چهارشنبه ۴ خرداد ۱۳۸۴ -
Wed, May 25, 2005
مهرگان
۳۱۴۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
درباره على رواقى
نويسنده فرهنگ ها
- على رواقى متولد ،۱۳۲۰ مشهد
- دكتراى زبان وادبيات فارسى دانشگاه تهران ۱۳۵۳
- عضو پيوسته فرهنگستان زبان وادب فارسى
- استاد دانشكده زبان و ادب فارسى دانشگاه تهران
- تدوين فرهنگواره واژگان قرآنى (۲جلد)
- تدوين فرهنگ زبان تاجيك
- تدوين فرهنگ زبان افغانى
- برخى از تصحيحات وى عبارتند از: تفسير قرآن پاك، ترجمه قرآن موزه پارس، تفسير بصائر يمينى و...
- برخى از تأليفات وى عبارتنداز: ذيلى بر فرهنگ هاى فارسى، فرهنگ پسوندوارههاى زبان فارسى (هشت جلد)، زبان فارسى در ماوراء النهر (۳ جلد)، فرهنگ تكلمه الاصناف عربى - فارسى ، فرهنگ آفرينشهاى هنرى (هشت جلد) ، ترجمه مقامات حريرى و...
213192.jpg
رامتين سيار: نام على رواقى با «فرهنگ نويسى» در ايران عجين شده است. گرچه او در ادبيات جامع الموضوع است و در تصحيح متون كهن نيز دستى توانا دارد، اما شهرت و آوازه اش بيشتر به خاطر نقش و تأثيرى است كه او در تأسيس و راه اندازى فرهنگ هاى مختلف داشته است.
ضرورت پرداختن به على رواقى و فرهنگ نويسانى چون او زمانى آشكارتر مى شود كه بدانيم كه در عصرى زندگى مى كنيم كه به يارى دستاوردهاى دانش وهوش بشرى، ابزارهايى همانند رايانه ها وماهواره ها، آگاهى هاى مورد نياز را در زمينه گسترده و متنوع در كوتاه ترين زمان، دردسترس قرار مى دهند و در اين عصر فرهنگ ها، يكى از مهم ترين ابزارهاى رده بندى اطلاعات وثبت مدخل ها هستند.
بى گفت وگو عصر ما، عصر دنياى بدون مرز و به گفته اى ديوارهاى شفاف است. گستره جهان، به مدد شبكه هاى وسيع اطلاع رسانى، يك مجموعه مسكونى را مى ماند كه جمله اعضاى آن مى توانند به آسانى از يكديگر خبر گيرند و نيز از ويژگى هاى اين عصر، پيچيدگى تخصص ها و تخصصى شدن پيچيدگى هاى علم است.
در اين ميان، اطلاعات و اطلاع رسانى جايگاه ويژه اى دارد و نقش فرهنگ ها و فرهنگ نگاران بزرگى چون على رواقى از همين جا آشكار مى شود. زيرا جريان آسان و سريع اطلاعات پژوهش را رونق مى بخشد. تسهيل و تسريع جريان اطلاعات هدف غايى و نهايى اطلاع رسانى است و اين مهم بدون رده بندى اطلاعات امكان پذير نيست. بازيابى اطلاعاتى كه بدون طبقه بندى ذخيره شده باشد مانند يافتن سوزن در يك انبار كاه است. بر همين مبناو بر همين اساس همانطور كه پيش از اين آمد فرهنگ ها و فرهنگ نامه ها يكى از مهم ترين ابزارهاى رده بندى اطلاعات مورد نياز پژوهشگران است.
شايدازهمين روست كه در فرهنگ ها نام هر اصطلاح را «كليد واژه» گذاشته اند. زيراكليددسترسى محقق و پژوهشگر به گنج هاى اطلاعاتى هستند كه محققان بى ادعا و پژوهشگران پرتلاشى چون على رواقى به آن پرداخته اند.
شايد به همين خاطر است كه به جرأت مى توان تلاش على رواقى را براى گردآورى و طبقه بندى و توضيح وتبيين هر اصطلاح ستود و از اين بابت نقش اورا، نقش پلى دانست كه به توليدكنندگان و مصرف كنندگان اطلاعات كمك مى كند و با آنان براى رسيدن به مقصود مطلوبشان همزبانى مى كند و به عنوان يك «واسطه فيض امين» جست وجوگر را در كمترين زمان ممكن به بيشترين اطلاعات موردنظر رهنمون مى شود.
على رواقى متولدسال ۱۳۲۰ است و درشهر مشهد به دنيا آمده . او دوره كارشناسى زبان و ادبيات فارسى را در دانشگاه مشهد گذرانده و در سال ۱۳۴۸ مدرك كارشناسى ارشد و در سال ۱۳۵۳ ، دكتراى زبان و ادبيات فارسى را از دانشگاه تهران اخذ كرده است.
او كار پژوهش را از همان دوران جوانى و با هدف فرهنگ نويسى آغاز كرده است و اولين كارى هم كه در اين زمينه شروع كرد «ذيلى بر فرهنگ هاى فارسى» نام دارد. درباره اين مجموعه خودش مى گويد: «سعى ما در تنظيم اين فرهنگ جمع آورى و ذكر واژه هايى است كه در فرهنگ هاى موجود به زبان فارسى نيامده و يا شاهدى براى آنها ذكر نشده و يا ضبط نادرست داشته اند».
او وهمكارانش در تدوين اين فرهنگ از يك روش علمى بهره برده اند. كارى كه به گفته خود على رواقى در فرهنگ هاى قبلى صورت نپذيرفته بود. يعنى براى زبان فارسى آيين نامه دستورى آماده كردن و برپايه آن، يادداشت برداشتن كه البته باز هم به گفته خودش تاكنون بيش از ۲۷ ميليون يادداشت را آماده كرده اند. او و همكارانش از جمله كارهاى ديگرى كه دراين فرهنگ انجام داده اند پرداختن به مقوله هاى مختلف است.مثلاً فرهنگ مصدر در زبان فارسى ، فرهنگ فعل مركب، فرهنگ پسوند واره و...
خودش اينگونه ادامه مى دهد:« در كنار اين كار، براى شناخت حوزه زبانى ماوراء النهر (حوزه اى كه در واقع بخش بزرگى از ايران بوده و بر سر مسائل تاريخى از آن جدا شده است) و تكميل و نشان دادن توانمندى زبان فارسى، دست به تدوين فرهنگ تاجيكى زديم؛ البته با استفاده از همان كار روش مند».
از ديگر كارهاى بزرگ وماندگار على رواقى تدوين فرهنگ افغانى بوده است.او همچنين به سه گونه زبانى افغانى ، ماوراء النهر و فارسى پرداخته تا اين ۳ ضلع يك مثلث را كنار هم بگذارد تا اين سه زبان بتوانند از مجموعه دانسته هاى زبان فارسى استفاده كنند.
علاوه بر اينها على رواقى فرهنگى به نام فرهنگ قرآن را هم در دست تهيه دارد كه براساس آيه ها و سوره هاى قرآنى و شانزده ترجمه قرآن تدوين شده. او و همكارانش البته به فرهنگهاى ديگرى هم همچون فرهنگواره واژگان قرآنى، فرهنگ مثنوى ،فرهنگ شاهنامه و... مى پردازد وآنها را هم در دست تهيه دارد.
213210.jpg
از تخصص هاى اصلى على رواقى زبان فارسى درى است. او درباره اين زبان و اينكه آيا زبان فارسى كه امروز ما بدان تكلم مى كنيم ادامه زبان فارسى درى است؟ مى گويد: «زبان فارسى درى از آغاز يكى از گويش هاى زبان فارسى بوده كه همزمان و در كنار زبان پهلوى ساسانى كار بردداشته است. زبان فارسى امروز ما، در واقع ادامه زبان پهلوى ساسانى است. همراه با بهره ورى از فارسى درى و زبان هاى ديگر از جمله عربى و برخى از واژه هاى گويش هاى مختلف».
على رواقى امكان جمع آورى و شناسايى تمام گونه هاى مختلف زبان فارسى را غيرممكن مى داند و در اين باره مى گويد: «زبان فارسى به دليل وسعت حوزه جغرافيايى، از همان آغاز گونه هاى مختلفى داشته و مردم هر حوزه نيز به لهجه خاص خود صحبت مى كردند.متأسفانه برخى از اين گونه هاى ناشناخته، از بين رفته اند وما هيچ اطلاعاتى از آنها نداريم. دليل آن هم اين بوده كه در دوره اول برخلاف اهتمامى كه در جهت جمع آورى گونه هاى مختلف زبان عربى شده، دراين زمينه هيچ كارى صورت نپذيرفته است. ديگر اين كه بسيارى از كتابهاى معتبرى كه از آن دوران به دست ما رسيده، با استفاده از زبان معيار تأليف يا سروده شده اند و تعداد واژگان و گويش هاى محلى، بسيار در آنها كم است مثل شاهنامه و يا تاريخ بيهقى. به هر حال تعدادى از اين گويش ها را - البته چون زمان پيدايش گويش ها مشخص نبوده از قرن چهارم به بعد - شناسايى كرده ايم».
از نظر على رواقى زبان فارسى كه ما امروز بدان تكلم مى كنيم حدوداً از قرن هفتم و با زبان سعدى شروع شده است. او در اين باره مى گويد: «شواهد نشان مى دهد كه گويش ها تا قرن هفتم و هشتم و در بعضى از حوزه ها تا قرن نهم و دهم حرف اول را مى زدند. به عقيده من زبان فارسى امروز ما، حدوداً از قرن هفتم و با زبان سعدى شروع مى شود. شايدبتوان گفت كه سعدى ناآگاهانه پايه گذار زبانى شد كه به تدريج سايش و سابش داده شده تا به صورت امروز درآمد.»
از نكات قابل توجه در زبان فارسى اين است كه با رجوع به تاريخ، بويژه در آغاز دوران اسلامى، با ورود اعراب به هر منطقه، عربى زبان رسمى مردم آن منطقه مى شود؛ اما در ايران چنين اتفاقى نيفتاده است. على رواقى در اين باره مى گويد: «اگر به تاريخ ايران مراجعه كنيد، متوجه مى شويد كه جنبش ها و خيزش هاى مردمى در چند قرن اول براى مبارزه با اين مسأله بود. چون آنها حاضر نبودند كه زبان عربى را زبان رسمى خود قرار دهند. از جمله كارهايى كه بزرگان ما در جهت حفظ زبان فارسى انجام دادند، برابرگذارى در مقابل واژه هاى عربى بود. در قرون اوليه اسلامى، زبان عربى، زبان علمى دنياى اسلام بود و دانشمندان ايرانى هم كتابهاى خود را به زبان عربى مى نوشتند، ولى در برابر لغات عربى، برابرگذارى فارسى مى كردند و اين مسأله خود كمك شايانى به حفظ زبان فارسى كرد. علاوه بر اين ترجمه هاى بسيارى از قرآن شد. تأليف فرهنگهاى عربى، فارسى و... خود نشاندهنده تلاشى است كه مردم در حوزه هاى مختلف زبان فارسى براى حفظ اين زبان انجام دادند. از سوى ديگر توانمنديهاى خود زبان فارسى را نبايد ناديده گرفت. ساختار ويژه زبان فارسى در مقابل ساختار بسته زبان عربى، بسيار غنى است. همچنين فرهنگ غنى و پربار ايران در مقابل فرهنگ اعراب جاهلى - مسأله اسلام و فرهنگ غنى آن را از مسأله اعراب جاهلى بايد جدا دانست - نيز از جمله عوامل حفظ فرهنگ و زبان فارسى در مقابل فرهنگ و زبان عربى است.»
با اين همه به اعتراف بسيارى قرآن در اوج فصاحت و بلاغت قرار دارد و على رواقى در اين خصوص كه كدام گويش زبان فارسى، توانايى انعكاس فصاحت و بلاغت بى نظير قرآن را دارد و مى تواند آن را به زبان فارسى به شنونده و خواننده منتقل كند، مى گويد: «ترجمه هاى مختلفى از قرآن شده است كه شمارى از آنها؛ هر يك نمودار گونه اى هستند. اما فكر نمى كنم هيچ يك از آنهاتوانسته باشد، زيبايى قرآن را منعكس كرده باشد. من معتقدم قرآن را بايد به دوصورت ترجمه كرد: يكى به صورت زبانى فاخر، زيبا، ادبى و فخيم كه مسلماً در آن، تركيبات و واژه هاى بعضاً دشوار نيز وجود دارد و زبان فرهيختگان و ادباست و تا حدى مى تواند منتقل كننده زيبايى قرآن باشد. ديگر ترجمه اى به زبان عامى وعادى مردم با استفاده از واژه ها وعبارات گويش هاى محلى يا به تعبيرى زبان روزمره اى، براى اينكه براى مردم عامى قابل فهم و درك باشد.»
البته شهرت على رواقى تنها به فرهنگ نويسى و زبان شناسى او محدود نمى شود. بلكه او يكى از افراد شاخص و حاذق در تصحيح متون است. به گونه اى كه بسيارى از اساتيد و اهالى فن شيوه او را در تصحيح متون، شيوه تازه اى مى دانند. او در خصوص شيوه اش در تصحيح متون مى گويد: «در تصحيح متون عده اى از شيوه اقدم نسخ يا همان قديمى ترين نسخه و عده اى از شيوه التقاطى بهره مى برند. ولى من به اين دوشيوه اعتقاد ندارم. من در تصحيح ابتدا به گونه شناسى متن مى پردازم سپس حوزه متن از نظر واژگان را شناسايى مى كنم و بعد واژگان مناسب آن حوزه را با استفاده از كتابهايى كه در آن حوزه وجود دارد، در تصحيح به كار مى برم.» (۱)
على رواقى از جمله كسانى است كه ترجمه واحد وملى از قرآن را امرى نشدنى مى داند و از مخالفان آن است. او مى گويد: «با وضعيت موجود و تعداد زيادى از ترجمه هاى قرآن، اجراى چنين طرحى ممكن نيست و مشكلات عديده اى خواهد داشت. پس از انقلاب اسلامى بيش از ۱۵ترجمه قابل توجه از قرآن ارائه شده است و اغلب نيز با يكديگر اختلاف سليقه اى دارند. چگونه مى شود با چنين فضايى ترجمه واحد ارائه كرد. كار جمعى احتياج به برنامه وهدف مشخص دارد، اين در حالى است كه مترجمان ما اغلب كار يكديگر را قبول ندارند.»
او معتقد است: «ترجمه واحد بايد از سوى كسانى صورت گيرد كه از دانش نسبتاً بالا و يكسانى برخوردار باشند. ترجمه هاى موجودنتوانسته به يكسان سازى برخى مفاهيم قرآنى دست پيدا كنند و اين نيز ناشى از اختلاف سليقه هاست كه بايد كنار گذاشته شود. ترجمه واحد از قرآن كريم بايد بتواند تفسير و مفاهيم قرآنى را يكسان و همه  فهم كند و اين كار با درايت جمعى امكان دارد.»
در اين باره بهاءالدين خرمشاهى نيز با على رواقى هم نظر است. او نيز معتقد است تنها با رفع بعضى از موانع موجود امكان ترجمه اى بدون اشكال از قرآن كريم عملى است. با اين همه مى گويد: «اما بعيد است كه به اين زودى ها بتوان چنين كارى را انجام داد. ما فقط مى توانيم مترجمان را تشويق كنيم تا ترجمه هاى خوبى ارائه دهند تا روزى چنين آرزويى ميسر شود.»
سخن از على رواقى، سخن از فرهنگ است. واژه اى كه در زبان فارسى، معنى دانش، حكمت، عقل، ادب، معرفت، بزرگى، فضيلت اخلاقى، فراست، وقار، بزرگوارى، شرف و خردمندى و درايت و... را مى دهد. اگر از اطرافيان على رواقى بپرسيد خواهيد شنيد كه او اين همه را يكجا دارد.
مردى كه در كمال متانت و بى ادعايى به كار و پژوهش خود در گوشه اى از كتابخانه ادامه مى دهد و توقع چشمداشتى هم ندارد. اگر از او بپرسيد نخبه كيست؟ پاسخ مى دهد: نخبه يعنى قشر برگزيده. با توجه به اينكه در دوره هاى مختلف، معناى نخبه تغيير مى كند، امروزه كسى نخبه شمرده مى شود كه در حوزه اى خاص، متخصص و سرآمد باشد. «آيا على رواقى در حوزه فرهنگ نويسى و قرآن پژوهى سرآمد نيست؟»
پى نوشت:
۱- مصاحبه على رواقى با سايت تبيان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |