سه شنبه ۳ خرداد ۱۳۸۴ -
Tue, May 24, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۱۴۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
۹ تناقض درسياست هاى پاپ پيشين
فرجام محافظه كارى درواتيكان
(بخش دوم وپايانى)
213057.jpg
<هانس كونگ
<ترجمه: مسعود فريامنش
۶) عضوپذيرى (كارگزينى اعضاى كليسا)
كارول وويتيلا در ابتدا در مقام يك اسقف و سپس در مقام اسقف اعظم كراكف در دومين شوراى واتيكان شركت جست. اما وى در مقام پاپ، با دانشگاهى شدن اسقفان مخالفت كرد، حال آنكه پيش از آن با اين امر موافق بود.
وى با به كار بردن «خط مشى هاى داخلى»اش بارها به شورا خيانت كرد. براى نمونه، معيار انتصاب اسقف با روح انجيل و بى تعصبى و آزادانديشى معنوى سازگار نيست، بلكه فقط به خط مشى كليساى كاتوليك روم وفادار است. پيش از انتصاب اسقفان، تعبد اساسى آنها به كليسا براساس فهرستى از سؤالات مربوط به پاپ سنجيده مى شود.
دوستان ژان پل دوم در ميان اسقفان آلمانى زبان اين افراد هستند: يواخيم ميسنر، كاردينال شهر كلن، يوهانس ديبا اسقف فولدا (متوفى به سال۲۰۰۰)، هانس هرمان گرو كه در سال۱۹۹۵ در پى اتهام سوءاستفاده جنسى از محصلان از مقامش به عنوان كاردينال شهر وين استعفا داد و كرت كرن، اسقف سن پل، كه درست پس از بروز يك رسوايى جنسى در مدرسه تعليم كشيش تحت نظرش مقامش را از دست داد. موارد مذكور، فاحش ترين لغزش ها و خطاهاى اين خط مشى هاى خانمان سوز مربوط به عضوپذيرى كشيشان است كه منجر به اين مى شود كه كليسا به لحاظ اخلاقى، عقلانى و مسائل مربوط به كشيشان دچار لغزشى خطرناك شود.
نتيجه آنكه يك نظام اسقفى اساساً دون پايه و نوكرمآب و بسيار محافظه كار، به هر صورت بار گرانى بر دوش اين دوره بسيار طولانى پاپى بود. وجود انبوه خلايق كاتوليك مسلك، كه براى اظهارات و ظاهرسازى هاى پاپ هورا مى كشيدند، نبايد ما را فريب دهد: در دوره ژان پل دوم، ميليونها نفر كليسا را ترك گفته يا از ديندارانه زيستن دست كشيدند و طريق مخالف آن را پيش گرفتند.
۷- روحانيت گرايى
پاپ لهستانى به طور تمام و كمال به عنوان نماينده مسيحيان اروپا مورد قبول واقع شد، اما دستاوردهاى پيروزمندانه و خط مشى هاى ارتجاعى وى، ناخواسته منجر به خصومت با كليسا و حتى نفرت از مسيحيت در ميان اروپايى ها شد.
در فعاليت هاى نظام پاپى راجع به مسيحى كردن، بر نوعى اخلاق جنسى عطف توجه مى شود كه با عنصر حاضر همگام نيست و كسانى كه در موضع پاپ نسبت به مسائلى مناقشه آميز، مانند نظارت بر مواليد (كنترل زاد و ولد)، سقط جنين، متاركه زوجين و لقاح مصنوعى سهيم نمى شوند، خاصه زنان، به عنوان حاميان «فرهنگ مرگ» تحقير و نكوهش مى شوند. بدنه ادارى كليساى كاتوليك روم به علت مداخله هايش -براى نمونه در آلمان، يعنى جايى كه مى كوشد تا نظرش را در باب مسائل مورد بحث پيرامون مشاوره سقط جنين و غيره اعمال كند ـ نشان داد كه احترام اندكى براى جدايى قانونى كليسا (دين) و دولت قائل است. در واقع، واتيكان (كه از مردم اروپا به مثابه سخنگوهايش استفاده مى كند) مى كوشد تا از طريق درخواست براى به كار گماشتن كارشناس مسائل مربوط به قانون سقط جنين، به ويژه كسانى كه به كليساى كاتوليك روم وفادارند، پارلمان اروپا را تحت فشار قرار دهد. بدنه اجرايى كليساى كاتوليك روم به جاى اين كه در همه جا با حمايت از راه حل هاى معقول به جريان اصلى اجتماع ملحق شود، در واقع از طريق بيانيه ها و تهييج مخفيانه مردم (يعنى از طريق گردهمايى هاى اسقف ها و «دوستان (پاپ)») نفاق و شقاق ميان جنبش هاى حامى زندگى و حامى انتخاب، يعنى اخلاق گرايان و لاابالى ها، را عميق تر مى كند.
نتيجه آن كه خط مشى روحانيت گراى كليساى كاتوليك روم، صرفاً موجب تقويت موضع ضد روحانيت گرايان جزم گرا و ملحدان بنيادگرا شده است. همچنين اين امر، اين ترديد را در ميان مؤمنان برانگيخته است كه مى توان از دين براى نيل به اهداف سياسى سوء استفاده كرد.
۸- خون تازه در رگ هاى كليسا
ژان پل دوم در مقام (رهبرى) فرهمند و فصيح و نقل محفل رسانه ها، درست همان هنگام كه به مرحله پيرى گام مى نهاد خاصه بر جوانان تأثير گذاشت. اما وى تا حد زيادى از طريق معطوف كردن توجه جنبش هاى جديد محافظه كار ايتاليايى، نهضت اپوس دى (Opus Dei) كه منشأيى اسپانيايى دارد و خيل طرفداران چشم بسته وفادار به خود، به اين شأن و رتبه رسيده است. جمله اين موارد حاكى است از رويكرد پاپ به برقرارى ارتباط با عوام و ضعف وى در گفت وگو با نقادانش.
جنبش هاى جديد برخاسته از ميان عوام، تحولات نوپاى منطقه اى و بين المللى عمده را حمايت مى كنند و مقامات كليسا نيز به دستاويز جذب هزاران هزار جوان با حسن نيت اما چشم بسته و مطيع اين تحولات را رهبرى مى كنند. در هنگامى كه اين جوانان فاقد رهبرانى مطمئن و با صلابت شوند، بيش از همه مردم تحت تأثير تحولى مشترك قرار مى گيرند. گيرايى و جاذبه شخصى «ستاره بزرگ، ژان پل» از محتواى بيانات او مهمتر است، حال آن كه تأثيرات بياناتش بر زندگى كشيشى ناچيز است.
ژان پل دوم مطابق عقيده اش راجع به يك كليساى يكپارچه و فرمانبر، آينده كليسا را تنها و تنها در اين جنبش هاى مردمى محافظه كارى مى ديد كه به آسانى مى تواند بر آنها نظارت داشته باشد.
اين امر، مستلزم فاصله گرفتن كليسا از فرقه يسوعيان (Jesuit Order) است كه نسبت به اصول مصوب ومعتقدات شورا موضع مى گيرند. هر چند فرقه يسوعيان از سوى پاپ هاى اوليه مهر تأييد خورد، اما امروزه آنها را مزاحمان خط مشى احياى نظام پاپى مى دانند.
در عوض، كارول و ويتيلا، حتى در دوران تصدى مقام سراسقفى كراكف، به جنبش پرنفوذ و قدرتمند اما مرموز و غيرمردمى اپوس دى - گروهى كه در گذشته با نظامهاى فاشيست ارتباط داشتند على الخصوص امروزه در حيطه هاى اقتصادى، سياسى و روزنامه نگارى فعاليت دارند - اعتمادى تام داشت. در واقع، اين پاپ با بخشيدن وجهه قانونى ويژه به جنبش اپوس دى، سازمان آنها را حتى از نظارت اسقفان كليسا بر كنار داشته است. نتيجه آنكه جوانان متعلق به گروهها و اجتماعات كليسايى (به استثناى دستياران كشيش ها) و خاصه كاتوليك هاى غيرسازمان يافته، معمولاً از گردهمايى اصلى جوانان دورى مى جويند. هنگامى كه اسقفان محلى به فرمان كليساى كاتوليك روم بودجه سازمانهاى كاتوليك متعلق به جوانان را از آنها دريغ مى كنند، اين سازمانها به علت مضيقه مالى وارد اختلاف با واتيكان مى شوند. نقش فزاينده جنبش مخفى و محافظه كار اپوس دى در بسيارى از مؤسسات، فضايى آكنده از شك وترديد ايجاد كرد.
۹) گناهان گذشته:
ژان پل دوم به رغم اين واقعيت كه در سال۲۰۰۰ به طور علنى به خطاها و گناهان گذشته كليسا اعتراف كرد، هيچ نتيجه سودمندى از آن نگرفت.
اعتراف گزافه گويانه و دور از واقعيت به خطاها و گناهان كليسا كه كاردينال هاى كليساى جامع سن پيتر (پطرس) بر زبان راندند همچنان دوپهلو، غيرصريح و مبهم است. پاپ سابق تنها در پى عفو واغماض گناهان «پسران و دختران» كليسا است، اما در پى عفو و اغماض گناهان برخى از «پاپ»ها و يا حتى گناهان «خودكليسا» و گناهان برخى از مقامات فعلى كليسا نبود.
وى هرگز درباره داد و ستد درباره پاپ با باند مافيا اظهار عقيده نكرد و در واقع، بيشتر به سرپوش گذاشتن بر روى اعمال جنايتكارانه و شرم آور و مخفيانه باند مافيا كمك كرد. همچنين واتيكان در پيگيرى رسوايى هاى غلام بارگى كشيشان كاتوليك به غايت اهمال كرده است. نتيجه آنكه اعتراف پاپ، اعترافى از روى ميل و علاقه نبود وهيچ دستاوردى در پى نداشت. اعتراف وى، تنها سخنى است كه بر زبانش جارى شده و نه عملى را ايجاد مى كند و نه عكس العملى را.
اين دوره پاپ به رغم جنبه هاى مثبتى كه دارد، روى هم رفته براى كليساى كاتوليك يأس و نوميدى زيادى را پديد آورده است و مآلاً موجب بروز فاجعه و مصيبت شده است.
اين پاپ به سبب رفتار و گفتار ضد و نقيضش، كليسا را كاملاً به دوقطب مخالف تقسيم كرد و افراد بى شمارى را از آن بيزار نمود ونيز آن را به درون بحرانى عصرى درانداخت - يعنى بحرانى ساختارى ـ كه اكنون پس از گذشت ربع قرن، نقايص و كمبودهاى بارز وچاره ناپذير را با معيار رشد وتوسعه برملا مى كند وهمچنين نياز مفرط به اصلاحات را مى نماياند.
برخلاف مقاصد مورد نظر شوراى دوم واتيكان، نظام قرون وسطايى (كليساى) روم - ابزارى قدرتمند با شخصيت هاى مستبد و خودكامه - به واسطه خط مشى هاى شيطنت آميز و سرسختانه عضوپذيرى و دانشگاهى دوباره زنده شد. اسقفان ترتيب كار را دادند، كشيش ها بار سنگينى را به دوش كشيدند، الهى دانان به اجبار دم فرو بستند، مردم عامى از حقوقشان محروم شدند، زنان مورد تبعيض واقع شدند، مجامع كليسايى ملى و مطالبات كليساروها مورد غفلت واقع شد، موارد مذكور را اضافه كنيد به رسوايى هاى جنسى، غلام بارگى ها، تحريم سخنرانى هاى الهى دانان غيرروحانى، تحريم نمودن مردم براى انگ زدن، منع مراسم عشاى ربانى (كليساى غيركاتوليك).
حاصل آنكه كليساى كاتوليك اعتبار فراوان خود را كه فقط يك چند در دوران پاپى ژان بيست و سوم و متعاقب شوراى واتيكان دوم از آن بهره داشت، يكسره از دست داد.
اگر پاپ فعلى بخواهد كه خط مشى هاى اين دوران پاپ را ادامه دهد، تنها مشكلات را وخيم تر مى كند و روند بحران ساختارى كليساى كاتوليك را به اوضاعى نوميدكننده و علاج ناپذير تبديل مى كند. در عوض، پاپ جديد بايد با روحيه و شجاعت ژان پل بيست و سوم و همگام با حركت اصلاحات، كه توسط شوراى دوم واتيكان شكل گرفت، عزمش را براى تغيير جهت (از خط مشى هاى پاپ قبلى) جزم كند و كليسا را به در پيش گرفتن راههاى نوين برانگيزد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |