|
رويارويى سوريه با شيطان بين المللى
|
|
|
فردين پازوكى آيا نظام سياسى سوريه آنگونه كه آمريكايى ها تبليغ كرده اند، ميوه اى رسيده و آماده چيدن شده است و بزودى سقوط خواهد كرد؟ اين سؤالى است كه برخى تحليلگران آمريكايى از جمله «جاشوا لانديس» تحليلگر آمريكايى مسائل راهبردى از ماهها قبل آن را بارها طرح كرده و مكرر تعبير «ميوه رسيده» را در باره سوريه به كار گرفته اند. پاسخ به اين پرسش مستلزم بررسى متغيرات و تحولات در داخل سوريه و خارج از مرزهاى آن در دو سطح منطقه اى و بين المللى است كه از جمله آنها تحولات در لبنان و عراق و فلسطين - طرح آمريكايى خاورميانه بزرگ - ديدگاه دولت دوم جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا - تعامل دولت سوريه با چالش هاى داخلى و واكنش اين دولت به تهديدات و قدرت تحمل و موفقيت سياسى انفعالى آن است.اگرچه بسيارى از تحليلگران و كارشناسان مسائل سوريه معتقدند كه دولت «بشار اسد» اين بار حداقل در كوتاه مدت از معركه جان سالم به در خواهد برد اما «سعد محيو» كارشناس سياسى لبنانى معتقد است كه «بعد از سلسله تحولات رنج آورى كه اخيراً هلال خصيب و سوريه شاهد آن بودند؛ به نظر مى رسد كه اين سؤال ديگر، فرضى نباشد.»سوريه بعد از اينكه عقب نشينى نيروهاى نظامى خود از لبنان را تحت فشارهاى بين المللى به ويژه آمريكا و فرانسه كه در قطعنامه شماره ۱۵۵۹ شوراى امنيت سازمان ملل متحد تبلور يافت آغاز كرد، با چالش هاى داخلى مانند مسأله جولان و مشكلات سياسى و اقتصادى مواجه شده است؛ مسائلى كه از ۳۰ سال پيش وجود داشته است. الف) اقتصادى: از مهمترين تحولات اقتصادى در سال گذشته در سوريه، امضاى توافقنامه شراكت اقتصادى با اتحاديه اروپا به عنوان بخشى از توافقنامه هاى تجارت آزاد اروپا با كشورهاى حاشيه درياى مديترانه و همچنين رژيم صهيونيستى است كه از سال ۲۰۱۰ به اجرا درمى آيد. دولت سوريه اين توافقنامه را بارها «موفقيت بزرگ» ناميده است، چرا كه انتظار مى رود اين كشور را از انزواى استراتژيك كه اكنون درآن به سر مى برد، خارج كند و از سوى ديگر، وامها و سرمايه گذارى طرف هاى اروپايى را كه به شدت به آنها نياز دارد، براى خروج از تنگناهاى اقتصادى و اجتماعى كنونى گسيل دارد.بحران اقتصادى در سال ۲۰۰۴ در سوريه، اين كشور را تا مرز خطر پيش برد كه از جمله آنها كاهش درآمد سرانه تا يك هزاردلار در سال، افزايش نرخ بيكارى تابيش از ۳۲ درصد و رسيدن رشد اقتصادى تا ۱/۷ درصد زير صفر است و اين درحالى است كه سوريه يكى از كشورهايى است كه نرخ رشد جمعيت آن بالا رفته است (۲/۷ درصد) و به ۴۰۰ هزار فرصت شغلى جديد در سال نياز دارد.گذشته از اين مشكلات، دولت سوريه براى آنكه بتواند توافقنامه شراكت را با اروپا امضا كند، مجبور شده است كه به يك رشته اصلاحات اقتصادى دست بزند كه از جمله آنها، « طراحى برنامه اصلاحات اقتصادى بر مبناى بازار آزاد»، «برنامه اصلاحات نظام پولى و بانكى در مدت سه سال»، گشايش بانك هاى تجارى خصوصى كه از ۴۰ سال پيش در اين كشور وجود نداشته است»، «هزينه ميليون ها دلار براى توسعه صنعت گردشگرى به ويژه در سواحل «طرطوس» و «لاذقيه» و مناطق كوهپايه اى و كوهستانى مشرف بر اين سواحل» و «صدور صدها قانون و آيين نامه براى نوسازى اقتصادى» هستند. به اعتقاد كارشناسان به رغم همه اين تمهيدات، اگر دولتمردان سورى موفق به عملى كردن آنها شوند، مردم سوريه نورى در پايان اين تونل تاريك اقتصادى نمى بينند. چرا؟ براى اينكه معتقدند موانع فراروى اصلاحات اقتصادى در كشورشان اقتصادى نيست، بلكه سياسى است. محيو كارشناس لبنانى مى گويند كه دولت بشار اسد همچون ديگر نظام هاى عربى از جمله مصر دريافته است كه رسيدن به اقتصاد آزاد مستلزم دادن آزادى هاى سياسى و اجتماعى به شهروندان است و براين اساس، وى به محض اينكه جانشين پدرش مرحوم حافظ اسد شد، دستور آزادى بسيارى از زندانيان سياسى و خراب كردن زندان هاى خوفناك را داد و با شروع فعاليت هاى مختصر و تحت نظارت سياسى و اجتماعى در قالب محافل سياسى موافقت كرد، اما اين كار دوام نيافت. «گرى كمبل» رئيس نشريه ادوارى «ميدل ايست انتليجنس بولتن» نيز معتقد است كه گسترش آزادى هاى سياسى و ايجاد گروههاى اجتماعى مستقل در سوريه تقريباً ناممكن است، چرا كه نظام اين كشور بر چهار ركن استوار است و هرگونه خلل حساب نشده در همپيمانى ميان آنها به تغييرات وسيع اقتصادى و سياسى و در نتيجه به فروپاشى دولت اسد منجر خواهد شد.وى اين چهار ركن را «افسران ارشد ارتش و دستگاههاى امنيتى كه اكثريت علوى مذهب هستند»، «تجار بزرگ سنى و طايفه در اقليت علوى ها»، «۱۲ ميليون كارگر و كارمند شاغل در مؤسسات دولتى» و «۸۰ درصد از كشاوران سورى كه عضو تعاونى هاى دولتى هستند» معرفى كرده است. وى مى گويد: سورى ها اگرچه به توصيه هاى صندوق بين المللى پول در خصوص اقتصاد آزاد توجه كرده اند، اما هيچگاه ترس خود را از دادن آزادى هاى سياسى به مردم خود مخفى نكرده و در عين حال، دريافته اند كه اگر نتوانند در سال ۲۰۰۵ براى خود همپيمانان جديد سياسى و اقتصادى در منطقه و جهان پيدا كنند، اين سال براى آنان چندان خوشايند نخواهد بود.در هر صورت، به نظر سعد محيو سوريه اكنون وارد «مرحله انتقالى» شده است؛ مرحله اى كه سرنوشت نظام كنونى آن و چه بسا، سرنوشت ساختار رژيم سياسى موجود آن را مشخص مى كند. بنابراين سوريه در جدول كارى جديد آمريكا، انگليس و فرانسه در منطقه خاورميانه كه به نظر مى رسد «توافقنامه دوستانه اى» باشد، قرار گرفته است. اين توافقنامه بزودى روند مدت و رويكرد اين مرحله انتقالى را مشخص خواهد كرد.به اعتقاد اين كارشناس سياسى، هرگونه نتيجه گيرى سريع از بيانيه ها - بررسى ها و مواضع اساسى كه اخيراً در واشنگتن و همينطور پاريس و لندن منتشر شده است، نشان مى دهد كه سه گزينه فراروى سوريه وجود دارد: ۱- تعديل تدريجى گرايش ها و رويكردهاى نظام سوريه و اجراى تحولات و دگرگونى هاى اختيارى و ترسيم دوران جديد به گونه اى كه با دگرگونى هاى راهبردى در منطقه بعد از يازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و به ويژه جنگ سال ۲۰۰۴ عراق هماهنگ و در سازش باشد و اين گزينه به «گزينه قذافى» شناخته مى شود. ۲- تغيير نظام با زور و قدرت از طريق عمليات نظامى سريع مرگبار و اين روش به «گزينه صدامى» معروف است. ۳- اجراى «كودتاى محدود كاخ نشينان» در دمشق و تشكيل نظام جديد با استفاده از تجربه تغيير نظام در عراق، اين گزينه به «گزينه پرويزى» معروف است. (منظور «پرويز مشرف» رئيس جمهورى پاكستان است). هر يك از اين سه گزينه، طرفداران زيادى دارند: ۱- گزينه قذافى: اين گزينه از حمايت گسترده سازمان اطلاعات مركزى آمريكا (سيا) و وزارت خارجه اين كشور برخوردار است. «سيا» معتقد است كه تعديل تدريجى نظام سوريه به واشنگتن كمك مى كند تا «گنج هاى اطلاعاتى» كه اكنون در جريان مبارزه با تروريسم از طريق دمشق به دست مى آورد، محفوظ بماند و وزارت خارجه آمريكا نيز باور دارد كه اين تعديل تدريجى موجب مى شود تا درها مقابل شراكت صلح كه در واقع و به طور مستمر از ۳۰سال پيش بين سوريه و اسرائيل باز بوده است گشوده بماند. ۲- گزينه صدامى: براى اين گزينه حاميان سرسختى در پنتاگون جاخوش كرده اند، جايى كه محافظه كاران و نومحافظه كاران بر آن سيطره دارند و برخى نيز از اعضاى شوراى امنيت ملى آمريكا هستند. «مركز بررسى هاى استراتژيك و بين المللى در واشنگتن» چندى قبل فاش كرد كه وزارت دفاع آمريكا برنامه توجيه حمله نظامى به سوريه را وضع كرده و هدف از آن محروم كردن مقاومت عراق از تنها عمق استراتژى اش است.اين سناريو بعد از ترور «رفيق حريرى» نخست وزير سابق لبنان بار ديگر به اين شكل مطرح شد: جامعه جهانى، شروطى را براى سوريه وضع مى كند از جمله تحقيق بين المللى در خصوص اتهام ترور حريرى تا تغيير همه سياستهاى خارجى و امنيتى و اقتصادى سوريه و از آنجا كه دمشق هرگز نمى تواند به اين شروط پاسخ مثبت بدهد، واشنگتن و همپيمانانش عرصه را براى سوريه تنگ خواهندكرد تا بتوانند شرايط توجيه حمله نظامى را محقق كنند. اين مركز اشاره مى كند كه همه برآوردها تأكيد دارند كه ارتش سوريه به سرعت و در چند روز شكست خواهد خورد و دولت بشاراسد سقوط خواهد كرد و بعد از اشغالى كوتاه مدت، همه نيروهاى غربى به كشورشان بازخواهند گشت و تنها نيروى محدودى در سوريه و عراق باقى خواهند ماند و البته لازم است كه نظر نيروهاى عربى و اسلامى براى كمك به بازسازى سوريه جلب شود. برمبناى گزارش «واشنگتن تايمز» - ارگان نومحافظه كاران - اين سناريو همچنين در برگيرنده طرح تشويق به ايجاد ناآرامى ها و تظاهرات مردمى در داخل سوريه و همچنين آماده ساختن كردها، دروزى ها و برخى گروههاى اسلامى سنى براى نافرمانى از نظام سوريه و دادن وعده هايى مبنى بر كمكهاى لجستيكى و حتى نظامى است. ۳- گزينه پرويزى: سازمان سيا و وزارت خارجه آمريكا در حالتى كه گزينه قذافى موفق نشود، اين گزينه را ترجيح مى دهند، زيرا اين دو نهاد، دوستان زيادى در ميان نخبگان حاكم بر سوريه دارند كه آماده كودتايى محدود و سپس اجراى تغييرات در رويكردهاى داخلى و خارجى سوريه هستند. آيا در اينجا ما بايد متوجه مسأله مهمى باشيم؟ در هر يك از اين گزينه ها، يك وجه مشترك وجود دارد و آن نابود كردن سوريه كنونى و درصدر آن، نقش منطقه اى اين كشور است؛ هدفى كه به قبل از ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ بازمى گردد. به تعبيرى روشن تر، تصميم نهايى شيطان بين المللى به سركردگى آمريكا نابودى «امپراتورى سوريه» و بازگرداندن آن به داخل مرزهايش و سپس تعديل و يا تغيير نظام سوريه براين اساس است. اما مسأله اين است كه اين گزينه ها چگونه قابليت اجرا دارند؟ سعد محيو معتقد است كه پاسخ به اين پرسش بر چند اصل استوار است: الف - جدول كارى آمريكا ، فرانسه و انگليس كه به موجب آن، اين سه دولت مناطق تحت نفوذى سوريه ، لبنان و عراق براى خود در نظر مى گيرند. اما آيا اين جدول كارى منتظر تغييرات آرام در سوريه مى ماند و يا اينكه به يك سلسله عمليات براى سرعت بخشيدن به نابودى امپراتورى سوريه نياز دارد؟ ب - نقش نيروهاى مخالف و معارض داخلى بايد دانست كه نيروهاى داخلى سورى مخالف دولت چگونه با كودتاها و توطئه هاى ويرانگر تحت حمايت خارجى ها تعامل خواهند كرد؟ محيو از جمله اين نيروها به جمعيت ملى دموكراتيك شامل احزاب اتحاد سوسياليست عربى ناصرى (بزرگترين حزب است) ، حزب كمونيست به رياست رياض الترك ، حزب كارگران انقلابى عربى ، جمعيت ۲۳ فوريه ، جنبش سوسياليست هاى عرب و همچنين جنبش اخوان المسلمين و ديگر گروههاى سرى اسلامى ، حزب اصلاحات سوريه به رهبرى «وليد الغامدى» كه مدعى است هزاران طرفدار در داخل سوريه دارد ، احزاب كرد (نماينده دو ميليون كرد سورى) كه سال گذشته توانستند با ايجاد آشوبها و خشونتهاى گسترده كه دامنه آن از منطقه كردنشين «القامشلى» تا دمشق (پايتخت سوريه) كشيد دولت سوريه را با چالش خطرناكى مواجه كنند، اشاره دارد.وى معتقد است كه نيروهاى مخالف دولت سوريه به تنهايى قادر به تغيير دولت و نظام سوريه نيستند، چه از روش هاى دموكراتيك و چه روشهاى خشونت بار. در اين حوادث مناطق كردنشين قامشلى اين موضوع را ثابت كرد و به نقل از رياض الترك مخالف سرشناس سورى نيز مى گويد: «نظام سوريه بسيار ضعيف شده است، اما مخالفان آن هم ضعيف هستند و چاره اى ندارند جز اينكه به كمك خارجى متوسل شوند.» پ - چگونگى رفتار سوريه بويژه در لبنان محيو معتقد است كه اگر روشن شود دمشق قصد دارد وارد معركه شود تا نظام كنونى آن به بهاى انفجار لبنان پابرجا بماند، پس به سرعت گزينه صدامى در اولويت نخست قرار خواهد گرفت. اما دمشق براى فرار از هرگونه گزينه خطرناك مانند حمله نظامى دست به ابتكارات و اقداماتى زده است كه مركز بررسى هاى راهبردى روسيه موسوم به (بنير) نام آن را «سياست سنگرسازى» گذاشته و در اين چارچوب، عقب نشينى نيروهاى نظامى و امنيتى سوريه از لبنان براساس پيمان طائف و يا به عبارتى ديگر، قطعنامه ،۱۵۵۹ آمادگى براى همكارى با آمريكا در زمينه مبارزه با تروريسم، از سرگيرى مذاكرات با رژيم اشغالگر اسرائيل و گسترش روابط با مصر، تركيه، اتحاديه اروپا و روسيه با هدف ايجاد موازنه قدرت در منطقه و كاهش فشارها و تهديدات سياسى و اقتصادى آمريكا را مى توان نام برد. اگرچه درصد موفقيت اين سنگرسازى مشخص نيست، اما دمشق در انتظار كسب موفقيت به سر مى برد و مى پندارد كه بعد از بهبود اوضاع در عراق و لبنان ديگر تهديد خطرناكى متوجه اش نيست. كارشناسان در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين ارزيابى دمشق درست از كار درخواهد آمد، مى گويند: همه تحولات به درصد موفقيت آمريكايى ها در لبنان و عراق بويژه برنامه هاى «سياه و سفيد» آنان در اين دو كشور و ازجمله مسأله درگيرى اعراب و اسرائيل بستگى دارد. برخى تحليلگران بعيد نمى دانند كه سوريه به همه خواست هاى آمريكا در لبنان از جمله خلع سلاح حزب الله لبنان و عدم دخالت در پرونده عراق تن در ندهد و واشنگتن نيز براى رهايى از شكستهاى پى در پى خود در منطقه و براى صدور بحران به سوريه و ديگر همسايگان عراق دست به كار شود. اگر آمريكايى ها در عراق به توفيق و آرامش حتى نسبى نرسند، بعيد نسبت به سرزمين اموى ها رفته تا براساس ادعاى خودشان «مأموريتشان» را تمام كنند. زيرا آن را گامى بزرگ و بيشتر از ضرورى براى تكميل برنامه خاورميانه بزرگ مى دانند. در هر صورت «شيطان بين المللى به سركردگى آمريكا» پشت درهاى سوريه است و در همسايگى آن در لبنان ، عراق ، اردن و فلسطين جولان مى دهد. محيو مى گويد كه به نظر مى رسد اكنون مسأله مهم، زمان و وقت كوبيدن درهاى سوريه است.
|