جمعه ۶ خرداد ۱۳۸۴ -
Fri, May 27, 2005
كودك و نوجوان (۳)
۳۱۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
سياسى
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
اوقات شرعى
ارتباطات
آرشيو
اين شهر، جاى بچه ها نيست!
مانانيستانى
213582.jpg
يك دنياى كارتونى تازه، يك شهر خيالى كه از كتاب هاى كميك استريپ به پرده سينماها راه پيدا كرده و بينندگان فراوانى را به سالن هاى نمايش كشانده، اما شما جو زده نشويد و سمت اين شهرنرويد كه با دماغ به دروازه بسته اش خواهيد خورد؛ ورود بچه ها به SinCity - شهر گناه - قدغن است!
درست است كه «شهرگناه» در لابه لاى صفحات يك مجموعه كميك استريپ، خلق شده اما اين كميك با تن تن و سوپرمن و بتمن و ... فرق زيادى دارد.
به موازات جريان كتاب هاى كميك استريپ ويژه كودكان، هنرمندانى هم از اين قالب جذاب براى تعريف قصه هاى بزرگسالانه استفاده كرده اند. «آتش افروز جهنم Hell Blazer» نمونه نه چندان مهم چنين كميك هايى بود كه چند هفته پيش در همين صفحه معرفى كرديم. «شهر گناه» مجموعه كميك استريپ بزرگسالانه ديگرى است كه فرانك ميلر، هنرمند صاحب سبك (متولد۱۹۵۷) بين سال هاى ۲۰۰۰- ۱۹۹۱ طراحى كرده و با انتشار سيزده داستان مجزا، دنياى منحصر به فرد و غريبى آفريده و اعتبار هنرى فراوانى به دست آورده است. شهر گناه، حال و هواى بسيار تلخ ، بد بينانه و خوفناكى دارد. قهرمانانش آدمكش هاى بى رحم و خونسردى هستند كه فقط كمى از دشمنان خونخوارشان قابل تحمل ترند! امنيت در اين شهر هردمبيل به شوخى خنده دارى مى ماند و ناظمان و مجريان قانون از مجرمان، جنايتكار ترند!
اولين ماجراى «شهر گناه» با نام «خدا حافظى سخت» بين سال هاى ۱۹۹۲- ۱۹۹۱ در سيزده قسمت مجزا و پياپى توسط نشر Dark Horse Presents چاپ شد و بعد قسمت هاى ديگر از راه رسيدند. مكان وقوع ماجراها، شهر خيالى Sin city است و معمولاً چند شخصيت (مارو، دوايت، مى هو، راتيگان،...) حضور مداوم دارند كه در هر داستان نقش دو، سه تايشان پر رنگ تر مى شود و بقيه در حاشيه مى مانند، گاهى هم يك داستان با داستان ديگرى تداخل مى كند. سال ۲۰۰۵ «رابرت رودريگوئز» كه از شيفتگان سبك بصرى داستان مصورهاى فرانك ميلر بود سه داستان «خداحافظى سخت» ، «كشتن خيكى گنده» و «عوضى زردنبو» از اين مجموعه را در هم ادغام كرد و با كمك خود ميلر، فيلم «شهر گناه» را ساخت. نتيجه كار به خاطر درك درست رودريگوئز از فضاى داستان ها و همكارى نزديك دو هنرمند، بسيار نزديك به اصل اثر و تماشايى است.
دنياى چرك و تيره وخشن «شهر گناه» سياه و سفيد است و رنگ به جز مواردى خاص و براى تأكيد روى يك شىء يا شخصيت (مثل رنگ زرد صورت و اندام عوضى زردنبو) نقش چندانى ندارد. قدرت طراحى فرانك ميلر شگفت انگيز است. او اكثر احجام و پرسپكتيوها را از طريق بازى با سطوح مشكى و سفيد مى سازد، مثل ساختمان ها، اتاق ها و اندام انسان ها. اصلاً كميك استريپ «شهر گناه» يك بازى تصويرى بين سطوح سياه و سفيد است، حتى گاهى ميلر خطوط دور اشيا و اندام را كاملاً حذف مى كند . گرافيك در طراحى كادر هاى استريپ او حرف اول را مى زند، هر كادر او مثل تابلوى مدرنى با تركيب بندى بى نقص است كه اجزاى داخل آن با هم ارتباطى هندسى و كاملاً حساب شده برقرار مى كنند. فرم و شكل حروف نوشته ها (ديالوگ ها و سرو صداى صحنه) هم صرفاً به كار بيان حرف و قصه گويى نمى آيند و ارزش بصرى دارند. ميلر لذت غريبى مى برد كه شخصيت هايش را زير بارش باران طراحى كند و حجم اندام را زير شلاق خطوط متقاطع باران، شكل دهد. مسلماً بارانى كه در «شهر گناه» مى بارد بويى از رحمت پروردگار ندارد و بيشتر شبيه اثر ضربه هاى تيغه يك خنجر بر پس زمينه تصوير است،
213537.jpg
گاهى خطوط مشكى بر زمينه سفيد و گاهى خطوط سفيد بر سطح مشكى مى خراشند. در كادرهاى مختلف، به تناوب سياهى در دل سفيدى موج مى زند و سفيدى در ميان سياهى مى درخشد و اين حكايت دنياى «شهر گناه» است كه خوب و بد در آن، قابل تفكيك نيستند. دلم مى خواهد چهار صفحه تمام راجع به اين كميك استريپ روده درازى كنم اما بهتر است جاى بيشترى به تصاوير اثر بدهم تا آن ها با شما حرف بزنند! قبول دارم كه اين شهر جاى بچه ها نيست اما اگر شما هم علاقه مند به كميك استريپ و طراحى آن هستيد حيف است كه از دور نگاهى به شهر گناه نيندازيد و با نمونه كارهاى يك استاد بزرگ آشنا نشويد!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |