دوشنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Mon, May 16, 2005
ايران اقتصادى
۳۱۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
وزير اقتصاد امارات:
گفت وگو با قائم مقام مديرعامل شركت ملى نفت
سوئيس در رديف ۱۰ كشور نخست جهان
اقتصاد سوئيس بار ديگر در جرگه ۱۰ كشور برتر جهان قرار گرفت و به رده هشتم ارتقا يافت، اين در حالى است كه اين كشور در سال پيش از رده نهم به رده چهاردهمين اقتصاد جهان سقوط كرد.
مؤسسه مديريت لوزان كه هر ساله دراين زمينه، اقتصاد ۶۰ كشور جهان از نظر ۳۲۳ عامل را مورد تجزيه و تجليل قرار مى دهد، نتايج تحقيقات خود را منتشر كرد. در گزارش جديد اين مؤسسه ، سوئيس مجدداً به جرگه ۱۰ كشور برتر درزمينه رقابت اقتصادى بازگشته و از رده چهاردهم به رده هشتم ارتقا يافته و بعد ازكانادا قرار گرفته است.
در اين گزارش بار ديگر آمريكا وهنگ كنگ در رأس قرار داشته و سنگاپور نيز به آنها پيوسته است.
سوئيس از سوى اين مؤسسه به خاطر افزايش مراودات اقتصادى خارجى نيز مورد تحسين قرار گرفته است.
در طول سه ماه
بزرگترين رايانه ساز جهان يك ميليارددلار سودكرد
شركت دل( Dell )، بزرگترين سازنده رايانه شخصى در دنيا، با وجود كسادى اين بازار توانسته است در سه ماهه منتهى به ۲۹ آوريل سود خود را ۲۸ درصد افزايش دهد و به حدود يك ميليارد دلار برساند.
در حالى كه سود اين شركت در مدت مشابه سال گذشته ۷۳۱ ميليون دلار بود، اكنون اين رقم به ۹۳۴ ميليون دلار بالغ شده است.
اين سود پس از آن به دست آمد كه فروش رايانه هاى شخصى ساخت شركت دل با ۱۶ درصد رشد از ۱۱ و نيم ميليارد دلار در سال پيش به ۱۳ ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار افزايش يافت. علت اين رونق فروش مطلوب محصولات اين شركت در بازارهاى خارجى بخصوص سيستمهاى ذخيره سازى اطلاعات و رايانه هاى دستى عنوان شده است.
فروش توليدات دل در بازارهاى غيرآمريكايى نسبت به سال پيش ۲۱ درصد رشد داشته و اكنون ۴۲ درصد كل درآمد اين شركت را تأمين مى كند.
با انتشار اين خبر ارزش سهام دل در بازار «نزدك» (Nasdaq) هفت سنت رشد كرد و به ۳۶ دلار و ۶۱ سنت رسيد.
با اين وجود، شركت «دل» كه تا دو سال پيش «شركت رايانه اى دل» ناميده مى شد، هنوز قادر نيست تحليلگران را قانع كند كه مى توانند با تقويت حضورش در بازار چاپگر و سرور درآمد خود را در آشفته بازار رايانه به ۸۰ ميليارد دلار تا سال ۲۰۰۹ برساند.
اين شركت پيش بينى كرده است كه درآمدش ظرف سه تا چهار سال از ۴۹ به ۸۰ ميليارد دلار بالغ خواهد شد كه سريعتر از تخمين تحليلگران خواهد بود.
بعد از آن كه درآمد بزرگترين رايانه ساز جهان در سال ۲۰۰۴ به حدود ۵۰ ميليارد دلار رسيد، اين شركت هدف خود را از ۶۰ به ۸۰ ميليارد دلار بهبود بخشيده است، ولى كوين رالينز، مدير اجرايى دل تا اين اواخر حاضر نبود جدولى زمانى براى نيل به اين هدف بلند پروازانه ارائه كند.
اكنون وى مى گويد كه شركتش با ارائه محصولات و خدمات جديد و تقويت رشد خود در بازار كنونى رايانه مى تواند به مرز ۸۰ ميليارد دلار دست يابد. او در اوايل آوريل گفت: «ما رشدمان را به رشد فروش رايانه شخصى گره نزده ايم.»
مدير اجرايى شركت دل ادعا مى كند در حال حاضر بيش از ۶۰ درصد درآمد شركتش از فروش محصولاتى غير از رايانه شخصى به دست مى آيد و در چند سال آتى شركتهاى بيشترى به استفاده از سرورها و چاپگرهاى ساخت دل روى خواهند آورد.
اين غول رايانه ساز همچنين مى خواهد بازوى خدماتى خود در بازار سودآور خدمات فناورى اطلاعات را تقويت كند، ولى در حال حاضر محتاطانه عمل كرده و فقط به مشتريان موجود خدمات ارائه مى دهد.
با اين وجود، شركت دل قصد ندارد اجازه بدهد كه نفوذش در بازار رايانه شخصى كم رنگ شود، مخصوصاً بعد از اين كه آى بى ام تصميم گرفت واحد رايانه سازى خود را به شركت چينى «لونوو» بفروشد و هيولت پاكارد رئيس نيرومندش كارلى فيورينا را عزل و يك مدير گمنام را جانشين وى كرد.
كارشناسان اين واقعيت را قبول دارند كه دل با كاهش هزينه و شكستن پشت حريفان با ارائه رايانه هاى ارزان توانسته است موقعيت خود به عنوان پيشتاز بازار كامپيوتر را تثبيت كند. اين شركت همچنين وارد عرصه سرور، تجهيزات نگهدارى داده، چاپگر، لوازم الكترونيكى و خدمات فناورى شده است.
با اين وجود ارزش سهام اين شركت پس از آن كه در دسامبر ۲۰۰۴ به بالاترين رقم در چهار سال اخير رسيد، امسال حدود ده درصد كاهش يافته است.
وزير اقتصاد امارات:
موافقتنامه تجارت آزاد براى
سرمايه گذارى خارجى مؤثر است
وزير اقتصاد و برنامه ريزى امارات گفت: امضاى موافقتنامه تجارت آزاد با آمريكا براى سرمايه گذارى خارجى و رشد مبادلات بازرگانى اين كشور مؤثر است.
خانم «لبنى القاسمى» به خبرگزارى امارات «وام» گفت: نخستين دور مذاكرات دو كشور كه در ابوظبى برگزار شد، بيشتر جنبه تبادل نظر از مسائل مورد توجه يكديگر بود.
وى دور دوم مذاكرات را كه در هفته جارى در واشنگتن دنبال شد، از نظر امضاى موافقتنامه تجارت آزاد بين دو كشور مهم خواند و افزود: احتمالاً دور سوم در يكى از كشورهاى اروپايى برگزار خواهد شد. القاسمى اضافه كرد: آمريكا در دور دوم شرطى براى امضاى موافقتنامه تجارت آزاد مطرح نكرد، اما دو طرف تلاش داشتند منافع خود را در اين مذاكرات بيشتر مورد توجه قرار دهند.
براساس آخرين گزارش هاى اتاق بازرگانى و صنايع امارات، حجم مبادلات تجارى دو كشور در سال ۲۰۰۴ به پنج ميليارد و ۲۰۰ ميليون دلار رسيده درحالى كه اين رقم در سال ۲۰۰۳ حدود چهار ميليارد و يكصد ميليون دلار بود.
اين گزارش حاكى است، ميزان مازاد تجارى بين دو كشور در سال ۲۰۰۴ نسبت به سال ،۲۰۰۳ حدود ۸۴ درصد به سود آمريكا افزايش نشان مى دهد كه اين امر ناشى از افزايش صادرات آمريكا به امارات است.
گفت وگو با قائم مقام مديرعامل شركت ملى نفت
در امور توسعه ناگفته هاى
قرارداد بيع متقابل
بخش اول
گفت و گو از منصور بيطرف
211935.jpg
اشاره : حدود ۱۰ سال پيش در چنين روزهايى ايران تحت تحريم تجارى - نفتى آمريكا اولين قرارداد بيع متقابل خود را در صنعت نفت منعقد كرد. اين مدل قرارداد كه در آن زمان از تازگى برخوردار بود، بسيارى از شركت هاى نفتى و كارشناسان مربوطه را با حيرت و اين سؤال مواجه كرد كه آيا امكان اجراى چنين قراردادى وجود دارد يا خير؟
اكنون ۱۰ سال از اجراى اولين قرارداد بيع متقابل در كشورمى گذرد و در اين ۱۰ سال ايران توانسته است بيش از ۲۰ قرارداد ديگر زير پرچم «بيع متقابل» امضا كند و طى اين مدت، اين قرارداد را هم از لحاظ محتوى وهم از لحاظ استحكام، قوت بخشد.
اما اكنون اين سؤال مطرح است كه بيع متقابل براى توسعه ميدان هاى نفتى و گازى و با توجه به شرايط تحريم و نيز سياسى داخلى قرارداد خوبى از آب درآمد كه هم شركت هاى نفتى و هم ايرانى از آن راضى بود، اما آيا اين قرارداد نسبت به ساير قراردادها برتر است، آيا براى ميدان هايى با عمر بالا هم اين قرارداد مفيد است؟ اين سؤالات را با توجه به قدمت طولانى مهندس سيدمهدى حسينى ، قائم مقام مديرعامل شركت ملى نفت ايران در امور توسعه ، در بخش نفت و قراردادها در ميان گذاشتيم.

* نزديك به ۱۰ سال از اولين قرارداد «بيع متقابل» در ايران مى  گذرد، ارزيابى شما از اين نوع قرار داد در ۱۰ ساله گذشته چيست؟
قرار دادهاى بيع متقابل، چه تحولاتى را پشت سر و چه روند تكاملى را در پيش داشته است؟
- من بيع متقابل را نه يك تحول در صنعت داخلى نفت، بلكه در اقتصاد و صنعت جهانى نفت مى دانم، وقتى مى گوييم تحول در نفت به لحاظ اينكه ما با شروع قرار داد بيع متقابل يك دوره جديدى را در صنعت نفت خصوصاً در بخش بالا دستى صنعت نفت وگاز شروع كرديم كه موجب تحول بسيار زير بنايى و بسيار عميق در اين دوره ۱۰ ساله شده كه مى توانم بگويم كل صنعت نفت را در بخش توسعه، كه بخش اصلى كار ما است، متحول كرده و يك فرهنگ سازى جديدى را مبتنى بر استفاده از تعامل با صاحبان فناورى، رشد فناورى در كشور و بهره گيرى از سرمايه هاى خارجى در جهت توسعه اقتصادى كشور ايجاد كرده است. اين چيزى است كه مى توانم بگويم.
شما ببينيد راجع به تك تك مواردى كه من طرح كردم بحث هاى زيادى شده، مقالات، كتابها، قوانين و مقررات در انواع واقسام نوشته شده است، ولى همه اينها تا ۱۰ سال پيش حالت تئوريك داشت. و وقتى كه كشور از جنگ خارج شد واقعاً از لحاظ تأمين منابع مالى لازم و منابع تكنولوژيكى براى توسعه بخشهاى مختلف صنعتى، مهندسى و حتى خدماتى نفت دچار بحران بوديم و ضمن اينكه اين بحث و گفت وگوها در جايگاه تئوريك خود توسط بسيارى از مسؤولين و صاحبنظران فكر و انديشه كشور مطرح مى شد اما نمونه هاى عملى مگر در موارد خاص كم داشتيم. يادم مى آيد در اولين كنفرانسى كه با حضور رسانه هاى خارجى در كيش برگزار شد در آنجا سخنرانى داشتم و به آمارهاى سازمان ملل اشاره كردم. آن موقع سازمان ملل آمارهايى را كه داده بود يك چيزى در حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ ميليارد دلار حجم سرمايه گذارى مستقيم خارجى را اعلام كرده بود ولى در همان موقع سهم سرمايه گذارى خارجى در ايران در حد ميليون دلار بود. يعنى اصلاً به ميليارد نمى رسيد، يعنى سهم ما در حقيقت در حد صفر بود.
ولى با پيدايش «بيع متقابل» ما موفق شديم كه در ۱۰ سال گذشته در بخش نفت چيزى در حدود ۴ تا ۵ ميليارد دلار را سازماندهى كنيم و الآن هم مى رويم كه اين را به ۱۰ تا ۱۵ ميليارد دلار در سال برسانيم.
پس يك چنين تحولى در كشور روى داد كه نقطه آغازين آن قراردادهاى بيع متقابل بود. اين در بخش بالا دستى، يك تحول است. به موازات اين تحول، تحول ديگرى را مى توانيم بگوييم كه شاهد بوديم در بخش نفت، تحول تكنولوژيكى بود ما تعامل مان را با شركتهاى صاحب فناورى شروع كرديم و خب اين مى توانست يك تحول بزرگ در صنعت نفتى باشد كه تازه از جنگ و صدمات بعد از جنگ خارج شده بود و از يك دوره نسبتاً طولانى قطع ارتباط تكنولوژيكى با خارج، بيرون آمده بود . اين تحول نه فقط در خود بخش نفت بود بلكه در همه بخشها بود.
بخشهايى كه امروز شاهد رشد واقعاً چشمگيرى در بخش مهندسى، صنعت، توليد ، ساخت داخل و صنعتى هستيم. يادم مى آيد در مذاكرات قرار داد با شركت «كوناكو» آمريكا كه بعدهم با «توتال» فرانسه نهايتاً بسته شد، مى خواستيم آنها را متعهد كنيم كه درصدى از سرمايه گذارى خود را به صنايع داخلى كشور اختصاص دهند كه ما در قرارداد اين را حول و حوش ۳۰ درصد گذاشتيم. ولى آنها به شدت مخالفت مى كردند و ما هم ته دلمان واقعاً اطمينان نداشت كه مى توانيم در حد اين ۳۰ درصد هم اجناس و خدماتمان را ارائه بدهيم.
يعنى مى خواهم بگويم اين حالت آرزو براى من داشت و اين را احساس مى كردم كه به اين زودى ها دست نيافتنى است كه ما مثلاً پلت فرمهاى دريايى بسازيم، لوله هاى دريايى نصب كنيم و يك سرى از كارهايى كه واقعاً در پروژه ها لازم بود و ما اينها را مى خواستيم از آنها كه انجام بدهند ولى خودمان هم ترديد داشتيم، اما شما ببينيد كه پس از ۱۰ سال امروز اساساً ما تقريباً همه تكنيك دريايى را به راحتى در اختيار داريم نه فقط در اختيار داريم بلكه امروز ديگر پذيرفته شده است. شركتهايى كه الآن مى آيند با ما قرارداد ببندند پذيرش حتى ۵۱ درصد را كه ما حداقل آن را مى گذاريم و در قرار دادهاى مى نويسيم را مى پذيرند و حتى حاضرند كه جريمه هم بدهند. جريمه هايى مى گذاريم كه اگر سهم آنها از اين ميزان تغيير كند آنها را بپردازند. ولى در آن زمان در مقابل شرايط بدون جريمه نيز مقاومت مى شد و حتى با درصدهاى كمتر مانند ۲۰ درصد و ۳۰ درصد هم مقاومت مى كردند. در حالى كه هم اكنون به راحتى حتى ۵۰درصد را هم حاضرند اينها تحولات تكنولوژيكى است تحولات مديرتى است كه به وجود آمده است شما اگر شركت صنعت دريايى ايران را ببينيد با شركت صنايع دريايى ۷ تا ۸ سال پيش خيلى فرق دارد.
211854.jpg
مى خواهم بگويم كه يك تحول بين المللى در اين كار به وجود آمده است. ما در مقابل مدلهاى قراردادى موجود، مانند مشاركت در توليد كه متعلق به دهه هاى ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ ميلادى هستند يك مدل جديدى را ارائه داديم كه اين مدل جديد كاركرد. اين مدل جديد توسط شركت هاى نفتى پذيرفته شد و بر روى آن پروژه انجام شد و پروژه ها به بهره بردارى رسيد و اين پروژه ها با موفقيت دارد كار مى كند. ما بسيارى از پروژه هايمان را تحويل گرفتيم و تسويه حساب كرديم اين نشان مى دهد كه اين مدل كار مى كند و امروز من بايد بگويم از طرف كشورهاى توليد كننده نفت اظهار علاقه مى شود كه راجع به مدل ما بيشتر بفهمند. در جريان همين اجلاس اوپك، هيأت ليبى با خود من جلسه اى گذاشت. وزير نفت اين كشور بسيار اظهار علاقه مندى كرد كه قرار دادهاى ما را بفهمند چرا كه آنها بعد از برداشته شدن تحريم مى خواهند براى توسعه صنعت نفتشان كار كنند و احساسشان اين است كه آنچه كه به آنها ارائه مى شود منافعشان را آن طور كه بايد و شايد حفظ نمى كند. بنابر اين مى خواهند بدانند ما چه كرده ايم، تجربه هاى ما چيست.
*  آقاى مهندس يعنى اين مدل بيع متقابل را كه ايران پيشنهاد كرده و ۱۰ سال است دارد كار مى كند در كنار مدلهايى مانند مشاركت در توليد، مدل برترى است؟
- بگذاريد يك طور ديگر راجع به اين موضوع صحبت كنم .
اجازه بدهيد بحث قبلى خودم را تكميل كنم، همان موقع مكزيك اظهار علاقه كرده بود كه از تجربيات ما استفاده كند و مى خواستند در اجلاس اصفهان شركت و روى اين مسأله بحث كنيم كه به دلايلى هيأت شان به اين اجلاس نيامد. در ملاقاتهايى كه همكاران ما در سفر به ونزوئلا داشتند، آنها هم اظهار علاقه كردند كه مدلهاى ما را بفهمند قبل از اين هم، كويت با اظهار علاقه شديدى از مدلهاى ما به ايران آمد، جلسات خوبى را با ما برگزار كردند و مدل OSA كه كويت بر روى قراردادهاى خودش گذاشته، به نوعى يك قرارداد «بيع متقابلى» است كه بسيار بسيار نزديك به مدل «بيع متقابل» ما است و خب در اين زمينه با ما مشورت زيادى كردند و ما واقعاً با آنها در توجيه شان در دادن اطلاعات به آنها همكارى كرديم. بنابراين، بيع متقابل به تدريج جاى خودش را در قراردادهاى دنيا به عنوان تجربه موفق و متعلق به جهان سوم و يكى از اعضاى اوپك باز كرده است.
اين يكى ديگر از موفقيتهايى است كه به نظر من بيع متقابل داشته است.
* آيا واقعاً موفق بوده؟
- ببينيد، در چه زمانى اين مدل پيدا شده. زمانى بوده كه ما با فشارهاى سياسى روبرو بوديم و هنوز هم هستيم.
غير از بحثهاى اقتصادى كه وجود داشته، بالاخره تازه از جنگ خارج شده بوديم و اعتبار ما به لحاظ تأمين منابع مالى بسيار پايين بود. درجه ريسك ما درجه بسيار بالايى بود و به خوبى ياد دارم كه ما اولين قرارداد فاز يك پارس جنوبى را كه با يك كنسرسيوم اروپايى بستيم، اين قرارداد حدود ۱۷ ماه بعد فسخ شد، چون نتوانستيم فاينانس بگيريم، يعنى دليل اصلى اش اين بود كه اروپايى ها نتوانستند قرارداد را براى ما فاينانس كنند. پس شما ببينيد ما با چه بحران مالى روبرو بوديم. در سالهاى اول دهه ۱۳۷۰ در اين شرايط ما با اين فشارها روبرو بوديم. شرايطى كه سياست مهار دوجانبه آمريكا عمل مى كرد و اين قرارداد اولين حركتش، البته نه اينكه ما بخواهيم بگوييم هدف ما از بستن قرارداد مقابله با سياست مهار دوجانبه آمريكا بود، زيرا ما كار خودمان را داشتيم مى كرديم، اما نتيجه مترتب براى ما اين بود كه ما با يك شركت آمريكايى قراردادى را بستيم، درحالى كه سياست آمريكا مهار دوجانبه ايران بود و نمى خواست اين قرارداد با ما بسته شود و به همين علت مى بينيم كه بلافاصله در زمان كلينتون، دستور رئيس جمهورى آمريكا براى لغو قرارداد صادر شد و به هرحال آن قرارداد را فسخ كرد و بعد از آن هم به فاصله چند ماه شما مى بينيد كه قانون ايلسا و داماتو مطرح مى شود كه نشانه گيرى و هدفگيرى آن جلوگيرى از توسعه نفت و گاز ايران و سرمايه گذارى در توسعه نفت ايران است و حتى اين قدر نسبت به اين مسأله حساس بودند كه مى آيند و قانون فرامليتى را تنظيم مى كنند كه شركتهاى غير آمريكايى را كه با ما در بخش نفت و انرژى سرمايه گذراى مى كنند، جريمه مى كنند. يعنى اگر يك شركت فرانسوى هم آمد در اين بخش سرمايه گذارى كرد، آمريكا جريمه اش مى كند و با اين كار، در واقع تمام اروپا را مقابل خودشان قرار دادند و تمام دولتهاى اروپايى بدون استثنا چنين قانونى را محكوم كردند، بنابراين مى شود گفت كه يك موفقيت بسيار بزرگ ديگرى كه بيع متقابل داشت، ناديده گرفتن رسمى و عملى تحريم آمريكا بود كه از لحاظ ما داراى بار سياسى بسيار ارزشمندى است منافع اقتصادى هم به جز پروژه هايى كه در دست جريان است، تمام نشده يا در سال جارى تمام مى شود، تا امروز براى ما داشته است.
ما در بخش گاز آنچه كه امروز توليد مى شود، يعنى در ۵ فاز پارس جنوبى تمام شده، درآمدهاى ناشى از آن ميدان يا ارزش محصولات اين ميدان يك چيزى در حدود ۴ درصد توليد ناخالص داخلى ما را افزايش داده است و درست تقريباً معادل همين عدد يعنى ۴ درصد هم پروژه هاى نفتى ما كه الآن دارند توليد مى كنند، توليد ناخالص داخلى كشور را اضافه كرده به اين معنا كه بيع متقابل تا امروز رقمى معادل ۸ درصد در افزايش توليد ناخالص داخلى سهم دارد.
به نظر من اين يك كارنامه خوب براى بيع متقابل در يك زمان خيلى خيلى كوتاه است. درست است كه ما اولين قراردادمان را سال ۷۴ كه ۱۰ سال پيش است، بستيم، اما ببينيد كه بيشتر طرحهايى كه داريم، عملاً در سال ۷۷ مناقصه برگزار كرديم و بايد بگويم كه طى ۶ تا ۷ سال گذشته است كه ما بيشترين كار را در اين زمينه انجام داديم و طى اين مدت چنين دستاوردى داشتيم، ضمن اينكه تقريباً هيچگونه فشارى را در بودجه كشور و خزانه كشور وارد نكرديم. بيع متقابل هرگز از منابع عمومى پول نخواسته و دولت هم بدون هيچگونه فشارى و بدون سرمايه گذارى به يك درآمد كلان رسيده، اين تقريباً وضعيت بيع متقابل در اين ۱۰ سال است و اگر كسى بخواهد بررسى كند، اين كارنامه، كارنامه اى است كه از لحاظ كارشناسى درخشان است. آن هم از اين نظر كه با وجود عمر كوتاه آن كه حدود ۷ تا ۸ سال است كه به وجود آمده، اينقدر دستاورد در كشورى دارد كه جنگ را پشت سر گذاشته، ريسك بالا دارد، پول به آن وارد نمى شود و همه با احتياط با آن برخورد مى كنند، فشار سياسى دارد، تحريم دارد. براى كشور نفع داشته يا نداشته.
* اما نسبت به ساير مدلهاى قراردادى چطور؟
اما در مقايسه با ساير مدلهايى كه شما سؤال كرديد، من نظر خودم را دارم و بدون تعصب مى گويم. به عنوان يك كارشناس هم مى گويم هرچند ممكن است نظرم را خيلى ها نپسندند و استناد خودشان را داشته باشند. ببينيد، هر قراردادى و هر مدلى از قرارداد در يك جاهايى كاربرد مثبت دارد و خوب است در يك جاهايى كاربرد منفى دارد و غلط است و ما بايد اينها را مديريت كنيم كه درست انجام شود و ببينيم كدامشان به درد ما مى خورند. به عنوان مثال، همين بيع متقابل كه عرض مى كنم، تحولات زيادى را در كشور ايجاد كرده، اگر از من بپرسند بيع متقابل براى پايين دستى قرارداد خوبى است، من قطعاً مى گويم قرارداد خوبى نيست، در همان روزهايى هم كه مناقصه هاى بيع متقابل برگزار شد، به ياد دارم در ليستى كه تهيه كرده بوديم و من به عنوان مأمور وزارتخانه موظف بودم اين كار را دنبال كنم، يادم است كه سه پروژه در بخش پايين دستى بود، همان موقع گفتم كه درست نيست اين سه پروژه با بيع متقابل جلو برود. آنها را بايد با مدلهاى ديگرى جلو ببريم، مانند فاينانس و من اعتقادم اين است و ما مدلهاى فاينانسمان در بخش پتروشيمى و پالايشگاهها بهتر كار مى كنند و عاقلانه تر است كه آنها را در بخش پايين دستى استفاده كنيم. خب، بايد اين انعطاف در انتخاب قراردادهايمان داشته باشيم كه بتوانيم بهترين نتيجه را بگيريم. حالا در مورد قراردادهاى ديگر بالادستى، خب ما قراردادهايى كه در دنيا معمول است و الآن دارد عمل مى شود، قراردادهاى متنوعى است، ولى دو يا سه نوع قرارداد است، مثلاً قرارداد امتيازى است كه اين خودش شكلهاى مختلف دارد كه هر كشورى آن را يك طور تعريف كرده و بهره مالكانه است يا حق الارض كه در حق الارض پيمانكار بايد تحت هر شرايطى آن را به كشور پرداخت كند. در حقيقت، حق الامتياز است كه مى دهد، مى گويد من اين زمين را به شما مى دهم، برويد كار اكتشافى رويش انجام بدهيد و توليد نفت كنيد، بنابراين بابت اين منطقه اى كه به شما مى دهم، شما بايد سالى اينقدر به من بدهيد. اين را تحت هر شرايطى بايد پرداخت كند و يك پرداخت هم پرداخت ماليات ناشى از درآمد آن شركت است و ماليات سنگينى را هم بايد بدهد. اين يك مدل است و مدلهاى ديگر جوينت ونچر (Joint Venture) است كه كشور صاحب نفت مى آيد شريك مى شود با شركت پيمانكار كه با هم توافق مى كنند مثلاً ۵۰ درصد يا ۶۰ درصد و اين مدل جوينت ونچر و مشاركت است كه در سالهاى قبل از انقلاب از اين نوع قراردادها در بخشهاى دريايى مان داشتيم.
فلسفه پيدايش مشاركت در توليد هم اساساً پس از شروع خيزش نهضتهاى ملى كردن نفت كه آغاز آن از ايران بود، بر مى گردد و آن هم به پايمال شدن حقوقى مربوط مى شد كه توسط شركتهاى نفتى در دهه هاى ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ اعمال مى شد. در آن زمان، سازمان ملل تحت عنوان اينكه به هر حال حقوقى دارد ضايع مى شود و ما بايد دنيا را آرام كنيم، دخالت كرد.
در حقيقت اين ديكته اى بود كه سازمان ملل به شركتهاى نفتى و كشورهاى توليد كننده نفت كرد كه شما بايد مدلهاى قراردادهايتان را تغيير بدهيد و طورى عمل كنيد كه منافع كشورهاى صاحب نفت هم تأمين شود.
پيش از اين كشورهاى توليدكننده وقتى منابع خود را واگذار مى كردند ديگر حق وحقوقى نسبت به منابع خود نداشتند به همين خاطر سازمان ملل دخالت كرد و گفت شما بياييد در توليد مشاركت كنيد نه در مخزن ، بگذاريد مالكيت مخزن براى كشورها باقى بماند و به اين ترتيب مدل مشاركت در توليد بوجود آمد. در اين مدل شركت نفتى مى آيد منطقه اى را اكتشاف مى كند، اگر به نفت نرسيد كه كارى ندارد ولى اگر به نفت رسيد ديگر حق دارد و شريك كشور توليد كننده مى شود، شريك توليد مى شود و ترتيب آن هم به اين گونه است كه اول هزينه اش را بر مى دارد و بعد آنچه باقى مى ماند كه آن را
Profit oil يا «نفت منفعتى» مى گويند، طبق قرارى كه با هم مى گذارند تقسيم مى شود، كه به هر حال يك سهمى را شركت بر مى دارد و يك سهمى را دولت طبيعتاً هم شركت يك ماليات بر درآمدى را هم بايد به دولت پرداخت كند كه آن سهم دولت خواهد شد. حالا كاربردهايش چگونه است؟ شما بايد كارشناسى وارد اين قضيه بشويد. ريسكى كه شركت ها در مشاركت درتوليد قبول مى كنند ريسك اكتشاف است، يعنى آنها مى آيند براى شما يك منطقه را كه شما به آنها واگذار مى كنيد اكتشاف مى كنند و ممكن است نفت باشد يا نفت نباشد خب اين شركت مى آيد بسته به بزرگى ميدان ۲۰ ميليون ،
۳۰ ميليون ۵۰، ميليون دلار و حتى گاهى تا ۲۰۰ ميليون دلار خرج مى كند.
حالا يا نفت پيدا مى كند يا نمى كند كه اگر نفتى پيدا نكرد ريسكى كرده و پول خود را باخته و كشور مربوطه به آن بدهى ندارد. اصولاً اين قراردادها را آنها مى گويند قمار و چيزى است كه شركتهاى نفتى آن را دوست دارند و اين ريسك را قبول مى كنند اما اگر برنده شدند ونفت پيدا كردند ديگر براى مدت طولانى و يا حتى تا تمام عمر اين ميدان شريك هستند كه به آن «پاداش در مقابل ريسك» مى گويند.


















پنبه، كشمش و چاى وارد بورس مى شود
دبير كل بورس كالاى كشاورزى گفت: پنبه، كشمش، چاى و همچنين برخى اقلام مانند خشكبار، وارد بورس كالاى كشاورزى خواهد شد.
احمد كبيرى در گفت وگو با فارس افزود: اين مسأله زمانى قابل تحقق است كه سيستم فرآورى و درجه بندى كالاهاى فوق تا حدى دچار تحول مثبت شود.
وى همچنين از تشكيل يك گروه كارشناسى جهت بررسى دقيقتر لايحه بازار اوراق بهادار در اين بورس خبر داد و افزود: هدف اين گروه، بررسى كارشناسانه لايحه بازار اوراق بهادار جهت شناسايى و ارتقاى جايگاه بورس كالاى كشاورزى در آن است.
دبيركل بورس كالاى كشاورزى گفت: جايگاه بورسهاى كالا در لايحه مذكور ضعيف ديده شده است.
وى افزود: ما دراين گروه سعى مى كنيم چالشهايى را كه در ۸ ماهه گذشته با آن روبرو بوديم در قالب يك طرح يا لايحه درآورده و آماده ارايه به دولت يا مجلس كنيم.
كبيرى خاطرنشان كرد: موانعى برسر راه بورس كالا است كه در قانون فعلى و لايحه جديد به آنها توجه نشده است.
وى افزود: ما در تلاش هستيم تا فعالان اين بورس را مشمول معافيت مالياتى كنيم و از سويى امكان حضور شركتهاى دولتى را در بورس كالا مهيا سازيم.
وى با بيان اين مطلب كه يك گروه كارى در حال بررسى  راههاى فعال تر كردن شركتهاى كارگزارى است افزود: در حال حاضر تعداد كارگزاران اين بورس ۲۰ نفر است و با رفع موانع، بين ۵ تا ۱۰ نفر نيز بر اين تعداد اضافه خواهد شد.
كبيرى انجام اين كار را مستلزم موافقت شوراى بورس دانست.
وى در خصوص راه اندازى دفاتر نمايندگى شركتهاى كارگزارى اين بورس گفت: راه اندازى دفاتر مذكور در مناطق به خصوص مناطقى كه داراى نقطه شاخص توليدى مى باشد از برنامه هاى بورس كالاى كشاورزى است.
دبيركل بورس كالاى كشاورزى افزود: با ايجاد اين دفاتر در مناطقى مانند خراسان (به عنوان توليدكننده زعفران)، فارس (ذرت)، گيلان و مازندران (برنج) و... امكان انجام همزمان معاملات در تهران و ساير مناطق فراهم مى شود.
اعتراض چين نسبت به اعمال محدوديت تجارى توسط آمريكا
دولت چين باتصميم آمريكا براى ايجاد محدوديت در مورد واردات منسوجات چينى به اين كشور ابراز مخالفت كرده و اين عمل را مغاير با معيارهاى بين المللى تجارت آزاد دانسته است.
دولت بوش روز گذشته اعلام كرد سهميه هاى جديدى درمورد سه قلم از واردات منسوجات چينى به آمريكا اعمال خواهد كرد.
اين تصميم در پاسخ به درخواست توليد كنندگان داخلى براى اعمال محدوديت در مورد واردات منسوجات چينى و هشدار آنها نسبت به از دست رفتن هزاران موقعيت شغلى در آمريكا اتخاذ شده است.
براساس اين گزارش چانگ گوان، سخنگوى بازرگانى چين ضمن ابراز مخالفت با اين تصميم از ايالات متحده خواست براى ممانعت از رجوع چين به سازمان تجارت جهانى اشتباه خود را اصلاح كند.
وى اظهار داشت:  اگر اين مشكل به صورت دوجانبه حل نشود دولت چين سعى خواهد كرد در چارچوب سازمان تجارت جهانى اين مشكل را حل كند.
ونزوئلا از شركتهاى نفتى فعال در اين كشور تحقيق و تفحص مى كند
ونزوئلا براى مبارزه با گسترش مفاسد مالى واقتصادى در بين شركتهاى نفتى فعال در اين كشور تحقيق وتفحص گسترده اى را از اين شركتها آغاز كرده است.
روزنامه فايننشيال تايمز نوشت: تحقيقات اوليه كميته ويژه مبارزه با مفاسد مالى ونزوئلا حاكى است بسيارى از شركتهاى نفتى خارجى فعال در اين كشور طى سالهاى ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ ميلادى مرتكب مفاسد مالى گسترده اى در اين كشور شده اند .
تا كنون فساد مالى در مورد بيش از ۳۲ قرارداد نفتى شركتهاى خارجى با شركتهاى نفتى ونزوئلا مشخص شده است .
هوگو چاوز رئيس جمهور اين كشور تاكنون بارها از عزم اين كشور براى مبارزه با مفاسد مالى گسترده در صنعت نفت اين كشور سخن گفته است .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |