پنجشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Thu, May 19, 2005
حوادث
۳۱۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
ناصر سراج، سرپرست دادگاه كيفرى استان تهران:
پس از صدور طلاق غيابى فاش شد
سارق مطب پزشكان در محاصره پليس
گروه حوادث: سارق مطب هاى پزشكى وقتى زير خودرويى پنهان شد، پى برد در محاصره پليس است.اين مرد ۲۵ ساله در نقش بيمار به مطب مى رفت و زمانى كه به بهانه خوردن آب، ليوانى از منشى مى گرفت، ليوان را مى شكست و به سمت دكتر حمله مى برد.
سكسكه هاى دختر دانش آموز به دنبال حمله
دزدان مسلح نقابدار
212382.jpg
اكنون بيش از ۴۵ روز از آن حادثه شوم مى گذرد. نگاههاى دختر دانش آموز همچنان ترس آلود است. سكسكه هاى بى امان لحظه اى رهايش نمى كند. آرامش از زندگى اين خانواده رخت بربسته و آنان اكنون ذره ذره آب شدن دختر ۱۷ ساله شان را شاهد هستند.«زهرا» ۱۷ سال دارد و در كلاس اول دبيرستان مشغول به تحصيل است ، مى گويد: «صداى سكسكه ها لحظه اى رهايم نمى كند. پس از آن شب لعنتى وقتى به مدرسه رفتم صداى سكسكه باعث شد معلمان عذرم را بخواهند، آنها عقيده داشتند اين صداها تمركز ساير دانش آموزان را بر هم مى زند. از آن روز در خانه ماندم...مادر «زهرا» درباره چگونگى وقوع حادثه توضيح مى دهد: «روز ۱۸ فروردين ماه سال جارى بود. همگى در يك اتاق خوابيده بوديم. هنوز خواب چشمهايم را گرم نكرده بود كه صدايى را روى ايوان خانه شنيدم. با صدايى آرام شوهرم را از خواب بيدار كردم. هر كدام يك چماق برداشته و پشت نرده هاى فلزى در ورودى اتاق رفتيم. دريك لحظه نعره هاى وحشتناك چند مرد جوان كه با لهجه كردى صحبت مى كردند ما را شوكه كرد. آنها با فرياد از ما مى خواستند در را به رويشان باز كنيم. با التماس خواستيم كارى به ما نداشته باشند. يكى از آنها كه چماق بلندى در دست داشت ضربه اى به شيشه هاى در زد. شيشه ها خرد شده و كف اتاق ريخت. از صداى خرد شدن شيشه و فريادهاى دزدان بچه هايم بيدار شدند. آنها در كنج خانه همديگر را بغل كرده و گريه مى كردند. مهاجمان ۶ مرد جوان بودند. همه صورتشان را با نقاب سياه رنگى پوشانده بودند. اين زن ادعا كرد : با تلفن به پليس ۱۱۰ زنگ زدم. ماجراى حمله مهاجمان مسلح به خانه مان را با آنان در ميان گذاشتم. جواب دادند به ما مربوط نمى شود. بايد با پاسگاه خاورشهر تماس بگيريد. خواهش كردم. تماس قطع شد. چند بار شماره تلفن پاسگاه خاورشهر را گرفتم. هر چه تلفن بوق زد كسى گوشى را برنداشت. لحظه اى بعد مجبور شدم بار ديگر با پليس ۱۱۰ تهران تماس بگيرم باز هم ماجرا را برايشان توضيح دادم. آنها پذيرفتند تا با پاسگاه تماس بگيرند. چند تن از همسايه ها با شنيدن فريادهاى ما و نعره هاى دزدان به طرف خانه ما آمدند. مهاجمان با مشاهده آنان پا به فرار گذاشتند.وقتى همسايه ها آمدند، صداى آژير خودروى پليس را شنيديم. آنها وارد محوطه شدند ولى ديگر دير شده و اثرى از مهاجمان مسلح نبود.«زهرا» در حالى كه سكسكه امانش را بريده است، با جملاتى كوتاه مى گويد: وقتى با صداى شكستن شيشه ها از خواب پريدم ، با ديدن ۶ مرد جوان قوى هيكل كه نقاب به چهره داشتند، زبانم از ترس بند آمد. حدود يك ساعت قدرت حرف زدن نداشتم. وقتى كمى آرام شدم، سكسكه ها شروع شد و اين وضعيت تا به امروز ادامه دارد. بارها به پزشك مراجعه كرديم. حتى ۱۰ روز در يكى از بيمارستان ها بسترى شدم ولى هيچ كدام چاره ساز نبود.
ناصر سراج، سرپرست دادگاه كيفرى استان تهران:
دادگاه مطبوعات كماكان
تعطيل است
212385.jpg
گروه حوادث: دادگاه مطبوعات به لحاظ تشكيل نشدن هيأت منصفه كماكان تعطيل است.
ناصر سراج، سرپرست دادگاه كيفرى استان تهران با بيان اين مطلب به خبرنگار ما گفت: شوراى نگهبان با ايرادى كه به قانون هيأت منصفه وارد دانسته است آن را نقض كرده است و نمى توان تا زمانى كه قانون مشخصى در خصوص هيأت منصفه تصويب نشده است دادگاه مطبوعات تشكيل شود.وى افزود: «شوراى نگهبان مصوبه قانون مطبوعات در ۸۲‎/۱۲‎/۲۴ را با توجه به اينكه قانون قبلى مصوبه ۷۹‎/۲‎/۱۱در آن لغو شده بود و اين قانون اصلاحيه آن بوده است آن را در واقع نوعى قانونگذارى دانسته است كه بايستى به تأييد مجدد شوراى نگهبان برسد.» بنابه گزارش خبرنگار ما؛ در نظر شوراى نگهبان آمده است: «با توجه به مراتب فوق ماده ۱۷ قانون اصلاح قانون مطبوعات مصوبه ۷۹‎/۲‎/۱۱ كه عنوان ماده ۳۶ به قانون مطبوعات الحاق شده است از اين جهت كه انتخاب اعضاى هيأت منصفه را به عهده وزير ارشاد و يا مديركل فرهنگ و ارشاد استان قرار داده شده است مغاير اصل ۱۵۷ قانون اساسى مى باشد، زيرا انتخاب اعضاى هيأت منصفه از امور مربوط به تأسيس دادگاه است و بايستى در اختيار رئيس قوه قضاييه باشد بدين جهت الزام رئيس دادگسترى به شركت در اين جلسه مغاير اصل مزبور شناخته شد.» اين گزارش حاكى است؛ با توجه به اين اقدام شوراى نگهبان، دادگاه مطبوعات كماكان به لحاظ نبودن هيأت منصفه به حالت تعطيل در آمده است.
جوابيه دادگسترى كل استان تهران
روابط عمومى و ارتباطات دادگسترى كل استان تهران، پيرو درج مطالبى در شماره ۳۱۳۶ روزنامه ايران مورخ ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۴ در صفحه حوادث، تحت عنوان «سنگسار براى زن جنايتكار» و «اعدام براى مردى كه مى گويد قاتل نيست» در راستاى صيانت از اطلاع رسانى دقيق و پرهيز از انتشار مطالب غير واقع اعلام مى دارد:اولاً - ضمن تكذيب موارد ياد شده، خاطرنشان مى سازد كه حسب اعلام مرجع محترم قضايى ذيربط، هنوز حكمى در اين رابطه صادر نشده است.ثانياً - مطابق با تبصره ذيل ماده ۱۸۸ قانون تشكيل دادگاههاى عمومى و انقلاب در امور كيفرى كه حكايت از ممنوعيت ذكر جزئيات مفاد دادگاه و پرونده تا قبل از قطعيت حكم در مراجع قضايى ذيربط دارد، لذا انتشار مطالب صدرالذكر از طريق آن روزنامه محترم خلاف موازين قانونى است.روابط عمومى و ارتباطات دادگسترى كل استان تهران؛ در پايان براى چندمين بار به صاحبان قلم و ارباب جرايد متذكر مى شود كه در چارچوب وظايف قانونى خود حركت نموده و از ذكر مطالبى كه تشويش اذهان عمومى را به دنبال دارد، جداً پرهيز نمايند.در خاتمه شايان ذكر است: بدون شك بيان عنوان «سنگسار» در خبرى كه اساساً صحت و سقم آن مشخص نيست؛ تأثير پيامد آثار زيانبار حاصل از انتشار اينگونه اخبار در قاطبه افكار عمومى بر همگان مبرهن است.
شكنجه دو كودك خردسال توسط نامادرى
گروه حوادث: بررسى هاى قضايى درباره آزار و اذيت هاى يك خواهر و برادر خردسال توسط نامادرى ۲۷ ساله شان آغاز شده است.
راز شكنجه هاى اين دو كودك هنگامى فاش شد كه معلم مدرسه با توجه به وضعيت ظاهرى نامناسب پسربچه ۷ ساله به همراه او به خانه شان رفت.ماجراى اين كودك آزارى در خانه اى كوچك در جنوب تهران به وقوع پيوست و هم اكنون به دستور قاضى رسيدگى كننده به پرونده دختر ۳‎/۵ ساله خانواده براى نگهدارى به مادر اصلى اش سپرده شده و تلاش ها براى نجات پسر ۷ ساله نيز آغاز شده است.معلم كلاس اول ابتدايى پسر ۷ ساله با ديدن زخم  ها و وضعيت نامناسب پوشش دانش آموزش از او درباره اين ماجرا پرسيد ولى «على» از ترس حاضر به بيان حقايق نشد.وقتى اين پسربچه به خاطر رفع گرسنگى اش اقدام به سرقت از چند مغازه اغذيه فروشى نزديك مدرسه كرد، معلم او براى صحبت در اين باره به خانه شان رفت.معلم جوان با ديدن وضعيت اسفبار على و خواهرش مرجان موضوع را با مسؤولان مربوطه در ميان گذاشت. براساس تحقيقات انجام شده، پس از ترك خانه از سوى مادر واقعى دو كودك خردسال، پدر آنها با زن ۲۷ ساله اى ازدواج كرده بود و از آن زمان گاهى ساعت ها دو خواهر و برادر خردسال را در حمام و توالت زندانى مى كرد.
پدر درباره اين حادثه مى گويد: زنم حق دارد، بچه ها اذيت مى كنند، خانه را آلوده مى كنند. تازه همسرم زن بابا است. از او كه نبايد توقع داشت با بچه هاى يكى ديگر مهربان باشد. تحقيقات درباره اين كودك آزارى ادامه دارد.
پس از صدور طلاق غيابى فاش شد
نقشه ماهرانه زن براى جدايى از شوهر
گروه حوادث: راز زنى كه براى گرفتن نفقه فرزندش اقدام به دادخواست دروغين و فريب دادگاه كرده بود فاش شد.
چندى پيش زنى با مراجعه به شعبه ۲۷۰ دادگاه خانواده به قاضى شريعتى گفت: شوهرم من و تنها فرزندم را رها كرده و رفته است. هر چه براى يافتن آدرسى و يا اثرى از او تلاش كردم به نتيجه اى نرسيدم. ۱۲ سال است كه با يكديگر ازدواج كرده ايم ادامه اين زندگى برايم مشكل شده و نمى توانم مخارج فرزندم را تأمين كنم. مى دانم كه ديگر به خانه باز نخواهد گشت و از اين كه مرا با دخترم تنها گذاشته خيلى ناراحت هستم و از دادگاه مى خواهم نفقه فرزندم را از او بگيرد.با درخواست اين زن قاضى شريعتى دستور داد تا تحقيقات لازم در اين مورد انجام شود.
در اين تحقيقات مشخص شد اين زن در شعبه ديگرى از دادگاه دادخواست طلاق غيابى ارائه كرده است و قاضى آن دادگاه نيز به خاطر مجهول المكان بودن همسر وى و با توجه به اين كه اين زن هيچ نشانه اى از اقوام همسرش به دادگاه ارائه نكرده بود حكم طلاق غيابى براى اين زن صادر كرده است.قاضى شريعتى با توجه به تحقيقات و اظهارات ضد و نقيض زن از او خواست تا آدرس يكى از بستگان همسرش را به دادگاه ارائه كند تا آنها از مجهول المكان بودن همسر وى اطمينان پيدا كنند.زن جوان كه ادعا مى كرد از اقوام شوهرش هيچ اطلاعى ندارد با اصرار قاضى آدرس يكى از آنها را در اختيار دادگاه گذاشت.
پس از مكاتبه دادگاه با يكى از بستگان همسر اين زن وى چند روز بعد در دادگاه حاضر شد و نامه شوهر زن را در اختيار دادگاه گذاشت.همسر اين زن در نامه به قاضى دادگاه نوشته بود كه در ابوظبى مشغول به كارهاى تأسيساتى هستم و چند سال قبل به همراه همسر و فرزندم به ايران آمديم و بعد از مدتى به خاطر كارم مجبور به بازگشت شدم ولى همسرم همراه من نيامد و من نيز با مراجعه به دادگاه خانواده دادخواست تمكين ارائه كردم و دادگاه نيز حكم تمكين را صادر كرد ولى باز هم همسرم حاضر نشد همراه من بيايد. در طول اين مدت نيز سعى كردم تا حضانت فرزندم را به عهده بگيرم ولى همسرم با ادعاى دروغين مرا مجهول المكان اعلام كرده است. به گزارش خبرنگار ما، با توجه به اين كه اين مرد از طلاق غيابى همسرش مطلع نبود قاضى شريعتى رئيس شعبه ۲۷۰ دادگاه خانواده با احضار شوهرزن دستور مواجهه حضورى بين اين زن و مرد را صادر كرد.
بازداشت خريداران كلاهبردار
212391.jpg
گروه حوادث: يك كلاهبردار روحانى نما در جريان تعقيب و گريز گشت پليس آگاهى تهران بازداشت شد.
اين مرد كه مدتى پيش از زندان آزاد شده است براى ادامه دادن به كلاهبردارى هاى خود به پوشيدن لباس روحانى پرداخت و به شكار طعمه هايش رفت.بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه روز بيست و هفتم ارديبهشت ماه سال جارى واحد گشت ۷۴ آگاهى به سر نشينان خودروى پرايدى كه با سرعت در حال گذر از اتوبان آزادگان بود دستور ايست داد.دو سرنشين پرايد با بى اعتنايى به خواسته پليس با سرعت زياد خواستند فرار كنند كه گشت آگاهى به تعقيب آنان پرداخت و توانست از گريختن اين دو مرد جلوگيرى كنند.وقتى راننده و سرنشين ديگر بازداشت شدند مأموران در بازرسى از خودروى پرايد يك دست لباس روحانى به دست آوردند و در بازجويى از دو مرد پى بردند آنان سعى در پنهان كارى دارند و با كشف چك هاى جعلى روشن شد كه دو مرد در خريد برنج به كلاهبردارى پرداخته اند.كارآگاهان در سوى ديگر تحقيقات دريافتند يكى از متهمان كلاهبردار حرفه اى است كه چندى پيش از زندان آزاد شده است و اين فرضيه را بررسى كردند كه وى با پوشيدن لباس روحانى به اغفال طعمه هاى خود دست مى زده است.بدين ترتيب؛ با دستور بازپرس توكلى از شعبه پنجم دادسراى امور جنايى تهران دو كلاهبردار تحت بازجويى قرار گرفتند و كلاهبردار روحانى نما به بهانه اينكه لباس روحانى متعلق به يكى از آشنايان است و براى اتوشويى در اختيار وى قرار داده شده است سعى در گمراه كردن مسير تحقيقات كرد. بنابر گزارش خبرنگار جنايى ما، كلاهبردار روحانى نما تحت بازداشت است وتحقيقات براى فاش ساختن جزئيات اقدامات تبهكارانه وى متمركز شده است.
شكارچى خوشبختى درليست سياه اعدامى ها
212394.jpg
گروه حوادث: قضات ديوانعالى كشور با تأييد حكم مجازات مرگ براى پسرى كه در سرقتى مسلحانه راننده آژانسى را به قتل رسانده است آن را قابل اجرا دانست.
اين پسر جوان در شب عروسى خواهرش وقتى تصميم گرفت پولدار شود همراه دوستش نقشه سرقت خودرويى را طراحى كرد و به شكار راننده آژانس در اتوبان تهران- كرج دست زد.
بنا به اين گزارش؛ عصر شنبه ۱۹ مهرماه سال ۸۲ پليس كرج با دريافت ادعا هاى يك مرد ناشناس مبنى بر اينكه جسد نيمه سوخته اى را در كيلومتر ۲۸ آزادراه تهران- كرج ديده است به محل كشف جسد اعزام شد و دست به بررسى هاى تشخيص هويت زد.
وقتى مشخص شد قربانى پسرى ۲۵ ساله است كه با اصابت گلوله اى به كتفش از پاى درآمده است و عاملان قتل سعى داشته اند جسدش را بسوزانند اقدامات براى شناسايى هويت جسد نيمه سوخته آغاز شد تا اينكه مردى در مراجعه به آگاهى كرج ادعا كرد پسرش با نام ذوالفقار آدينه ناپديد شده است.
اين مرد وقتى خود را در برابر جسد نيمه سوخته ديد با اشاره به كفش هاى قربانى و مشخصات ديگرى آن را شناسايى كرد و گفت كه جسد متعلق به پسرش است.پليس در تحقيق از پدر ذوالفقار پى برد كه اين پسر آخرين بار وقتى مى خواست به بيمارستان ميلاد برود و به خواهرش كه بيمارى سختى داشت سر بزند زير پل فرديس جوان قوى هيكلى را سوار خودرو اش كرده است.
كارآگاهان كه هيچ سرنخى جز خودروى پژو آردى عدسى رنگ نداشتند به جست وجوى گسترده اى پرداختند تا اينكه گزارشى دريافت كردند وپى بردند پسر جوانى همزمان با پيدا شدن جسد نيمه سوخته راننده آژانس سوار بر خودروى پژو آردى عدسى رنگ به خانه اشان رفت و آمد دارد.
با شناسايى شدن پسر ۲۲ ساله كه «على اصغر نصرتى» نام دارد پليس توانست وى را سوار بر خودروى قربانى بازداشت كند.
اين پسر وقتى تحت تحقيق قرار گرفته شد بدون هرگونه مقاومتى پذيرفت كه دست به جنايت زده است و گفت: «شب عروسى خواهرم بود كه احساس كردم بايستى پولدار شوم از سوى ديگر نامزدم فشار مى آورد كه با تن دادن به خواسته هاى رؤيايى او هرچه سريعتر عروسى باشكوهى بگيرم، وقتى دوستم را در جريان قرار دادم پذيرفت همراه من باشد و نقشه سرقت خودرويى را كشيديم.»
وى افزود: «با موتوسيكلت زير پل فرديس رفتيم، دوستم آنجا پنهان شد و من در كنار اتوبان ايستادم، وقتى «ذوالفقار» با پژويش جلوى پاى من ايستاد به بهانه اينكه خودروام بخاطر خرابى كيلومترها جلوتر است سوار پژو شدم هنوز چند مترى حركت نكرده بود كه اسلحه ام را به سمت او گرفتم و شليك كردم، او بدون مقاومت از پاى درآمد، پشت فرمان نشستم و در حاليكه دوستم سوار بر موتوسيكلت دنبالم مى آمد حركت كردم تا اينكه پشت ترافيك او را گم كردم.
عامل جنايت جسد نيمه سوخته، گفت: «وقتى دوستم را پيدا كردم با هم به گرمدره نزديك شهرك دنا رفتيم، جسد را بيرون از خودرو انداختيم و همراه دوستم با تهيه بنزين آن را سوزانديم اما در اصل جنايت دوستم بى گناه بود.»
در برابر اين ادعاها دوست «على اصغر» همه آن را منكر شد و گفت: «من نه اطلاع از نقشه «على اصغر» داشتم و نه در قتل شركت كردم منتها گناه من ديدن جسد و بيان نكردن آن بود كه ناشى از ترس بود، من به شدت از قاتل مى ترسيدم و بخاطر رفتارهاى او بناچار خودروى مقتول را شستم و آثار جنايت را از بين بردم».
با اين اعترافات تكاندهنده و صدور كيفر خواست از سوى دادستان كرج پرونده در اختيار شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و ۵ قاضى پس از رسيدگى به جزئيات ماجراى جسد نيمه سوخته، «على اصغر» را عامل اصلى جنايت شناختند و به قصاص نفس ـ اعدام ـ محكوم كردند.
اين حكم كه با اعتراض قاتل راننده آژانس از سوى قضات شعبه ۳۹ ديوانعالى كشور تحت رسيدگى قرار گرفته بود از سوى هيأت قضايى تأييد و قابل اجرا دانسته شد.
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، صبح ديروز چهارشنبه- ۲۸ ارديبهشت ماه ـ اولياى دم در دادسراى امور جنايى تهران حاضر شدند و با وجود تلاش داديار قريشى و پورمكرى براى اعلام رضايت آنان با دردناك خواندن مرگ پسرشان خواستار اجراى سريع حكم شدند.بدين ترتيب؛ عامل اين جنايت نيز در ليست سياه اعدامى ها قرار گرفت و وى بزودى پاى چوبه دار خواهد رفت.
دستگيرى ۲ سارق مسلح در تهرانپارس
212379.jpg
گروه حوادث: دو سارق مسلح كه با سرقت خودرو پرايدى اقدام به زورگيرى از مسافران مى كردند، در تعقيب و گريز مأموران كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس به دام افتادند. بنابر اين گزارش، ساعت يك و سى دقيقه بامداد روز سه شنبه مرد جوانى در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد وقتى براى رفتن به خانه در ميدان امام حسين (ع) سوار خودرو پرايد سفيدى شدم، پس از طى مسافتى، سه سرنشين خودرو با اسلحه و چاقو به من حمله كردند و زمانى كه يكى از آنها را خلع سلاح كردم، همدست ديگر آنها با چاقو چند ضربه به دستم زد و پس از سرقت كيف سامسونت و ۲۰ هزار تومان پولم مرا از خودرو به بيرون انداختند.با گزارش اين سرقت، به دستور سرهنگ رودكى (رئيس كلانترى ۱۲۶ تهرانپارس)، اكيپى از مأموران تجسس به سرپرستى سروان بنيادى اقدام به محاصره منطقه كردند.مأموران در تحقيقات خود با گرفتن شماره خودرو از مالباخته عبور و مرور خودروها را در منطقه تحت نظر گرفتند تا اينكه ۱۰ دقيقه بعد مأموران خودرو پرايد را درحالى كه سرنشينان آن مسافرى را از فلكه دوم تهرانپارس به مقصد خيابان استخر سوار كرده و با تهديد اسلحه قصد اخاذى از او را داشتند، مشاهده كردند و به تعقيب آن پرداختند و با شليك هوايى از سرنشينان آن خواستند تا توقف كنند، ولى خودرو پرايد به سرعت به طرف ميدان الغدير و خيابان فرجام متوارى شد. در اين تعقيب و گريز مأموران با شليك گلوله به لاستيك خودرو، آن را متوقف كردند.متهمان در بازجويى ها ضمن اعتراف به ۶ فقره زورگيرى مسلحانه، اعلام كردند خودرو پرايد را هفته قبل از ميدان شوش به بهانه رفتن به ورامين كرايه كرديم و در بين راه با تهديد اسلحه، راننده خودرو را بيرون انداختيم و خودرو را سرقت كرديم.به گزارش خبرنگار ما، صبح روز گذشته متهمان پس از بازجويى توسط داديار قندى زاده با قرار بازداشت در اختيار مأموران اداره اول پليس آگاهى تهران قرار گرفتند و رديابى ها براى دستگيرى همدست ديگر آنها ادامه دارد.
اين مرد سفر مى كرد تا سرقت كند
212388.jpg
گروه حوادث: يك مرد سوار اتوبوسهاى مسافربرى مى شد تا با خوراندن سانديس آلوده به مواد خواب آور دست به سرقت از مسافران بزند.اين مرد در پى وقوع سرقتهاى مشابهى تحت تعقيب پليس آگاهى تهران قرار گرفت تا اينكه با به دست آمدن رد پايى از همسرش دستگير شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |