|
طنين درد دربيمارستانهاى شهر
|
|
|
داوود پنهانى بوى تخت هاى بيمارستانى، صداى كبود ناله هاى كشدار، رنج مضاعف زنى شوى مرده، مردى غرقه در خون خويش، بسترى پرتب و هذيان، درد، درد، دردى طبله كرده درگلو، خفگى، احساس يأس، فرياد، حنجره، باز هم تب، درد فروكش نمى كند. دارو، داروى تلخ، بيمارستان، اتاق مجاور، پرستار، كشيك شب، اورژانس، اتاق عمل، مراقبت هاى ويژه، نگرانى كه در چهره تك تك مراجعان موج مى زند. اينجا تو ايستاده اى و رنج مضاعف افزون مى شود و كسى فرياد مى زند. شب از نيمه گذشته است. فضاى بيمارستان با سنگينى خاصى در آدمى فرومى ريزد. اينجا همه درد دارند. هم او كه نيازمند مراجعه به بخش ويژه است و هم او كه از برادر غرقه به خونش مى گويد. حادثه اى آمده و آسايش خانواده را به هم ريخته است. اينجا يك بيمارستان است. تصور آن براى شما مشكل نيست. براى تمام كسانى كه عمرى دراين كشور زيسته اند تصور يك بيمارستان ساده چندان مشكل نيست. راهروهاى تنگ، سرپرستار، كشيك شب، نگهبان و همه آن دلهره هايى كه شما به خاطر حضور درچنين مكانى با آن گرفتار مى شويد. اينجا فقط يك بيمارستان است. سلامت آدمى درانتظار دست هاى معجزه است. حتى اگر فقدان آرامش ناشى از يك سرماخوردگى ساده باشد. در و ديوار حسى از آرامش به آدمى منتقل نمى كنند. چه آنكه پيش از رسيدن به اينجا دنيا برروى سرتان هوار شده است. در اين بيمارستان فرضى شما با چه مشكلاتى مواجه ايد؟ اورژانس، دارو، تخت، خون يا مراقبت هاى ويژه؟ اگر موضوع موردنظر مراقبت هاى ويژه است بهتر است به جاى پرداختن به نكته اى دراين زمينه به سراغ صحبت هاى دكتر «محمدمهدى قيامت» رئيس انجمن بيهوشى ايران برويم: دركشاكش يافتن تخت ICU توسط همراهان، متأسفانه بيماران در آمبولانس ها، اورژانس ها و يا روى دست همراهان خود جان مى سپارند. به اعتقاد اين متخصص بيهوشى: با افزايش سن متوسط جامعه نياز بيماران به تخت هاى مراقبت هاى ويژه بيشتر شده و درصورت رفع نشدن مشكل، كمبود تخت هاى موجود نيز مورد رضايت نيست. شايد از اين روست كه وى درآستانه برگزارى هشتمين كنگره سراسرى و دومين كنگره بين المللى بيهوشى و مراقبت هاى ويژه پزشكى در بهمن ماه گذشته خبر از بحث و تبادل نظر در مورد معضلات بخش هاى مراقبت هاى ويژه بيمارستان ها و مراكز درمانى داد. وى يك ماه پيش از برگزارى كنگره نيز بر اين گفته هاى خود تأكيدكرده و خاطرنشان ساخته بود: به دليل همكارى نكردن دستگاههاى ذيربط در بخش مراقبت هاى ويژه بيمارستان ها (آى.سى.يوها) افت كرده كه اين امر جان بيماران را تهديد مى كند. در بيمارستان فرضى هنوز هم بامشكلاتى مواجه ايم. بخشى از اين مشكلات متوجه ساختارنظام بهداشتى موجود در كشورى است كه فاصله هاى آن با ساختارهاى موجود در دنيا بسيار است. به نحوى كه تنها در موردى چون رسيدگى به تخلفات پزشكى به گفته دكتر «محمداسماعيل اكبرى» معاون سلامت وزارت بهداشت: «۴۰سال از دنيا عقب تريم.» وى درتوضيح بيشتر اين مورد مى گويد:«ساختار رسيدگى به تخلفات و خطاهاى پزشكى درجامعه ما فرايند محور نيست و فقط در صورتى كه پزشك يا پرستارى دچار اشتباه شد مى توان موضوع را پيگيرى كرد. اما درصورتى كه نگهبان در بيمارستان، مسؤول پذيرش يا مدير بخش كوتاهى كرد و كوتاهى وى منجر به خسارت به بيمار شد، هيچكس پاسخگو نيست.» در چنين ساختار ضعيفى است كه به گفته «اميدوار رضايى» رئيس كميسيون بهداشت و درمان مجلس «بى عدالتى در بحث سلامت» گسترش مى يابد. چنين وضعيتى را مى توان در زمينه هاى پرداختى، توزيع خدمات بهداشتى و درمانى، امكانات و تجهيزات پزشكى مشاهده كرد. آنجا كه در برخى استان ها به ازاى ۱۱۳ هزار نفر يك واحد درمانى وجوددارد. يا آنجا كه يك واحد توانبخشى به ازاى هر ۲۶ هزار نفر تا ۱۷۶ هزارنفر در نظر گرفته شده است. رضايى مى گويد: «در برخى مناطق به ازاى هر ۳۹۰ نفر يك تخت وجوددارد. در صورتى كه در مناطق ديگر اين ميزان برابر يك تخت براى ۱۰۲۲نفر است.» اين موضوع را بگذاريد دركنار هزينه هايى كه مردم براى درمان بيمارى از جيب نازنين خود طلب مى كنند. درحالى كه در بسيارى از كشورهاى دنيا سهم مردم از اين هزينه در بدترين حالت از ۲۰درصد تجاوز نمى كند. دركشور ما به گفته دكتر «اسماعيل اكبرى» معاون سلامت وزارت بهداشت به ۵۶درصد مى رسد. اين مقام مسؤول به تلخى مى گويد: بيش از نيمى از هزينه هاى درمان را مردم از جيب خود مى پردازند. به همين علت در بسيارى از موارد يك بار مراجعه مردم به بيمارستان و پرداخت هزينه هاى سنگين درمان، زندگى آنان را به كلى نابود مى كند و آنان را به فلاكت مى كشاند. وى نيز تصريح مى كند: «اين يكى از شاخصه هاى بى عدالتى در جامعه ماست كه اگر اصلاح نشود، هيچ برنامه ريزى درستى براى بهبود سلامت مردم نمى توان انجام داد.» شاخص موردنظر دركشورهاى اروپايى به اعتقاد دكتر اكبرى «۳تا۵ درصد است» وى مى گويد: به همين علت است كه مردم كشور ما با يكبار مراجعه به بيمارستانى و انجام مراحل مختلف درمان همه دارايى خود را از دست مى دهند و فقير مى شوند. ازنظر اين مقام مسؤول پايين بودن سرانه درمان دركشور مهمترين علت اصلى به وجود آمدن چنين وضعيتى است. وضعيتى كه به گفته «مسعود پزشكيان» وزير بهداشت ، خدمات آن براساس اعتبار اختصاص يافته تعيين مى شود. وى مى گويد: بنابراين هرچقدر كه سرانه درمان بيشتر شود به همان ميزان كيفيت بستر هاى خدمتى بالا مى رود. البته در بيمارستان فرضى همه اتهامات متوجه ساختار موجود نيست كه با افزايش سرانه درمان بتوان برآن مشكلات فائق آمد. اين موضوع براى بسيارى از كسانى كه روانه بيمارستان شده اند از زواياى ديگر قابل لمس است. آنجا كه يكى از شهروندان از برخورد بد كاركنان بيمارستان گلايه مى كند يا آنجا كه شهروندى ديگر از صحنه هاى تكرارى بى توجهى برخى كاركنان بيمارستان به بيماران سخن مى گويد. درتمام اين وضعيت ها چه ارتباطى مابين كمبود سرانه درمان با برخورد نامناسب مشاهده مى كنيد؟ وضعيت حاكم بر بيمارستان هاى خصوصى و دولتى هرچه باشد به گفته بسيارى ازمراجعان به چنين مراكزى رضايت بخش نيست. گلايه هاى شهروندان از چنين اوضاعى از رفتارهاى نادرست تا قيمت هاى عجيب و غريب درنوسان است. يكى از هزينه هاى هنگفت بيمارستان هاى خصوصى ناراحت است. ديگرى از فشردگى تعداد تخت ها در اتاق هاى بيمارستان هاى دولتى مى نالد. پايين بودن سطح خدمات ارائه شده را نيز به ليست موردنظر بيفزاييد تا همه چيزمان تكميل شود. آنكه با بيمارى برروى دست مانده پشت در اتاق هاى مراقبت هاى ويژه بيمارستانى مى ماند. مجبور است با ناله هاى كبود خويش همه شهر را جست وجو كند. از بيمارستانى به بيمارستان ديگر، تازه اگر شانس بياورد و همانند آن جوانك شهرستانى ايستاده در بيمارستان شريعتى گرفتار حيرانى و بى كسى در شهر شلوغ نشود. او كه بيمارش را از راههاى طولانى جنوب به توصيه يكى از پزشكان شهرستانى به تهران رسانده است با هزار دردسر به يكى از بيمارستان هاى شمالى شهر مى رسد. بيمار ناله مى كند. يك پرس وجوى ساده «ازكجا آمده ايد؟ بيمارتان چه مشكلى دارد؟ ما پذيرش نداريم.» گفت: «برويد؟» و او مانده و شهرى با خيابانهايى ناشناس. تا اينكه يه بنده خدايى ما رو آورد اينجا، گفت: بيمارتون بايد اينجا بسترى بشه، بهمون كمك كرد و الآن هم بيمارمون بسترى شده، خيلى شانس آورديم. اين تخت ها، اين ناله ها، تمامى يأس فروخورده به ناله اى برمى خيزد و در راهروى بيمارستان طنين مى اندازد. چهره اى عبوس و گرفته از رنج كسانى مى گويد كه يكى از عزيزانشان در بستر درد افتاده است. راه چاره چيست؟
|