پنجشنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Thu, May 12, 2005
ديپلماتيك
۳۱۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آن سوى خبر
در گفت وگو با «تايم» مطرح شد
آن سوى خبر
دستمزد بيشتر
مردم سالارى و صلح
صدها هزار نفر از كارگران جهان به مناسبت روز جهانى كارگر دست به تظاهراتهاى عمدتاً مسالمت آميز زدند و ضمن درخواست براى افزايش دستمزد و تقويت امنيت شغلى، خواستار دنيايى عارى از استبداد و تسليحات اتمى شدند.
در نپال، هزاران نفر در دو راهپيمايى آرام عليه شاه گيانندرا، سلطان اين كشور آسيايى، دست به اعتراض زدند. آنها فرياد مى زدند: «ما مردم سالارى مى خواهيم»، «مرگ بر استبداد.»
در فيليپين در ميان شايعاتى مبنى بر نقشه كارگران براى برهم زدن نظم عمومى، پليس ضد شورش در خيابانهاى عمده »مانيل»، (پايتخت) مستقر شد ومأموران امنيتى راه هاى منتهى به كاخ رياست جمهورى را مسدود كردند.
پليس اعلام كرد كه حدود پنج هزار نفر در مانيل تظاهرات كردند. گروه هاى ستيزه جو درگيريهاى كوتاهى با پليس داشتند ولى در مجموع اين راهپيمايى مسالمت آميز بود.
در ژاپن، صدها هزار نفر با درخواست براى منع جنگ افزارهاى اتمى و اعتراض به تغيير قانون اساسى صلح طلب كشور خود، روز كارگر را پاس داشتند.
رهبران اتحاديه هاى كارگرى گفتند كه در بيش از ۳۵۰ نقطه اين كشور راهپيمايى برگزار شد و پليس شمار تظاهركنندگان را حدود ۲۲۰ هزار نفر تخمين زد.
در حدود ۱۲ هزار نفر از اعضاى كنفدراسيون اتحاديه هاى كارگرى كره جنوبى نيز در بزرگترين خيابان «سئول»، (پايتخت) تحصن كردند. اعتراض آنها به پيش نويس لايحه اى بود كه به شركتها امكان مى دهد كارگران پيمانى بيشترى استخدام كنند كه به گفته مخالفان، دستمزد و مزاياى كمترى مى گيرند.
در تظاهراتى ديگر در سئول، كارگران خواستار شرايط كارى بهتر در بزرگترين پالايشگاه نفت كره جنوبى شدند و با سنگ، در و شيشه اين شركت را شكستند.
در «بانكوك»، (پايتخت تايلند) يك افسر پليس شمار كارگران شركت كننده در تظاهرات روز كارگر اين كشور را هفت هزار نفر اعلام كرد كه خواهان دستمزد بيشتر و شرايط كارى بهتر بودند.
در بنگلادش نيز كارگران خواستار دريافت ۵۰ دلار در ماه به عنوان حداقل دستمزد شدند.
در هنگ كنگ صدها كارگر كه اكثر آنها خارجى بودند، نيز براى ساعات كار ثابت و تعيين حداقل دستمزد براى همه كارگران راهپيمايى كردند. دهها هزار نفر از زنان كشورهاى جنوب آسيا در هنگ كنگ مستخدمه هستند و بخش عمده درآمدشان را به وطن خود مى فرستند.
در چين كمونيست نيز راهپيمايى هاى كوچك و بزرگى برگزار شد، ولى بيشتر كارگران تعطيلى اين روز را براى رفتن به مراكز خريد مغتنم شمردند. دو ايستگاه بزرگ قطار پكن گزارش دادند كه شمار مسافرانشان در شب روز كارگر به بيش از صد هزار نفر رسيد.
در يك راهپيمايى در پكن از ۸۴۵ كارگر نمونه به عنوان«كارگران پيشتاز» تقدير شد. «هو جين تائو» رئيس جمهورى چين گفت: «اين كارگران نمونه، نمايندگان برجسته صدها ميليون كارگر در چين هستند كه نقش به سزايى در توسعه اين كشور ايفا كرده اند.»
هزاران نفر نيز در استراليا عليه تلاش دولت براى تغيير قوانين روابط تجارى تظاهرات كردند. دولت استراليا مى خواهد مسؤوليت حل و فصل اختلافات كارگران و كارفرمايان را از مراجع ايالتى به يك نهاد فدرال واگذار كند و همين موضوع، خشم كارگران را برانگيخته است.
در آلمان، پليس دست كم ۶۵ نفر را در درگيرى با كارگران دستگير كرد، ولى مقامات قضايى اعلام كردند كه درگيرى هاى امسال نسبت به سال گذشته آرام تر بوده است. امسال فقط سه مأمور پليس مجروح شدند، حال آن كه اين رقم در سال پيش ۵۰ نفر بود.
تظاهرات كارگران فرانسوى بيشتر تحت الشعاع اختلاف آنها بر سر قانون اساسى اتحاديه اروپا قرار گرفت. دست كم چهار راهپيمايى در پاريس برگزار شد كه نشانگر ناتوانايى اتحاديه هاى كارگرى براى اتحاد است.
در تركيه نيز پليس تظاهرات غير قانونى كارگران چپ گرا را برهم زد و ۵۰ نفر را بازداشت كرد. چپ گرايان روسيه نيز در مسكو و ساير شهرها خواستار تعطيلى مجدد روز كارگر شدند.
در اوكراين، ۲۵۰۰ كمونيست معترض در «كيف» عليه دولت متمايل به آمريكا «ويكتور يوشچنكو» الشعاع دادند.
همچنين در فرانسه، سنديكا هاى كارگرى عليه اخراج ها و براى افزايش مزد، عليه برچيدن يك روز تعطيلى كه در فرانسه آن را «فينگس مونتاگ» مى نامند و همچنين عليه افزايش ساعات كار تظاهرات عظيمى برگزار شد.
هزاران اسپانيايى هم جهت تأمين اجتماعى بهتر و براى محل كار دائمى و ايجاد محل كار بيشتر، صف ۵۰ كيلومترى تشكيل دادند. دراين ارتباط، «مادريد» صحنه تظاهرات باشكوه اول ماه مه بود.
در مسكو، صدها هزار نفر از اعضاى اتحاديه هاى كارگرى، كمونيست ها و ساير نيروهاى مخالف در حد فاصل خيابان «تورسكايا» تا «بلشوى تاتر» راهپيمايى كردند.
در هاوانا (پايتخت كوبا) يك ميليون نفر در ميدان مركزى شهر گردآمدند تا مراسم روز كارگر را برگزار كنند. در اين ميتينگ كه كاسترو نيز با لباس نظامى حضور يافته بود، شعار محورى حمله و انتقاد نسبت به ايالات متحده بود.
منابع: بى.بى.سى- روزنامه «يونگه ولت»
و شبكه خبرى آلمان
در گفت وگو با «تايم» مطرح شد
خرازى: ايران به تحريم عادت دارد
«كمال خرازى» وزير امور خارجه ايران در مصاحبه اى به پرسش هاى هفته نامه «تايم» در مورد سياست هاى هسته اى تهران و تحولات خاورميانه سخن مى گويد.
ايران اذعان مى كند كه به برخى از اعضاى القاعده دسترسى يافته است. چه رويه اى با اين افراد در پيش گرفته مى شود؟
تعدادى از اين افراد، در ايران به سر مى برند. آنها بازداشت شده اند و تحت نظر ما هستند.
ايران تمايل دارد آمريكا تا چه زمانى از عراق خارج شود؟
وقتى كه امنيت توسط نيروهاى عراقى تأمين شود. آنگاه دولت عراق بايد از نيروهاى خارجى بخواهد اين كشور را ترك كنند. عراقى ها خود مى توانند از منافعشان دفاع كنند.
آيا ايران وجود پايگاه دائمى آمريكا در عراق را خواهد پذيرفت؟
ما با اين شرايط مخالفيم، چون به نفع هيچ كس نيست.
اجازه دهيد در مورد برنامه هاى هسته اى ايران صحبت كنيم. آيا شرايطى وجود دارد كه بتواند به تعليق دائمى غنى سازى اورانيوم از سوى ايران منجر شود؟
هيچ گاه تعليق دائمى رخ نخواهد داد. زيرا اين حق مشروع ماست كه اين فناورى را داشته باشيم و آنچه را كه براى كشورمان نياز داريم، توليد كنيم. هيچ مشوقى نمى تواند جايگزين اين حق باشد.
اگر قرار باشد شوراى امنيت به مسأله هسته اى ايران رسيدگى كند، چه رخ خواهد داد؟
بحث ما با طرف اروپايى هم در مورد توقف غنى سازى نبود. هدف ما، ادامه غنى سازى به روشى بود كه بتواند به طرف ديگر اطمينان دهد. ما به دنبال توليد مواد تسليحاتى نيستيم. از لحاظ حقوقى، ايران اشتباهى مرتكب نشده است كه بخواهد توسط شوراى امنيت بررسى شود. آمريكا هم كه مى خواهد پرونده ايران را به شوراى امنيت ارجاع كند، دلايل سياسى را مدنظر دارد. اما فكر نمى كنم كه نتيجه اين كار، چندان براى آمريكايى ها مطلوب باشد.
ممكن است شوراى امنيت، تحريم هايى را اعمال كند.
اما ما به تحريم عادت داريم. ما توانسته ايم در اين شرايط زندگى كنيم و توانايى هاى خود را گسترش دهيم. يكى از اين توانايى ها، آن است كه فناورى هسته اى را گسترش دهيم.
آيا شكافى بين موضع شما و آمريكا وجود دارد؟
در مورد مسأله سلاح هاى هسته اى، شكافى وجود ندارد. اما آمريكايى ها دائماً ايران را متهم مى كنند كه به دنبال سلاح هسته اى است، اما آن را ثابت نمى كنند.
گزارش هايى وجود دارد كه نشان مى دهد آمريكا پروازهاى جاسوسى در آسمان ايران انجام داده و تيم هاى شناسايى به ايران فرستاده است. آيا درست است؟
اينها همه شايعه هستند. اگر چنين چيزى درست باشد حاكى از تلاش آمريكا براى نقض قدرت ماست و مسلماً ما چنين چيزى را تحمل نخواهيم كرد.
مذاكرات صلح خاورميانه، به كندى پيش مى رود. ..
اصلاً پيشرفتى نداشته است. به هر حال، آتش بس برقرار شده، اما اين بدان معنى نيست كه حركت جديدى صورت گرفته است.
من معتقدم كه اسرائيلى ها يك بازى راه انداخته اند. آنها صادق نيستند. ما هم در مورد پيشرفت اين شرايط، خوشبين نيستيم.
ايران چگونه مى تواند روند صلح را پيش ببرد؟
فكر نمى كنم ايران بتواند كارى بكند. اين مسؤوليت خود فلسطينى ها و كشورهاى منطقه است.
ديك چنى گفته بود احتمال دارد اسرائيل در مورد مسأله هسته اى ايران كارى بكند. اما «آريل شارون» گفت اسرائيل چنين برنامه اى ندارد.
من نمى دانم كه اسرائيلى ها چنين برنامه اى دارند يا خير. اما ما آماده هستيم از خود دفاع كنيم.
رويكرد آمريكا در مورد مجاهدين خلق (منافقين) را كه با حكومت ايران مخالفت كرده اند و در ليست گروه هاى تروريستى آمريكا هم قرار دارند، چگونه مى بينيد؟
مجاهدين خلق از سوى كشورهاى اروپايى و آمريكا به عنوان يك سازمان تروريستى شناخته شده اند و دليلى ندارد كه آنها در آمريكا بچرخند، پول جمع كنند، جلسه برگزار كنند و با اعضاى كنگره آمريكا ارتباط برقرار كنند. اين نشان مى دهد كه آمريكا در مورد مقابله با تروريسم جدى نيست.
اكنون ايران با دولت عراق چه روابطى دارد؟
ما روابط خوبى داريم و دوست هستيم. آنها نماينده مردم كشورشان هستند و بايد مورد حمايت قرار گيرند. آنها در موقعيتى هستند كه بايد مشكلات خود را حل كنند.
آيا آماده هستيد كمكى براى پيشرفت آنها انجام دهيد؟
بله. مسلماً. ما نهايت تلاش خود را مى كنيم تا به آنها در امور تربيت نيروى پليس، تجهيز اين نيرو، ارتش و نيازهاى اقتصادى شان يارى برسانيم. اكنون ما در تأمين برق به آنها كمك مى كنيم كه قرار است بيشتر هم بشود. ما معاملات زيادى با آنها داريم. بنابراين خط مشى ما همكارى كامل با مقامات عراقى است.
ايران در مذاكرات خود با اروپا پيشنهاد كرده است كه سه هزار تجهيزات غنى سازى اورانيوم را حفظ كند. هدف اين پيشنهاد چيست؟ آيا در اين شرايط، احتمال توليد مواد لازم براى سلاح وجود دارد؟
راه ها و ابزار زيادى وجود دارد كه ما مى توانيم از آن طريق به غنى سازى اورانيوم و اگر بخواهيم، توليد سلاح روى آوريم اما وقتى كشورى تصميم بگيرد كه تمام فعاليت هايش را تحت نظارت آژانس بين المللى انرژى اتمى قرار دهد و تمام ابزار قانونى داخلى را هم فراهم كند تا به ديگران نشان دهد تخلفى وجود ندارد، آنگاه موقعيت كاملاً متفاوتى به وجود مى آيد. شما مى دانيد كه موضوع ايران كاملاً با كره شمالى تفاوت دارد. كره شمالى، بازرسان آژانس را اخراج و دوربين ها را مسدود كرد و از معاهده منع گسترش هسته  اى خارج شد. اما ايران از بازرسان خواست كه بيايند تا شفافيت لازم به وجود آيد و اعتمادسازى انجام گيرد. ايران پروتكل هاى الحاقى را امضا و با آژانس هم همكارى كرد و با كشورهاى اروپايى نيز مذاكره داشت. بنابراين دو رويكرد كاملاً متفاوت وجود دارد و اين بدان معنى است كه ايران قصد دارد به استفاده صلح آميز از فناورى هسته اى روى آورد و به دنبال توليد سلاح نيست. مسأله كره شمالى كاملاً متفاوت است.
مواردى در برنامه هسته اى ايران وجود داشته كه به آژانس گزارش داده نشده است. چگونه اين شرايط رخ داده است؟
اين زمانى اتفاق افتاد كه ما همكارى كامل و جامع خود با آژانس را آغاز نكرده بوديم. ما فعاليت هايمان را آشكار نكرده بوديم بنابراين تعهد يا قانونى را هم نقض نكرديم. ما فقط بايد ۱۸۰ روز پيش از به كار انداختن تجهيزات جديد به آژانس گزارش مى داديم و در هيچ يك از اين تأسيسات، مثلاً اصفهان يا نطنز يا صنعت سانتريفيوژها به حدى نرسيده بوديم كه به آژانس اطلاع دهيم. اما در مورد فعاليت هايمان يا تجهيزاتى كه خريدارى كرده بوديم، كوتاهى هايى صورت گرفته بود كه از سوى آژانس هم به همين عنوان خوانده مى شود و نقض چيزى به شمار نمى رود. اين كوتاهى ها، همان طور كه آژانس اعلام كرده بود صورت گرفته بود.
تمايل داريد دوستانتان در حزب الله و لبنان، چه روندى را دنبال كنند؟
ما خواهان ثبات لبنان هستيم. ما با مداخله خارجى در امور لبنان مخالفيم. من معتقدم كه مردم لبنان بايد از سوى رهبران آن كشور مورد حمايت قرار گيرند و حالا آنها در مسير درست قرار گرفته اند. دولت جديدى روى كار آمده و براى انتخابات، برنامه ريزى شده است. آنها بايد بتوانند از خود دفاع كنند.
آيا از خلع سلاح حزب الله حمايت مى كنيد؟
فكر نمى كنم اين به نفع هيچ لبنانى باشد. مقاومت اسلامى، افتخارى براى تمام لبنانى هاست و اين مقاومت توانسته است مساوات، احترام و آزادى را براى آنها به ارمغان بياورد. حزب الله، يك گروه نظامى نيست، بلكه يك نهضت مقاومت ملى است و احترام تمام لبنانى ها حتى مسيحيان را هم كسب كرده است. آنها سرمايه اى براى لبنان هستند.
درآمد نفت ايران در كنار ساير توليدكنندگان نفت در سال هاى اخير، افزايش زيادى داشته است. نظرتان در مورد قيمت فعلى نفت چيست؟
ما خواهان بازارى باثبات هستيم. قيمتى را نيز مى خواهيم كه براى توليدكنندگان و مصرف كنندگان مناسب باشد.
سطح قيمت خاصى را در ذهن داريد؟
اوپك موافقت كرده است كه اين قيمت بين ۲۲ تا ۲۸ دلار در بشكه باشد اما اين جريان از كنترل اوپك، خارج است. حتى توليد نفت هم افزايش يافته، اما تأثير آن بر قيمت ها زياد نبوده و قيمت ها همچنان رو به افزايش بوده است. بنابراين بايد عوامل ديگرى، مثلاً عوامل سياسى يا ديگر مسائل را براى توجيه افزايش قيمت نفت درنظر بگيريم. اما ما خواهان جريان آزاد نفت و ثبات قيمت هستيم و معتقديم كه اين به نفع تمام طرفين است. ما ترجيح مى دهيم عربستان سعودى هم در چارچوب اوپك كار كند.
منبع :خبرگزارى آفتاب
«لين چان» در چين
محمدمهدى غفارى
تالار بزرگ خلق «پكن» در روزهاى اخير ميزبان يك ديدار تاريخى بود. «لين چان» رهبر حزب «كومين تانگ» (حزب ملى) با «هوجين تائو» رئيس جمهورى و دبيركل حزب كمونيست چين در اين تالار با يكديگر دست دادند،  دست همديگر را فشردند و ابراز اميدوارى كردند كه اين ديدار به آشتى ميان دو طرف منجر شود.
لين چان خطاب به هوجين تائو گفت: گذشته را نمى توان تغيير داد، اما ساختن آينده به اراده ما بستگى دارد. لين چان در جمع صدها دانشجوى پكن تصريح كرد كه اگر نتوانيم فرصت هاى كنونى را مغتنم بشماريم، به طور قطع، آينده را از دست خواهيم داد. وى در بخشى از اظهارات خود آشكارا گفت: رهبران تايوان بايد راه صحيح را پيدا كنند و از تنظيم و تدوين قانون اساسى جديد و فعاليت  هاى استقلال طلبانه خوددارى نمايند. اين اظهارات لين چان به واقع، در تضاد آشكار با ديدگاه هاى «چن شويى بيان» رئيس جمهورى، «خانم آنت لو» معاون رئيس جمهورى و «فرانك هسيه» نخست وزير تايوان قرار دارد. زيرا مقام هاى جزيره تايوان و حزب ترقيخواه استقلال طلب (حزب حاكم) تمام تلاش هاى خود را براى آماده كردن زمينه هاى استقلال تايوان از چين فراهم كرده اند. برگزارى همه پرسى براى استقلال اگرچه با شكست مواجه شد و خريد تسليحات پيشرفته به ارزش بيش از ۱۸ ميليارد دلار از آمريكا از جمله اقداماتى بود كه رهبران جزيره تايوان براى تحقق اهداف خود در آينده نه چندان دور به عمل آوردند. لين چان به عنوان رهبر حزب كومين تانگ حتى مخالفت خود را با خريد تسليحاتى تايپه از واشنگتن اعلام كرد و گفت: خريد تسليحات از آمريكا نمى تواند پشتوانه و تضمين خوبى براى ثبات و آرامش در دو سوى تنگه تايوان باشد.
لين چان مبلغ ۱۸ ميليارد دلار بودجه عمومى تايوان را كه براى خريد تسليحات از آمريكا اختصاص يافت، جزو ثروت همه مردم دانست و خاطرنشان كرد كه اين مبلغ صرفاً با رأى و نظر رهبران جزيره براى خريد تسليحات از آمريكا اختصاص يافت و پارلمان جزيره هنوز مصوبه اى براى اين موضوع صادر نكرده است. لين چان رهبر حزب كومين تانگ در حالى از چين ديدار و با «هو» ملاقات كرد كه چين، در ماه مارس ۲۰۰۴ ميلادى با تصويب قانون ضدتجزيه طلبى در كنگره ملى خلق و با استقرار صدها موشك بالستيك در سواحل نزديك تايوان، عملاً زنگ خطر را عليه اين جزيره به صدا درآورده است. لين چان با آگاهى از اين مسأله كه چين در سال هاى گذشته نيز تمام تلاش هاى رهبران تايوان را براى ورود به سازمان ملل متحد و همچنين سازمان بهداشت جهانى ناكام گذاشت، اما در يك اقدام بى سابقه پس از ۵۵ سال از چين كمونيست ديدار كرد؛ ديدارى كه بازتاب هاى گسترده اى در دو سوى تنگه تايوان و همچنين در محافل سياسى - مطبوعاتى جهان بر جاى گذاشت، به گونه اى كه برخى تحليلگران، سفر لين چان به چين را نوعى تلاش براى منزوى كردن «چن شويى بيان» رهبر تايوان و تيم استقلال طلبش اعلام كردند.
با توجه به اينكه رهبرى حزب كومين تانگ در انتخابات رياست جمهورى گذشته از رقيب خود حزب ترقيخواه استقلال طلب شكست خورد ونتوانست زمام امور جزيره را بر عهده بگيرد، اما به نظر مى رسد كه رهبرى حزب كومين تانگ با اقدامات اخير خود در سفر به چين، قصد دارد ضمن احياى گذشته حزب خود، در انطباق با شرايط جديد گام بردارد؛ شرايطى كه رهبرى حزب كومين تانگ نمى خواهد فرصت استفاده از آن را از دست بدهد.
با توجه به اينكه رهبران جزيره تايوان اجازه سفر لين چان به چين را مشروط به نبستن هيچ قرارداد و يا توافقنامه اى با رهبران چين داده بودند، اما احزاب كمونيست چين و كومين تانگ درباره برقرارى همكارى همه جانبه اقتصادى، تجارى و صنعتى براى تحكيم مناسبات دو سوى تنگه تايوان موافقت كردند. اين در حالى بود كه يك بيانيه مطبوعاتى در ديدار لين چان با هوجين تائو به امضا رسيد كه بر اساس آن همكارى ها در بخش هاى مختلف افزايش مى يابد. اگرچه ديدگاه رهبران حزب كومين تانگ و حزب ترقيخواه استقلال طلب در خصوص مقوله استقلال يكسان است، اما از آنجا كه رهبران حزب ملى به گفت وگوهاى مستمر با رهبران چين در خصوص روشن كردن افق همكارى ها معتقدند، سفر لين چان به چين قبل از هر چيزى فرصت بسيار مغتنمى در اختيار دولتمردان پكن گذاشت كه باز هم از طريق ديپلماسى مدارا به اهداف خود در خصوص اعمال حاكميت بر قلمرو سرزمينى يعنى تايوان دست يابند.
ونزوئلا؛انقلابى كه اصلاحات آن ادامه دارد
211152.jpg
اغلب مردم مى دانند كه تلويزيون، راديو و روزنامه هاى شركتى در خدمت سود تجار بزرگى هستند كه به آنها تعلق دارند. در هفته هاى اخير، آنها حمله هاى همه جانبه اى را عليه انقلاب ونزوئلا شروع كرده اند. رسانه هاى آمريكايى با جريانهاى مخالف با «هوگو چاوز» رئيس جمهورى ونزوئلا و انقلاب بوليوار هم جهت هستند. «رابرت نواك» كارشناس دست راستى، به «عفونت آمريكاى لاتين» اشاره مى كند. در تأييد سخنان او، كاندوليسا رايس، وزير امور خارجه بوش، چاوز را يك «نيروى منفى» در منطقه مى نامد. چاوز اغلب به عنوان «ضد آمريكايى» معرفى مى شود و به او اتهام «مداخله» در كشورهاى همسايه، پناه دادن به «تروريستها» و «شروع مسابقه تسليحاتى» زده مى شود. اخيراً «تايمز مالى» گزارش داد كه «سياست محدود سازى» توسط دولت بوش با هدف «منزوى كردن» پنجمين كشور صادر كننده نفت جهان تدوين شده است. «راجر پاردو مورر» معاون وزارت دفاع در امور نيمكره غربى كه سابقاً متصدى امور سياسى جناح راست كنتراهاى نيكاراگوئه بود، در قلب اين سياست جديد در قبال آمريكاى لاتين قرار دارد.
دليل اين حملات آشكار است: انقلاب ونزوئلا در تضاد با سود شركتهاى آمريكايى در منطقه و به طور كلى، سيستم سرمايه دارى قرار دارد. در حقيقت، اين اتهامات مداوم و تحريف حقايق نشان دهنده وحشت فزاينده طبقه حاكم آمريكا از بازتاب بين المللى انقلاب در حال پيشرفت ونزوئلا است. آنچه در خطر است، موجوديت سيستم سرمايه دارى در ونزوئلا، آمريكاى لاتين و در نهايت، در جهان است. به دليل باتلاق عراق و وابستگى به نفت ونزوئلا (كه ۱۵ درصد مصرف آمريكا را تأمين مى كند)، دستان بوش براى مدتى بسته است. اما آنها به سختى در تلاشند تا افكار عمومى را در ايالات متحده، همانند آمريكاى لاتين بسيج كنند تا دراولين فرصت انقلاب بوليوار را خفه نمايند.
ونزوئلا داراى منابع بزرگ شناخته شده نفت در جهان و غنى از منابع طبيعى ديگر مانند آب و گاز طبيعى است. عليرغم اين ثروت طبيعى، ۸۰ درصد جمعيت ونزوئلا سالها در بدبختى مفرط زندگى كرده اند. اوليگارشى ونزوئلا و دوستان آنها (شركتهاى چند مليتى) سالها از ثروت كشور به جاى بهبودى بخشيدن به شرايط زندگى مردم ونزوئلا _ كه توليد كنندگان واقعى ثروت بودند- در جهت انباشتن جيبهايشان استفاده كردند. اين وضعيت چندين دهه ادامه يافت تا اينكه صندوق بين المللى پول و ميليونرهاى ونزوئلا پيشتر رفتند: در فوريه ۱۹۸۹ آنها شرايط سخت و غيرقابل تحملى را بر مردم تهيدست تحميل كردند. در نتيجه قيام مردمى «كاراكازو» توسط نيروهاى امنيتى كشور به خاك و خون كشيده شد و صدها و شايد هزارها نفر كشته شدند. اين شروع زنجيره وقايعى بود كه تا به امروز ادامه دارد.
پس از اين وحشيگرى، سرهنگ چپگرا «هوگو چاوز»در سال ۱۹۹۲ عليه دولت دست راستى كودتا كرد كه شكست خورد. او به زندان رفت و به سرعت تبديل به يك قهرمان شد. پس از اينكه پشتيبانى توده مردم باعث آزادى زودتر از موعد او از زندان شد، حركت سياسى جديدى را شكل داد و پيروزى قاطعانه اى بر سيستم سياسى دوحزبى آن زمان به دست آورد. قانون اساسى جديد و دموكراتيك ترى در همه پرسى مردمى پذيرفته شد و چاوز در سال ۲۰۰۰ دوباره قاطعانه انتخاب شد. آرمان اوليه او تنها بهبودى بخشيدن به وضعيت زندگى مردم رنج ديده ونزوئلا بود. اما حتى كمترين اعمال او در اصلاح اراضى، ماليات بر سود شركتهاى چند مليتى و افزايش رسيدگى به بهداشت، آموزش و پرورش، برنامه هاى تغذيه و مسكن، او را مستقيماً رودرروى اوليگارشى ونزوئلا و حاميان آن در ايالات متحده قرار مى داد.
در آوريل ۲۰۰۲ رسانه هاى ونزوئلا، سازمان بازرگانى كشور، سران كليساى كاتوليك و جمعى از ژنرالهاى مرتجع براى كمك به كودتا عليه چاوز به توافق رسيدند. اين دولت جديد «دموكراتيك» در جهت برانداختن قانون اساسى جمهورى بوليوار و مجلس ملى و انحلال دادگاه عالى و انجمن ملى انتخابات برآمد. شگفت انگيز نبود كه اين حركت توسط واشنگتن قانونى و مشروع شناخته شود. ولى در يك قيام بى سابقه، مردم ونزوئلا عيله دولت غير قانونى برخاستند و چاوز را دوباره به مقامش بازگرداندند.
از آن به بعد انقلاب شتاب بيشترى گرفت (و به همان نسبت تلاشهاى ايالات متحده براى ايجاد وقفه در آن). كليد انقلاب ونزوئلا، توده هاى واقعى مردم، دموكراتيك بودن، مشاركت توده هاى كارگران ونزوئلا، كشاورزان و فقراى شهرى است. بارها و بارها آنها براى دفاع از انقلاب بسيج شده و سازمان يافته اند و سرنوشت انقلاب متكى به مشاركت مداوم آنهاست. خود هوگو چاوز هم به طور فزاينده اى در ماههاى اخير راديكال شده است. او گفته است كه بايد از سرمايه دارى فراتر رفت. او يك كارخانه مهم كاغذ را تحت كنترل كارگران ملى كرد و خواهان «سوسياليسم قرن بيست و يكم» شد. اين، انعكاس فشار توده ها از پايين است. آرزوها و رؤياهاى ميليونها ونزوئلايى كاملاً ساده و خيلى شبيه آرزوها و رؤياهاى مردم زحمتكش در ايالات متحده و در تمام جهان است. آنها براى كيفيت مشاغل، مسكن، تحصيلات، حمل و نقل، بهداشت، شرايط ايمن كارى، حقوق بازنشستگى مناسب و آينده اى روشن براى خانواده و آنهايى كه دوستشان دارند، مبارزه مى كنند. آيا توقع صرف ثروت زيادى كه توسط مردم زحمتكش توليد مى شود، براى بهبودى بخشيدن به زندگيشان، زياده خواهى است؟
عليرغم تحريكات مكرر دولت ايالات متحده، چاوز و مردم ونزوئلا «ضد آمريكايى» نيستند. چاوز هميشه بين مردم آمريكا و حكام آنها تفاوت كاملى قائل شده است. همانطور كه اخيراً در يك سخنرانى تشريح كرد: «يك روز، فساد درون امپرياليسم آمريكا پايان خواهد يافت و فرو خواهد ريخت و مردم بزرگ مارتين لوتر كينگ آزاد خواهند شد. مردم بزرگ ايالات متحده برادران ما هستند. درود من بر آنها... مردم بزرگ ايالات متحده كه شريك رؤياها و ايده آل هاى ما هستند، بايد خود را آزاد كنند... كشور قهرمانان، رؤياها و مبارزان، مردم مارتين لوتر كينگ و سزار چاوز.»
اين يك امر حياتى است كه ما در مقابل دروغها و تحريفات رسانه هاى شركتى واكنش نشان دهيم. آنها تمايلى به حقايق ونزوئلا ندارند. آنها از هيچ عملى براى منفور كردن مبارزه مردم ونزوئلا مضايقه نمى كنند تا سقوط انقلاب را موجه جلوه دهند. در حالى كه آنها در كودتا، خرابكارى نفتى، و بارها در انتخابات شكست خورده اند، اوليگارشى ونزوئلا و دوستان آنها در واشنگتن اكنون تهديد به بكار گيرى تروريسم و حتى ترور خود چاوز مى كنند. بنابراين ضرورى است تا براى كوتاه كردن دست آمريكا از ونزوئلا بسيج شد.
تلاش قهرمانانه ميليونها مرد و زن ونزوئلايى براى بهبودى زندگى شان عملاً ثابت مى كند كه ساختن جهانى بهتر امكان پذير است. مبارزه آنها مبارزه ماست. تابستان امسال، فستيوال جهانى دانشجويان و جوانان (WFSY) در «كاراكاس» برپا خواهد شد. اين يك فرصت خوب براى هزاران جوان در سراسر جهان خواهد بود تا از ونزوئلا بازديد كنند و انقلاب را از نزديك ببينند. اين يك واقعه باستانى تاريخى نيست. اين يك انقلاب زنده، پر جنب و جوش و در حال توسعه در نيمكره ما [غربى] در قرن بيست و يكم است. بايد به شكل جهانى از انقلاب ونزوئلا دفاع كرده و آن را منتشر كرد.
منبع: سايت اينترنتى handsoffvenezuela
ترجمه: ط. محمدپور شيرازى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |