كه بازگشت عون به لبنان را تسريع كرد، سير حوادثى بود كه در صحنه داخلى اين كشور مديترانه اى به وقوع پيوست. ترور «رفيق حريرى»، اختلاف نظر ميان سوريه و متحدين سابق خود مانند «وليد جنبلاط» و «نبيه برى» و بالا گرفتن صداى اعتراض اپوزسيون لبنان در اثر تمديد دوره رياست جمهورى اميل لحود از مهمترين اين حوادث است.
در اين ميان، سياست سوريه نيز نسبت به عون تغيير كرد. دمشق كه هرگز تصور نمى كرد عقب نشينى از لبنان به اين سرعت صورت گيرد، در تلاش بود تا از طريق هواداران خود در بيروت، زمينه بازگشت ميشل عون به لبنان را فراهم كند. هدف سوريه از اين كار ايجاد اختلاف در صف اپوزسيون لبنان است و با آمدن ميشل عون به بيروت، كينه ها و عداوت هاى سابق ميان او و بيشتر نيروهايى كه اكنون در خيمه اپوزسيون جمع شده اند، يك بار ديگر شعله ور مى شد. با چنين سياستى از اين زمان به بعد شاهد رقابت دو جناح موافق و مخالف سوريه براى ديدار با ميشل عون و دعوت از او براى بازگشت به لبنان بوديم. حتى برخى افراد از اين فراتر رفتند و از ژنرال بركنار شده سابق دعوت كردند نام او را در ليست انتخاباتى آينده خود قرار دهند. به اين ترتيب با آمدن نام عون در يكى از ليستها، جبهه گيرى ديگران را عليه او برمى انگيختند. در اين ارتباط، سوريه از طريق دوست قديمى عون، «فائز قزى» پيام فرستاد كه هيچگونه تعقيب قضايى يا سياسى براى وى در لبنان وجود نخواهد داشت.
در نتيجه چنين چرخشى ، ديگر شخصيتى باقى نماند كه همراه با هيأتى پاريس را قصد خود كردند تا با عون ديدار كند، خواه اين شخصيتها در صف اپوزسيون بودند و يا خواه از ميان طرفداران سوريه مى آمدند. همه اينها به نقش جديد عون در لبنان واقف بودند و در پى اين بودند كه صفحه جديدى در روابط خود با وى باز كنند، حتى اگر در گذشته روابط آنها خصومت آميز بود. بدون شك، ميشل عون وزن مهمى در انتخابات آينده لبنان خواهد بود و برخى از اين واهمه دارند كه موضعگيرى وى چگونه خواهد بود و چه كسانى را در صف دوستان و يا دشمنان خود طبقه بندى خواهد كرد. يك ترس ديگر اينكه ممكن است وى يك بار ديگر به كله شقى هاى سابق خود برگردد و بار ديگر اوضاع سياسى لبنان را از آنچه هست، بدتر كند.
در هرحال، موضعگيريهاى ميشل عون در آينده و چشم انداز نگرش وى به امور لبنان در كنش و واكنشهاى سياسى گروه هاى ديگر تأثيرى شگرف دارد. با اين وجود، نخستين اظهارنظرهاى وى حكايت از آن دارد كه ژنرال پير مايل است گذشته دردناك را فراموش و لبنانى مدرن در سياست و اقتصاد همراه با ديگر گروه ها بنا كند. اين نوسازى همه جانبه مستلزم آن است كه ابتدا وفاق ملى در همه زمينه ها صورت گيرد. بدون شك عون دست دوستى را به سوى دشمنان سابق خود دراز مى كند، با حزب الله لبنان به عنوان يك نيروى مقاومت ميهنى كنار خواهد آمد و تلاش خواهد كرد برخلاف گذشته كه مظهر ستيز و درگيرى در كشور خود بود، اكنون سمبل وحدت و يكپارچگى لبنان شود.
عون در چنين شرايطى خواهد كوشيد تا خصم ديرين خود، يعنى لحود را از سرير رياست به پايين بكشاند و ناگفته، تلاش خواهد كرد خود را براى چنين جايگاهى در مقام رياست جمهورى مطرح كند. اكنون اين موضوع بسته به آن است كه ژنرال مارونى با عقلانيت تمام امور را به پيش برد و به وسيله اى براى شعله ور شدن نزاعهاى قديمى تبديل نشود.

* مخالفان ميشل عون لقب ناپلئون را به سبب برخورد متفرعنانه و نظامى گرانه وى انتخاب كرده اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |