دوشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Mon, May 16, 2005
ميراث فرهنگى
۳۱۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
نشانه هاى هويت تاريخى
در باد فراموشى!
211824.jpg
حميدرضا توسلى
بدون شك نه يك بار، بلكه بارها صفحه اول شناسنامه تان را ديده و مطالب آن را ازنظر گذرانديد. شناسه اى كه اطلاعات بسياركوتاهى از يك فرد درآن ثبت مى شود. خبرى از اين كه پدر و مادر اين فرد كيست و مربوط به كدام ملك و آباداى و سرزمين است و نكته آخر هم مربوط به شماره نوزادى است كه نشان مى دهد، چندمين نفر از متولدين آن سال بوده است.
پس با اين حساب مى شود، سه آيتم. اين كه چه نامى داريم و چه شهرتى از پدران خود به ارث برده ايم، بسيار ظريف و مهم است و هويت و نسبت ما را با، دين، باورها و مليت ما مشخص مى كند. نامها نشانه هاى هويتى سرزمين ما هستند و نشان مى دهند با توجه به باورهاى قبل و بعد از اسلام در ايران، درپى چه محتوايى بوده ايم. باقى مطالب شناسنامه هم در گسترش دنياى شهرنشينى و آغاز هزاره سوم كاربرد زيادى دارد. راستى يك نشانه ديگر هم دراين ميان وجوددارد كه اغلب براى موارد ويژه و اضطرارى، از آن استفاده مى كنند، نشانه اى از اثر انگشت آغشته به جوهر انگشت سبابه ما كه تا آخرين لحظه زندگى برروى برگه كاغذ باقى مى ماند. اثر انگشت، جلوه بارزى از هويت فيزيكى ماست و در مقوله هاى مالى، اعتبارى، جنايى، سياسى و ساير موارد، كارايى فراوانى دارد كه حتماً از زبان كارآگاهان جنايى و پليس هاى بين الملل در فيلم ها و... شنيده و يا خوانده ايد.
همين شناسنامه كوچك، در وقت بزرگسالى ما، با انطباق يك عكس همراه مى شود و تا اينجاى كار برگه معرفى ما درجامعه كامل مى شود و اين برگه نيز به كمال نمى رسد، مگر آنكه من و شما به طور زنده و مستقيم آن را به مراجع مربوطه ارائه دهيم تا كپى با اصل برابر شود!
اين مقدمه را به خاطر داشته باشيد و با اين ذهنيت به سراغ ساير ادارات برويد، مانند اداره ثبت اسناد، اسناد و مدارك انقلاب و غيره سندسازى هاى خانه، وسيله نقليه و يا مستندسازى متنوع طبيعى و انسانى و گياهى به زبان نوشته، عكس، فيلم پديده اى است كه درعرصه هنر و ادبيات، بخوبى جايى بازكرده و خبرهايش را هم رسانه ها به ما انتقال مى دهند. مستند سازى و مستندنگارى مى تواند شامل موضوعات مختلف و متنوعى باشد. يكى از موضوعات جالب توجه ثبت ميراث فرهنگى و طبيعى در ايران و جهان است. يكى از زيرمجموعه هاى ميراث فرهنگى، اداره كل ثبت اموال فرهنگى و تاريخى است. پس بايد درست همانند شناسنامه هاى جيبى و كوچك، سرنخى از آنچه داشتيم و داريم را به ما بدهد.
طبيعى است آثار فرهنگى، تاريخى و طبيعى، باتوجه به تنوع موضوعات و وسعتى كه دارد، متولى قدرتمندى برآن نظارت داشته باشد.
حال آيا مسؤولان ميراث، اين اداره كل در خيابان لارستان را تا چه اندازه جدى گرفتند، پرسشى است كه درگفت وگو با مديركل و همكاران آن مى توان جست وجو كرد.
تا آمدن مديركل، يكى از كارشناسان اداره با من به گفت وگو مى نشيند. كارشناسى كه اصرار دارد بدون توصيه جناب مديركل، حاضر به پاسخگويى نيست.
يك ساعتى در هواى گرم و دم كرده، طبقه سوم به انتظار مى نشينم و با اولين ارتباط تلفنى مشكل رفع مى شود.
تجربه كارى او در اداره ثبت آثار فرهنگى ۵سال است. او درمورد ثبت آثار مى گويد: وقتى به اداره آمدم، چيزى به نام اداره ثبت آثار به شكل مستقل وجودنداشت و در سال هاى اوليه اداره باستانشناسى اين كار را انجام مى داد و درواقع، از زمانى كه شكل گرفته و مطرح شده است، تنها يك پست سازمانى براى يك كارشناس ثبت آثار داشتند كه آن هم در پژوهشكده باستانشناسى قرارداشت.
اما اندكى بعد به شكل دبيرخانه شوراى آثارملى مستقر در معاونت پژوهشى ميراث بنيان گذاشته شد كه اعضاى آن توسط رئيس سازمان حكم مى گيرند [محمودموسوى، مهدى رهبر، (باستانشناس) مهندس عادل فرهنگى (معمار) مهندس محب على، آقاى چگينى و آقاى گلشن (باستانشناس)] كار اين جمع اين است كه پرونده هاى ثبتى را در فرمت و قالبهاى خاص و آيين نامه شوراى ثبت قرارداده و توسط استان ها به معاونت پژوهشى ارسال و درنهايت اين پرونده ها به همين دبيرخانه شوراى ثبت مى رسيد.
كارشناس باستانشناس، پرونده ها را بررسى مى كند و بعد از اطمينان، مدارك موردنظر به شورا رفته و اگر واجدشرايط بوده، به ثبت مى رسيد.
مى گويم شرايط ثبت آثار چه بوده است؟
مى گويد آثار بايد چند ويژگى داشته باشد كه علاوه بر آن، گاهى آثار با معيار شؤون ملى، واقعه خاص و يا شخصيت تاريخى و غيره به ثبت مى رسد: مانند خانه مشروطه، خانه امام خمينى، خانه دكتر شريعتى، مطهرى و ديگران كه متأثر از واقعه خاص و يا شخصيت ويژه اى هستند.
مى گويم براى ثبت آثار چه ويژگى هايى را رعايت مى كنيد؟
برگى از بين پرونده هاى زيردستش بيرون مى كشد و به دستم مى دهد. ظاهراً همين ۶ويژگى، سرمنشأ ثبت چندهزار آثار فرهنگى دركشورمان شده و روز به روز گسترش پيدامى كند:
۱ - اثر مبين بار غنى فرهنگى - تاريخى مقطعى ازتاريخ كشور و يا ارتباطات فرهنگى تاريخ كشور يا ديگر جوامع كشورها باشد.
۲ - اثر متعلق و يا در ارتباط با شخصيت هاى برجسته تاريخ كشور بوده و يانشانگر گوشه اى از زندگى ، فعاليت يا آثار آنان باشد.
۳ - اثر در سطح ملى يا بين المللى شاخص يك مبدأ تاريخى يا نقطه عطف در تاريخ انسان يا دست ساخته هاى او و يا حركتى فرهنگى - تاريخى باشد.
۴ - اثر در سطح ملى يا بين المللى حاوى اطلاعات جامعى از تاريخ و معارف انسانى فرهنگ و تمدن بشرى تاريخ علوم و فنون و هنرها باشدو يانقش تعيين كننده اى ايفا كند.
۵ - اثر مكمل تعيين كننده اى براى مجموعه اسناد و مدارك و شواهدتاريخى ديگر و حلقه هاى پركننده خلأ اطلاعات واسناد و مدارك فرهنگى - تاريخى در يك دوره يا موضوع باشد.
۶ - اثر نزدعامه مردم و عرف مورد احترام و يا توجه خاص باشد.
مراحل گردش كار و شيوه ثبت آثار تاريخى:
آثار قابل ثبت ، شامل منقول ، غيرمنقول، ميراث فرهنگى شفاهى يامعنوى مى شود كه در گذشته ، تنها آثار شامل آثار غيرمنقول مثل تپه ها، محوطه ها ، مجموعه ها ، بافت ها بوده است. در حالى كه وظيفه داريم تمام موارد را ثبت كنيم، به ويژه بعد از ادغام دو سازمان، در برنامه جديد سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى ، آمده كه ثبت آثار منقول و غيرمنقول و آثار فرهنگى و شفاهى از وظايف سازمان جديد است.
فراموش نكنيم لازم است آيين نامه ها و دستورالعمل هاى جديد وضع شود تا براساس برنامه جديد حركت كنيم . البته پيشتر بعداز ثبت آثار ؛ حكم اثر ثبت شده توسط معاون پژوهشى انجام مى شد و ابلاغ آن به استاندارى و استانى كه آثار در آن قرار دارد، مى رسيد و رونوشت آن نيز به اطلاع ارگانهايى نظير ، دادگسترى ، ثبت اسناد، شهردارى ، نيروى انتظامى ، نمايندگان مجلس مى رسيده است.
بعد از تشكيل برنامه جديد هم ،كارمان را ادامه مى دهيم تاوضع قوانين به كمال رفته و با شتاب بيشترى كار را انجام دهيم.
در اين ميان از اواسط سال ۱۳۸۰ ، يك شوراى ثبت منطقه اى تشكيل شد تا سبب تمركززدايى شود، يعنى چنداستان با هم يك منطقه را تشكيل مى دادندكه در حال حاضر هر استان يك منطقه است. بنابراين هر استانى يك شوراى ثبت پيدا كردند كه كار پرونده ها را قبل از رسيدن به تهران بررسى مى كنند و آثار به تصويب رسيده آنان به دبيرخانه شوراى ثبت تهران ارسال مى شود كه فقط از نظر مدارك موردبررسى قرار مى گيرد...
نحوه شكل گيرى اداره كل ثبت آثار:
اين جا حدوداً كمتر از يك سال به دفتر ثبت ميراث فرهنگى و طبيعى تشكيل شده است . دراين اداره، قرار است مديركل و معاونش در نهايت با دوگروه به نام گروه بررسى و ثبت ، كار كنند.
تعداد و تنوع موضوع آثار چيست؟
تا امروز دقيقاً ۱۱۷۶۴ اثر به ثبت رسيده است كه شامل محوطه هاى باستانى ، تپه هاى باستانى ، بافت هاى فرهنگى تاريخى و بناهاى تاريخى است.
در مورد آثار طبيعى چه نظرى داريد؟
مثلاً در مورد درختان قديمى ، قنات ها، چشمه ها ، غارهاى طبيعى و يا در مورد ميراث فرهنگى و شفاهى نظير مراسم و آداب و رسوم قرار است اين تشكيلات به سراغ ثبت آنها برود.
اولين و آخرين اثر ثبت شده ، كدام است؟
اولين اثر كه شماره يك بر آن خورده است، سليمان تپه است كه در استان ايلام قرار گرفته و مربوط به دوره ايلامى است و آخرين اثر ثبتى نيز مربوط به حمام سيدگلابى در شهر تبريز است . نرم افزارى كه دوسال پيش طراحى كرديم اين امكان را به مامى دهدكه اسم، آدرس ،موقعيت جغرافيايى ، شماره اثر و غيره را در وقت مقتضى استخراج كنيم.
چه كسانى اين آثار را پيدا و معرفى مى كنند؟
هر استانى بخش بررسى و شناسايى دارد اقدام موردنظر را انجام مى دهندو غيراز اين نيز اشخاصى هستند كه مايل به ثبت آن اثر مى شوندكه ما با راهنمايى ، آنان را به استان محل سكونت شان ارجاع مى دهيم.
جهت اطلاع رسانى به جامعه چه اقدامى انجام مى دهيد؟
به روابط عمومى سازمان ارائه مى دهيم و يا آثار شاخص را معرفى مى كنيم و يا با ارتباط مطبوعات سعى ما براين است آثار غريبانه در اينجا باقى نماند.
خانم كارشناس براى انجام كارى از اداره بيرون مى رود و وقتى به پاى در اتاق مى رسد، مى گويد، نامى از من نبريد و فقط بنويسيد به نقل از كارشناس! مى گويم حتماً. جناب مدير بعد از جلسات مفصل اداره مركزى از راه مى رسد. آقاى ناصر پازوكى طرودى؛ فارغ التحصيل باستانشناسى در گرايش اسلامى است و سالها است در ميراث زندگى مى كند! زندگى در فضاى ادارى و پژوهشى، كار چندان آسانى نيست. معاونت معرفى و آموزش را با چاپ حدود ۶۰كتاب علمى به نفر بعدى تحويل داده است كه البته در آغاز فعاليتهاى انتشاراتى ميراث، كار چشمگيرى بوده است. مديريت ميراث استان تهران را با سازماندهى حفارى ها و چاپ كتابهاى تپه ها و آثار باستانى شهرهاى استان تهران و غيره اين صندلى را هم به نفر بعدى داده است و اكنون نيز چند ماهى است وارد حريم تازه اى به نام ثبت آثار فرهنگى و طبيعى شده است كه بايد كارهاى به جاى مانده را از قانونگذارى تا برنامه و بودجه كلان وملى ثبت آثار را به پيش برد. حال اگر بخواهيم به دنبال شناسنامه آثار بگرديم، آيا به همان راحتى و سرعت و دقت شناسنامه هاى من و شماست؟! اما او مصمم است اين منزل را به آبادانى بكشاند. همچنان كه سالهاى اول انقلاب و جنگ در سنگر جهادگران بى سنگر، نشانه هايى از مقاومت و صبورى را با خود دارد. جناب آقاى مدير در جمع همكاران اراكى دور ميز جمع مى شوند و جلسه اى برگزار مى شود تا فرصت بعدى كه به من برسد، جزوه اى به من مى دهد تا بخوانم.
آشنايى با شيوه تدوين و تنظيم پرونده هاى ثبتى
نگاهى به عناوين جزوه دفتر ثبت مى اندازم كه زيرش نوشته: «زمستان۸۳». در بخشى از قانون حفظ آثار مصوب ۱۲ آبان ۱۳۰۹ شمسى آمده است: ماده اول: كليه آثار صنفى و ابنيه و اماكنى كه تا اختتام دوره زنديه در ايران احداث شده، اعم از منقول و غيرمنقول، با رعايت ماده۳ اين قانون مى توان جزو آثار ملى ايران محسوب داشت و در تحت حفاظت و نظارت دولت است.
ماده دوم: دولت مكلف است از كليه آثار ملى ايران كه فعلاً معلوم و مشخص است و حيثيت تاريخى يا علمى يا صنعتى خاصى دارد، فهرستى ترتيب داده و بعدها هم هرچه از اين آثار مكشوف شود، ضميمه فهرست مزبور كند.
اين فهرست بعد از تنظيم طبع شده و به اطلاع عامه مى رسد. در تاريخ ۷۱‎/۱۲‎/۲ در قانون تشكيل سازمان ميراث آمده كليه ابنيه، اماكن و محوطه هاى تاريخى كه در تصرف يا مالكيت اشخاص حقيقى يا حقوقى است وبه ثبت رسيده اند و يا موزه هاى تحت پوشش سازمان از پرداخت كليه عوارض شهردارى معاف هستند.
انواع ثبت اثر
به طور كلى ثبت شامل سه نوع مى شود:
۱- ثبت ميراث معنوى ۲- ثبت ميراث مادى ۳- ثبت ميراث طبيعى
ثبت ميراث معنوى شامل:
الف) ثبت آداب، رسوم، سنن، باورها، جشن ها و غيره
ب) ثبت شخصيتهاى ملى، مذهبى، ادبى، علمى و غيره
ج) ثبت آثار مكتوب به لحاظ معنوى مانند ثبت ديوان حافظ و شاهنامه به عنوان يك اثر معنوى و فرهنگى و نه به خاطر ارزشمند و نفيس بودن نسخه ديوان حافظ يا شاهنامه به عنوان اثر هنرى.
ثبت ميراث مادى شامل
۱- ميراث مادى منقول ۲- ميراث مادى غيرمنقول
۱- ميراث مادى منقول: شامل كليه آثار منقول موزه اى كه ارزش و اعتبار منحصر به فرد دارند مانند لوح حمورابى، كتيبه كوروش، پرچم شهداد و غيره.
۲- ميراث مادى غيرمنقول:
الف) تپه ها و محوطه هاى باستانى، تاريخى و اماكن محدثه
ب) ثبت ابنيه تاريخى - فرهنگى
ج) ثبت بافتهاى تاريخى شهرها و روستاها و
د) ثبت آثار طبيعى
- انواع آثار مادى غيرمنقول واجد شرايط ثبت به ۴ دسته تقسيم مى شوند:
۱- نفايس ملى ۲- آثار ملى ۳- اثر منطقه اى ۴- اثر محلى
۱- نفايس ملى: نفايس ملى آثارى با ويژگى هاى منحصر به فرد در زمينه هاى تاريخى - فرهنگى، هنرى، اجتماعى، آيينى، فنى و غيره هستند و هيچ كس حتى دولتها نمى توانند مدعى مالكيت آن بوده و منحصراً متعلق به عموم مردم و مظهر تمدن بشريت در طول تاريخ هستند و دولتها وظيفه دارند آنها را حفظ و نگهدارى كنند. اين گونه آثار برانگيزاننده حس احترام و تواضع بوده و روند تكامل تاريخى و تمدن بشريت را معرفى مى كنند و فراملى و جهانى به شمار مى آيند.
۲- آثار ملى: آثارى هستند كه مظهر تجلى فرهنگ، هنر و تمدن يك قوم يا ملت بوده و براى آحاد ملت اعتبار و ارزش داشته باشند. اين آثار برانگيزاننده حس غرور ملى و واجد ويژگى هاى هنرى، نوآورى، خلاقيت و عظمت و شكوه يك دوره خاص از تاريخ هستند. اين قبيل آثار، منحصراً متعلق به دولت يا عموم مردم در قالب موقوفات بوده و اشخاص حقيقى و حقوقى نمى توانند مدعى مالكيت آنها باشند.
۳- اثر منطقه اى: اين قبيل آثار داراى قدمت تاريخى و ارزش هنرى بوده و نمايانگر وجود فرهنگ و تمدن هر منطقه هستند و حكايتگر تاريخ و تطور هنرى و فرهنگى آن منطقه به شمار مى روند.
اين قبيل آثار مى توانند مالكيت خصوصى و يا حقوقى داشته، تحت مراقبت و حفاظت دولت و نماينده او يعنى سازمان ميراث فرهنگى باشند و هرگونه مداخله جزيى و كلى در آن بايد با نظر كارشناسان ميراث فرهنگى صورت گيرد.
۴- اثر محلى: اين قبيل آثار، حكايتگر تاريخ، فرهنگ ، تمدن و هنر مردم محل خود بوده و به لحاظ حفظ پيشينه تاريخى هر محل، مورد حمايت و حفاظت هستند. اين آثار مى توانند مالكيت خصوصى داشته و مداخله در آنها با رعايت اصول حفاظت و هويت بنا، مجاز خواهد بود. مرمت يا تخريب و بازسازى اين آثار مطابق فرم و وضعيت اوليه بنا حسب نظر كارشناسان ميراث فرهنگى جايز است.
وقت ادارى گذشته و مهمانان جناب مدير هم رفته اند. آقاى پازوكى به كنار ميز مى آيد در اولين سؤال از او مى پرسم ازكار جديد چه خبر؟
مى گويد: كار ثبت آثار از اوايل قرن نوزده در اروپا رواج يافت و در ايران نيز كار ثبت و سامان دهى ميراث فرهنگى از سال ۱۳۰۷ ، مقدمات آن فراهم شد و اولين اثر نيز درتاريخ ۲۵ شهريور ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملى ثبت شده است.
در ايران آمار وارقام دقيقى از تعداد آثار واجد شرايط نداريم كه بگويم به چه ميزان است؟ اما تخمين ها از آثار ۲۰۰ هزار تا يك ميليون و پانصدهزار آثار غيرمنقول است. ازاين روند تاكنون حدود دوازده هزار اثر ثبت شده است، درحالى كه به گمان ما بايد حدود دويست هزار اثر قابل ثبت وجود داشته باشد.
پس از سال ۱۳۱۰ تاكنون حدود ۵ درصد ثبت آثار داشتيم و اگر بخواهيم اين آثار را ثبت كنيم، در روندكارى گذشته به يك قرن زمان نياز داريم و اگر مطابق سياستهاى موردنظر رئيس سازمان كه گفته مى شود هر سال بايد بيست هزار اثر ثبت شود، به ده سال زمان نياز داريم. اين در شرايطى است كه تاكنون فقط آثار غيرمنقول ثبت شده است و ضرورت دارد بحث آثار منقول وميراث معنوى و شفاهى نيز مورد توجه قرار گيرد و ثبت شود.
پس روى هم چند سالى را بايد در انتظار ماند؟
آقاى پازوكى در ادامه مى گويد: آثارى كه تاكنون ثبت شده ، نياز به بازنگرى از نظر شيوه ثبتى دارد وقانون نيز به اين موضوع اشاره داشته و گفته ثبت آثار در فهرست هاى ملى و فهرست هاى ذيربط (مانند مردم شناسى ، تپه ها، نفايس ، منطقه اى) در ليست خودش قرار گيرد ونياز است تمام آثار ثبت شده را بازنگرى كنيم و آنها رابه ۴ دسته نفايس ملى ، آثار ملى، آثار منطقه اى و آثار محلى تقسيم بندى كرده ايم تا درجه اهميت هركدام از آثار روشن شود. به عنوان مثال در شرايط فعلى تخت جمشيد وامامزاده زيد ورامين يكسان وهم تراز در فهرست آثار ملى ثبت شده اند، حال آنكه تخت جمشيد از نفايس ملى وبناى امامزاده زيد از آثار منطقه اى است.
حال طى ۴ ماه گذشته از آمدنم براى رسيدن به اين هدف تاكنون نسبت به بازنگرى و تدوين دستورالعمل ها، آيين نامه ها ، مقررات و ضوابط اقدام شده است و با تدابير اتخاذ شده امكان بكارگيرى تمامى نيروهاى خارج از سازمان، اعم از كارشناسان بازنشسته سازمان، اساتيددانشگاه و دانشجويان فراهم شده تا مطابق دستورالعمل هاى تهيه شده خارج از نظام بوروكراسى نسبت به بررسى وشناسايى و مستندسازى آثار و درنهايت تهيه پرونده هاى ثبتى آنها اقدام كنند. اما شرط تحقق اين امر، تأمين اعتبارات اجراى اين پروژه ملى، مدنظر است كه فكر مى كنيم به طور متوسط هر اثر براى ثبت در فهرست آثار ملى، حدود يكصدهزار تومان هزينه در برداشته باشد و براى ثبت دويست هزار اثر مبلغى شامل بيست ميليارد تومان است. اين مبلغ علاوه بر هزينه هاى تجهيزات و هزينه هاى كارشناسى است.
در سال جارى چه مبلغى براى كارتان منظور شده است؟
مى گويد: فعلاً معلوم نيست اما تقاضاى ما حدود دو ميليارد تومان است.
ثبت آثار در فهرست ملى يا فهرست هاى ملى موجب شمول قوانين حفاظتى ، نسبت به آثار و مستندسازى و حفظ هويت فرهنگى در زمينه هاى معمارى، هنر ، فرهنگ ، تاريخ، تمدن و امثال آن خواهد بود.
درزمينه نشر اطلاعات چه اقدامى در نظر داريد؟
مى گويد مصمم هستيم نسبت به چاپ كتبى در زمينه معرفى آثار ثبت شده هر استان اقدام كرده و آنها را به عموم مردم و مسؤولان جهت آشنايى وحفاظت آنها ارائه كنيم.
لازم به يادآورى است درسالهاى گذشته فهرست آثار ثبت شده، دوبار چاپ و منتشر شده و اين آثار كمتر از دو هزار اثر ثبت شده بوده اند و نشر آن نيز قبل انقلاب بوده است.
فهرستى كه منتشر خواهد شد، شامل نام اثر، تاريخ ثبت و شماره ثبت به همراه نشانى جغرافيايى آن خواهد بود.ان شاء الله اگر امكاناتى در اختيار ما قرار گيرد سايتى را جهت معرفى آثار ثبت شده خواهيم داشت.
ساعت ۵ بعدازظهر است وخستگى روزانه برچهره مدير كل نشسته است ، با دعاى خير برايش او را در اتاق تنها مى گذارم تا دستى به برنامه هاى به جا مانده ببرد...
از خيابان كنار اداره وارد وليعصر مى شوم و در زير سايه هاى درخت چنار آهسته گام مى زنم تا حضور شش ساعته ام را در لارستان مرور كنم:
شناسنامه هاى آدمى موقتى و گذرا هستند و آنچه كه ماندگار است، وجود انسان در هستى و وراى آن است ، امابا اين وصف آدمى با تولدش برگه جلد قرمزى را مى گيرد و با مرگش آن را حذف مى كند، ولى آثار باستانى انسانها به عنوان نشانه انسانها باقى مى مانند گرچه شناسنامه هاى آثار بعد از هزاران سال، تنظيم شوند و يا ممكن است كه هيچ وقت به ثبت نرسند. در جهان فانى تنها خاطرات ما برجاى مى مانند، برماست كه نگذاريم نشانه هاى هويتى ما در گرد باد فراموشى از بين بروند...


|   شناسنامه   |   آرشيو   |