پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴ -
Thu, May 26, 2005
زنان
۳۱۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
نگاهى خيره بر متون نانوشته قانون در مورد زنان نان آور
ديدگاه
اشتغال و تعدد نقش هاى زنان
213408.jpg
هر جامعه اى متشكل از گروه ها و جنسيت هاى مختلف با علايق و طرز فكرهاى گوناگون است و بايد در تصميم گيرى هاى اساسى آن كه مربوط به همه افراد و گروه ها است و به نوعى منافع و مصالح همگانى را در بر مى گيرد، نقد و نظر همه گروه ها را دخالت داد.
اولين گروه هايى كه در هر جامعه اى به شكل عينى و طبيعى وجود دارند، گروه هاى جنسى هستند بدين معنى كه اولين تفاوتى كه در بدو امر هر جامعه اى به چشم مى خورد «زن» و «مرد» بودن افراد است كه بر حسب تفاوت هاى طبيعى نقش ها، نيازها، علايق و خواسته هاى متفاوت دارند و به سبب همين نكات حضور هر دو گروه در مشاغل مختلف، خصوصاً مشاغلى كه بهره ورى افراد از منافع مادى و معنوى جمعى ناشى مى شود، ضرورى مى گرداند.
در طول تاريخ به سبب ويژگى زايش و بارورى زنان، به آنها نقش مادرى و همسرى و به تبع آن كارهاى خانگى سپرده شده است. اما در دهه هاى اخير و بالا گرفتن بحث مشاركت زنان در عرصه هاى مختلف، بحث نقش هاى سه گانه همسرى، مادرى و شغلى صورتى ديگر گرفته و به شكل جديدترى مطرح شده است و جامعه شناسان و نظريه پردازان زيادى با بررسى موضوع، به جنبه هاى مثبت و منفى آن توجه كرده اند.
«رابرت لين» در كتاب «زندگى سياسى» مى نويسد: مشاركت زنان در امور سياسى و هر نوع وابستگى خارج از خانه به معنى دزدى از فرصت هاى خانوادگى است. پارسوتر در نظريه «تفكيك نقش ها»، با اين تصور كه اشتغال زنان، نظام خانواده را در معرض خطر قرار مى دهد، اشتغال زنان را نكوهش مى كند. در نظام خانواده مرد رئيس و نان آور خانه است و زن نقش كدبانو را تكرار مى كند. به اعتقاد وى، تغيير در فرصت هاى شغلى و ايجاد برابرى با مردم، موجب از هم پاشيده شدن ساخت خانواده مى شود و كاركرد جامعه كنونى را بر هم مى زند. فرضيه «كميايى» كه بارنت «Barnet» در سال ۱۹۹۳ مطرح كرد، همنوا با اين نظريه كه تكثر نقش ها موجب اضطراب و فشار بيشترى بر زنان مى شود، فرض را بر اين مى گذارد كه ايفاى چند نقش عمده به صورت همزمان، موجب زايل شدن انرژى محدود فرد مى شود و در نتيجه زنان در پاسخ گويى به انتظارات و نيازهاى هر دو نقش «خانوادگى و شغلى» كه هر دو نيز مستلزم توان و پاسخگويى بالا هستند، با كمبود انرژى و در نتيجه ضعف و ناتوانى روبه رو مى شوند. در مقابل فرضيات و نظرات مخالف اشتغال زنان، فرضيات موافقى نيز وجود دارد. بنا به فرضيه اعتلاى نقش چه در مورد زنان و چه در مورد مردان، مشاركت در فعاليت هاى ارزشمند اجتماعى، موجب ارتقاى وضع سلامت فرد مى شود.
ازدواج (ايفاى نقش همسرى) مادر يا پدر بودن (نقش والدين) و اشتغال به كار (نقش شغلى)، هر يك از نظر ارزشمندى و مرتبت اجتماعى در رده بالايى قرار دارند. هرچه بيشتر گونه نقش ها را بر عهده داشته باشد از سلامت بيشترى برخوردار خواهد شد. نظرات زير (Sieber) بر فرضيه تجمع نقش ها مبتنى است:
۱- از اين نظر اشتغال براى زنان عزت نفس بيشترى به همراه دارد و مى تواند آنها را از پرداختن صرف به امور كسل كننده خانه دارى كه در نظر آنها ارج و قرب كمترى دارد، رهايى بخشد.
۲- فمينيست ها معتقدند، مردان براى حذف زنان از اغلب مشاغل با هم متحد شده اند تا خاطر جمع باشند زن در حرفه خود دستمزد كمترى دريافت مى كند و باز هم مجبور است در درون خانواده به مرد متكى باشد. مردان و سرمايه دارى هر دو از اين وضعيت سود مى برند و با مفهوم دستمزد خانواده به سازش دوطرفه دست مى يابند.
۳- اما انديشه اسلامى به قضيه انسان بودن زن و مرد در آفرينش با ديدگاهى واحد مى نگرد و هر دو را به سازندگى و حركت دادن تمدن اسلامى در عرصه حيات انسان ها فرا مى خواند و مسؤوليت انحراف از مسير، يا پايدارى در راه عقيده را به طور برابر به دوش هر دو مى گذارد. قرآن كريم، از حركت زندگى زن و مرد يك جامعه ياد مى كند، بى آن كه براى مردان نقشى برتر يا مهمتر از نقش زنان در نظر گيرد و يكى از آن دو را به سبب پرداختن به نقش هاى ويژه مانند پدر، مادر يا همسر بودن از مسؤوليت اصلى اش در بستر حركت زندگى معاف كند. وجود دو بانوى نمونه اسلام و جهان شريعت حضرت فاطمه(س) و نيز حضرت زينب كبرى(س)، زنانى كه به سرنوشت سياسى و اجتماعى جامعه خويش حساس بوده و رسالتشان را به خوبى انجام داده اند، بيانگر مقام و منزلت زن و نقش آنها در جامعه اسلامى است.
۴- وجه اشتراك همه ديدگاه هاى مختلف در مورد اشتغال زن اعتقاد به ارائه چند نقش متفاوت در يك زمان از سوى زنان است. به هر حال اشتغال زنان واقعيتى است كه وجود دارد و از جهات گوناگون اجتناب ناپذير است. بخشى از اين اشتغال در خدمت توسعه و بخشى ديگر در خدمت رشد و تعالى فردى و جمعى زنان است. در اين راه همگامى و مساعدت جامعه و مردم، تضاد نقش هاى زنان را به تنوع و توافق نقش ها تبديل خواهد كرد.
نتيجه چنين توافقى نيز به نفع مردان، خانواده و جامعه خواهد بود و در اين صورت امتيازات اشتغال زنان از حوزه فردى خارج مى شود و خانواده در نهايت جامعه را نيز در ابعاد مادى و غيرمادى آن در بر مى گيرد.
مريم قنواتيان
دانشجوى رشته علوم اجتماعى دانشگاه پيام نور ورامين
نگاهى خيره بر متون نانوشته قانون در مورد زنان نان آور
امنيت مبهم براى يافتن لقمه نانى كوچك
213381.jpg
فاطمه مصطفوى
تمام سرمايه اش به اندازه كف دو دستش بود، جعبه اى آدامس، اما سرمايه ديگرى هم داشت؛ صورتى چروكيده و چشمانى كه التماس از آن قطره قطره مى چكيد.
زن گفت: بچه صغير دارم، مريضم...
بعد زبانش به واگويه ماجراهاى زندگى باز شد.
همه آنها زبان مشتركى دارند؛ زنان بى سرپرست ميانسال يا مسن. چين هاى زندگى، همه بر صورت و دستان آنها دوخته شده. همه آنها يا بى سرپرست اند يا مردى از كار افتاده بالاى سرشان زندگى مى كند.
همه آنها از بيمه در طول زندگى بى بهره بوده اند.
فاطمه، ۷۰ ساله، از كار افتاده، مبتلا به سل استخوان، همسرش فوت كرده، ۳۰ سال در خانه  ها كار كرده و بيمه نشده است.
زهرا، ۶۷ ساله، همسرش هفت سال پيش فوت كرده و يك پسر فلج دارد، ريه اش آب آورده و تا يك ماه پيش براى مردم سبزى پاك مى كرده است. صغرى مى گويد ايرانى ام، حاضر نيست اسم شهرش را بگويد، به سختى بيمار شده اما چون بيمه و درآمد نداشته به پزشك و بيمارستان مراجعه نكرده و فقط از داروخانه قرص و دوا مى گرفته است، ۸ بچه و يك بچه كوچك هفت ساله دارد. كنار خيابان مى نشيند ودستش را با يك دنيا آبرو پيش مى آورد تا دستى بر آبرويش سكه اى بيندازد.
سكه در كف دستان آنها مى افتاد و جينگ صدا مى كرد؛ اما ته دلشان در صندوق بزرگى از آبرو چيزى ترك بر مى داشت و كم كم مى شكست، خرد مى شد و از بين مى رفت، عزت نفس از ميان مى رفت، فقط به بهانه ادامه حيات، كسى آنها را بيمه نكرده بود، تا جوان بودند فقط زاييده بودند، بعضى ها قدرت زايش هم نداشتند. بعضى مردانشان معتاد بودند و آنها را رها كرده بودند؛ اما غيرت زندگى همه اينها را پشت پستويى قايم كرده بود و همه آنچه را داشتند به ميدان آورده بودند همه سلامت، همه غيرت، همه همت و همه آبرو.
«زهرا» مى گويد: تا جوان بودم در خانه هاى مردم كار مى كردم، هفت سال پيش شوهرم فوت كرد. چشمانش خيس مى شود. بعد با همان لهجه غليظ آذرى اش مى گويد: يك پسر دارم. فلج است. مى آيد هر روز توى آفتاب مى نشيند. يك زير پيراهن ندارد بپوشد. تنش توى آفتاب مى سوزد. وقتى بر مى گردم خانه، مى بينم همينطور چشمش به در دوخته شده تا من برسم يك ظرف آبى به دستش بدهم.
چرا سر كار نمى رفتى؟
ـ توى خانه ها كار كردم.
شوهرت بيمه ات نكرده بود؟
ـ نه بابا خودش هم بيمه نداشت.
همه اين زنان بيوه و سالخورده از نعمت بيمه بى بهره بوده اند. اما قانون اساسى در اصل بيست و يكم پيش بينى كرده:
«دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامى تضمين نمايد و امور زير را انجام دهد:
*ايجاد زمينه هاى مساعد براى رشد شخصيت زن و احياى حقوق مادى و معنوى او.
*حمايت مادران، بالخصوص در دوران باردارى و حضانت فرزند و حمايت از كودكان بى سرپرست.
*ايجاد دادگاه صالح براى حفظ و كيان بقاى خانواده.
*ايجاد بيمه خاص بيوگان و زنان سالخورده و بى سرپرست.
به صغرى كه نگاه مى كنى فكر مى كنى ۶۰ ساله است، خودش مى گويد ۴۵ سال دارد. اما فك پايينش جمع شده، از اينكه بچه هفت ساله دارد، سنش را مى شود باور كرد.
چهار تا از بچه هايش ازدواج كرده اند. مى گويد: پسربزرگم سرباز است.
آنها به تو كمك نمى كنند؟
ـ نه خودشان را هم يكى بايد كمك كند.
چرا سركار نمى رفتى؟
ـ عقلم نرسيد. هى پشت هم بچه آوردم. فقط براى مخارج بچه ها مى رفتم اين خانه و آن خانه كار مى كردم. حالا هفت سال است كه مريض شدم.
* بيمارستان نخوابيدى؟
- نه، داروخانه من را مى شناسد. گاهى مى روم قرص مى گيرم.
* روزى چقدر درآمد دارى؟
- سه هزار تومان.
* شوهرت چه كار مى كند؟
- از كار افتاده، مريض است. توى خانه خوابيده.
* پس كى خرجتان را مى دهد؟
- خود من...!
با اين همه بچه و شوهر مريض روزى سه هزار تومان كه آيا كسى دلش رحم بيايد كمك كند يا نه، بالاخره اين صغرى است كه اين همه را به جان مى خرد و همه اش حرفها را با خنده و خوشرويى جواب مى دهد.
پيش بينى رشد شخصيت زن، حمايت از زنان و بيمه سالخوردگان در قانون اساسى راههايى را مى طلبد كه بيمه چنين زنانى را به زبان اجرا درآورد.
«قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعى» مصوب ۱۳۸۳‎/۲‎/۲۱ بر وظيفه دولت براى برخوردارى همه افراد كشور از بيمه تأكيد مى كند و حوزه هاى سه گانه تأمين اجتماعى را در بيمه، بيمه تكميلى و حوزه حمايتى و توانبخشى تبيين مى كند.
در ماده ۴ اين قانون آمده است:
اهداف و وظايف حوزه حمايتى و توانبخشى به شرح زير مى باشد:
هـ - تأمين حداقل زندگى براى همه افراد و خانواده هايى كه درآمد كافى ندارند، با اولويت افرادى كه به دلايل جسمى و روانى قادر به كار نيستند.
همه اين زنهاى سالخورده، بيمار و خودسرپرستند. تعداد آنها در محله ها از انگشتان دست بيشتر است. بعضى ها در تهران زندگى مى كنند و بعضى ها هم حاشيه نشين و يا مهاجر هستند.
فاطمه مى گويد: اگر بخواهم خودم را بيمه كنم، بايد خانوادگى بيمه شويم كه درآمدش را نداريم، چون براى هر نفر سالى صد هزار تومان بايد بدهيم و پنج نفريم، نمى توانيم ۵۰۰ هزار تومان پرداخت كنيم.
سازمان تأمين اجتماعى هم مى گويد زنانى كه كار خانگى مى كنند، مشمول بيمه نمى شوند. زنان سالخورده هم از طرف سازمان بهزيستى بايد سرپرستى شوند و بيمه تأمين اجتماعى ندارند. تنها پيش بينى در قانون مصوب آبان ۷۱ انجام گرفته كه زنان بيوه، پير و سالخورده و بى سرپرست را در نظر گرفته است، چنان كه در ماده ۴ آمده است: حمايتهاى موضوع اين قانون عبارتند از:
... ۳- نگهدارى روزانه يا شبانه روزى كودكان و زنان سالمند بى سرپرست در واحدهاى بهزيستى يا واگذارى سرپرستى اينگونه كودكان و زنان به افراد واجد شرايط.
همچنين در بخش ديگرى پيش بينى حمايتهاى مالى از قبيل تهيه وسايل و امكانات خودكفايى يا مقررى نقدى و غير نقدى به صورت نوبتى يا مستمر صورت گرفته است و اين ميزان بنا به پيشنهاد سازمان بهزيستى و تصويب هيأت وزيران پرداخته مى شود، در صورتى كه زن ازدواج كرده يا تحت تكفل قرار گيرد، تمكن مالى پيدا كند يا از قبول شغل مناسب پيشنهاد شده سر باز زند و همچنين از شركت در دوره هاى آموزشى تحصيلى يا حرفه اى بدون عذر موجه سر باز زند، اين مقررى قطع مى شود.
اما فاطمه سل ريه دارد، اصلاً نمى تواند از خانه بيرون برود، چه رسد به آموزش، زهرا ريه اش آب آورده و پسرى دارد كه منتظر اوست. چطور مى تواند با اين سن زياد به كلاس برود، اصلاً توانايى كار ديگرى را ندارد و چطور مى تواند به مراكز نگهدارى سالمندان برود؟
آنها مادرند و هر لحظه گوشه اى از دلشان در گوشه اى از اين دنيا مى طپد، به هواى فرزندى كه چشم انتظار است.
صغرى همچنان در لب پله اى پشت مغازه اى نشسته و دست پيش مى آورد و زن آدامس فروش تنها سرمايه اش و يا هديه اش دعاهايى است كه گره از كار فروبسته تو باز مى كند.
زن جوانى كه پرستار بچه هاى يك زن كارمند است، نامه اى روى ميز مى گذارد كه به دنبال كار «آينده دارى» مى روم براى تأمين آينده ام و روز پيرى و نيازمندى ام. مرا ببخشيد، كودكانتان را در مهد كودك به من بسپاريد و باز نگاه خيره يك زن بر متون نانوشته قانون مى ماند.
هيچ راهى براى بيمه كارگران خانگى نيست و در هيچ قانونى هيچگاه پيش بينى نشده است.
ديدگاه
قانون مدنى و حمايت از حقوق زنان
213399.jpg
دكتر حسن حميديان
مديركل هماهنگى امور استانهاى قوه قضاييه
موضوعى كه درباره آن بايد صحبت نمايم، اصلاحات قانونى پيرامون «توسعه و تحقق حقوق زنان در ايران» است. قبل از پرداختن به موضوع، لازم است در خصوص بستر فرهنگى و تاريخى موضوع، اهميت و جايگاه زنان در فرهنگ اسلامى و ملى مردم ايران اشاره اى كوتاه داشته باشم.
در فرهنگ اسلامى و قانون اساسى ما كاخ شكوهمند حيات و زندگى به خانه و خانواده تعلق دارد كه زنان به عنوان عضو اصلى و اهم اين كاخ در قد برافراشتگى آن نقش بسزايى دارند. كتاب مقدس ما زن و مرد را از دو صنف اما از يك نوع دانسته و از قول خداوند بخشنده اعلام نموده است «ما زن و مرد را از يك نفس واحده خلق نموديم.» اين كتاب در كنار هر مرد مؤمن از يك زن مؤمن نام برده و با اختصاص دادن يك سوره مهم از قرآن به مريم مقدس به ما آموخته است كه خلقت بدون مرد ممكن است، اما خلقت بدون زن امكانپذير نيست و با اين كار امتيازى ديگر بر امتيازات زنان افزوده است، بينش دينى ما اختلاف در جسمانيت را موجب اختلاف در انسانيت ندانسته و زنان و مردان را در عقل ذاتى يكسان و در عقل اكتسابى به تلاش و كوشش هر يك از آنها واگذار نموده است. در پديده شناسى مذهبى زن و مرد روح همزاد يكديگر بوده و بدون نقش آرامبخش زنان نهاد جهان نا آرام و كاروان بشرى متوقف خواهد شد، مگر نه اين است كه نيمى از جمعيت جهان را زنان و مابقى آنها را فرزندان آنها تشكيل مى دهند.
پيامبر گرامى اسلام دوست داشتن و احترام به زنان را نشانه ايمان مرد دانسته و مى فرمايد: كسى كه احترامش نسبت به زنان بيشتر است، ايمانش به خدا نيز افزونتر است و در جايى ديگر مى فرمايد: زنان را خوار و ذليل نمى شمارند، مگر مردمانى خوار و ذليل.
ادبيات ما مردان را پيش نويس خلقت اما زنان را پاكنويس خلقت دانسته و معتقد است كه فرشته عدالت زن است و اگر روزى بخواهيم از عدالت خداوندى مثال و نمونه اى بياوريم، بدون شك آن مثال و نمونه، زن خواهد بود.
مولوى شاعر بزرگ ايرانى، براى زن مقام آفرينندگى قائل شده و مى گويد:
پرتو حق است آن معشوق نيست
خالق است آن گوئيا مخلوق نيست
اين شاعر بزرگ معتقد است كه خداوند با قرار دادن ميل شديد ميان زن و مرد، بقا و اتحاد جهان را تضمين نموده است، عرفاى ما نيز شباهت عجيبى بين كعبه يعنى نماد دينى مسلمين جهان و معشوق مى بينند و در آثار خود براى خود هويت زنانه مى گزينند و واژگان استعارى خود را نيز زنانه قرار داده اند و حتى خورشيد عالمتاب را با جنسيت لفظى مؤنث مورد خطاب قرار مى دهند و در نهايت از نقش و عشق مادرانه خداوند نسبت به جهان در معناى كلى تر سخن مى گويند.
با اين ديدگاه اسلامى و ملى در مقدمه قانون اساسى ما آمده است: «زنان ايران به دليل ستم بيشترى كه تاكنون در نظام شاهنشاهى متحمل شده اند، از حقوق بيشترى برخوردار خواهند شد.»
اصول بيستم و بيست و يكم اين قانون ضمن تأكيد بر احقاق كليه حقوق زنان مقرر مى دارند: «همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان و از همه حقوق انسانى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى برخوردارند» و وظيفه تكليفى دولت اين است كه حقوق زنان را در تمامى جهات تضمين نمايد، مانند:
اين قانون دولت را موظف دانسته كه حقوق زنان را در جهات ذيل تضمين نمايد:
۱- رشد شخصيت زن و احياى حقوق مادى و معنوى او.
۲- حمايت از مادران بخصوص باردارى و حضانت فرزند.
۳- ايجاد دادگاه صالح براى حفظ كيان و بقاى خانواده.
۴- ايجاد بيمه خاص بيوگان و زنان سالخورده و بى سرپرست.
۵- اعطاى قيوميت فرزندان به مادران شايسته.
پس از قانون اساسى از جمله قوانين مهم ايران، قانون مدنى است كه در جهت حمايت از حقوق زنان بارها مورد اصلاح و بازنگرى قرار گرفته و تحولات شگرفى را پديد آورده است. در شماره بعد به بخشى از اين تحولات اشاره اى كوتاه خواهيم نمود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |