چهارشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Wed, May 18, 2005
گزارش
۳۱۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
آنها در وبلاگ ها ازمعصوميت
ازدست رفته مى نويسند
آنها در وبلاگ ها ازمعصوميت
ازدست رفته مى نويسند
دختران فرارى در خانه مجازى
212112.jpg
گزارش :احمد جلالى فراهانى
وبلاگ دختران فرارى حكايت ماجراهاى همواره خشن و قهر آميز يك موجود انسانى است كه ذره ذره، خود را از آنچه خود نگزيده است، آزاد مى كند. گويا دنياى مجازى اينترنت و ميل سرخورده و روزافزون به شنيده شدن وخوانده شدن، براى آنها حكم سنگ صبورى را دارد كه فقط و فقط دلشان مى خواهد حرف بزنند و از خود و مصائب و گرفتارى هايشان بگويند.
از همين منفذ باريك و نه چندان پيچيده است كه آنها مى توانند جسته و گريخته، سير و سلوك عاجزانه خود و روح گزيده شده شان از اجتماع مردسالار را به تصوير بكشانند و دمى تازه كنند. براى آنها وبلاگ و دنياى پيامهاى آدمها و موجودات نامرئى حكم تنفسى كوتاه اما عميق در غرقابى از واقعيات دنياى اطرافشان را دارد و از همين منفذ است كه آنها قبل از هر كس و پيش از هر چيز با خودشان حرف مى زنند و تنها كسانى مى توانند به نياز آنها براى حرف زدن پى ببرند كه همچون خود آنها سينه اى از درد دارند و مجال گفتن ندارند.
با اين همه، مرور اين وبلاگها كه عمدتاً فاقد جاذبه هاى جنسى هستند زمينه را براى بررسى هاى عميق تر و روانكاوانه باز مى گذارد. چه با وا كاويدن اين وبلاگها مى توان اولاً به تحليلهاى تازه تر و مستقيم ترى از مسأله فرار دختران از خانه دست يافت، ثانياً با تلاش براى برقرارى ارتباطى قابل اعتماد، دستكم نويسندگان اين وبلاگها را از فرو رفتن بيشتر در منجلابى كه در آن دست و پا مى زنند، وارهانيد.
اسم ها
تجربه وبلاگ نويسى در ايران و جهان نشان مى دهد كاربران اينترنتى و وبلاگ نويسان وسواس خاصى بر سر انتخاب نام وبلاگ خود دارند و حتى ماهها شايد وقت صرف جست وجو براى تعيين يك نام پرمعنى براى وبلاگ خود كنند. چه نام وبلاگ اولين كليد آشنايى وجذب يك وبلاگ است. در اين ميان وبلاگ نويسان ايرانى يك نكته ديگر را هم عموماً به كار مى بندند و آن انتخاب نامهاى غيرواقعى و مستعار براى خود است و اين مسأله در ميان اسمها و نامهايى كه دختران فرارى براى وبلاگ خود در اينترنت انتخاب مى كنند بيش از پيش مشهود است. علاوه بر اين نوع نامها فارغ از سادگى و صراحتشان، نشاندهنده روحى آزرده و سرخورده است كه صاحب آن از هوش و ذكاوت وحتى گاه دانش بالا برخوردار است. در مورد نامها تقريباً بيش از نيمى از وبلاگها بر كلمه «فرارى» تأكيد دارند و اصرار دارند كه «فرارى» بودن نويسنده بيش از هر چيز مورد نظر مخاطب واقع شود. به اين نامها دقت كنيد:
- خاطرات روزانه مونا يه دختر فرارى
- پارميدا فرارى
- داستان يك جوان فرارى
- عشق در اسارت
- نقطه سرخط
انتخاب واژه «فرارى» براى نام وبلاگ ها باعث مى شود شمار بازديد كنندگان اين وبلاگها افزايش يابد. مثلاً وبلاگ «خاطرات مونا يه دختر فرارى» در يك لحظه بيش از ۴۰هزار بازديد كننده داشت.
ساختار وبلاگها
ساختار وبلاگهاى نوشته شده توسط دختران فرارى اغلب ساده و دم دستى هستند واز طراحى پيچيده و قابل توجهى پيروى نمى كنند. رنگهاى روشن و عمدتاً سفيد از ويژگى هاى بارز اين وبلاگها هستند. اين مسأله از اين رو مى تواند مورد تحليل و توجه روانكاوانه قرار بگيرد كه عمدتاً دختران فرارى از اقشار آسيب پذير و فقير جامعه هستند كه نگاه و تحليلشان از اجتماع نگاه روشن و سفيدى نيست. با اين همه تلاش دختران فرارى براى گريز از محيط پيرامون خود به اميد يافتن روزهاى روشن تر شايد يكى از دلايل انتخاب رنگهاى روشن و غيرتيره وبلاگها باشد.
در انتخاب رنگ وبلاگها عمدتاً همان رنگ سفيد و گاه خاكسترى مورد توجه نويسندگان وبلاگ قرار مى گيرد و عدم انتخاب رنگهاى شاد و تند مثل زرد، قرمز و آبى نيز مى تواند دليل نبود شور و هيجان و شايد حتى بى تفاوتى در ميان نويسندگان اين وبلاگها تلقى گردد. جالب اينجاست كه اين وبلاگها على رغم زنانه بودنشان از قواعد مرسوم وبلاگهاى زنانه تبعيت نمى كنند. مثلاً براساس تحقيقات انجام شده اغلب وبلاگهاى زنانه با پس زمينه رنگهاى روشن طراحى و ساخته مى شوند. چه رنگهايى مثل رنگ زرد بيانگر حالات زنانه اين رنگ است. شايد عدم استفاده از رنگهاى طيف قرمز هم برآمده از نبود اعتماد به نفس ميان نويسندگان اين وبلاگهاست. چه در روانشناسى رنگ قرمز به مفهوم اعتماد به نفس است. اين وبلاگها حتى از رنگهاى آرام بخش و تسكين دهنده اى كه در طيف رنگهاى آبى هستند نيز استفاده نمى كند و تأكيد وبلاگ نويسان فرارى از رنگهاى سفيد و خاكسترى همانطور كه گفته شد يا ناشى از سطحى بودن و دم دستى بودن وبلاگ است يا برآمده از خواص روانشناسانه اين رنگ است. چه از منظر روانشناسى رنگ سفيد خاصيت مثبت، نورانى، فضادار و ظريف و لطيف دارد. اين رنگ و رنگهاى طيف آن در واقع نماد خلوص، بى گناهى وحقيقت و مهمتر از همه صلح و پايان جنگ است. آيا دختران فرارى وبلاگ نويس براى پايان دادن به جنگ نابرابرى كه در خط مقدم آن قرار دارند اين رنگ را انتخاب مى كنند؟
در ساختار اين وبلاگها نكته ديگر سادگى آنهاست. اغلب اين وبلاگها از لينك هاى معمول در فضاى اينترنت كمتر استفاده مى كنند و انتخاب عكس ها خيلى دم دستى است. عكس ها البته از خامى و ناپختگى انتخاب كننده حكايت مى كنند و معصوميت از دست رفته اى كه همچنان در روح گزيده آنها باقى است. عكسها عمدتاً غيرجنسى هستند و بيشتر عكس كودك و نوزاد وحيوانات كوچك را در برمى گيرند. در انتخاب فونت ها، فاصله خطوط، تيترها و طراحى خطوط كنارى وبلاگها، نويسندگان فرارى نشان داده اند كه نه تنها توجه جدى به اين موضوع ندارند بلكه اين موضوعات به عنوان حاشيه اى ترين مسائل در وبلاگ مطرح اند و آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد متن نوشته شده است.
متن  ها
زبان شناسان معتقدند روش استفاده از زبان، ارتباط نزديكى با زمينه و بافت اجتماعى دارد و اين همان چيزى است كه زبان شناسان از آن واژه «گونه  كاربردى» را بيان مى نمايند. آنها معتقدند هنجارهاى اجتماعى، آداب و رسوم و همچنين نوع رسانه بر استفاده از زبان در نوشته هاى افراد تأثير گذارند. اين را هم بايد افزود كه براساس آمارى كه مركز امور مشاركت زنان در روزهاى پايانى سال گذشته اعلام كرده است ، تحصيلات ۵۲ درصد از دختران فرارى، در سطح دبيرستان يا بالاتر از آن است. به اعتراف خود نويسندگان اين وبلاگ ها نيز اغلب آنها در سالهاى پايانى دبيرستان - يعنى اوج هيجان قابل تصور براى يك دختر - تن به گريز از خانه و كاشانه را داده اند. بنابراين زبان مورد استفاده اين نويسندگان بسيار ساده و صميمى است و از صداقت خاص دوران جوانى تبعيت مى كند. با اين همه در ميان وبلاگ هاى متعددى كه مورد بررسى قرار گرفته است تنها وبلاگ «مونايه دختر فرارى» است كه از پيچيدگى و رازآلود بودن تبعيت مى كند. عبارات نوشته شده در اين وبلاگ برخلاف سادگى اوليه اى كه از آن به دست مى آيد از اهل مطالعه بودن ، با سواد بودن و به احتمال قريب به يقين دانشجو بودن نويسنده اش حكايت مى كند. به بخشى از آخرين نوشته او كه در روز سه شنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۸۴ ، «آپ توديت» شده است توجه بكنيد:
«خيلى دلم مى خواست دوباره بيايم اينجا و بنويسم. تو اين مدت حتى چند بار به سرم زد كه ترسمو كنار بذارمو دوباره دفترمو باز كنم. اما مى ترسيدم. خودمم درست نمى دونم از چى يا كى. اما همين قدر مى دونم كه يكى هست كه مرتب اين دفتر و باز مى كنه و ميخونه. خب تا اينجاش كه نبايد خيلى ترسناك باشه. چون خيلى ها دارن هر روز اين كار رو مى كنن. حالا به هر دليلى يا كنجكاوى يا براى سرگرمى و خنده! يا... شايدم دلسوزى. اما خب هيچ كدومشون منو نمى شناسن. شايد تا حالا تو خيابون از كنار خيلى هاشون رد شده باشم و اصلاً ندونسته باشن كه من همون مونايى هستم كه داره يه گوشه از اين دنياى گنده مجازى زندگى شو مى كنه...».
زبان مورد استفاده در وبلاگ دختران فرارى على رغم سادگى، صريح و شفاف و گاه بى پرواست. برخى از آنها از به كار بردن حتى الفاظ ركيك هم واهمه اى ندارند.
مى توان آنها را به سه دسته افراطى، ميانه رو و محافظه كار تقسيم كرد. افراطى ها بى پروا هستند و وقيح.
حتى از به كار بردن سخيف ترين كلمات درباره خود و دنياى پيرامون خود ابايى ندارند. زبانشان گزنده و كوبنده است. با اين همه جذابيت متن هاى نوشته شده توسط آنها دراين است كه واقعيات را بسيار عيانتر از چشم روزمره نشان مى دهند. آنها دنبال جلب ترحم نيستند.بلكه از اين زبان گزنده براى تخليه حالات هيجانى و نااميدى مفرط خود استفاده مى كنند. آنها از ذكر نام خود ابايى ندارند و نام اطرافيانشان را هم به صراحت به زبان مى آورند. اغلب از خلافهاى خود و پرداختن به آنها واهمه ندارند و آن را باعث افتخار خود مى دانند. با اين همه گاهى دلشان براى معصوميت از دست رفته شان تنگ مى شود و چهره انسانى خود را نشان مى دهند و اينجاست كه مى توان به اين واقعيت پى برد كه در پس نقاب هولناكى كه آنها به چهره گرفته اند دخترى معصوم و آسيب پذير زيست مى كند كه گاه گاهى دلش براى واقعيت خودش مى سوزد. به اين نوشته ها كه توسط «غزاله» در وبلاگ «دختر سرگردان» نوشته شده توجه كنيد:
«گاهى اوقات در زندگى خيلى زود دير مى شود... فكر مى كنم بازم مى خوام حرف بزنم. دلم ... دلم براى همه روزاى بچگى...دلم براى ساناز ... دلم براى اون كوچه خاكى هميشه گل آلود و حتى... دلم براى خودم تنگ شده...».
ميانه روها اهل سازشند. زبانشان نه پرخاشجويانه و نه گزنده است. فحش نمى دهند. ناله هم نمى كنند.تنها به ذكر خاطرات و گاه تلاش براى رهايى بسنده مى كنند.
آنها واقعاً دنبال رهايى از وضع موجودند اما نه به هر قيمتى. نوشته هايشان نه مفصل است نه كوتاه . عمدتاً از شعر براى بيان حالات خود استفاده مى كنند. بيش از همه اميدوارند. اميدوارى به رهايى. قضاوتهايشان عجولانه و مغرضانه نيست. براى مطالعه و بررسى بهترين نمونه هستند.اغلب ميانه روها با مذهب هم سروكار دارند. در نوشته هايشان دعا بسيار به چشم مى آيد و طلب كمك و مغفرت از خدا جزء لاينفك نوشته هايشان است.
دسته سوم محافظه كارها هستند.اغلب كم مى نويسند و نوشته هايشان بيشتر تلگرافى است. با شعر بيشتر عجين هستند. آنها هم با مذهب سرو كار دارند و دعا در نوشته هايشان زياد به چشم مى آيد. يك نمونه كوتاه را با هم در وبلاگى تحت عنوان «جوان و فرار» مى خوانيم:
«زندگى من تپش قلب شعرم بود ولى:
شكستند...
نفس هاى نفس سوز زمانه
در اين صحراى زجر بى كرانه
به زور پول و ضرب تازيانه!»
وجوه اشتراك
با اين همه تمام متون نوشته شده در وبلاگ دختران فرارى در چند اصل با هم مشتركند: ۱- زنانگى: تمام آنها زن نوشته هايى هستند كه واقعاً قابل بررسى و تأملند. اين وب نوشته ها اوج سرخوردگى زنانى را نشان مى دهد كه بيش از همه حسرت عفت و پاكدامنى از دست رفته شان را مى خورند و دلشان مى خواهد از شرايط نامساعد خلاصى يابند.
۲ - ترحم: در تمام اين وب نوشته ها ترحم وخريد آن حتى در پنهان ترين شكل و غيرمستقيم ترين شيوه به چشم مى خورد.
آنها با نوشته هايى كه از بافتى رمانتيك و احساسى پيروى مى كند، قبل از هرچيز طلب شفقت به سوى خواننده و مخاطب دراز كرده اند.
۳- تبرئه: اغلب اين وب نوشته ها تلاشى براى تبرئه نويسنده آن است. آنها با وبلاگ هايشان اصرار دارند گناه را به گردن شرايط بيندازند. به همين دليل اغلب آنها تلاش مى كنند علت وانگيزه فرار خود را بيان كنند كه واقعاً از نظر جامعه شناسى و روانكاوى قابل تحليل اند.
۴- فقر: شايد بتوان مدعى شد بيش از ۹۰ درصد وبلاگ نويسان فرارى از طبقات فقير و آسيب پذير اجتماع برآمده اند. اغلب آنها يا مادران خود را از دست داده اند و از نامادرى خود گريخته اند و يا پدرى معتاد و فاسد داشته اند كه مدام آنها را شكنجه مى كرده.
۵ - غلط هاى املايى: در اين مورد به جرأت مى توان مدعى شد ۹۵ درصد نوشته هاى اين وبلاگ ها پر از غلط املايى هستند كه از شتاب نويسنده آنها حكايت مى كند. در اغلب وبلاگ ها نويسنده از زبان محاوره براى بيان احساسات و عواطف خود سود مى جويد و به ساختار نوشته خود توجهى ندارد. ضمن آنكه بيشتر اين وب نوشته ها در كافى نت ها نوشته شده اند و خب خيلى عجولانه اند.
معرفى نشريات
212133.jpg
مطالعات منطقه اى

نوزدهمين شماره فصلنامه مطالعات منطقه اى، نشريه مركز پژوهش هاى علمى و مطالعات استراتژيك خاورميانه به مدير مسؤولى محمود سريع القلم منتشر شد. در اين شماره كه به اسرائيل شناسى و آمريكا شناسى اختصاص دارد، مى خوانيد: روند شكل گيرى سياست خارجى مداخله جويان در آمريكا (در اين مقاله كه نوشته محمد امجد است، به بررسى سياست خارجى ايالات متحده در بعد تاريخى آن پرداخته شده است)، كنگره و ماهيت سياست خارجى آمريكا (حسين دانشيار در مقاله خود تلاش كرده است نشان دهد در حيطه سياست ساختارى آمريكا، صداى كنگره آمريكا بلندتر از ديگران است)، يك ارزيابى موقت از يازدهم سپتامبر به ابعاد ثابت و متغير نظام بين الملل  (اين مقاله كه ترجمه نوشته رابرت جرويس است، به اين مسأله مى پردازد كه حملات تروريستى اثرات عميقتر و گسترده ترى در جوامع امروزى برجاى مى گذارند و البته پيامدهاى وسيع و تكان دهنده اى نيز خواهند داشت). در بخش نقد و بررسى نيز اين مقالات را مى خوانيد: اسرائيل چالش هاى هويت - دموكراسى و دولت، اسلام در اروپا و آمريكا، روابط اردن و اسرائيل در سايه پيمان صلح.
212127.jpg
مطالعات خاورميانه

سى و هشتمين شماره فصلنامه مطالعات خاورميانه به همراه ضميمه ويژه اسناد، نشريه مركز پژوهش هاى علمى و مطالعات استراتژيك خاورميانه به مدير مسؤولى محمود سريع القلم منتشر شد. در اين شماره مى خوانيد: خاورميانه دموكراتيك: ناكجا آباد آمريكايى (حسين دهشيار در مقاله خود به اين امر توجه داشته است كه ماهيت تاريخى و فرهنگى خاورميانه عربى با پديده دموكراسى به مفهوم غربى آن بشدت نامأنوس است و به همين دليل آمريكايى ها جهت نيل به اهداف خود با گستره وسيعى از مشكلات در جهت پياده سازى اهداف خود روبرو خواهند بود)، جايگاه فرايند صلح خاورميانه در سياست خارجى ايران و آمريكا (عباس ايمان پور در مقاله حاضر به ذكر تاريخچه اى از تلاش هاى آمريكا براى ايجاد نوعى صلح ميان اعراب و اسرائيل مى پردازد و اهميت و جايگاه فرايند صلح خاورميانه را در سياست خارجى ايران و آمريكا بررسى مى كند)، عربستان سعودى و اينترنت (اين مقاله ترجمه اى از مقاله جاشوا تيتل باوم است كه در آن تلاش شده نشان داده شود به رغم تلاش دولت عربستان براى ايجاد تمركز و كنترل ماهيت اينترنت به گونه اى است كه نمى توان از كنترل مطلق سخن گفت)، ريشه هاى مسأله قبرس (با توجه به دگرگونى هاى پس از جنگ سرد، قبرس اهميت گذشته خود را از دست داده است، از اين رو هم تركيه و هم يونان تغييراتى در سياست خود در قبال اين كشور انجام داده اند. ايوب امير كواسمى در مقاله خود به تاريخچه مسأله قبرس مى پردازد).
در بخش معرفى و نقد كتاب اين شماره مى خوانيد: وضعيت امت عربى، نفت و امنيت ملى جمهورى اسلامى ايران، آينده نفت عربى، دولت و تحول جهانى.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |