سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۴ -
Tue, May 24, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۱۴۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
بازتاب بين المللى
عمليات بيت المقدس
خرمشهر
آزاد شد
213027.jpg
مقدمه
خرمشهر در جنگ تحميلى اشغال و آزاد شد اما اين بار خرمشهر يك نقطه عطف شد. نه تنها در جنگ تحميلى بلكه در تاريخ ايران. در واقع اين اظهار وجود ملى با اتكاى صرف به قدرت خودى آن هم در برابر متجاوزى كه تقريباً همه قدرت هاى مطرح در جهان حامى وى بودند به معناى پايانى بر يك دوره طولانى خالى از حماسه و استقلال در تاريخ ايران بود. خرمشهر اين بار شاهد تولد نسلى از رزمندگان و مدافعان بود كه نه تنها براى دفاع از زادبوم در برابر متجاوز بلكه براى اعلام و حفظ اعتبار و اقتدار حيات مجدد اسلام مى جنگيدند. خرمشهر دو حماسه را در خود جاى داد، حماسه «مقاومت خرمشهر » و حماسه « آزادى خرمشهر». اين حماسه بزرگ است، زيرا به ملتى آموخت كه مى توان حقارت شكست را فراموش كرد و باز هم عزت، استقلال و آزادى تعيين سرنوشت را تجربه كرد. در سالگرد اين حماسه باشكوه نگاهى كوتاه داريم به ديدگاه و نظرات كارشناسان و ناظران غربى در آن زمان به عمليات بيت المقدس و تغيير موازنه سياسى - نظامى به نفع ايران.

بن بست نظامى حاكم بر جنگ پيش از عمليات بيت المقدس كه ناشى از ناتوانى نظامى دو كشور ايران و عراق در تغيير موازنه سياسى - نظامى بود، منجر به شكل گيرى و تقويت اين نظريه شد كه دو طرف درگير با بهره گيرى از قدرت نظامى، توانايى تغيير اوضاع را به سود خود ندارند. با شكل گيرى روند آزادسازى مناطق اشغالى و سرانجام، فتح خرمشهر، بار ديگر جنگ ايران و عراق، در كانون توجه جهانيان قرار گرفت.
در اين ميان، تحليل محافل كارشناسى، ناظران، شخصيت ها و مقام هاى رسمى كشورها، در مورد پيدايش روند جديد در جنگ، نمايانگر نوعى غافل گيرى و اظهار شگفتى همراه با نگرانى بود. با اين حال، همه نظرها و تحليل هاى ارائه شده بر اين نكته تأكيد داشتند كه پيروزى ايران در عمليات بيت المقدس به عنوان نقطه عطف مى تواند سرنوشت جنگ را تعيين كند. چنان كه روزنامه گاردين چاپ انگليس اين پيروزى را نقطه عطفى در جنگ ميان دو كشور دانست و روزنامه لوموند، چاپ فرانسه نيز بر اين مسأله تأكيد كرد كه «نبرد خرمشهر سرنوشت جنگ را تعيين خواهد كرد.» فايننشيال تايمز نيز نوشت:
خرمشهر به منزله كليد پيروزى جنگ است و خرمشهر تنها سمبل واقعى پيروزى عراق و سمبل مقاومت سرسختانه نيروهاى ايران است.
همچنين، يك ديپلمات غربى در بغداد گفت:
خرمشهر يك جايزه بزرگ است، اگر ايرانى ها آن را پس بگيرند، عراقى ها حرفى براى گرفتن نخواهند داشت.
خبرگزارى آسوشيتدپرس سقوط خرمشهر را شكستى توهين آميز و واقعى براى دولت صدام در جنگ ۲۰ ماهه ارزيابى كرد. راديو لندن نيز به نقل از كارشناسان، پيروزى در خرمشهر را به عنوان يكى از بزرگ ترين پيروزى هاى ايران بر شمرد.
در ساير تحليل هايى كه در مورد آثار ناشى از شكست عراق در عمليات بيت المقدس مطرح مى شد، به موضوعاتى همچون: «تحقير ارتش عراق»، «از دست دادن مهم ترين و بزرگ ترين انگيزه عراقى ها، در تيررس قرار گرفتن مناطق نفت خيز عراق و توانايى ايران براى پيشروى به مرز و داخل خاك عراق» اشاره شده است.
درباره ريشه يابى علل برترى نظامى ايران بر عراق و دست يابى نيروهاى خودى به پيروزى هاى درخشان، روزنامه لوس آنجلس تايمز نوشت:
استراتژى نظامى ايران بر عراق برترى داشته و ايرانيان حملات خود را با نيروى زياد بر صفوف عراقى ها در خوزستان وارد آورده اند. علاوه بر آن، ايرانيان داراى ايثار، از خودگذشتگى و ميل به شهادت بوده و با شوقى انقلابى براى آزادى سرزمين هايشان مى جنگند. در مقابل، سربازان عراقى اعتماد به نفسشان را از ابتداى جنگ از دست داده و…
روزنامه واشنگتن پست نيز به نقل از مقام هاى آمريكايى نوشت:
مقامات آمريكايى از اين كه ايران توانسته به فاصله كمى از حمله ماه مارس (فتح المبين) چنين ضربه بزرگى بر عراق وارد آورد، اظهار تعجب كرده و افزودند كه ايران تاكتيك حمله زمينى را به نحو احسن انجام داده است، عملياتى كه عراق هنوز در آن موفق نبوده است. بر طبق محاسبات پنتاگون، تا به حال ايران چهار حمله عظيم داشته است، ليكن اين حمله اخير قاطع ترين آنهاست.
اين نشريه همچنين با اشاره به شيوه حملات زمينى ايران و تكميل آن در مراحل مختلف، تأكيد كرد كه عراقى ها هنوز ياراى فراگيرى آن را ندارند. خبرگزارى فرانسه نيز به نقل از كارشناسان نظامى خارجى مقيم تهران، با اظهار شگفتى از نحوه هماهنگى عمليات به لحاظ زمانى و مكانى، بيان كرد:
نيروهاى مسلح ايران (ارتش، بسيج، سپاه) ثابت كردند كه از يك انسجام بهت آور و غيرمترقب برخوردارند. نيروهاى بسيج كه تجهيزات نظامى اندك ولى انگيزه هاى مذهبى عميقى دارند، عامل تعيين كننده اى را در پيروزى هاى اخير ايرانيان تشكيل مى دهند.
تلويزيون شبكه يك آلمان با تأكيد بر نقش پاسداران و بسيجيان در جنگ گفت:
البته نه اين كه اسلحه هاى مدرن شاه بار سنگين اين جنگ را به عهده داشته باشد، بلكه بيشتر از همه، پاسداران انقلاب و بسيجيان كه توسط پاسداران، بسيار كم تعليم ديده اند، در اين جنگ نقش دارند و در هفته هاى اخير سنگرهاى عراقى را تسخير كرده اند.
مجله آلمانى اشپيگل نيز «روحيه شهادت طلبى و تعصب» را عامل پيروزى هاى اخير ايران دانست. و مجله پاكستانى مسلم بر «نقش ايمان و قدرت روحى» تأكيد كرد.
در نخستين بررسى هاى ريشه يابى علل دستيابى ايران به پيروزى سريع، آنچه بيش از هر عامل ديگرى مورد توجه قرار گرفت، موقعيت جديد نظامى ايران و برترى آن بر عراق و در مقابل، وضعيت نامطلوب عراق بود. بى گمان، نتايج ناشى از اين وضعيت مى توانست تأثيرات كاملاً آشكار و تعيين كننده اى را در زمينه سياسى، در داخل عراق و در سطح منطقه داشته باشد. روزنامه الاهرام چاپ مصر به نقل از كارشناسان نظامى، در مورد موقعيت عراق در جهان عرب و تأثير رخدادهاى جنگ بر منطقه، نوشت:
عراق در دروازه شرقى جهان عرب قرار دارد و نتايج آنچه كه در آن منطقه روى مى دهد، با سرعتى سرسام آور در سراسر منطقه عربى منعكس خواهد شد.
چند روز بعد، همين روزنامه در مقاله اى به قلم سردبير خود نوشت:
شكست عراق نه تنها موجب سقوط دولت و اشغال خاك اين كشور خواهد شد، بلكه اين به نوبه خود فاجعه بزرگى است و به سقوط پى درپى دولت هاى خليج  فارس مى انجامد.
روزنامه «ينى دوير» چاپ آنكارا به نقل از منابع ديپلماتيك در بغداد، با تأكيد بر پيوستگى سقوط صدام با تحولات منطقه خليج فارس، نوشت:
سقوط صدام حسين و تحولات سياسى آينده خليج فارس به پيشروى نيروهاى ايرانى كه روز به روز ابعاد گسترده ترى به خود مى گيرند، بستگى دارد.
خبرگزارى آسوشيتدپرس در منامه نيز با بررسى تأثيرات آزادى خرمشهر بر وضعيت سياسى عراق و منطقه، گزارش داد:
سقوط اين شهر (خرمشهر) به دست ايرانى ها سبب به هم ريختن رژيم صدام حسين و بروز مشكلاتى در ساير نقاط خليج فارس خواهد شد و اين مسأله اخيراً به نحو گسترده اى در مجلات عربستان منعكس شده است.
درباره تأثير پيروزى هاى ايران بر موقعيت صدام و وضعيت سياسى دولت عراق، در رسانه هاى خبرى، از قول كارشناسان نظامى و منابع ديپلماتيك به مواردى اشاره شد كه خواندنى است، مجله نيوزويك «بى اعتبار شدن صدام» و سرنگونى وى را به عنوان نتايج شكست [عراق] در خرمشهر ذكر كرد. همچنين در اين روزنامه، مواردى همچون «خودكشى سياسى رژيم بغداد، ابهام در مورد بقاى سياسى صدام و آينده مبهم براى رژيم عراق، مورد تأكيد قرار گرفت. روزنامه دى ولت چاپ آلمان نيز نوشت:
عراق در جنگ خليج (فارس) عليه ايران و عليه انقلاب اسلامى آيت اللّه خمينى، هم از نظر سياسى و هم از نظر نظامى باخته است. اين نظرهايى است كه در تمام پايتخت هاى عربى به دست آمده است.
روزنامه زود دويچه سايتونگ چاپ آلمان درباره وضعيت عراق در جنگ نوشت:
بدين ترتيب، بغداد آخرين تكيه گاهش را براى مذاكره و جهت حفظ آبرويش از دست داده است و از نظر نظامى ديگر صدام نجات دادنى نيست، حتى اگر ايرانى ها به عراق وارد نشوند.
البته برخى معتقد بودند كه گرچه صدام با حمله به ايران و شكست در جنگ اشتباه بزرگى را مرتكب شد، ولى سقوط حكومت عراق به آسانى امكان پذير نيست، زيرا امنيت داخلى آن كاملاً تحت نظر دولت عراق قرار دارد، و از سوى ديگر، كشورهاى عربى نيز الزاماً از عراق جانبدارى خواهند كرد.
در اين روند، «تثبيت نظامى - سياسى ايران» و «پيروزى نظامى بر عراق»، به منزله پيروزى انقلاب اسلامى و چيره شدن بر معضلات ناشى از بحران داخلى و تجاوز خارجى ارزيابى مى شد. به عبارت ديگر، توانايى نظامى ايران موجب تحول در صحنه نبرد شد و تأثيرات احتمالى آن در حوزه سياسى در داخل عراق و در سطح منطقه مورد بررسى و توجه ناظران قرار گرفت. به اين معنا، پيدايش نتايج ناشى از اين وضعيت، بيانگر منطق حاكم بر تغيير ماهيت جنگ بود.
در واقع، ترغيب عراق و حمايت از اين كشور براى حمله به ايران، به دليل نگرانى از تحولات ناشى از پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و سقوط شاه بود. مخالفان انقلاب اسلامى اميدوار بودند؛ با تهاجم دولت بعث عراق، جمهورى اسلامى در گرداب بى ثباتى داخلى و تجاوز خارجى افتاده و سرانجام از پاى درآيد. ولى در مقابل، ايران با پيروزى هاى نظامى خود، در موقعيت جديد و برترى، قرار گرفت. در اين حال ارگان حزب سوسياليست كارگر انگلستان در اين زمينه نوشت:
ايران در محاصره اقتصادى بود و نمى توانست هيچ سلاح و قطعه يدكى دريافت كند و دائماً تحت حمله تبليغاتى بود. كسانى چون فرد هاليدى مرتباً با اظهار نظر خود سم تبليغاتى عليه ايران تهيه مى ديدند و ادعا مى كردند كه انقلاب ايران و رهبر آن امام خمينى قادر به تحمل حمله عراق نيستند. آنها مدعى بودند كه «نظام ايران سرنگون مى شود و اقتصاد ايران ورشكسته است و به زودى در ايران جنگ داخلى روى مى دهد. ارتش شورش كرده و دست به كودتا مى زند، مردم از جنگ خسته شده پشت جبهه را تقويت نمى كنند و دست به راهپيمايى و تظاهرات عليه دولت مى زنند». اما تمام اين حرف ها غلط از آب درآمد و نه تنها ايران به پيروزى نظامى دست يافت، بلكه انقلاب اسلامى ايران نيز قدرتمندتر شد و به پيشرفت خود ادامه مى دهد.
روزنامه لوموند نيز در مورد تأثيرات جنگ بر اوضاع داخلى ايران نوشت:
جنگ به رژيم ايران اجازه داد كه ضمن برقرارى مجدد اتحاد مقدس - از آن نوع كه به وى فرصت داد تا رژيم سلطنتى را سرنگون كند - به پاسداران بازوى نيرومند انقلاب اسلامى، عمده ترين نيروى نظامى، كشور اهميت خاصى داده شود و جناح هاى مختلف ليبرال يا چپى تصفيه شوند و اين خود نشانه يكى از عمده ترين پيروزى هاى جمهورى اسلامى در مقابل رژيم بعثى بغداد است.
راديو لندن نيز در تفسير خبرى گفت:
جنگ نه تنها جمهورى اسلامى آيت اللّه خمينى را تضعيف نكرد، بلكه به رهبرى آن انسجام بخشيد و اكنون اين دولت صدام حسين در بغداد است كه بى ثبات جلوه مى كند.
سفير سابق آمريكا در عربستان نيز بر اين مسأله تأكيد كرد كه عراق با هجوم به سرزمين هاى ايران، مى خواست شاهد سقوط جمهورى اسلامى ايران باشد، ولى اين آرزو با برترى نيروهاى ايران اتفاق نيفتاد. راديو آلمان غربى نيز به اين مسأله اشاره كرد كه صدام حسين نتوانست به هدفش كه سقوط حكومت ايران بود، برسد و خود را از خطر انقلاب اسلامى برهاند، حال آن كه اكنون عراق با ناثباتى روبه رو شده و صدام بايد از سقوط حكومت خود بيمناك باشد. در مجموع، وضعيت ايجاد شده اين حقيقت را روشن كرد كه اگر قرار باشد با توسل به شيوه هاى نظامى مسأله جنگ را حل و فصل كرد، ايران در اين زمينه از وزنه سنگين ترى برخوردار است.
بدين ترتيب، در حالى كه تصور مى شد تجاوز نظامى عراق پايان بخش حيات سياسى نظام انقلابى ايران خواهد بود، روند تحولات جنگ اوضاع را به گونه اى تغيير داد كه سرنوشت سياسى صدام و تداوم بقاى دولت حاكم بر بغداد، در معرض ابهام و ترديد قرار گرفت. پيدايش اين وضعيت منجر به تغيير مواضع عراق، افزايش نگرانى آمريكا و اتخاذ مواضع و سياست هاى جديد در منطقه و برخورد با ايران و همچنين افزايش حمايت و گسترش تحركات ديپلماتيك كشورهاى عرب پشتيبان عراق شد. در اين حال، دولت عراق بر اثر درماندگى در برابر وضعيت جديد، به طور تلويحى نقش و موقعيت خود براى آمريكا و نيز «جنگ نيابتى» عليه ايران را يادآورى كرد. نشريه اى به نقل از يك مقام عراقى نوشت:
عراق به نيابت از جانب آمريكا با ايران مى جنگد. عراق با مقابله با جمهورى اسلامى در حقيقت خواسته كار آمريكا را بدون آن كه هزينه اى براى واشنگتن در بر داشته باشد، انجام دهد.
آسوشيتدپرس نيز در گزارشى اعلام كرد كه عراقى ها ادعا مى كنند، براى جلوگيرى از گسترش انقلاب اسلامى (بنيادگرايى) ايران به عراق و كشورهاى طرف دار غرب و نفت خيز حوزه خليج فارس از جمله عربستان و كويت، با اين كشور مى جنگند. اعتراف عراقى ها به نقش خود در تأمين منافع غرب در حالى بيان شد كه دولت عراق براى خروج از وضعيت بحرانى شديداً به پشتيبانى دوستان غربى و منطقه اى خود نياز داشت. عراقى ها همچنين برخلاف مواضع قبلى خود - قبل از جنگ و قبل از شكست در تلاش براى «تجزيه ايران» و لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزاير - در وضعيت جديد اعلام كردند كه هيچ گونه نظر توسعه طلبانه اى به خاك ايران ندارند. سعدون حمادى، وزيرخارجه عراق نيز آمادگى كشورش را براى تخليه مناطق اشغالى اعلام كرد. عراق همچنين آمادگى خود را براى مذاكره در هر مورد، حتى رودخانه اروند، اعلام كرد. بخش فارسى راديو بغداد به نقل از صدام گفت:
رهبرى عراق، جناب آقاى صدام حسين، بارها از طريق رسانه هاى گروهى، راديو، روزنامه و هيأت هاى حسن نيت اسلامى اعلام نموده است كه ما طمعى به خاك ايران نداريم، ما آماده ايم كه آخرين وجب خاك ايران را ترك گوييم. ما جنگ افروز نيستيم و نمى خواهيم منطقه نا امن باشد و منافع ما و هر انسان ديگر در صلح و آرامش تأمين مى شود.
نگرانى عراق از سرانجام جنگ و وضعيت نامطلوبى كه گرفتار آن بود، تأثير مستقيمى در موضع گيرى هاى جديد اين كشور داشت. بى گمان، تأكيد عراق بر پايان دادن به جنگ و اتخاذ مواضع صلح جويانه مى توانست موقعيت سياسى اين كشور را بهبود بخشد. راديو لندن در اين باره گفت:
به احتمال زياد رهبران عراق به اين نتيجه رسيده اند كه عقب نشينى به مرز بين المللى همراه با تقويت مواضع دفاعى در پشت مرز، بهترين روش براى پايان دادن به جنگ است.
چنين به نظر مى رسيد كه آمريكايى ها در متقاعد كردن دولت عراق براى عقب نشينى از مناطق اشغالى ايران نقش برجسته اى داشتند. اين اقدام عراق مى توانست در چارچوب سياست آمريكا مبنى بر پايان دادن به جنگ معنا پيدا كند، زيرا آمريكايى ها در اوضاع جديد، قادر شدند با حمايت از عراق و فشار بر ايران اهداف و منافع خود را پيگيرى كنند.
در اين حال، «بمباران جزيره خارك» به وسيله هواپيماهاى عراقى قابل تأمل است. اين اقدام در حالى صورت گرفت كه عراق شعار صلح طلبى سر مى داد. اگر عراقى ها بر پايان دادن به جنگ و برقرارى صلح تمايل داشتند، اساساً نبايد جزيره خارك را مورد حمله قرار مى دادند. به همين دليل، اين اقدام عراق را بايد در چارچوب سياست هاى جديد آمريكا و به عنوان تهديد عليه ايران ارزيابى كرد.
تغيير توازن در منطقه مهم ترين نتيجه اى بود كه در صورت پيروزى ايران بر عراق، ايجاد مى شد. پيدايش اين وضعيت، اساساً با منافع حياتى آمريكا در منطقه مغايرت داشت. الكساندر هيگ، وزيرخارجه وقت آمريكا در مورد احتمال تغيير موازنه در منطقه و بهره بردارى شوروى از پيروزى هاى ايران، گفت:
اين خطر بزرگ وجود دارد كه جنگ به كشورهاى همسايه نيز سرايت كند و هم اكنون هم مناسبات بين كشورهاى عربى را تيره ساخته است. از اين گذشته امكان دارد دگرگونى هاى پيش بينى نشده و دوردستى را در موازنه منطقه به وجود آورد و به شوروى فرصت دهد، به گسترش نفوذ در منطقه بپردازد.
به همين دليل، آمريكايى ها خواهان برقرارى توازن در منطقه بودند و اين امر تنها با جلوگيرى از پيروزى ايران بر عراق امكان پذير بود، در غير اين صورت، آمريكا نمى توانست مهار اوضاع منطقه استراتژيك خليج فارس را در دست بگيرد. كيسينجر، در همين زمينه با تأكيد بر ضرورت پايان دادن به جنگ براى حفظ توازن قوا، گفت:
اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانى و وحشت در خليج (فارس) نبود و منافع ما در منطقه به آن اندازه كه اينك در خطر قرار دارد، مخاطره [آميز] نمى شد. در هر حال، با توجه به اهميتى كه توازن قوا در اين منطقه دارد، اين به نفع ما است كه هرچه زودتر آتش بس برقرار كرده و تدريجاً به رژيم سازش كارى كه در آينده احياناً جايگزين رژيم ايران مى شود، نزديك شويم.
بى ترديد، مهار نتايج و تأثيرات پيروزى هاى نظامى ايران و جلوگيرى از سقوط احتمالى حكومت بعث عراق، هسته مركزى و محور ثقل تلاش هاى آمريكا در آستانه فتح خرمشهر و پس از آن بود. در چنين اوضاعى، آمريكايى ها تحولات ناشى از پيروزى هاى اخير ايران را حتى از درگيرى حل نشده اعراب و اسرائيل، بالقوه خطرناك تر و مهم تر ارزيابى مى كردند. وزيرخارجه وقت آمريكا به دليل همين نگرانى ها، در اجلاس ناتو در لوكزامبورگ با متحدان اروپايى آمريكا در اين زمينه بحث و گفت وگو كرد.
بر پايه اطلاعات محرمانه سازمان جاسوسى آمريكا، نيروهاى عراقى در مرز از هم پاشيدگى قرار داشتند و آمريكا نمى توانست از كنار اين مسأله به سادگى بگذرد. روزنامه كريستين ساينس مانيتور در اين زمينه نوشت:
 خطر گسترش جنگ به خارج از مرزهاى ايران، ثبات منطقه را مورد تهديد قرار داده و آمريكا به بررسى سياست استراتژيكى دشمن در خليج فارس پرداخته است.
هيگ، وزيرخارجه آمريكا درباره استراتژى جديد و ابتكار عمل ديپلماتيك كشورش گفت:
آمريكا براى حفظ صلح خاورميانه دست به سه ابتكار ديپلماتيك خواهد زد. اگر بخواهيم به يك نظم مسالمت آميز بين المللى اميدى داشته باشيم، بايد وقايع خاورميانه را شكل دهيم و اكنون لحظه ورود آمريكا در خاورميانه است. آمريكا براى پايان دادن به جنگ ايران و عراق، فعال كردن مذاكرات خودمختارى فلسطين، رفع تهديد از آغاز جنگ حد و مرزى لبنان و اسرائيل، اقدام خواهد كرد. اين ابتكارها به يكديگر مربوط و با كشورهاى ديگر نيز هماهنگ خواهد بود.
وى سپس در مورد جنگ ايران و عراق افزود:
بيم آن مى رود كه اين درگيرى به كشورهاى همسايه گسترش پيدا كند و موجب تغييرات گسترده و غيرقابل پيش بينى در توازن نيروهاى منطقه بشود و فرصتى براى افزايش نفوذ شوروى به وجود بياورد. طى هفته هاى آتى و با افزايش فعاليت براى پايان دادن به اين جنگ، ما نيز به همراه ديگر اعضاى نگران جامعه بين المللى، نقش فعال ترى را ايفا خواهيم كرد.
آمريكايى ها در حالى كه پايان بخشيدن به جنگ را محور فعاليت هاى خود قرار داده بودند، به دليل نگرانى از ادامه جنگ و ناكامى در پايان دادن به آن، بخشى از تلاش هاى خود را براى تقويت و حمايت از عراق متمركز كردند. در اين راستا، سناى آمريكا در اسفند ۱۳۶۰ نام دولت عراق را از فهرست كشورهاى به اصطلاح تروريست خارج كرد تا هيچ گونه مانعى براى كمك هاى اقتصادى و نظامى به عراق وجود نداشته باشد.
تمايل آمريكا به برقرارى آتش بس به معنى، پايان عادلانه جنگ نبود، بلكه اساساً ادامه جنگ و پيروزى ايران بر عراق بر ضد منافع آمريكا بود و تنها راه تأمين منافع آمريكا، پايان جنگ، بدون برترى ايران بود. در اين باره، وزير دفاع وقت آمريكا تأكيد كرد:
ما خواهان آن هستيم كه اين جنگ به طريقى پايان يابد كه ثبات منطقه را برهم نزند، چون پيروزى ايران يقيناً در جهت منافع ملى ما نخواهد بود.
اين اظهارات به خوبى روشن مى ساخت كه آمريكايى ها براى پايان دادن به جنگ در پى راه حلى بودند كه از ارائه هرگونه امتيازى كه موقعيت برتر سياسى - نظامى جمهورى اسلامى را به رسميت بشناسد و تثبيت كند، خوددارى شود. زيرا از نظر آنها پيروزى ايران در صحنه جنگ و يا در پشت ميز مذاكره، اساساً با منافع ايالات متحده در تضاد بود. بنابراين، استراتژى جديد آمريكا نه تنها دورنماى روشنى را براى برقرارى صلح و ثبات در منطقه ترسيم نمى كرد، بلكه اساساً با هدف ناديده گرفتن حقوق ايران همراه باحماايت همه جانبه از عراق، پيگيرى مى شد.

مأخذها: جنگ؛ بازيابى ثبات - محمد دروديان - مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامى

نرگس السادات امجد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |