ترجمه: رضا بايگان
شايد براى مردم بسيارى از كشورهاى دنيا ديدن اين صحنه كه وزير فرهنگشان بر روى سن بالا و پايين مى پرد و آواز مى خواند تحمل ناپذير باشد اما گويا برزيلى ها از اين كار چندان بدشان نمى آيد.
«گيلبرتو گيل» وزير فرهنگ برزيل، احتمالاَ نمونه نادرى از ميان وزراى فرهنگ كشورهاى مختلف است كه حتى پس از رسيدن به اين مقام در سال ۲۰۰۲ نتوانست عادت گذشته خود را ترك كند و به فعاليت هنرى خود به عنوان يك خواننده «سامبا» ادامه داد.
گيل كه دوشنبه گذشته (۲۳ مه) به عنوان برنده جايزه موسيقى الكترونيك دنيا به سوئد سفر كرده بود تا جايزه خود را از « كارل شانزدهم» پادشاه سوئد دريافت كند هم اكنون در ششمين دهه زندگى خود به سر مى برد و از سال ها پيش به عنوان خواننده «سامبا» در كشور خود و بسيارى از كشورهاى ديگر به شهرت رسيده است.
او به دليل دريافت اين جايزه، از سوى آكادمى سلطنتى موسيقى سوئد به عنوان «خواننده منحصر به فردى كه با بهره گيرى از استعداد بالا و كنجكاوى به ساخت موسيقى دست زده و از موسيقى به عنوان سفيرى براى ثبت فرهنگ استفاده مى كند لقب گرفته است.
اين خواننده كه پس از قبول كردن وزارت فرهنگ، درگير كارهاى اين شغل پردردسر شده بود، بيش از دو سال دوام نياورد و تصميم گرفت در كنار شغل جديد خود به فعاليتى نزديك به ۴۰ سال به آن مشغول بود نيز بپردازد. به همين دليل در سال ۲۰۰۴ براى بازگشت دوباره به صحنه موسيقى تور خود را در كشور هنگ كنگ، زلاندنو و چند كشور اروپايى برگزار كرد. در زمان اعلام خبر برنامه هاى گيل، بسيارى از رسانه هاى بين المللى او را در كانون توجه خود قرار دادند و به وزير فرهنگى پرداختند كه سامبا مى خواند.
حال با دريافت اين جايزه، دولت برزيل مى تواند به خود افتخار كند كه تنها نمونه نادرى است كه يك خواننده پاپ را در كنار رئيس جمهور مملكت مى بيند.
البته گيل كه به عنوان خواننده از شهرتى جهانى برخوردار است از همان دوران اوليه شروع فعاليت هنرى خود به ترانه هايى كه در آنها به شرايط اجتماعى زنان، وضعيت سياه پوستان و اقليت هاى مذهبى و شرايط اجتماعى پرداخته مى شد، دلبستگى ويژه اى داشت. او همچنين از سال ها پيش در سازمان هاى حفاظت از محيط زيست فعاليت مى كرد و يكبار به دليل فعاليت هايى سياسى كه در دهه ۱۹۶۰ داشت مجبور به ترك برزيل شد. گيلبرتوگيل در ماه ژوئن ۱۹۴۲ در يكى از شهرهاى شمالى برزيل به نام سالوادور به دنيا آمد و پس از آن به همراه خانواده به مركز برزيل مهاجرت كرد. آن سال ها، اوج شيوه اى از موسيقى در برزيل بود كه بر پايه بداهه نوازى و بداهه خوانى شكل مى گرفت و «ويولريوس» ناميده مى شد. در واقع از نيمه دوم دهه ۱۹۴۰ ميلادى اين موسيقى از راديوهاى محلى به گوش مى رسد و گروه هاى موسيقى خيابانى به اجراى آن مى پرداختند.
پس از بازگشت او به زادگاهش در سن هشت سالگى به موسيقى گروه «تريوالكتريكو» علاقه پيدا كرد كه تركيبى از موسيقى گيتارهاى برقى و سازهاى كوبه اى محلى را در كارناوال ها مى نواختند. او كه جذب «بايائو»( ريتم هاى خاصى كه در شمال برزيل نواخته مى شود) و شيوه نوازندگى «ليويس گونزاگا» شده بود در همان سنين كودكى، نواختن آكاردئون را آغاز كرد.
گيل فعاليت هنرى خود را در سال هاى پايانى دهه ۱۹۵۰ ميلادى همراه با گروه «اوس دسافينادوس» (به معنى خارج از كوك) آغاز كرد و به راديوهاى محلى راه يافت. اما تا آن زمان هنوز به نواختن گيتار نمى پرداخت. گيتار به دست گرفتن او از زمانى آغاز شد كه يكى از قطعات «خوائو گيلبرتو» را از راديو شنيد و تحت تأثير آن به نواختن گيتار و يادگيرى «بوسانووا»، موسيقى بومى آمريكاى لاتين، علاقه مند شد.
او در آن سال ها براى كسب درآمد به ساخت موسيقى براى آگهى هاى تجارى مى پرداخت و به تحصيل در رشته مديريت بازرگانى نيز مشغول بود.
پشت سرگذاشتن پله هاى ترقى و آغاز شهرت او در عرصه موسيقى برزيل با حضور در جشنواره nos po2exemplo و سپس انتشار آلبوم «لوئو واكاو» شكل گرفت. با فروش قابل توجهى كه اين آلبوم داشت، گيل موفق شد خود را در كنار چهره هاى مطرح موسيقى برزيل در آن زمان مانند «كائتانو ولسو»، «ماريا بتانيا»، «گال كوستا» و « تام زى» جاى دهد.
بسيارى زا منتقدان، موفقيت اين آلبوم را غير از تشابه اسمى بايكى از ترانه هاى معروف آن زمان، در نزديك شدن اين خواننده و آهنگساز به فضاى موسيقى شهرى مى دانند.
با اوجگيرى درگيرى هاى سياسى در برزيل وبه قدرت رسيدن حكومتى ديكتاتورى در اين كشور گيل و كائتانو ولسو مجبور به ترك كشور شدند اما با برپايى يك كنسرت خداحافظى چنان سر و صدايى به راه انداختند كه عملاَ روند تبعيد خود را سريع تر كردند.
دوران تبعيد اين هنرمند كه در شهر لندن سپرى شد، موقعيتى را فراهم كرد تا علاوه بر افزايش مهارت هاى تكنيكى خود رد نواختن گيتار الكتريك و آكوستيك، بتواند موسيقى برزيل را به اروپايى ها نيز معرفى كند. او در همان دوران، اولين آلبوم خود به زبان انگليسى را نيز منتشر كرد. هنرمند تبعيدى در سال ۱۹۷۲ به كشورش بازگشت و در اولين آلبوم خود با نام «اكسپرسو ۲۲۲۲» يكبار ديگر به سامبا و ريشه هاى موسيقى بومى برزيل بازگشت. او كه ديگر به شهرت جهانى رسيده بود، آلبوم هاى «آئوويو»، «گيلاند جورج» و «رفازنداگ» را نيز تا سال ۱۹۷۸ منتشر كرد و به برپايى تورهاى مختلفى همراه با كائتانو ولسو، ماديا بتانيا و گال كوستا در سراسر برزيل پرداخت.
انتشار آلبوم «رفاولا» موفقيت ديگرى براى او به ارمغان آورد و مورد توجه منتقدان قرار گرفت. گيل در اين اثر از موسيقى آفريقا و ارتباط آن با موسيقى آمريكاى لاتين استفاده كرد و توانست ريتم هاى مرسوم در نيجريه و جامائيكا را با موسيقى مرسوم كشور خود در نواحى ريو و باميا تلفيق كند.
اين هنرمند دهه ۱۹۸۰ ميلادى را نيز با برپايى تورهاى مختلف و انتشار چهار آلبوم پشت سرگذاشت و در دهه ۱۹۹۰ نيز تا اندازه زيادى از فعاليت هاى هنرى او كاسته شد. گيلبرتو گيل در برزيل به عنوان هنرمندى تأثيرگذار شناخته مى شود و در طول ۳۰ سال فعاليت به عنوان آهنگساز و خواننده ۳۲ اثر در كشور خود منتشر كرده است. بسيارى از آثار او در ۱۶ كشور اروپايى، ژاپن ، ايالات متحده و كشورهاى آمريكاى لاتين منتشر و با اقبال عمومى مواجه شدند.
در آثار او چندگونگى و درهم آميختگى ريتم ها بيش از هر چيز جلوه دارد. ريتم هاى سامبا، بوسانووا، فانك و ديگر ريتم هاى آفريقايى لاتينى به همان اندازه رگى و ريتم هاى كاراييبى در ساخته هاى اين هنرمند به گوش مى رسند.
هرچند داشتن وزير ارشادى كه خود خواننده و آهنگساز است شايد كمى غير متعارف به نظر برسد اما احتمالاَ آهنگسازان، خوانندگان و مردمان علاقه مند به موسيقى بايد از اين رويداد كاملاَ خوشنود باشند.