پنجشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۴ -
Thu, May 19, 2005
چشم انداز
۳۱۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
نقدى بر آثار حقوقى عدم كنترل بليت هواپيما
رنگ خدايى
تجربه را تجربه كردن خطاست. عده اى از هموطنان عزيز ما دير يا زود همچون پرنده مهاجر پركشيده و راه هجرت بر مى گزينند. هجرت سازنده است و دلايل آن متنوع و قابل پيگيرى متخصصان امور اجتماعى است.
ولى آنچه مهم است تاوانى است كه مى پردازند آنچه به آن چوب حراج مى زنند و مى فروشند و آنچه مى خرند! هميشه به خاطر بسپاريد كه دين و فرهنگ مسلمين ستاره راهنماى ابدى آنهاست و هيچگاه آن را از مد نظر خود دور نسازيد تا در مسير درست طى طريق كنيد. متن ذيل مى تواند اشاره اى مناسب براى حركت باشد و اين هشدارى است.
پس شهادت مى دهم:
از اين واقعيت كه مسيح يك حقيقت هميشه زنده و جاودانى است تا اين واقعيت كه اسلام تنها دينى است كه در نهايت از شما پذيرفته مى شود (برگرفته از عبارت قرآن)
از اين واقعيت كه انجيل مورد تأييد قرآن است تا اين واقعيت كه قرآن نگهبان و نگهدارنده انجيل است (مائده-۴۸)
از اين واقعيت كه مسيح بنده خداوند (نساء- ۱۷۲) (زخرف-۵۹) از معبود خود طلب عفو از اين آزمايش سخت كرد تا به صليب كشيده نشود زيرا انسان ضعيف آفريده شده است (نساء-۲۸) تا اين واقعيت كه قبول و نوع قربانى توسط خداوند تعيين مى شود. همان طور كه از قربانى كردن فرزند ابراهيم (اسماعيل) ملقب به دوست خدا نيز چشم پوشى كرد.
از اين واقعيت كه يهودا تنها فرد شبيه به مسيح با سرنوشت متضاد و نامعلوم در انجيل مواجه است (متى در مورد يهودا گفته كه او خود را بر دار كرد ولى لوقا ذكر كرده او به زمين افتاد و شكمش پاره شد و مرد. آيا روح القدس نمى توانست جلوى اين تضاد را در انجيل بگيرد؟ به چه علت جلوى اين تضاد گرفته نشد؟) تا اين واقعيت كه اين تضاد صورى، اعجاز نهفته در انجيل است و نشانه ظهور دينى كه حقيقت محض است و بازگو كننده واقعيت ها بر مبناى علم الهى (گفتارشان كه: ما مسيح بن مريم پيامبر خدا را كشتيم در حالى كه او را نكشتند و نه بر دار كردند لكن اين امر بر آنها مشتبه شد و كسانى كه در مورد او اختلاف كردند از آن در شك هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پيروى مى كنند و قطعاً او را نكشتند - نساء-۱۵۷)
از اين واقعيت كه مسيح در زمان خود سمبل راه و راستى و نجات بود تا اين واقعيت كه اسلام تنها دين خالص ابراهيمى است (بقره-۱۳۵) كه در جاى جاى مراسم عظيم و پر بركت حج هزاران سال قبل از اسلام و مسيحيت و يهوديت در آن شبه جزيره فراموش شده حضور داشت (بقره -۱۲۷)
از اين واقعيت كه تمام اديان در هنگام ظهور با مشكل پذيرش مواجه بودند و يهوديان هنوز منتظر منجى خود هستند كه با نشانه هاى ياد شده در تورات مطابق باشد تا اين واقعيت كه خواست الهى بر اين مقرر بود كه تمام اديان به صورت معجزه آسايى در عربستان آن روز گرد بيايند تا اين خود گواهى بر حقانيت اسلام باشد. هنگامى كه فرستاده اى از سوى خداوند به سراغشان آمد و با نشانه هايى كه نزد آنها بود، مطابقت داشت جمعى از آنان كه به آنها كتاب داده شده بود، كتاب خدا را پشت سر افكندند، گويى هيچ يك از آن خبر ندارند (بقره ۱۰۲) نه تنها اين آيه بلكه ده ها آيه ديگر اين فكر را تداعى مى كند كه اشارات زيادى در انجيل بوده (بقره ۸۹-۱۰۱-۱۴۶) (آل عمران ۷۰-۷۱)
از اين واقعيت كه مسيح (روح الله) جايگاه ويژه اى در قرآن دارد و ظهور مسيح نشانه قيامت است تا اين واقعيت كه همگى ما در يك روز و يك ساعت يكجا جمع مى شويم و در آنچه اختلاف داشتيم خداوند قضاوت خواهد كرد (برگرفته از عبارت قرآن و پاسخى مناسب به مبلغين مسيحى)
از اين واقعيت كه عده قليلى از مهاجران كشور ما به دلايلى همچون اخذ اقامت يا مقبوليت در جامعه و بهبود شرايط اقتصادى و اجتماعى تن به اين تغيير آيين مى دهند و با تبليغ مبلغين غربى قبول مى كنند كه مسيح عفو مى كند تا اين واقعيت كه اين نحوه انتخاب تجارى است و واقع گرايانه نبوده و عشق و منطق الهى و نيز حقيقتى به دنبال ندارد و سبب نجات نخواهد شد.
از اين واقعيت كه انتخابگران بين گزينه هاى كامل ترين و كامل و نسبى پاسخ نسبى را برگزيدند تا اين واقعيت كه اسلام را فروخته و مسيحيت را خريدارى مى كنند غافل از اين كه مسيح نيز قادر به جبران خسرانى كه در اين معامله متحمل مى شوند، نخواهد بود.
از اين واقعيت كه فلاسفه شكاك و دين گريز غربى تمام زواياى انجيل را به نقد كشيده و انجيل را به عنوان يك اثر ادبى و غيرالهى معرفى مى كنند (همچون اسپينوزا، كانت، ولتر و...) و حتى مورخين غربى وجود مسيح را از حيث تاريخى انكار مى كنند و به علاوه اين كه سياستمداران كنونى غرب خواهان ايجاد تضاد و واگرايى جامعه اسلامى و مسيحى در سطح كلان و جهانى هستند طورى كه حادثه ۱۱ سپتامبر تنها بارقه اى است از آتش حوادث آينده تا اين واقعيت كه مسلمانان بر مبناى قرآن و تأييد انجيل خواستار همگرايى و محبت و همدلى و ايجاد صلح پايدار بين اين جوامع هستند.
اسلام دين راستى و حقيقت و اعتدال است. اسلام نور حق است و روزى جهانى خواهد شد. خداوند نور خود را توسعه خواهد داد و احدى توانايى خاموش كردن اين نور را با دهان خود ندارد (توبه-۳۲) (صف-۸ و ۹)
قرآن وسيله فهم و درك مفاهيم الهى و به زبان عربى آشكار است (نحل- ۱۶) و پند و ذكرى آسان است (قمر-۲۲-۳۲) براى كسانى كه مى خواهند در جوار رحمت الهى باشند. (يونس -۱۰) پس حداقل كار ممكنه، مطالعه دقيق و تفكر در قرآن است، تا اقرار زبانى شما به اقرار قلبى بدل گردد و مبدل به فلز ناب الهى شويد.
ايمان مانند باور به طلوع خورشيد است، ايمان به همراه خود صلابت، انعطاف، ايمنى را به ارمغان مى آورد. ايمان يعنى همه چيز يك فرد مسلمان كه قابل تجارت نيست. ايمان به اسلام يعنى رنگ خدايى گرفتن و چه رنگى بهتر از رنگ خدايى است، به ريسمان الهى چنگ زنيد و از پيامبر اسلام و ائمه معصومين آرزوهاى خود را مطالبه كنيد زيرا دست آنها براى اين امت هميشه گشاده است.
نقدى بر آثار حقوقى عدم كنترل بليت هواپيما
مسافران بى هويت
212265.jpg
دكتر منصور جبارى (۱)

براى پرواز در مسافرت از شهرستان به تهران براى تهيه بليت به آژانس مسافرتى هوايى مراجعه و تقاضاى بليت نمودم. مسؤول مربوط اظهار داشت كليه صندلى ها قبلاً فروخته شده است. در آن هنگام شخصى به قصد باز گرداندن بليت ابتياع شده وارد شد. مسؤول فروش بليت آژانس پيشنهاد كرد مستقيماً بليت را از وى خريدارى نمايم. كه متوجه شدم شركت هاى هواپيمايى سياست عدم كنترل بليت هواپيما را اتخاذ نموده اند وحتى به هنگام سوار شدن به هواپيما، بليت وى را كنترل نمى كنند.
از جمله آثار مهم ناشى از عدم
كنترل بليت هواپيما
سوء استفاده آژانس هاى مسافرتى و مشكلات حقوقى ناشى از پرداخت غرامت به مصدوم حادثه يا بازماندگان متوفى و همچنين مسؤوليت نامحدود متصدى حمل و نقل مى باشد كه به اختصار در اين مقاله مورد بررسى قرار گرفته است.
الف - پرداخت غرامت به مصدوم حادثه
متصديان حمل و نقل ، مسافر و بار خود را بيمه مى نمايند. تا در صورت ورود خسارت زيان ديده بتواند به بيمه گر مراجعه و براى خسارت وارده درخواست غرامت نمايد، بيمه گذار وظايفى برعهده دارد. اعلام حادثه از جمله وظايف بيمه گذار است. مطابق ماده ۱۵ قانون بيمه «بيمه گذار بايد ... اولين زمان امكان و منتهى در ظرف پنج روز از تاريخ اطلاع خود از وقوع حادثه بيمه گر را مطلع سازد و الا بيمه گر مسؤول نخواهد بود ،مگر آنكه بيمه گذار ثابت كند كه به واسطه حوادثى كه خارج از اختيار او بوده است اطلاع به بيمه گر در مدت مقرر براى او مقدور نبوده است». مسافرى كه بليت دريافت ننموده باشد نام او در ليست پروازى وجود ندارد. وى نخواهد توانست وقوع حوادث را به بيمه گر اطلاع داده و براى جبران آن به بيمه گر مراجعه نمايد. اختلال در انجام اين امر، باعث خواهد شد پوشش بيمه اى كه مطابق قانون و قرارداد ايجاد شده است از بين برود.
در حوادث هوايى، گاهى مسافران به كلى از بين رفته و شناختن آنها معمولاً ميسر نيست. در اين صورت ، بازماندگان و خويشاوندان متوفا مى توانند به شركت بيمه مراجعه نمايند. در صورتى كه در حادثه اى مسافران ناپديد شوند، چه كسى بايدغرامت دريافت نمايد. بيمه گر فقط مى تواند به ليست پروازى متصدى حمل و نقل مراجعه نمايد. در اين صورت مستحق غرامت غير از آن شخصى خواهد بود كه واقعاً خسارت ديده است. بستگان دارنده اصلى بليت(شخصى كه زنده است) مى توانند براى دريافت غرامت به شركت بيمه گر مراجعه نمايند و با كتمان حقيقت درصدد سوء استفاده و اخذ غرامت برايند و چه بسا به علت عدم امكان شناسايى كشته شدگان و يا كشف اجساد، در اين اقدام توفيق يابند.
ب - امكان سوء استفاده شخصى كه به نام او بليت صادر شده است
در حالت عادى هر شخص فقط مى تواند براى خود بليت خريدارى نمايد و امكان انتقال آن به هيچ عنوان امكان ندارد مگر آنكه دارنده بليت به آژانس هواپيمايى مراجعه، بليت خود را تحويل داده و پس از كسر درصدى از تعرفه بليت، وجه پرداختى را مسترد نمايد و آژانس هواپيمايى استرداد را در سيستم كامپيوتر وارد و در صورت امكان بليتى براى شخص ديگر صادر نمايد. در صورت عدم كنترل بليت به هنگام ورود به سالن پرواز، بازار سياه بليت هواپيما موجب نارضاتى مسافران و تضييع حق آنان خواهد شد.اين وضعيت را در مورد بليت اتوبوس سالها تجربه كرده ايم. وجود دلالان فروش بليت مسافر موجب چند برابر شدن بليت درايام بخصوص شده و نارضايتى مسافران را موجب گرديده بود. در صورت عدم كنترل بليت هواپيما، همين وضعيت را در مورد هواپيما نيز شاهد خواهيم بود.
ج - احتمال سوء استفاده آژانسهاى مسافرتى
در صورت عدم كنترل مشخصات مسافر و عدم تطبيق آن با بليت صادر شده، شركتهاى حمل و نقل مى توانند در ايامى كه شركت ها با افزايش مسافر روبرو هستند، بليت هايى به نام افراد مجهول الهويه صادر و در اختيار آشنايان خود قرار دهند. در اين صورت تعرفه بليت تا چند برابر ارزش واقعى آن در خارج از شركت هاى فروش بليت افزايش خواهد يافت و لذا بليت به دست مسافران واقعى نخواهد رسيد و يا آنان مجبور خواهند شد به اين افزايش بى رويه تن در دهند. بدين وسيله افراد سودجو خواهند توانست به ثروت نامشروع دست يابند.
د - تسهيل فرار تبهكاران حرفه اى
يكى از طرق دستگيرى تبهكاران حرفه اى رجوع به ليست پروازى است. در مواردى كه پليس مطلع مى شود تبهكارى با استفاده از هواپيما درصدد پرواز است، مى تواند پس از اخذ دستور مقام قضايى و با كنترل ليست پروازى، تبهكارى را كه قصد فرار از شهرى به شهر ديگر را دارد مورد كنترل قرار داده و او را دستگير نمايد. امكان استفاده از بليت شخص ديگر، تبهكاران و مجرمين حرفه اى را به سهولت قادر به تردد مى سازد و امكان دستگيرى او را كاهش مى دهد. اگرچه چنين اشخاص مى توانند با سفر زمينى ، خود را از چنگ قانون رها سازند، ليكن عدم كنترل بليت، امكان گريز آنان را از پيگرد مقامات قانونى افزايش مى دهد.
ه - مسؤوليت متصديان حمل و نقل
۱) الزام متصدى حمل و نقل به صدور بليت
صدور بليت هواپيما براى متصديان حمل ونقل هوايى امرى اجبارى است. در صورت عدم صدور و در صورت ورود خسارت به مسافر يا كالاى او، آنان مسؤوليت بيشترى از آنچه قانونگذار براى آنان در نظر گرفته است خواهند داشت كه اصطلاحاً در حقوق هوايى گفته مى شود مسؤوليت متصدى حمل ونقل نامحدود است.
مسؤوليت متصديان حمل و نقل هوايى در برابر مسافر و كالاى وى از مسائل بسيار مهمى است كه در حقوق حمل و نقل هوايى مطرح است. امروزه قانون قابل اجرا در خصوص حمل و نقل هوايى در پروازهاى بين المللى و پروازهاى داخلى بسيارى از كشورها معاهده ۱۹۲۹ ورشو در مورد «يكسان كردن برخى از مقررات مربوط به حمل و نقل هوايى بين المللى است». با گذشت زمان و توسعه روز افزون صنعت هوانوردى و نيز به علت تورم در كشورها و ناكافى بودن ميزان مسؤوليت متصديان حمل و نقل، دو مرتبه اصلاحاتى در معاهده ورشو به عمل آمده است كه نخستين اصلاحات در ۱۹۵۵ در لاهه و دومين اصلاحات در سال ۱۹۷۱ در گواتمالا صورت گرفته است. اصلاحات مزبور با عنوان پروتكل ۱۹۵۵ لاهه و پروتكل ۱۹۷۱ گواتمالا به معاهده ورشو اضافه گرديده اند تا معاهده مزبور با حمل و نقل پيشرفته جهانى مطابقت داشته باشد. پروتكل ۱۹۵۵ لاهه در اول اوت ۱۹۶۳ به مرحله اجرا درآمده ولى پروتكل ۱۹۷۱ گواتمالا هنوز به مرحله اجرا درنيامده است. مطابق ماده واحده مصوب ۱۳۶۴ مجلس شوراى اسلامى «مسؤوليت شركتهاى هواپيمايى ايران در مورد حمل و نقل مسافرين ، بار و اثاثيه در پروازهاى داخل كشور درحدود مسؤوليت مقرر در پروازهاى بين المللى مذكور در معاهده مربوط به يكسان كردن برخى مقررات حمل و نقل هوايى بين المللى منعقده در ورشو و پروتكل اصلاحى آن كه در لاهه به امضا رسيده است مى باشد. (۲)
بليت مسافر نشانه قرارداد است و شخص خسارت ديده با استناد به آن و مشخص نمودن نقاط مبدأ و مقصد اجراى مفاد معاهده را درباره خود خواستار مى شود. مطابق ماده ۳ معاهده ورشو، براى حمل مسافر، متصدى بايد بليتى مشتمل بر موارد ذيل صادر نمايد: ۱- محل و تاريخ صدور ۲- ذكر مبدأ و مقصد ۳- توقف هاى مسير در صورت وجود ۴- نام و نشانى متصدى حمل و نقل
۵- اطلاعيه اى ناظر بدين عنوان كه مقررات معاهده ورشو در اين حمل و نقل قابل اجراست.
اين قاعده پذيرفته شده است كه هركس زيانى به ديگرى وارد آورد بايد آن را جبران كند. (۳) مبناى اين اصل آن است كه ارزش از دست رفته به زيان ديده بازگردانده شود. وقوع حادثه در يك پرواز هواپيمايى، در مقايسه با وسائل نقليه ديگر، صدمات فراوان و اندوهبارى براى مسافران هواپيما وارد مى شود. اين عامل باعث شده است در خصوص مسؤوليت مدنى ناشى از حوادث هوايى توجه خاصى مبذول گردد. وجود بليت در دست مسافر نشانه اى از وجود قرارداد ميان مسافر و متصدى حمل و نقل است. بنابراين رابطه ميان متصدى حمل و نقل و زيان ديده مبتنى بر قرارداد و از نوع مسؤوليت قراردادى است. در صورت وجود چنين رابطه اى، مسؤوليت به ضرر متصدى حمل و نقل برقرار مى شود.
مطابق ماده۱۷ معاهده ورشو، متصدى حمل و نقل مسؤول خسارتى است كه در صورت فوت يا جرح و يا هر گونه آسيب بدنى متوجه مسافر مى گردد مشروط بر اينكه حادثه موجد خسارت در داخل هواپيما و يا حين عمليات پياده يا سوار شدن رخ داده باشد. ماده۱۸ همان معاهده، متصدى حمل و نقل را مسؤول خسارتى مى داند كه در صورت انهدام يا مفقود شدن يا صدمه به لوازم شخصى ثبت شده يا كالا وارد مى گردد. مشروط بر اينكه حادثه موجود خسارت حين حمل و نقل هوايى روى داده باشد. ميزان مسؤوليت متصدى حمل و نقل در ماده۲۴ اين معاهده، براى هر مسافر به مبلغ يكصد و بيست و پنج هزار فرانك محدود شده است. اين مبلغ بر حسب فرانك فرانسه كه معادل ۶۵‎/۵ميليگرم طلا با عيار نهصد هزارم است محاسبه مى شود. اين مبلغ را مى توان به هم ارز آن در هر پول رايج ملى تا نزديكترين عدد صحيح تبديل نمود. ميزان مسؤوليت مذكور در فوق فقط در صورتى قابل اعمال خواهد بود كه متصدى حمل و نقل كليه شرايط حمل و نقل مندرج در معاهده ورشو را رعايت نمايد. در صورتى كه خسارت وارده ناشى از خلافكارى عمدى يا خطاى متصدى حمل و نقل باشد به نحوى كه خطاى مزبور طبق قوانين دادگاه رسيدگى كننده معادل با خلافكارى عمدى تلقى شود و يا متصدى حمل و نقل، مقررات مندرج در معاهده ورشو را رعايت ننمايد، ميزان مسؤوليت متصدى حمل و نقل بيشتر از ميزانى خواهد بود كه معاهده مشخص كرده است. از جمله مقرراتى كه معاهده ورشو رعايت آن را الزامى نموده است، صدور بليت براى هر يك از مسافران است. مطابق پاراگراف ۲ ماده۲۳ معاهده ورشو، در صورتى كه متصدى حمل و نقل مسافرى را بدون تسليم بليت مسافرت بپذيرد نمى تواند مسؤوليت خود را به ميزان مذكور در معاهده ورشو محدود نمايد. در اين صورت ميزان مسؤوليت متصدى نامحدود بوده و قاضى رسيدگى كننده به ميزان در خواست خسارت ديده توجه خواهد نمود. اثبات تخلف متصدى حمل و نقل امر مشكلى است ولى اگر متصدى مسافر را بدون بليت بپذيرد، اين امكان به مسافر داده خواهد شد كه ميزان مسؤوليت متصدى را افزايش دهد.
در قضيه سفرانسكى عليه شركت هواپيمايى ك.ال.ام (۴) كه در نيويورك مطرح شد، قاضى بدين صورت تصميم گرفت كه، در صورت پذيرفتن مسافر بدون تحويل بليت به وى، متصدى حمل از استناد به ۴ماده از مواد معاهده ورشو محروم خواهد شد:
اولاً: ماده۲۲ معاهده ورشو در مورد اين نوع متصديان قابل اجرا نيست و متصدى بايد كليه خسارات وارده به مسافر را بدون هيچگونه محدوديتى جبران نمايد.
ثانياً: دفاعيه «كليه تدابير لازم» موضوع ماده۲۰ معاهده ورشو از طرف متصدى حمل و نقل قابل طرح نيست. مطابق اين ماده، در صورتى كه متصدى حمل و نقل ثابت كند كه خود و عاملين او «كليه تدابير لازم» را براى جلوگيرى از بروز خسارت اتخاذ نموده اند و يا آنكه اتخاذ چنين تدابيرى براى او و عاملين او مقدور نبوده است، مسؤول نخواهد بود.
ثالثاً: متصدى حمل نمى تواند با عنوان «مشاركت در خطا» به ماده۲۱ معاهده ورشو اشاره نمايد. مطابق اين ماده، هرگاه متصدى حمل و نقل ثابت كند كه خسارت وارده معلول خطاى شخص خسارت ديده (مشاركت در خطا) است دادگاه مى تواند طبق مفاد قانون خود متصدى حمل و نقل را كلاً يا جزئاً از مسؤوليت مبرى سازد.
رابعاً: ارائه اطلاعيه كتبى براى خسارت وارده به بار از طرف مسافران به متصدى حمل و نقل، همچنانكه در ماده۲۶ذكر شده است ضرورى نيست. پاراگراف۲ اين ماده مى گويد: «در صورت بروز خسارت، شخصى كه لوازم شخصى يا كالا را دريافت مى كند بايد بلافاصله پس از مشاهده خسارت حداكثر ظرف سه روز براى لوازم شخصى و هفت روز براى كالا از تاريخ دريافت آنها به متصدى حمل و نقل شكايت نمايد... شكايت بايد كتباً روى بارنامه يا در برگ جداگانه اى و در طى ضرب الاجل هاى مقرر در فوق به عمل آيد. چنانچه در ضرب الاجل هاى مقرره شكايت به عمل نيايد اقامه دعوى عليه متصدى حمل و نقل به هيچ وجه امكان نخواهد داشت، به استثناى موردى كه متصدى حمل و نقل مرتكب تقلب شده باشد.»
بليت هواپيما برگه اى است كه بر وجود قرارداد حمل ميان متصدى حمل و نقل و مسافر گواهى مى دهد. در قانون بعضى از كشورها از جمله آلمان مقرر شده است كه اگر بليتى به مسافر تحويل نشود قراردادى هم بين آنها وجود ندارد. براى محدود كردن مسؤوليت متصدى حمل و نقل، بايد بليتى صادر شده باشد كه اطلاعات خاصى در مورد معاهده ورشو و مسؤوليت هاى مندرج در آن به مسافر بدهد. از جمله مطالبى كه بايد در بليت مسافر ذكر شود عبارتست از نقاط مبدأ و مقصد، نام و نشانى متصدى يا متصديان حمل و نقل و شرحى مبنى بر اينكه حمل و نقل مزبور مشمول مقررات مربوط به مسؤوليت مقرر در معاهده ورشو مى باشد. مطابق معاهده ورشو و پروتكل لاهه، چنانچه مسافرى با موافقت متصدى حمل و نقل بدون بليت صادره سوار هواپيما شود يا اينكه بليت حاوى اطلاعيه فوق الذكر نباشد مسؤوليت متصدى نامحدود خواهد بود.
در قضيه ليزى (۵) ذكر شده است كه اين مطالب در روى بليت بايد كاملاً خوانا بوده و با چشم عادى قابل خواندن باشد. چاپ اين مطالب با خط ريز موجب مسؤوليت نامحدود متصدى حمل خواهد شد. البته قضاياى ديگرى هم وجود دارند كه دادگاهها به ريز يا درشت بودن مطالب روى بليت توجيه ننموده اند.
حال چنانچه متصدى حمل و نقل بليت مسافران را كنترل ننمايد و مسافرى با استفاده از بليت شخص ديگرى سوار هواپيما شود، بديهى است مسافر هيچ قراردادى با متصدى حمل منعقد ننموده و مانند آن است كه بليت تحويل مسافر نشده و لذا متصدى حمل به شرط مندرج در ماده(۲)۳ معاهده ورشو و ماده۲ پروتل لاهه عمل نكرده و مسؤوليتى نامحدود خواهد داشت.
۲) تحويل نابهنگام بليت
بليت مسافران بايد بموقع به آنان تحويل گردد. هدف از تحويل بموقع بليت اين است كه به آنان فرصت داده شود تا از شرايط پرواز آگاه شده و درخصوص مسافرت، امتناع از مسافرت، بيمه نمودن خود و غيره اقدامات لازم را انجام دهند. در دعواى مرتنز(۶)، متصدى حمل و نقل به عده اى كه با هم دسته جمعى به مسافرت مى رفتند اجازه داد سوار هواپيما شوند و سپس در داخل هواپيما بليت هاى آماده شده را به آنان تحويل داد. دادگاه تحويل بليت را نابهنگام دانسته و اظهار داشت امكان اقدامات «خود حمايتى» براى آنان وجود نداشته است. وضعيت مشابهى در قضاياى مانيون (۷) و وارن (۸)، وجود داشت. در همه اين پرونده ها، دادگاهها اعلام نمودند متصديان حمل و نقل به علت عدم تحويل بموقع بليت هواپيما، مسؤوليت بيشترى (مسؤوليت نامحدود) خواهند داشت.
۳) تحويل بليت نامناسب
در صورتى كه بليت تحويل داده شده به مسافر مناسب نباشد شركت حمل و نقل مسؤوليت نامحدود خواهد داشت. منظور از بليت نامناسب اين است كه عبارات مندرج در بليت براى مطلع كردن مسافر در خصوص حدود مسؤوليت مندرج در معاهده ورشو ناقص بوده و مفهوم مندرج در معاهده را نرساند و يا اينكه به قدر كافى خوانا نبوده و با خط ريز نوشته شده باشد. در قضيه اى كه در آمريكا مطرح شد (۹) مندرجات بليت با قلم ريز نوشته شده بود و نظر مسافران را جلب نمى نمود. دادگاه اعلام نمود كه صرف تحويل بليت به مسافر كافى براى استناد به معاهده ورشو نيست بلكه بليت بايد به نحو مناسبى مسافر را از اجراى معاهده آگاه نمايد. بنابراين در اين قضيه دادگاه متصدى حمل ونقل را به طور نامحدود مسؤول دانست. علت اين امر روشن است. زيرا هدف ماده ۳ معاهده ورشو مطلع كردن مسافر از مطالبى است كه با استفاده از آن مى تواند به اقداماتى كه از شخص وى حمايت خواهد كرد دست بزند البته بايد در نظر داشت كه رويه دادگاهها در خصوص تحويل بليت نامناسب يكسان نيست. دادگاههاى فرانسه و كانادا در قضاياى مختلفى برعكس نظريه فوق الذكر نظر داده اند. به علت عدم تصريح اين مطلب در خود معاهده، قضات اختيار عمل بيشترى در اين زمينه دارند.
جهت يكسان كردن تصميمات قضات در اين زمينه، دولت آمريكا در سال ۱۹۶۳ دستورالعملى صادر كرد كه شركتهاى حمل  ونقل را ملزم مى كرد بندهاى مربوط به معاهده ورشو در بليت با فونت ۱۰ و قلم متفاوت از ديگر قسمتهاى بليت صادر گردد. (۱۰) در قضيه بى لس (۱۱) مسافرى عليه متصدى حمل و نقل به علت صدور بليت ناخوانا شكايت نمود. متصدى حمل ونقل، با اين استدلال كه مسافر خود كارمند شركت هواپيمايى بود و لذا از شرايط و مسؤوليت متصديان حمل ونقل آگاهى دارد، تلاش كرد از خود سلب مسؤوليت نمايد ولى دادگاه استدلال شركت را قابل قبول ندانست. در پرونده پى منتل(۱۲) در يك پرواز متوالى به وسيله چند متصدى حمل ونقل، متصدى حمل ونقل دوم اظهار داشت متصدى قبلى حمل كننده مسافر، بليت مناسبى صادر كرده بود لذا او از صدور بليت كامل خوددارى كرده است. دادگاه استناد وى را قبول ننمود و متصدى مزبور را مستحق مسؤوليت نامحدود دانست. دادگاه در قضيه شركت هواپيمايى لات نيز نظر مشابهى داشت. در اين قضيه، مسافرى كه با يك پرواز داخلى به نيويورك مسافرت كرده بود بليتى كه همه شرايط مندرج در معاهده ورشو را داشت به وى تحويل داده شده بود. در ادامه مسافرت با يك پرواز بين المللى، متصدى حمل ونقل با اين فرض كه نيازى به صدور بليت كامل نيست وى را براى پرواز بين المللى پذيرفت. در دعوايى كه خواهان عليه متصدى مطرح نمود، متصدى در دفاع از خود به بليت ارائه شده در پرواز نخست اشاره كرد ولى دادگاه دفاع وى را نپذيرفت و شركت هواپيمايى لات را به خاطر عدم تحويل بليت كامل مسؤول دانست. همچنان كه دادگاه عالى فرانسه نيز در قضيه «بيمه هوايى» (۱۳) نظر داده است حتى در صورت عدم صدور بليت، معاهده ورشو اجرا مى گردد ولى متصدى حمل مسؤوليت بيشترى خواهد داشت. بايد به اين سؤال پاسخ داد كه اگر بليت صادر نشود، در مواقع اضطرار و ضرورت شناسايى مسافرين، مسافرين چگونه شناسايى خواهند شد؟ همچنان كه در پروازهاى چارتر نيز معمول است. در بسيارى از موارد، بخصوص در پروازهاى گروهى، افراد در سازمان خود كارت عضويت پرواز دريافت مى كنند كه در صورت وجود نام آنها در ليست پرواز، مى توانند با هواپيما مسافرت نمايند. در اين موارد شركت حمل ونقل ليستى تهيه و به هنگام پرواز مشخصات مسافران را با ليست موجود تطبيق داده و اجازه سوارشدن را مى دهد. در قضيه وارن (۱۴)، كه براى مسافران بليت صادر نشده بود، دادگاه تجديدنظر آمريكا كارت سوارشدن به هواپيما را با مفاد معاهده ورشو منطبق دانسته و به نفع شركت هواپيمايى رأى صادر نمود.
بنابراين واضح است اگر متصدى حمل ونقل بليت مسافران را كنترل ننمايد و مسافرى با استفاده از بليت شخص ديگر سوار هواپيما شود، در صورت بروز حادثه اى، امكان شناسايى وى وجود نخواهد داشت. بديهى است در اين صورت متصدى حمل هيچ قراردادى با مسافر منعقد ننموده و مسؤوليتى نامحدود خواهد داشت البته هر چند در چنين مواردى، مسؤوليت متصدى حمل ونقل نامحدود است. ليكن امكان مراجعه بازماندگان شخصى كه در سانحه هوايى جان خود را از دست داده و مفقود شده است مشروط به كشف جسد است يا حداقل اثبات اين امر ضرورى است كه مسافر در همان حادثه جان خود را از دست داده است و چه بسا وارث شخص متوفى به جهت ناپديدشدن جسد، امكان اثبات چنين امرى را نداشته باشند و بنابراين دريافت غرامت با مشكل مواجه خواهد شد. نظر به موارد يادشده، عدم كنترل بليت هواپيما كه اخيراً در پروازهاى هوايى داخلى رواج يافته است. مبتنى بر هيچگونه پشتوانه حقوقى و منطقى نبوده و شايسته است كه با رجوع به روش مبتنى بر قانون، شركتهاى هوايى اقدامات خود رابا قانون و معاهدات بين المللى منطبق سازند .

پاورقى:
۱) وكيل دادگسترى و عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى .به نقل از نشريه داخلى شماره ۱ كانون وكلاى دادگسترى آذربايجان شرقى و اردبيل.
۲) مجموعه قوانين ۱۳۶۴ صص ۴۷۵ - ۴۷۴ .
۳) قاعده «لاضرر و لا ضرار» در حقوق اسلامى مبين همين معناست.
۴)Sofranski v. KLM, 326N.Y.S. 2d870 (.N.Y.Civ.1971)
Lisi v. Alitalia, 253F. Supp237.۵)
(.D.C.NY.1966)
۶)Mertens v. Flying Tiger Lines 341F. 2d 851 (۱۹۶۵. Cir ۲d)
۸۱۶. Cert. denied 382U.S
۷)Manion v. Pan Am430N.Y.S 2d 486, (N.Y.Sup. Ct.1980) , ۲۰۶. rev. d 439N.Y.S
۸)Warren v. Flying Tiger Lines 352F. 2d ۴۹۴ (۹th cir. ۱۹۶۵)
Lisi v.Alitalia,253F. Supp.۲۳۷ ۹)
(D.C., N.Y.۱۹۶۶)
مجموعه قوانين فدرال، بخش ۲۲۱-۱۷۵.۱۰)
۱۱)Bayless v.Varig
۱۰Avi. 17881 (D.C.N.Y.۱۹۶۸)
۱۲)In Re Air Crash Disaster at Warsaw, Poland (Pimentel. v. Lot) 748F.2d94 ۲dcir. ۱۹۸۴).
۱۳)Queenشs Bench, London, 30January 1956: (۱۹۵۶), ۱ QB 4540, French Supreme Court,Mutuell dشAssurance Aeriennes vs. Guy, 5February 1980, 1980ETZ ۳۳۳.
۱۴)Court of Appeal, Ninth Circuit, Warren vs. Flying Tiger Line; 9Avi.۱۷ ۸۴۸ (۸۵)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |