جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴ -
Fri, May 27, 2005
هنر (ادبيات)
۳۱۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
سياسى
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
درباره جايزه ادبى «پوليتزر»
مرورى بر سرفصلهاى نشريات ادبى جهان
درجهان كتاب
213555.jpg
پر فروش ترين كتابهاى اين هفته، تنها محصول نگاه منتقدان گاردين نيست كه اين بار از دريچه ديد منتقدان عام پسند نيويورك تايمز نيز به اين منظر نگاه مى كنيم.
«چهارم جولاى» اثر مشترك «جيمز پترسون» و «ماكسى پائترو» در صدر پر فروشترين كتابهاى تخيلى آمريكا از ديد نيويورك تايمز قرار دارد. «باورهاى حقيقى» به قلم «نيكلاس اسپاركس» با فضايى شبيه به داستانهاى تخيلى اچ جى ولز در رتبه دوم قرار دارد. اما «عبادت نيمه كاره» نيز رمانى تخيلى است به قلم «جان سند فورد» كه در ميان انبوه كتابهاى رايج در آمريكا، عنوان پر فروش را به خود اختصاص داده. داستان درباره دختركى است كه در يك كليسا زندگى مى كند و به پسرى دل مى بازد كه براى اعتراف به كليسا مى رود اما در اين بين...
شايد «دن براون» نويسنده نسبتاً مطرح ايالات متحده فكرش را هم نمى كرد كه كتابش با اقبال عمومى مواجه شود و در رتبه چهارم پر فروشهاى اين كشور قرار گيرد. حتماً نقد اين كتاب را در نيويورك تايمز بخوانيد. عنوان كتاب اين نويسنده، «رمز داوينچى» است.
اما كتابهاى پرفروش انگلستان از نگاه گاردين و منتقدان سرسختش.
هنوز هم مى توانيد آثار نقدهاى تند و تيز اين روزنامه را دنبال كنيد و آنچه اكثر نويسندگان را منقلب مى كند، مباحث تكنيكى است كه بعضاً از سوى نويسنده يا مترجم چندان مورد قبول نيست.
«توماس فريدمن» با كتاب «دنيا هموار است» فعلاً از شر اين نقدهاى تند خلاص شده و عنوان پر فروش ترين كتاب را به خود اختصاص داده. جالب آنكه اين فهرست، عيناً در نيويورك تايمز هم تكرار شده است. اين كتاب، تخيلى نيست.
«وسواس» عنوان كتابى است از دو نويسنده. يعنى «استيو لويت» و «استفن دابنر» كه توانست در اين فهرست در جايگاه دوم بايستد. وسواس در آمريكا نيز فروش بالايى داشته است. و اما يك خبر خوش براى سينماييها.
كتاب «زندگى حق» به قلم «جين فوندا» بازيگر مطرح سينما تنها ۴۸ ساعت پس از عرضه در بازار جهانى، به رتبه سوم دست پيدا كرده است. باور كردنى نيست.
علاقه مندان داستانهاى كوتاه هم در اين فهرست جايگاه خاصى دارند چرا كه داستانهاى كوتاه نويسنده نوظهورى به نام «جيمز هيوز» اينك در صدر پر فروش ترين كتابهاى مجموعه داستان قرار دارد.
«فرانك دلفى» نويسنده ميانسال انگليسى با انتشار داستانهايى ايرلندى توانسته عنوان پرفروش ترين داستانهاى غير انگليسى بريتانيا را به خود اختصاص دهد. اين كه چرا داستانهاى ايرلندى، غير انگليسى نام برده شده، بر ما هم پوشيده است.
اما در شماره هاى پيشين ايران جمعه از «سالى باومن» نوشتيم و اين كه اين نويسنده در انگلستان و حتى اروپا با اقبال عمومى مواجه شده و كتاب هاى سال گذشته اين نويسنده با چاپ جديد، ركوردى در فروش به حساب مى آيند.
فكر مى كنيد كه رمان ژاپنى هم بتواند پر فروش باشد؟ «جوليوس جداموس» عنوان يك رمان ژاپنى است كه در صدر پر فروشهاى رمان شرقى قرار دارد. جالب آنكه گاردين درباره اين كتاب، تبليغ هم كرده است.
اما ادبيات داخلى و مؤلفان و مترجمان ايرانى.
بدون شك نام احمدپورى مترجم توانمند كشور براى آنان كه آثار ترجمه را مرور مى كنند، بسيار حائز اهميت است. وى به تازگى عاشقانه هاى ايتاليايى را ترجمه كرده و كتابى را با همين عنوان روانه بازار كرده است. نشر چشمه، ناشر اين مترجم توانمند است. پورى كتاب ديگرى هم دارد با عنوان سه تكه گويى كه نمايشنامه هايى است تك پرده اى كه در آن يك نفر به ايفاى نقش پرداخته است. نمايشنامه هايى از يوجين اونيل، هارلد پينتر و استريندبرگ. ناشر اين كتاب، انتشارات مشكى است.
اما اشعار و زندگينامه «سايفرت» شاعر محبوب كشور چك نيز با ترجمه فريده حسن زاده روانه بازار شده است. انتشارات پگاه، اين كتاب را به علاقه مندان آن عرضه كرده است.
درباره جايزه ادبى «پوليتزر»
نوستالژى
يك روزنامه نگار
على رضا كيوانى نژاد
حتى اگر نام شما در بين برندگان جايزه «پوليتزر» نباشد و تنها، كانديد دريافت اين جايزه باشيد، باز هم بزرگ ترين افتخار ادبى دنيا نصيبتان شده است.
جان آپدايك
بدون شك «پوليتزر» ارزشمندترين جايزه ادبى دنياست، چون «نوبل»، رنگ و بويى سياسى دارد.
اوژن فرومانتن
براى آنهايى كه با ادبيات و خطوط خواناى آن ارتباطى احساسى دارند، جايزه ادبى «پوليتزر» بسيار ارزشمند و ويژه است. از نگاه اهالى ادبيات بخصوص در ايالات متحده، «پوليتزر» و «نوبل» همان رقابتى را با هم دارند كه سالهاست «كن» و «اسكار» از آن برخوردارند. عده اى اسكار را جايزه اى مى دانند با زرق و برق فراوان و ايضاً تبليغات وسيعى كه روى آن مى شود و در پاره اى از موارد جشنواره اسكار را عوام پسند و «كن» را از آن روشنفكران مى دانند.
213546.jpg
چنين استنباطى درباره جايزه اى وجود دارد كه سنگ بناى اوليه آن در قرن نوزدهم پى ريزى شد.
در دهم آوريل ،۱۸۴۷ «ژوزف پوليتزر» از پدرى مجار و مادرى آلمانى در شهر ماكوى مجارستان متولد شد. به سبب آن كه پدرش در «بوداپست» بازنشسته شد، دوران رشد و شكوفايى را در اين شهر پشت سر گذاشت. تنها هفده سال داشت كه به خدمت سربازى رفت و تصميم گرفت در ليست نهايى سربازان اعزام به اتريش قرار بگيرد. قرار بود اين افراد براى پيوستن به لژيون ناپلئون و اعزام به مكزيكو تعليم داده شوند. وى مدتى را نيز در ارتش انگليس براى خدمت در هندوستان سپرى كرد. به دليل اين كه مادرش آلمانى بود، مى توانست به زبان آلمانى و همچنين فرانسوى صحبت كند، اما زبان انگليسى اين روزنامه نگار بزرگ، بسيار ضعيف بود. پس از دوران سربازى به «بوستون» در ايالات متحده رفت و كار روى كشتى را برگزيد. گزينه اى كه هيچ وقت با روحيه اش سازگار نبود. پس از اين دوران به «سنت لوئيز» رفت و در اوقات بيكارى به مطالعه زبان انگليسى و حقوق پرداخت. به سبب آن كه دنبال جاى خالى براى نشستن در كتابخانه مى گشت و هيچ وقت پيدا نمى كرد، به اتاق بازى شطرنج پناه مى برد و ديدن بازى بزرگان، از او يك شطرنج باز حرفه اى ساخت. همين كار اما او را به دنياى «ژورناليسم» هدايت كرد و در رداى يك نويسنده آلمانى به استخدام جريده Westliche post درآمد. چهار سال در اين رشته كاركرد و در سن ۲۵ سالگى قدم در راه نشر كتاب نهاد. در همين سال با دخترى پروتستانى به نام «كيت ديويس» ازدواج كرد. او در اين سالها آموخته بود كه چطور به زبان انگليسى بنويسد و تكلم كند. شايد - كه حتماً - دورى از زبان مجارى باعث شد تا وى در اظهار نظرى عجيب عنوان كند: «كسى كه به زبان سرزمينش آشنا نباشد، هويت ندارد!»
آشنايى با «جيمز ويمن برت»، سردبير «نيويورك ورد» باعث شد تا وى كار كردن در اين روزنامه را نيز تجربه كند. برت، سالها پس از مرگ پوليتزر، زندگينامه وى را منتشر كرد. پوليتزر به خاطر حضور در جنگ، با مشكل بينايى مواجه شده بود و هر لحظه از قدرت بينايى اش كاسته مى شد، اما تأثيراتى كه وى در عرصه مطبوعاتى آمريكا داشت، آن قدر شگرف و عميق بود كه بعد از مرگش، جامعه مطبوعاتى ايالات متحده، جايزه اى را به پاس زحمات وى با نام خودش بنيانگذارى كردند. وى با كمك «برت» كتاب انقلاب يك زن را به رشته تحرير درآورد. در آن زمان روزنامه نيويورك ورد با تيراژى معادل ۶۰۰‎/۰۰۰ نسخه در روز، پرتيراژ ترين جريده آن كشور محسوب مى شد، اما فقدان پوليتزر براى اين روزنامه نيز بسيار گران تمام شد. چون به خاطر بينايى و مشكلاتى كه براى وى به وجود آمد، در سن ۴۳ سالگى از تحريريه بيرون رفت و هرگز به آنجا برنگشت!
در خلال سالهاى ۱۸۹۸-۱۸۹۶ وى با همكارى ويليام راندولف شيوه جديدى در خبرنويسى مطبوعاتى ابداع كرد كه مورد توجه بسيارى از روزنامه نگاران قرار گرفت. در ۱۹۰۴ كتاب «بررسى آمريكاى شمالى» را به پايان رساند كه مورد توجه آكادمى روزنامه نگارى كلمبيا در آمريكا قرار گرفت. وى در مقدمه اين كتاب مانيفست خود را اين چنين تشريح كرد: «جمهورى ما در حال رشد با توسعه يا سقوط است!»
در سال ۱۹۱۲ اين آكادمى به پاس سالها تلاش و ممارست پوليتزر، جايزه ادبى پوليتزر را سراسرى اعلام كرد. اين جايزه در پانزده بخش اصلى به برندگان آن اهدا مى شود. جالب آنكه جايزه ادبى پوليتزر در بخشهايى چون روزنامه نگارى، هنر موسيقى و ادبيات در نظر گرفته شده است.
يك نامه عاشقانه به آمريكاى فراموش شده
همان طور كه گفته شد، جايزه ادبى پوليتزر در شاخه هاى گوناگون اهدا مى شود. برندگان سال ۲۰۰۵ نيز در عرصه هاى مختلف مشخص شدند كه از آن جمله - در بخش روزنامه نگارى - مى توان به جرايدى نظير لوس آنجلس تايمز (گزارش عمومى) و مجله استار (اخبار كوتاه) اشاره كرد.
كيم مورفى، جوليا كلر، كانى شولتز، جو مورگنسن و تام فيليپ از شاخص ترين روزنامه نگاران آمريكايى بودند كه اين جايزه را از آن خود كردند.
اما در بخش رمانهاى تخيلى «مرلين رابينسون» نويسنده ۵۸ ساله آمريكايى - متولد ۱۹۴۷ - توانست اين جايزه را از آن خود كند. وى اولين رمان خود را به سال ۱۹۸۱ و با نام «خانه دارى» منتشر كرد. اين رمان به زندگى دو خواهر در شمال غربى آمريكا مى پردازد و رمانى است تقريباً رمانتيك با مايه هايى از نظم. اشعارى كه در اين رمان به كار گرفته شدند، جملگى از اشعار خود رابينسون هستند كه باعث انتقاد شديد منتقدان شد. اين كتاب نيز كانديد دريافت جايزه پوليتزر شد، اما آن را دريافت نكرد. جايزه «پن» تنها افتخار اين كتاب بود.
«خانه دارى»، فضايى را ترسيم مى كند كه تنها يك زن خانه دار عرفانى مى توان آن را درك كند. او خود اين نوع ادبيات را مى ستايد و آن را انتظار موعود يك زن مى نامد!
اما درباره كتاب جديد مرلين رابينسون و انگيزه نوشتن آن، رابينسون در گفت و گو با «رابرت مك كرام» خبرنگار گاردين عنوان مى كند: «همينگوى، فيتز جرالد، درايسر، تواين، شرمن، كرى گرنت و لينكلن، مردان مورد علاقه زندگى من هستند. شايد تأثير اين نفرات - تأثير تفكر آنها - انگيزه اى باشد براى ۲۵ سال انتظار!»
Gilead عنوان اين رمان است. رمانى كه رابينسون مى گويد ۲۴ سال براى نگارش آن صبر كرد و حالا اين كتاب در سال ۲۰۰۵ عنوان بهترين رمان تخيلى را از آن خود كرده است.
مرورى بر سرفصلهاى نشريات ادبى جهان
«فانتاسى»
و دن براون
213498.jpg
ورق زدن مجله «فانتاسى» اگر هيچ حسنى نداشته باشد، ضرر هم ندارد. چه بسيارى از منتقدان ادبى براين باورند اين مجله آنطور كه بايد و شايد به ادبيات، بخصوص به شعر و عرصه آن، نمى پردازد. فانتاسى مجله اى است ارزان قيمت كه عمده طرفداران آن، قشر متوسط جامعه آمريكا هستند. شايد - كه حتماً - بزرگترين پروژه ادبى چندماه اخير اين مجله، انتشار ويژه نامه «فيتزجرالد» باشد.
فانتاسى، اين هفته گفت و گويى دارد با «دن براون». هنوز هم كتاب پرطرفدار «رمزداوينچى» اين نويسنده جزو پرفروش ترين هاى روز است و شايد به قول «ادوارد بينگلى» منتقد اين مجله، كتاب مذكور يكى از بهترينهاى ژانر پليسى باشد!
فانتاسى مجله اى است كه جايى براى پرداختن به ادبيات كودك و نوجوان ندارد و يا اگر به صورت اتفاقى، مطلبى مى بينيد بگذاريد به پاى اين كه از دستشان دررفته!
***
لون اسكات؛ فقط بچه ها
اگر «هورن بوك» مجله اى است كه جان مى دهد براى نوشتن مطالب و ادبيات كودكانه، «لون اسكات» هم در نوع خودش مجله اى است با مطالب كودك پسند، كافى است به شماره هاى قبلى اين مجله نگاه كنيد. آنچه متوجه مى شويد مطالبى است داستان گونه با نقاشى هاى جالب كه نصب نام كاريكاتوريستهاى بنام آمريكايى را در كنار خود مى بينند. اگر دوست داريد با نام چندتا از اين كاريكاتوريستها آشنا شويد؛ حتماً سرى به سايت «كيگل» بزنيد.
عناوين مهم اين شماره «لون اسكات» به اين شرح است: ۱ - يك دنياى كوچك با آرزوهاى رنگى ۲ - چرا من، چرا تو ۳ - گفت و گو با نايجل ميشك (كاريكاتوريست كودك و نوجوان) ضمناً در پاره اى از موارد مى توانيد بدون ثبت نام در اينترنت، از مطالب اين مجله استفاده كنيد.
اين زمين من است
«اين زمين من است» عنوان روى جلد اين شماره مجله آمريكايى است. مجله اى ادبى به صورت اختصاصى به ادبيات مى پردازد و مى توانيد در ۳۵صفحه پايانى، مطالب سينمايى را نيز در آن دنبال كنيد. بدنيست بدانيد قيمت اين مجله ۱۱دلار است كه نسبت به ساير مجلاتى از اين دست تقريباً ارزان به نظر مى رسد.
آمريكايى تنها به ادبيات قاره آمريكا مى پردازد و از سال ۱۹۳۵ كه اولين شماره خود را منتشر كرده، با همين عقيده به كار خود ادامه داده است. عكس كودكى كه كره زمين را بغل كرده اشاره اى است به انتشار نسخه ششم «هرى پاتر» ،در شرح عكس آمده:« من و هرى پاتر» زمين را به دست مى آوريم!
وسوسه نوشتن!
از «ريترزدايجست» بعيد نيست كه تمام مجلات اين شماره خود را به كتاب جديد گابريل گارسيا ماركز برنده نوبل ادبى ۱۹۸۲ اختصاص بدهد. كارى كه با ظرافت هرچه تمامتر آن را انجام داده و كتاب جديد «خاطرات دلبركان غمگين من» - اين كتاب توسط كاوه ميرعباسى ترجمه شده و تا چندى ديگر اگر مشكلى پيش نيايد روانه بازار مى شود - را مورد نقد و بررسى قرارداده است. اين مجله به قيمت ۱۶دلار و ۳۵سنت در اختيار علاقه مندان ادبيات قرار دارد وعليرغم تيراژ نسبتاً پايين آن - ۲۵۰هزار نسخه - تأثير زيادى بر موج ادبى اين كشور - آمريكا - دارد.
شماره هاى قبل اين مجله نيز به بررسى كلاس سناريونويسى ماركز در آمريكاى جنوبى اختصاص داشت. «وسوسه نوشتن» عنوان تيتر سرمقاله اين شماره مجله مذكور است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |