يكشنبه ۱ خرداد ۱۳۸۴ -
Sun, May 22, 2005
زنان
۳۱۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
مردان بخوانند
گزارشى اززندگى و آرزوها ى
زنانى كه در بخش بيماران روانى بسترى هستند
زنان بخوانند
مردان بخوانند
۲ روش براى همسردارى
زنان دنيايى پر از راز و رمز دارند كه بيشتر مردان از اين پيچيدگى ها ناآگاه هستند.
بسيارى از اختلافاتى كه زنان با شوهران خود دارند به خاطر همين ناآشنايى است.
اگر دوست داريد كه زندگى آرام و لذت بخشى داشته باشيد به نكاتى كه در اين ستون به شما پيشنهاد مى شود،  توجه كنيد.
زنانى كه زندگى شان را دوست دارند در فرصتى مناسب اين حقوق را در جايى قرار دهند تا شوهرشان آن را ببيند.
در برابر ديگران از همسرتان تعريف كنيد
زنان تعريف و تمجيد را دوست دارند. اگر مى خواهيد شوهرى خوب به شمار برويد و زندگى لذتبخشى داشته باشيد علاوه بر اينكه وقتى با او تنها هستيد از او تعريف مى كنيد در حضور ديگران نيز صفات مثبت او را برشمرده و ستايش كنيد هرچند كه شايد همسرتان از اين كار شما احساس شرم كند، ولى اطمينان داشته باشيد كه از اين كار شما خشنود خواهد شد.
نزد اقوام و خانواده تان براى همسرتان احترام زيادى قائل شويد و جايگاه والايى از او نشان دهيدبا اين كار به ديگران ياد مى دهيد كه به شما، همسرتان و زندگى تان احترام بگذارند.
نبايد «بايد» بگوييد
هيچ زنى دوست ندارد از زبان كسى كه بيشتر از همه دوستش دارد، واژه «بايد» بشنود اگر همسرتان از چيزى يا مسأله اى در محل كارش گله و شكايت كرد براى همدردى با او نگوييد نيازى به حقوق و درآمد او نداريد و بايد كارش را ترك كند، اين حرف شما بيشتر باعث ناراحتى او مى شود، در اين موارد به او دلدارى و اين اطمينان را به او بدهيد و بگوييد ديگران او را درك نكرده اند.
وقتى فرزندتان بيمار است و شما از صبح به سركار رفته و در خانه نبوده ايد. شب وقتى به خانه برمى گرديد و همسرتان كه به عنوان مادر از بيمارى فرزندش ناراحت است، احساس خستگى مى كند به او نگوييد: تو بايد خوشحال باشى كه هر روز مثل من نبايد به سر كار بروى. تازه يك روز فهميدى كه من چقدر زحمت مى كشم.»
اين حرف باعث ناراحتى و اختلاف بيشتر ميان شما و او مى شود. بهتر است بگوييد: مى فهمم چه مى گويى. خيلى خسته شده اى بگو من چه كار انجام دهم تا خستگى تو برطرف شود. تو يك همسر و مادر نمونه هستى.
اينگونه صحبت كردن باعث مى شود تا خستگى او برطرف شود. اينجا شما كارى انجام نداده ايد بلكه تنها با چند جمله به او آرامش داده ايد و خودتان نيز از اين آرامش لذت برده ايد.
مستبدانه تصميم نگيريد
عده اى از مردان با اين تصور كه از جنس برتر هستند، تمام تصميم ها را در زندگى به تنهايى مى گيرند. آنها با غرورى كه دارند فكر مى كنند از جنس مردان آهنين هستند.
بين زندگى با مردى مستبد با مردى آزادانديش تفاوت زيادى وجود دارد. زنان دوست دارند كه در زندگى مشترك احترام بيشترى باشد. آنها همكارى و مشاركت را مى خواهند هيچ مردى در زندگى نبايد جمله: تو چه دوست داريد؟ تو چگونه فكر مى كنى؟ نظرت را به من بگو را از ياد ببرد. يك مرد موفق بايد گاهى حتى تصميماتش را با نظر درست و به جايى كه از همسرش مى بينيد، عوض كند. اين نوعى دوست داشتن است و يك مرد با اين كار احساس با ارزش بودن و اهميت داشتن را به همسرش هديه مى كند.
ساعت آرامش براى بچه ها
212796.jpg
زمانى بود كه به هيجان آوردن و توجه به كودكان، لوس كردن آنان به شمار مى رفت. مادربزرگها در اين مواقع مى گفتند: بچه را به حال خود بگذاريد و اين قدر او را لوس نكنيد.
آنان با اين پيام به نوعى به ما آگاهى مى دادند، اما در چند دهه اخير براساس اكتشافاتى كه متخصصان علم رفتارشناسى در مورد كودكان به انجام رسانده اند، باعث شده اند كه اعتقاد به اينكه بچه ها نياز به تربيت و آموزش دارند نه به ياد گرفتن خيلى كمرنگ شود.
همگى بر اين امر كه كودكان بسيار باهوش هستند، واقف هستيم. مطالعات نشان داده است مغز كودكان به طور خارق العاده اى اين توانايى و ظرفيت را دارد كه تمام اطلاعات و اتفاقاتى را كه در اطرافش روى مى دهد، درك كند. درحالى كه در همين حال خانواده ها نگران اين مسأله هستند كه توان و تلاشى را كه براى فرزندان خود مى گذارند كم است يا اينكه آنان بيش از اندازه امكانات براى فرزندان خود فراهم كرده و در اين مسير پيش مى روند.
نسل هاى قبل از ما خيلى كمتر از ما خود را مشغول توانايى ها و رشد كودكان مى كردند و درباره بالا بردن درجه هوشى كودكان، يا توجه به حالات روحى و روانى كودكان يا حتى درصد بازى كردن آنها و اينكه چه بازهايى انجام دهند، كمتر احساس مسؤوليت مى كردند ولى اكنون توجه به اين موارد مادران را بر آن واداشته كه نه تنها به تغذيه و رشد كودكشان بيشتر توجه كنند بلكه نقش معلم و مربى را هم براى او ايفا كنند.
ليزمورس زنى است كه صاحب يك فرزند ۶ ماهه است، او در اين مورد مى گويد: دختر ۶ ماهه من به نام «ميا» خيلى زود از اسباب بازى هايش خسته مى شود و حتى از آپارتمانى كه در آن زندگى مى كنيم دلزده شده است. شوهرم براى اينكه او صبحانه اش را بخورد هر روز براى او گيتار مى زند و ما براى اينكه او از در خانه ماندن خسته نشود هفته اى دوبار او را به موزه، پارك و جاهاى ديدنى مى بريم و من در خانه دائم با او بازى مى كنم.
رابين كاردل كه مادر «انديس» ۳ ساله و «داربى» يك ساله است زندگى اش را براساس خواسته دو كودك خود برنامه ريزى كرده است. خانه او پر از كتاب هاى متعدد، اسباب بازى هاى رنگارنگ و جداول و نوارهاى موزيك و آلات موسيقى است.
اين مادر معتقد است اگر بچه ها در كودكى همه چيز را ياد بگيرند ضريب هوشى شان بالاتر رفته و در بزرگى باهوشتر مى شوند. متخصصان رشد نوزادان، روانشناسان كودك و دانشمندان مغز و اعصاب اعتقاد دارند كودكان زير يك سال به طور معجزه آسايى خيلى چيزها را ياد مى گيرند مثل چهار دست و پا راه رفتن، ايستادن و اينكه چگونه راه بروند.
كودكان هميشه آمادگى دارند چيزهاى جديدى ياد بگيرند اما احتياج به كلاس هاى مخصوص يا بازى هاى متنوع و اسباب بازى هاى رنگارنگ ندارند تا به واسطه آنها دانش خود را بالا ببرند.
اصلاً چنين نيست كه اين وسايل آنها را باهوشتر كند در حقيقت خانواده ها از اين موضوع مطلع نيستند كه گاهى اوقات بچه ها از كارهاى بسيار ساده چيزهاى فراوانى ياد مى گيرند درحقيقت براى ما وقت زيادى نمى گيرد تا با روش هاى ساده قوه خلاقيت كودك را تحريك كرده و به كار اندازيم.
سوزان مادرى ديگر مى گويد: نخستين بار كه متوجه شديم «لوسيا» علاقه مند به چيزى شده است وقتى بود كه او سه ماهه بود. او دستانش را پيدا كرده بود و با عشق خاصى انگشتان دستش را حركت مى داد و به آنها ساعتها نگاه مى كرد. «لوسيا» مثل تمام بچه هاى ديگر خودش پيدا كرده بود كه چه چيزى او را به هيجان مى آورد.
آليسمن گاپنيك - پرفسور و روانشنانس دانشگاه بروكلى و نويسنده كتاب The scientist in the cnib - مى گويد: فراهم كردن يك خانه مملو از گرمى و آرامش و پشتيبانى بالاترين چيزى است كه يك بچه لازم دارد. اين پرفسور معتقد است: سه سال اول زندگى بهترين دوران يادگيرى براى كودكان است اما آنچه آنها ياد مى گيرند چيزهاى مهمى از قبيل طرز برخورد و صحبت با اطرافيان است به زبانى ديگر يك نوزاد احتياج ندارد براى اينكه شخصيت يا قدرت ديدش بالا رود به يك جعبه چند ضلعى رنگى، يا يك كتاب پر از نقش و نگار نگاه كند در اصل نگاه كردن به صورت والدين يا گرفتن انگشت گرم پدر توسط دستان كوچك او حس بينايى و لامسه اش را به طور معجزه آسايى افزايش مى دهد.
وى مى گويد: نخستين مكالمه ميان پدر و مادر با كودك و گفتن كلماتى مثل بابا و مامان و ... حس شنوايى و گفتارى او را بالا خواهد برد و او را تشويق به يادگيرى و صحبت كردن مى كند نه گوش دادن به يك سى دى كه در آن از يك تا ۱۰ شمرده مى شود.
براى كودكان ساده ترين فعاليت ها از خريد كردن در يك مغازه يا سوار تاب شدن بهترين هيجان است. نوزادان آمادگى دارند به اطراف خود توجه كنند و نخستين چيزى كه هيجان و علاقه شان را برمى انگيزد، پدر و مادر است.
وقتى نوزادى بيدار است هيچ علاقه اى به يك كتاب رنگى دو بعدى ندارد. حركات صورت م مادر و لبخند و حرف زدن او بهترين هديه اى است كه مى شود به او داد، به جاى گرفتن يك تكه اسباب بازى پلاستيكى نوزاد ترجيح مى دهد دست گرم پدر را در انگشتان كوچك خود بگيرد و اين رفتارهاست كه اثر مهمى در رشد كودك دارد و اعتماد به نفس اوليه را در او تقويت مى كند.
زمانى كه ما براى كودكان مان هيجانات بيش از اندازه فراهم مى كنيم چون بيش از ظرفيت آنهاست خسته مى شوند، بايد توجه كنيم كه كودكان چه چيزى مى خواهند و از چه چيزى خوشحال مى شوند، اگر بيش از اندازه اطراف آنها را شلوغ و پر كنيم. تنها باعث خستگى مفرط آنها شده ايم، درحالى كه آنها به آرامش و سكوت نياز دارند.
بردن كودكان به پارك و زمين بازى هم براى كودك و هم براى مادر خوب است چون درحالى كه كودك مشغول بازى با كودكان ديگر است، مادر فرصتى براى تبادل نظر و نظرخواهى و كسب تجربه با مادران ديگر پيدا مى كند.
وقتى مادر غذا مى پزد و از قابلمه استفاده مى كند خوب است كه كودك روى زمين آشپزخانه با كاسه و قابلمه ديگرى بازى كند. در اين زمان درحالى كه مادران فعاليت روزانه خود را انجام مى دهند بهترين فرصت به كودك براى يادگيرى داده مى شود چون او مى آموزد كه مادر از چه وسايلى براى پختن غذا استفاده كند يا اينكه كودك در اين تجربه با قرار دادن ظروف كوچكتر در ظروف بزرگتر توانايى اش را بالا مى برد زمانى كه پدر يا يكى از اعضاى خانواده به مادر در انجام كارهاى خانه كمك مى كند كودك درس بزرگ كمك به ديگران را در انجام كارها مى آموزد.
كودكان بايد ياد بگيرند زمانى از روز را به استراحت بپردازند براى مثال وقتى كه آنها صبح از خواب بيدار مى شوند به جاى عجله كردن براى بيرون آوردنشان از تخت بايد چند لحظه اى به كودك اجازه دهيم تا اطراف تخت خود را نگاه كرده و به بازى با دستان و پاهايش بپردازد. اين كار براى او عادت مى شود و اگر شب يا عصر او را براى خواب در تخت اش گذاشتيد مى تواند بدون شما آرامش گرفته و به خواب برود و به اين صورت مستقل تربيت شود.
بايد گفت كه كودكان خيلى خوب حالات روحى ما را مى فهمند. وقتى مادرى مشغول انجام دادن كارى است اين به او پيغام مى دهد كه مادر گاهى اوقات كار دارد و مشغول است اين مهمترين چيزى است كه كودك مى آموزد كه والدين كارهاى مخصوص به خود دارند و بايد آن را انجام دهند. البته والدين بايد ضمن انجام كار هرچند وقت يكبار به كودك توجه كنند، همانطور كه كودك رشد مى كند به اين مسأله كاملاً پى مى برد و اين مسأله درس بزرگى براى او در زندگى اش به شمار مى رود.
بنابراين شايد مادربزرگ ها درست مى گفتند. دادن موقعيت و زمان به كودكان با توجه به اينكه كودكان قادرند خودشان راه حل و چگونگى حل مشكلات شان را حل كنند بهترين كمكى كه مى تواند به آى نده آنان كرد اين است كه بدون كمك ما بتوانند مشكلات خود را حل كنند.
مترجم: نيما عظيمى
گزارشى اززندگى و آرزوها ى
زنانى كه در بخش بيماران روانى بسترى هستند
عاشقان فراموش شده
212820.jpg
محبوبه حسين زاده
دخترى جوان با پيراهن و شلوارى صورتى رنگ به ميله هاى فلزى در تكيه داده بود، درى بزرگ كه در انتهاى راهرويى نصب شده كه بخش بيماران روانى - تنها بخش موجود در اين طبقه - را از اتاق پزشكان بيمارستان جدا مى كرد. براى داخل شدن به راهروى عريض و طويلى كه در دو سوى آن، اتاق بيماران قرار گرفته، بايد از اين در عبور كرد، درى كه قفلى بزرگ روى آن نصب شده است. فاطمه ۲۴ ساله است با بغضى عميق در گلو. وقتى از او مى پرسم چرا به اينجا آمدى؟ در جواب مى گويد: «دلم خيلى مى گرفت و نمى توانستم بچه هاى مادرم را تحمل كنم.» بغض عميق فاطمه كه راه را بر حرف زدنش مى بندد. نشان از افسردگى عميق او دارد. فاطمه مى گويد: از وقتى به اينجا آمده، حالش خيلى بهتر شده است. از او مى پرسم مى توانم به اتاقش بروم و او بدون هيچ عكس العمل احساسى فقط مى گويد: «آره».
سرپرستار با يك دسته كليد بزرگ، در آهنى را باز مى كند و من با اطمينان دكتر كه اين بيماران، رفتارهاى تهاجمى ندارند، وارد بخش مى شوم. وقتى وارد اتاق فاطمه شدم تا چند دقيقه نمى توانستم باور كنم اين اتاقى است كه بيماران با بسترى شدن در آن، سلامت روان خويش را بازمى يابند.
سه بيمار روى تختهايى با ملحفه هاى سفيد دراز كشيده اند. تنها وسيله موجود در اتاق ميزهاى سبز و فلزى است كه در كنار هر تخت گذاشته شده، ميزهايى كه هيچ چيزى روى آنها قرار نگرفته، نه يك شاخه گل، نه حتى يك تلفن و نه يك ساعت، انگار زمان براى اين بيماران از حركت ايستاده است و پنجره هايى كه به تراس باز مى شوند. ميله هاى مشكى از بالا تا پايين پنجره ها را پوشانده و حتى نمى توان آسمان را به درستى ديد. فاطمه در اين اتاق نمى تواند نگاه كند، نمى تواند كتاب بخواند، نمى تواند ورزش كند، نمى تواند.... از ديدن ديوارهاى لخت اتاق و سفيدى مهتابى ها سرم گيج مى رود.
روى تخت ديگرى، زنى به نام اكرم دراز كشيده، اكرم روى تخت مى نشيند و در جوابم مى گويد: «دائم با شوهرم دعوا داشتم. او مرا عصبى مى كرد، پسرم من را به اينجا آورد، اگر به خانه برگردم و دوباره دعوايمان بشود باز هم...». اكرم مادر ۴ فرزند است و هم اكنون فقط نگران پسرش است كه بايد هزينه هاى بيمارستان را بپردازد. در تخت ديگرى زنى ميانسال با سر و وضعى مرتب نشسته و مدام با يك تلفن فرضى صحبت مى كند. از خلال حرفهايش هيچ چيز نمى توان فهميد. او لحظه اى از مرگ همسر حرف مى زند و لحظه اى ديگر از اينكه همسرش شفا گرفته و زنده است. زن هنوز در شوكى عميق بسر مى برد.
دوباره نگاهم روى در و ديوار مى چرخد و ياد بحث هاى روان شناسى رنگها، توانمندسازى بيماران روانى، ارائه خدمات توانبخشى، مشاوره و ... مى افتم.
مى پرسم، تجهيز اتاق هاى بيمارستان و استفاده از تابلو و يا حتى پرده هاى رنگى، نمى تواند نقشى در بهبود اين بيماران داشته باشد؟ دكتر روانپزشك تأكيد مى كند: «اين امر، مى تواند روند بهبود را تسريع ببخشد، هرچند بيماران ما در همين اتاقها هم بهبود يافته اند. ولى خب براى بيماران، به خصوص زنان، جدا شدن از خانواده و بسترى شدن در اين اتاقها ناخوشايند است.
كمبود بودجه يا نگرش ناصحيح نسبت به بيماران روانى را به خوبى مى شود حس كرد چون اين بخش بيمارستان حتى امكانات ساير بخش ها را دارا نيست.
طبق آخرين آمار منابع رسمى، ۲۱ درصد ايرانيان دچار نوعى از اختلالات روانى هستند كه در اين ميان اختلالات افسردگى و اضطرابى بيشتر شيوع داشته است. از سوى ديگر تحقيقات نشان مى دهد زنان و دختران بالاى ۱۵ سال نسبت به پسران و مردان همسال خود بيشتر به اختلالات روانى نظير افسردگى و اضطراب مبتلا هستند.
دكتر سيدسعيد صدر، متخصص اعساب و روان، مى گويد: «بيشترين مراجعه كنندگان، زنان داراى افسردگى و بيمارى هاى اضطرابى هستند چون آناتومى و بافت بدنى زنان و دورانى همچون باردارى، زايمان و عادت ماهيانه، زن را مستعد ابتلا به بيمارى افسردگى مى كند و در تمام جوامع زنان افسرده تر از مردان مى شوند.»
وى تأكيد مى كند: «اما پيش آگهى بروز بيمارى هاى روانى در مردان شديدتر است و همواره مردان بيشتر از زنان نياز به بسترى شدن در بيمارستان پيدا مى كنند و البته مدت اقامتشان در بيمارستانها، طولانى تر از زنان مى شود.»
صدر مى گويد: «بيمار روانى مزمن، استرس بزرگى براى خانواده اش است كه كليه تصميم گيرى هاى اجتماعى آنان را تحت الشعاع قرار مى دهد. از سوى ديگر چون خانواده تحت استرس قرار گرفته، آسيب پذيرتر مى شود و اما بيمارى كه از بيمارستان مرخص مى شود بايد مورد حمايت خانواده و ساير حمايت هاى اجتماعى قرار گيرد و در معرض استرس كمترى قرار گيرد تا از عود كردن بيمارى جلوگيرى شود.»
بيشترين افرادى كه پس از ترخيص يك بيمار روانى - چه زن و چه مرد - با وى سروكار دارند، زنان خانواده هستند. از سوى ديگر هم اكنون ۱۲ هزار بيمار اسكيزوفرنيا در منازل خودشان نگهدارى مى شوند كه باز هم بار سنگين مراقبت از آنان بر دوش زنان خانواده قرار مى گيرد؛ زنانى كه به دلايل گفته شده، خود مستعد ابتلا به بيمارى هاى روانى هستند و همين امر سلامت روان زنان را در معرض مخاطره قرار مى دهد. اما براستى چه بايد كرد؟ هرچند رشد سريع تكنولوژى، آسايش و آرامش قابل توجهى برايمان به ارمغان آورده است، اما ارزيابى ها نشان مى دهد باوجود توسعه اقتصادى و صنعتى كشورها، آسيب ها و مشكلات روانى - اجتماعى هم رشد فزاينده اى داشته است. ايران هم به دليل ويژگى هاى خاص خود از جمله واقع شدن در شاهراه قاچاق موادمخدر، جمعيت جوان، تجربه جنگ، زلزله، مهاجرت و تغييرات سريع فرهنگى با رشد روزافزون آسيبهايى همچون اعتياد، طلاق، شيوع ايدز و خشونت مواجه است. هم اكنون امكان مدارا با فشارهاى موجود زندگى، بطور محسوسى در مقايسه با دو دهه پيش، كاهش پيداكرده و همين امر باعث شده تا در سالهاى اخير به مباحث ارتقاى سلامت و بهداشت روان توجه بيشترى شود. اگرچه تلاش هاى فراوان در اين زمينه انجام شده، اما بيشتر اين اقدامات در زمينه بهداشت جسمانى بود و اقداماتى كه در زمينه بهداشت روان انجام شده بيشتر معطوف به بيمارى ها، اختلالات و مشكلات روانى - اجتماعى بوده و كمتر به سلامت روان كل جامعه پرداخته شده است.
طبق تعريف سازمان جهانى بهداشت (WHO) بهداشت روان، فقط به معنى نبودن بيمارى روانى نيست بلكه بيشتر با نوعى سلامت ذهنى ارتباط دارد. افرادى از نظر روانى سالم هستند كه احساس مى كنند بخوبى با زندگى، مسائل و تغييرات آن كنار مى آيند، مى توانند زندگى خود را تحت كنترل داشته و مسؤوليت پذير باشند. با ديگران ارتباط خوب و مناسبى برقرار كنند و به فعاليتهاى سازنده بپردازند. در حقيقت سلامت روان داراى دامنه بسيار گسترده اى است و هيچگاه نمى توان گفت فرد از نظر روانى سالم است و ديگر لازم نيست كارى براى خود انجام دهد.
دردسر و گرفتاريهايى كه افراد بخصوص زنان، در زندگى تجربه مى كنند براحساس رضايت و شادى شان از زندگى تأثير مى گذارد و باعث مى شود تا ارتباطاتشان با ديگران مختل شده و سلامت ذهنى و جسمانى شان به خطربيفتد. در حال حاضر با وجود پيچيدگى هاى جامعه امروزى، ضرورى است تا سلامت و بهداشت روانى مان را ارتقا داده و با بهتر كردن وضعيت مان از نظر ارتباطى و توانايى هاى ذهنى، سازگارى بهترى را براى خود و ديگران بسازيم. برنامه هاى مختلفى براى رسيدن به سطح مناسب و مطلوب از بهداشت روان ارائه شده كه بر دو محور ارتقا و پيشگيرى بنا شده است. برنامه هايى مانند استفاده مناسب از اوقات فراغت، ورزش، تفريحات سالم و... باعث مى شود احساس شادى، رضايت و توانمندى بيشترى كنيم. اين برنامه ها برمحور ارتقاى بهداشت روان بنا شده اند. جلوگيرى از رشد مشكل و آسيبهاى اجتماعى نيز جزو برنامه هاى پيشگيرانه محسوب مى شوند. يعنى بايد آسيبهاى اجتماعى را بشناسيم و راهكارهاى جلوگيرى از گسترش آن را بياموزيم تا بتوانيم فشار موجود از اين آسيبها را در زندگى مان كاهش داده و به طبع آن سلامت روان مان را بهبود بخشيم.
مردم هنوز بيمارى هاى روانى را انگ مى دانند كه بايد با اطلاع رسانى صحيح، نحوه برخورد اصولى و درست با مبتلايان به بيماران روانى به آنان آموزش داده شود. نمى توان چشم را بر واقعيت هاى موجود بست و وجود بيماران روانى را منكر شد؛ بيمارانى كه فقط به درمان دارويى احتياج ندارند و چون توانمندى هايشان به دلايل مختلف، سيرنزولى پيداكرده است به خدمات ديگرى همچون مشاوره، مددكارى و توانبخشى نياز دارند. ازسوى ديگر برخى از بيماران روانى مزمن مقاوم به درمان هستند و بايد با ارائه خدمات توانبخشى مستمر، مهارتهاى زندگى را مجدداً به آنها آموزش داد.
برخى از بيماران اسكيزوفرنيا نيز به درجه اى از اختلال مى رسند كه درصد بالايى از عملكرد و توانايى هايشان دچار نقصان مى شود و نمى توانند بطور مستقل زندگى كنند. بايد براى اين بيماران زن و مخصوصاً بيماران اسكيزوفرنياى زن كه در منزل خودشان نگهدارى مى شوند، خدمات بصورت همه جانبه، منسجم و در دسترس باشد.
انداختن بار بيماران روانى بر دوش خانواده، يك نهاد و يك سازمان مشكلى را حل نخواهدكرد. بهداشت روان بايد به اهميت و جايگاه واقعى خويش برسد. بايد همه با همكارى و برنامه ريزى صحيح به كمك اين بيماران بشتابيم و ازسوى ديگر با عملى كردن موارد ذكر شده، سلامت روان خويش را بيمه كنيم.
زنان بخوانند
۲ شيوه شوهردارى
همسردارى و گرم نگه داشتن كانون زندگى خانوادگى اگر چه كارى سهل و آسان است اما كمتر كسى موفق مى شود كه بتواند گرمى به زندگى اش ببخشد.
رعايت نكات و فرمول هايى در چگونگى برخورد با همسرانتان مى تواند شما را در داشتن كانونى گرم و دلپذير كمك كند. نكاتى را كه در اين ستون مى خوانيد حاصل كار و تلاش متخصصان و برگرفته از زندگى هاى موفق است.
استقبال گرم
هر چند كه انجام كارهاى خانه و دردسرهايى كه بچه ها در طول روز براى مادر ايجاد مى كنند، همواره يكى از مسائل نگران كننده در ميان خانواده هاست و زنان پس از صحبت و گلايه در اين موارد با شوهرشان است كه احساس آرامش مى كنند ولى توجه داشته باشيد زمانى كه شوهرتان از محل كار به خانه بازگشت بلافاصله با او در مورد مشكلات و سختى هايى كه براى انجام امور خانه و تربيت بچه ها كشيده ايد با او حرف نزنيد و شروع به گله وشكايت نكنيد بلكه نخست با گشاده رويى براى او يك نوشيدنى يا ظرفى از ميوه هاى رنگارنگ كه با سليقه چيده ايد ببريد و در حالى كه كنارش نشسته ايد وقتى اطمينان پيدا كرديد كه خستگى ناشى از كار روزانه را از تن بيرون كرده است آرام و شمرده مسائل را با او در ميان بگذاريد.
احساساتتان را مخفى نكنيد
بيشتر زنان ايرانى به گونه اى تربيت شده اند كه بيان نكردن احساس را نوعى نجابت يا غرور دانسته و از گفتن علايق شان طفره مى روند. بيشتر مشكلات در ميان زنان و شوهران از همين جا پيدا مى شود.
شايد اگر اين دسته از افراد مى دانستند كه بيان نكردن احساسات يا آنان را به صورت وارونه نشان دادن تا چه اندازه براى سلامت جسم و جانشان ضرر دارد هرگز مادران و مادربزرگ ها را در اين مورد الگوى خود قرار نمى دادند. انسان تا زمانى كه راحت نباشد، بيمار خواهد شد. بيمارى هاى جسمى قابل درمان هستند ولى بيمارى هاى شديد روحى باعث بيمارى هاى مكرر جسمى و ضعف بدن خواهد شد.
اگر دائماً بيمار مى شويد به نكات زير توجه كنيد زيرا شما را در يافتن سلامت تان كمك خواهد كرد.
امكان دارد براى شركت در يك ميهمانى، تولد و يا... در حالى كه به هيچ وجه تمايل نداريد به خاطر رودربايستى يا اصرار اطرافيان تان ناچار به شركت شويد، يا اينكه از شغلى كه داريد راضى نباشيد، مدت  ها باشد كه نتوانسته باشيد به سفر يا تفريح برويد، از اينكه دوستان و فاميل دست از سرتان بر نمى دارند و لحظه اى شما را آرام نمى گذارند و دائم به خانه تان رفت و آمد مى كنند خسته شده ايد، احساس مى كنيد كه نياز شديد و مبرمى به محبت اطرافيان تان داريد، به خاطر گرفتارى يا خستگى و يأس ديگر از مدت ها قبل خواسته هاى خود را كنار گذاشته ايد و ... اگر دچار اين موارد شده ايد و برنامه اى براى خريد و گردش و پياده روى در روز براى خودتان بگذاريد يا اينكه با در خانه ماندن به ذهن و جسم تان استراحت بدهيد.
يادگيرى يوگا به شما كمك مى كند كه بتوانيد انرژى هاى منفى را از وجود خود تخليه كنيد و وجودتان را با انرژى مثبت سرشار كنيد.
علم امروز به اين نتيجه رسيده است كه پيشگيرى بهتر از درمان است، شما هم با اين روش از نظر روحى و عاطفى وضعيت مثبتى پيدا خواهيد كرد و آن وقت است كه مى توانيد شوهر و اطرافيان تان را بهتر بپذيريد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |