|
|
|
|
|
• اين زن ۴۰ دختربچه را اغفال كرد وطلاهايشان رابه سرقت برد
|
|
|
|
ماجراى قتل دختر فرارى در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى بررسى مى شود
|
|
|
|
|
|
|
۱۵۰سال حبس و قطع دست براى باند رحمان جادوگر
|
|
|
گروه حوادث: اعضاى يك شبكه از سارقان مسلح پس از محاكمه در شعبه ۱۱۵۵ دادگاه جزايى تهران به ۱۵۰ سال حبس محكوم شدند. در اين رأى قضايى، رحمان معروف به «جادوگر» ـ سردسته باند به همراه يكى از همدستانش علاوه بر تحمل ۱۰ سال حبس به قطع دست محكوم شده اند.۱۱ عضو اين باند با هجوم هاى گاه و بيگاه خود به خانه هاى ويلايى در شمال تهران باعث به وجود آمدن موجى از وحشت و ناامنى شده بودند.رديابى اعضاى اين باند به دنبال اعلام شكايت يك پزشك سالخورده و همسرش اتفاق افتاد.دكتر ۸۵ ساله در حالى كه آشكارا مى لرزيد با مراجعه به مأموران كلانترى ۱۰۱ تجريش پليس را در جريان حمله سارقان مسلح به خانه ويلايى اش قرار داد.وى در اين باره گفت: ساعت ۱۶ عصر به همراه همسرم مشغول استراحت بوديم كه صدايى را از قسمت ورودى خانه مان شنيدم. به دنبال علت صدا بودم كه چند مرد قوى هيكل را در حالى كه تپانچه هايشان را به سمت ما نشانه رفته بودند، در چند قدمى خودمان ديديم.آنان قبل از اينكه فرصت عكس العملى به ما بدهند با خشونت دست و پا و دهانمان را بستند و هر چيز باارزشى را كه داشتيم با خود بردند. وقتى پس از ساعتى موفق به باز كردن دست و پايمان شديم از نحوه جست و جوهاى آنها دريافتم كه احتمالاً از قبل به محيط خانه ما آشنايى داشتند.با طراحى تصوير رايانه اى از دزدان مسلح، عمليات پليسى براى دستگيرى آنان وارد مرحله تازه اى شد تا اينكه يكى از آنان در خيابان شريعتى تهران شناسايى و بازداشت شد.وى پس از انتقال به پليس آگاهى اعتراف كرد با راهنمايى سرايدار سابق صاحبخانه ويلايى نقشه سرقت از آنجا را طراحى كرده اند.با توجه به اطلاعاتى كه از اين دزد مسلح به دست آمده بود، ساير همدستان او در دو نقطه از جنوب تهران حوالى ميدان قيام شناسايى و دستگير شدند.پرونده اين دزدى هاى مسلحانه پس از انجام تحقيقات تكميلى براى برگزارى محاكمه به دادگاه عمومى تهران ارسال شد.قاضى نورى پس از برگزارى چند جلسه دادگاه متهمان را مجرم شناخته و به حبس و قطع يد محكوم كرد.
|
|
|
|
|
مدير دبيرستان دخترانه در بم كشته شد
مدير يكى از مدارس دخترانه در منطقه «بروات» از توابع شهرستان بم ظهر ديروز با شليك گلوله يك فرد ناشناس از پاى در آمد.به گزارش ايرنا مقتوله كه حكيمه عسكرى نام دارد با ساير همكاران خود در حال برنامه ريزى براى امتحانات مدرسه بود كه مورد حمله مسلحانه قرار گرفت.قاتل پس از كشتن مدير مدرسه دخترانه« مطهرى» در حالى كه سر و صورت خود را پوشانده و سوار بر موتوسيكلت بود يكى ديگر از كسبه محل را در جلوى مدرسه از ناحيه سر هدف شليك چند گلوله قرار داد و وى را از پاى در آورد و سپس از محل متوارى شد.يكى از همكاران مقتوله به خبرنگار ايرنا گفت: قاتل كه به نظر مى رسيد يك جوان باشد، ابتدا مسلحانه وارد دفتر مدرسه شد و از تمامى معلمان خواست تا رو به ديوار بايستند و پس از آن با شليك چند گلوله به زندگى مدير مدرسه خاتمه داد.وى افزود: حكيمه عسكرى كه ۲۶ سال سن داشت حدود سه سال در اين مدرسه انجام وظيفه مى كرد و از مربيان و مديران برجسته و پرتلاش شهرستان بم محسوب مى شد.
|
|
|
|
|
بازداشت دزدعروسكهاى شهر
• اين زن ۴۰ دختربچه را اغفال كرد وطلاهايشان رابه سرقت برد
|
|
|
گروه حوادث: يك زن كه دختران خردسال را مى ربود و پس از بردن به مكانهاى خلوت اقدام به ربودن طلاهاى آنان مى كرد، دستگيرشد.اين زن درجريان آخرين سرقت اش پس از ربودن دختر خردسالى وارد كوچه بن بستى شده بود كه توسط مأموران كلانترى ۱۴۴ جواديه تهرانپارس بازداشت شد.بنا به اين گزارش، ساعت ۱۷ روز سه شنبه ۶ ارديبهشت ماه سال جارى زن جوانى كه دختر خردسالش توسط اين زن ربوده شده بود، در تماس با پليس ۱۱۰ درحالى كه صدايش مى لرزيد، گفت: دقايقى قبل دختر ۴ ساله ام درحالى كه مقابل خانه مشغول بازى بود ناپديد شد و همسايه ها به من گفتند زن قدبلندى او را با خود برده است. دقايقى بعد اكيپى از مأموران تجسس كلانترى ۱۴۴ جواديه تهرانپارس به دستور سرهنگ حسينيان (رئيس كلانترى) به محل ربوده شدن كودك كه درخاك سفيد بود اعزام و با مشخصاتى كه همسايه ها در اختيار آنها قراردادند پى بردند اين زن همان سارق طلا و جواهرات كودكان است كه از يك سال و نيم قبل در شرق تهران اقدام به ربودن كودكان مى كند.مأموران در ادامه تجسس هاى خود متوجه شدند اين زن در هفته يك يا دو كودك را ربوده و پس از سرقت جواهرات آنها را درمحله هاى خلوت رها مى كند و پس از آن نيز براى آن كه توسط پليس رديابى نشود تا مدتها اقدام به سرقت درآن مناطق نمى كند.اكيپى از كارآگاهان تجسس كوچه به كوچه را آغاز كرد و دراين بررسى ها يكى از مغازه داران گفت: دقايقى قبل زن جوانى را درحالى كه دست كودك خردسال را گرفته بود و به طرف يكى از كوچه ها مى رفت ديده است.با راهنمايى اين مرد، مأموران بلافاصله به كوچه بن بستى كه دختر خردسالى درآن سرگردان رها شده بود حركت كردند و وقتى ازكودك علت حضورش را پرسيدند او گفت: زن جوانى كه مثل جادوگران برنامه هاى كارتونى بود به بهانه خريدن بستنى مرا به اينجا آورد ولى بعد از درآوردن النگوهايم مرا رها كرد و به انتهاى كوچه رفت. مأموران به اين كوچه كه بن بست بود وارد شده و زن سارق را درحالى كه با كشيدن چادر به صورتش سعى مى كرد خودش را مخفى كند دستگير كردند و در بازرسى بدنى ۳ حلقه النگوى طلاى بچه گانه كشف كردند. با انتقال اين زن به كلانترى ۱۴۴ جواديه تهرانپارس و مطابقت چهره وى با آلبوم عكس متهمان مشخص شد اين زن در سال ۸۰ نيز به همين اتهام توسط مأموران اين كلانترى بازداشت شده بود.اين زن ۴۰ ساله در بازجويى ها ضمن اعتراف به سرقت جواهرات كودكان گفت: معتاد هستم و ۶ فرزند دارم. سالها قبل شوهرم مرا ترك كرد و من نيز ازمدتها قبل دست به اين سرقتها مى زدم.وى ادامه داد: با پرسه زدن دركوچه ها و خيابانها دخترچه هايى كه طلا و جواهرات به دست و يا گردن داشتند، شناسايى مى كردم و در فرصتى مناسب به بهانه اى آنها را به محل خلوتى مى كشاندم و پس از سرقت طلا و جواهراتشان آنها را درهمان جا رها مى كردم و پس از آن جواهرات را به مرد طلافروش در فلكه دوم تهرانپارس مى فروختم.با اعترافات اين زن، مأموران مردجواهرفروش را كه اقدام به خريد جواهرات مسروقه مى كرد دستگيركردند.به گزارش خبرنگار ما، با دستگيرى اين زن و اعترافات او خانواده هاى ۴۰ كودك كه طلا و جواهراتشان توسط اين زن سرقت شده بود متهم را شناسايى كردند.بازپرس دادسراى رسالت پس از بازجويى با قراربازداشت موقت متهم را دراختيار كارآگاهان آگاهى شمال شرق قرارداد و تحقيقات براى شناسايى ديگر مالباختگان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
ماجراى قتل دختر فرارى در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى بررسى مى شود
اعتراف به يك توطئه مرگبارخانوادگى
گروه حوادث: اسكلت يك دختر نافرمان كه قربانى خشم پدر و برادر شده بود با فاش شدن راز هولناك اين جنايت خاموش از زيرگورسيمانى بيرون كشيده شد. سه سالى مى شد كه مادر وقتى هيچ كس در خانه نبود كنار باغچه مى نشست و در حاليكه اشك مى ريخت براى دختر سركش خود لالايى مى خواند تا اينكه... بنا به اين گزارش، ساعت ۲۰ و ۱۵دقيقه روز ۲۹ بهمن سال ۸۳ مردى در حاليكه مضطرب بود به اداره پليس رفت و ادعا كرد در خانه شماره ۵۳۱ شهرك ارم در جاده ملارد جسد دخترى ۱۹ساله زير خروارها خاك دفن شده است. اين مرد جوان كه ترس و عذاب وجدان لابه لاى گفته هايش بود، گفت: «پدر و برادرزنم سه سال پيش روز ۳۰ آبان ماه سال ۸۰ خواهرزنم را به قتل رساندند و در باغچه خانه شان به خاك سپرده اند.» پليس كه در جريان اين جنايت هولناك خانوادگى قرارگرفته بود با دستور بازپرس شعبه نهم دادسراى كرج براى فاش ساختن جزييات قتل دختر سركش وارد عمل شد و در نخستين اقدام، خانه پدراو را تحت بازرسى جنايى قرارداد. بعد از برداشتن برف هاى باغچه خانه وقتى عمليات حفارى آغاز شد پليس با كنار زدن شن و ماسه به عمق ۷۰سانتى متر به لايه سيمانى و بتونى برخورد كه در ابعاد يك متر و ۵۰سانتيمتر بود.گور سيمانى دختر نافرمان شكافته شد و كارآگاهان خود را در برابر بقاياى اسكلت جسد اين دختر ديدند كه سه سال در يك قدمى پدر و مادر و ديگر اعضاى خانواده اش خاموش آرميده بود.مادر قربانى وقتى جسد دخترش را ديد با گريه تأييد كرد اسكلت به هيچ كس جز دخترش تعلق ندارد و تا زمان كشف جسد نزد همه دوستان و آشنايان ادعا كرده اند دختر، ناپديد شده و آنان در جست وجوى اين دختر هستند.پدر و برادرقربانى بازداشت شدند و تحت بازجويى قرارگرفتند. پدر اين دختر سركش در نخستين اعترافاتش، داماد خود را نيز يكى از عاملان جنايت معرفى كرد و گفت: «دخترم از خانه فرار كرده بود، خواهرش او را در خانه يكى از دوستانش پيدا كرده و به خانه خودشان برده بود، ظاهرش تغيير كرده بود و اين عصبانيت من را بيشتر كرد با چاقو به طبقه دوم خانه مان كه دامادم در آن زندگى مى كند رفتم كه دامادم از من خواست به جاى استفاده از چاقو، دخترم را خفه كنم. من نيز با همدستى پسرم و دامادم او را به حمام برديم و خفه اش كرديم سپس باغچه خانه را كنديم و جسد را داخل آن گذاشتيم سپس روى قبرش سيمان ريختيم و سعى كرديم اين ماجرا يك راز بماند.اين پدر در بازجويى هاى مكرر قضايى و پليس با تناقض گويى هاى بسيار، معماى اين جنايت را پيچيده كرد تا اينكه سرانجام واقعيت ماجرا را فاش كرد.وى گفت: «دامادم هيچ دخالتى در قتل دخترم نداشت وقتى در طبقه دوم با يك پيچ گوشتى به سمت دخترم حمله بردم او توانست فرار كند، خود را به طبقه اول رساند و داخل حمام رفت سپس در را بست تا نتوانم وارد شوم.او ترسيده بود هرچه سعى كردم او را راضى كنم تا در را باز كند نپذيرفت، گفتم كه كارى با او ندارم تنها مى خواهم نصيحتش كنم او در را باز نكرد به ناچار با هل دادن در، آن را شكستم و به همراه پسرم داخل حمام رفتم، روسرى به سر داشت آن را دور گلويش گره زدم و فشردم بعد براى اينكه جيغ و دادهايش را نشنوم سرش را داخل تشت آب كردم، پسرم كه پشت سرم قرارداشت به بدن خواهرش مشت و لگد مى زد تا اينكه با گرفتن دست خواهرش فرياد زد: بابا او را كشتى!همه را از خانه بيرون كردم بعد در حالى كه دامادم همه جريان را مى ديد گودالى در باغچه خانه حفر و به همراه پسرم جنازه را داخل آن دفن كردم. < پرونده در دادگاه كيفرى استان تهران پدر و پسر، به اتهام قتل دختر نافرمان خانواده روانه زندان شدند. ماجراى هولناك اين جنايت پس از تكميل تحقيقات در دادسرا به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد و صبح روز شنبه ۲۴ ارديبهشت ماه سال جارى در دستور كار قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى قرار گرفت. < اعلام گذشت مادر مادر دختر نافرمان كه سه سال رازمرگ دلخراش دخترش را در دل پنهان كرده بود وقتى شوهر و پسرش به اتهام قتل بازداشت شدند باتوجه به اينكه تنها ولى دم بود از مجازات عاملان قتل دخترش گذشت كرد.اين زن كه از سرنوشت تلخ خود مى ناليد در جريان اعلام رضايت و درخواست عفو و بخشش عاملان جنايت گفت: «دخترم هيچ توجهى به التماس هاى من و پدرش نمى كرد، اعضاى خانواده ام در بين همسايه ها و بستگانمان انگشت نما شده بودند با اين وجود همه دخترم را دوست داشتند و اين قتل يك اتفاق بود.بنا به گزارش خبرنگار ما، با اعلام گذشت مادر دخترفرارى از عاملان جنايت خانوادگى قرار است قضات شعبه ۷۱دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى عزيز محمدى و چهار قاضى مستشار وارد شور شوند تا در خصوص سرنوشت اين پرونده تصميم گيرى كنند.
|
|
|
|
|
قاتلان پيرمرد دلارفروش يكديگر را متهم كردند
|
|
|
گروه حوادث: عاملان قتل پيرمرد دلارفروش در برابر قاضى دادگاه كيفرى يكديگر را متهم كردند. از عصر شنبه ۳۱ مردادماه سال ۸۳ وقتى پسران «سلمان اشرفى» نزد پليس ادعا كردند پدرشان با همراه داشتن دو هزار يورو و هفت هزار دلار ناپديد شده است، ردپايى از دو جوان در توليدى پوشاك به دست آمد و آنان پس از دستگيرى اعتراف به قتل كردند. صبح ديروز عاملان قتل مرد دلارفروش در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران در برابر قاضى حسينى كوه كمره اى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار - رحيمى، سبزوارى، مظفرى و باقرى - قرار گرفتند و هر كدام سعى كردند ديگرى را قاتل اصلى معرفى كند. يكى از دو جوان كه كارگر توليدى پوشاك بود، در جايگاه ايستاد و گفت: «طراح نقشه پسر كارفرمايم بود. قرار شد «سلمان» را داخل توليدى پوشاك بكشيم و با قتل وى، دلارهايش را به سرقت ببريم، دوستم چكشى در دست داشت، اما در زمان جنايت آن را به من داد و تحريكم كرد ضربه بزنم، من نيز چنين كارى كردم، كمربندى كه دور گلوى مقتول گره خورده بود، متعلق به دوستم بود و من اصلاً آن را نكشيدم و دوستم چنين كارى كرد.» بعد از ادعاهاى اين جوان، دوستش گفت: «روز جنايت، وقتى وارد توليدى شدم، او من را در جريان نقشه اش گذاشت، قرار بود من تنها شاهد ماجرا باشم، به مقتول زنگ زد و به بهانه خريد دلار براى خواهرش او را به قتلگاه كشاند، چكش در مغازه بود، آن را برداشت و به دلارفروش حمله كرد، بعد كمربندى كه لابه لاى لباسهاى چرك من بود را گرفت و دور گلوى «سلمان» گره زد.
|
|
|
|