سه شنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Tue, May 17, 2005
ديپلماتيك
۳۱۳۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
ديدگاه
انتقاد«رابرت مك نامارا»از استفاده يكجانبه واشنگتن از معاهدات جهانى
ديدگاه
در گفت وگو با دكتر «فيروزى» بررسى شد
انگليس پس از پيروزى حزب كارگر
گفت و گو از محمد جاهدى
حزب كارگر همانگونه كه پيش بينى مى شد در انتخابات پارلمانى به پيروزى رسيد. دلايل اين پيروزى و ناكامى دو حزب قدرتمند رقيب: محافظه كار و ليبرال دموكرات در گفت وگوى «ايران» با دكتر «مرتضى فيروزى» كارشناس مسائل بين الملل مورد بررسى قرار گرفته است.
آيا به اعتقاد شما، پيروزى حزب كارگر قابل پيش بينى بود؟
به تصور من ، بله . بايد توجه داشت كه انتخابات همانند يك مسابقه دو وميدانى است. ممكن است يك قهرمان صاحب ركورد دچار مشكل يا آسيب ديدگى جدى باشد، اما زمانى شكست مى خورد كه رقيب او آماده تر و قادر باشد از نقطه ضعف هاى قهرمان اول استفاده لازم را ببرد. هم حزب كارگر دچار آن آسيب جدى نبود كه بازى را واگذار كند و هم آنكه محافظه كاران فاقد انسجام و توانمندى لازم براى شكست بودند؛ ضمن آنكه ليبرال دموكراتها هم هنوز يك حزب جوان و فاقد تجربه و تشكيلات لازم براى پيروزشدن محسوب مى شدند.
چرا تصور مى كنيم محافظه كاران فاقد توانمندى لازم براى شكست حزب كارگر بودند؟
«مايكل هزلتايم » مرد نيرومند دولت خانم تاچر كه خود از رهبران شناخته شده حزب محافظه كار است ، در يك گفت وگوى تلويزيونى اعلام كرده بودكه حزب محافظه كار دچار يك نوع بحران ايدئولوژيك است و اين سخن درستى است يا اگر لغت ايدئولوژيك را به كار نبريم، فاقد انسجام يك برنامه مشخص براى آينده انگليس است. در همين انتخابات، اگر توجه كنيد، بخش عمده شعارهاى «مايكل هوارد» رهبر حزب محافظه كار موضوع لشكركشى انگليس به عراق بود. در شرايطى كه بايد به خاطر داشته باشيم اگر «تونى بلر» حمايت اكثريت ۱۶۶ نماينده محافظه كار در درون مجلس را براى تأييد حمله نداشت ممكن بود كه شورش جناح چپ حزب كارگر مانع آن حمله شود. لذا محور تبليغاتى محافظه كاران براى پيروزى از ديدگاه افكار عمومى انگليس فاقد صداقت لازم بود، ضمن آنكه محافظه كاران نمى توانستند در مسائل اقتصادى بر روى نقطه ضعف حزب كارگر انگشت بگذارند. همچنين محافظه كاران درمورد پيوستن به اتحاديه اروپا از يك سردرگمى و تئورى هاى كهنه بهره مى گيرند كه اين نمى توانست مورد قبول جامعه باشد. محافظه كاران براى پيوستن به «يورو» هيچ برنامه مشخصى را ارائه نمى كردند و به كلام ديگر، حزب محافظه كار صرفاً از امتياز نام آوران بزرگى درعرصه سياست همچون «وينستون چرچيل» و يا خانم «مارگارت تاچر» استفاده مى كند.
تاچه حد اقتصاد در پيروزى حزب كارگر مؤثر بود؟
بسيار زياد، چون اگر توجه كنيم در بعد سياست خارجى پس از حوادث عراق ، دستگاه ديپلماسى تونى بلر در موضع تدافعى قرار داشت و همين موضع تدافعى هم نتوانست افكار عمومى را كاملاً قانع كند و لذا پاره اى از كرسى هاى اين حزب در پارلمان از دست رفت. اما نقطه مثبت دولت بلر طى ۸ سال گذشته، موفقيت هاى اقتصادى او بوده است.
نرخ رشد متوسط ۳‎/۱ درطول ۸ سال گذشته در بين كشورهاى صنعتى درحد يك شگفتى بوده است و در شرايطى كه كشورهاى بزرگ صنعتى اروپا همانند فرانسه و آلمان با نرخ بيكارى روز افزون مواجهند، دولت بلر توانست نرخ بيكارى را به پايين ترين حد طى ۲۹ سال گذشته برساند كه البته بخش اعظم اين وضع را بايد به پاى گوردون براون وزير دارايى مقتدر دولت بلر گذاشت و همين موقعيت هم امروز سبب شده است تا بدنه حزب درحال اعمال فشار به بلر براى استعفا و جايگزينى براون باشد.
آيا فكر مى كنيد اين اقدام به سرعت صورت پذيرد و گوردون براون جايگزين شود؟
ميزان فشار بسيار سنگين و در حال افزايش است، اما بايد توجه داشت كه بلر تلاش خواهدكرد كه حداقل در اجلاس ۸ كشور صنعتى جهان كه تا دوماه ديگر در اسكاتلند خواهدبود، بلر به عنوان ميزبان پست نخست وزيرى را داشته باشد و يا بايد بخاطر داشته باشيم كه انگليس از اول جولاى به مدت ۶ماه، رياست اتحاديه اروپا را بر عهده خواهدداشت و او براى وجه غالب سياسى بودنش تلاش خواهدكرد تا دراين دوره به عنوان رئيس اتحاديه باقى بماند.
اما اگر توجه كنيم، انگليس براى پذيرفتن قانون اساسى اروپا، همچنانكه رهبران حزب كارگر قبلاً قول دادند، نيازمند يك همه پرسى عمومى است.
من فكرمى كنم به مصلحت رهبران حزب كارگر باشد كه در آن شرايط هم يك سياستمدار سكاندار كشور باشد تا يك اقتصاددان.
شما موقعيت خوب ليبرال دموكرات را چگونه مى بينيد؟ آيا فكرمى كنيد اين حزب به سرعت به حزب دوم در انگليس تبديل خواهدشد؟
درمورد ليبرال دموكراتها بايد توجه داشت كه موضعگيرى صريح و صادقانه آنها در دوره جنگ براى آنان، رأى به ارمغان آورد، ضمن اينكه شعارهايشان درمورد طبقات تحتانى جامعه و گسترش خدمات عمومى دولتى تاحدزيادى مؤثر واقع شد.
به همين دليل، ما شاهديم على رغم بسيارى از پيش بينى ها كه تصورمى شد ليبرال دموكراتها، كرسى هاى محافظه كاران را تصاحب خواهندكرد، ولى ديديم كه بيشترين پيروزى آنها در شمال انگليس درجايى كه پايگاه سنتى حزب كارگر بود، اين اتفاق روى داد و درصورتى كه پيش بينى ها حكايت از آن دارد كه جنوب انگليس به عنوان پايگاه سنتى محافظه كاران است، پيروز خواهندشد، اما چنين نشد. از همين رو هنوز زوداست كه چنين تصورى داشته باشيم، چون محافظه كاران على رغم همه ضعف هايى كه داشتند، هنوز از ابزارها و تشكيلات منسجم تر و قوى ترى در درون جامعه برخوردارند.
پيروزى بلر چه تأثيرى بر سياست خارجى و منطقه خاورميانه خواهدگذاشت؟
فكرمى كنم بعد از پيام صريحى كه مردم درمقابل مواضع بلر دربرابر جنگ عراق ابراز داشتند و انتخاب مجدد جك استراو همگرايى انگليس با اروپا بيش از گذشته خواهدشد و بلر در صحنه بين الملل هم تلاش خواهدكرد تا استقلال رأى بيشترى از آمريكا از خود نشان دهد كه متهم به پادويى براى آمريكا و يا سگ دست آموز بودن آمريكا را ازخود دوركند.
اما اگر گوردون براون برسركار آيد و اگر جك استراو تعويض شود، شرايط تغييرخواهدكرد. اصولاً بايد به يك امر توجه كنيد كه در ساختار قدرت در درون انگليس، اصل تفكيك قوابين قوه مجريه ومقننه همانند ديگر كشورهاى اروپايى نيست. همه اعضاى دولت بايد عضو پارلمان باشند كه اين خود يك تلفيقى از قوه مقننه و مجريه را به وجود آورده است. لذا تغيير در سياستهاى خارجى مستلزم حمايت آشكار پارلمان از دولت است.
انتقاد«رابرت مك نامارا»از استفاده يكجانبه واشنگتن از معاهدات جهانى
آمريكا محرك اصلى گسترش
سلاح هاى هسته اى است
211965.jpg
اشاره: مقاله« رابرت مك نامارا» وزير دفاع سابق آمريكا در نشريه «سياست خارجى» (Foreign Policy) براى ماه مه‎/ژوئن، را مكمل بسيار جالبى براى تحليل خود يافتم. مقاله مك نامارا به شكلى خلاصه، ولى با امانتدارى نسبت به تمام آنچه اين مقام سابق نوشته است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد.
به نظر من، زمان آن فرارسيده است كه ايالات متحده آمريكا اتكاى خود به سلاح هاى هسته اى به عنوان يك ابزار سياست خارجى، همچنان كه در دوران جنگ سرد بود، را كنار بگذارد. با وجود ريسك متهم شدن به ساده انگارى و تحريك آميز موضع گرفتن، اما من سياست تسليحات هسته اى آمريكا را سياستى غيراخلاقى، غير قانونى، به لحاظ نظامى غير ضرورى و به شكل مرگبارى خطرناك مى دانم. خطر به كارگيرى اتفاقى يا غير عمد سلاح هاى هسته اى بسيار بالاست.
در روندى بسيار جدا از كاهش دادن اين خطرات، دولت جورج بوش نشان داده است كه خود را متعهد مى داند زرادخانه تسليحات هسته اى آمريكا را به عنوان زيربناى محورى قدرت نظامى كشور حفظ كند. اين تعهدى است كه هنجارهاى بين المللى را تضعيف مى كند، هنجارهايى كه به مدت ۵۰ سال از گسترش سلاح هاى هسته اى در جهان جلوگيرى كرده اند. بخش قابل توجهى از سياست هسته اى كنونى آمريكا با سياست هاى موجود در آن زمانى كه من وزير دفاع بودم، تفاوتى نكرده است واين سياست در طول سالهاى گذشته از آن زمان تاكنون، تنها خطرناك تر و به لحاظ ديپلماتيك، مخرب تر شده است.
امروز، آمريكا حدود ۴۵۰۰ كلاهك هسته اى استراتژيك تهاجمى را به سوى اهداف مختلف مستقر كرده است. اين رقم براى روسيه حدود تقريباً ۳۸۰۰ كلاهك است. مجموع سلاح هاى استراتژيك بريتانيا، فرانسه و چين بسيار از ارقام فوق كمتر و حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ كلاهك در زرداخانه هريك از كشورهاى نامبرده است. كشورهاى تازه هسته اى شده هند و پاكستان هر كدام زير ۱۰۰ سلاح هسته اى در اختيار دارند. كره شمالى كه اكنون ادعا مى كند سلاح هاى هسته اى توليد كرده است، برا ساس برآوردهاى سرويس هاى اطلاعاتى شايد مواد مورد نياز براى توليد بين ۲ تا ۸ بمب را در اختيار داشته باشد.
از مجموع ۸۰۰۰ كلاهك هسته اى عملياتى با فعال در نزد ايالات متحده، بيش از ۲۰۰۰ كلاهك در وضعيت آماده شليك فوق العاده قرار دارند (كه اصطلاحاً داراى ماشه مويى هستند، يعنى فاصله ميان دريافت تهديد تا به كارگيرى آنها به نازكى يك تار موى انسان است). اين كلاهك هاآماده اند تا ظرف مدت ۱۵ دقيقه پرتاب شوند. ايالات متحده هرگز خود را تابع سياست«عدم توسل به سلاح هاى هسته اى» ندانسته است. ما همواره آماده استفاده از سلاح هاى هسته اى بوده ايم كه فقط به تصميم يك نفر (رئيس جمهور) بستگى دارد. توسل ما به اين سلاح ها مى تواند عليه يك كشور هسته اى يا غيرهسته اى باشد، هرگاه كه ما احساس كنيم توسل به اين سلاح ها تأمين كننده منافع ماست. كل وضعيت چنان شگفت آور است كه گاه غير قابل باور به نظر مى رسد.
هر روز، اين احتمال وجود دارد كه رئيس جمهور ظرف مدت ۲۰ دقيقه تصميم بگيرد كه آمريكا بايد از سلاح هسته اى استفاده كند. اعلان جنگ به يك كشور ديگر مستلزم كسب حمايت كنگره است، اما پرتاب يك بمب هسته اى تنها به ۲۰ دقيقه زمان و تصميم رئيس جمهورى بستگى دارد. اين وضعيتى است كه ما طى ۴۰ سال گذشته شاهدش بوده ايم. تغييرات كمى در اين وضعيت اعمال شده و اغلب فرايندها و فرمول ها دست نخورده باقى مانده اند، حتى كدهاى موسوم به فوتبال. اين نام يك كيف دستى است كه همراه يك افسر ارتش همواره در كنار رئيس جمهور قرار دارد و درون اين كيف چيزى نيست جز كدهاى لازم براى فعال كردن فرايند پرتاب بمب هاى هسته اى.
در زمان جنگ سرد ميان بلوك غرب و شرق، آمريكا و متحدانش در پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) بر اين باور بودند كه نظر به تهديد متعارف اتحاد شوروى و متحدان اين كشور (در قالب پيمان ورشو) عاقلانه بود كه آمريكا باب گزينه احتمال توسل به سلاح هاى هسته اى در مقام نخست را براى خود باز بگذارد تا بدين ترتيب بتواند نوعى بازدارندگى ايجاد و تهديد نيروهاى متعارف بلوك شرق را متوازن كند.
آنچه امروز پس از گذشت يك دهه از پايان جنگ سرد بسيار تكان دهنده است، اينكه سياست هسته اى آمريكا تغيير نكرده است. اين سياست با شرايط پس از فروپاشى اتحاد شوروى سابق تطبيق و تنظيم نشده است. حداقل كارى كه بايد انجام مى شد،آن بود كه سيستم آمادگى فوق العاده (يا همان فاصله مويى تا پرتاب سلاح هاى هسته اى) تعديل شود و همه سلاح هاى استراتژيك از وضعيت ياد شده خارج شوند. بسيارى اين امر را توصيه كرده اند، از جمله ژنرال« جورج لى باتلر»كه فرمانده سابق بخش تسليحات استراتژيك آمريكا و فايده نخست اين كاهش حساسيت آن است كه ضريب احتمال توسل اتفاقى به يك حمله اوليه هسته اى بسيار كاهش مى يابد. اين اقدام در صورت اجرا، پيامى براى ساير كشورهاست تا بدانند كه آمريكا در حال گام برداشتن در مسيرى است كه به پايان اتكا به سلاح هاى هسته اى ختم مى شود.
ما در سال ۱۹۶۸ و در زمان تولد معاهده عدم گسترش سلاح هاى هسته اى با حسن نيت وعده داديم كه در نهايت، سلاح هاى هسته اى خود را برخواهيم چيد.
آمريكا به دلايل قابل درك اصرار دارد كه كره شمالى و ايران بايد متقاعد شوند كه به تعهدات خود در سايه امضاى معاهده عدم گسترش سلاح هاى هسته اى عمل كنند و درمقابل دستيابى به استفاده صلح آميز ازا نرژى هسته اى، به سمت توليد سلاح هاى هسته اى نخواهند رفت. اما در عين حال، توجه بسيارى از كشورها، از جمله كشورهاى بالقوه هسته اى جديد، بر روى خود آمريكا متمركز است كه با حفظ حجم عظيمى از سلاح هاى هسته اى در راستاى كنار گذاشتن زرادخانه خود حركت نمى كند و با اين اقدام خود، وضعيت دشوارى را ايجاد مى كند كه بسيارى بپرسند كه وقتى آمريكا خود چنين سياستى در پيش گرفته است، چرا كشورهاى ديگر بايد جاه طلبى هاى هسته اى خود را كنار بگذارند؟ من به واسطه تجربه مستقيمى كه در ارتباط با سياست هسته اى آمريكا دارم مى دانم كه اين سياست امروز، خطرات غير قابل پذيرشى را متوجه خود آمريكا و كشورهاى ديگر مى كند.
در سيزدهم نوامبر ،۲۰۰۱ جورج بوش اعلام كرد كه به ولاديمير پوتين رئيس جمهورى روسيه گفته بود كه آمريكا در طول دهه پيش رو سطح كلاهك هاى آماده عمليات را از حدود ۵۳۰۰ فروند به رقمى بين ۱۷۰۰ تا ۲۲۰۰ فروند كاهش مى دهد. اما يك بررسى انجام شده توسط دولت بوش، موسوم به «بررسى آرايش هسته اى»، كه كنگره نيز در آن دست داشت و در ژانويه ۲۰۰۲ منتشر شد، داستان كاملاً متفاوتى نسبت به گفته رئيس جمهورى آمريكا ارائه كرد. به موجب توصيه هاى اين بررسى، تعدادى بسيار بيشتراز ۲۲۰۰-۱۷۰۰ سلاح هسته اى براى چند دهه آينده بخشى از نيروها و دكترين نظامى آمريكا باقى خواهند ماند. از طرف ديگر، آندسته از كلاهك هاى هسته اى و لوازم جانبى پرتاب آنها كه از حالت استقرار و عملياتى بودن خارج شده اند، در حالت آماده براى استقرار مجدد حفظ خواهند شد.
علاوه بر استقرار شمار زيادى سلاح هاى استراتژيك براى مدتى طولانى در آينده، دولت بوش در حال برنامه ريزى براى ايجاد يك سلسله برنامه هاى هسته اى گسترده و پرهزينه است تا توان هسته اى نظامى كنونى آمريكا را مدرنيزه كند و نيز مطالعاتى در زمينه توليد لوازم پرتاب و كلاهك هاى جديد صورت گيرد. برخى اعضاى دولت بوش خواهان توليد بمب هاى هسته اى جديدى شده اند كه عليه اهداف بتونى زيرزمينى قابل استفاده باشند (براى مثال، عليه پناهگاههاى زيرزمينى كه صدام در بغداد ساخته بود).
تأسيسات جديدى بايد ساخته شود كه پاسخگوى برنامه هسته اى گسترش يافته فوق باشد. طرحهاى موجود شامل ادغام سيستم دفاع ضد موشك هاى بالستيك در قالب سيستم تسليحات تهاجمى مى شوند كه به موجب آن، توانايى آمريكا براى استفاده از توان رزمى در راستاى افزايش توان پاسخگويى به حمله دشمن افزايش يابد. دولت بوش همچنين اعلام كرد قصد ندارد از كنگره بخواهد تا پيمان جامع منع آزمايش هاى هسته اى (سى تى بى تى) را تصويب كند. در همين حال با اينكه هنوز تصميمى براى انجام آزمايش هاى هسته اى اتخاذ نشده است، دولت بوش از آزمايشگاهها خواسته است تا تحقيقات روى طراحى سلاح هاى جديد هسته اى را آغاز كنند و نيز سايت هاى محل انجام آزمايش هاى هسته اى در صحراى« نوادا» را آماده كنند تا در صورت لزوم براى آزمايش هاى آينده مورد بهره بردارى قرار گيرند.
مشاركت بر اساس حسن نيت در مذاكرات بين المللى براى خلع سلاح هسته اى- از جمله مشاركت در پيمان سى تى بى تى- يك تعهد حقوقى و سياسى براى تمامى كشورهاى امضا كننده معاهده عدم گسترش سلاح هاى هسته اى در جهان است كه در سال ۱۹۷۰ وارد صحنه اجرايى و در سال ۱۹۹۵ براى مدت نامحدودى تمديد شد. برنامه هسته اى دولت بوش و امتناع آن از تصويب سى تى بى تى، براى بسيارى از كشورها، نشانه اى از عدم پايبندى آمريكا به معاهده عدم گسترش سلاح هاى هسته اى خواهد بود. عملكرد آمريكا چنان داراى استاندارد دوگانه و سياست يك بام و دو هوا گونه است كه گويى به جهانيان چنين مى گويد:« من (آمريكا) با وجود برخوردارى از بزرگترين قدرت نظامى متعارف در جهان براى هميشه به داشتن سلاح هاى هسته اى نياز دارم، اما شما (هر كشورى كه باشيد) با وجود روبرو بودن با دشمنان مجهز، هرگز حق داشتن حتى يك سلاح هسته اى را نداريد».
اگر ايالات متحده آمريكا به سياست هسته اى خود ادامه دهد، گسترش قابل توجه فعاليت هاى هسته اى در جهت توليد سلاح را بطور حتم شاهد خواهيم بود. كشورهايى نظير مصر، ژاپن، عربستان سعودى، سوريه و تايوان به احتمال زياد به دنبال داشتن سلاح هاى هسته اى خواهند رفت و برنامه هايى را در اين خصوص آغاز خواهند كرد؛ اين همان كارى است كه هم خطر استفاده از سلاح هاى هسته اى و نيز احتمال افتادن اين قبيل سلاح ها و مواد فسيلى به دستان تروريست ها و يا كشورهاى اصطلاحاً سركش افزايش خواهد يافت.
ديپلمات ها و سرويس هاى اطلاعاتى معتقدند كه« اسامه بن لادن» چندين بار براى به دست آوردن سلاح هاى هسته اى يا مواد فسيلى تلاش كرد. در گزارش هاى متعددى آمده است كه «سلطان بشيرالدين محمود»، رئيس سابق مجموعه تأسيسات هسته اى پاكستان چندين بار با بن لادن ديدار كرده بود. اگر القاعده بتواند به اين دسته از سلاح ها دست يابد يا حتى بتواند اورانيوم غنى شده تهيه كند، شانس اين شبكه براى توليد سلاح هاى هسته اى بسيار افزايش خواهد يافت.
دانش فنى براى ساختن بمب هسته اى ساده اى نظير مدل تفنگى شكل كه در «هيروشيما»استفاده شد، اكنون به شكل گسترده اى در دسترس قرار دارد. كارشناسان ترديد چندانى ندارند كه اگر تروريست ها مواد اوليه لازم را در اختيار داشته باشند، توان توليد اشكال اوليه اى از بمب هاى هسته اى را خواهند داشت.
«ويليام پرى» وزير دفاع سابق آمريكا تابستان گذشته در نشست «آكادمى ملى علوم»گفت:«من هيچگاه بيشتر از اكنون نگران يك انفجار هسته اى نبوده ام... احتمال اينكه ظرف ۱۰ سال آينده يك حمله هسته اى به آمريكا صورت گيرد، بيش از ۵۰ درصد است.» من نيز در هراس از چنين رخدادى با ويليام پرى شريكم.
ترجمه: ك. موسوى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |