داوود پنهانى
وقتى سياست از ساحت علم و دانش خارج شده، تنها به مثابه يك فن بازى در نظر گرفته مى شود و جدال با معناى قلندران سركش به بازى كودكانه ميان مايه گانى تبديل مى شودكه شعارهايشان از سطح شعور نخبگان جامعه خارج شده، به تمايلات پوپوليستى نزديك و نزديكتر مى شود.
قاريان نوخاسته سياسى به مثابه تكنوازان عرصه سياست با انتخاب اين قالب كليشه اى بر رنگ و لعاب خويش افزوده با هيأتى تازه به اردوگاه عوام جامعه قدم مى گذارند. آنها در فقدان قدرتمندانه احزاب به مثابه يكى از مدرن ترين ابزارهاى اجرايى در عرصه سياست، عاميانه ترين روشها را براى به دست آوردن دل عوام به كار برده تا شعور نخبگان در فضاى تهى يك رقابت بار ديگر مورد بى توجهى قرار گيرد.
اينجاست كه فروشنده يك شهرستان دور نيز با قدرى سبك و سنگين كردن اوضاع به خيال نشستن بر اريكه قدرت افتاده با اندك هزينه اى خود را به ساختمان پر ابهت وزارتخانه اى مى رساند كه مجرى برگزارى انتخابات به شيوه اى امروزى است. وقتى قاعده تحريك عوام باشد، وقتى براى تكيه زدن بر صندلى قدرت به هيچ تخصصى نياز نداشته باشيم، وقتى سرورى بر دنيا در حد شعار بى هيچ هزينه اى صورت مى گيرد، پس چرا نگهبان يك كارخانه كاشى سازى در فلان شهرستان انجام اين كار را بر عهده نگيرد. در فقدان احزاب واقعى «چرا من رئيس جمهور نشوم» به جمله اى عادى در ميان عوام تحريك شده تبديل مى شود. پس تمسخر به جاى تفكر مى نشيند.
من رئيس جمهورم!
تو اگر حتى نوجوان ۱۸ساله اى باشى در صبح آغازين روزهاى ثبت نام با شناسنامه اى در دست و قطعاتى عكس در جيب روانه ساختمان پرشوكت وزارتخانه اى مى شوى كه تا پايان روزهاى ثبت نام قرار است هزار رئيس جمهور به آنجا مراجعه كنند. جور و ناجور. آنها با نشستن بر صندلى هاى پرشوكت وزارت كشور فرم موردنظر را به يك گونه پر كردند تا روايت قدرت اين بار از زبان عامى ترين مردمان رودرروى انبوه خبرنگاران حاضر در وزارت كشور اينگونه به نجوا بنشيند: «آمده ام وضعيت شغلى كارگران را بهبود ببخشم.» او به هيجان آمده است: «مى دانم كه صلاحيتم احراز نخواهد شد، اما چون علاقه سياسى دارم، آمدم ثبت نام كنم.» شفاف سازى درآمدهاى فروش نفت را نگهبان كارخانه اى بر عهده مى گيرد كه دريافت او از توسعه تنها به ساختن كاشى هاى رنگ و لعاب دار محدود مى شود. او اولين رئيس جمهور است. به دنبال او ديگر رئيس جمهورها روانه وزارت كشور مى شوند. دخترى ۱۸ساله همراه با برادر ۳۴ساله خويش از مدعيان واقعى اند. دختر نمى داند «معناى رجل سياسى چيست»، براى او مهم نيست كه صلاحيت اش چه مى شود. وقتى اين رئيس جمهور معتقد است كه ۳ميليون دانش آموز به او رأى خواهند داد، ديگر چه جاى تعجب از فلان فعال سياسى كه با اظهارات جالب اش مبنى بر فرمانروايى بر دنيا در آينده اى نزديك به رأى ۲۰ميليونى مردم ايران چشم دوخته باشد. در فضاى پوپوليستى است كه چنين گرايشاتى مجال عرض اندام مى يابند. آنقدر كه شيرفروشى از تربت حيدريه هم مى گويد: «اگر امكان تبليغ از طريق صدا و سيما را به من بدهند، مطمئن باشيد كه تمام ايرانيان به من رأى مى دهند.» يا كفن پوشى «الله اكبر گويان» با شعار «نوكر ملت ايران» نداى خدمت «۲۴ساعته» براى ملت ايران بر زبان مى آورد. يكى از رئيس جمهورها مى گويد: «من به نفع هيچ كانديدايى كنار نمى روم واگر كانديداهاى ديگر به نفع من كنار روند، به كشور و نظام خدمت كرده اند.» يكى ديگر غيرمتعارف مى شود و از زاويه اى ساختارشكنانه با موضوع برخورد مى كند: «همه خوبى دارند، اما من خيلى بدى ها دارم كه مردم مى پذيرند.» يكى خود را رقيب «يك كانديدا» معرفى كرده و آن ديگرى مى خواهد درآمد نفت را ملى كند. همه چيز به ابتذال مى گرايد. اينجاست كه «منارجنبان» به يك بمب اتم تبديل مى شود و احداث متروى تهران - كانادا درصدر برنام هاى يك زن مشهدى قرار مى گيرد.
پوپوليسم يك سر و هزار سودا دارد. شايد از اين روست كه فقدان انسجام در آن موج مى زند ودر نبود تشكيلات حزبى به خوبى پر و بال مى گيرد. در چنين وضعيتى است كه كارتن خوابى ژوليده هم مجال خودنمايى پيدا مى كند و مى خواهد: «ركورددار سياست ايران» شود. او تنها نيست. وقتى دوره گردى با ۲۰۰كيلو سكه مى خواهد رئيس جمهور شود، يا آن هنگام كه يك دامدار با انگيزه رشد و گسترش جامعه و توسعه روانه وزارت كشور مى شود، چند جوان ۱۶ و ۱۷ساله هم مى توانند براى عقب نماندن از قافله راهى ساختمان وزارت كشور شوند.
وقتى احزاب واقعى با برنامه مشخص امكان شكل گيرى و فرارفتن از انگاره هاى سنتى جامعه و تلقى آن از قدرت را پيدا نمى كنند، فرومايگان اجازه عرض اندام پيدا مى كنند. دليل اين همه تفاوت را بايستى تنها در يك جا، در «قلب خالى» پوپوليسم جست وجو كرد.
به اين وضعيت مى توان خلأ قانون و مشكلات آن را هم افزود، همان كه در گفت وگوى «جهانبخش خانجانى» سخنگوى وزارت كشور مورد اشاره قرار گرفته بود: «داوطلبى كه آگاهى دارد داراى ويژگى هاى سياسى، مذهبى نيست و تنها براى كنجكاوى ثبت نام مى كند، از وجود خلأ در قانون انتخابات رياست جمهورى حكايت مى كند.»
جاى خالى يك پرسش
حضور خيل هزار نفره علاقه مندان رياست جمهورى در مملكتى كه طى ۷دوره گذشته تنها ۱۵۴۰ نفر علاقه مند به حضور در انتخابات رياست جمهورى داشته، حاوى نكته اى است كه در روزهاى كنونى چندان مورد توجه اصحاب «قدرت بدون رقيب» قرار نگرفته است. آنان كه خود را در رديف اعداد انگشت براى رياست بر جمهورى مقدس اعلام كرده اند، به عنوان جدى ترين مدعيان اين حوزه مى توانند از سر خوشبينى با لبخندى بر لب از كنار اين نكته گذر كرده يا حداقل با گفتن واژه هايى كوتاه اعتراض خود را به چنين رويه اى اعلام كنند.
رويه اى كه به علت خلأ قانونى درحال حاضر امكان ناديده گرفتن آن به لحاظ قانونى با مشكل مواجه است.
اين نكته اما براى دكتر «حميدرضا جلايى پور» جامعه شناس و تحليلگر مسائل سياسى از زاويه اى ديگر قابل بررسى است.
وى مى گويد: به اين پديده مى توان از دو زاويه نگريست. يك دسته از دلايل به نارسايى قانونى در قانون انتخابات رياست جمهورى برمى گردد. عامل دوم نيز به يك مسأله اجتماعى است.
جلايى پور در تشريح اين عوامل مى افزايد: اگر ازمنظر سازوكارهاى مردم سالارى كه درتمام كشورهاى توسعه يافته دنيا موردتوجه قرارمى گيرد و پارلمان و انتخابات در آنها وجوددارد به موضوع نگاه كنيم، خواهيم ديد كه شرط اصلى ثبت نام براى كانديداشدن حزبى بودن كانديداست. درغير اين صورت فردموردنظر تنها درصورتى مى تواند به شكل مستقل درانتخابات شركت كند كه نماينده واقعى بخشى از جمعيت يك جامعه باشد و بايد براى اين كار هزاران امضا از مردم جمع كند تا بتواند ثبت نام كند.
وى با انتقاد از خلأ قانونى موجود مى گويد: دركشور ما قانون ثبت نام رياست جمهورى با سازوكارهاى مردم سالارى متناسب نيست.
به همين خاطر فرصت مى دهد تا يك عده از اين وضعيت استفاده كنند.
لذا از يك جوان ۱۸ ساله تا يك پيرمرد ۹۰ ساله، از يك ترياكى تا يك دانشگاهى همه براى رياست جمهورى ثبت نام مى كنند.
جلايى پور درتوضيح بيشتر خلأهاى موجود درانتخابات رياست جمهورى مى گويد: سالهاست كه حزبى بودن به عنوان يك ضدارزش تلقى مى شده، درصورتى كه دركشور هر ۴سال يكبار يك يا دو انتخابات وجوددارد. سؤال من اين است مردم با چه وسيله اى بايد مشاركت آگاهانه داشته باشند.
وى مى افزايد: در بسيارى ازكشورهاى دنيا مردم ازطريق برنامه حزبى در انتخابات شركت مى كنند و رأى مى دهند.
بنابراين همانگونه كه ما در سياست جديد شهروند مسؤول داريم، بايستى حزب جدى نيز داشته باشيم.
وى حزبى بودن را يكى از لوازم مدنيت عنوان كرده و از بى توجهى به شكل گيرى چنين رويه اى دركشور انتقادكرده و خاطرنشان مى كند: دركشور ما سالهاست كه مقامات سياسى برسر حزب مى كوبند. آنها افتخارمى كنند كه مستقل اند. به همين خاطر سرزمين ما سرزمين تكنوازان سياسى است.
به اعتقاد اين جامعه شناس چنين وضعيتى نشانه يك عقب افتادگى سياسى است، اينجاست كه وى به گلايه مى گويد: نمى شود انتخابات داشت ولى حزب نداشت، نمى شود از آراى عمومى بحث كرد و از آن طرف نظارت استصوابى راه انداخت.
جلايى پور از زاويه مسائل اجتماعى نيز پديده موردنظر را تحليل مى كند:« نياز به مطرح شدن و موردتوجه قرارگرفتن (درجامعه) هم برروى مردم تأثيرمى گذارد.
خيلى از كسانى كه براى ثبت نام مى آيند، دوست دارند كه از اين فرصت استفاده كرده تا موردتوجه قرارگيرند، به همين خاطر حضور چندساعته در آن حوزه برايشان لذت بخش مى شود.
چرا كه به عنوان رئيس جمهور مورد پرسش قرارمى گيرد. يا شب كه به محل خود مى رود با اين فكرمى رود كه من نامزد رياست جمهورى ايرانم.»
پوپوليسم بر غليان تأكيد مى كند و درغليان جريان مى يابد. آنگاه با قلبى خالى به نمايش قدرت مى پردازد تا در پناه شور بازسازى شده به حيات خود ادامه دهد.
او به احزاب بى اعتماد است. شايد از اين روست كه پوپوليست ها احزاب خود را به گونه اى ساخته اند كه با الگوى مسلط بر سازماندهى احزاب كمترين شباهت را داشته باشند.
پوپوليسم با خطرناك شمردن نخبگان عملاً راه را براى حضور آن نيروى غيرفعال سياسى بازمى گذارد كه تا پيش ازاين پايش را از روستايى دور در قلب كوير بيرون نگذاشته بود.
آن واژه هاى طبله كرده در زير گلو، آن نمايش هاى مضحك افراد عجيب و غريب در برابر دوربين خبرنگاران در وزارت كشور همه از شكل گيرى يك رويكرد پوپوليستى به سياست خبر مى دهد.
شايد از اين روست كه سطح غلو در شعارهاى فلان كانديداى برجسته با كارگر بيرجندى به يك اندازه در نظر گرفته مى شود و خودنمايى مى كند.