چهارشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, May 18, 2005
ايران اقتصادى
۳۱۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گفت وگو با قائم مقام مديرعامل شركت ملى نفت ايران
جنگ تجارى با چين اقتصاد آمريكا را تهديد مى كند
گرچه تحريمهاى تجارى آمريكا بر ضد واردات منسوجات چينى به ضرر اقتصاد چين است، ولى چين نيز ممكن است تحريمهاى مشابهى را بر ضد كالاهاى آمريكايى اعمال كند .
روزنامه نيويورك تايمز به نقل از چارلز فريمن مشاور تجارى آمريكا در امور چين افزود : چين ممكن است تحريمهاى تجارى سنگينى را بر ضد محصولات نرم افزارى آمريكا وضع كند . چين يكى از مهمترين بازارهاى محصولات نرم افزارى آمريكا است . وى تأكيد كرد : اگر چين چنين تحريمهايى را بر ضد آمريكا اعمال كند امكان دستيابى به بازار نرم افزار در اين كشور براى شركتهاى آمريكايى بسيار سخت و مشكل خواهد شد . البته مسأله افزايش بى سابقه ميزان كسرى تجارى آمريكا با چين نيز از مهمترين دغدغه هاى دولت آمريكا است. كسرى تجارى آمريكا با چين در سال ۲۰۰۴ ميلادى به بيش از ۱۶۲ ميليارد دلار رسيد .
ميزان صادرات چين به آمريكا ، بيش از ۱۰ درصد كل توليد ناخالص داخلى اين كشور را تشكيل مى دهد . مقامهاى تجارى آمريكا و چين قرار است ماه جولاى آخرين تحولات در زمينه روابط تجارى خود را مورد بررسى قرار دهند .
واردات نفت چين افزايش يافت
ميزان واردات نفت چين - دومين مصرف كننده بزرگ نفت جهان - طى چهار ماه نخست سال ۲۰۰۵ ميلادى بيش از ۴‎/۴ درصد افزايش يافت .
بلومبرگ گزارش داد : چين در اين مدت بيش از ۴۱‎/۹ ميليون تن نفت از كشورهاى مختلف دنيا و به خصوص كشورهاى منطقه خاور ميانه وارد كرده است. ميزان واردات نفت چين طى ماه گذشته ميلادى نيز با بيش از ۲۲‎/۵ درصد رشد به ۱۲‎/۳ ميليون تن رسيد .
ميزان تقاضاى نفت در چين طى دو سال اخير به شدت افزايش يافته است و شركتهاى نفتى اين كشور قادر به تأمين نفت مورد نياز اين كشور نيستند . افزايش تقاضاى انرژى در چين يكى از مهمترين عوامل افزايش قيمت جهانى نفت ارزيابى شده است. قيمت جهانى نفت در حال حاضر نسبت به سال گذشته بيش از ۱۸ درصد رشد داشته است.
سناى آمريكا، روس ها را به نقض برنامه نفت در برابر غذا متهم كرد
سناى آمريكا طى گزارشى ، سياستمداران ارشد روسيه از جمله مشاوران ولاديمير پوتين را به انجام معاملات غيرقانونى با رژيم صدام در جريان برنامه نفت در برابر غذاى سازمان ملل متهم كرده است.
به گزراش سى .ان.ان، در گزارشى كه توسط كميته تحقيقات سنا منتشر شده است از اعطاى ۷۶ ميليون بشكه نفت خام به ولاديمير زيرينوفسكى(معاون رئيس مجلس پارلمان روسيه)در طى سال هاى ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۲ توسط رژيم صدام حسين خبر داده شده است. بر اساس اين گزارش زيرينوفسكى حدود ۹ ميليون دلار از اين بابت حق كميسيون دريافت كرده است.
همچنين در اين گزارش آمده است مقامات ارشد روسيه از جمله الكساندر ولوشين، مشاور پيشين پوتين و همچنين حزب روسيه متحد كه حزب تحت رهبرى پوتين است، در طى سال هاى ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ جمعاً ۹۰ ميليون بشكه نفت از سوى رژيم صدام حسين دريافت كرده اند و با فروش اين نفت به شركت هاى روسى سه ميليون دلار دريافت كرده اند.
« طاها ياسين رمضان» معاون صدام حسين كه در اوت ۲۰۰۳ دستگير شد در بازجويى هاى خود گفته است دولت عراق با هدف جلب حمايت روسيه در سازمان ملل اين مقادير عظيم نفت را در اختيار روسها قرار داده است.
بازى هاى المپيك يك ميليون موقعيت شغلى جديد در چين ايجاد مى كند
بازى هاى المپيك ۲۰۰۸ پكن باعث رشد ۳ تا ۵ درصدى در اقتصاد چين ويك ميليون موقعيت شغلى جديد در اين كشور مى شود.
به گزارش چاينانيوز بازى هاى المپيك پكن يك ميليون موقعيت شغلى ايجاد خواهد كرد و در مجموع باعث رشد ۳دهم تا ۵دهم درصدى در اقتصاد چين خواهد شد.
براساس اين گزارش دولت چين طى سال هاى ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ مجموعاً ۲۸۰ ميليارد يوان معادل ۳۵ ميليارد دلار در زمينه احداث تأسيسات مرتبط با بازى هاى المپيك سرمايه گذارى خواهد كرد كه احداث يا نوسازى ۳۰۰ كيلومتر جاده و ۱۵۰ كيلومتر خط مترو از آن جمله است.
۱۰ سال حبس براى رئيس پيشين شركت نفتى يوكاس
مايكل خودوروفسكى مرد نفتى روسيه، رئيس پيشين شركت نفتى يوكاس و از جمله مخالفان ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه روز دوشنبه طى حكم صادره از سوى دادگاه مسكو در مورد چهار مورد از هفت اتهام وارده عليه خود گناهكار شناخته شد.
به گزارش اسكاى نيوز مايكل خودوروفسكى در جريان بزرگترين محاكمه روسيه پس از فروپاشى شوروى در زمينه چهار مورد از موارد اتهامى گناهكار شناخته شده است و انتظار مى رود به بيش از ۱۰ سال حبس در نتيجه اين امر محكوم شود.
براساس حكم منتشر شده وى در زمينه دزدى همراه با توطئه، كلاهبردارى، سرپيچى از حكم دادگاه و فرار مالياتى گناهكار شناخته شده است.
خودوروفسكى، اتهامات وارده عليه خود را رد كرده است و آن را اقدامى سياسى خوانده است.
گفت وگو با قائم مقام مديرعامل شركت ملى نفت ايران
مدل جديدى از قراردادهاى نفتى را معرفى مى كنيم
212184.jpg
(بخش سوم وپايانى)
گفت وگو از منصور بيطرف
تاكنون دو بخش از مصاحبه «ايران» با مهندس سيد مهدى حسينى، قائم مقام مدير عامل شركت ملى نفت ايران در امور توسعه، درباره قراردادهاى بيع متقابل را خوانديد، اينك بخش سوم و پايانى اين گفت و گو را مى خوانيد:
اين مهم را كه بايد منافع مصرف كننده را هم مدنظر قرار داد مطرح مى كنند. يعنى الآن انتقادى كه به «بيع متقابل» گرفته مى شود همين مسأله است؟
ببينيد من تمام بحثم از نگاه يك كشور توليد كننده است كه ما چرا اين كار را كرديم يا چگونه آن را از نگاه يك كشور مصرف كننده ارزيابى مى كنيم. اما آيا در بيع متقابل منافع شركتها در نظر گرفته شده يا خير؟ من معتقدم كه ما واقعاً به يك شرايط مورد توافق دوطرف (مرضى الطرفين) رسيديم و براى آن دليل دارم. يك دليل اين است كه اين قراردادها با يك رشد بسيار بسيار سريع و خوبى توسعه و خواهان پيدا كردند. بسيارى از شركتها عليرغم تحريم آمريكا حاضر شدند ريسك بپذيرند و بيايند با ما قرارداد امضا كنند. شما ببينيد توتال در چه شرايط سنگينى يك كنسرسيوم را با خودش همراه كرد و آمد با ما قرارداد بست.
آقاى مهندس اما چيزى كه اينجا مطرح مى شود وضعيت خاص سياسى ايران بود. آيا ايران نيامده بود در قرارداد بيع متقابل درصدى از بازگشت سرمايه را مدنظر قرار بدهد كه عملاً خود شركت پيمانكار آن را قرارداد مشاركت در توليد ترجيح بدهد؟
من اين را رد مى كنم.
آيا براى توتال نرخ بازگشت سرمايه در سال۷۴ معادل ۱۷درصد و بيشتر نبود؟
نه ،من اين را روشن مى كنم. در كل قراردادهاى ما حدود ۱۵ تا ۱۶درصد بازگشت سرمايه مى دهيم. ولى مى بينيم كه اين شركتها با علاقه مندى مى آيند و نتيجه اش هم همين است كه ما در اين ۶سال بالاترين نرخ رشد جذب سرمايه را در منطقه در بخش نفت و گاز داريم. يعنى ما در منطقه خليج فارس پيشرو هستيم، ما در خيلى از بخشها عقب تر از كشورهاى منطقه هستيم ولى شما مى بينيد كه در اين بخش خاص ما جلوتر از منطقه هستيم. ما در قرارداد «سيرى» كه اولين قرارداد ما بود اساساً بحث بازگشت سرمايه نداريم، ما در آنجا هزينه را تعريف كرديم و به هر جهت خيلى ساده تر از قراردادهاى بعدى ما بوده است. آن تجربه اول ما بود هر چند ما نزديك به ۳سال با «كوناكو» مذاكره كرديم. به هر حال نرخ بازگشت سرمايه اى را كه برايش محاسبه كرديم با توجه به لحاظ ماليات مضاعفى كه كوناكو بايد مى پرداخت، هم در ايران و هم در آمريكا نرخ بازگشت سرمايه اى كه نصيبشان مى شد چيزى در حدود ۱۵ تا ۱۶درصد بود. بعدها كه اين قرارداد توسط آمريكا لغو شد و ما در يك فرصت كوتاهى عين آن را با توتال بستيم (بعد از تحريم ما با يك فاصله ۳ تا۴ماهه اين قرارداد را با توتال امضا كرديم و يكى از موفقيتهاى ما به حساب مى آيد.) طبيعتاً توتال مى توانست مالياتى را كه در فرانسه نمى داد، بيشتر به دست بياورد و نرخ بازگشت سرمايه اش هم به تبع آن بيشتر مى شد. ولى در عمل آنچه كه واقع شده و براساس تسويه حساب نهايى را كه الآن داريم با توتال انجام مى دهيم چيزى حدود ۱۵ تا ۱۶درصد گيرشان مى آيد. اما اينكه ما قراردادهاى بعدى مان را بهتر بستيم بحث درستى است، خب ما تجربه كسب كرديم و حتى ايده هايى كه از جامعه گرفتيم، انتقادهايى كه شد، هم به ما استفاده رساند و هم ضرر زد. استفاده اش اين بود كه ما قراردادها را بهتر كرديم، ضرر زد چون جاذبه هاى قراردادى حاكم شد. مثلاً در قرارداد «دارخوين» اولين قراردادى بود كه ما از اصل سرمايه گذارى پيمانكار، نه منافعش، جرايمى را منظور كرديم و در قرارداد آورديم. اصلاً چنين چيزى در قراردادهاى نفتى دنيا به اين شكل معمول نيست، كه شما بياييد علاوه بر منافع شركت از اصل سرمايه گذارى هم جريمه كنيد، اين كار را ما كرديم خب اين چيز جالبى نبود چون خود ما ديگر انتظار داشتيم كه در قراردادهاى بعدى كه مى خواهيم ببنديم، چنين چيزى را بگذاريم، خب همه دنيا كه مانند «انى» حاضر نيستند چنين امتيازى را بدهند. خود اين مسأله ما را گرفتار كرده بود چون ديگر به كمترش قانع نبوديم، بنابراين ما نيامديم امتيازات ويژه و خاصى را در قراردادهايمان بدهيم كه ديگران بيايند. ما حتى در مورد توتال كه اولين قرارداد نفتى را در شرايط تحريم با ما بست حاضر نشديم امتيازى را به آنها بدهيم. پس بايد اين شائبه از ذهن ما خارج شود كه براى جاذب شدن اضافه داديم. نه، اما چرا جاذبه داشته چون روى آن كار كرديم. ببينيد ما رفتيم در پروسه تكميل طراحى اين قرارداد انتظارات خود را كه تكنولوژى بود، پول بود، توليد بود، استفاده حداكثرى از نيروى انسانى بود و انتقال فنآورى بود، را طرح كرديم، آنها از ما چه مى خواستند؟ آنها از ما، بيشترين چيزى كه مى خواستند سه چيز بود يكى نرخ معقول بازگشت سرمايه بود. نرخ سرمايه معقول چيست؟ اين است كه در دنيا اگر طرف مى خواهد علم و تكنولوژى و پولش را در اختيار ما قرار دهد چقدر گيرش مى آيد يا اصولاً در درون اين شركت مجموعه اين تجارت چقدر نرخ بازگشت سرمايه برايش دارد. فاكتورهايى كه درتعيين اين نرخ مؤثر است يكى عملكرد خود آن شركتها است و يكى هم بحث بازار رقابتى است. خواسته دوم آنها معمولاً دسترسى درازمدت به نفت بود. اين شركتها يك دسترسى درازمدت به نفت را مى خواهند و خيلى به آن علاقه مند هستند، خب اين براى ما سخت نبود و حتى منافع هم داشت چون ما هم براى نفتمان بازار مى خواهيم، بنابراين آن را هم براى آنهايى كه تمايل داشتند تأمين كرديم.
شما به اين بحث در طول انعقاد قراردادها رسيديد يا آنكه از همان اول به آن رسيده بوديد؟
از همان اول به اين مسأله رسيده بوديم. چون اولاً پرداخت ما با نفت است بنابراين نفت بازپرداخت هزينه ها در يك دوره هفت تا هشت ساله مى شود. علاوه بر اين فرض كنيد يك عده اى مى گفتند ما براى يك دوره ۱۰ساله هم مى خواهيم كه مقدارى نفت ببريم. به هر حال ما مى دانستيم كه آنها علاقه مندند در نتيجه در را نبستيم و گذاشتيم هر كسى كه علاقه مند است بيايد. شرايط ما هم قيمت روز نفت بودو شرايط ويژه براى اينجور قراردادهانداريم. نكته سومى كه ما نتوانستيم آن را حل كنيم كه البته شركتها خيلى علاقه مندند و الآن يكى از نقاطى كه به ما فشار واردمى كند همين است، آن است كه مى خواهند «رزورشان» را در دفترشان ثبت كنند. آنها مى گويند آن بخشى از نفت كه قرار است بابت مجموعه اين قرارداد و هزينه هايى كه داريم برداشت كنيم. اجازه بدهيد كه در دفاترشان به عنوان مالكيت ثبت شود. چرا اصرار دارند، به اين خاطر است كه به مجرد آنكه به عنوان رزرو براى آنها ثبت شود. سهام شركتهايشان در بورس افزايش مى يابد و اين يك پول خوبى است كه يكباره گيرشان مى آيد.
البته براى ما ظاهر قضيه ايراد ندارد ولى به لحاظ حقوقى ما خيلى علاقه مند نبوديم كه اين مجوز را به آنها بدهيم. ما هميشه بايد حالت بد را هم در قراردادمان ببينيم، حالت خوبش اين است كه با هم صميمى هستيم اما حالت بدهم وجود دارد كه شايد با هم اختلاف پيدا كرديم و دادگاه برويم. بنابراين نبايد پايه هاى حقوقى سنگين كه مالكيت آنها را بر نفت ما محرز كند ايجاد كنيم، اين يك نگرانى براى ما است كه نتوانستيم حلش كنيم و اين موجب فشار بر ما شده. بنابراين ما در حقيقت توانستيم به يك فرمول «مرضى الطرفين» برسيم. اما چه چيزهايى باعث شده كه اين روزها بگوييم اين فرمول زياد كار نمى كند؟
دوبخش دارد يك بخش آن اين است كه ما كم كم داريم پروژه هاى توسعه اى را تمام مى كنيم و در مقابل پروژه هاى متعددى پيش روى ما است كه ناشى از كهنه شدن و پير شدن ميادين نفتى مان است ما بايد به آنها از بابت افزايش ضريب بازيافت بپردازيم. حالا به جاى اينكه بخواهيم يك ميدان را از صفر شروع كنيم بايد برويم دنبال اهواز، دنبال مارون، گچساران، بى بى حكميه به سراغ اينها برويم اينها دارد كم كم بحثهاى محورى ما مى شود. طبيعت اين پروژه ها با پروژه هاى قبلى از ابتدا متفاوت است. اين مخازن حالت انسان و موجود زنده را دارند. اين پروژه ها حالت انسان پير را دارند كه احتمالاً به سى  سى يو رفته و شما پزشك هستيد. يك پزشك بايد به طور مرتب بيمارش را ويزيت كند. ميادين هم چنين طبيعتى دارند. نمى توان به يك شركت گفت كه بخشى از كار را انجام دهيد و بخشى از آن را خودمان انجام مى دهيم. اگر ما شركت صاحب تكنولوژى و فناورى بوديم، اگر خود را صاحب فناورى مى دانستيم و مى توانستيم خودمان براى تهيه پول و منابع اقدام كنيم، مشكلى نبود اما ما به چنين امرى معتقد نيستيم، چون آنها به طور مرتب از بيشترين استفاده را از تكنولوژى هاى مدرن دارند به طور مثال آنها از چاههاى افقى استفاده كردند كه ما نداشتيم و يا چاههاى چندجانبه.
در حال حاضر چاههايى به وجود مى آيد كه از چندين شاخه ميدان را دنبال مى كند. خب اينها تكنولوژيهاى جديد است. اخيراً يك تكنولوژى جديد وارد شده كه به طور همزمان با حفارى لرزه نگارى انجام مى شود. اين تكنولوژى را نداشتيم و بسيارى از تكنولوژيهاى ديگر كه مى توانيم از آن استفاده كنيم. زيرا هر يك بشكه نفتى كه زيرزمين مى ماند ۴۰ تا ۵۰هزار دلار به ما ضرر مى زند، پس بايد صاحب فناوريهاى روز شويم و اين فناوريها دو متخصصه است و توسط يك متخصص نمى توان آن را پياده كرد در واقع نمى توانيم به يك متخصص گفت ما را ويزيت كن و با تحويل يك نسخه ما برويم. نسخه بعد بايد كار كند و زمانش هم طولانى است مثلاً فرض كنيد مى گويند گاز تزريق مى كنيم بعد بايد صبر كنيم تا عكس العمل ميدان را ببينيم كه پيش بينى شده نيست و چيزى را كه مدل نشان مى دهد نيست. به هرحال در چارچوب بيع متقابل خيلى راحت نمى توانيم اين را (تغييرش) بدهيم اين بايد مدل ديگرى داشته باشد كه ما الآن داريم روى آن كار مى كنيم و اين تحولاتى كه اين روزها صحبت مى شود روى اين نوع پروژه ها، شايد مشاركت در توليد خوب كار كند اما معتقد هستم كه هنوز هم ما در قالب مشاركت در توليد مشكلاتى داريم. هنوز هم در قالب مشاركت در توليد بازگشت سرمايه اى را كه آنها مى خواهند بسيار بسيار بالاتر از آن چيزى است كه ما انتظارش را داريم اين است كه با توجه به اين مجموعه قضايا من معتقدم مى توانيم مدلهاى خوبى دربياوريم كه نبايد اسمش را بگذاريم «بيع متقابل» من خودم نمى دانم اسم بيع متقابل را چه فردى گذاشت اما من نگذاشتم ولى به هر حال مدلى از قرارداد خدماتى است و ما بايد مدلى از قرارداد خدماتى را درست كنيم كه اين مشكل حل شود. يعنى حضور درازمدت تر پزشك بر سرميادينى كه مريض هستند و بايد ضريب بازيافت آن را افزايش داد و اين نمى شود مگر اينكه ما اين را به گونه اى به توليد ارتباط بدهيم. ما مى خواهيم اگر ميدانى ۱۰۰هزار تا توليد دارد برسانيم به ۱۵۰هزارتا. پس بايد براى پيمانكار انگيزه ايجاد كنيم كه بيايد اين توليد را بيشتر كند كه الآن داريم روى اين مسأله كار مى كنيم.
روى چه موضوعاتى داريد كار مى كنيد؟
بخشى از آن كه قطعاً خدمات است، ولى داريم روى محور فكر مى كنيم كه چگونه مى شود كه رابطه مالى مان با پيمانكار تنظيم شود. اين محور اصلى ما است كه هم براى ما منفعت داشته باشد هم براى آن، هم براى ما انگيزه ايجاد كند هم براى آن. اين جمع سختى است خب يك چيز خيلى ساده اش اين است كه بگويند اين ميدان كه دارد ۵۰هزار تا توليد مى كند اگر كسى آمد اين را به ۷۰هزار تا رساند خب ظرفيت اضافه است ولى ميدان اينجورى نيست و رفتارش مانند آدم زنده است ما بايد اگر خواستيم نفت اضافه را محور قرار دهيم بايد ببينيم توليدمان الآن چقدر است توليد امروز ۵۰هزار تا است فردا چقدر است، سال بعد چقدر است ۱۰سال ديگر چقدر است و اينها را ما نمى توانيم پيش بينى كنيم جز با مدل، و هيچ كس نمى تواند راجع به منحنى مدل قسم بخورد. ما ميدانى داشتيم كه فكر مى كرديم ۲سال يا ۵سال روى يك عددى مى ايستد، بعد از يك سال ايستاد اصلاً ميدانى مانند يك موجود زنده است و اين مسائل را خيلى ها كه تخصص ندارند متوجه نمى شوند. فكر مى كنند كه سياه وسفيد است در حالى كه زندگى با ميادين نفتى سياه و سفيد نيست بلكه خاكسترى است. شما تلاش كنيد سفيدهايش را پيدا كنيد و به حداكثر برسانيد ولى اصولاً اين تجارت، تجارت خاكسترى است اين مشكلات را داريم و بايد حلش كنيم. البته الآن دارد خوب روى آن كار مى شود و يك اراده اى هم ايجاد شده. بنابراين بيع متقابل يك حركت بسيار بسيار سرنوشت ساز براى كشور بوده تحولات بى شمارى ايجاد كرده و تأثيرات اقتصادى زيادى بر كشور داشته، در انتقال تكنولوژى و فناورى نقش داشته، فرهنگ ما را عوض كرده باور ما را به خودمان بالا برده. من يادم مى آيد در پالايشگاه پاكستان كه داشتيم شريك مى شديم جامعه مشاوران را صدا زدم آمدند و گفتم ما با پالايشگاه داريم ۵۰درصد شريك مى شويم شما بياييد در ساخت اين پالايشگاه درگير شويد. همه استقبال كردند همين كه وارد مراحل اوليه مطالعه و مناقصه شديم، يك كار ۲۰ تا ۳۰هزار دلارى بود. باور كنيد اين مناقصه از شركت داخلى مان فقط يكى آمد من گفتم چرا فقط با يك نفر آمديد گفتند ما پول ضمانتنامه را نداشتيم. ما در اين سطوح داشتيم حركت مى كرديم الآن در حالى كه در مناقصه هاى ميلياردى مى آييم، اين باورها در اين چندساله ايجاد شده مهمتر از همه كه ما پول نقد آورديم و ريختيم در اين مملكت تا پيمانكاران رشد كنند.
۶۰ درصد بانك هاى سعودى
در اختيار سرمايه گذاران خارجى قرار مى گيرد
عربستان سعودى در نظر دارد ۶۰ درصد بانك هاى سعودى را در اختيار سرمايه گذاران خارجى قرار دهد.
به گزارش روزنامه اقتصاديه، عربستان سعودى در نظر دارد تا پايان سال جارى ۶۰ درصد سرمايه بانك هاى اين كشور را به سرمايه گذارى هاى خارجى اختصاص دهد.
اين اقدام در راستاى فراهم آوردن شرايط الحاق اين كشور به سازمان تجارت جهانى انجام مى گيرد.
بر اساس اين گزارش قرار است در نشست ماه دسامبر سازمان تجارت جهانى در هنگ كنگ به طور رسمى عضويت عربستان در اين سازمان اعلان شود.
مخالفت آلمان و ۵ كشور اروپايى با افزايش بودجه اتحاديه اروپا
آلمان و ۵ كشور ديگر اروپايى با افزايش ميزان بودجه اتحاديه اروپايى مخالفت كردند.
بلومبرگ گزارش داد: وزراى دارايى ۲۵ كشور عضو اتحاديه اروپايى در اجلاس اخير خود در لوكزامبورگ همچنين با افزايش ميزان ماليات بر فروش بليت هواپيما موافقت كردند و قرار شد درآمد حاصل از اخذ ماليات صرف كمك به كشورهاى فقير جهان شود. كايوكوچ وزر وزير دارايى آلمان ضمن مخالفت با افزايش بيش از حد بودجه اتحاديه اروپايى گفت: ميزان رشد بودجه اتحاديه اروپايى طى سالهاى ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ ميلادى بايد حداكثر تا يك درصد كل توليدناخالص داخلى كشورهاى عضو باشد و آلمان با هرگونه افزايش غيرمنطقى بودجه اروپا مخالف است.
آلمان، انگليس، هلند، اتريش و فرانسه و سوئد كشورهاى اروپايى هستند كه با افزايش بودجه اتحاديه اروپايى مخالفت كرده اند. وزر افزود: طى سالهاى ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ ميلادى، بيش از ۸۱۵ ميليارد يورو به بودجه كنونى اتحاديه اروپايى افزوده خواهد شد. كميسيون اقتصادى اتحاديه اروپايى طرح افزايش ۱‎/۱۴ درصدى بودجه اين اتحاديه را مطرح كرده است. مهمترين علت ارائه اين رقم عضويت كشورهاى اروپاى شرقى در اتحاديه اروپايى اعلام شده است.
از جمله مباحث مهم ديگرى كه در اجلاس وزراى دارايى كشورهاى اروپايى مطرح شد، بحث مبارزه با فقر و ايدز در آفريقا تا سال۲۰۱۵ ميلادى بود. انگليس در اين اجلاس طرح ايجاد صندوق ويژه بين المللى براى كمك به آفريقا را مطرح نموده است. براساس اين طرح كشورهاى توسعه يافته جهان بايد براى كمك به بيش از ۱۰۰ميليون كودك آفريقايى كه در معرض بيمارى ايدز و همچنين فقر شديد اقتصادى قرار دارند، ميزان كمكهاى خود را به آفريقا تا بيش از دو برابر افزايش دهند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |