يكشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Sun, May 15, 2005
مهرگان
۳۱۳۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره داريوش فرهود
ردپايى تازه!
داريوش فرهود، متولد فروردين ماه ۱۳۱۷ تهران
- دكتراى پزشكى MD از دانشگاه ارلانگن آلمان غربى (۱۹۶۹)
- دكتراى علوم طبيعى در ژنتيك انسانى و انسان شناسى PHD از دانشگاه ماينس آلمان (۱۹۷۲)
- ليسانس روانشناسى BS از دانشگاه ماينس (۱۹۷۳)
- اخذ درجه پروفسورى در ژنتيك پزشكى از دانشگاه مونيخ (۱۹۹۱)
- بنيانگذار، استاد و مدير گروه ژنتيك انسانى دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكى تهران (۱۳۵۲ تا ۱۳۸۲)
- بنيانگذار و رئيس كلينيك ژنتيك تهران از سال ۱۳۶۰ تاكنون
- كارشناس سازمان جهانى بهداشت در بيمارى هاى ژنتيكى، ژنو از سال ۱۳۵۵ تاكنون
- عضو كميته «اخلاق در ژنتيك پزشكى» سازمان جهانى بهداشت از ۱۳۷۳ تاكنون.
- برنده جايزه علمى جشنواره جهانى خوارزمى در پژوهش (۱۳۶۹)
- برنده دو جايزه جشنواره ابن سينا در پژوهش (۱۳۷۸)
- برنده لوح افتخار جشنواره ابن سينا (۱۳۸۲)
- مديرمسؤول و سردبير مجله انگليسى زبان «بهداشت ايران» از سال ۱۳۶۰ تاكنون
- مديرمسؤول و سردبير مجله فارسى زبان «بهداشت جهان» از ۱۳۷۸ تاكنون
- مديرمسؤول مجله «علم، طبيعت، حيات» از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲
- سردبير مجله محيط شناسى از سال ۱۳۶۵ به مدت سه سال
- عضو كميته كشورى پيشگيرى از بيماريهاى ژنتيكى (۱۳۷۱ تاكنون)
- عضو كميته داورى جشنواره خوارزمى (۱۳۷۹ تاكنون)
- عضوشوراى زيست شناسى دانشنامه بزرگ فارسى در سال ۷۲ به مدت چهارسال
- دبير انجمن ژنتيك ايران از سال ۱۳۵۳ تا ۷۹
- مؤسس و رئيس انجمن تالاسمى ايران در سال ۱۳۶۵
211677.jpg
احمدرضا حجارزاده: امروز اگر علم ژنتيك دركشور ما توانسته به دستاوردهاى بزرگ و ارزنده اى دست يابد و لااقل در مقايسه با بسيارى از كشورهاى جهان سوم، برترى و پيشرفت هاى قابل ستايشى داشته باشد، بى شك، اين همه پيروزى را بايد مرهون زحمات بى وقفه كسى دانست كه امروز با وجود گذشت بيش از شصت سال از عمرش، همچنان مشغول خدمتگزارى به جامعه علمى - پزشكى كشور است؛ همو كه از وى باعنوان پرافتخار «پدر علم ژنتيك ايران» يادمى كنند، پروفسور داريوش فرهود.
كودكى اش با سفرهاى اجبارى پدر به مناطق مختلف ايران سپرى شد.
فرهود به دليل منتقل شدن پدرش به جنوب، دوره كودكى را در شهرهايى چون هفت گل و مسجدسليمان مى گذراند. پس ازاتمام دوره دبستانش در غربت جنوب، سال ششم را در دبستان پسرانه رازى تهران تحصيل مى كند. فرهود كه از همان ايام به لطف برخوردارى از پدرى فرهنگى - معلم - و پدربزرگ و عمويى پزشك، به علم طب علاقه مند بود، درس ها را با جديت دنبال مى كرد تا دنباله روى نزديكان خويش باشد. دوره دبيرستان را در مدرسه رهنما - كه مى گفتند بهترين دبيرستان ايران است - سپرى مى كند. ديپلم طبيعى اش را اما از دبيرستان البرز مى گيرد و عاقبت در سن ۱۹ سالگى براى تحصيلات در رشته پزشكى عازم كشور آلمان مى شود. او كه معتقدبود پزشك بايد سرشار از اخلاق نيكو و ستودنى باشد همواره سعى مى كرد از چارچوب اخلاق موردنياز پزشكى خارج نشود. پس از اخذ اولين مدرك پزشكى در آلمان، تحصيلاتش را دررشته ژنتيك انسانى تا مقطع دكترى ادامه داد. پس بنا به دعوت دولت ايران و دانشگاه تهران به ايران بازمى گردد تا نخستين فردى باشد كه اولين و درمجموع ۹ دوره فوق ليسانس ژنتيك انسانى را دركشور برگزارمى كند و پس از آن به شكل گيرى دوره دكتراى ژنتيك پزشكى در ايران اهتمام مى ورزد. قطعاً همين تلاش هاى مداوم باعث شده است تا به او لقب «پدر علم ژنتيك ايران» بدهند. «بنده اولين كسى بودم كه با اين تحصيلات و درجات علمى وارد كشور مى شدم. ۳۳ سال پيش ژنتيك دركشور ما چنين گسترده و شناخته شده نبود. تنها درهمين حد بود كه بدانند تركيب يك گاو سفيد با گاو سياه، نتيجه اش گاوابلق است!» اما امروز به لطف اين همه تحقيق و تفحص هاى علمى پروفسور فرهود، نگارش بيش از ۱۲۰ مقاله علمى به زبان انگليسى (به جز چندمورد) كه همگى درمجلات معتبر ايرانى و خارجى به چاپ رسيده اند، سخنرانى و سفر به ۳۶ كشور دنيا ازجمله تمام كشورهاى اروپايى و چندين كشور آسيايى چون هندوستان، مالزى، چين و... و قرائت سيصدمقاله دراين سفرها با موضوعات ژنتيك پزشكى، بالينى، انسان شناسى، اخلاق در ژنتيك و غيره، كشور ما نيز همپاى ديگر كشورهاى جهان سوم درمقام مقايسه علم ژنتيك برمى آيد وبرفراز بالاترين قله هاى موفقيت هاى پزشكى مى ايستد. خوشبختانه اين علم پيچيده كه با سرعت توفنده اى به پيش مى رود و هرروز دانشمندان جهان را با كشف يا پديده اى تازه روبه رو مى سازد، درايران با دستان توانمند فرهود مهارشده تا ما نيز از جديدترين دستاوردهاى علمى روز عقب نمانيم.
فرهود بنيانگذار هشت كنگره بين المللى در ايران بوده است و با برگزارى چنين كنگره هاى عظيمى چهره ژنتيك ايران را هميشه در صحنه حاضر نگه داشته است تا جايى كه امروزه، ژنتيك ايران را در عرصه هاى بين المللى با نام داريوش فرهود به خاطر مى آورند و او را بانى اين رشته پزشكى در ايران مى دانند.
اتفاقاً بايد همين جا به آخرين كنگره اى كه با حضور ايشان در كنار برگزاركنندگان اصلى يعنى مركز ملى تحقيقات مهندسى ژنتيك و بيوتكنولوژى ايران و يونسكو در روزهاى ششم تا هشتم فروردين سال جارى در تهران برگزار شد اشاره كرد. اين اجلاس كه سيدمحمدخاتمى در مراسم افتتاح آن نيز حضور داشت، درباب مسائل اخلاق زيستى برپا شده بود. فرهود نيز با ارائه مقاله اى در اين كنگره به ايراد سخنرانى مفصلى درباره ملاحظات اخلاقى در ژنتيك پزشكى پرداخت:
«هنگامى كه داشتم در مورد اخلاق و پيشينه آزادى در ايران صحبت مى كردم با كمال افتخار به منشور پادشاهى كوروش بزرگ و اعلاميه حقوق بشر وى برخوردم و حيف دانستم كه از آن به عنوان افتخار ملتى آزاده و صلح دوست نام نبرم. اگر اعلاميه حقوق بشر در جهان، سه سال پس از پايان جنگ جهانى دوم در سال ۱۹۴۸ عنوان شده است و همه به آن (فقط) افتخار مى كنند اما كمتر كسى و كمتر جايى از آن استفاده مى كنند، ما از ۲۶۰۰ سال پيش اين اعلاميه را داريم و اين سبب افتخار ملت وسرزمين  ما است.» در اين كنگره قطعنامه اى ارائه شد كه مفاد آن از چنان اهميتى برخوردار بود كه قرار شده است به زودى برخى مفاد آن در اعلاميه نهايى يونسكو گنجانده شود.
فرهود تا به امروز نزديك به هفت جلد كتاب تأليف كرده و هم اكنون نيز مشغول نگارش يك فرهنگ لغتنامه ژنتيك پزشكى است. ضمن اينكه تصميم دارد كتابهايى هم در مورد «انسان شناسى زيستى» و «اخلاق در پزشكى و تاريخچه اخلاق در ايران و جهان» به رشته تحرير درآورد. از فرهود وقتى عامل موفقيتش را در زندگى و كسب موفقيت هاى علمى مى پرسيم، او ۴ عامل را دليل ثمره هاى ارزشمند زندگى اش برمى شمرد: «من بيشترين دليل دستاوردهايم را مديون پركارى ام هستم و معتقدم بدون تلاش و كار كردن نمى توان به كمال رسيد...»
211671.jpg
و البته چنين است. نگاهى به كارنامه پر از پيروزى و تلاش وى گوياى همين پركارى و خستگى ناپذيرى او است. فرهود دومين علت را انضباط در كارها مى داند و به شدت هم از شلختگى متنفر است. سومين محرك او براى اين همه سربلندى و كسب افتخار، تداوم در كار است. او اعتقاد دارد هيچ كارى بى تداوم به نتيجه نخواهد رسيد و چهارمين راز او «شوق به خدمتگزارى و آرمانگرايى» است. وقتى او به شرط چهارم اشاره مى كند، با چشمانى پر از اشتياق به ميهن پرستى، باب گلايه را باز مى كند كه عشق به وطن از دل جوانان اين روزگار رخت بربسته است و بعد به ياد مى آورد كه در بيست و يك سالگى، هنگامى كه براى مرتبه نخست از سفرى برون مرزى (آلمان) و از راه زمينى به ايران بازمى گشت به محض رسيدن به مرز بازرگان و قدم نهادن بر تربت پاك ايران، صورت خود را به خاك چسبانده و با تمام وجود آن را بوييده است. «صورتم را به خاك ماليدم. انگار بوى ديگرى داشت اين خاك. رنگ ديگرى داشت. اينجا وطن بود.» فرهود در كنار تدريس و فعاليت هاى اجرايى، عرصه تأليف را نيز در حوزه خويش خالى نگذاشته است. «واژه نامه زيست شناسى» مشتمل بر ۱۳ هزار واژه و به پنج زبان فارسى، انگليسى، آلمانى، فرانسه و اسپانيايى يكى از آثار ماندگار اوست كه براى تأليف آن ۷ سال از بهترين سالهاى زندگى خود و چهارتن ديگر از استادان را صرف كرده و ديگرى واژه نامه اى است با ۲۰ هزار واژه و البته فقط به ۲ زبان انگليسى وفارسى كه تهيه اين كتاب هم چيزى در حدود ده سال زمان رابه خود اختصاص داده است.
او كه در سال ۸۳ از سمت استادى دانشگاه تهران بازنشسته شده، با چهره هاى نامدار و توانمندى در عرصه پزشكى همچون رحمان زاده، سروستانى، مجيدى، مجيد سميعى (جراح مغز و اعصاب و ساكن آلمان) و «تينكر ناگل» (برنده جايزه نوبل) همشاگردى و دوست بوده است. او هم اكنون علاوه بر فعاليت در كلينيك تخصصى ژنتيك خود كه در سال ۵۶ تأسيس شده و تا امروز داير بوده، مدير مسؤولى و سردبيرى دو مجله پزشكى به نام هاى بهداشت جهان (به زبان فارسى) و بهداشت ايران ( به زبان انگليسى) را نيز برعهده دارد و در عين حال يكى از اعضاى فرهنگستان علوم جهان سوم (ايتاليا - از سال ۷۵) به شمار مى آيد.
دريافت دو تقديرنامه از رئيس دانشگاه تهران به مناسبت «خدمات پژوهشى بسيار ارزشمند» در سال ۶۴ و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى به جهت «كوشش در اعتلاى بهداشت كشور» در سال ،۶۹ كشف و گزارش گونه جديدى از ترانسفرين انسان «ترانسفرين ايران» سال ۶۷ و كشف و گزارش يك بيمارى جديد ژنتيكى به نام «مولتيپل سينوستوزيس» در يك دودمان بزرگ ايرانى (سال ۷۸) از ديگر دستاوردهاى علمى - پژوهشى فرهود است.
داريوش فرهود معتقد است: «آنها كه هميشه پا روى جاى پاى ديگران مى گذارند، هرگز جاى پايى از خود نخواهند گذاشت.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |