• موفقيت نيروهاى فراعراقى در انجام حملات، بستگى تمام و كمال به همكارى عراقى هاى عمدتاً عرب سنى دارد كه از سرنگونى رژيم صدام و تركيب كنونى توزيع قدرت در عراق خشمگينند
• نگاه اعراب سنى به تقسيم قدرت در شرايط كنونى هنوز به شدت تحت چند دهه استيلاى يكجانبه آنان به قدرت دارد
• آرامش نسبى مناطق شيعى نشين پس از فروكش كردن تحرك جريان هايى مانند آنچه تحت رهبرى مقتدى صدر وجود داشت، در مسير ثبات حركت كرده است
• آرامش نسبى بر مناطق شيعى، نتيجه عملكرد و توافق جمعى گروه هاى مختلف شيعى است
• سيدعبدالعزيز: مردم عراق در برابر هر گونه تلاش براى ايجاد فتنه طايفه اى مقاومت كنند
• حال تحليلگران بايد در جست وجوى پاسخ به اين پرسش باشند كه به چه روش هايى مى توان اقليت سنى عرب را از وضعيت فعلى خارج كرد
• جذب طيف اعراب سنى در شرايط فعلى با پيچيدگى هاى زيادى همراه است
گروه بين الملل - م.الف موسوى: ظرف مدتى كه از معرفى دولت جديد عراق، با همه وقفه ها و چانه زنى هاى فراوان گذشته حملات در شهرهاى مختلف اين كشور افزايش قابل توجهى را شاهد بوده است.ميزان حملات انتحارى ، تنها در ماه آوريل به ركورد كم سابقه ۶۷ عمليات رسيد. آمارها نشان داد كه در اين ماه ۱۳۵ اتومبيل بمب گذارى شده منفجر شد كه به مرگ بيش از چهارصد و مجروح شدن هزاران نفر انجاميد. اين ارقام نشان مى داد كه به نسبت ماه مارس، تعداد حملات دو برابر شده بود. ميانگين روزانه حملاتى كه در ماه فوريه حدود ۴۰-۳۰ حمله بود، اكنون به ۷۰ مورد رسيده است.
از نظر آمريكايى ها، اين افزايش حملات يك دليل سياسى داشت: طولانى شدن مدت زمان معرفى دولت جديد عراق. از نظر تحليلگران آمريكايى هزينه اين وقفه آن بود كه واشنگتن-بغداد دست برتر در نتيجه مشاركت قابل توجه مردم در انتخابات ژانويه گذشته را از دست دادند، مشاركتى كه عليرغم افزايش شديد حملات در آستانه انتخابات مايه يأس اميدهاى سرمايه گذارى شده اى بود كه با حملات مرگبار خواهان دستيابى به هدفى سياسى بودند: تعويق انتخابات و بهره بردارى از اين تعويق براى اهداف بعدى.
كارشناسان و مقامات امنيتى در عراق و ساير كشورهاى مسؤول تأمين امنيت در اين كشور نگران هستند كه افزايش تعداد حملات انتحارى خود نشان از آن دارد كه بر تعداد عوامل غيرعراقى افزوده شده است كه خود را مجاهدين ضد آمريكايى مى خوانند. از نظر اين مقامات، اين نيروهاى اصطلاحاً جهادى هستند كه حاضر به انجام عمليات انتحارى هستند.
معنى ديگر افزايش عمليات انتحارى توسط عوامل جهادى بدين معناست كه عمليات نيروهاى آمريكايى-عراقى براى جلوگيرى از نفوذ نيروهاى عرب ضد آمريكايى به درون عراق موفقيت چندانى نداشته است. به نظر مى رسد كه بخشى از اين جمله يك ژنرال چهار ستاره آمريكايى در خصوص چشم انداز استمرار حملات در عراق به نيروهاى فراعراقى تعلق دارد. ژنرال ريچارد مايرز مى گويد عمليات خرابكارى در عراق «براى مدتى بين سه، چهار تا نه سال ديگر ادامه خواهد يافت». به گفته اين ژنرال بلندپايه وزارت دفاع آمريكا، عمليات شورشيان داراى ويژگى «تفكر و تطبيق خوب با شرايط» است.
روزنامه واشنگتن پست چاپ آمريكا در نهم ماه مه نوشت: افسران اطلاعاتى اين كشور در عراق معتقدند تاكنون هيچ سند و مدركى به دست نيامده است كه نشان دهد حتى يك مورد عمليات هاى انتحارى توسط يك عراقى انجام شده باشد (البته بايد اين را هم در نظر داشت كه آمريكايى ها در بزرگنمايى عامل نيروهاى خارجى چه منافعى را احتمالاً دنبال مى كنند). اين درحالى است كه همين روزنامه به استناد اظهارات مأموران اطلاعاتى آمريكا در عراق در جاى ديگرى اظهار مى دارد كه عراقى هاى عضو گروههاى اسلامى افراطى، نظير «انصارالسنه» مسؤول بسيارى از حملات انجام شده از سوى مبارزان هستند. با در نظر داشتن هر دو زاويه اين بحث، كاملا ً مشخص است كه جرج بوش با حمله خود به عراق پس از حملات يازدهم سپتامبر ،۲۰۰۱ عملاً كشورش را در موقعيت مشابه اتحاد شوروى سابق در افغانستان قرار داد، بويژه از نظر نيروهاى مبارزه طلب و جريانهاى جهادى اسلامگرا كه اكنون به عراق به ديده فرصت جنگ با آمريكا مى نگرند.
موفقيت نيروهاى فراعراقى در انجام حملات بستگى تمام و كمال به همكارى عراقى هاى عمدتاً عرب سنى دارد كه از سرنگونى رژيم صدام و تركيب كنونى توزيع قدرت در عراق خشمگينند. تركيب نيروهاى بعثى سابق (با آموزش هاى كلاسيك سطح بالا) با نيروهاى غيرعراقى جهادى مصمم به ضربه زدن به منافع مستقيم وغير مستقيم آمريكا در عراق، تركيب مرگبارى را به نمايش گذاشته است.
آمارها نشان مى دهد كه توانمندى عملياتى اين جريان در مقاطع مختلف با شرايط امنيتى و سياسى عراق هماهنگ عمل كرده و به هنگام تشخيص ضرورت افزايش سطح حملات، بخوبى از عهده اين كار بر مى آيد. با وجود گذشت دوسال از جنگ، معدل حملات به نيروهاى آمريكايى و عراقى نه تنها كمتر نشده است، بلكه در مواردى الگوى حمله (عمليات انتحارى در درون پايگاه نظاميان آمريكايى و يا استفاده روز افزون از تاكتيك عمليات انتحارى فردى بدون استفاده از اتومبيل عليه مراكز امنيتى) و گستره حملات، از زيركى و توانمندى جريان مبارز حكايت دارند.
شناور و در حركت بودن عوامل غيرعراقى و تحرك شگفت آور مركز برنامه ريزى و تمركز اجراى عمليات (مثلاً ازفلوجه به موصل و ساير نقاط) نشان داده كه جريان مقاوم بخوبى قادر بوده است تا عليرغم ضرباتى كه از ناحيه دستگيرى يا مرگ عناصر خود متحمل مى شود، توان ضربه زنى خود را ترميم كند. اين نگاهى است كه ژنرال جان دى فريتاس، فرمانده ارشد سرويس اطلاعات نظامى آمريكا در عراق از طرفداران آن است.
حال تحليلگران بايد در جست وجوى پاسخ به اين پرسش باشند كه به چه روش هايى مى توان اقليت سنى عرب را از وضعيت فعلى خارج كرد. پاسخ به اين پرسش بايد فراتر از عواملى نظير مشاركت طيف سنى در قدرت را مد نظر داشته باشد. شمارى ازعوامل ديگر عبارتند از اينكه:
۱- چگونه بايد زمينه نزديكى طيف عرب سنى با دو طيف شيعه و كرد را فراهم كرد؛ چرا كه صرف تصور پايان وضعيت جارى با سپردن پست هاى بيشتر به طيف عرب سنى نمى تواند چيزى بيش از ساده كردن مسأله باشد. اين بدان معنا نيست كه ارتباط ميان بيرون ماندن اعراب سنى از دايره قدرت و خشونت ها در عراق كمرنگ نشان داده شود، بلكه بر عكس، منظور آن است كه ضمن توجه به ارتباط يادشده نبايد وضعيتى خلق شود كه خود محركى براى خشونت ورزان و تشويق آنان به ادامه روند كنونى باشد. كاملاً مشخص است كه نگاه اعراب سنى به تقسيم قدرت در شرايط كنونى، هنوز بشدت تحت چند دهه استيلاى يكطرفه آنان به قدرت قرار دارد. از سوى ديگر برترى يافتن شيعيان و كردها، حتى در حالت نظرى محض، نشاندهنده نياز عراق به تمرين بيشتر براى حفظ هويت قومى و مذهبى در عين داشتن سهم متناسب از قدرت است. اما صرفنظر از تأثيرات ضد امنيتى ناشى از برخورد سليقه هاى ضد وضعيت موجود و نيز احساسات گاه افراطى تصفيه حساب محور از سوى ديگر، بايد در تحليل استراتژيك اين امر را مد نظر قرار داد كه جذب طيف اعراب سنى در شرايط فعلى با پيچيدگى هاى زيادى همراه است، هرچند كه با وجود عدم شركت اعراب سنى در انتخابات، سياست ابراهيم جعفرى و كردها آن بوده است كه پستى مثل وزارت دفاع را به يك سنى از منطقه پرتنش بغداد بسپارند. اما نظر به اينكه نارضايتى بعثى هاى سابق به طور اخص و اعراب سنى به طور اعم، تنها عامل استمرار مبارزه ضدآمريكا و خشونت هاى ديگر در عراق نيست، هضم طيف اعراب سنى نمى تواند متضمن پايان حملات باشد. بخشى از اين امر معلول سياست هاى آمريكا در منطقه و نحوه ورود به تعاملات استراتژيك است.
۲- سياست هايى كه هدف برهم زدن سياست هاى جمعيتى دوران صدام را تعقيب مى كنند، تا چه اندازه به اقليت سنى اين احساس را مى بخشد كه براى حفظ بقا بايد به هر چيز ممكن حمله كند. اين احساس در ميان اقليت عرب سنى چگونه بايد به سمت تعديل و اصلاح هدايت شود.
۳- بايد افكار سنجى مناسبى صورت گيرد كه مشخص كند عمليات نظامى آمريكايى ها كه اغلب با به كارگيرى قدرت بيش از اندازه مورد نياز(استفاده از جنگنده، تانك و توپ در حمله به اهداف درون شهرى يا روستايى) صورت مى گيرد، تا چه اندازه در استمرار خشم اعراب سنى و رضايتمندى آنان از عمليات نيروهاى فراعراقى برعليه اهداف آمريكايى و حكومتى مؤثر است. تحركات نظامى سياسى آمريكا در عراق نشان مى دهد كه رفتار واشنگتن تلاش دارد از اشتباهات قبلى خود براى حركت بهتر درس بگيرد. اين اشتباهات در يك فرايند زمانى داراى اين سير حركتى بوده اند: ضعف مرگبار اطلاعات در مورد عراق، قبل از ورود به جنگ (ميزان غافلگيرى كاخ سفيد و پنتاگون از پوسيده بودن زير ساخت منابع وصنايع در دوران پس از جنگ چنان بوده كه در مرحله بازسازى همه چيز را فلج كرده است)، ضعف شناخت مديريتى در اداره عراق، در يك سال پس از جنگ (دوران پل برمر) و دوران مجبور شدن آمريكا به واگذارى بخش نسبتاً مهمى از مسائل عراق (از جمله انتخابات و تركيب دولت كنونى). در اين فاز اخير شاهد نقش آفرينى بيشتر عامل سياسى هستيم كه در قالب تماس ها و سفرها (سفر اخير وزير خارجه) شاهد آن هستيم.
۴- بايد اين عامل مورد بررسى قرار گيرد كه فعاليت هاى رسانه ها در عراق در مجموع چه گونه احساسى را بر كشور حاكم مى كند. بررسى مطبوعات عراقى و برخى كانال هاى عرب زبان به مقصد عراق و منطقه، اين مسأله را نشان مى دهد كه نيروهاى مبارزه كننده با حكومت عراق و اشغالگران، از رسانه ها براى تحت تأثير قرار دادن افكار عمومى استفاده زيادى مى كنند. فروكش نكردن گروگانگيرى ها و در بسيارى موارد انتخاب افرادى كه از ميان نزديكان مقامات عراقى و يا اتباع غيرعراقى ربوده مى شوند، نشان مى دهد كه حربه گروگانگيرى و نيز ترورهاى پرسروصدا(نظير ترور نماينده زن پارلمان عراق يا ترور نماينده سازمان ملل متحد و غيره) بشدت مورد علاقه جريان مقاومت كننده است.
در بررسى پراكندگى حملات انتحارى و ساير اشكال عمليات خرابكاران اين نتيجه به دست مى آيد كه آرامش نسبى مناطق شيعى نشين پس از فروكش كردن تحرك جريان هايى مانند آنچه تحت رهبرى مقتدى صدر وجود داشت، در مسير ثبات حركت داشته است. پس از آنكه استراتژى شوراندن جريانات شيعى از طريق حمله به اهداف حساس (چهره ها) و كور (حملات بى هدف در روز عاشورا در كربلا) بى نتيجه ماند، نيروهاى شيعى به شكل بسيار مؤثرى در خدمت امنيت شهرها قرار گرفته اند. اغواكننده بودن وضعيتى كه در آن، شيعيان بر ضد آمريكايى ها شوريده باشند، باعث مى شود تا شيعيان تا پايان درگيرى ها در عراق، هدفى مناسب براى دستيابى به وضعيت يادشده باقى بمانند. با اين وجود، در صحنه عمل شاهديم كه آرامشى نسبى بر مناطق شيعى حاكم است كه نتيجه عملكرد و توافق جمعى گروههاى مختلف شيعى است.
در مناطق كاملاً كردنشين وضعيتى همانند مناطق كاملاً شيعه نشين را شاهديم، اما در شهرهايى كه تركيب اعراب سنى از يك سو و عامل نزديكى جغرافيايى وجود دارد، مدار حملات رو به فزونى مى گذارد.
از سوى ديگر بايد عامل دشوارى به كارگيرى نيروهاى شيعى در مناطق سنى نشين را نيز در نظر گرفت. از همين رو، قسمت عمده كار روى دوش نيروهاى امنيتى عراقى قرار مى گيرد.
|
|
|
در اين حوزه ضعف ها بسيار است كه در گذشته درقالب هاى متفاوت به تشريح آن پرداخته ايم. نيروهاى آمريكايى نيز بخاطر حاكميت نگرانى از دادن تلفات، اغلب پس از وقوع حمله از راه مى رسند و يا هنگام درگيرى مستقيم و حملاتى مانند آخرين عمليات ماتادور در نزديكى مرز عراق با سوريه، ازحجم آتش سنگينى استفاده مى كنند. همين عامل مردم محلى را به واسطه وسعت خرابى ها وتلفات غيرنظامى كه از اين روش آمريكايى ها برجاى مى ماند، بيشتر به نيروهاى مقاومت سنى نزديك مى كند و فاصله اين نزديكى با رضايت از عمليات نيروهاى فراعراقى نيز فاصله بسيار ناچيزى است. در اين حقيقت كمتر ترديدى وجود دارد كه برنامه ريزان آمريكايى به واسطه فقر شناخت از محيطى كه مى خواستند در آن وارد جنگ شوند و سپس در آن به ارتش سازى و استقرار حكومت جديد دست بزنند، بيشتر نگاهى معطوف به كسب نتيجه فورى داشته اند. از همين روست كه در افغانستان و عراق به گونه اى از تركيب نيروهاى موجود يا بالقوه استفاده كرده اند كه ملاحظات بسيارى بايد در مورد آنها رعايت مى شده و اين وضع باعث شده است تا تركيب جديدى از نيروهاى مقاوم در درون اين محيط ها به وجود بيايند. وقتى اين نيروها با برخى عوامل مساعد ديگر دست اتحاد بدهند، وضعيت براى آمريكا و بريتانيا در عراق مى تواند به گونه اى شود كه از سطح از دست دادن ۱۰ درصد از آراى حزب كارگر در انتخابات اخير فراتر رفته و هزينه هاى امنيتى- استراتژيك در سطحى سنگين تر خود را نشان دهند.
نخستين هزينه آن است كه نيروهاى خارجى امكان خروج از عراق را عملى نبينند و در عين متحمل تلفات شده و در عرصه افكار عمومى نيز مسؤول بى ثباتى ها معرفى شوند. بودجه لازم براى تأمين عمليات نظامى هزينه ديگرى است كه بر دوش ماليات دهندگان آمريكايى و انگليسى تحميل مى شود. سناى آمريكا بودجه سال جارى عمليات ارتش اين كشور در عراق را با رقم سنگين ۷۶ ميليارد دلار تصويب كرد. در گذشته به خانواده سرباز كشته شده آمريكايى درعراق مبلغ ۱۲ هزار دلار پرداخت مى شد و سنا در رأى چند روز پيش خود براى بودجه عمليات در عراق، رقم ياد شده را به ۱۰۰ هزار دلار افزايش داد. تصور اينكه هر خانواده آمريكايى ۹ سال ديگر(زمان بيان شده از سوى ژنرال مايرز براى احتمال طول كشيدن ناآرامى ها در عراق) چه مبلغى براى فرزند يا سرپرست كشته شده خود خواهد پرداخت، خود نكته قابل تأملى است!
حكيم مردم عراق را به وحدت فراخواند
سيد «عبدالعزيز حكيم» رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق، مردم اين كشور را به وحدت و مقاومت در برابر هرگونه تلاش براى ايجاد فتنه طايفه اى فراخواند.
به گزارش ايرنا به نقل از شبكه تلويزيونى «العربيه»، وى طى بيانيه اى هشدار داد كه اقداماتى براى ايجاد اختلاف بين گروه هاى عراقى در جريان است.
او طرف هاى بيگانه و باقيمانده هاى نظام صدام را به ايجاد اين اختلاف متهم كرد.
وى اظهار اطمينان كرد كه مردم عراق خشونت ها را براى رسيدن به ايجاد عراق قانونمند كه در آن عدالت براى همه محقق شود، تحمل مى كنند.
حكيم در پاسخ به اتهاماتى كه شيخ «حارث الضارى» از علماى اهل سنت عراق به سازمان بدر نسبت داده از دادگاه هاى عراق دعوت كرد كه درباره صحت اين اتهامات تحقيق كنند.
وى بااشاره به عمليات تروريست ها كه برخى از آنهاانتحارى بوده وبسيارى از شيعيان و سنى ها را به كشتن داده است، گفت: همانطور كه جنايات تروريست ها شهروندان «اربيل»، «صلاح الدين » و «انبار» را به كشتن داده اهالى «كربلا»، «حله» و «بغداد جديد» را در نيز در برگرفته است. در همين حال العربيه ديروز اعلام كرد: افراد مسلح به خانه «موفق الربيعى» مشاور امنيت ملى عراق يورش بردند و يك خودروى بمب گذارى شده در نزديك منزلش منفجر كردند كه باعث مجروح شدن يكى از محافظان وى و كشته شدن يكى از مهاجمين شد. الربيعى هنگام حمله افراد مسلح در منزل نبود.