يكشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۴ -
Sun, May 22, 2005
سياسى
۳۱۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
مرورى  بر پيشينه  انتخابات  رياست  جمهورى  در ايران 
هفتمين دوره (بخش آخر)
• جناح هاى سياسى در موضعگيرى گسترده و همزمان، نسبت به اثرات منفى حذف كانديداهاى مطرح از صحنه انتخابات اظهار نگرانى كردند
• محتشمى پور: ردصلاحيت هاى سليقه اى و جناحى با مصالح نظام منافات دارد
• تاج زاده: شوراى نگهبان براى برچيدن شايعات، تصميم خود را براى تأييد صلاحيت كانديداهاى سرشناس، سريع اعلام كند
• سخنگوى ستاد لاريجانى: اميدواريم نحوه عمل شوراى نگهبان به گونه اى باشد كه تنوع كانديداها موجب مشاركت حداكثرى شود
• انصارى راد: معين فرزند وفادار انقلاب و نظام است و با خارج شدن او از صحنه، رقابت انتخاباتى جدى نخواهد بود
• توكلى: بيان مطالب اخير در خصوص ردصلاحيت ها، فضاسازى انتخاباتى است
رئيس تيم مذاكرات هسته اى ايران اعلام كرد :
مرورى  بر پيشينه  انتخابات  رياست  جمهورى  در ايران 
هفتمين دوره (بخش آخر)
رئيس جمهور متفاوت
212805.jpg
جواد دليرى
سرانجام دوم خرداد فرا رسيد. سيدمحمد خاتمى آن روحانى خوش چهره با قامت بلند كه سالها در كنج كتابخانه ملى نشسته بود به ساختمان رياست جمهورى آمد. خبر اين پيروزى نخست بار ظهر سوم خرداد در صداو سيما و توسط تلگرام ناطق نورى به محمدخاتمى قطعى شد.(۱) ناطق نورى چنان كه چهار سال بعد (بهمن ۷۹) در گفت و گو با روزنامه كيهان فاش كرد كه در شب انتخابات به قطعيت در يافته بود كه خاتمى رأى مى آورد وى آن شب خوابى مى بيند «... ديدم در يك درياى پرتلاطم سوار قايقى هستم كه كف ندارد. گفتم خدايا دراين درياى توفانى با اين قايق بى در و پيكر ، من تنها چرا. يك وقت ديدم دستم روى ساحل است... و سه تاجوان آمدند و گفتند مادرت منتظر توست، دستت را به ما بده. گفتم شما كى هستيد. گفتند از فلان روستاى شهرستان نور. كد دادند. ما هم دستمان را داديم به آنها. بعد من سر تيم محافظين خود را ديدم و با يك حالت نارضايتى گفتم كجايى تو. گفت حاج آقا توفانش خيلى سنگين بود و نمى شد ايستاد. بعد آمدم خدمت مادرم، ديدم به حالت انتظار ايستاده و گريه مى كند. گفتم مادر، حاج آقا كجاست. گفت نماز مى خواند ، من هم رفتم و اقتدا كردم به پدرم و نماز خواندم.» فردا صبح ، در حاشيه جلسه انتخاباتى ، آقاى معزى به خنده به او مى گويد معنايش آن است كه رأى نمى آورى. (روزنامه كيهان بهمن ۱۳۷۹)
با اين حال ، در روزهاى بدرقه هاشمى رفسنجانى تا تشكيل رسمى دولت خاتمى كه۷۰ روز ، گذشت. دهها طرح عمرانى و پروژه و كارخانه افتتاح شد و نام و عنوان «سردار سازندگى » مدام بر سر زبانها افتاد.
ماشين دولت اصلاحات ، مردادماه پس از تنفيذ حكم رياست جمهورى سيدمحمد خاتمى(۲) و با رأى اعتماد مجلس به تمام وزيران پيشنهادى آقاى خاتمى به راه افتاد. دولت جديد با ابراز خوشدلى و خوشحالى ناطق نورى كه ديگر نه رقيب خاتمى بلكه در مقام رئيس قوه مقننه اصرار داشت كه يار و مددكار دولت خواهد بود . آرام آغاز به كار كرد ، هياهوها و بعضى بداخلاقى ها كه در دوره انتخابات رياست جمهورى رخ داده بود، انگار به فراموشى سپرده مى شد و دراين ميان به نظر مى رسيد تنها خبر ناخوش حملات تند روزنامه هاى هوادار جناح راست به كرباسچى شهردار تهران است ، حتى حضور عطاالله مهاجرانى درمقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى - كه در مجلس كمترين رأى را در بين وزيران پيشنهادى آقاى خاتمى آورد - و گله محافظه كاران از اين انتخاب نيز وى را در نقطه خطر نشان نمى داد. گرچه در همين زمان خبر از تغيير فرمانده كل سپاه پاسداران ، سرلشكرمحسن رضايى رسيد كه اعلام داشت قصد دارد به فعاليت هاى سياسى بپردازد. وى بلافاصله به جاى دكتر حبيبى درمقام دبيرى مجمع تشخيص مصلحت نظام قرار گرفت و نفر دوم سپاه، سرلشكر صفوى، جانشين وى شد.
با اين حال هنوز دولت خاتمى به صدمين روز حيات خود نرسيده بود كه ابعادماجرايى كه در ابتدا آسان مى نمود آشكار شد. در دو سه حادثه پى در پى مردم دانستند كه قرارگرفتن در فضاهاى جديد و پذيرش اصلاحات آرام كارى بسيار دشوارتر از تندروى است. دستگيرى شهرداران مناطق تهران مسأله اى بود كه از روزهاى بدرقه هاشمى آغاز شد.
هنوز يك هفته به پايان دوران رياست جمهورى هاشمى رفسنجانى نمانده كه مأموران به شهردارى ريختند. معاون ادارى و مالى ، رئيس حراست و چندمدير ديگر را همزمان دستگير كردند. كرباسچى درست در آخرين روز دولت هاشمى يك مصاحبه مطبوعاتى تشكيل داد كه دهها خبرنگار داخلى وخارجى در آن بودند، سينه پيش مديرانش سپر كرد و خود را مسؤول و پاسخگوى تمام آنچه در شهردارى اتفاق افتاده خواند. در همان زمان دو نفر ديگر از مديرانش دستگير شدند. شهردار، دستگيريها را عملى سياسى خواند و به صراحت گفت كه اينها اقدام سياسى است . بعداز مدتى خبر از بدرفتارى با آنان، قراردادنشان در سلولهاى انفرادى ، اقرارهاى به اجبار از گوشه و كنار درز كرد . عزل و نصب وزيران تازه - كه از ديد بسيارى از دولتمردان امرى طبيعى و نتيجه منطقى انتخابات رياست جمهورى بود - از ديد نمايندگان جناح اكثريت مجلس «قلع و قمع نيروهاى ارزشى و حزب اللهى» به حساب مى آمد، چنين پيدا بود كه بيش از همه وزارت كشور زير ذره بين است. استانداران ، فرمانداران و مسؤولان حكومتى مناطق مختلف كشور جا به جا مى شدند و اين خبر خوبى براى بعضى از امامان جمعه شهرستانها و نمايندگان مجلس نبود كه با چهره هايى درمقام اجرايى روبرو شوند كه همفكرشان نبودند.
اما صد روز نخست با خبرى بد و خبرى خوب براى دولت و نظام توأم بود. اول از همه خبر بد رسيد و آن سخنان و نامه هاى آيت الله آذرى قمى و آيت الله حسينعلى منتظرى بود كه هر دو ابعادى تازه به انتقادات خود داده بودند كه پيش از آن نيز گهگاه مطرح كرده بودند. آقاى منتظرى بعداز عزل و كناره گيرى از جانشينى رهبرى در فروردين ۶۸ انتقاد مى كرد اما اين بار صحنه متفاوت بود. آقاى آذرى قمى در همه سه سالى كه از دبيرى جامعه مدرسين حوزه علميه قم و مديريت روزنامه رسالت كنار گذاشته شد ساكت نبود ولى اين بار فراتر از پيش رفت . روزنامه هاى هوادار سنت گرايان و حناح راست، انتقاد از سخنان قمى راآغاز كرده بودند و جامعه مدرسين هشدار داده بودكه در شب ميلاد اميرالمؤمنين آيت الله منتظرى در حسينيه جنب خانه خود مسأله رهبرى و اعلميت را پيش كشيده است، به اين ترتيب ضامن حوادث بعدى زده شد. در نخستين جلسه مجلس، حجت الاسلام فاكر نامه اى را قرائت كرد [مشهور به نامه شش و يك](۳) به خط امام خمينى خطاب به آقاى منتظرى. روز بعد مركز نشر اسناد امام، متن قرائت شده فاكر را بدون اعتبار خواند و نامه اصلى را منتشر كرد.
در اين هنگام در قم راهپيمايى و سخنرانى بود كه سرانجام به حمله به دفتر و خانه آقاى منتظرى و آذرى قمى كشيد. گاز اشك آور و گلوله هاى هوايى هم چاره نشد، عده اى حسينيه و دفتر آقاى منتظرى را اشغال كردند ، بلندگو گذاشتند ، پارچه نوشتند و به آن «فتح لانه جاسوسى دوم به دست حزب الله» لقب دادند. فضاى سياسى كشور ملتهب بود، واكنش رئيس جمهور كه شب هنگام در تلويزيون سراسرى گفت «ولايت فقيه ديگر يك نظريه فقهى در كنار ساير نظريات نيست، اصل نظام است و در قانون اساسى ما هم آمده و مخالفت با آن هم مخالفت با نظام است» آبى بر آتش ها نريخت.
آيت الله خامنه اى در يك سخنرانى با تأكيد براين كه از حق خود مى گذرم ولى از حق مردم مطلقاً اغماض نخواهم كرد ازمردم خواستند « طبق قانون رفتار شود و هيچ حركت غيرقانونى صورت نگيرد و كسى خيال نكند كه برود و به خيال خود كسى را مجازات كند. نه، به عهده قانون است».[مطبوعات] سخن بازتر براى هاشمى رفسنجانى ماند كه در يكى از مهمترين خطبه هاى خود در نماز جمعه تهران به تشريح روند انتخاب رهبرى در مجلس خبرگان پرداخت ، جواب مخالفان را داد و در نهايت با لحن آرام از منتقدان خواست اگر پيشنهاد اصلاحى دارند بدهندتا بررسى شود. اشتباه هايى كه در اين روزها رخ داد ديگر تكرار نشود. دولت جديد مى خواهدكارش را شروع كند و لازم است آرامش باشد.»
خبر بد پايان يافت، گرچه عده اى در قم بازداشت شدند اما مملكت آرامش گرفت تا به استقبال خبر خوب برود كه برپايى كنفرانس سران كشورهاى اسلامى در تهران بود. همزمان با آن بمب سياست خارجى ايران تركيد. رئيس جمهور خاتمى در مصاحبه اى با كريستين امانپور گزارشگر برجسته شبكه ماهواره اى سى.ان.ان با زبانى با جهانيان سخن گفت كه همگان از لابه لاى آن صداى تحول و تغيير را شنيدند. كلينتون رئيس جمهور آمريكا و خانم آلبرايت رئيس ديپلماسى آن كشور، بار اول برنامه هاى خود را كنار گذاشته به تماشايش نشسته بودند، تا فضاى تازه ايران را به جهانيان نشان دهد.
212814.jpg
هواى شاد دركشور  را چند روزنامه جديد انعكاس بيشترى داد. اما در كنار آن ، اخبار مربوط به بازداشت ۱۲روزه دكتر يزدى، افشاى ماجراى شهرداران مناطق تهران در مدت بازداشتشان ، بازداشت مرتضى فيروزى (سردبير روزنامه انگليسى ايران نيوز)و اكبر گنجى مديرهفته نامه راه نو، بازداشت هوفر بازرگان آلمانى و محكوم شدن وى به اعدام اخبار ناراحت كننده اى بود. در همين ايام اما مهمترين خبر در آغاز سال جديد رقم خورد، «غلامحسين كرباسچى شهردار تهران دستگير شد». [ايران ۷۷‎/۲‎/۱۵]
اين بازداشت گرچه چندروز بيشتر طول نكشيد و به دنبال نامه رئيس جمهورى به مقام رهبرى كه در آن خبر از پديدآمدن بحرانى در مديران دولتى مى داد، به دستور رهبر معظم انقلاب - در روز عيد غدير - از زندان آزاد شد، ولى حادثه مهمى بود نه فقط از آن روز كه پيش بينى سال قبل كرباسچى به وقوع پيوست و او در اوين جا گرفت بلكه از آن رو كه فاصله اى بين هاشمى و راستگرايان ايجاد كرد. هاشمى كه چندروزى ، قبل از دستگيرى شهردار، وى را با خود به عربستان برده و صداى محافظه كاران را بلند كرده بود، در نماز جمعه از شعر يك شاعر عرب مددگرفت تا بگويد كسانى كه فقط روغن شفاف را مى بينند نمى دانند بر سر دانه هاى كنجد چه آمده و آن گاه به انقلاب پرداخت و بدون بردن نامى از كرباسچى و گله اى از زندانى شدن وى از آنهاكه دلسوز انقلابند اما زندان نديده اند و نمى فهمند زندان چيست ، انفرادى چيست و خيلى آسان اين كارها انجام مى شود گلايه كرد و در اين زمان بود كه جمعى حاضر وآماده با فرياد «غارتگر بيت المال اعدام بايد گردد» سخنان وى را بريدند. هاشمى مكثى كرد و به بحث ديگر پرداخت، اين نخستين تعرض مستقيم به كسى بود كه از ابتداى انقلاب، از اين سو ناسزايى نشنيده بود. اما تا دوم خرداد ۷۷ برسد هنوز روزهاى نفس گيرى براى اصلاح طلبان در پيش بود. محاكمه كرباسچى ميليون ها نفر را پاى گيرنده هاى راديو و تلويزيون ميخكوب كرد، پيش از آن در تاريخ ايران، محاكمه اى تا بدين حد در سطح مردم مطرح نشده بود.
و درست در همان روزها، در قوه ديگرى كه مخالفان اصلاحات در آن اكثريت داشتند - مجلس - ماجراى ديگرى آغاز شد ، استيضاح عبدالله نورى وزير كشور به ماه عسل لبخند بين مجلس و دولتيان پايان داد. در حادثه اى ناباور ، اكثريت مجلس موفق شد وزيركشور خاتمى را بركناركند. در حالى كه عبدالله نورى لبخندى به لب داشت ولى در صف دولتيان حاضر در مجلس دكتر حبيبى سر خود گرفته بود و دكتر مهاجرانى مبهوت بود. عبدالله نورى از وزارت كشور رفت. ساعتى بعد، رئيس جمهور،عبدالله نورى را به عنوان معاون خود در امور توسعه سياسى منصوب كرد - تكرار واكنش هاشمى رفسنجانى در برابر رأى هاى كبود مجلس به محسن نوربخش وزير دارايى اش - نورى خود گفت « هشت ماه را هم تصور نداشتم كه تحملم كنند» .
پس ، اولين سالگرد دوم خرداد رسيد. رئيس جمهور به ميان جمع خروشان جوانانى رفت كه عكس هايى از خاتمى و نورى و شعارهايى در باره جامعه مدنى و اصلاحات داشتند. هرچه كوشيد آرامشان كند كه شعار ندهند فايده نداشت اما سرانجام متانت محمدخاتمى كه ديگر به عنوان پرچمدار اصلاحات تثبيت شده بود بر شورش جوانان چربيد، شعارها از تندى افتاد و جاى خود را به بيان آرامى داد كه مخالفان در نهايت در آن چيزى نيافتند اما سوت و كف زدن جوانان چيزى بود كه از آن نگذشتند. روزهاى بعد بهانه اى براى حمله به دولت خاتمى شد.
هنوز كلمات اميد دهنده رئيس جمهورى در سالگرد دوم خرداد، در گوشها بود كه محاكمه مدير جامعه - اولين روزنامه جامعه مدنى - آغاز شد. اين خود سرآغاز ماجرايى بود كه در طول سال ادامه يافت. محاكمه مطبوعاتى ديگرى كه گزارش آن به تمام جهان مخابره گشت مربوط به فائزه هاشمى و روزنامه زن بود، بنابه شكايت سردار نقدى فرمانده حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى . زن ، نخستين روزنامه در ايران - و به روايتى در تمام جهان - بود كه مسائل زنان را پى مى گرفت. خانم فائزه هاشمى - در آن زمان نماينده تهران در مجلس - با سرسختى در مقابل شاكى ايستاد و در مقابل شاهدى را به محكمه آورد كه نشان مى داد خبرى كه در آن روزنامه منتشر شده افترا نبوده است. در پايان اين ماجرا، روزنامه زن براى دوهفته تعطيل شد.
در اين ايام، روزنامه توس توقيف شد. مجله آدينه پس از ۱۴سال انتشار توقيف شد، نشريه جامعه سالم براى هميشه تعطيل شد. نشريه شلمچه امتياز خود را ازدست داد. درهمين جا، احمد بورقانى معاونت مطبوعاتى وزارت ارشاد استعفاداد. اما حادثه ديگر خبرساز شد. عبدالله نورى - در مقام معاون توسعه سياسى رياست  جمهور - و عطاالله مهاجرانى وزير ارشاد درجمع نمازگزاران و آنهايى كه براى تشييع جنازه ۷۰۰تن از شهيدان جنگ آمده بودند.
عده اى يورش بردند و آن دو را مضروب كردند، عمامه نورى به زمين افتاد و اگر آمبولانسى نرسيده بود معلوم نبود جان به در برد، دكترمهاجرانى كه تا آخرين دقايق لبخند به لب داشت كتك خورد و يكى از انگشتانش آسيب ديد. رئيس جمهور، در اطلاعيه محكمى خواستار رسيدگى به حادثه و دستگيرى ضاربان شد، به مدت كوتاهى بعد از آن اعلام گرديد چند تن مضروب شده اند. ترور اسدالله لاجوردى رئيس سابق زندانهاى كشور در اوايل انقلاب، دادستان انقلاب مركز - كه نامش با حوادث سالهاى ۶۰ و ۶۱ گره خورده بود، آن هم در زمانى كه گفت وگو از خشونت در فضاى سياسى كشور فراوان بود، نه فقط عنوان اصلى روزنامه هاى جناح مخالف دولت را به خود اختصاص داد، بلكه هواداران اصلاحات نيز از محكوم كردن آن خوددارى نگردند.
ترور نافرجام رفيق دوست رئيس بنياد مستضعفان، رازينى رئيس دادگسترى تهران و تيمسار صياد شيرازى - چهره آشناى جنگ تحميلى و فرمانده سابق نيروى زمينى ارتش كه آخرين سمت وى جانشين رئيس ستاد مشترك بود - نيز در فضاى شفاف مطبوعات پى آمدهايى بسيار داشت.
در ترور رازينى نامى از سپاه پاسداران به ميان آمد كه فوراً براى دستگيرى عاملان وارد صحنه شده بود، اين نام را سلام برد، اما سپاه پاسداران تكذيب كرد و درچند بار تأييد و تكذيب آشكارگرديد كه گروه مهدويت به رهبرى نوه آيت الله ميلانى عامل اين سوءقصد و بمب گذارى بوده و يكى از اعضاى آن از اعضاى پيشين سپاه است. اما ترور صيادشيرازى با آن كه مسؤوليتش را گروه رجوى پذيرفت و گروههاى خشونت طلب داخلى از آن عليه اصلاح طلبان و مطبوعات هوادار آنها بيشترين استفاده را بردند در روزهاى بعد روايت هاى ديگرى يافت. در همين ايام انتخابات سومين مجلس خبرگان كه كشمكشى طولانى و شديد را بين اصلاح طلبان و محافظه كاران پديد آورد. اين انتخابات سرانجام با انصراف بخشى از روحانيون از حضور در آن و بحث هاى فراوانى كه برسر تعيين صلاحيت كانديداها رخ داد و با پيروزى محافظه كاران پايان يافت. پيروزى كه محافظه كاران رقيب چندانى در برابر نداشتند و كم رونقى آن نيز مشهود بود.
اما انتخابات شوراهاى كشور ـ به تحقق رسيدن آرزويى كه از انقلاب مشروطيت به عنوان انجمن هاى ايالتى و ولايتى در سر هواداران مردم سالارى بود ـ يك پيروزى بزرگ براى دولت اصلاحات ثبت كرد. در آغاز كار، اكثريت مجلس با سپردن نظارت اين انتخابات به دست گروهى از منتخبان خود - به رياست موحدى ساوجى از تندترين مخالفان اصلاحات - و گسترشى كه بعداً اين گروه به اختيارات خود داد تا آن را «استصوابى» قراردهد - و موفق نشد - خود را آماده به دست آوردن يك پيروزى ديگر كرد اما نتيجه كارچنان نبود.
درتهران، كه همچنان پراهميت ترين نقطه در سراسركشوربود، اصلاح طلبان موفق شدند با ارائه نامهايى مانند عبدالله نورى و سعيد حجاريان - كه براى شركت در اين انتخابات از سمت مشاور رئيس جمهور گذشتند - عطريانفر، اصغرزاده، جميله كديور كرسى ها را تقريباً يكسره از آن خودكردند، گرچه موحدى ساوجى تا آخرين لحظات حجاريان و عطريانفر - سردبير روزنامه همشهرى و از اعضاى حزب كارگزاران - و حكيمى پور را واجد صلاحيت نشناخت. براين پيروزى بايد، موفقيت هاى سياست خارجى نيز افزوده مى شد كه محمد خاتمى در سفرى به رم و ديدارى با پاپ رهبر كاتوليكهاى جهان، ابعاد بين المللى ديگرى به اصلاحات و توسعه سياسى ايران داد.
با اين همه بزرگترين حادثه سال در پاييز۷۷ رخ داد. ماجرايى كه مانند بمبى در داخل و خارج ايران تركيد و هنوز هم هر از گاهى صدايى درباره آن شنيده مى شود. داريوش فروهر رهبر حزب ملت ايران و از ثابت قدم ترين مدافعان دكترمصدق و نهضت ملى نفت و آشناى روحانيون زندان ديده دوران شاه، وزير پرتلاش اولين كابينه جمهورى اسلامى و همسرش در حادثه اى باورنكردنى به قتل رسيدند و هنوز بهت حاصل ازاين ماجرا - كه چند روزنامه كوشيدند آن را به خارج مرزها سوق دهند - وجودداشت كه ابتدا محمدمختارى نويسنده و محقق عضو كانون نويسندگان، سپس محمدجعفر پوينده مترجم و نويسنده پركار ناپديد شدند و پس از چندروز جنازه شان درگوشه اى پيداشد. دومين بمب خبرى ۴۵روز بعد از قتل پروانه و داريوش فروهر منفجرشد.
همان روز علاوه بر سلام، خرداد و صبح امروز دو روزنامه جديدى كه - به مديريت عبدالله نورى و سعيد حجاريان - منتشر مى شدند در يادداشت هاى خود از مسؤوليت اعضايى از وزارت اطلاعات نوشته بودند. هرسه روزنامه توجه داده بودند كه بايد با اقدامى شجاعانه حساب بخش اعظم بدنه وزارت حافظ امنيت كشور را ازديگران جداكرد. سخن از لزوم پالايش وزارت اطلاعات مى رفت، چرايش ظهر هنگام در اطلاعيه وزارت اطلاعات در حادثه قتل هاى زنجيره اى موسوم شده بود افشا شد كه در آن فاش مى گفت «معدودى از همكاران مسؤوليت ناشناس كج انديش و خودسر اين وزارتخانه» دست به ترور و جنايت زده اند. در اين اطلاعيه به مردم وعده داده شده بود كه پيگيرى اين ماجرا تا ريشه كنى عوامل و محركان خشونت سياسى و تضمين امنيت، ادامه خواهدداشت.
بعد از اين كار بزرگ كه به حساب دولت اصلاحات نوشته شد، بار پيگيرى بردوش مطبوعات افتاد. در زمان خود كسى برآوردى نداشت از هزينه اى كه آن فاجعه و افشايش بر دوش هردو گروه سياسى كشور - محافظه كاران و اصلاح طلبان - خواهدنهاد، سالى گذشت تا اين هزينه ها يك به يك آشكار شد. كوتاه مدتى بعد پرونده امر به سازمان قضايى نيروهاى مسلح سپرده شد و خبر از دستگيرى عده اى رفت - كه نامشان فاش نشد - درحالى كه همگان - به بيان هاى مختلف و به دنبال سخنان مقام رهبرى درمحكوميت جنايت ها - از حادثه ابرازنفرت مى كردند، يكى به ميدان آمد و او روح الله حسينيان معاون سابق وزارت اطلاعات و قاضى دادگاه ويژه روحانيت و عضو سابق جمعيت دفاع از ارزشها بود.
او حرفى ديگر مى زد كه نخست در روزنامه كيهان و بلافاصله در تلويزيون، تحت عنوان برنامه اى به نام چراغ انعكاس يافت. او مقتولان را ناصبى و بى دين خواند و نيروهاى مرتكب قتل را «از هواداران جدى رئيس جمهورى» تا آن زمان كسى جناح مخالف دولت را به قتل ها پيوند نداده بود و برعكس روزنامه هاى هوادار اصلاحات به بيان مختلف گروههاى سياسى و محافظه كاران را مبرا دانسته و آنها را از جبهه گيرى هايى كه پايشان را درنظر افكارعمومى به ماجرا مى كشد بر حذر داشته بودند.
سخنان حسينيان، به ويژه در برنامه تلويزيونى، فغان همه را بلندكرد، رئيس جمهورى در ديدار مسؤولان كشور با رهبرانقلاب، اين عمل تلويزيون را محكوم اعلام كرد. بزودى نيز معلوم شد كه على لاريجانى رئيس تلويزيون به دليل پخش «چراغ» از حضور در جلسه هيأت دولت منع شده است [اين حادثه، بعداً با اعلام بى خبرى لاريجانى از پخش آن برنامه و عذرخواهى ضمنى،با وساطت دكتر حبيبى پايان گرفت و لاريجانى صندلى خود را درجلسه هيأت دولت بازيافت] حسينيان اما در اطلاعيه اى بر موضع خود ايستاد و وعده داد كه افشاگريها را پى گيرد، اصلاح طلبان درمقابل اين فرض را پيش كشيدند كه مبادا حسينيان همان كسى باشد كه فتواى ناصبى و مرتد بودن مقتولان را صادركرده و خواستار آن شدند كه حسينيان به دادگاه فراخوانده شود.
ديگر هيچ عاملى نمى توانست مانع از پيگيرى مطبوعات شود و چندان كه ماجرا ازسوى آنها پى گرفته مى شد، اخبارى درباره بازداشت شدگان نيز به خارج درز مى كرد. اما براى شدت گرفتن ابعاد افشاگريها چهارماه گذشت تا سازمان مسؤول پيگيرى قضايى ماجرا خبر از خودكشى سعيد امامى [اسلامى] دهد تا نقش مطبوعات در افشاى رازهاى ديگر و پروژه هاى ديگر اين شخص - در مقام معاون امنيتى وزارت اطلاعات در دوران هشت ساله فلاحيان - آشكار گردد. مرگ سعيد امامى - كه بلافاصله توسط چهره هاى سياسى مشكوك قلمداد شد - نام وى را در لحظه اى جهانى كرد و با وجود منعى كه سازمان قضايى نيروهاى مسلح نهاده بود، تصويرش ابتدا در شبكه اينترنت و سپس در روزنامه هاى داخلى چاپ شد. قتلهاى زنجيره اى و عواقب و پيامدهاى آن دومين سال رياست جمهورى خاتمى را به رنگ خود درآورد و همه خبرها را زيرپوشش گرفت. چيزى نگذشته بود كه درى نجف آبادى نيز استعفاداد. رئيس جمهور با معرفى على يونسى، اصلاحات در وزارت اطلاعات و سيستم امنيتى كشور را وعده داد.
درهمان روزها كوشش محافظه كاران براى صيد دومين ماهى از جمع اصلاح طلبان ناموفق ماند. دكترمهاجرانى با استفاده از توانايى خود در سخنورى و نكته گويى و استدلال، جلسه استيضاح را چنانكه گفته بود به دفاع از برنامه هاى دولت درزمينه فرهنگ اختصاص داد و از همان مجلسى كه محافظه كاران درآن اكثريت داشتند رأى اعتمادگرفت و در وزارت ماند. در حالى كه محسن كديور - برادر همسرش - بازداشت، محاكمه و زندانى شده بود و همزادش [غلامحسين كرباسچى] در تأسيس حزب كارگزاران سازندگى نيز ناباورانه به سوى اوين گام برمى داشت.
كرباسچى و فرداى روزى كه رنج نامه اى براى هاشمى رفسنجانى رئيس خود نوشت مجبورشد به اوين برود و با محسن كديور هم سلول شود. سال جديد، با انتخاب مرتضى الويرى به جاى غلامحسين كرباسچى شهردار پرماجراى تهران ازسوى شوراى شهر تهران آغازشد. پس از آن آيت الله يزدى پس از ۱۰ سال رياست قوه قضاييه كناررفت و جاى او محمودهاشمى شاهرودى نشست. همزمان رياست محسن رفيق دوست بر بنياد مستضعفان پس از ده سال تجديد نشد و محمد فروزنده جاى او قرارگرفت.
حادثه بزرگ سومين سال دولت خاتمى، كوتاه مدتى بعد از دومين سالگرد دوم خرداد رخ داد. عنوان نخست روزنامه سلام در فضايى كه همه جا سخن از سعيد امامى و قتل هاى زنجيره اى بود، خبرمى داد طرح اوليه تغيير قانون مطبوعات توسط سعيد امامى، چندماه پيش از قتل هاى زنجيره اى و دستگيرى اش به مسؤولان وزارت اطلاعات داده شد. بعدازظهر همان روز روزنامه كيهان نوشت كه طرح محرمانه بوده و ازكجا به روزنامه سلام رسيده است. شب هنگام خبر رسيد كه سلام توقيف شد. [۷۸‎/۴‎/۱۷]
همزمان با انتشار خبر توقيف سلام، موسوى خوئينى ها به دادگاه ويژه روحانيت احضارشد. در پايان روزى كه خبر تعطيلى سلام اعلام شد دانشجويان دانشگاه  تهران در دفتر انجمن اسلامى تصميم به برپايى تظاهراتى آرام در اعتراض به تعطيلى سلام مى گيرند، تظاهراتى كه در ساعات اوليه بامدادروزجمعه ۱۸ تير به خاك و خون كشيده شد. ماجرايى كه ابعاد آن ناگهان از مرزهاى ايران گذشت.
مسؤولان دولتى نتوانستند مانع از ريختن دانشجويان به خيابان هاى اطراف كوى دانشگاه شوند. تمام شب ماجرا ادامه  داشت. در يك سو نيروهاى انتظامى صف آراسته بودند و درسوى ديگر دانشجويان و درميانه اينها گروه فشار هردو سو را تحريك مى كردند. اين ماجرا دو روزى ادامه داشت. تلاش اصلاح طلبان براى آرام كردن دانشجويان به جايى نرسيد. زد و خورد، اغتشاش و به آتش كشيدن ها ۳ روز ادامه يافت. به طورى كه دراطراف دانشگاه و خيابانهاى ديگر ناآرامى موج مى زد.
سرانجام در پايان روزى پرتشنج و زدوخورد، بسيج و نيروهاى انتظامى براوضاع مسلط شدند. دراين ميان چهره رئيس جمهور بر تلويزيون نقش بست كه مى گفت «حادثه اى كه پنجشنبه شب در كوى دانشگاه رخ داد بعد از يكى دو روز جريان انحرافى پيداكرد». وى سپس از مردم كه آرامششان به هم خورده بود عذرخواهى كرد و از آنها خواست خود را دور نگاه دارند تا دولت به وظيفه خود عمل كند. [همان - ۷۸‎/۴‎/۱۹]
ماجراى ۱۸ تير در روزهاى بعد با بركنارى سردار فرهاد نظرى فرمانده نيروى انتظامى تهران بزرگ و دو تن ديگر، پس از گزارش شوراى عالى امنيت ملى دنبال شد و در ادامه به محاكمه وى انجاميد. با اين حال زمان براى انتخابات مجلس نزديك مى شد و هرحادثه اى به التهاب فضا مى افزود. حادثه جديد رخ داد. در يك نشريه دانشجويى نمايشنامه اى چاپ شده بود كه توهين به امام زمان (عج) تلقى شد. اين ماجرا بسيار ابعاد گسترده اى به خود گرفت بحران موج كه پايان گرفت، دادگاه ويژه روحانيت زمانى را براى محاكمه عبدالله نورى تعيين كرد.
كسى كه هفته قبل و به دنبال استعفايش از رياست انجمن شهر براى شركت درانتخابات مجلس، انتخابش با رأى بالا محرز شده بود. عبدالله نورى محاكمه شد و هنوز حكمش اعلام نشده بود كه پاى چند روزنامه نگار مثل شمس الواعظين و لطيف صفرى نيز به دادگاه بازشد. به دنبال آنها، عمادالدين باقى به زندان رفت. پس ازآنها اكبر گنجى به زندان رفته بود. درهمين ايام قطار انتخابات به ايستگاه نفس گير خود رسيد. رئيس جمهورى سابق - هاشمى رفسنجانى - به ترديدهايش پايان داد و در اولين روز زمستان پا به ميدان نهاد.اصلاح طلبان هاشمى را از آمدن برحذر داشتند و راستگرايان از او حمايت كردند. در نقطه صفر انتخابات مجلس ششم، روز انتخابات فرا رسيد. پس ازآنكه در شهرستانها آرا اعلام شد مشخص شد اصلاح طلبان اكثريت را به دست آورده اند. در تهران، هاشمى رفسنجانى نفر بيست و هشتم شد. نفر نخست را محمدرضا خاتمى گرفت. بعد از او عليرضا نورى ، احمد بورقانى وكديور قرار گرفتند.(۴)
212811.jpg
پيروزى اصلاح طلبان هنوز در كامشان شيرين نشده بود كه سعيد حجاريان ترور شد.در ايامى كه پس از انتخابات در كشور به وجود آمده بود، اكبر گنجى به زندان افتاد. او پس از آن به زندان افتاد كه حادثه رقم خورد. ماجراى كنفرانس برلين با پخش فيلم دستكارى شده اين كنفرانس و رقص يك زن و مرد جنجالى تازه در كشور رخ داد، چند تنى به زندان رفتند. چهارمين سال حضور دولت خاتمى در ميان بيم و اميد آغاز شد. مجلس اصلاحات در فضايى كه مطبوعات نبودند آغاز به كار كرد. در همين ايام، درگيرى قوه قضاييه با مطبوعات چنان گسترده شد كه روزنامه بيان به مديريت على اكبر محتشمى وهم ميهن به مديريت غلامحسين كرباسچى هم تعطيل شد. حوادثى چون شكل گيرى پرونده اميرفرشادابراهيمى موسوم به نوارسازان و حادثه دانشگاه خرم آباد ، برگزارى دادگاه كوى دانشگاه ، بازداشت روزنامه نگاران جديد ابراهيم نبوى، احمدزيد آبادى ومحمد قوچانى، مسعود بهنود و... هر يك فضاى كشور را پرتنش تر از گذشته كرد. در روزهاى نخست مجلس ششم، اصلاح قانون مطبوعات كه در آخرين روزهاى مجلس پنجم به تصويب رسيده بود در دستور كار قرار گرفت. اما اين طرح به سرانجام نرسيد و در جلسه اى كه قرار بود اين طرح به تصويب برسد، تشنج ايجاد شد.
تا سال ۷۹ به پايان برسد، سرانجام و بعد از دو سال دادگاه رسيدگى به قتل هاى زنجيره اى بدون حضور خانواده مقتولان و وكيلان آنها انجام شد. احكام دادگاه برلين صادرشد.دادگاه بعدى، دادگاه مصطفى تاج زاده معاون سياسى وزير كشور و مسؤول انتخابات رياست جمهورى بود. اين دادگاه با صدور حكم يك سال انفصال عضويت در هيأتهاى ناظر انتخابات و ۳۹ماه انفصال از خدمات دولتى براى تاج زاده به كار خود پايان داد. بعد از محاكمه و بازداشت غلامحسين كرباسچى وعبدالله نورى، تاج زاده سومين مهره اصلى دولت اصلاحات است كه بايد راهى زندان شود، هرچند اين اتفاق نيفتاد.
اين مباحث و حوادث در كشور در حالى رخ مى دادكه كشور در آستانه برگزارى هشتمين دوره انتخابات رياست جمهورى قرار گرفت. زمان ثبت نام از داوطلبان ۱۲ ارديبهشت سال ۱۳۸۰ اعلام شد. كمتر از ۸۰ روز مانده به انتخابات، مهمترين بحث روز در خصوص انتخابات اين بود كه آيا سيدمحمد خاتمى مى آيد يا نه؟ ماهها مانده به انتخابات زمزمه عدم حضور و يا حضور مشروط خاتمى در محافل مطرح بود. اين بحث با سكوت خاتمى نيز همراه مى شد و بازار شايعات، حدس و گمانها نيز كماكان رونق داشت تا اينكه چند ماه مانده به موعد انتخابات، خاتمى در ملاقات با مسؤولان وزارت علوم ، تحقيقات و فناورى با اعلام اين نكته كه «به اميد مردم خيانت نخواهم كرد و اگر مردم بخواهند خواهم بود»، آمادگى خود را براى شركت در انتخابات ۱۸ خرداد اعلام كرد.
با اين حال زمان ثبت نام انتخابات فرا رسيد. در انتخابات سال ۸۰ ، رخدادى بزرگ روى داد كه در طول تاريخ پس از انقلاب بى نظير بود . ۸۱۴ نفر خود را نامزد احراز پست رياست جمهورى كردند. در اين دوره جناح منتقد دولت هيچ كانديداى رسمى معرفى نكرد اما در كنار خاتمى ۹ نفر ديگر از جناح منتقد دولت يا نزديك به آنها شركت كردند. احمد توكلى، عبدالله جاسبى، سيدمحمود كاشانى، حسن غفورى فرد، سيد منصور رضوى ، سيد شهاب الدين صدر، على فلاحيان، مصطفى هاشمى طبا و على شمخانى ۹ نامزدى بودند كه در كنار خاتمى به رقابت پرداختند. يكى از مهمترين ويژگى انتخابات هشتم حضور دو تن از اعضاى كابينه خاتمى (هاشمى طبا و شمخانى ) بود. در روزهاى ثبت نام، نامزدان يكى پس از ديگرى به وزارت كشور رفتند وثبت نام كردند اما پرخبرترين نامزد، سيدمحمدخاتمى رفت. او ۱۴ ارديبهشت ماه با حضور در محل ثبت نام به ترديدها پايان داد ونام خود را به عنوان نامزد انتخابات ثبت نام كرد.اودر سخنان خود با «چشمانى گريان» اطمينان داد كه برعهد پيشين خود با مردم پابرجاست. او گفت: من آمده ام با تكيه بر همان عهد پيشين و اصولى كه بارها گفته ام، اما طبيعى است كه با توجه به شرايط و اولويت ها و نيازها حتماً بايد روشها و برنامه هاى جديدى داشت ومشكلات را حل كرد.
خاتمى گفت كه «آنچه سبب شد بيايم و بر دغدغه خود غلبه پيدا كنم و تصميم بگيرم كه در همين كارى كه تاكنون داشته ام خدمت را به انقلاب و اسلام انجام بدهم دو نكته است: يكى معتقدم راه دراز و ناپيموده پيش روى ما است و بايد با همه مشكلات اين راه پيموده را با كمك ملت وحضور مردم طى كرد. باهر حركتى كه به هدف نزديك شويم پيروزى است. نكته دوم اينكه هر كسى در موقعيت من قرار بگيرد با محبت واميد مردم رئيس جمهورى شود اين محبت و اميد به او يك سلاحى مى دهد كه ديگر نمى تواندملاك تصميم گيرى را فقط ملاك تشخيص هاى فردى و شخصى قرار دهد. (با چشمانى پر از اشك) وقتى هر كس به من دسترسى دارد و صدا و نظرش را به من مى رساند (گريه خاتمى) از من مى خواهد (باز هم گريه) كه بيايم، من اين تشخيص را بر تشخيص خودم ترجيح مى دهم. (با چشمانى گريان) من آمده ام با تكيه بر همان عهد پيشين، اصول من همان است كه بارها گفته ام اما طبيعى است با توجه به اولويت ها ونيازها حتماً بايد روشها و برنامه هاى جديدى داشت.
خاتمى درحالى كه باز هم اشك از چشمانش سرازير بود، گفت: من سرمايه اندكى دارم. سرمايه من آبروى من است و اين آبرو را با همت ومحبت مردم به دست آورده ام.اين سرمايه در برابر فداكاريهاى ملت بسيار اندك است (سخنان خاتمى به خاطر گريه و اندوه زياد قطع شد). وى پس از مكثى نسبتاً طولانى گفت: سرمايه من دربرابر خون شهيدان و سرمايه و فداكاريهاى ملت بسيار ناچيز است و اين سرمايه اندك را در طبق اخلاص قرار داده ام. رئيس جمهورى در حالى كه به همراه او چند تن از اعضاى حاضر ستاد انتخابات ، خبرنگاران و همراهان خاتمى گريه مى كردند، تصريح كرد: در برابر تصميم ملت خاضع ام و اميدوارم مردم هم دريك فضاى آزاد نامزد مورد علاقه خود را انتخاب كنند. وى گفت: به لطف خداوند و همت و اراده اين ملت سخت اميدوارم وهمواره از آرمانهاى دينى و ملى و حقوق اساسى آنان كه به دست آمده دفاع خواهم كرد.
وى با بيان اين جمله كه هركس بر خدا تكيه كند خدا او را بس است، سخنان خودرا با گفتن «يا على مدد» و قرائت قطعه شعرى اينگونه پايان داد:
در عاشقى گريز نباشد ز سوز وساز ـ افتاده ام چو شمع، نترسان زآتشم
عشق دردانه اى است و من غواص و دريا ميكده ـ سرفرو بردم در آنجا تا كجا سربر كنم
عاشقان را گر در آتش مى پسندد لطف دوست ـ تنگ چشمم گر نظر در چشمه كوثر كنم (روزنامه ايران ۸۰‎/۲‎/۱۵)
سرانجام موعد انتخابات فرا رسيد، ۱۰ تن از نامزدان موردتأييد شوراى نگهبان به مدت ۱۹ روز با بهره گيرى از شيوه هاى مختلف ومتنوع تبليغاتى، به ويژه بهره گيرى از رسانه هاى فراگير و رايگان مانند راديو و تلويزيون به تبليغ انديشه ها و برنامه هاى خود پرداختند. روز ۱۸ خرداد فرا رسيد، ۲۸ ميليون و ۱۶۰ هزار و ۳۹۶ نفر شركت كردند. خاتمى نيز توانست با اختصاص ۲۱ ميليون و ۶۵۹ هزار و ۵۳ رأى يعنى ۷۶‎/۹ درصد كل آراى مأخوذه براى دومين بار پياپى بانزديك به يك ميليون رأى (رشد ۱۰ درصدى) بيشتر به مقام رياست جمهورى برگزيده شد وخاتمى پس از انتخاب شدن ميثاق نامه اى بين خود و اعضاى كابينه اش امضاكرد.پس از اين، در حالى كه مجلس ششم و قوه قضاييه در كشاكش انتخاب حقوقدانان شوراى نگهبان بودند و هر آن احتمال تعويق زمان تنفيذ حكم رئيس جمهور منتخب وجود داشت، رهبر معظم انقلاب ، حكم رياست جمهورى خاتمى را تنفيذ كردند(۵) و بدين ترتيب خاتمى چهارسال پرچالش ديگر را با تغييرات كمى در كابينه خود آغاز كرد.
- پى نوشت:
۱- در اين انتخابات سيدمحمد خاتمى با ۲۰ ميليون و ۱۳۸ هزار و ۷۸۴ رأى پنجمين رئيس جمهور ايران شد. ناطق نورى جدى ترين رقيب خاتمى نيز ۷ ميليون و ۲۴۸ هزار رأى به دست آورد.
۲- متن حكم تنفيذ رياست جمهورى سيدمحمدخاتمى توسط رهبر معظم انقلاب چنين است: «اكنون بار ديگر مسؤوليت بزرگ رياست جمهورى بااكثريتى قاطع بر دوش مردى روحانى و كار آزموده و انقلابى و اهل دانش و معرفت قرار يافته و يكى از تربيت شدگان حوزه معرفت دينى قدرت اجرايى را دركشورى به دست گرفته است كه به بركت ايمان و دين باورى عميق مردمش، پرچمدار نظام دينى و مفتخر به اجراى احكام اسلامى است. سيد على خامنه اى ۷۶‎/۵‎/۱۲».
۳- مراجعه كنيد به پى نوشت هاى قبلى روزنامه «ايران» ،۸۴‎/۲‎/۲۸ ص ۸.
۴- در اين انتخابات در سراسر كشور از مجموع ۳۸ ميليون و ۷۲۶ هزار و ۴۳۱ واجد شرايط. ۲۶ ميليون و ۸۲ هزار و ۱۵۷ رأى شركت كردند كه بيشترين شركت كننده پس از دوم خرداد را دارد.
۵- متن حكم تنفيذ رياست جمهورى توسط مقام معظم رهبرى: «اينجانب با سپاس خداوند متعال و عرض تبريك به ملت عزيز و با معرفت به مراتب شايستگى انديشمند فرزانه جناب حجت الاسلام آقاى حاج سيدمحمد خاتمى دامت معاليه، رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب مى كنم.
منابع: در روزنامه محفوظ است.
خاتمى چه كرد؟
212808.jpg
على اصغر صباغ پور
از خاتمى و كارنامه او سخن بسيار رفته است؛ با وجود اين، به نظر مى رسد صاحبنظران اين عرصه غالباً يك روى سكه را بررسى كرده اند. گروهى فقط كاستى ها را ديده اند و - به زبان حال - گفته و مى گويند كه «اسباب جمع دارى و كارى نمى كنى»؛ جمعى نيز صرفاً به نقاط قوت كارنامه او پرداخته، ضعف ها را از قلم انداخته اند. لازم است فهرست وار حاصل اندوخته دولت خاتمى در هشت سال اخير با نگاهى دوسويه بررسى شود تا قضاوتى - حتى المقدور - منصفانه درباره وى صورت پذيرد.
پيش از ورود به «كرده»ها و «ناكرده»هاى كارنامه خاتمى لازم است نكاتى ذكر شود.
الف) به جهت اخلاق اجتماعى روا نيست كه فردى كه با استقبالى پرشور مواجه شده است مورد بدرقه اى ملاطفت آميز قرار نگيرد. آقاى خاتمى در دوره نخست رياست جمهورى خود، با اميدوارى تمام وارد عرصه شد و مورد حمايت و استقبالى بى نظير از جانب نخبگان و اقشار گوناگون جامعه قرار گرفت. در دوره دوم رياست جمهورى نيز به رغم عدم تمايلى كه ابراز مى داشت، اصرار گروه ها، تشكل ها، شخصيت ها و مردم موجب شد كه بار ديگر به عرصه رقابت هاى انتخاباتى وارد شود. فصل مشترك هردو مقطع را مى توان استقبال بى سابقه مردم از وى دانست. با همه اينها، هنگامى كه هنوز نيمى از دوران دوم رياست جمهورى او طى نشده بود، نارضايى ها و اعتراض ها رفته رفته بالا گرفت؛ و اوج آن در مراسم سالروز ۱۶ آذر ۱۳۸۳ دانشگاه تهران مشاهده شد.
به هر حال چندان خوشايند نمى نمايد كه به نيكى از فردى استقبال شود و بدرقه او با سايه اى از نارضايتى و كم لطفى انجام گيرد. اين سنت سيّئه را بايد آرام آرام در فرهنگ سياسى و اجتماعى ايران به كنارى نهاد و مهر بطلان بر آن زد. عرف اجتماعى و جامعه نيز از پيگيرى چنين سنّتى بايد بازداشته شود؛ گرچه ممكن است كه اين سنت ناشى از تصورات اسطوره اى - حماسى باشد كه موجب شده است بخش هاى عمده اى از ملت ما همواره در انديشه «قهرمان» باشد. هنگامى كه ملتى از پس توقعات شواليه اى، واقعيت فرد را هم قدر شواليه مفروض خود نمى يابد، آن فرد از چشمش فرو مى افتد يا به بوته نسيان سپرده مى شود. در اين حالت، تصور آنكه فرد قهرمان است موجب استقبال پرشور، و نااميد شدن از وى موجب بدرقه اى كمرنگ مى گردد.
واقعيت آن است كه هر شخصيت سياسى يا مدير كلان اجتماعى به قدر توان خود فعاليت هايى را به انجام مى رساند. هيچ گاه نمى توان شخصيت هاى سياسى را با ملاك هاى صفر و صد سنجيد؛ مطلق گرايى در اين حوزه، راه را بر بينش منطقى خواهد بست. مديريت مطلقاً موفق و مديريت مطلقاً شكست خورده در عرصه سياسى امرى مهمل و بى معناست. از سوى ديگر هيچ يك از كارگزاران حكومتى جمهورى اسلامى ايران نيز نبايد چنين ادعايى داشته باشند كه تمامى فعاليت ها، زيرمجموعه ها و رفتارهاى آنها پاك و مبرّا بوده است. ضعف ها و اشكالات همواره در كنار محسنات معنا مى يابند.
جايى كه برق عصبان بر آدم صفى زد
ما را چگونه زيبد دعويّ بى گناهى؟!
ب) سخن از «كرده»ها و «ناكرده»هاى خاتمى در اين مقاله، از منظر كسى بيان مى شود كه در كنج و زاويه انديشه خاتمى قرار نگرفته است. چنانچه خاتمى فرصتى به دست آورد و خاطرات هشت ساله خود را بنويسد، آنچه درباره «ناكرده»هاى او گفته مى شود پاسخى درخور خواهد گرفت؛ نيز آنچه درباره «كرده»هاى او ذكر خواهد شد، چه بسا مشمول حك و اصلاح و توضيحات تكميلى ديگرى گردد. به هر صورت، ناظر بيرونى از طريق علم حصولى - و نه علم و بصيرت حضورى - به پديده ها مى نگرد و تفاوت ميان علم حصولى و علم حضورى از زمين تا آسمان است.
در اين زمينه، خاطرات خاتمى و مستنداتى كه اين خاطرات در اختيار محققان قرار خواهد داد، بسيار گويا و روشنگر خواهد بود؛ حتى چنانچه در اين مقاله راه را به افراط و تفريط پيموده باشيم، خاطرات خاتمى حد انصاف را مشخص خواهد كرد. اميدواريم آن روز كه خاتمى - فارغ از هرگونه دغدغه، تشويش، اضطراب، نگرانى و بحران هاى پى درپى - ناگفته هاى خود را به صورت شفاف و صريح در منظر و مرآى مردم قرار دهد، دور نباشد.
۱ ـ خاتمى چه نكرد؟
۱-۱ خاتمى گفتمانى را تحت عنوان «اصلاحات» مطرح كرد؛ مردم نيز تشنه چنين ايده اى بودند؛ ليكن تعريفى مشترك و روشن از آن وجود نداشت. خاتمى مى توانست «اصلاحات» موردنظر خود را تعريف كند؛ و بايستى چنين مى كرد. هرچند اين پاسخ مقدّر را مى توان فرض كرد كه حوادث ناگوار دوران خاتمى - با ابعاد وسيع ملى و كشورى - فرصت لازم براى ارائه تعريفى دقيق و عملياتى از «اصلاحات» را به وى نداد؛ اما به هر جهت، ماهيت «اصلاحات» مشخص نشد و خاتمى در تعريف و تبيين اين مفهوم توفيقى نيافت. بهتر آن بود كه «اصلاحات» در حوزه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى، بين المللى، انديشگى و معرفتى - به طور دقيق و مشخص - تعريف و مرزبندى شود. خاتمى گروه كارى معينى را براى طبقه بندى اين مفهوم و نيز رفع ابهام از آن، قرار نداد؛ در حالى كه از سويى براى سياستمداران و از سوى ديگر براى مردم بسيار مفيد بود كه به فضاى بين الاذهانى و چارچوب هاى مشترك دست يابند و در مسيرى روشن و واضح قدم گذارند. «اصلاحات» - به خودى خود - به مرور زمان، تبديل به كلافى سردرگم شد كه گاه سوءتدبيرهايى را در سطوح مختلف نتيجه داد.
اين در حالى است كه در تاريخ ايران تجربيات معطوف به «اصلاحات» وجود داشته است؛ و همين تجارب تاريخى مى توانست براى خاتمى درس آموز باشد. در دوره قاجار و در جريان نهضت مشروطيت، علماى منوّرالفكر و روشنفكران نيز تعاريف دقيق، شفاف و روشنى از برخى مفاهيم نداشتند و گاه صرفاً اشتراكى لفظى ميان روشنفكران و روحانيون ايجاد مى شد. به عنوان مثال، «آزادى» مفهومى بود كه در نهضت مشروطه به عنوان مشتركى لفظى مطرح مى شد و هيچ يك از افرادى كه اين لفظ را به كار مى بردند، مراد خود را از «آزادى» به روشنى بيان نمى كردند. حتى گاه برخى از افراد وابسته به بدنه سنتى جامعه، آزادى را «كلمه قبيحه» مى ناميدند. نخبگان در صدد بر نيامدند كه واژه آزادى را معنا كنند تا مشخص شود كه آيا آزادى مدّنظر بخش هاى سنتى جامعه با آزادى موردنظر روشنفكران دقيقاً منطبق است يا خير؛ سرانجام نيز تفاهم و توافقى در اين زمينه حاصل نشد. آزادى موردنظر روشنفكران چيزى بود و آزادى مدّنظر بخش هاى سنتى جامعه چيزى ديگر. بخش هاى سنتى جامعه آزادى را محمل و بهانه اى براى ترويج بى بندوبارى مى پنداشتند؛ اما مقصود روشنفكران از آزادى، امر ديگرى بود. هيچ گاه گفت وگو و تفاهم ميان دو قطب جامعه روى نداد.
بنا بر تجربه تاريخى كشور، چنانچه بسيارى از مفاهيم تعريف نشوند، ممكن است غلط انداز و ابهام افزا گردند. در شرايط فقدان تعريف، مفاهيم محتملاً مرزهاى مختلفى را همپوشانى خواهند كرد؛ تفاسير گوناگونى را - به جهت ايهام موجود در الفاظ - برخواهند انگيخت؛ و كار را در عرصه عمل و واقعيت اجتماعى با مشكل روبه رو خواهند كرد.
۲-۱ خاتمى در بخش اجرايى كشور، پروژه اصلاحات را به طور كامل و موزون پيش نبرد؛ به طورى كه برخى از بخش ها در زمينه اصلاحات موفق و برخى ديگر كمتر موفق بودند. در زمينه سيستم بوروكراسى، اصلاح ساختار ادارى و اصلاح سازمان ها و ارگان ها، دولت اصلاحات نتوانست به صورت موزون دست به اقدامات اصلاحى بزند؛ در حالى كه قادر بود دولتى فراگير را در مديريت اجرايى خود تشكيل دهد. اين زمينه به ويژه در سال نخست رياست جمهورى خاتمى فراهم بود تا دولت بتواند از نيروهايى بهره ببرد كه اكنون امكان بهره گيرى از آنها وجود ندارد.
در اوان رياست جمهورى خاتمى، گفتمان اصلاحات به قدرى در جامعه غلبه يافته بود و رقباى خاتمى در حالت شوك قرار داشتند كه امكان بسيارى از اقدامات اصلاحى را (در امر تصدى مسؤولان و به كار گماردن افراد شايسته و لايق، صرف نظر از تعلقات حزبى و سياسى و صرف نظر از خاستگاه هاى ايدئولوژيك) پديد آورده بود. در اين صورت، دولت خاتمى قادر بود از مجموعه قابليت هاى فنى، تخصصى، كارشناسى و حرفه اى كشور استفاده كند و آنها را از زاويه انزوا به عرصه اجرا بياورد. براى گام نهادن در اين راه صرفاً نگرش ملى و نگرش كلان سيستمى بايسته مى بود؛ و خاتمى قادر بود با در نظر گرفتن اين دو ديدگاه، بسيارى از افرادى را كه پيش از آن در دايره حاكميت قرار نداشتند، به دولت وارد و جذب نمايد.
۳-۱ سومين «ناكرده» خاتمى به ساختار اقتصادى مربوط است. دولت خاتمى در توسعه اقتصادى كشور بازنگرى چندانى صورت نداد؛ حفظ گذشته را ترجيح داد و كوشيد پاى خود را در جاى پاى پيشين بگذارد. شايد بتوان گفت كه نگاه خاتمى به مقوله توسعه - به طور نسبى - مشابه نگاه ميرزا حسين خان سپهسالار در دوره ناصرالدين شاه بود كه ظواهر توسعه را ملاحظه نمود ولى دگرگونى اساسى در اين زمينه صورت نداد. بدين ترتيب بخشى از امكانات كشور در اين دوران معطل باقى ماند. مسائل مختلف مربوط به بخش كشاورزى، منابع انسانى، اشتغال، آينده نيروى كارآمد، خروج نخبگان و المپيادى ها و… مصاديق اين بخش از كارهايى است كه خاتمى كاملاً موفق از آن بيرون نيامد. به طور خلاصه، او نتوانست در بخش هاى مختلف مرتبط با توسعه، اقدامى جدى صورت دهد و ناگزير از پيمودن مسير گذشته شد. نمى توان دوران خاتمى را در حوزه اشتغال و پيشگيرى از خروج نخبگان، دورانى درخشان دانست. هرچند در حوزه دانش و فناورى، ايرانِ دوران خاتمى پيشرفت هايى را شاهد بود؛ اما اين موارد در ساير بخش هاى اقتصادى چندان چشمگير نبود.
۴-۱ مردم از نظام افسارگسيخته بوروكراسى، و تحقير و تبعيض گسترده بسيار ناراحت و ناراضى بودند. در واقع، كاركرد بوروكراسى به مثابه نظامى فسيلى است و اصلاحات بوروكراتيك، كارى بسيار دشوار است. در اين زمينه، اصلاحات به قدرى تدريجى و بطئى صورت گرفت كه چندان قابل ملاحظه و توجه نيست. برخورد برخى از ادارات با مردم همچنان آكنده از رفتارهاى تحقيرآميز و ارتشاآلود بوده و هست. در واقع نكته اساسى اين گونه نارضايتى ها آن بوده و هست كه ادارات، پيشانى و ويترين دولت به شمار مى روند. برخورد عمومى مردم با سطوح بالا و استراتژيك اجرايى - كه تحولات اساسى در آنها صورت گرفته بود - كمتر بود؛ از اين رو آبروى دولت در بخش هاى ويترينى نظير ادارات در معرض نقد و تهديد قرار مى گرفت. هرچه اين ادارات از حوزه مركزى خود و پايتخت فاصله مى گرفتند، مشكلات بيشتر مى شد.
۵-۱ خاتمى قادر بود مديريتى مقتدرانه را اعمال نمايد؛ اما همواره مديريت او با نوعى رودربايستى توأم بود. البته اين واقعيت را نبايد ناگفته گذاشت كه در برخى موارد - به خصوص زمانى كه مسأله خون، عِرض و ناموس مردم مطرح بود - خاتمى قاطعانه ايستادگى مى كرد و از طريق تشكيل كميته هايى به اين گونه موارد رسيدگى مى نمود. پيگيرى قتل هاى زنجيره اى از جمله اين موارد است. برخوردهاى قاطعى كه خاتمى در قبال معدود مواردى از اين دست نشان داد، در ساير موارد مشهود نبود.
۶-۱ خاتمى از نخستين چهار سال رياست جمهورى خود براى دومين چهار سال درس زيادى نگرفت. روند حركت چهارساله دوم رياست جمهورى آقاى خاتمى دقيقاً در ادامه روند چهار ساله نخست قابل ارزيابى است؛ حال آنكه آراى بيشترى را به عنوان پشتوانه يدك مى كشيد. چهار ساله دوم خاتمى فرصتى براى اعمال برخى اصلاحات اساسى تر فراهم آورد. البته او برخى اقدامات - از قبيل تنظيم لوايح معروف و معهود - را به انجام رساند اما افكار عمومى اقناع نشد و سنگينى بار مشكلات، توقعات و مطالبات فوق العاده اى را نسبت به خاتمى در جامعه موجب شد.
۷-۱ خاتمى براى تبليغات و بيان مطالب و آراى خود تريبونى نداشت و اسباب تبليغاتى براى خود فراهم نياورد؛ در حالى كه قادر بود از طريق پيگيرى هاى مجدّانه، رسانه ملى را به تمكين وادار نمايد يا دست كم مطبوعات و حتى رسانه مخصوص خود را ايجاد نمايد تا اين امكان را بيابد كه گزارش فعاليت هاى خود را به صورتى شفاف تر خطاب به مردم بيان كند. خاتمى در اين زمينه كمتر فعاليت نمود. گرچه بايد پذيرفت كه نسبت به دوره هاى قبلى، تعداد مصاحبه هاى كوتاه و بلند آقاى خاتمى در دوران رياست جمهورى اش به مراتب بيشتر بود و او در برخورد با خبرنگاران پس از هر يك از جلسات هيأت دولت از گفت وگو اجتناب نكرد؛ ليكن «كفاف كى دهد اين باده ها به مستى ما»! ترديدى نيست كه نياز به ابزار تبليغاتى مجهزتر، گسترده تر و فراگيرتر را همه احساس مى كردند. در اين جهت ايجاد يك ستاد تبليغاتى مى توانست مفيد فايده باشد. مصداقى از تمثيل «لعل» و «خزف» را مثال مى زنيم و در مثل هم مناقشه نيست. اجراى پروژه اى عظيم نظير پروژه عسَلويه (حوزه گازى پارس جنوبى) انعكاس چندانى نيافت و عمدتاً افكار عمومى را به نحوى درگير ننمود؛ حال آنكه جناح منتقد دولت كمترين اقدام خود را به نحوى پر سروصدا تبليغ مى كرد. مى توان به راحتى دريافت كه پله برقى پل عابر پياده ميدان هفتم تير در تهران خيلى بيشتر از پروژه عسلويه اذهان عمومى را تسخير كرد!
۸-۱ خاتمى دردها، مشكلات، لوايح ناكام، نامه نگارى هاى بى جواب و امثال آن را كمتر براى مردم بيان كرد. مردم آگاه نشدند كه از چه رو فردى كه با صداقت، صراحت و شفافيت وارد عرصه شده بود، دچار نوعى خودسانسورى و عدم بيان معضلات گرديد.
۹-۱ ابزار و امكاناتى در اختيار خاتمى قرار داشت كه او مى توانست بدون هيچ جنجال و چالش از آنها بهره ببرد. به عنوان مثال، خاتمى مى توانست گزارش هيأت نظارت و پيگيرى قانون اساسى را به طور سالانه منتشر كند و در عين حال برخى ملاحظات را - نظير نام اشخاص و موارد تنش زا - مراعات نمايد و بعضاً مواردى را حذف كند يا به كنايه و اشاره از كنار آن عبور نمايد. چنين گزارشى هيچ گاه انتشار نيافت و كميته نظارت و پيگيرى قانون اساسى از سوى مردم به منزله جعبه سياهى تلقى گرديد كه مشخص نشد چه كارهايى كرد، چه نامه هايى نگاشت، كدام پيگيرى ها و نظارت ها را اعمال كرد و… .
به هر صورت، خاتمى - دست كم در دوره نخست رياست جمهورى اش - داراى چنان اعتبارى در ميان مردم، جامعه سياسى و عرصه بين الملل بود كه مى توانست شكاف دولت - ملت را به نحوى كارآ و اميدبخش پر كند. آنچه در واقع مانع از طرح معضلات مى شد، اجتناب خاتمى از طرح هر مقوله اى بود كه مشكل، تنش، درگيرى، زدوخورد، نزاع، قتل، خونريزى و… را موجب گردد. خاتمى حتى در بيان دلايل خود براى نامزد نشدن در دور دوم رياست جمهورى اظهار مى داشت كه در صورت عدم حضور او در دوره نخست، محتملاً بغض و عناد نسبت به وى موضوعيت نمى يافت و قتل هاى زنجيره اى رخ نمى داد. خاتمى قصد داشت پروژه اصلاحات را بدون آنكه لطمه يا صدمه اى - هرچند اندك - به فردى وارد شود، پيش ببرد.
۱۰-۱ خاتمى در جهت حفظ و حمايت از خاستگاه ها و حاميان سياسى خود نكوشيد. پاسخ منفى او به اين پيشنهاد مداوم و مكرّر كه حزبى فراگير و ملى را با رهبرى خود شكل دهد، گوياى اين مسأله است. خاتمى شخصيتى حزبى و جناحى داشت؛ اما كوشيد كه فراجناحى عمل كند. از دست رفتن برخى از نيروها و بروز بخشى از اعتراضاتى كه در اواخر عمر مجلس ششم به او مى شد، از پيامدهاى اين رويّه بود. خاتمى خود را صرفاً مديون «مردم» معرفى كرد و تأكيد نمود كه نسبت به گروه و جناحى خاص وامدار نيست؛ حال آنكه وامدار بود. در واقع او از حاميان خود جدايى گزيد، تحزب را جدى نگرفت و گاه در پيمودن تفرّد افراط نمود. از سوى ديگر بخش هايى از جبهه حامى خاتمى در چالش با قوه قضاييه و نهادهاى امنيتى قرار گرفتند و افراد آن محاكمه و زندانى شدند. خاتمى مورد اين انتقاد واقع مى شد كه چرا اقدامى عملى براى تبرئه يا آزادى آنها صورت نداد. اين انتقاد تا بدانجا پيش رفت كه خاتمى در مقايسه با رئيس وقت مجلس محافظه كار ارزيابى گرديد.
پاسخى كه احتمالاً از خاتمى در اين زمينه دريافت مى شود آن است كه چنين رفتارهايى مخالف مشرب او بوده است. خاتمى معتقد است كه وى رئيس جمهور نشده بود كه از افراد دفاع كند؛ او مى خواست پروژه اى را به نحو تشكيلاتى، سيستمى و ساختارى به سرانجام برساند. اساساً او مى توانست بگويد كه «شما مبارزه سياسى نكنيد؛ چون به زندان مى رويد و رئيس جمهور را به رفتارهاى فردى و غيرتشكيلاتى وادار مى كنيد كه گاه مخالف اصل تفكيك قوا تلقى مى گردد؛ رئيس جمهور به امرى ناگزير مى شود كه مغاير قانون تلقى خواهد شد. در اين صورت رئيس جمهور ناچار است كه نقش خود را در حدّ گروه فشار و گروه ذى نفوذ تنزل دهد». اين رويّه مغاير مشرب خاتمى بود؛ گرچه او همواره در جلسات و ديدارها به نحوى گله مندى و ديدگاه خود را ارائه مى كرد و نسبت به برخى برخوردها مى سوخت و مى ساخت.
نظير چنين اتفاقى در فرانسه نيز مسبوق به سابقه است. در يكى از دوره هاى پارلمان فرانسه، سوسياليست ها بيشترين رأى را از آن خود كردند و پس از آنها گليست ها قرار گرفتند. در عين حال احزاب سوم، چهارم و پنجمى نيز حضور داشتند كه موفق به اخذ رأى نشدند. قبل از انجام مرحله دوم انتخابات، ژاك شيراك در قبال سوسياليست ها موضع گرفت؛ اما اكثريت مردم برخلاف خواست شيراك به سوسياليست ها رأى دادند. پس از انتخابات، شيراك - به رغم ديدگاه منفى خود نسبت به سوسياليست ها - نخست وزير خود (آلرى ژوسپن) را از ميان سوسياليست ها برگزيد. خاتمى بر حسب معادله قدرت و شرايط مجلس و بسيارى از موارد ديگر، به انتخاب دست زد؛ از اين رو نبايد اين توقع وجود مى داشت كه خاتمى خارج از مشرب خود عمل كند؛ به ويژه در شرايط دوره نخست رياست جمهورى خاتمى كه مجلس پنجم در اختيار جناح منتقد دولت قرار داشت.
۱۱-۱ دستگاه ديپلماسى ضعيف نيز از جمله ساختارهايى بود كه خاتمى به ترميم آن اقدام نكرد؛ البته سياست تنش زدايى را بايد از ساخت ديپلماسى كشور جدا دانست. نمى توان گفت خاتمى در زمينه سياست خارجى اقداماتى را صورت نداد؛ اما در عين حال از برخى فرصت ها بهره اى نبرد. همگان اطلاع دارند كه پس از اعتذار آمريكايى ها و اعتراف آنها به دخالت در كودتاى ۲۸ مرداد، فرصت ها و زمينه ها براى ايفاى نقشى مؤثر از سوى ايران در نظام بين المللى مهيا بود؛ اما از اين فرصت استفاده اى نشد. حتى خاتمى حركات سمبليكى را مى توانست در سفرهاى خارجى انجام دهد كه انجام نداد؛ و چرايى اين مطلب را هم بايد از خود وى پرسيد. شايد خاطر خاتمى نيز نسبت به اين امور مكدّر باشد و خاطرات تلخى از اين دست ماجراها داشته باشد.
حكايتى كه گذشته است آن كسى داند
كه زار زار بخنديد و قاه قاه گريست!
۲ ـ خاتمى چه كرد؟
«عيب مى جمله بگفتى، هنرش نيز بگوى.» پس از بيان «ناكرده»هاى خاتمى و دولت اصلاحات، به بيان اهمّ «كرده»هاى خاتمى مى پردازيم.
۲-۱ بايد پذيرفت كه امر اصلاحى امرى بطئى و تدريجى است؛ به ويژه اگر بنا باشد اين امر بطئى و تدريجى، در عرصه مديريت كلان اجتماعى با اخلاق پيش رود. اصلاحات به خودى خود بطئى است و هنگامى بطئى تر مى گردد كه با «اخلاق» توأم شود. مهم ترين تأثير خاتمى، كه در تاريخ ماندگار خواهد شد و روزبه روز اهميت كار وى در اين زمينه براى مردم و نسل هاى آينده جلوه بيشترى خواهد يافت، آن است كه او سياست را اخلاقى كرد. بسيارى از مردمان، در سرتاسر جهان، بر اين باورند كه سياست با اخلاق سازگار نيست. عموماً چنين تلقى مى شود كه سياست با مفاهيمى نظير قاطعيت، برش، تهور، بى باكى و قساوت همراه است؛ اما خاتمى سياست را اخلاقى كرد و چنانكه در يكى از سخنرانى هاى خود نيز تصريح نمود، از منظر فرهنگ وارد سياست شد. شايد جامعه ايران به راستى تشنه پروژه اى بود كه بتواند بيمارى مزمن گسست دولت - ملت را از طريق اخلاقى كردن سياست درمان كند.
«وفا» و «عهد» نكو باشد ار بياموزى
وگرنه هركه تو بينى، «ستمگرى» داند
۲-۲ نگرش سياسى در دوران پيش از خاتمى تا حد زيادى به ركود رسيده بود و به نوعى غيرسياسى بودن در جامعه رواج يافته بود. خاتمى جامعه را مجدداً سياسى كرد و به بيان ديگر بر خودآگاهى هاى اجتماعى - سياسى مردم افزود؛ به ويژه در سال هاى نخست رياست جمهورى او، نسل سوم انقلاب با مفاهيم بنيادين و انديشگى انقلاب - به نحو جذّاب و پذيرفته اى - روبه رو شدند و طراوت و نشاط فكرى از طريق گسترش رسانه ها و مطبوعات بازتوليد گرديد.
۳-۲ خاتمى به نحوى سياستمدارانه - و نه راديكال مسلكانه يا روشنفكرانه - با مسائل برخورد كرد. به عبارت ديگر، او متوجه شد كه در سپهر سياست از چه ميزان قدرت و توانايى برخوردار است و دقيقاً مطابق توان خود عمل كرد. خاتمى حد و حدود خود را شناخت و عملكرد و فعاليت هاى خود را در همان حدود سامان داد و از چارچوب قانونى فراتر نرفت.
هزار نكته باريك تر ز مو اينجاست
نه هركه سر بتراشد، قلندرى داند
۴-۲ خاتمى ديوار سياست را شيشه اى كرد و آن را از پشت صحنه به روى صحنه آورد. بسيارى از مواردى كه پيش تر در منظر مردم قرار نمى گرفتند، در دوران خاتمى با شفافيت و به رأى العين مشاهده شدند. مقوله ها و گفتمان هاى متعدد و مرتبط با عرصه سياست، به راحتى براى مردم مكشوف و آشكار شد. اين كار از بزرگ ترين خدمات سياسى آقاى خاتمى در دوران تصدى اش بود.
۵-۲ خاتمى نسبت به مخالفان خود صبر و حوصله نشان داد و از هيچ كس شكوه و شكايتى نكرد. در برابر توهين هايى كه نسبت به رئيس جمهور صورت مى گرفت، اقدام به پيگيرى قضايى ننمود. انتقاد به خاتمى - عملاً - هيچ گونه هزينه اى را به فرد منتقد تحميل نمى كرد. دانشجويان و مردم عادى در موارد بسيارى - حضوراً يا غياباً - با صراحت و جسارت آشكار، او را به باد عتاب و انتقاد گرفتند؛ اما او هيچ شكايتى نكرد و درجه بالايى از تحمل و مدارا را از خود نشان داد. بدين ترتيب بود كه خاتمى مدارا، تحمل، پذيرش مخالف و سبقت رحمت بر غضب را ترويج نمود. خاتمى پيرو خواجه شيراز و زبان حال او اين است:
وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم
كه در طريقت ما كافرى است رنجيدن
و در همان حال، مطاعن و هتّاكى ها را «خير» مى داند و باز در دل به اين فرموده حافظ مترنّم است كه:
غمناك نبايد بود از طعن حسود، اى دل
شايد كه چو وابينى، خير تو در اين باشد
۶-۲ خاتمى تئورى سياسى «تبديل برانداز غيرقانونى به مخالف قانونى» و «تبديل مخالف قانونى به موافق» را با جرأت و اطمينان مطرح كرد و به جاى پياده كردن افرادى («ديگران») از قطار نظام جمهورى اسلامى، سوار كردن افراد تازه را به اين قطار ترويج نمود. خاتمى به كمك اين تز، نوعى امنيت نرم افزارى و تنش زدايى را در منازعات سياسى رواج داد يا - دست كم - جامعه و نخبگان و برخى متولّيان را با چنين ايده اى مأنوس نمود.
۷-۲ هنگامى كه خاتمى در اوج محبوبيت قرار داشت، مطلبى را در «نفى قهرمان گرايى» براى مردم بيان كرد كه هرگز از حافظه تاريخى مردم ايران پاك نخواهد شد. خاتمى در مقابل اين ايده كه ملت همواره بايد به دنبال قهرمان باشد، موضع گيرى و ايستادگى كرد. او بارها گفت: «من قهرمان نيستم و واى به حال ملتى كه به دنبال قهرمان باشد.» منش سياسى خاتمى نشان داد كه قصد ندارد شخصيتى «قهرمان مآب»، «كاريزماتيك» و «منجى نما» از خود بروز دهد؛ بلكه مايل است در چارچوب عقلانيت و تدبير حكومت كند و مردم نيز در همين چارچوب از او و دولتش متوقع باشند.
۸-۲ خاتمى در فضايى كه تئورى «برخورد تمدن ها» از سوى ساموئل هانتينگتون مطرح شده بود، تئورى جايگزين پربار و مقتدرانه اى را تحت عنوان «گفت وگوى تمدن ها» ارائه نمود كه در جهان مورد استقبال قرار گرفت و موجب عزت و افتخار كشورمان شد. خاتمى مبشّر فضاى تعامل و گفت وگو در ميان ملّت ها، فرهنگ ها و تمدن ها بود؛ - در حدّ توان خود - آن را رواج داد و تا جايى كه مقدور او بود، مردم را به تعامل و گفت وگو تشويق نمود.
۹-۲ خاتمى توانست اصلاحات درخورى را در بخش هاى امنيتى حوزه عمل خود انجام دهد و در مقابل بسيارى از خودسرى ها، تفسير به رأى ها، كج انديشى ها، كج روى ها و اعمال سليقه هاى فردى، باندى و جناحى ايستادگى كند.
۱۰-۲ از ديگر دستاوردهاى مثبت دولت خاتمى، پيگيرى سياست پرداخت يارانه به احزاب است. اين سياست، تا حدّ زيادى، در صحّت و سلامت فعاليت هاى حزبى تأثيرگذار است؛ چراكه اگر احزاب براى اداره و دوام خود دغدغه نداشته باشند، گرفتار اعوجاج هايى از قبيل فعاليت هاى ناسالم اقتصادى و گاه تأمين نامشروع و رانتى درآمد نمى شوند. سياست پرداخت يارانه به احزاب، در روند اجرايى، با مشكلات و نارسايى هايى همراه گشت؛ ليكن خاتمى، با جدّيت و علاقه، پيگير اجراى آن بود و حتى حاضر شد كه بودجه موردنظر از محل اعتبارات ويژه رياست جمهورى تأمين گردد.
۱۱-۲ خاتمى اين امكان را براى خود و دولتش فراهم آورد كه از بدنه كارشناسى دانشگاهيان، فن آوران، اساتيد، خبرگان و صاحبنظران - حتى الامكان - بهره برد و نظرات آنها را به حد ميسور مطمح نظر قرار دهد.
۱۲-۲ شعارهاى اصلاح طلبانه خاتمى آنچنان فراگير شد كه حتى در جناح ديگر نيز جايگاه يافت و رقباى وى نيز چاره اى نيافتند براى مؤثر واقع شدن، جلب اعتماد عمومى و در اختيار گرفتن مناصب مديريتى ناچار به كاربرد و طرح اين گونه شعارها و حركت در چارچوب گفتمان خاتمى شوند.
۱۳-۲ پس از بيست سال وقفه، شوراهاى شهر و روستا در دوران خاتمى تشكيل شدند. همين امر به تنهايى خود از نقاط درخشان كارنامه اوست.
۱۴-۲ بسيارى از فعاليت هاى عمرانى و زيربنايى - از قبيل پروژه عسلويه، فرودگاه سازى، سدسازى، سيلوسازى، خطوط آهن، خطوط برق، خطوط تلفن، فناورى اطلاعات و… - در دوران خاتمى صورت گرفت كه در اينجا مجال ذكر آن نيست و همگان اجمالاً از آن آگاهى دارند.
۱۵-۲ گرچه محروميت هاى مردم بسيار چشمگير و نگران كننده است و شايد به سال ها وقت، سرمايه، نيروى انسانى كارآمد و برنامه ريزى دقيق نياز باشد تا اين معضل - به طرق معقول و مناسب - برطرف گردد، ليكن خاتمى هرگز از دغدغه آن فارغ نبوده و در حدّ مقدور براى حلّ و رفع مشكلات معيشتى جامعه تلاش كرده است. توجه مخصوص به گسترش تأمين اجتماعى و تعميم اقسام بيمه هاى حمايتى در سراسر كشور و به موازات آن افزايش حقوق مستمرى  بگيران و بازنشستگان، نشانه ها و نمودهاى بارز اين تلاش است. اِعمال تدابير ساختارى مانند تشكيل «وزارت رفاه» نشانگر زيربنايى بودن اين گونه اقدامات است؛ كه البته خاتمى نيز آن را جزو حركت هاى آغازين مى داند و بايسته است كه در دولت هاى بعد، قدم هاى استوارتر و بلندترى در تداوم اين گام نخست برداشته شود.
۱۶-۲ يكى از «باقيات صالحات» خاتمى و دولت وى، كه اقدامى تاريخى و بنيادين به شمار مى رود، ايجاد صندوق ذخيره ارزى است. اين اقدام، به لحاظ اقتصادى، پشتوانه اى مؤثر در جهت تقويت زيربناهاى اقتصادى و حفظ سرمايه ها و نقدينگى كشور است؛ و از اين رو مصرف آن بايد متّكى به تدابير كارشناسانه، دورانديشانه و بلندمدت باشد. خوشبختانه خاتمى از تدبير و دورانديشى ويژه خويش فاصله نگرفت؛ چراكه هرگز براى افزايش محبوبيت خود از «ارز» مايه نگذاشت و به اقدامات عوام فريبانه، عوام گرايانه و عوام پسندانه گردن ننهاد.
فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد
شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد
۱۷-۲ سرانجام مى توان گفت كه خاتمى با منابع محدود اعتبارى و مالى تحت اختيار خود، توانست كشور را بيشتر به پيشرفت و سازندگى نزديك نمايد. فراموش نكنيم كه در كجا قرار داشتيم و امروز در كجا قرار داريم. در يك كلام مى توان گفت خاتمى، هم مسلمانى كرد و هم تدبير و تحمل و مدارا نمود تا توانست پروژه خود را - ولو با سرعت اندك - بدون تحمل هزينه هاى غيرقابل جبران به پيش برد. اگر امروز فضاى مناسبى براى تحليل و ارزيابى كارنامه خاتمى نيست، نگارنده مطمئن است كه ده سال پس از اين، به نيكى از او ياد خواهد شد. به هر تقدير، گرچه خاتمى سؤالات بسيارى را به جاى نهاد كه خود در فرصت مقتضى و مجال مناسب بايد پاسخ آن را تدارك ببيند، ليكن اثرات مثبت بسيارى نيز از خود باقى گذاشت.
نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس
كه عندليب تو از هر طرف هزاران اند
گزيده اخبار
شكايت انصار حزب الله اروميه از محمدرضا خاتمى

مسؤول انصار حزب الله استان آذربايجان غربى به بهانه توهين به اركان نظام و مقدسات از دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامى و يك روزنامه نگار به دادگاه شكايت مى كند. به گزارش كميته خبر و اطلاع رسانى دفتر دكتر معين در آذربايجان غربى، فرهاد قلى پور با بيان اين كه حزب مشاركت به بهانه انتخابات رياست جمهورى زمينه توهين به مقدسات را فراهم مى آورد گفت: «محمدرضا خاتمى در اروميه زمينه توهين به مقدسات نظام جمهورى اسلامى ايران را فراهم كرد.» وى از آنچه كه اهانت به اركان و شخصيت هاى برجسته دينى و سياسى نظام توسط يك روزنامه نگار دانست به شدت انتقاد كرد و گفت: «خاتمى در اروميه در مقابل سخنان اين روزنامه نگار كه برعليه نظام مقدس جمهورى اسلامى و نهادهاى آن توهين ها را نثار مى كرد سكوت كرد و با او همراه شد.» به گفته وى در ايام انتخابات قلم به دستان مزدور و اعضاى ضدانقلاب با حمايت جبهه مشاركت، فرصت و زمينه هرگونه توهين و تهاجم برعليه ارزشها و مقدسات دينى مردم را به دست مى آورند. وى سپس در رابطه با شكايت خود از دبيركل جبهه مشاركت و اين روزنامه نگار اظهار داشت: «من به عنوان عضوى از ملت حزب الله ايران نسبت به اين مسأله عكس العمل نشان داده و با حضور در دادگاه، از محمدرضا خاتمى و روزنامه نگار مذكور شكايت خواهم نمود.»

بررسى نامه كروبى به هاشمى در مجمع روحانيون

آيت الله محمد توسلى از اعضاى سرشناس مجمع روحانيون مبارز با تأكيد بر اينكه نامه كروبى ارتباطى با اين تشكل ندارد، خبر داد: «در همين رابطه مجمع روحانيون مبارز امروز جلسه تشكيل خواهد داد.» آيت الله توسلى در گفت و گو با خبرنگار پايگاه اطلاع رسانى «هاتف»، خاطرنشان كرد: نامه آقاى كروبى گرچه در جهت تخريب آقاى هاشمى نبوده، ولى ربطى به مجمع روحانيون ندارد و به خود آقاى كروبى مربوط مى شود. وى تأكيد كرد: مجمع روحانيون مبارز براى بررسى اين مسأله امروز جلسه اى برگزار خواهد كرد.

نامه «عليخانى» به «افروغ»

  «قدرت الله عليخانى» نماينده بويين زهرا و آوج در مجلس شوراى اسلامى در  نامه اى به «عماد افروغ» نماينده تهران در خصوص اظهارات مهدى كوچك زاده  عضو ائتلاف آبادگران، نوشت: عبارات زشت را به ياد آوريد. عليخانى در اين نامه به  افروغ توصيه كرده است كه به جاى «تحقيق» درباره اظهارات «مهدى كوچك زاده»،  همان « عبارات و كلمات زشت » او را به ياد آورد. وى در اين نامه آورده است: من واقعاً متعجب شدم وقتى اين جمله «روز  يكشنبه تحقيق مى كنم» را از قول شما مطالعه كردم. از جنابعالى مى خواهم به  جاى تحقيق در اين مورد اظهارات كوچك زاده بارديگر وقايع چهارشنبه  گذشته در مجلس را مرور فرماييد.حتماً به خاطر خواهيد آورد كه ايشان باجنابعالى پيش از اداى تذكر در حال صحبت بود كه بنده حضور پيدا كردم و از شما   خواستم به جاى وى، خودتان تذكر دهيد.

اعلام كانديداتورى پس از پايان ثبت نام انتخابات رياست جمهورى

مهرانگيز مروتى، نماينده مجلس با صدور بيانيه اى كه نسخه اى از آن به ايسنا ارسال شده است، كانديداتورى خود براى انتخابات رياست جمهورى را اعلام كرد. به گزارش ايسنا، در اين نمابر آمده است: مهرانگيز مروتى نماينده مردم شريف و فهيم شهرستان هاى خلخال و كوثر در دوره ششم و هفتم مجلس شوراى اسلامى جهت انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى ثبت نام نموده است كه با توجه به لزوم ايجاد اجماع در جبهه اصلاحات تاكنون حضور خود را به صورت علنى اعلام نكرده بود.
رئيس ستاد انتخاباتى احمدى نژاد: قاليباف و توكلى ائتلاف را شكستند
گروه سياسى - رئيس ستاد انتخاباتى محمود احمدى نژاد، گفت: احمدى نژاد تا آخرين لحظه در صحنه انتخابات حضور دارد و قصد انصراف ندارد. مسعود زريبافان، در گفت وگو با ايسنا، اظهار داشت: ائتلاف ۴+۱ را، دوستان آقاى قاليباف شكستند و آقاى توكلى بر خلاف مفاد آن ائتلاف و بدون هماهنگى با ساير اعضا كناره گيرى كرد، الآن هم از آقاى قاليباف بدون رعايت مفاد ائتلاف حمايت مى كند، يعنى در حقيقت ائتلاف را ديگر اعضا شكستند. وى ادامه داد: احمدى نژاد آخرين كسى بود كه براى ثبت نام به ستاد انتخابات مراجعه كرد و با اكراه آمد، ولى مصمم به حضور است. زريبافان در ارتباط با آنچه ايجاد اختلاف بين آبادگران مجلس و آبادگران شوراى شهر تهران خوانده مى شود، گفت: آنچه كه مسلم است جريانى كه به عنوان آبادگران توانست افكار عمومى را به خود جلب كند، شوراى شهر و شهردارى تهران بود. آنها باعث شدند كه آبادگران نزد مردم مقبول بيفتد و به بعضى از دوستان كمك كردند كه وارد مجلس شوند. اما اكنون برخى دوستانى كه با كمك آبادگران شوراى شهر وارد مجلس شده اند، مدعى مالكيت آبادگران هستند. عضو ائتلاف آبادگران ايران اسلامى، ادامه داد: آبادگران در حال بحث و بررسى است و تا ۱۵ خرداد موضع رسمى خود را اعلام مى كند. سخنگوى ائتلاف آبادگران نيز گفت: آبادگران تاكنون به صورت رسمى از هيچ كانديدايى حمايت نكرده و نظراتى كه مطرح شده نظرات شخصى و فقط نظرات دوستان بوده است و نظر رسمى ائتلاف آبادگران نمى باشد. مهدى چمران در گفت وگو با ايسنا، با بيان اين كه قاليباف جزو كانديداهاى مورد بررسى آبادگران نيست افزود: فعلاً چند نفر از كانديداها در اين جريان مطرح هستند كه جريان آبادگران در مورد آن ها تصميم گيرى خواهد كرد.
> مؤتلفه: از لاريجانى حمايت مى كنيم
دبيركل حزب مؤتلفه اسلامى با تأكيد بر حمايت حزب متبوعش به همراه شوراى هماهنگى از لاريجانى، اظهار داشت: در جبهه اصولگرا مانند جبهه اصلاحات اكنون چند كانديدا مطرح هستند و شوراى هماهنگى درصدد رسيدن به يك كانديداى واحد در جريان اصولگراست و در اين راستا با كانديداهاى ديگر در حال مذاكره است.
> سخنگوى ستاد لاريجانى: نظرسنجى ها براى شوراى هماهنگى ملاك نيست
سخنگوى ستاد دكتر لاريجانى، با اشاره به ملاقات لاريجانى با احمدى نژاد، اينگونه تعاملات را در جهت ايجاد همگرايى در ميان آنها دانست و تصريح كرد: ملاقات هاى دكتر لاريجانى با دكتر احمدى نژاد در راستاى ايجاد همگرايى و برخى هماهنگى ها، همچنان تا حصول نتيجه ادامه خواهد داشت. محمدحسين فرهنگى نظرسنجى هاى صورت گرفته در شوراى هماهنگى را نيز براى تصميم گيرى شوراى هماهنگى ندانست و اظهار داشت: از آنجا كه نظرسنجى ها در زمان تبليغات تغيير مى كند، بنابراين نظرسنجى براى اين شورا ملاك نيست و اساس خود را بر جذب و تأثيرگذارى در افكار عمومى قرار خواهند داد.
> سخنگوى ستاد رضايى: آرايش كانديداها تغيير كرده است
على احمدى سخنگوى ستاد محسن رضايى در جلسه جمعى از نخبگان دانشگاهى با بيان شرايط جديد حاكم بر فضاى انتخابات تصريح كرد: آرايش كانديداها با ورود آقاى هاشمى تغيير كرده است. بهترين فرصت براى رقابت با آقاى هاشمى و سه قطبى شدن فضاى انتخابات، حضور يكى از كانديداهاى ميثاق چهارگانه است كه آقاى محسن رضايى با پايبندى به اين ميثاق، معتقد است كه كانديداهايى كه عهدشكنى كنند، مردم از آنان رويگردان مى شوند.
واكنش محافل انتخاباتى به
موضوع ردصلاحيت احتمالى
كانديداها
• جناح هاى سياسى در موضعگيرى گسترده و همزمان، نسبت به اثرات منفى حذف كانديداهاى مطرح از صحنه انتخابات اظهار نگرانى كردند
• محتشمى پور: ردصلاحيت هاى سليقه اى و جناحى با مصالح نظام منافات دارد
• تاج زاده: شوراى نگهبان براى برچيدن شايعات، تصميم خود را براى تأييد صلاحيت كانديداهاى سرشناس، سريع اعلام كند
• سخنگوى ستاد لاريجانى: اميدواريم نحوه عمل شوراى نگهبان به گونه اى باشد كه تنوع كانديداها موجب مشاركت حداكثرى شود
• انصارى راد: معين فرزند وفادار انقلاب و نظام است و با خارج شدن او از صحنه، رقابت انتخاباتى جدى نخواهد بود
• توكلى: بيان مطالب اخير در خصوص ردصلاحيت ها، فضاسازى انتخاباتى است
گروه سياسى - موضوع ردصلاحيت برخى از كانديداها ديروز محور خبر محافل انتخاباتى ايران بود. با انتشار موج گونه اين خبر جناح  ها و محافل سياسى از طيف اصلاح طلبان تا اصولگرايان به موضعگيرى صريح در اين باره پرداختند.
محور مشترك در مواضع جناح هاى سياسى اين بود كه در صورت وقوع چنين اتفاقى (رد صلاحيت برخى كانديداهاى سرشناس) پروسه مشاركت و رقابت سياسى لطمه خواهد ديد. استدلال صريح آنها اين بود كه هر كدام از كانديداهاى مطرح در صحنه انتخابات بخشى از جامعه را نمايندگى مى كنند و بالطبع حذف هر كدام از آنها به از دست رفتن آراى طيفى از شهروندان منجر خواهد شد. شمار ديگرى از فعالان سياسى نيز در واكنش خود با استناد به اينكه سرنوشت اين انتخابات با موقعيت حساس نظام گره خورده است مراكز تصميم گير نظام را مخاطب سخن خود قرار دادند و آنها خواهان چانه زنى مسؤولان در بحث تأييد صلاحيت ها شده و بر ضرورت چاره انديشى اين مراكز در جهت گشودن موانع حضور گرايشات مختلف در انتخابات ۲۷ خرداد تأكيد ورزيدند.
> سيد على اكبر محتشمى پور عضو شوراى مركزى مجمع روحانيون مبارز گفت: كسانى كه مسؤول اجرا و نظارت برانتخابات رياست  جمهورى هستند، نبايد عرصه را براى حضور مردم تنگ كنند.
«سيد على اكبر محتشمى پور» در آيين يادواره  چهارمين سالگرد ارتحال نمايندگان استان گلستان در حادثه هواپيماى «ياك  ۴۰» افزود:اين افراد بايد بدانند كه تصميم گيراصلى ملت است و انتخابات  مربوط به مردم مى باشد. وى با بيان اين كه مردم در گذشته تحت حكومت ديكتاتورها و مستبدين مجبور  بودند در يك مسير مشخص حركت كنند، ادامه داد: دراسلام هرانسانى آزاد است  و اساس تكليف منوط به آزادى مى باشدوهر كارى بدون آزادى و با اضطراب از نظر  اسلام باطل است. وى ادامه داد: سخنان رهبرى مبنى بر سال مشاركت عمومى و همبستگى ملى در  صورتى حاصل مى شود كه تمام جريانات و ناظران دست از كوته نظرى بردارند و  همبستگى و مشاركت عمومى و ملى ايجاد مى شود.
سيدعلى اكبر محتشمى پور همچنين در گفت وگو با ايلنا گفت: من بارها اين مسأله را عنوان كرده ام كه مخالف ردصلاحيت هاى شوراى نگهبان هستم و معتقدم اين ردصلاحيت ها به هيچ عنوان جنبه حقوقى ندارد.
عضو شوراى مركزى مجمع مركزى روحانيون مبارز گفت: با برخورد سليقه اى در بررسى صلاحيت كانديداها، مخالفيم. محتشمى پور تأكيد كرد: رد صلاحيت هاى سليقه اى و جناحى با منافع و مصالح نظام منافات دارد.
> مصطفى تاج زاده عضو شوراى مركزى سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى نسبت به رد صلاحيت معين هشدار داد و آن را بى اعتنايى به ايده مشاركت حداكثرى و همبستگى ملى خواند. سيدمصطفى تاج زاده، در گفت وگو با خبرگزارى دانشجويان ايران، با اشاره به سوابق مصطفى معين، كانديداى جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى ايران، افزود: رد صلاحيت كسى كه ده سال در جمهورى اسلامى وزير بوده و سه دوره نماينده مردم اصفهان، شيراز و تهران در مجلس بوده است، آيا مفهومى جز رد صلاحيت نظامى كه در آن اين مسؤوليت ها را داشته، معناى ديگرى مى تواند داشته باشد؟
تاج زاده، شايعه رد صلاحيت برخى از كانديداهاى اصولگرايان را كسب بهانه اى براى رد معين ارزيابى كرد و گفت:  آن ها كانديداى متفاوت نيستند، بلكه كانديداى اصلاح طلبان پيشرو دكتر معين است و ردصلاحيت وى به معناى غيررقابتى شدن انتخابات است. البته ما هر گونه رد صلاحيت غيرقانونى و بر اساس گرايش هاى سياسى را محكوم مى كنيم و هر ردصلاحيتى غيرقانونى به همان ميزان انتخابات را غيرآزاد مى كند.
> على مزروعى عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت در گفت وگو با ايلنا، در مورد رويكرد جبهه مشاركت در انتخابات رياست جمهورى در صورت رد صلاحيت مصطفى معين، گفت: همچنان كه پيشتر نيز گفته ايم، در اين صورت قطعاً در انتخابات شركت نمى كنيم. عضو شوراى مركزى جبهه مشاركت انتشار اخبارى مبنى بر رد صلاحيت مصطفى معين از سوى شوراى نگهبان را شايعه خواند و در عين حال گفت: چنين امرى در كشور ما بعيد نيست، اما تا زمانى كه شوراى نگهبان رسماً اعلام نكند، نمى توان آن را قطعى دانست.
وى افزود: وقتى حق انتخاب كردن از مردم سلب مى شود، تنها واكنشى كه مى توان نشان داد، عدم شركت در انتخابات است.
> حسين انصارى راد نيز گفت: دكتر معين فرزند متعهد و وفادار جمهورى اسلامى ايران و انقلاب است. وى مديرى پرسابقه در سطح وزارت است و ساليان دراز در دوره  هاشمى و خاتمى وزير بوده، در دوره  اول نيز نماينده و وكيل مردم بوده و از آغاز انقلاب مسؤوليت هايى داشته است. قبل از انقلاب هم به عنوان يك عنصر مبارز و فعال در جريان انقلاب تلاش مى كرده است.
رئيس كميسيون اصل نود مجلس ششم معتقد است: اگر معين از عرصه  انتخابات خارج و ردصلاحيت شود، رقابت جدى نخواهد بود كه اميد است چنين اتفاقى نيفتد و انتخابات به صورت آبرومند، هرچند نسبى انجام شود و كارى نشود تا بسيارى از كسانى كه به هر شكلى در حال حاضر با فرض حضور دكتر معين مايلند در انتخابات شركت كنند، از انتخابات جدا شوند. انصارى راد خاطرنشان كرد: اگر دكتر معين و خودى ها را ردصلاحيت نكنند، به طور نسبى احتمال مى دهم بعد از اعلام صلاحيت آنها فضاى انتخابات تغييرى مثبت داشته باشد.
> على اكبر موسوى خوئينى دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت و نماينده دوره ششم تهران در مجلس در نشست سراسرى دانشجويان دفتر تحكيم گفت: رد صلاحيت كانديداهاى اصلاح طلبان لطمه بر انديشه انتخابات آزاد است. وى اضافه كرد: تاكنون هيچ يك از پيش شرط هاى انتخابات رقابتى از قبيل آزادى زندانيان سياسى، آزادى مطبوعات و احزاب منتقد محقق نشده است و در اين ميان رد صلاحيت كانديداها مى تواند لطمه اى جديد بر فرايند انتخابات وارد كند.
وى با اشاره به فعاليت گسترده تشكلهاى سياسى و دانشجويى در آستانه انتخابات از ممانعت شمارى از مراكز سياسى در برابر نشستهاى دانشجويى انتقاد كرد و گفت: نبايد گذاشت ماجراى انتقال نشستهاى دانشجويى در خارج از دانشگاه رويه شود.
> محمدحسين فرهنگى، نماينده  مردم تبريز و سخنگوى ستاد لاريجانى، با اشاره به نوع عملكرد شوراى نگهبان در خصوص كانديداهاى نهمين دوره  رياست جمهورى به ايسنا، گفت: طبيعتاً ارزيابى از نوع عملكرد شوراى نگهبان، نيازمند داشتن اسناد و مداركى است كه هم اكنون در اختيار شوراى نگهبان قرار دارد، اما در چنين شرايطى ما نيز اميدواريم تا نحوه  عمل شوراى نگهبان به گونه اى باشد كه تنوع كانديداها موجب مشاركت حداكثرى در كشور شود.
وى با اشاره به وجود سلايق مختلف در كشور، خاطر نشان كرد: البته شوراى نگهبان موظف به اجراى قانون است و با مدارك و اسنادى كه در اختيار دارد در خصوص افراد تصميم خواهد گرفت.
> احمد توكلى نماينده مردم تهران تأكيد كرد: بيان مطالبى در خصوص احتمال رد صلاحيت نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى،  فضاسازى انتخاباتى است.
به گزارش فارس احمد توكلى كه صبح ديروز در مصاحبه مطبوعاتى در محل باشگاه خبرنگاران جوان مركز كرمان سخن مى گفت اظهار داشت: شوراى نگهبان بايد بدون هيچ تساهل و تعاملى قانون را در خصوص بررسى صلاحيت نامزدها رعايت كند، اگر شوراى نگهبان در اين مسير حركت كند، قطعاً به افزايش مشاركت عمومى كمك خواهد كرد.
نماينده تهران در مجلس هفتم ادامه داد: به هر حال اين كه چه نتيجه اى در بررسى ها حاصل مى شود بايد منتظر ماند و اين مطالبى كه امروز مطرح مى شود، بيشتر جنبه فضاسازى انتخاباتى دارد.
رئيس تيم مذاكرات هسته اى ايران اعلام كرد :
فرمول غنى سازى اورانيوم در كشور ثالث پيشنهاد روس ها است
212826.jpg
گروه سياسى - سيروس ناصرى رئيس تيم مذاكرات هسته اى ديروز خبر داد كه طرح دو مرحله اى شدن چرخه سوخت هسته اى را روسيه ارائه كرده است. ناصرى تصريح كرد: ايران در حال بررسى پيشنهاد همكارى مطرح شده از طرف روسيه مى باشد، اما تاكنون پاسخى به آن نداده است.
در آستانه نشست اين هفته روحانى با سه وزير امورخارجه كشورهاى فرانسه، آلمان و انگليس، خبرگزارى ها از پيشنهاد تازه اى خبر داده اند كه در آن عنوان شده بخش فرآورى چرخه سوخت هسته اى در ايران و بخش غنى سازى در روسيه انجام شود و سپس اين سوخت براى مصرف به ايران بيايد. ناصرى در گفت وگو با ايرنا با بيان اينكه «پيشنهاد همكارى روسيه موقت و تا راه اندازى تأسيسات نطنز است»، تصريح كرد: برپايه اين پيشنهاد در تأسيسات اصفهان كيك زرد به گاز يو اف (UF6) تبديل و اين محصول به روسيه منتقل تا به سوخت هسته اى تبديل شود و سپس به ايران بازگردانده مى شود تا مورد استفاده قرار گيرد.
برخى صاحبنظران معتقدند ، اين پيشنهاد كه احتمالاً حمايت طرف اروپايى مذاكره كننده با ايران را به همراه دارد، در جهت پايان دادن به مشكل ايجاد شده ميان تهران و سه كشور اروپايى است و خبر از تمايل روسيه براى نقش آفرينى مثبت در مسير مذاكرات هسته اى و رفع دشواريهاى پيش آمده در مقطع فعلى مى دهد. باتوجه به سخنان روز گذشته سخنگوى ايرانى تيم مذاكره، احتمال پذيرش اين پيشنهاد ازسوى ايران و مبنا قرارگرفتن آن در مذاكرات به شرط اخذ امتيازاتى قابل توجه براى ايران دور از انتظار نيست. به اين ترتيب مى توان انتظار داشت نشست هفته جارى طرف هاى عاليرتبه اروپا و ايران آغاز روند عملياتى كردن طرح تازه مطرح شده باشد، در اين صورت اگرچه خواسته هاى حداكثرى دوطرف تأمين نشده اما به هر حال ايران بدون ايجاد تنش بين المللى يك مرحله از فعاليت هسته اى خويش را از تعليق خارج كرده و اروپا نيز بخش مهم ديگرى از اين فعاليت ها را تا زمان ادامه مذاكره در تعليق باقى نگاه داشته است، البته ايران از مدتها پيش به منظور رفع نگرانى هاى بين المللى و حفظ و اعمال حقوق خويش ديگر كشورها از جمله اروپا، روسيه و حتى آمريكا را به مشاركت در پروژه هاى هسته اى خويش دعوت كرده بوده است. اما اين بار به طور رسمى اين پيشنهاد را روى ميز مذاكره قرار مى دهد. اگر چنانچه در خبرها آمده طرف هاى اروپايى نيز رويكرد مثبت به پيشنهاد مذكور داشته باشند، مى توان انتظار يك اتفاق تازه در مسير مذاكرات هسته اى را داشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |