سه شنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Tue, May 17, 2005
حوادث
۳۱۳۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
زن جوان به خاطر قتل پسر همسايه در دادگاه كيفرى محاكمه شد
• شاهرودى از رؤساى حوزه هاى قضايى خواست تا به محكوميت مالى و مبتلايان به بيماريهاى خاص و امراض صعب العلاج و زندانيانى كه اتهام آنان از اهميت ويژه اى برخوردار نيست ۳ ماه مرخصى اعطا شود
رئيس پليس راه كشور:
زن جوان به خاطر قتل پسر همسايه در دادگاه كيفرى محاكمه شد
بى اختيارقاتل شدم!
212082.jpg
گروه حوادث: «تحت سلطه پسر جوان بودم، كمربند و چاقو به شوهرم دادم تا من را مجازات كند، او به خاطر پسران دوقلويم گناهم را بخشيد، بين دوراهى گرفتار شده بودم تا اينكه...»اين دفاعيات زن جوانى در برابر ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران است. او براى رهايى از دست پسر همسايه كه مى خواست با ابراز علاقه به وى، زندگى زناشويى اش را بر هم بزند، نقشه جنايت هولناكى را طراحى كرد.بنا به اين گزارش، از شامگاه ۵ ارديبهشت ماه سال ،۸۳ پسرى به نام «محمود گودرزى» به طرز مرموزى در قرچك ورامين ناپديد شد و همزمان با آن جسد سوخته پسر ۲۲ ساله اى در بيابانهاى اطراف ورامين و در خط آهن پيدا شد.
پليس وقتى جسد سوخته را تحت تجسس قرار داد، تكه هايى از پيراهنش كه سالم مانده بود را در مقايسه با مشخصات پوشش «محمود» در روز ناپديد شدن سرنخ اصلى خود قرار داد و پى برد اين پسر قربانى توطئه شومى شده است.در تحقيق از دوستان صميمى «محمود» و خانواده اين پسر، مشخص شد كه او با زنى جوان رابطه پنهانى دارد و چند بارى كه همراه اين زن به گردش رفته است، نزد آنان ادعا مى كند كه همسر صيغه اى اش است.بدين ترتيب، زن ۲۵ ساله اى به نام «فاطمه» كه مادر دو پسر ۶ ساله دوقلو بود و در همسايگى خانواده «محمود» زندگى مى كرد، شناسايى شد و با وجود ادعايى مبنى بر اينكه هيچگونه شناختى از پسر ناپديد شده ندارد، در مواجهه حضورى با دوست «محمود» كه چند بارى با خودرواش اين زن و پسر را به گردش برده بود، به ناچار پرده از جزئيات توطئه هولناك براى يك جنايت برداشت.اين زن پذيرفت كه «محمود» را به خانه شان در طبقه چهارم آپارتمانى كشانده و با همدستى شوهرش او را به قتل رسانده است.
< در دادگاه
زوج جنايتكار ساعت ۱۰ صبح ديروز - دوشنبه ۲۶ ارديبهشت ماه - در برابر قاضى عزيز محمدى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار - رحيمى، باقرى، شريفى و سبزوارى - از شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفتند و از خود دفاع كردند. در ابتداى جلسه داديار دلدار در مقام نماينده دادستان در جايگاه حاضر شد و با بيان جزئيات قتل كه در تحقيقات بازپرس دادسراى قرچك ورامين فاش شده بود، گفت: «فاطمه ادعا كرده است با انداختن طنابى آبى رنگ دور گردن «محمود»، آن را فشار داده است و ضربات چاقو از سوى شوهرش بود و از آنجا كه پزشكى قانونى علت مرگ پسر جوان را خفگى ناشى از انسداد مجارى تنفسى اعلام كرده است، اين زن به اتهام مباشرت در قتل و شوهرش به اتهام معاونت در قتل بايستى مجازات شوند.»پدر «محمود» كه در جريان قرائت كيفرخواست گريه مى كرد، وقتى در جايگاه قرار گرفت، گفت: «اگر مى دانستم پسرم مزاحم اين زن و شوهر است، با دستان خودم او را تحويل قانون مى دادم، وقتى «محمود» ناپديد شد، من از دختر ۱۵ ساله ام شنيدم كه برادرش عكس زن جوانى را به او نشان داده و گفته كه همسر صيغه اى اش است. اين زن و شوهر، پسرم را به خانه شان كشانده اند و او را به قتل رسانده اند. قصاص نفس - اعدام - عاملان جنايت را مى خواهم.»به درخواست رئيس دادگاه، «فاطمه» به خاطر اينكه متهم رديف اول بود، قبل از شوهرش در جايگاه دفاع قرار گرفت و گفت: «۴ ماه قبل از جنايت وقتى براى سر زدن به يكى از پسربچه هايم كه در خانه مادرم زندگى مى كرد، به آنجا رفته بودم، در بازگشت دو پسر مزاحم من شدند كه با دخالت پسر همسايه دست از سرم برداشتند، چند روز بعد تلفن خانه مان زنگ خورد، «محمود» بود، خودش را همان پسرى كه من را از دست مزاحمان رها كرده بود، معرفى كرد و خواست به خاطر علاقه اى كه به من دارد، از شوهرم طلاق بگيرم.ابتدا نپذيرفتم و خواستم دست از سرم بردارد تا اينكه تهديداتش شروع شد، حتى به من گفت اگر تن به خواسته او ندهم، جان دو پسر دوقلويم و شوهرم در خطر است، مى ديدم كه خيلى من را دوست دارد و از سويى زندگى ام در خطر است، اغفال شدم، هر وقتى شوهرم در خانه نبود، به سراغم مى آمد، حتى پسرم را تهديد مى كرد تا به شوهرم نگويد كه او به خانه مان رفت و آمد مى كند.»
اين زن كه خيلى آرام و شمرده حرف مى زد، گفت: «مدتى از اين رابطه دوستى نگذشته بود كه «محمود» من را تحت سلطه خود گرفت، طورى كه بايستى بدون اجازه اش جايى نمى رفتم، اگر مى خواستم امتناع كنم، تهديد به آبروريزى مى كرد، بدون اينكه بدانم نزد دوستانش ادعا كرده بود من همسر صيغه اى اش هستم، با او و دوستانش به گردش مى رفتم و همه اين كارهايم دور از چشم شوهرم بود.خيلى پشيمان بودم،
212085.jpg
روز سى ام فروردين ماه سال ۸۳ بود كه در برابر عذاب وجدانم طاقت نياوردم، از شوهرم و بچه هايم خجالت مى كشيدم، وقتى «اصغر» به خانه آمد، يك كمربند و چاقو به دستش دادم، ماجراى «محمود» را به او گفتم و خواستم هرچه مى خواهد، من را كتك بزند يا با چاقو من را به قتل برساند.«اصغر» نمى دانست چه بكند، احساس مى كنم به خاطر دو پسر دوقلويم گناهم را بخشيد و وقتى شنيد «محمود» دست از سرم بر نمى دارد و تهديد كرده كه من را خواهد ربود، تصميم گرفت نزد پليس برود و اين كار را نيز كرد، اما مأموران گفته بودند نيم ساعت قبل از اينكه «محمود» به خانه مان بيايد، آنان را باخبر كنيم كه اين امكان وجود نداشت.»وى افزود: «قرار شد يك هفته شوهرم سر كار نرود، چند روزى بود كه خانه بستگانم ميهمان بودم و «محمود» اطلاعى نداشت، ساعت ۸ و ۳۰ دقيقه صبح روز جنايت درحالى كه «اصغر» در خانه بود، اين پسر زنگ خانه را زد، وقتى در را باز كردم و او را ديدم، به التماس افتادم و خواستم از زندگى ام بيرون برود، او با پرخاشگرى گفت كه چرا بدون اطلاع او چند روزى در خانه نبوده ام، حتى وقتى التماسهايم را ديد، گفت كه حتماً شوهرت در خانه است كه اين رفتارها را مى كنى، تصور كردم ديگر وارد خانه نمى شود و به خاطر ترس از وجود شوهرم آنجا را ترك مى كند، اما او با عصبانيت به جست و جوى شوهرم در اتاقها پرداخت و چون «اصغر» پشت در پنهان بود، او را نديد، سپس با تندى خواست وسايلم را جمع كنم و همراه او براى هميشه خانه شوهرم را ترك كنم.«اصغر» تا اين لحظه پنهان بود، با چوب دستى كه در دستش بود، ضربه اى به «محمود» زد و اين پسر مشتى به چشم راست شوهرم زد، بعد درحالى كه ناسزا مى گفت، چاقويى در دست گرفت و به سمت «اصغر» حمله كرد. مطمئن بودم اگر كارى نكنم، او شوهرم را خواهد كشت. ضربه اى به دستش زدم كه چاقو افتاد و او روى سينه شوهرم نشست، طناب آبى رنگى كه پسرم اسباب بازى هايش را با آن بسته بندى مى كند، در گوشه اى افتاده بود، سريع آن را برداشتم و از پشت سر «محمود» به او نزديك شدم.«فاطمه» به درخواست قضات دادگاه در برابر ديدگان آنان و دوربينهاى عكاسى روزنامه ها طناب آبى رنگى را دور گردن مقتول فرضى انداخت و با نمايش صحنه خفه كردن «محمود» گفت: «طناب را از پشت دور گردنش انداختم و كشيدم تا اينكه او به پشت روى زمين افتاد، شوهرم پاهايش را گرفت تا نتواند كارى كند. نمى دانم چرا طناب را فشار دادم، چون تصميمى براى قتل نداشتيم! وقتى «محمود» بى جان شد، فهميدم چه كارى كرده ام.»وقتى «فاطمه» در آخرين دفاع خود، خواستار عفو و بخشش شد، وكيل مدافع وى با حضور در جايگاه استيصال اين زن براى گرفتار شدن در سلطه پسر همسايه، پشيمانى و شرمندگى اش از شوهر زحمتكش را دليل بروز اين جنايت دانست و تأكيد كرد نقشه اى براى قتل بين زن و شوهر طراحى نشده بود.«اصغر» كه مرد ۳۰ ساله اى است و در جريان شنيدن دفاعيات «فاطمه» آرام نشسته بود، وقتى در جايگاه قرار گرفت، گفت: «من يك كارگر هستم كه براى آسايش زندگى همسر و پسران دوقلويم از صبح تا شب سر كار مى رفتم و تاكنون حتى به يك كبوتر صدمه اى نزده ام، چه برسد به اينكه بخواهم دست به جنايتى بزنم.»وى ادامه داد: «من تا زمانى كه به خانه مان تلفنهاى تهديد كننده صورت مى گرفت، اطلاعى از گوشه هاى پنهان زندگى ام نداشتم، عصر يك روز پنجشنبه بود، در خانه مان بودم كه زنگ خورد. وقتى گوشى را برداشتم، صداى مردانه اى شنيدم كه از من خواست خانه را ترك نكنم، چون مى خواهد نيم ساعت بعد تماس بگيرد.»
در خانه ماندم كه براى دومين بار جوان ناشناس تماس گرفت و بدون اينكه خودش را معرفى كند، گفت: «جان بچه هايت در خطر است، بلايى به سر بچه ها مى آورم كه مايه ننگ باشد!» با حالتى نگران علت را پرسيدم، چيزى نگفت. اين تهديدات زياد شد. وقتى از همسرم پرسيدم مزاحم تلفنى را مى شناسد، او چيزى نگفت. به پليس مراجعه كردم و با راهنمايى آنان به مخابرات رفتم و خواستم تلفن خانه مان كنترل شود، به مرحله اى رسيده بوديم كه احساس مى كردم در آن خانه نمى توانيم زندگى كنيم، به خاطر همين خانه مان را عوض كرديم و تصورم اين بود از دست مزاحم راحت شده ايم.»«اصغر» با صداى لرزانى ادامه داد: «يك روز بعد از اينكه متوجه نگرانى در چهره «فاطمه» شده بودم، او با در دست داشتن كمربند و چاقويى نزدم آمد و اين وسايل را به من داد، بعد گفت كه پسرى مزاحم وارد خانه ام مى شود و مرتب با او رابطه پنهانى دارد و خواست هر تصميمى مى خواهم بگيرم و حتى تأكيد كرد خودش را به قتل برسانم. من مى دانستم «فاطمه» دچار يك اشتباه شده است و پشيمانى اش كافى بود او را ببخشم، به خاطر همين در نخستين اقدام براى دفع ضررى كه از سوى «محمود» به زندگى ام وارد مى شد، به پليس مراجعه كردم و آنان خواستند نيم ساعت قبل از اينكه پسر مزاحم به خانه ام بيايد، آنان را خبر كنم.»
اين مرد گفت: «اصلاً نقشه اى براى قتل نبود، روز جنايت وقتى «محمود» به خانه مان آمد، همسرم به او التماس كرد پايش را از زندگى ما بيرون بكشد، اما مقتول با ناسزاگويى وارد خانه شد، حتى سراغ من گشت و وقتى روى سينه ام نشست و هر دو تقلا كرديم چاقوى پرت شده از روى زمين را برداريم كه تيغه چاقو در بدن «محمود» فرو رفت، «فاطمه» طناب را دور گردن اين پسر انداخت. مى خواستيم نيمه جان شود و با بستن دست و پايش او را تحويل پليس دهيم، اما او خفه شده بود.چاره اى نداشتم، جسد را داخل كارتن تلويزيون گذاشتم، چرخ دستى اى از آهنگرى همسايه گرفتم و آن را به خط آهن انتقال دادم و با ريختن بنزين روى جسد، آن را به آتش كشيدم.
قرار مجرميت براى ورزشكار سرشناس
پرونده يك ورزشكار سرشناس به اتهام كلاهبردارى از چند پسر جوان با صدور كيفرخواست مجرميت به دادگاه ارسال شد.اين جوان رزمى كار با معرفى كردن خود تحت عنوان يك فالگير سرشناس اقدام به كلاهبردارى ميليونى از چند پسر جوان كرده بود.بنا به اين گزارش، پسر جوانى براى گرفتن فال خود شماره تلفن همراه يك فالگير سرشناس تهرانى را به دست آورده وبا او تماس گرفت.در حالى كه او تصور مى كرد با مرد فالگير صحبت مى كند، در پاسخ به تماس او خواستار مبلغى پول نقد در ازاى گرفتن فالش شد.پسر جوان بدون آنكه شخص فالگير را ببيند، پول درخواستى او را از طريق پيك موتورى برايش فرستاد.چند روز بعد وقتى تماس هاى تلفنى او با فرد فالگير بيشتر شد، به درخواست او شماره تلفن همراهش را به دوستان خود داد تا آنها نيز جهت گرفتن فال خود با او تماس بگيرند.مدتى پس از اين اتفاق پسر جوان در جريان يك حادثه متوجه اشتباه خود شده و از اين ورزشكار شكايت كرد.وى با مراجعه به شعبه دوم داديارى دادسراى تهران ادعا كرد؛ وقتى شماره تلفن مرد فالگير را گرفتم نمى دانستم كه شماره آخر آن تلفن همراه اشتباه شده است. بنابراين با صاحب شماره تلفن تماس گرفتم. او خود را همان فالگير سرشناس معرفى كرد. اودر برابر پاسخ به سؤالاتم هر بار مبالغى هنگفت تا يك ميليون تومان دريافت مى كرد. براى اينكه شناخته نشود، از من مى خواست پول ها را از طريق پيك موتورى برايش بفرستم.رابطه تلفنى من با اين مرد ادامه داشت تا اينكه چند روز قبل شماره تلفن فالگير واقعى را پيدا كردم و در تماس با او متوجه كلاهبردارى فالگير قلابى شدم.به دستور داديار شهريارى مأموران پليس با شناسايى محل سكونت مرد جوان در يكى از شهرهاى شمالى كشور او را رديابى و بازداشت كردند.
ماجراى ۶ ساعت اسارت يك دختر جوان
گروه حوادث: دختر جوانى به هنگام بازگشت به خانه اش در غرب تهران از سوى سه سرنشين يك خودروى پيكان ربوده شده و مورد تجاوز قرار گرفت.اين حادثه هنگامى رخ داد كه اين دختر ۲۵ ساله پس از ترك خانه خواهرش سوار خودروى پيكانى شد تا به خانه خود در شهر زيبا برود.پيكر نيمه جان اين دختر در حالى كه آثار ضرب و جرح در قسمت هاى مختلف بدنش مشخص بود در بيابان هاى اطراف شهرك عظيميه كرج پيدا شد.چند تن از ساكنان شهرك عظيميه ساعت ۲۴ نيمه شب هنگام بازگشت به خانه با شنيدن ناله هاى خفيف يك دختر جوان در داخل گودالى احساس كردند كه بايد حادثه ناگوارى رخ داده باشد . با تماس يكى از اهالى منطقه مأموران نيروى انتظامى در محل حاضر شده و دختر جوان را به بيمارستان انتقال دادند.پس از انجام كارهاى پزشكى وقتى دختر جوان به هوش آمد درباره چگونگى وقوع حادثه گفت: چند روز قبل در منطقه شهر زيبا خانه اى تهيه كرده بوديم روز حادثه به خانه خواهرم در شهرك اكباتان رفتم و تمامى طلاهايم را گرفتم تا به خانه خودمان بروم. ساعت ۱۸ عصر وقتى به انتظار خودروى مسافركش ايستاده بودم يك پيكان مدل پايين مقابلم توقف كرد. دو مسافر در صندلى عقب نشسته بودند. سوار شدم پس از طى مسافتى ناگهان يكى از آنها دستمالى را مقابل صورتم گرفت و بلافاصله گونى را به سرم كشيدند. ديگر بى هوش شدم. وقتى به هوش آمدم خودم را در اين منطقه بيابانى ديدم. هر چه التماس كردم آنها اعتنايى نكردند. سه پسر جوان پس از كتك زدن من طلاهايم را گرفته و به من تجاوز كردند و پا به فرار گذاشتند. يكى از سه متهم پرونده در جريان بازداشت چند رباينده دختران جوان در منطقه كرج از سوى اين دختر شناسايى شده است.
شليك مرگبار يك خشاب گلوله به مدير مدرسه دختران
212079.jpg
>پليس قاتل را شناسايى كرد
او به هنگام فرار جوان ۲۰ ساله اى را نيز از پاى درآورده است
گروه حوادث: عامل جنايت شهرستان بروات كه پس از به رگبار بستن مدير دبيرستان دخترانه شهيد مطهرى اقدام به قتل پسر جوانى كرده بود تحت تعقيب مأموران قرار گرفت.اين حادثه ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه روز يكشنبه ۲۵ ارديبهشت ماه به وقوع پيوست و طى آن مرد جوانى با حمله به يك دبيرستان دخترانه مدير آنجا به نام حكيمه عسگرى را در مقابل ديدگان وحشتزده دانش آموزان به گلوله بست و پس از آن پسر جوانى به نام مجيدحسين شاهى را كه در مغازه تعويض روغنى كنار دبيرستان كار مى كرد با شليك گلوله از پاى درآورد.

بنا به اين گزارش، ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه روز يكشنبه ساكنان شهرستان بروات با شنيدن صداى شليك گلوله هايى سراسيمه خود را به محل حادثه رساندند. در همين حال چند تن از معلمان كه وحشتزده از آنجا خارج مى شدند به آنها گفتند جوانى مسلح مدير دبيرستان را به گلوله بسته و از پاى درآورده است.
با گزارش اين حادثه به كلانترى ۱۴ بروات اكيپى از مأموران در محل حاضر و در تحقيقات پى بردند عامل اين جنايت همراه با شخص ديگرى سوار بر موتوسيكلت به دبيرستان آمده و پس از وارد شدن به كانكس مخصوص مدير و معلمان آنها را به گروگان گرفته و سپس با شليك چند گلوله مدير مدرسه را به قتل رسانده است.
در حالى كه تحقيقات مأموران ادامه داشت چند نفر خود را سراسيمه به محل حادثه رسانده و به مأموران گفتند عامل جنايت پس از ترك آنجا پسر جوانى به نام مجيد حسين شاهى را كه در يك تعويض روغنى در فاصله ۵۰ مترى مدرسه كار مى كرد با شليك گلوله به قتل رسانده است. با گزارش اين جنايت مأموران به محل حادثه دوم اعزام و با جسد غرق به خون پسر ۲۰ ساله  اى مواجه شدند.در تحقيق از شاهدان حادثه مأموران پى بردند عامل جنايت پسر جوانى به نام «ابوذر» است كه براى گرفتن انتقام به وسيله يك اسلحه كلاش دست به اين جنايت ها زده است.يكى از معلمان دبيرستان كه شاهد اين حادثه بود در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: روز حادثه دانش آموزان سال دوم تجربى امتحان داشتند. زمستان دو سال قبل زلزله تمام خانه ها و مدارس بروات را ويران كرد و به همين خاطر كلاس ها را در ۷ كانكس برگزار مى كرديم. ما و چند تن از همكارانمان در كانكسى كه مخصوص ما بود به همراه خانم حكيمه عسگرى (مدير مدرسه) نشسته بوديم كه ناگهان صداى چند تن از دانش آموزان را شنيديم و پس از آن مرد جوانى در حالى كه يك قبضه اسلحه كلاش در دست داشت وارد كانكس شد. لهجه خاصى نداشت و در حالى كه همگى ما وحشتزده او را نگاه مى كرديم اسلحه را به طرف مدير دبيرستان نشانه رفت و چند گلوله به او شليك كرد و پس از آن به بالاى سر او رفت و چندين تير ديگر به بدن او شليك كرد.لحظه وحشتناكى بود و همه ما از ترس زبانمان بند آمده بود.وى ادامه داد: آن پسر جوان پس از آنكه مدير مدرسه را به قتل رساند از كانكس خارج شد و سوار بر موتور از آن جا دور شد. وقتى او رفت از دبيرستان سراسيمه خارج شديم و متوجه شدم قاتل پسر جوانى كه در مغازه تعويض روغنى نزديك مدرسه كار مى كرد را نيز به قتل رسانده است.وى درباره انگيزه اين جنايت گفت: آذرماه سال ۸۱ عامل اين جنايت چندين بار براى دختران دانش آموز ايجاد مزاحمت كرد و همسرم كه مدير مدرسه بود موضوع را به پاسگاه انتظامى اطلاع داد. چندين بار با موتور براى همسرم كه سوار بر خودرو پيكانش بود ايجاد مزاحمت كرد كه در يكى از مزاحمت ها او با پيچيدن جلوى خودروى همسرم باعث انحراف او شد به طورى كه خودرو به داخل بلوار منحرف و پس از برخورد با تنه درخت همسرم مجروح شد.وى ادامه داد: همسرم عليه او شكايت كرد و دادگاه نيز او را به پرداخت ديه و ۷۰۰ هزار تومان جريمه محكوم كرد. با محكوميت اين پسر ما ديگر موضوع حادثه را پيگيرى نكرديم تا اين كه حادثه زلزله اتفاق افتاد و تمام خانه ها ويران شد. با گذشت سه سال از اين حادثه چند هفته قبل مأمور راهنمايى و رانندگى كه در زمان حادثه گزارش آن را تهيه و به دادگاه ارائه كرده بود در تماسى از ما خواست تا برا ى پيگيرى موضوع به كرمان برويم ولى همسرم گفت: ديگر شكايتى ندارم و اعلام كرد ديگر نمى خواهد موضوع را پيگيرى كند. همسر قربانى جنايت در ادامه گفت: روز حادثه اين پسر در حالى كه اسلحه كلاش در دست داشت وارد مدرسه شده و با شليك بيش از ۲۰ گلوله همسرم را مقابل ديدگان دانش آموزان و معلمان به قتل رسانده و پس از آن نيز پسر جوانى به نام مجيد را كه از قبل با او اختلاف داشت در فاصله ۵۰ مترى مدرسه با شليك گلوله به قتل رساند و پس از آن به سراغ خانواده مجيد رفت و كانكسى كه آنها در آن زندگى مى كردند را به گلوله بست. چند تن از ساكنان بروات در گفت وگو با خبرنگار ما به نبودن امنيت در اين شهر اعتراض كردند و اعلام كردند هر شب صداى تيراندازى در اين شهر شنيده مى شود.به گزارش خبرنگار ما، با شناسايى عامل اين جنايت اكيپى از مأموران پليس آگاهى شهرستان بم تجسس هاى گسترده اى را براى دستگيرى وى آغاز كرده اند.
<اين گزارش با تلاش يك خبرنگار افتخارى در بروات تهيه شده است.
دستور رئيس قوه قضاييه
براى اعطاى سه ماه مرخصى
به برخى از زندانيان
• شاهرودى از رؤساى حوزه هاى قضايى خواست تا به محكوميت مالى و مبتلايان به بيماريهاى خاص و امراض صعب العلاج و زندانيانى كه اتهام آنان از اهميت ويژه اى برخوردار نيست ۳ ماه مرخصى اعطا شود
رئيس قوه قضاييه خطاب به رؤساى حوزه  هاى قضايى و سازمان زندان  ها و اقدامات تأمينى و تربيتى كشور بخشنامه  اى صادر كرد.در اين بخشنامه آمده است: به منظور مساعدت در حل مشكلات آن گروه از متهمان و محكومان زندانى كه اتهام يا جرائم انتسابى به آنان از اهميت ويژه  اى برخوردار نبوده و بدون پيشينه مؤثر كيفرى باشند و نيز كسانى كه محكوميت مالى دارند و در صورت اعطاى مرخصى به آنان، مى  توانند رضايت شاكى يا مدعى خصوصى را كسب كنند يا صرفاً به خاطر جزاى نقدى تا مبلغ ده ميليون ريال در زندان به سر مى  برند، حداكثر سه ماه مرخصى داده شود. در ادامه اين بخشنامه آمده است؛ همچنين مبتلايان به بيمارى  هاى خاص و امراض صعب  العلاجى كه بنابر تشخيص پزشكى نيازمند مداوا در خارج از زندان هستند و همين طور كسانى كه تا پايان محكوميت و آزادى آنان بيشتر از ۳ ماه باقى نمانده است و محبوس بودن اين عده تا خاتمه اجراى حكم، جز تراكم تعداد زندانيان و تحميل بار مالى بر زندان، ثمرى ندارد، با نظارت رئيس حوزه قضايى (استان، شهرستان و بخش) و مراعات مقررات، حداكثر سه ماه مرخصى به آنان داده شود تا با استفاده از اين فرصت مشكلات خود را مرتفع سازند.
رئيس پليس راه كشور:
دوربين هاى جديد كنترل سرعت در كمين رانندگان
با افزايش تعداد دوربين هاى كنترل سرعت در دو بزرگراه تهران - قم و تهران - كرج برگه هاى جريمه بزودى به منزل رانندگان خاطى ارسال خواهد شد.سردار محمد رويانيان با اعلام اين خبر افزود: طى جلساتى كه هفته پيش نيروى انتظامى با مسؤولان وزارت راه و ترابرى برگزار كرد ،تصميم گرفته شد نصب و افزايش دوربين هاى كنترل سرعت در دو بزرگراه تهران ـ قم و تهران ـ كرج بزودى از سرگرفته شود. وى همچنين افزود :تاكنون كار نصب دوربين هاى كنترل سرعت به دليل عدم تأمين بودجه از سوى وزارت راه و ترابرى متوقف شده بود كه وزارت راه و ترابرى هزينه مورد نياز را طى جلسات برگزار شده تأمين كرده و بزودى دو بزرگراه مزبور به دوربين هاى كنترل سرعت مجهز مى شوند. رئيس پليس راه كشور تأكيد كرد : سرعت از عوامل اصلى بروز تصادفات ناگوار جاده اى در ايران به شمار مى رودبنابراين پليس راه نيز در نظر دارد به منظور ايجاد ايمنى بيشتر در دو بزرگراه تهران ـ قم و تهران ـ كرج از دوربين هاى كنترل سرعت مجهز و پيشرفته استفاده كند.وى خاطرنشان كرد : طى اين مدت نيز۶ دوربين كنترل سرعت به صورت آزمايشى در بزرگراه تهران ـ قم نصب شده است كه در آينده اى نزديك تعداد آنها به ۳۲ عدد افزايش مى يابد.سردار رويانيان همچنين با اشاره به افزايش تعداد خودروهاوسفرها كه احتمال افزايش آمار تصادفات جاده اى را افزايش مى دهد گفت : پليس راه كشور به منظور كاهش تلفات جاده اى از كمك هاى بانك جهانى نيز در خصوص تجهيز جاده هاى كشور به وسايل و تجهيزات ايمنى بهره مى برد . وى تصريح كرد:با همكارى پليس راه كشور، وزارتراه و ترابرى و كمك هاى بانك جهانى ۵ محور تهران ،كرج ، قزوين ، گيلان و بخشى از محور خراسان در زمانى نزديك به تجهيزات پليس جاده اى مجهز خواهد شد و بزودى در اين محورهاى حادثه خيز شاهد كاهش تصادفات خواهيم بود .
حادثه ها
قتل مرد ۶۲ساله به دست سه كارگر افغانى
پيكر بى جان يك مرد ۶۲ساله در حالى كه با طناب دست و پايش بسته شده  و با ضربات كارد از پاى درآمده بود، در ساختمان نيمه سازى پيداشد. اعضاى خانواده اين مرد به دنبال غيبت طولانى مدت او نگران شده و به محل ساخت يك مجتمع مسكونى رفته و با جسد او در يكى از اتاق ها روبرو شدند.ماجراى كشف جسد اين مرد نخستين ساعات صبح روز گذشته ۲۶ارديبهشت ماه سال جارى به مأموران كلانترى ۱۲۱سليمانيه اطلاع داده شد.به دستور بازپرس «هنرمند» از شعبه چهارم بازپرسى دادسراى جنايى تهران تحقيقات درباره چگونگى و علت مرگ قربانى حادثه آغاز شد تا اينكه پليس دريافت، از لحظه پيداشدن جسد سه كارگر افغانى كه در ساختمان كار مى كردند، متوارى شده اند.
سارقان لباس در «سرعين» به دام افتادند
سرنشينان يك خودرو كه لباس هاى فروشگاهى را در شهرستان «سرعين» در استان اردبيل به سرقت برده بودند، دستگير شدند.چهار سرنشين يك خودروى سوارى، ظهر ديروز با شكستن شيشه يكى از فروشگاه هاى لباس شهرستان توريستى سرعين، ۶۶ ثوب البسه و حوله حمام را به سرقت بردند ، اما زمانى كه آنها قصد فرار داشتند يكى از كسبه محل،متوجه شد و مأموران را در جريان قرار داد.با اقدام بموقع مأموران، خودروى متهمان شناسايى شد كه با اجراى طرح مهار ، اين خودرو در جاده روستاى «ارجستان» متوقف شد.گفتنى است، با كشف لباس هاى مسروقه از داخل اين خودرو ، هر چهار سرنشين خودرو كه شرب خمر نيز كرده بودند ، دستگير شدند.
خون برادرى كه به پاى تماشاى فوتبال ريخت
نزاع دو برادر ساكن روستاى «شاهبداغ» در شهرستان اسلام آباد غرب بر سر تماشاى مسابقه فوتبال به قتل يكى از دو برادر انجاميد. به گزارش ايسنا دو برادر كه ساكن روستاى «شاهبداغ» در شهرستان اسلام آباد غرب بودند، يك روز در ميان و به نوبت گوسفندان را به چراگاه مى بردند، اما عصر يكشنبه، آن دو به بهانه ماندن در خانه و تماشاى مسابقه فوتبال با هم درگير شدند. برادر بزرگتر كه دوست داشت بازى فوتبال را دنبال كند، از برادر كوچكترش خواست تا به صحرا برود، اما او در برابر اين خواسته مقاومت كرد. با ادامه پيدا كردن درگيرى بين اين دو برادر «برادربزرگ» كه به شدت عصبانى شده بود، در يك لحظه چاقويى را به شكم «برادر كوچك» فرو برد.
توهم انتشار گاز اشك آور مهد كودكى را وحشتزده كرد
توهم انتشار گاز اشك آور مهد كودكى را در خيابان وليعصر تهران وحشت زده كرد. به گزارش ايسنا حدود ساعت ۹ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز دو نوجوان ناشناس به بهانه ديدار با معلم قديمى خود وارد مهد كودكى در خيابان وليعصر  شده و دقايقى بعد آن جا را ترك كردند. پس از خروج دو نوجوان يكى از والدين كه قصد داشت، پس از رساندن فرزندش مهد كودك را ترك كند، متوجه بوى شديد گاز شده و سريعاً به طبقه سوم مهد كودك رفت و يكى از معاونين را از انتشار گاز مطلع كرد. معاون مهد كودك با اين تصور كه بوى استشمامى، نتيجه انتشار گاز شهرى است، سريعاً پس از قطع كنتور برق به تخليه ۷ كلاس طبقات دوم و سوم و هدايت كودكان از پله ها به سمت حياطى كه در قسمت پشت مهد كودك قرار داشت، اقدام كرد. به دنبال اعلام يكى از مربيان مهد، نيروهاى اورژانس، آتش نشانى  و انتظامى جهت بررسى علت حادثه به محل اعزام شدند. با ورود مأموران و بررسى ويژگيهاى گاز انتشار يافته مثل سوزش چشم و آبريزش بينى و تنگى نفس احتمال انتشار گاز اشك آور داده شد. اما معاون مهد كودك در اين باره گفت: هيچ گونه شىء يا صدايى قبل و يا پس از خروج دو نوجوان ديده و شنيده نشد. گفته هاى اين فرد احتمال انتشار گاز اشك آور را كه موجب ترس مربيان و كودكان مهد شده بود، تا حدودى منتفى كرد تا اين كه بررسى هاى بيشتر نشان داد بوى شديد گاز از رگلاتور گاز شهرى كه در ورودى مهد كودك قرار داشت نشت كرده و منجر به سرايت آن به داخل مهد شده است.
پيدا شدن جنين در دهان سگ
جسد جنين چندروزه اى در حاليكه قسمت هايى از بدنش توسط حيوانات خورده شده بود، در دهان يك سگ پيداشد.ساكنان منطقه اى در بومهن صبح روز شنبه ۲۴ارديبهشت ماه سال جارى با ديدن يك سگ كه در حال حمل جنين نوزادى بود، به سرعت پليس را در جريان قراردادند.وقتى پس از حضور پليس جنين تازه متولدشده از دهان سگ گرفته شد، مشخص شد كه يكى از دست ها و پاهايش توسط حيوانات وحشى خورده شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |