دوشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Mon, May 16, 2005
مهرگان
۳۱۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره حسن انورى
فرهنگ بزرگ سخن
- حسن انورى فرهنگنامه نويس، فارسى پژوه و محقق زبان فارسى متولد تكاب ۱۳۱۲
- اخذ مدرك دكتراى ادبيات از دانشگاه تهران ۱۳۴۳
- تدريس در دانشگاه هاى مختلف با عنوان استاد از سال ۱۳۴۸ تا كنون
- همكارى با دكتر پرويز ناتل خانلرى در تأليف و تدوين كتب درسى
- همكارى با دكتر جعفر شعار در تدوين و تأليف متون درسى دانشگاهى تحت عنوان «گزيده هايى از ادب فارسى»
- بيش از ۳۰ سال همكارى با مؤسسه دهخدا در تدوين و تأليف اين لغتنامه
- سرپرست هيأت مؤلفين و ويراستاران فرهنگ بزرگ سخن (در ۸ جلد)
- برخى از تأليفات و پژوهش هاى او عبارتند از : اصطلاحات ديوانى دوره غزنوى و سلجوقى ، آتشكده آذرگشسب ، صداى سخن عشق، يك قصه بيش نيست و...
- سرپرست فرهنگ كودكان سخن
- عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى
211848.jpg
جعفر مجرد قمى: در فاصله حدود چهل سال پس از نشر فرهنگ معين كه از مهمترين و ارزنده ترين فرهنگ هاى فارسى پس از لغت نامه دهخدا به شمار مى رود، فرهنگ بزرگ سخن منتشرشد.
گرچه پيش ازانتشار آن همگان اذعان به برجستگى هاى قلم و تحقيق و پژوهش حسن انورى داشتند اما با فرهنگ سخن گويى نام حسن انورى دوباره متولدشد.
حق هم همين بود. چه تأليف چنين كتابى به اعتراف اغلب ادبا و فارسى پژوهان از شاخص هاى فرهنگ دوران كنونى است و بايد گفت شمار كتابهايى كه معرف يك دورانند اندكند. ممكن است در سال بيش از ۲۰ هزارعنوان كتاب در كشور چاپ شود اما وقتى بخواهند از شاخص هاى فرهنگى يك دوران يادكنند شايد در هر ده سال نام يك يا دو كتاب بيشتر به ميان نمى آيد و الحق و الانصاف كه «فرهنگ بزرگ سخن» شاخص و معرف سطح و وضع فرهنگ اين دوران است.
بزرگى كار سترگ «حسن انورى» وقتى درنظر و نزد ما بيشتر جلوه گر مى شود كه به يادداشته باشيم بخش عمده كوشش هاى ما درزمينه فرهنگ نويسى تاكنون چيزى نبوده است مگر رونويسى فرهنگ ها و كتاب هاى پيشين و افزودن چيزهايى برآنها، بى آنكه حساب و كتاب و منطق و سامانى درست دركار باشد.
اجازه بدهيد به نوشته داريوش آشورى دراين باره تأسى بجوييم. او مى گويد: «فرهنگ نويسى ما هنوز چنان كه بايد بهره اى از دستاوردهاى اين فن در جهان مدرن نبرده است.
عالى ترين نمونه آن لغت نامه دهخدا است، بزرگترين دستاورد ما دراين زمينه در قرن اخير، بى روشى و درنتيجه بى تناسبى مدخل ها و بى حساب و كتابى شان، درازى و كوتاهى مطالب برحسب ميزان دانش يا ذوق و سليقه نويسنده آن، دراز نفسى ها و قلم فرسايى ها به سبك نگارش ديرينه، يا جدى نگرفتن كار و «وجبى» نوشتن ها، سبب سياه شدن بيهوده هزاران صفحه در لغت نامه دهخدا و دست كم صدها صفحه در فرهنگ معين شده است، كه خريدار ناچار مى بايد غرامت آن را بپردازد و جور اين همه كاغذ بيهوده سياه شده را بكشد...
با اين همه نخستين امتياز بزرگ فرهنگ سخن نسبت به فرهنگ هاى كلان پيشين، برخوردارى نسبى آن از روش است. فرهنگ سخن مى كوشد از نگاه سنتى اديبانه به فرهنگ نويسى فاصله بگيرد و ازدستاوردهاى فرهنگ نويسى مدرن اززبان هاى اروپايى در حدامكان الگوبردارى كند و مى توان گفت كه از همه نظر گام بلندى از فرهنگ معين پيشتر است و جانشينى است بسيار بهتر و كاراتر براى آن.»
چه انگيزه اى باعث شد تا حسن انورى كه با نوشتن «اصطلاحات ديوانى دوره غزنوى و سلجوقى» به عنوان رساله دكترا نامش بر زبانها افتاد به تأسيس و تدوين چنين فرهنگى بپردازد. خودش مى گويد: من از سال ۱۳۴۱ براى همكارى در تأليف و تدوين لغت نامه دهخدا دعوت شدم و نزديك به سى سال در آنجا مشغول به كار بودم. بنابراين سابقه كار در لغت نامه نويسى را دارم. مضافاً اينكه رساله دكتراى من يك نوع فرهنگ اصطلاحات ديوانى بود. علاوه بر اين زمانى كه در تأليف كتاب درسى كار مى كردم، فرهنگ هاى كوچكى براى دوران دبستان و دبيرستان تهيه كرده بودم كه هرچند چاپ نشد ولى سابقه اين نوع فعاليت را دراين زمينه ها داشتم.
حسن انورى متولد سال ۱۳۱۲ شهرستان تكاب است. او پس از اخذ دوره دكترا در رشته ادبيات، از سال ۱۳۴۸ تدريس در دانشگاهها را انتخاب كرد. او در سال ۱۳۴۰ تحقيقى به نام «آتشكده آذرگشسب» به چاپ رساند و نامش را بيش از پيش درميان جامعه ادبى مطرح كرد.
انورى ساليان سال با دكتر ناتل خانلرى در تأليف كتابهاى درسى همكارى گسترده اى داشت و با دكتر جعفر شعار آثارى به عنوان متون درسى دانشگاهى تحت عنوان «گزيده هايى ازادب فارسى» را تدوين كرد. «صداى سخن عشق» و «يك قصه بيش نيست» از ديگر تأليفات انورى است. با اين همه «فرهنگ بزرگ سخن» كه در هشت مجلد و تحت سرپرستى او از سوى انتشارات سخن منتشر شد يكى ازماندگارترين آثار اوست كه از سر اتفاق جايزه بهترين پژوهش سال را هم در زمان انتشار از آن خود كرد.
اين مجموعه هشت جلدى پس از گذشت نزديك به ۸ سال تلاش و ممارست پيگير گروهى از استادان، مؤلفان و ويراستاران و كارورزان (كه شمار آنها بيش از صدنفر بوده است) به سرپرستى حسن انورى، منتشرشد كه حاوى بيش از هفتصد و پنجاه هزار واژه اصلى، صدو شصت هزار شاهد مستند، ده هزار مثال و هزار و پانصد تصوير است.
دراين اثر عظيم بيش از چهارصد و پنجاه اثر از هشتصد نويسنده وشاعر استخراج شده است كه از ميان آنها صد و هشتاد و سه اثر از ادبيات معاصر بوده است.
فرهنگ بزرگ سخن، درواقع نخستين فرهنگى است كه به وسيله متخصصان رشته هاى گوناگون علمى نوشته شده و اصطلاحات هررشته را متخصص آن رشته نوشته است.
ازنكات بارز اين فرهنگ عظيم مشاوره و مشاركت بزرگانى چون دكتر محمدرضا شفيعى كدكنى و دكتر على اشرف صادقى است.
حسن انورى درباره شكل گيرى تأليف «فرهنگ سخن» مى گويد:« در يك جمع علمى مديرانتشارات سخن آقاى على اصغر علمى مطرح كرد كه لازم است يك فرهنگ جامع منتشركند. من پيشنهادكردم كه طرح چنين فرهنگى را مى نويسم، اما براى اجراى آن بايد افرادى را پيداكرد. طرح مذكور را آقاى علمى به چندنفر از افراد متخصص نشان داد و موردتأييد واقع شد. من چون حجم و سنگينى كار را مى دانستم، آمادگى قبول كاررا نداشتم ولى اصرار دوستان بخصوص توسل جستن ناشر به دكتر شفيعى كدكنى سبب شد كه از سال ۱۳۷۳ مشغول اجراى طرح فرهنگ سخن شوم.
211839.jpg
حسن انورى هم به سان داريوش شايگان معتقداست هيچ فرهنگى كامل نيست. اصولاً هم نمى تواند كامل باشد. اگر امروز يك فرهنگ بنويسيد، فردا لغات تازه اى وارد زبان خواهدشد كه در فرهنگ شما وجودندارد. بخصوص دراين عصر كه عصر ارتباطات است و ازسوى ديگر هر روز با پديده هاى جديدى روبه رو مى شويد. همه اينها احتياج به كلمه و نامگذارى دارند.
بنابراين فرهنگ ايده آل به صورت منطقى هيچگاه نوشته نمى شود. فرهنگ هاى موجود فارسى هم با توجه به اينكه سال ها پيش نوشته شده اند، نمى توانند پاسخگوى نياز انسان امروز باشند. ضمن اينكه فرهنگ نويسان ما غير از يكى - دو مورد استثنايى نگاه به گذشته داشتند و بيشتر به متون و ادبيات گذشته تكيه داشتند. به عنوان مثال براى لغتنامه دهخدا، فراوان لغت از متون كهن فيش كرده بودند كه اغلب محدود به دوران مغول مى شد و از مغول به اين طرف با توجه به شواهد موجود، منابع بسيار كم مورد استفاده قرار گرفت. در بعضى موارد براى بعضى از لغات هيچ شاهد مثالى نيست. تنها فرهنگى كه طى اين سالها چاپ شده و پاسخگوى نياز نسل امروز است «فرهنگ فارسى امروز» تأليف غلامحسين صدرى افشار و همكارانش است.»
داريوش آشورى در باره فرهنگ بزرگ سخن مى گويد:« يكى از جنبه هاى مهم اين كار گنجاندن بخش عمده اى از واژگان نوين فارسى در حوزه علوم انسانى و طبيعى ، چه نوساخته چه وام گرفته از زبان هاى اروپايى، با گزينش سنجيده آنهاست. همچنين ، كم و بيش تمامى تعبيرها و اصطلاح هاى ادبى و گفتارى مربوط به يك مدخل در آن گنجانده شده است كه از دستاوردهاى اساسى اين فرهنگ است.»
او همچنين معتقد است :«سيستم آوانگارى دقيق و زبان روشن و امروزى در شرح بخش عمده مدخل ها، از ديگر سرآمدگى هاى اين فرهنگ است. آنچه برحسن اين فرهنگ مى افزايد استفاده از امكانات كامپيوتر براى حروفچينى و صفحه بندى است كه آن را آراسته و چشم نواز كرده است.»
از نظر زبانشناسى اجتماعى يكى از گرفتاريهاى ما ايرانى ها اين است كه نمى توانيم به صورت گروهى كار كنيم. با اين همه همت والاى حسن انورى و همكاران و دستيارانش در گردآورى اين فرهنگ كار شگرفى است. خودش مى گويد:« بسيارى از مسائل علمى - فرهنگى در ايران به شكل انفرادى انجام مى شده است و من كه كار گروهى كردم مى دانم كار گروهى چقدر مشكل است و تا چه حد بايد تحمل داشت تا بتوان يك كار را به سرانجام رساند. البته لغتنامه دهخدا از اين امر مستثنى است. مرحوم دهخدا در واقع يك بنيانگذار است نه مؤلف، به همين دليل در لغتنامه چهل و چندنفر به عنوان مؤلف معرفى مى شوند. دكتر معين هم با عده اى همكارى داشت. نقش نهادهاى دولتى را در اينگونه موارد نمى توان انكار كرد.»
در باره فرهنگ نويسى حسن انورى حرفهاى شنيدنى بسيارى دارد . او مى گويد : « اگر به اين نكته بخواهيم جواب بدهيم كه يك فرهنگ خوب چگونه بايد نوشته شود، آن زمان معلوم مى شود كه هيچ ناشر خصوصى نمى تواند به دليل مشكلات كار ، يك فرهنگ ايده آل را به سرانجام برساند. بايد حتماً يك نهاد دولتى حامى چنين طرحى باشد. همان طور كه در بيشتر كارها نهادهاى دولتى ضعيف عمل مى كنند، در اين زمينه هم چنين است.»
براى تدوين فرهنگ بزرگ سخن «حسن انورى » ابتدا جلسات متعددى را با اهالى فن برگزار كرد. «مثلاً با دكتر باطنى ، دكتر حق شناس، داريوش آشورى و ... رايزنى داشتم كه از كجا بايد شروع كرد. تا پنج بار شيوه نامه را تصحيح و عوض كردم تا به نتيجه اى برسيم. براى تأليف حرف آمد هم چند بار روش كار را تغيير داديم تا شيوه موردنظر را پيدا كنيم.»
او مى گويد:« از استادانى كه در آغاز كار دعوت شدند، مى خواستيم به اين سؤال جواب دهندكه چه بايد كرد؟ يعنى چه روشى بايد در فرهنگ نويسى انتخاب كنيم و حوزه ها را مشخص كنيم. به همين علت در فرهنگ سخن كه امروز چاپ شده ملاحظه مى كنيد براى لغاتى كه تا اين اواخر بود و داشت فراموش مى شد ، كدگذارى كرديم و جلويش نوشتيم «منسوخ ». از نظر جغرافيايى و تاريخى حدود كار را تعيين كرديم . براى مقطع تاريخى از دوران قديم تا اواسط قاجاريه را در نظر گرفتيم ، يعنى هرجا متنى در طول اين هزار و اندى سال نوشته شده به عنوان منبعى براى زبان فارسى در نظر گرفته شد و از قاجار به اين سو فقط حوزه تهران را مدنظر قرار داديم. اگر مى خواستيم به لهجه هاى محلى هم بپردازيم كار به اين زودى به سامان نمى رسيد.»(۱)
براى درك بهتر نقش حسن انورى در اين كار ماندگار بايد دانست كه او سرپرستى بيش از صدنفر را كه در تأليف اين فرهنگ دست داشته اند برعهده داشته است و اين ۸ جلد فرهنگ داراى هشت هزار و ۵۹۲ صفحه و ۷۶ هزارمدخل اصلى و ۴۰هزار مدخل فرعى است. تمام واژه هايى كه با برچسب قديم در فرهنگ بزرگ سخن آمده اند، داراى شواهدى مستند با ذكر نام نويسنده و شماره صفحه هستند. بيش از ۹۰ درصد واژه هاى روز آن به حوزه عمومى زبان تعلق دارند نيز همچنان از نويسندگان هشتاد سال اخير و مستند به شاهد هستند و جمعاً بيش از ۱۶۰هزار شاهدمستند، در اين فرهنگ نقل شده است. واژه هايى كه از نظر تاريخى ميان واژه هاى قديم و واژه هاى امروز قرار دارند مانند بلديه، عدليه، نظميه، شهربانى ، تأمينات ، دوسيه ، صنايع مستظرفه ، محكمه، سلطان (در معناى سروان)، ياور (در معناى سرگرد) و ... كه تا اين اواخر رايج بوده اند و اكنون از رواج افتاده اند برچسب منسوخ خورده اند.
آرزوى امروز حسن انورى ساخته شدن گنجينه زبان فارسى است. او مى گويد:« اين گنجينه بايد به وسيله يك ارگان دولتى به وجود بيايد ، چون هيچ نهادى در بخش خصوصى نمى تواند دست به چنين كار بزرگى بزند. ماميراث دار يك فرهنگ عظيم و ديرينه هستيم . در ۱۲۰۰ سال پيش آثارى داريم كه تا به امروز محفوظ مانده است. زمانى نياكان ما اين آثار را مكتوب مى كردند كه ژاپنى ها هنوز خط نداشتند. حالا ژاپنى ها در حوزه فرهنگ كجا هستند و ما كجا هستيم؟»
حسن انورى به راستى يكى از صادق ترين و كم ادعاترين چهره هاى ارزشمند و اثرگذار اين ايام است كه اگر هيچ كدام از آثار گرانقدرش نامش را جاودانه نسازد، همت و سعايت او در تدوين و تنظيم و نشر فرهنگ بزرگ سخن موجب ماندگارى و مهرگانى شدن اوست.
پى نوشت : (۱) برگرفته از مصاحبه حسن انورى
با هفته نامه كتاب هفته


|   شناسنامه   |   آرشيو   |