جواد دليرى
دوم مرداد ۱۳۶۰ ، ۲۴ روز پس از حادثه هفتم تير، محمد على رجايى به عنوان دومين رئيس جمهور اسلامى ايران پس از انتخاب و تنفيذ حكم رياست جمهورى اش توسط رهبر كبير انقلاب ،نخست وزير خود را انتخاب كرد.
از مدتها قبل از آن، بحث انتخاب نخست وزير ميان سران نظام در جريان بود. پيشاپيش حتى قبل ازبرگزارى انتخابات مشخص بود، محمد جواد باهنر نخست وزير است . هاشمى رفسنجانى در خاطرات روزانه خود مى نويسد:«۲۳ تير ۱۳۶۰ ... شوراى موقت رياست جمهورى [قبل از انتخاب رجايى به عنوان رئيس جمهور] در دفتر من تشكيل جلسه داد. درباره اوضاع جامعه ...و همچنين نخست وزير آينده مذاكره كرديم ... براى نخست وزيرى آينده بيشتر سراغ آقاى باهنر رفتيم ...» (هاشمى رفسنجانى عبور از بحران ص ۲۰۱) همچنين هاشمى رفسنجانى مى گويد: «[در] ۲۴ تير ۱۳۶۰... در بين راه به سمت منزل به همراه آقاى باهنر، بحث هايى داشتيم ، آقاى باهنر آمادگى پذيرش نخست وزيرى را دارد...»او در ادامه خاطرات روزانه خود در روز ۲۸ تيرماه اين چنين مى نويسد: «... جلسه شوراى مركزى حزب ، در دفتر من تشكيل شد. بعد از بحث زياد، با نخست وزيرى ايشان [باهنر] موافقت شد و تعدادى اسم براى وزيران جديد به ايشان داده شد...» (عبور از بحران ص ۲۰۲ و ۲۰۷) به هر حال ، در دوازدهم مرداد ۱۳۶۰ محمد على رجايى رئيس جمهور در نامه اى به اكبر هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس شوراى اسلامى ، محمد جواد باهنر را به عنوان نخست وزير پيشنهاد مى كند: .«بر اساس اصل ۱۲۴ قانون اساسى برادر مجاهد و دانشمند متعهد محمد جواد باهنر را به عنوان نخست وزير معرفى مى نمايم . اميد است با شناختى كه اكثراً از ايشان داريم و با توجه به كارايى هايى كه در انجام وظايف محوله در سمت هايى از قبيل وزارت آموزش و پرورش از خودشان داده اند مورد تأييد اكثريت قاطع نمايندگان محترم قرار گيرند - رئيس جمهور - محمد على رجايى »
پس از رأى اعتماد مجلس به نخست وزير، كابينه محمدجوادباهنر،رأى اعتماد را از مجلس گرفت .(۱)دولت جديد تازه كار خود را آغاز كرده بود كه مهيب ترين انفجار بعد از واقعه هفتم تير در روز هشتم شهريور ۱۳۶۰ اتفاق افتاد.
آن روز هم مجلس جلسه داشت و هم در ساختمان رياست جمهورى [محل سابق نخست وزيرى] هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس بعد از گفت و گويى بارئيس جمهورى در ساعتهاى نخستين بعداز ظهر به مجلس رفت و هنوز زنگ تشكيل جلسه بعدازظهر را به صدا در نياورده بودكه صداى انفجارمهيبى برخاست .«ساعت ۳ بعدازظهر، هنگامى كه عازم رفتن به جلسه علنى بودم ، صداى انفجارى شنيدم و معلوم شد نخست وزيرى بوده ، دود و آتش بلند شد. از پنجره دفترم نگاه كردم . گفتند اتاق جلسات دولت است . فوراً خبر رسيد كه جلسه شوراى امنيت بوده و آقايان رجايى و باهنر هم حضور داشتند. يك ربع بعد، بهزاد نبوى آمد كه خودش در نخست وزيرى بوده ، سخت ناراحت و شوكه بود، گفت : آقايان باهنرو رجايى شهيد شده اند و عده اى نجات يافتند. معتقد بودند به خاطر نبودن وسايل آتش نشانى ونرسيدن فورى ، در دو سه دقيقه اول اينها شهيد شده اند و اگر سرعت عمل بيشتر مى شد، نجات مى يافتند....» (عبور از بحران ص ۲۵۹)
آيت الله مهدوى كنى وزير كشور هم كه قرار بود در جلسه شوراى امنيت در دفتر رياست جمهورى حاضر شود در راه بود كه نرسيده به محل دفتر رياست جمهورى ، با صداى انفجار دريافت حادثه اى رخ داده است . به توصيه مأموران ، وى به محل وزارت كشور رفت تا به وظيفه خود به عنوان مسؤول امورداخلى كشور عمل كند. دوشنبه ۹ شهريور، اعلاميه اى به نام شوراى موقت رياست جمهورى از سوى هاشمى رفسنجانى نوشته و منتشر مى شود.(۲) شوراى موقت رياست جمهورى اعلام داشت كه وزرا،سرپرستى وزارتخانه ها را به عهده دارند. فرداى آن روز در جلسه حزب جمهورى اسلامى آيت الله سيدعلى خامنه اى به عنوان دبير كل حزب به جاى شهيد باهنر انتخاب شد. پس از ديدار هاشمى رفسنجانى و موسوى اردبيلى با حضرت امام ، رهبر انقلاب با نخست وزيرى موقت مهدوى كنى موافقت مى كند.ساعتى قبل از آن در حزب جمهورى اسلامى اعضاى حزب درباره نخست وزير صحبت كرده بودند. «...اعضاى شوراى حزب با آقايان مهدوى كنى و غرضى كه بيشتر مطرح بودند، موافق نبودند، و آقاى پرورش را پيشنهاد مى كردند. آقاى پرورش مايل نبود... با آقاى موسوى اردبيلى براى مشورت خدمت امام رسيديم ... با صدارت آقاى مهدوى كنى موافقت نمودند... شب را در منزل احمد آقا ماندم ، آقاى مهدوى قبول نمى كردند و دچار مشكل شديم . با تلفن در اين باره ، با خيلى ها صحبت كردم ...» (عبورازبحران ص ۲۶۳) روز بعد - ۱۰ شهريور - جلسه دولت با حضور هاشمى رفسنجانى تشكيل مى شود. درجلسه ، مهدوى كنى ، غرضى و پرورش براى سمت نخست وزيرى پيشنهاد مى شوند. «... قرار شد به طور غيررسمى از مجلسيان بپرسيم ، هر كس بيشتر رأى آورد، بپذيرد و پذيرفته شود. از ۱۷۹ رأى ، ۱۴۸ رأى به آقاى مهدوى و ۲۳ رأى به غرضى و ۸ رأى به پرورش دادند.» (عبور از بحران ص ۲۶۴)
با اين تصميم ، شوراى رياست جمهورى يعنى هاشمى رفسنجانى و موسوى اردبيلى (نفر سوم بايدنخست وزير باشد كه او شهيد شده بود)، مهدوى كنى را به مجلس معرفى كرد. مجلس دو روز پس ازانفجار دفتر رياست جمهورى پيشنهاد نخست وزيرى آيت الله مهدوى كنى را در جلسه اى پرهيجان مطرح كرد. آيت الله مهدوى كنى به عنوان نخست وزير تا برگزارى انتخابات فعاليت خواهد كرد.
هاشمى رفسنجانى در خاطرات خود مى نويسد: «[روز چهارشنبه ۱۱ شهريور]... براى مشورت وتكميل كابينه و انجام وظايف شوراى رياست جمهورى ، به منزل آقاى موسوى اردبيلى در كاخ نخست وزيرى رفتم . آقايان مهدوى ، ربانى املشى و بهزاد نبوى هم آمدند. بهزاد (نبوى) گزارش كشف توطئه انفجارنخست وزيرى را داد... با آقايان مهدوى و اردبيلى درباره كابينه ، مخصوصاً وزير كشور و وزير راه خيلى سريع توافق كرديم و كابينه كاملى را تصويب كرديم و آقاى مهدوى ، كابينه را به مجلس معرفى كرد. اين كارها در ظرف يكى ، دو ساعت انجام شد... بعد از شروع جلسه عصر مجلس ، با نامه آقاى مهدوى به مجلس رفتم و نامه را خواندم ...» (عبور از بحران ص ۲۶۵) دوازدهم شهريور، مجلس ، راى گيرى درباره كابينه را آغاز كرد.
چند تن مانند موحدى ساوجى و سيد هادى خامنه اى به عنوان مخالف نام نويسى كردند ولى آنهادر حقيقت مخالف دولت نبودند و به دو وزير تازه (نيك روش وزير كشور و نژاد حسينيان وزيرراه ) ايرادمى گرفتند. سرانجام مجلس با ۱۷۸ رأى موافق ، ۴ رأى مخالف و ۱۳ رأى ممتنع مهدوى كنى را به رياست دولت منصوب كرد، بدين ترتيب او مأمور شد تا هر چه زودتر مقدمات انتخابات رياست جمهورى را فراهم آورد. همان روز در مناطقى از كشور نيز كه نمايندگانشان كه در انفجار حزب جمهورى اسلامى جان باخته بودند،انتخابات برگزار مى شد. در چنين شرايطى ، دولت كار خود را آغاز كرد.
اما ماشين ترور و خشونت به كار افتاده بود و سر ايستايى نداشت ، چندان كه در همان روزها،آيت الله مدنى امام جمعه تبريز و چند ماه بعد، آيت الله دستغيب امام جمعه شيراز عنوان شهيد «محراب» گرفتند و پس از چند ماه آيت الله صدوقى در يزد و آنگاه اشرفى اصفهانى امام جمعه كرمانشاه ، در شرايط مشابهى جان باختند. افزون بر اين جمع امام هاى جمعه ، آيت الله قدوسى دادستان كل انقلاب و دكتر حسن آيت نماينده تهران در مجلس ترور شدند كه از بنيادگذاران حزب جمهورى اسلامى و از ديد بنى صدر تئوريسين حذف او از مقام رئيس جمهور اسلامى ايران بود. حجت الاسلام هاشمى نژاد، انصارى استاندار گيلان و استكى فرماندار شهركرد هدفهاى بعدى بودند. تيمسار وحيددستگردى هم به علت زخمى شدن در انفجار دفتر رئيس جمهور درگذشت .
در چنين فضايى ، دولت زمان برگزارى انتخابات رئيس جمهورى را اعلام كرد. بلافاصله ، بحث هادرباره كانديداتورى افراد مطرح آغاز شد. مهمترين بحث اين بود كه آيا نامزد روحانى باشد يا خير. دريكى از جلسات حزب جمهورى اسلامى ، هاشمى رفسنجانى مأمور مى شود تا نظر امام خمينى درباره روحانى بودن يا نبودن رئيس جمهور را استفسار كند. «... قرار شد، تعقيب كنيم كه امام با روحانى بودن رئيس جمهور موافقت كنند. زيرا كانديدايى كه رأى طبيعى داشته باشد، از غير روحانيون نداريم ...»(عبور از بحران ص ۲۷۷) امام خمينى فرداى اين روز ۱۹ شهريور بارياست جمهور روحانى موافقت مى كنند «... براى ساعت يازده با آقاى خامنه اى و احمد آقا در دفتر امام به خاطر بحث در موضوع رياست جمهورى آينده قرار گذاشتيم . احمد آقا اطلاع داد كه امام به طور اصولى با روحانى بودن موافقت كرده اند. همراه آقايان خامنه اى ، خزعلى ، (مهدى ) شاه آبادى و احمد آقا به حضور امام رفتيم ،قبل از ما آقاى (موسوى ) اردبيلى رفته بودندو همين مطلب را مطرح كرده بودند. امام صريحاً موافقت كردند. ولى گفتند چون اضطرار است و افراد ديگر مطرحند، رأى طبيعى ندارند، مى پذيرند...در همان دفتر امام با احمد آقا و آقاى خامنه اى ، درباره رئيس جمهور صحبت كرديم، بيشتر آقاى خامنه اى مطرح بودند ولى كسالت و ضعف ايشان ، ترديدى ايجاد كرد و آقاى مهدوى كنى به عنوان فرد دوم مطرح شد.قرار شد فعلاً هر دو اسم بنويسند، تا بعداً تصميم بگيريم ... شب آقايان (موسوى ) اردبيلى و مهدوى تلفن كردند و درباره شخص رئيس جمهور صحبت كردند به نظر مى رسد، حركتى در كار است كه از حزب نباشد ولى ضعف (بنيه ) آقاى خامنه اى بهانه است ...» (عبور از بحران ص ۲۷۷ - ۲۷۸)
در همين حال ، در اواخر شهريور ماه ، عده اى در جامعه مدرسين قم با كانديداتورى فرد روحانى مخالفت مى كنند. همزمان مهدوى كنى نيز تصميم مى گيرد كه نامزد نشود. هاشمى رفسنجانى مى گويد:«... از لحظه ورود به تهران [هاشمى رفسنجانى به كره شمالى و مالزى سفرى چند روزه داشت]، معلوم شد كه مسأله كانديداتورى آقاى خامنه اى براى رياست جمهورى دچار مشكلاتى شده است ، در جامعه مدرسين قم ، عده اى معتقدند كه روحانى نبايد باشد و آقاى مهدوى كنى هم ، احتمالاً ممكن است ،نخواهد در نامزدى خود به طور جدى بمانند با امام و احمد آقا در اين خصوص صحبت كردم . امام گفتندبا آقايان قم و آقاى مهدوى (كنى ) مسأله را حل كنيم كه آرا متفرق نشود و همبستگى محفوظ باشد... باآقايان خامنه اى ، مهدوى و محمد يزدى در خصوص انتخابات رياست جمهورى مذاكره كردم ، عصر،عده اى از اعضاى جامعه مدرسين ، آقايان (احمد) آذر (قمى )، كريمى ، راستى و ابطحى آمدند و نماينده سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى هم آمد. پس از مذاكره همگى در مورد آقاى خامنه اى توافق كرديم ...»(عبور از بحران ص ۲۹۲) زمان انتخابات دهم مهر ماه ۱۳۶۰ اعلام شد. در مجموع ۴۶ نفر كانديدا شدند. يك هفته مانده به انتخابات اتفاقات مهمى و بعضاً ناگوار اتفاق افتاد.
|
|
|
در جبهه هاى جنگ ، عمليات ثامن الائمه با پيروزى به پايان رسيد و هدف عمليات كه شكست حصر آبادان بود، به دست آمد. سيد حبيب الله طاهرى عضو مجلس خبرگان در گرگان ترور شد. ۷ مهرماه ، شهادت سيد عبدالكريم هاشمى نژاد دبير حزب جمهورى اسلامى در مشهد و از نمايندگان مردم خراسان در مجلس خبرگان به شهادت رسيد. امام در صحبت هاى اين روز خود «اين جنايت را براى اخلال در انتخابات » عنوان كردند. در همين روز، هواپيماى ۱۳۰ - C حامل سران كشور از جمله تيمسارفلاحى رئيس ستاد مشترك ارتش ، سرهنگ نامجو وزير دفاع ، كلاهدوز قائم مقام سپاه و سرهنگ جوادفكورى در اطراف تهران سقوط كرد. با تمام اين احوال ، سرانجام انتخابات در دهم مهرماه ۱۳۶۰ برگزارشد، ابتدا ۴۶ نفر خود را نامزد كرده بودند اما در نهايت ۴ چهار نفر باقى ماند.
آيت الله سيد على خامنه اى ، اكبر پرورش ، حسن غفورى فرد و سيد رضا زواره اى و مهدوى كنى هم بود كه انصراف داده بود.
شعار اصلى انتخابات اين بود: «امام جمعه تهران ، رئيس جمهورى ايران » روز بعد نتايج آرا اعلام شد. با اعلام نتايج انتخابات آشكار گرديد، كه آقاى خامنه اى رئيس جمهور شده اند.ازمجموع ۱۶ ميليون و ۸۴۷ هزار و ۷۱۷ رأى مأخوذه ، آيت الله سيد على خامنه اى با ۱۵ ميليون و ۹۰۵ هزار و ۹۸۷ رأى ۷۰/۸۸ در صد آرارا به خود اختصاص داد و به عنوان سومين رئيس جمهورى اسلامى ايران آغاز به كاركرد.
پس از ايشان ، اكبر پرورش با ۳۳۸ هزار و ۲۹۴ رأى حسن غفورى فرد، ۸۰ هزار و ۵۴۵ رأى و سيدرضازواره اى ۵۹ هزار و ۵۸ رأى قرار گرفتند.
يك هفته پس از انتخابات رياست جمهورى ، حضرت امام خمينى ، در ۱۷ مهرماه ۱۳۶۰ حكم رياست جمهورى آيت الله خامنه اى را تنفيذ كردند.امام در حكم تنفيذ نوشتند: «اينجانب به پيروى از ملت عظيم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم، جناب حجت الاسلام آقاى سيدعلى خامنه اى - ايده الله تعالى - رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب نمودم.» (صحيفه امام، ج ،۱۱ ص ۲۷۹). ۲۱ مهرماه ، مراسم تحليف ايشان در مجلس برگزار شد.
۲۳ مهر ماه ، دو روز پس از انجام اين مراسم ،، مهدوى كنى از سمت نخست وزير استعفا داد تا دست رئيس جمهور جديد براى انتخاب نخست وزير باز باشد. وى در نامه استعفاى خود خطاب به رئيس جمهور نوشت : «... در جلسه مورخه ۱۳۶۰/۷/۲۳ دولت ، موضوع ادامه كار يا استعفاى مورد بررسى قرارگرفت و در نتيجه هيأت دولت به منظور باز گذاشتن دست جنابعالى در انتخاب نخست وزير و اعضاى كابينه استعفا را ارجح واصلح تشخيص داد، لذا اينجانب استعفاى خود را تقديم مى دارم و به مقتضى اصل ۱۳۵ قانون اساسى تا تعيين دولت جديد وظايف خود را كماكان ادامه داده ...»
با اين استعفا نگاهها به رئيس جمهور بود كه چه كسى را به عنوان نخست وزير به مجلس معرفى خواهد كرد و مجلس با نخست وزير و دولت تازه چه خواهد كرد؟
در محافل خبرى سياسى ، سيد على اكبر پرورش ، محمد غرضى ، مير حسين موسوى و مصطفى ميرسليم مطرح بود. در حزب جمهورى اسلامى، پرورش بيش از ديگران مورد حمايت بود. (عبور از بحران ص ۳۲۳) در ۲۳ مهر، در مجلس به طور غير رسمى ، درباره نخست وزير رأى گيرى شد. پرورش ، غرضى ،ولايتى و مير سليم رأى آوردند.
رئيس جمهور منتخب با نامزدى يك فرد روحانى همچون مهدوى كنى براى نخست وزير موافق نبود. هاشمى رفسنجانى در خاطرات خود در اين باره مى نويسد: «... آقاى خامنه اى هم به دليل اينكه معتقدند نبايد همه رؤساى درجه اول ، رئيس جمهور، رئيس مجلس ، نخست وزير و رئيس ديوان عالى كشور، روحانى باشد، با ايشان (مهدوى كنى ) موافق نيستند...» (عبور از بحران ص ۳۹۹) انتظارها ديرى نپاييد و روز ۲۷ مهر ماه ، رئيس جمهور، على اكبر ولايتى نماينده مردم تهران در مجلس را براى نخست وزيرى معرفى كرد. با اين حال ، در اين جلسه مشخص شد كه گروهى از نمايندگان با نخست وزيرى ولايتى مخالفند.
هاشمى رفسنجانى مى گويد: « ۲۹ [مهرماه]... بهزاد نبوى و دو نفر ديگر از اعضاى كادر مركزى مجاهدين انقلاب اسلامى آمدند، براى منصرف كردن من از موافقت با نخست وزيرى دكتر ولايتى وبيش از يك ساعت صحبت كردند، نه آنهاقانع شدند و نه من ، آنها مى گويند ضعيف است ، چهره نيست يا سابقه افتخارآميز مبارزه ندارد و من مى گويم ديناميك، پركار و پشت كار دار و متقى و مكتبى است .بيشتر روى پرورش و مهندس موسوى تكيه مى كنند...» (عبور از بحران ص ۳۳۵)
او در خاطرات اين روز خود مى نويسد: «... احمد آقا از قم تلفن كرد. گفت : امام براى مراعات امنيت وحفاظت ، با پيشنهاد من در خصوص اجازه رفتن دوستان ديگر، جهت اقامه نماز جمعه به جاى من موافقت كرده اند و از احتمال رأى نياوردن دكتر ولايتى اظهار نگرانى كرد...» (عبور از بحران ص ۳۳۵) ۳۰مهر ماه پس از آنكه مجلس براى بررسى به نخست وزير جلسه غير علنى تشكيل دهد، نطق سيدمحمدخاتمى وكيل اردكان ناظران سياسى را به اين تصور انداخت كه احتمالاً نخست وزير جديد رأى نمى آورد. خاتمى معتقد بود، تنها اصول اعتقادى براى نخست وزير در آن شرايط حاد شرط نيست «شرط اول ، شخصيت اوست ... امروز جامعه ما در كار سامان دادن به يك نظام اجتماعى است ... امروزجامعه ، نيازمند يك نخست وزير توانا و در عين حال برخوردار از منطق است كه بتواند تمركز در قوه اجرايى ايجاد كند... نخست وزيرى كه قدرت تميز اصول گرايى را از سليقه گرايى داشته باشد.»
اولين دستور آن روز، رأى گيرى براى نخست وزيرى على اكبر ولايتى بود. اما وى رأى نياورد. از ۲۰۷نفر رأى حاضر در جلسه ، ۷۴ نفر موافق ، ۸۰ نفر مخالف و ۱۵ نفر بى رأى و ۳۸ نفر ممتنع بودند.
رئيس جمهور، روز بعد در بيانيه اى شرايطى را كه از نظر وى براى نخست وزير لازم است ، چنين برشمرد: از قدرت و تحركى بالا برخوردار باشد... قدرت بر تنوع كار است ... سياسى باشد... انسانى اميدوار و خستگى ناپذير و معتقد به پيشرفت كارها باشد... مصمم و قادر به تصميم گيرى باشد... از لحاظ روحى فردى متين ، بى شتاب ، پخته و مصلحت انديش باشد. آقاى خامنه اى در حالى كه اين شش ويژگى را براى نخست وزير كشور انقلابى ايران لازم مى دانست ، براى آن شرايط، سه شرط ديگر را نيزمهم دانست : بينش اسلامى ، تقوى و پايبندى عملى به دين و اعتقاد به انقلاب . در بيانيه رئيس جمهورآمده بود كه با اين مبنا و اساس ، «نزديك ترين فرد به ايده آل » را به مجلس معرفى كرده است . در كنار اين مسائل، بحث درباره معرفى نخست وزير جديد همچنان ادامه داشت ، هاشمى رفسنجانى مى گويد: «...در جلسه شوراى حزب در دفتر آقاى خامنه اى ، شركت كردم ، براى انتخاب نخست وزير بحث شد قرارشد آقاى (محمد) غرضى ، وزير نفت ، معرفى شود. چون امام گفته اند، مصلحت حزب نيست كه نخست وزير حزبى باشد، از معرفى آقايان پرورش و موسوى خوددارى شد...» (عبور از بحران ص ۳۴۲)
رئيس جمهورى پس از ملاقات امام و موافقت حزب جمهورى اسلامى تصميم به معرفى غرضى مى گيرد. «ولى موج مخالفت ، وسيع است . سپاه ، مجاهدين انقلاب اسلامى ، جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، متفرقه ها و عده اى از حزب جمهورى اسلامى ، تماس گرفتند و اظهار مخالفت كردند...»(خاطرات هاشمى رفسنجانى ، ص ۳۴۲)
هاشمى رفسنجانى مى گويد: «... [يكشنبه ۳ آبان] در جلسه اى با شركت آقايان احمد آقا خمينى ،اردبيلى ، (عباس واعظ) طبسى و (سيد على ) خامنه اى شركت كرديم ، با بحث هاى زياد، قرار شد احمدآقا به عرض امام برساند كه غيرممكن است آقاى غرضى رأى بياورد و بهتر است آقاى مهندس [ميرحسين] موسوى را معرفى كنيم ...» (عبور از بحران ص ۳۴۳)
با اين حال ، نمايندگان مجلس در يك جلسه غير علنى ، درباره نخست وزيرى غرضى نظر دادند. از۱۸۴ نفر صاحب رأى ، ۶۰ نفر موافق ، ۸۰ نفر مخالف و ۴۴ نفر ممتنع بودند.
پس از اين نظرخواهى ، رئيس جمهور، ميرحسين موسوى را به عنوان نخست وزير معرفى كرد. درنامه رئيس جمهور آمده است : «پيرو عدم موافقت اكثريت نمايندگان محترم با نخست وزيرى برادرگرامى و ارجمند آقاى دكتر على اكبر ولايتى ، اينك مجدداً برابر اصل يكصدوبيست وچهارم قانون اساسى ، برادر عزيز و گرانمايه آقاى مير حسين موسوى به عنوان نخست وزير معرفى مى گردد. خواهشمنداست ، مجلس محترم را در جهت اخذ رأى تمايل در جريان امر قراردهيد. سيد على خامنه اى - رئيس جمهورى اسلامى ايران - بلافاصله مجلس وارد شور مى شود و مهندس ميرحسين موسوى با ۱۱۵ رأى موافق ، ۴۸ رأى مخالف و ۳۹ رأى ممتنع مجلس به نخست وزيرى برگزيده شد و در همين روز ۱۹۰نماينده مجلس از خدمات آيت الله مهدوى كنى قدردانى كردند و اعلام شد كه او به دبيرى جامعه روحانيت مبارز برگزيده شد. پس از اين مجلس دوشنبه ، ۱۱ آبان بحث درباره كابينه ميرحسين موسوى را آغاز كرد.
بيشتر وزيرانى كه ميرحسين موسوى به مجلس معرفى كرد، اعضاى كابينه هاى رجايى ، باهنر ومهدوى كنى بودند: شهاب گنابادى (مسكن و شهرسازى )، على اكبر پرورش (آموزش و پرورش )،كمال الدين نيك روش (كشور)، محمد على نجفى (فرهنگ وآموزش عالى )، بهزاد نبوى (مشاور در اموراجرايى )، محمد غرضى (نفت )، اصغرى (دادگسترى )، سرهنگ سليمى (دفاع )، نژاد حسينيان (راه وترابرى )، دكتر منافى (بهدارى )، حسن غفورى فرد (نيرو)، مرتضى نبوى (پست و تلگراف )، احمد توكلى (كار)، سلامتى (كشاورزى )، حسين نمازى (امور اقتصادى و دارايى )، عسگراولادى (بازرگانى )، مصطفى هاشمى (صنايع )، محمد روحانى (مشاور و سرپرست بهزيستى )، محمد تقى بانكى (مشاور و رئيس سازمان برنامه )، موسويانى (مشاور و سرپرست فولاد)، سرپرستى وزارت امور خارجه را نخست وزيرخود برعهده گرفت . در مجلس ، مخالفان بيشتر به وزيران صنايع و كار و كشور اعتراض داشتند اماسرانجام كابينه رأى آورد. پس از انتخاب كابينه ، مهم ترين موضوع روز، «جنگ » بود. در مجلس قوانين مورد نياز تصويب مى شد. در همين روزها امام خمينى در فرمانى خطاب به شوراى عالى قضايى ،دادستان انقلاب اسلامى در خصوص «تعرض افراد غير مسؤول و گروههاى منحرف و برخى مقامات مسؤول به اموال واملاك مردم » فرمان دادند: «... گزارشهايى مى رسد كه ... افرادغير مسؤول ... به طورسرخودبه تقسيم املاك و مصادره اموال اشخاص مى پردازند وگاهى به منازل اشخاص بدون مجوزشرعى و قانونى وارد شده ، آنان را جلب مى نمايند و اگر شخص مورد نظر نباشد، بستگان و زن و فرزنداورا جلب مى كنند و گاهى به بهانه هايى هتك آبرو و حيثيت اشخاص را مى نمايند و با اين اعمال غيرشرعى ، هتك جمهورى اسلامى و مقامات قضايى را مى كنند مقرر فرماييد، سازمان بازرسى كل كشور باسرعت عمل رسيدگى كرده و به مقامات قضايى گزارش دهند...» (۱۶ آذر ماه ۱۳۶۰) در اواخر پاييز ، مجلس لايحه اى را تصويب كرد كه با ميانجيگرى الجزاير، قراردادى منعقد شد و گروگانهاى سفارت آمريكا در ماجراى ۱۳ آبان آزاد شدند.
براساس تصويب مجلس كه به بيانيه «الجزاير» مشهور شد، «كميسيون ويژه بررسى مسأله جاسوسان آمريكايى » براساس رهنمودهاى امام پيشنهاد دادند كه «...آمريكا بايد تعهدو تضمين دهد از اين پس هيچ گونه دخالت مستقيم وغير مستقيم نظامى در امور جمهورى اسلامى ايران ننمايد... آزاد گذاشتن تمامى سرمايه هاى ما و در اختيار قراردادن اين سرمايه ها و كليه اموال و دارايى هاى ايران ...لغو و ابطال كليه تصميمات و اقدامات اقتصادى ومالى عليه جمهورى اسلامى و...لغو ابطال تمامى دعاوى وادعاهاى دولت آمريكا عليه ايران ... باز پس دادن اموال شاه معدوم با به رسميت شناختن و نافذ دانستن اقدام دولت ايران در اعمال حاكميت خود مبنى بر مصادره اموال شاه معدوم ... بر اساس اين پيشنهاد، دولت جمهورى اسلامى ايران در برابر انجام كليه شرايط فوق ، توسط دولت آمريكا تمامى پنجاه ودو مجرم آمريكايى را آزاد خواهد كرد...»
در همين ايام ، على اكبر ولايتى براى وزارت امور خارجه واكبرناطق نورى براى وزارت كشور به مجلس معرفى شدند.در جلسه سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۶۰ ناطق نورى با ۱۷۶ از ۱۸۶ رأى حاضر در مجلس وولايتى با۱۵۵ رأى از همان ۱۸۶ رأى به عنوان وزيران كشور و خارجه انتخاب شدند. در اواخر سال ۱۳۶۰ هاشمى رفسنجانى ، در بازگشت از جبهه در پاسخ پيشنهاد مذاكره صدام حسين كه «حبيب شطى » رئيس كنفرانس اسلامى آن را به دولت ايران خبر داده بود گفت ، به هيچ وجه حاضر نيستيم پيش از بيرون رفتن نيروهاى عراق از خاكمان مذاكره اى بكنيم . وى در پاسخ پيشنهادمذاكره بى قيد و شرط صدام حسين گفت : رئيس جمهور عراق براى خروج از بن بست فعلى دنبال بهانه اى مى گردد و مى خواهد قول مذاكره بگيرد.
هاشمى رفسنجانى در خاطرات ۱۷ اسفند ۱۳۶۰ مى نويسد: «... در نخست وزيرى در جلسه مذاكره با نمايندگان كنفرانس اسلامى كه براى ميانجيگرى در جنگ با عراق آمده اند، شركت كردم ، آقايان سكوتوره رئيس گينه ، ضياءالحق رئيس جمهور پاكستان ، عبدالستار رئيس جمهورى بنگلادش ، بلنداون سو نخست وزير تركيه ، حبيب شطى دبير كل اتحاديه عرب و وزراى خارجه آنها بودند. دو ساعتى درجلسه رسمى و دوساعتى هم در جلسه غير رسمى بحث كرديم . پيشنهاد قابل قبولى نداشتند، مى گفتند:آتش بس را بپذيرد و با مذاكره درباره اروندرود، موافقت كنيد. مرزهاى زمينى همان باشد كه در قرارداد الجزاير است.
صدام مى گويد كه پس از آتش بس ، مذاكره و سپس خروج نيروهاى عراق . ما روى شرطهاى قبلى پا فشارى كرديم ، خروج بى قيد و شرط، پرداخت خسارت و كيفرمتجاوز و برگشت آوارگان عراقى ...» (عبور از بحران ص ۵۰۳) سال ۱۳۶۰ بدين ترتيب پايان يافت اما سال ۱۳۶۱ با پيروزى افتخارآميز فتح المبين شروع شد. روزهاى اول سال با جشن و شادى عميق همراه بود. هر ساعت خبرجديدى از پيشرفت رزمندگان در جبهه ها مى رسيد. در ۱۰ ارديبهشت ،۱۳۶۱ عمليات بيت المقدس آغازشد و طوفان عظيمى به پا كرد. سه روز بعد، سوم خرداد ،۱۳۶۱ انتشار خبر بازگشت خرمشهر به آغوش ميهن اسلامى ايران را يكپارچه شور و نشاط و جشن و سرود و سرور كرد.
در همين ماه بهزاد نبوى و غلامرضا آقازاده براى سمت هاى وزارت صنايع و وزير مشاور در اموراجرايى به مجلس معرفى شدند و از مجلس رأى اعتمادگرفتند.
در مهر ماه سال ،۶۱ طرح تأسيس وزارت اطلاعات تصويب شد.
در نيمه دوم سال وزير مسكن (شهاب الدين گنابادى ) استيضاح شد اما رأى اعتماد مجدد گرفت .۱۸ آبان ماه ، نخست وزير سه وزير خود را تغيير داد، محمد خاتمى به عنوان وزير فرهنگ و ارشاداسلامى ، جواد اژه اى وزير مشاور و رئيس سازمان بهزيستى و محسن رفيق دوست وزير سپاه پاسداران .
در جلسه رأى اعتماد به محمد خاتمى ، هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس گفت : «آقاى خاتمى رابنده از سال ۴۲ و ۴۳ مى شناسم و دوستان ما اكثراً آنهايى كه سابقه زياد در حوزه دارند، ايشان رامى شناسند. از آن روزى كه ما ايشان را در حوزه شناختيم وتا امروز هميشه به عنوان يك چهره زحمتكش محصل خوش فكر براى ما مطرح بوده است . هميشه اين طورى بوده ، يعنى من در تمام دوره تاريخم كه با ايشان آشنا هستم ، يك نقطه ضعف مشخصى از ايشان ندارم كه براى ما كه در كارهاى ظريف بااينها كار مى كرديم ، بايد اين مسائل روشن تر از ديگران باشد. ايشان در سال ۵۷ وقتى كه بنا شد به آلمان بروند، ما با شهيد بهشتى مشورت كرديم ، به نظر ما ايشان بهترين چهره اى بود كه لازم بود آنجا برود. من ايشان را اين طور مى شناسم . شما كيهان پيش از رفتن ايشان و كيهان بعد از رفتن ايشان را در نظربگيريد...» (هاشمى رفسنجانى ، نطق قبل از دستور) با اين حال وزيران جديد از جمله سيدمحمد خاتمى رأى لازم را گرفتند. در اين ايام، اما مسائل داخلى باز هم اجازه نمى داد مسأله جنگ فراموش شود.
جنگ ايران و عراق به پنجمين سالگرد خود نزديك مى شد، گسترش ابعاد جنگ و در اولويت قرارگرفتن آن به دستور رهبر انقلاب همه حوادث داخلى را تحت الشعاع خود قرار داده بود. نزديك به هفتاد درصد مواد مصرفى و مايحتاج عمومى از طريق سيستم كوپن و جيره بندى توسط دولت تأمين مى شد. شهرها زير بمباران دشمن بود و راديو مدام در حال پخش مارش هايى كه نشان ازحمله دشمن ، حمله ايران ، ضد حمله ، و يا حملات هوايى به شهرها داشت .
با اين همه نخستين دور رياست جمهورى، آيت الله خامنه اى پايان يافت ، نظام جمهورى اسلامى ايران براى اولين بار چهار سال را با يك «هيأت دولت » گذرانده بود. مخالفان مسلح از پاريس به عراق رفته بودند، خرمشهر پس گرفته شده بود، عراق پذيرفته بود به جنگ پايان دهد و ايران مى خواست متجاوز مجازات شود و به جنگى كه با حمايت صدام حسين از سوى كشورهاى عربى و اروپايى ، آمريكاو شوروى ابعاد تازه اى گرفته بود، ادامه مى داد، در اين فاصله ، علاوه بر گروههاى مسلح و چپ ، حزب توده و احزاب ميانه رو و راست نيز متلاشى شده بودند. هر كوچه اى از شهرها به نام شهيدى نامگذارى شده بود كه يا در ترورهاى داخلى يا در جبهه هاى جنگ جان خود را نثار كرده بودند. بمباران شهرها آغازشده بود كه مردم آماده حضور در انتخاباتى ديگر شدند.
آيت الله خامنه اى نخستين فردى بود كه دوره چهارساله رياست جمهورى رابه پايان مى برد، مردم باز با شعار «امام جمعه تهران ، رئيس جمهور ايران » آماده مى شدند، تا در انتخاباتى كه نتيجه آن از پيش قطعى به نظر مى رسيد، وى رابراى چهار سال ديگر در رأس قوه مجريه تثبيت كنند.
همزمان با انتخابات چهارم رياست جمهورى اعلاميه هايى شديد عليه نظام و مقامات درجه اول نظام در شهرها پخش شد. اين اعلاميه ها كه امضاى «جمعى از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى » راداشت ، براى تشكيلات وزارت اطلاعات سرحلقه عمليات گسترده اى شد كه در تمام طول چهار سال دوم رياست جمهورى آيت الله خامنه اى ادامه يافت و در پايان كار به جايى رسيد كه «هولناك ترين بحران » يا «مهيب ترين مهلكه » براى جمهورى اسلامى توصيف شد.(۳)
در انتخابات دوره چهارم رياست جمهورى از ميان حدود ۵۰ داوطلب ، سه نفر به عنوان نامزدهاى رقيب اين دوره تعيين شدند. آيت الله خامنه اى رئيس جمهور پيشين با شعار مردمى «امام جمعه تهران رئيس جمهور ايران » بار ديگر بالاترين شانس را براى پيروزى داشت و تا حدودى نتيجه انتخابات ازپيش قطعى به نظر مى رسيد. حبيب الله عسگر اولادى و دكتر محمود كاشانى نيز به عنوان نامزد در صحنه بودند. در پايان كار آيت الله خامنه اى با (۰۱۲ ، ۲۰۵ ، ۱۲) بر آقاى كاشانى با (۹۵۳ ، ۴۰۲ ، ۱) و عسگر اولادى با (۱۱۳ ، ۲۷۸) پيروز شد.
مدت كوتاهى بعد از آنكه حكم رئيس جمهور منتخب از طرف رهبرانقلاب تنفيذ شد(۴)، وزارت اطلاعات به اين نتيجه رسيد كه اعلاميه ها كارگروه مهدى هاشمى است . از آن كه قدرت اوحمايت كسى راهمراه داشت كه با عنوان قائم مقام رهبرى ، بعد از بنيانگذار انقلاب ، دومين فرد جمهورى اسلامى به حساب مى آمد، ماجراى هاشمى به يك بحران تبديل شد. بعدها دامنه اين بحران به خارج از ايران كشيده شد، چرا كه بعد از دستگيرى مهدى هاشمى اعلاميه هايى در بين روحانيون در قم و اصفهان پخش مى شد كه در آن اشاراتى مبهم و گاه آشكار به ارتباط بين دستگيرى مهدى هاشمى با فاش شدن ماجراى سفر مك فارلين به ايران داشت . مضمون اين بيانيه ها از طرف هواخواهان سيد مهدى هاشمى نوشته شده بود. اين ماجرا كه در سطح بين المللى انعكاس داشت ، بزرگترين بحران سياسى دوران هشت ساله ريگان بود و به «ايران گيت » شهرت يافت و در ايران حواشى آن در چهار سال بعد نيز همچنان ادامه يافت .
زيرنويس ها:
۱- كابينه پيشنهادى دكتر باهنر عبارت بودند از: عبدالمجيد معاديخواه وزير ارشاد، حبيب الله عسگراولادى وزير بازرگانى ، محمد غرضى وزير نفت ، محمد على نجفى وزير فرهنگ و آموزش عالى ، سيد حسين تاج گردون وزير راه و ترابرى ، سرهنگ سيد موسى نامجو وزيردفاع ، دكتر محمود روحانى رئيس بهزيستى ، على اكبر پرورش وزير آموزش و پرورش ، مصطفى هاشمى وزير صنايع و معادن ، محمد تقى بانكى وزير برنامه و بودجه ، حسن غفورى فرد وزير نيرو، مرتضى نبوى وزير پست و تلگراف و تلفن ، سلامتى وزير كشاورزى ، محمد ميرمحمد صادقى وزير كار، محمدرضا مهدوى كنى وزير كشور، بهزاد نبوى وزير مشاور در امور اجرايى ، حسين نمازى وزير اقتصاد، سيدمحمد اصغرى وزير دادگسترى ، مير حسين موسوى وزير خارجه ، حسين موسويانى وزير مشاور و سرپرست صنايع فولاد، شهاب گنابادى وزير مسكن و منافى وزير بهدارى . از بين افراد مذكور فقط تاج گردون رأى اعتماد نگرفت .
۲- براى مطالعه متن اطلاعيه شوراى موقت رياست جمهورى رجوع كنيد به عبور از بحران ، خاطرات هاشمى رفسنجانى ، به اهتمام ياسرهاشمى نشر معارف انقلاب ص ۲۶۱
۳-جريان باند مهدى هاشمى و سرآغاز كناره گيرى قائم مقام رهبرى
۴-امام خمينى در حكم تنفيذ حضرت آيت الله خامنه اى نوشتند: «... بحمدالله تعالى با تأييدات خداوند متعال - جل و علا - و دعاى خير حضرت ولى الله الاعظم - روحى لمعه الفداء - چهار سال رياست جمهورى اسلامى با خير و سلامت و قدرت و عظمت سپرى شد. اينك به پيروى از آراى محترم ملت عظيم الشأن و آشنايى به مقام تعهد و خدمتگزار دانشمند محترم، جناب حجت الاسلام آقاى سيدعلى خامنه اى - ايده الله تعالى - آراى ملت را براى پس از پايان دوره كنونى تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مى نمايم و از خداوند تعالى توفيق ايشان را در خدمت به اسلام و ملت و كشور اسلامى خواستارم.»