پنجشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Thu, May 19, 2005
مهرگان
۳۱۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره مجيد مهرگان
براى مقابله با مشكلات چه مى كنيد؟
درباره مجيد مهرگان
نقش هاى
تاريخ و فرهنگ
مجيد مهرگان
ـ متولد ۱۳۲۴ - رشت
ـ ليسانس گرافيك از دانشكده هنرهاى تزئينى (دانشگاه هنر فعلى)
ـ آموزش عملى نقاشى ايرانى نزد محمود فرشچيان
ـ دريافت آموزشهاى نظرى از اساتيدى چون حسين بهزاد، زاويه، نصرت الله يوسفى، مهرداد بهار، يحيى زكاء و اسعد فيروزان
ـ اخذمدرك درجه يك هنرى در رشته نقاشى ايرانى در سال ۱۳۶۶
ـ سى سال سابقه آموزش در وزارت فرهنگ و هنر
ـ شركت در بسيارى از نمايشگاههاى داخلى و خارجى
ـ عضو هيأت علمى همايش هاى بزرگداشت كمال الدين بهزاد و سلطان محمد
دغدغه فهماندن و شناساندن ذات هنر و بويژه نقاشى ايرانى آنقدر او را به خود مشغول كرده كه هر سؤالى را به شكلى به آن مربوط مى كند.
هم عرض كردن تمام هنرها و همه را زير پوشش و عنوان هنرهاى سنتى قراردادن پس از پيروزى انقلاب و برنامه ريزى هاى يگانه براى تمام اين هنرها روشى نادرست و غيراصولى است و اين يكى از همان دغدغه هاى مجيد مهرگان است.
212397.jpg
او ۶۰ ساله است. در خانواده اى به دنيا نيامده كه پدرش نقاش بوده، مادرش خوشنويس، مادربزرگش شاهنامه خوان و دروديوار خانه شان پوشيده از آثار هنرى و خلاصه همه چيز دست به دست هم داده تا او به هنر علاقه مند شود، هنرمند بار بيايد و همه عمر خويش را مصروف آن كند.
ميل به هنر و به طور ويژه نقاشى، در او يك كشش ذاتى و درونى بوده است و او با مطالعات و اطلاعاتى كه در سالهاى عمرش كسب كرده اين كشش درونى را به همه آدمها تعميم مى دهد.
به شرط داشتن «اصل گهر»، «طينت پاك»، «استمداد» و «كسب خرد» هر هنرمند مى تواند به عنوان يك ارتباط دهنده جلوه ذات يا صفات را به شرط عنايت حق منتقل كند چرا كه هنرمند يك انتقال دهنده است.
او مسير حركت را يافته است و از اين پس راه يافتن استاد وفراهم آمدن شرايط آموختن برايش هموار مى شود. به صورت تصادفى با فرشچيان آشنا شده و به طور خصوصى كار را با او آغازمى كند.
فرشچيان را در نمايشگاهى كه از آثارش در خانه فرهنگ برقرار بوده ملاقات مى كند. با او وعده اى مى گذارد و كارهايش را به او نشان مى دهد و اينها درحدود سال ۱۳۳۶ اتفاق مى افتد.
مهرگان تنها شاگرد استاد فرشچيان به اين شكل و سياق بوده است و بعدها اين حالت شاگرد و استادى به همكارى و دوستى بدل مى شود كه تا به امروز هم ادامه دارد.
او از نزديك درجريان نحوه كار استاد قرارمى گيرد. در ساختن رنگ و بوم و... با هم كارمى كنند و فرشچيان در سال ۱۳۴۸ او را به عنوان استاد اين رشته به هنرستان هنرهاى زيباى پسران و دختران معرفى مى كند.
مهرگان در زمينه اساطير ايرانى در ادبيات كلاسيك كشورمان بسيار خوانده است، حقيقت هنر ايرانى را به درستى درك كرده و با طرزفكرهاى عرفانى كه نقاشى ايرانى در ادوار مختلف از آن متأثر است، آشناست.
مهرگان بى گدار به آب نزده است، نشانى را به درستى يافته و بعد به راه افتاده، او معتقداست امروز بعضى از جوانها بدون داشتن آدرس، شروع به تكرار روشهاى اجرايى مى كنند كه به هيچ كجا نمى رسند و البته افرادى كه به آنها تعليم مى دهند هم از اين كه تكراركننده هايى براى روشهاى خود داشته باشند استقبال مى كنند و اينها تنها به هوراكشانى تبديل مى شوند كه درنهايت چيزى از آن خود ندارند.
كمبود سواد تئوريك درميان دانشجويان و هنرجويان مشكلى نيست كه بتوان آن را ناديده انگاشت. البته تأسف انگيزتر آنكه به ندرت به صرافت مطالعه مى افتند و صدالبته توانايى عملى بالا به تنهايى نمى تواند از فرد يك هنرمند كامل بسازد.
او تحصيلات خود را در رشته گرافيك دانشكده هنرهاى تزئينى (دانشگاه هنرفعلى) به پايان رسانده است و پيش از آن دو سال تحصيل در رشته معمارى را تجربه كرده است.
پس ازمدتى تحصيل در اين رشته درمى يابد كه معمارى، او را از رشته اصلى اش به كلى منفك مى كند. بارديگر در آزمون ورودى دانشگاه شركت مى كند و اين بار گرافيك را برمى گزيند.
معتقداست كه تقدير با او يار بوده كه توانسته در زمينه نظرى با اساتيدى چون مهرداد بهار، يحيى زكاء، اسعد فيروزان و... آشنا شود تا راه و طريق مشرف شدن به هنرمقدس ايران زمين را بياموزد.
او از اينكه با وجود انديشمندان بسيار، در حوزه هاى مختلف و بويژه دراين زمينه، تنها به عنوان «اشانتيون» چنددقيقه در تلويزيون نامى برده مى شود و استفاده بايسته اى صورت نمى گيرد گله دارد. مى گويد هميشه يا وقت نداريم يا مى خواهيم شعارى و نمايشى كاركنيم.
تكرار هنر گذشته چيزى است كه مهرگان از پرداختن به آن اجتناب دارد و اصولاً آن را هنر نمى داند اما تأكيد او بيش از هرچيز بر ضرورت شناخت فرهنگ و تمدن اصيل ايرانى است بويژه در نقاشى.
«جوشش ذاتى»اى كه مهرگان را به اين وادى كشانيده تا بدانجا بوده كه زمينه ساز مطالعات بسيار او در اين باره شده است. مانند اكثر هنرمندان بزرگى كه ما به واسطه همين كشش ذاتى و درونى به سوى اين هنر هدايت شده و آثار بى مانندى خلق كرده اند.
نقاشى ايرانى پيش از آنكه به ظاهر پردازد و خود را بر هارمونى رنگها، آناتومى عناصر جاندارحاضر در اثر، پرسپكتيو رايج در نقاشى غربى يا سايه روشن متمركز كند مفهوم را مدنظر قرار مى دهد و البته آنچه در عين حال مشهود و زيباست هارمونى فوق العاده رنگها، پرسپكتيو خاص اين نوع نقاشى و دقت و ظرافت هايى است كه معنويت جارى در اين آثار را به بهترين شكل جلوه مى بخشد. آنچنان كه نقاشى ايرانى را از تعلقات زمينى و ظواهر حاكم بر واقعيت به كلى منفك مى كند به آن جنبه اى روحانى و اصطلاحاً آسمانى مى بخشد تا جايى كه در كمترين اثرى آسمان به رنگ آبى هميشگى اثر است و رنگ طلايى كه تقويت كننده همان روحانيت است فضاى آسمان را مى پوشاند. صخره هايى كه چهره انسانها و حيوانات را در خود نهفته دارد به تناسب در اثر جا مى گيرند، درخت جوان بر بالاى سر فرد جوان قرار مى گيرد و درخت كهنسال در كنار پير حاضر در اثر. روابط بين عناصر يك نقاشى ايرانى آنقدر شگفت انگيز و در عين حال حساب شده است كه شكى در وجود پشتوانه اى علمى، تاريخى و فرهنگى در آن باقى نمى گذارد. «موضوع» در نقاشى هاى مهرگان اصل بسيار مهمى است. روابط دقيق و حساب شده بين عناصر حاضر در آثار او اعم از حيوانات، پرنده ها، گل و گياه، صخره ها، آب، آسمان، انسان و حتى روابط بين لباسها، رنگها و نحوه جايگيرى هر كدام از عناصر با موضوع كلى اثر تعلق خاطر او را به «موضوع» نمايان مى كند. او معتقد است: «روشهاى اجرايى و تكنيك هر لحظه به شكلى است و در هر مرحله با مرحله ديگر متفاوت است اما آنچه موردنظر و اصيل است موضوعيتى است كه نقاشى قصد بيان آن را دارد.»
212301.jpg
5سالى است كه ديگر تدريس نمى كند و بازنشسته شده است. وضع آموزش به ويژه، آموزش هنر در دانشگاهها به عقيده او آنقدر نامناسب است كه نيازى به حضور خود در دانشگاه نمى بيند! مى گويد: «به اين نتيجه رسيده ام كه گوشه اى بنشينم و كار خودم را بكنم. كسانى هستند كه تربيت شده تفكراند كه با تفكر من تباين به ذات دارد».
او اين روزها به عنوان عضو هيأت علمى همايش بزرگ بزرگداشت «سلطان محمد» مشغول فعاليت است و ۲سال گذشته نيز همين سمت را در همايش بزرگداشت «كمال الدين بهزاد» داشته است. معتقد است برگزارى چنين بزرگداشتهايى تا اندازه بسيارى در ماندگارى نام اين هنرمندان اصيل و حفظ اين هنر مؤثر است اما اين را هم كافى نمى داند.
نقش كردن مناظر و صورتهاى ازلى همواره منظور نظر نقاش ايرانى بوده است و مهرگان معتقد است بعدها به دليل نادانى متوليان هنرى، هنرمند يا به انزوا كشانده شد چرا كه هيچ مراقبتى از او نمى شد و يا سعى كرد همه مشكلات معيشتى اثر را هم حل كند و دست به هر كارى زد افسوس او بيش از همه از اين است كه پس از طرح اين هنر اصيل و ملى، عده اى استاد يك شبه هم ظاهر شدند كه مطالب را به گونه اى ديگر براى مخاطبينشان تفهيم مى كنند و هنرجويى كه دچار انحراف شده را به سختى مى توان از آن راه بازگرداند.
مجيد مهرگان براى هنر ايران نگران است و مى خواهد اين نگرانى را بازگو كند. بارها و بارها، تعاريف و تحليلهاى اشتباهى كه از طريق غيرايرانى ها بر هنر ايران شده و نظرات عده اى از نظريه پردازان داخلى كه به گفته مهرگان «تا بن دندان وابسته بودند» بزرگترين لطمات را به هنر ايرانى زده اند و نسلهايى را از هويت فرهنگى و هنرى خود دور كرده اند. البته در دهه هاى اخير نوعى گرايش و علاقه مندى در نسلهاى معاصر در جوامع مختلف اتفاق افتاده كه هويت تحميل و تعريف شده توسط استعمار را بازشناسى كنند و اين مسأله در ايران نيز به شكل بارزى ديده مى شود.
برگزارى نمايشگاهى بزرگ از آثار موجود در ايران از هنرمندان بزرگى چون كمال الدين بهزاد، جمال الدين سلطان محمد، آقا ميرك اصفهانى و ديگران در موزه هنرهاى معاصر قدم ارزشمندى است براى ايجاد و محكم كردن ارتباط ها و اتصالات از دست رفته اين هنر با نسل معاصر و جوان.
مهرگان، با وجود دغدغه ها و دلسوزيهايش به آينده اميدوار است. چرا كه به عقيده او «هنر يك مأموريت الهى است» و بويژه اصالت اين هنر، قدمت و اساس محكم آن را به قدرى داراى اهميت مى داند كه على رغم ركودها و درجازدن هايش در دوره هايى اما راه خود را به جلو باز مى كند و نسل بر نسل پيش مى آيد و البته آنچه كه شرط اساسى است حركت توأمان نظر و عمل و يك طرفه به سراغ هر كدام نرفتن است.
براى مقابله با مشكلات چه مى كنيد؟
مانند تمبر باشيد
آيا هرگز فكركرده ايد از يك تمبر چه مى توان آموخت؟ سؤال عجيبى است! كمى فكر كنيد. به پاكت آخرين نامه اى كه به دستتان رسيده است، نگاه كنيد. مى بينيد با سرسختى هر چه تمامتر تا آخرين مرحله يعنى رسيدن به دست شما، به پاكت چسبيده است.
۹۰درصد افراد در طول زندگى خود، به مرحله اى مى رسند كه احساس مى كنند شكست خورده اند. به راحتى تسليم شرايط مى شوند ودست از تلاش برمى دارند. آن هم در مرحله اى كه كمى اعتقاد، استقامت و پشتكار مى تواند يك شكست حتمى را به پيروزى باشكوهى تبديل كند.
زنان در زندگى خانوادگى نقشى اساسى دارند. دوام يك خانواده و آرامش آن، بيشتر به وجود زنان بستگى دارد. در هنگام بروز مشكل، چه در محيط كار و چه در خانه، روشى كه براى حل اين مشكل در پيش مى گيريد، سبب موفقيت و يا شكست شما مى شود. دستورالعمل زير به شما كمك مى كند شكست را به پيروزى تبديل كنيد.
۱- به خود تلقين كنيد بايد مشكل به وجود آمده را حل كنيد.
۲- از راهنمايى هاى پدر و مادر، دوستان و ساير افراد مطلع كه مى شناسيد، استفاده كنيد.
۳- آخرين و مهمترين مرحله استقامت و بردبارى در مراحل بحرانى و حساس است. به خود تلقين كنيد تنها يك قدم با حل مشكل فاصله داريد. مجسم كنيد زمانى كه بر اين مشكل غلبه كرديد، چه تغييرى در زندگى شما پديدار خواهد شد. تجسم اين تغييرات، سبب تقويت انرژى مثبت در شما مى شود.
با در نظر گرفتن مراحل فوق، مشكل شما هر قدر هم بزرگ باشد، توانايى حل آن را پيدا خواهيد كرد. بار ديگر وقتى نامه اى دريافت مى كنيد، به تمبر روى پاكت فكر كنيد. توجه داشته باشيد اين تمبر براى رساندن پاكت نامه به مقصد بايد چسبندگى كافى داشته باشد. شما هم مى توانيد مانند اين تمبر عمل كنيد. با تقويت نيروى پشتكار و مقاومت در خودتان. بر مشكلات زندگى غلبه كرده و موفقيت را از آن خود سازيد.با اين روش هم يك شكست را به پيروزى تبديل كرده ايد و هم فرزندان شما با درك تلاش و صبر شما؛ الگوى مناسبى براى زندگى آينده خود انتخاب خواهند كرد.
منبع: اينترنت
ترجمه : معصومه پيروزبخت


|   شناسنامه   |   آرشيو   |